خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

پخش اعترافات مقامات غربی
پخش قویترین اعترافات مقامات غربی درباره خیانت به ایران در دهه فجر

 

برای اولین بار قوی‌ترین اسناد از اعترافات مقام‌های ارشد آمریکا، انگلیس و فرانسه در زمینه خیانت‌های آنها به ایران و انقلاب اسلامی، در مجموعه مستند «116 روز نوفل لوشاتو» فاش می‌شود.

به گزارش سایت خبری سیمافیلم، برای اولین بار قوی‌ترین اسناد از اعترافات مقام‌های ارشد آمریکا، انگلیس و فرانسه در ارتباط با دوران مختلف تاریخی از کودتای 28 مرداد تا انقلاب اسلامی، در مجموعه مستند «116 روز نوفل لوشاتو» فاش می‌شود.

با توجه به این که تنها یک هفته به پخش این مجموعه مستند از شبکه یک سیما زمان باقی مانده است، عبدالحمید ارجمند محقق و تهیه‌کننده این مجموعه، گفت: قوی ترین اسناد در رابطه با انقلاب اسلامی، تبعید امام به شهرک نوفل لوشاتوی فرانسه و... از زبان مقام های ارشد آن زمان از جمله دیوید اوون وزیر وقت امور خارجه انگلیس و گری فیک مشاور امنیت ملی در زمان کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا، رابرت آرمائو محافظ شخصی محمدرضا پهلوی در هنگام فرار از ایران، نخست وزیر وقت فرانسه و نماینده ایران در سفارت آمریکا و برخی از دیپلمات‌های آمریکایی در زمان انقلاب اسلامی بیان می‌شود.

ارجمند در ادامه در خصوص انتشار اسناد مربوط به سال 57 که چندی پیش مرکز اسناد محرمانه انگلیس اقدام به چاپ آن کرد، گفت: باید بگویم که به گزارش‌هایی که در آن زمان فقط جنبه اطلاع رسانی میان نیروهای جزء سفارتخانه‌ها داشته است، نباید لفظ سند اطلاق کرد. همچنین توجه به این نکته که چرا وزارت خارجه انگلیس بعد از 30 سال در چنین برهه‌ای، تصمیم به انتشار این اسناد گرفته است، باز جای تأمل و بحث دارد.

وی در خصوص تفاوت کار آنها و آنچه که در مجموعه «116 روز نوفل لوشاتو» اتفاق افتاده، افزود: ما سعی کرده‌ایم تا در این مجموعه، با اشخاصی که در آن زمان در رأس کار قرار داشتند و همچنین از نزدیک با فضای سیاسی انقلاب اسلامی ایران آشنا بودند، گفت‌وگویی شفاف و رودررو داشته باشیم و مانور دادن کشور انگلیس و اشخاص بیگانه بر روی اسناد کم اهمیتی که به تازگی از سوی مرکز اسناد این کشور منتشر شده، فکر نمی‌کنم زیاد حائز اهمیت باشد و بر روی افکار عمومی تاثیر بگذارد.

این مجموعه مستند را فرشاد اکتسابی کارگردانی و عبدالحمید ارجمند برای مرکز سیما فیلم تهیه و تولید کرده است که عوامل تولید آن عبارتند از ؛ محققان: دکتر ابوالفضل آقابابا ، نسرین زمهریری، منیژه برادران و مولود شاه کرمی ، طراح و نویسنده: عبدالحمید ارجمند، تصویربردار: آرش شیروانی ، صدابردار: احمد مقدم ، طراح دکور، صحنه و لباس : احمد گلریز ، طراح چهره پردازی :فریور معیری ، جلوه های ویژه میدانی :اصغر پورهاجریان ، جلوه های ویژه رایانه ای:محمد سیحونی، کمیک استریپ :حسن تبریزی، گفتار متن: داوود نماینده ، جواد پزشکیان، کریم بیانی ، حمید منوچهری ،بازیگران :اکبر رحیمی ، شهریار فخاری ، حسین وجدانی ، علی آراسته ، علی اصغر کاووسی ، محمد بهپوری، حسین اطهمی و ... تدوین: فرشاد اکتسابی و موسیقی امید فتح‌اللهی

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

28 دی؛روز خونین کردستان
220 شهید در 6 دقیقه

 

در حالی که از زمان بمباران 28 دی ماه مناطق شهری سنندج توسط رژیم صدام بیش از 23 سال می گذرد اما هنوز زخمهای این حمله ناجوانمردانه بر چهره شهر سنندج خودنمایی می کنند.

به گزارش مهر، در روز 28 دی ماه سال 1365 در سنندج مثل دیگر روزهای سال مردم در میان سرمای سخت زمستان کار خود را آغاز کردند، ادارات سر ساعت مشغول خدمت رسانی به مردم شدند، صدای بچه ها در زنگ تفریح مدارس به گوش می رسید و همه چیز شهر رنگ و بوی عادی می داد.

عقربه های ساعت به 10 صبح رسیده بود که به ناگاه دیوار صوتی شهر شکسته شد. فضای رعب و وحشت همه جا را فرا گرفت همه به گمان اینکه هواپیماهای جنگی هستند و از آسمان این شهر عبور می کنند تاحدودی بی خیال از کنار موضوع عبور کردند ولی این بار قضیه کمی فرق می کرد و پنج هواپیمای بمب افکن عراق در آسمان شهر سنندج هویدا شدند.

هیچ کس فکرش را نمی کرد که این هواپیماهای بمب افکن قصد بمباران شهر و مناطق مسکونی را دارند ولی به یکباره صدای اولین انفجار به گوش رسید و آپارتمان های میدان شهرداری سنندج به خود لرزیدند.

اولین بمب به شلوغ ترین منطقه مسکونی شهر سنندج برخورد کرد. آن روزها در این آپارتمانها که امروز نیز هنوز یادگارهای جنگ را بر پیشانی خود دارند بالغ بر 600 خانوار زندگی می کردند.

اولین بمب در یک آپارتمان مسکونی و در نزدیکی یک مدرسه ابتدایی فرود آمد و هنوز صدای انفجار اول به پایان نرسیده بود که صداهای بعدی هم شروع شد. این بار محله چهارباغ و بعد خیابان انقلاب و در نهایت خیابانهای اکباتان و میدان لشکر هدف بمب افکنهای رژیم بعث عراق قرار گرفتند.

این پایان راه نبود مثل اینکه هواپیماهای بعثی قصد داشتند سنندج را به خاک و خون بکشند زیرا به شلوغ ترین محله سنندج هم رحم نکردند و با بمباران محله "پیرمحمد" باعث خلق یکی از فجیع ترین جنایتهای بشری شدند و دست آخر هم به مجتمع مسکونی لشکر واقع در پادگان سنندج یورش برده و آنجا را با خاک یکسان کردند.

سکوت و آرامش شهر شکست و 18 نقطه سنندج در فاصله کمتر از شش دقیقه توسط پنج بمب افکن رژیم بعث عراق مورد حمله ای ناجوانمردانه قرار گرفت که هنوز هم آثار آن در کوچه پس کوچه های شهر خودنمایی می کند و هنوز هم که از کوچه های شهر عبور می کنی صدای زجه مادران و گریه کودکان به گوش می رسد.

شهید بیژن گرامی و تعدادی از هم سن و سالانش در زمین خاکی آپارتمانهای ادب مشغول بازی بودند، او که10 روز از دعوت شدنش به تیم ملی جوانان می گذشت در فکر فراهم کردن مقدمات کار برای حضور در اردوی تیم ملی بود ولی زمانی که جنازه اش را پیدا کردند به سختی قابل شناسایی بود.

خانواده ای شش نفره در منزل خود به خون غلطیدند و امروز تنها باقی مانده آن جمع یعنی پدرشان هنوز هم وقتی اسم 28 دی ماه به گوشش می خورد اشک از چشمانش سرازیر می شود و تنها کار زندگی اش سرزدن به بهشت محمدی سنندج و دیدار با اعضای در خاک خفته خانواده اش است.

وی می گفت: صبح از خانه بیرون رفتم تا مقداری نان بخرم بعد از چند دقیقه صدای انفجار آمد به سرعت خود را به منزل رساندم ولی هرچه دنبال درب خانه گشتم نبود فقط دختر چهارساله ام را دیدم که چند متر جلوتر از خانه از شدت درد به خود می پیچید دنبال بچه های دیگر می گشتم ولی هیچ کدام را پیدا نکردم و وقتی همه آوارها را برداشتیم همه شهید شده بودند.

لیلا، گلی، فاطمه، مهین، زهرا و ... دانش آموزان دبیرستان جماران سنندج تازه ساعت دوم کلاسشان شروع شده بود که با برخورد بمب به مدرسه آنها همه در خون غلطیدند و به شهادت رسیدند.

جنازه روناک را وقتی که پیدا کردند سرش را روی قالی گذاشته بود که شاید تا چند روز آینده باید آن را تمام می کرد ولی با ناجوانمردی تمام شهید شد.

فاطمه و هیوا در تدارک برگزاری مراسم عروسی خود بودند و زمانی که می خواستند برای خرید مراسم عروسی از خانه بیرون بروند در کوچه پیرمحمد شهر سنندج شهید شدند تا مراسم عروسی شان به عزا تبدیل شود.

در آن روز افراد زیادی تمامی اعضای خانواده را از دست دادند و بسیاری دیگر از اعضای خانوده های سنندجی نیز هنوز از جراحات وارده در بستر بیماری اند.

در کمتر از چند دقیقه بیش از 220 نفر شهید و بالغ بر 123 نفر نیز به شدت مجروح شدند که تنها بیمارستان شهر سنندج نیز گنجایش و ظرفیت این همه میهمان ناخوانده را در آن روزها نداشت.

یکی از پرسنل بیمارستان توحید سنندج در شرح ماجرای آن روز می گوید ما کار عادی خود را آغاز کرده بودیم که به ناگاه سیل افراد و مراجعان ما زیاد شد و شهدا و مصدومین فراوانی را به این بیمارستان انتقال دادند وضعیت به گونه ای بود که تمامی راهروهای بیمارستان مملو از افراد مجروحی بود که هر کدام با جراحتی در انتظار کمک بودند.

آری آن روز که دانش آموزان سنندجی به مدرسه آمدند هیچ وقت فکرش را نمی کردند که امروز روز آخر و امتحان نهایی آنها باشد و هرگز دیگر همکلاسی های خود را نمی بینند.

هرچند که هدف اصلی صدام حسین از بمباران مناطق مسکونی کشور به ویژه شهرهای استان کردستان ایجاد موج نارضایتی مردم علیه نظام بود ولی قضیه به کلی فرق کرد و مردم نه تنها علیه نظام جمهوری اسلامی شعار نداند بلکه چند ساعت بعد از تشییع پیکر پاک شهیدان 28 دی ماه به خیابانها ریختند و با شعارهای مرگ برآمریکا و مرگ بر صدام بار دیگر سیاستهای جنگ طلبانه رژیمهای استعمارگر را محکوم کردند.

روز 28 دی ماه یکی از روزهای دردناک برای مردم شهری است که در زمان جنگ تحمیلی هم شهدای زیادی را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی کردند اما این حادثه را باید جز فجیع ترین جنایتهای بشری نامید زیرا باعث مرگ کودکان و زنانی و جوانانی شد که بیگناه به شهادت رسیدند.

استان کردستان در جریان جنگ هشت ساله بارها این اقدامات فجیع را به چشم دید بمباران 15 خرداد 64 شهر بانه نیز در نوع خود یک فاجعه واقعی بود که هرگز در جریان محاکمه صدام حسین به آن اشاره ای نشد.

استان کردستان در جریان بمباران های مختلف مناطق مسکونی اش در طول هشت سال جنگ تحمیلی بالغ بر 935 شهید و بیش از 600 جانباز تقدیم انقلاب کرد.

هرچند که شاید امروز با گذشت زمان اندکی از زخمهای آن زمان التیام یافته باشد ولی هنوز کوچه پس کوچه های شهر سنندج صدای ضجه مادران و در خون غلطیدن جوانانش در روز 28 دی ماه را از یاد نبرده است.

هنوز هم وقتی که گذرت به بهشت محمدی سنندج می خورد یادگارهای بمباران 28 دی ماه این شهر در قطعه شهدا خودنمایی می کنند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

بساط دین را جمع کنید؛ما اذیتیم!
حلقه‌ی جنبش ضددین حامی موسوی تکمیل‌تر شد/ بساط دین را جمع کنید رنجمان می‌دهد

 

حرمت‌شکنی روز عاشورا و پس از آن حماسه 9 دی آنچنان حجت را برهمه تمام کرد که اگرچه موسوی در بیانیه خود تلاش کرد از رفتار ضددینی و ضدانسانی افرادی که به بهانه طرفداری از او در روز عاشورا حرمت‌شکنی کرده بودند، قبح‌زدایی کند و آنان را مردم خداجوی بنامد، اما در همان بیانیه نیز با نوعی عقب‌نشینی، دولت را به رسمیت پذیرفت، تا به‌تدریج ولو در ظاهر، خرج خود را از جریان ضددینی که عملاً به صحنه‌گردان حامیانش تبدیل شده‌اند، جدا کند.

به گزارش رجانیوز، ماجرا اما آنجا سخت‌تر شد که دو روز پس از بیانیه موسوی، پنج تن از افرادی که در سابقه خود یا انکار الهی بودن قرآن و وجود مقدس امام زمان(عج) را داشتند یا خدشه در عصمت ائمه(ع) و گرایش‌های شبه وهابی و یا عملکردی با برونداد ضددینی و اباحی‌گرانه در حوزه فرهنگ، به جانبداری از موسوی به میدان آمدند تا سکوتی را که در اثر بهت از حرمت‌شکنی روز عاشورا در میان هواداران او در داخل ایجاد شده بود، با یک دوپینگ خارجی بشکنند و در ضمن با ذکر عنوان "خواسته‌های بهینه جنبش سبز" و استفاده از این تعبیر که این بیانیه تکمیل‌کننده بیانیه موسوی است، به او نیز بفهمانند که دیگر وی اجازه ندارد به تنهایی و سرخود تصمیمی بگیرد و حتی به‌منظور کاستن از فشار افکارعمومی در قبال 7 ماه قانون‌شکنی منجر به فجایع روز عاشورا، عقب‌نشینی نیم‌بند و تلویحی داشته باشد.

با این حال، چنبره حلقه ضددینی بر جریانی که تمایل دارد همچنان خود را به‌عنوان یک جنبش اعتراضی داخلی معرفی کند، محدود به بیانیه پنج‌نفره سروش، کدیور، گنجی، بازرگان و مهاجرانی نماند، بلکه روز شنبه 26 دی‌ماه، بیانیه 15 بندی با عنوان "پشتیبانان سکولار جنبش سبز ایران" منتشر شد.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

یارانه؛هرکس چقدر؟
چه خانواده‌هایی یارانه نقدی می‌گیرند ؟

 

جزئیات حداقل درآمد خانوارهای ایرانی که بر اساس آن در خوشه های اول و دوم دریافت یارانه قرار می گیرند منتشر شد.

به گزارش فارس، بر اساس اظهارات محمد مدد رئیس مرکز آمار ایران که اعلام کرد، در خوشه یک، درآمد سرانه هر نفر 788 هزار و 381 ریال و در خوشه دو درآمد سرانه هر نفر یک میلیون و 303 هزار و سه ریال است، درآمد خانوارهای یک تا ده نفره که بر اساس آن در خوشه های یک یا دو قرار می گیرند و به آنها یارانه تعلق می گیرد، به شرح زیر توسط خبرنگار فارس محاسبه شده و آمار و ارقام آن هنوز از سوی مراجع رسمی تائید نشده است.

بنابراین گزارش، در خانوارهای دو نفره، اگر مجموع درآمد خانوار پایین تر از 157 هزار و 676 تومان باشد در خوشه اول و اگر درآمد آنها کمتر از 260 هزار و 600 تومان باشد در خوشه دوم قرار می گیرند. همچنین خانوارهای دو نفره با مجموع درآمد بالاتر از 260 هزار تومان یارانه نمی گیرند.

خانوارهای سه نفره ای که مجموع درآمد آنها کمتر از 236 هزار و 514 تومان باشد در خوشه اول جای می گیرند و اگر درآمد آنها کمتر از 390 هزار و 900 تومان باشد در خوشه دوم قرار می گیرند و به بالاتر از این رقم یارانه تعلق نمی گیرد.

به گزارش فارس، خانوارهای چهار نفره با مجموع درآمد کمتر از 315 هزار و 352 تومان در خوشه اول، با درآمد کمتر از 521 هزار و 200 تومان در خوشه دوم و با درآمد بالاتر از این در خوشه سوم (بدون یارانه) قرار می گیرند.

این گزارش حاکی است: خانوارهای پنج نفره ای که مجموع درآمد آنها کمتر از 394 هزار و 190 تومان باشد در خوشه اول جای می گیرند و اگر درآمد آنها کمتر از 651 هزار و 500 تومان باشد در خوشه دوم قرار می گیرند و به بالاتر از این رقم یارانه تعلق نمی گیرد.

بر اساس این گزارش، خانوارهای شش نفره با مجموع درآمد کمتر از 473 هزار و 028 تومان در خوشه اول، با درآمد کمتر از 781 هزار و 800 تومان در خوشه دوم و با درآمد بالاتر از این در خوشه سوم جای می گیرند.

در خانوارهای هفت نفره، اگر مجموع درآمد خانوار پایین تر از 551 هزار و 866 تومان باشد در خوشه اول و اگر درامد آنها کمتر از 912 هزار و 100 تومان باشد در خوشه دوم قرار می گیرند. همچنین خانوارهای هفت نفره با مجموع درآمد بالاتر از 912 هزار تومان یارانه نمی گیرند.

خانوارهای هشت نفره با مجموع درآمد کمتر از 630 هزار و 704 تومان در خوشه اول، با درآمد کمتر از یک میلیون و 042 هزار و 400 تومان در خوشه دوم و با درآمد بالاتر از این در خوشه سوم جای می گیرند.

همچنین خانوارهای 9 نفره ای که مجموع درآمد آنها کمتر از 709 هزار و 542 تومان باشد در خوشه اول جای می گیرند و اگر درآمد آنها کمتر از یک میلیون و 172 هزار و 700 تومان باشد در خوشه دوم قرار می گیرند و به بالاتر از این رقم یارانه تعلق نمی گیرد.

و سرانجام خانوارهای ده نفره نیز با حداقل درآمد 788 هزار و 380 تومان در خوشه اول و با حداقل درآمد یک میلیون و 303 هزار تومان در خوشه دوم قرار می گیرند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

اسرائیل خود را حبس می کند!
اسراییل دور خود را سیم خاردار می‌کشد

 

سران رژیم صهیونیستی در پی نشست یکشنبه شب کابینه این رژیم تصمیم گرفتند دور تمام فلسطین اشغالی را حصارهای دوجداره و سیم خاردار بکشند.

به گزارش شبکه ایران،‌ سران رژیم صهیونیستی از بیم حمله به این رژیم از سوی مردم فلسطین، اردن، سوریه، لبنان و ...، تصمیم گرفتند در تمامی طول مرز فلسطین اشغالی با کشورهای همجوار، حصارهای وپژه دو جداره احداث کنند.

روزنامه فرانسوی لوفیگارو در باره این عملیات رژیم صهیونیستی به نقل از مقامات تل آویو مدعی شد که این اقدام با هدف مقابله با ورود مهاجران غیرقانونی صورت می‌گیرد.

بنابر این گزارش،‌ حصارهای دو جداره که با سیم خاردار و میله‌های آهنی ساخته می‌شود به برق متصل است و فاصله دو بخش دیوارهای سیم خاردار به‌گونه‌ای است که خودروهای نظامی قادر به تردد در آن هستند.

مقامات رژیم صهیونیستی تصمیم دارند ساخت این دیوار دفاعی را در مناطق مرزی مصر در صحرای سینا،‌ لبنان،‌ ارتفاعات جولان در سوریه تا دره بقاع در مناطق مرزی اردن تا دریای قرمز تداوم ببخشند. پیشتر در مناطقی از مرزهای رژیم صهیونیستی از جمله با کشور اردن، حصارهای دو جداره احداث شده‌ بود.

به گفته کارشناسان،‌ هر چند سران رژیم صهیونیستی احداث این دیوار دو جداره را برای جلوگیری از مهاجران غیرقانونی عنوان کرده‌اند، ساخت این حصار نشان از بیم اشغالگران از حملات تلافی جویانه گروه‌های مبارز فلسطینی دارد.

این در حالی است که دولت حسنی مبارک رییس جمهوری مصر نیز با احداث دیوار فولادی درخواست شده از سوی کاندولیزا رایس و تزیپی لیونی وزیران امورخارجه سابق آمریکا و رژیم صهیونیستی، هر گونه امدادرسانی به ساکنان نوار غزه را غیرممکن می‌کند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

چند تا طرح قشنگ از آقا

١

٢

٣

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

لویی جرگه=عبور از قانون و مردم

لویی جرگه پیشنهادی؛

 

محفلی برای عبور از مردم و قانون

 

 

یکی از پیشنهاداتی که از روزهای ابتدایی آغازحوادث پس از انتخابات توسط بخشی از فتنه گران و احیانا چهره‌های میانه رو و معتدلتر آنها برای پایان دادن به مناقشات پیشنهاد گردید، تشکیل گروهی متشکل از نخبگانی با گرایشهای سیاسی متنوع  برای داوری در آنچه اختلافات سیاسی دو جناح خوانده می‌شد بود. (لویی جرگه) این در حالی بود که از سوی دیگر، راس فتنه سبز با شدت و حدت بر طبل سهم خواهی می‌کوفت و فریاد برمی‌آورد که «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد»!

این سناریوی فشار از پائین و چانه زنی از بالا که در غالب کشاندن اردوکشی‌های خیابانی از یکسو و تشکیل "هیئت مورد اعتماد ملی" (مطابق آنچه در بیانیه شماره 5 موسوی آمده)  از سویی دیگر دنبال می‌شد، بخشی از سناریوی عام‌تری بود که از آن به عنوان کودتای مخملین یاد می‌شود.

پیشنهاد تشکیل "لویی جرگه" بارها توسط برخی چهره ها مطرح شد که آخرین بار آن  در برنامه تلویزیونی "رو به فردا" بود که توسط یکی از حامیان موسوی مطرح گردید، این در حالی است که نقدهای جدی به این طرح وارد است:

1- تشکیل "لویی جرگه" یا "محفل ریش سفیدان" در جوامع عقب مانده‌ای معنا دارد که مبتنی بر قانون اداره نشده و یا هنوز دارای قانون مدون و مصوبی برای اداره کشور نمی‌باشد. در چنین جامعه‌ای که هیچ ملاک و معیاری برای حل مناقشات وجود ندارد، فصل الخطاب را محفلی قرار می‌دهند که از میان نخبگان و گروههای مرجع تشکیل شده است. اما در نظامهای قانون مدار، این قانون است که فصل الخطاب بوده و مراجعه به قانون راهگشای مناقشات می باشد. در جمهوری اسلامی نیز سه دهه است که قانون ملاک و معیار حل تمامی اختلافها بوده و این قانون گریزانند که برای عبور از قانون و میثاق ملی از تشکیل چنین محفل کذایی سخن می‌گویند.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

به جوک ها قسم،سوژه خنده ای!
به نام خداوند جان آفرین
خداوند سوته دلان حزین

خداوند اسلام و راه امام
هدایتگر جنبش ناتمام

خداوند خواب و خدای کما
خداوند تغییر حالات ما

خداوند قلب و خدای بصر
خدای بهشتی، خدای پدر

خدای عذاب و خدای بهشت
خداوند خرداد و اردیبهشت

خداوند هاجر خداوند سعی
خداوند موسی خداوند رعی

خدای حسین و خداوند میر
خدایا خودت فکّ کلّ اسیر

منم! شیخ تو، مخلصت، بنده ات
گنهکارم البته! شرمنده ات

فقیرم، و محتاج و درویش تو
خدایا شکایت کنم پیش تو

خدایا چرا شد سرانجام ما
رژیم ترور؟ دولت کودتا؟

***

ندا آمد ای شیخ موسی صفت
که خِضرت خَضَر گشته! بی معرفت!

به یاد آری آن روزگار قدیم
که گفتی که ما یک حزب می زنیم؟

شروعش هم از سال هشتاد و چار
پس از آن شکستت در آن کارزار

که گفتی که: «آرای من بیش بود
شدم زخمی از چشم زخم حسود

بباید همی حزب بنیان نهاد
که مردم به ملی کنند اعتماد»

همین حزب بود و همین نشریه
که سرمایه اش ظاهراً عاریه

- نگویم کنون من ز شهرام ها
نه ربطی به تو دارد و نه به ما -

بلی، تهمت ناروا می زدی
بس عنوان ز افسانه ها می زدی

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

مهاجرانی آنور چه می کند؟!

گفت : مهاجرانی در اعتراض به مناظره تلویزیونی سه شنبه شب مدیر مسئول کیهان گفته است من به انگلیس پناهنده نشده ام !

گفتم: یعنی منظورش این است که از اول پادوی انگلیس بوده و دیگر نیازی به پناهندگی نداشته است؟!

گفت: نه بابا! بعد از فرار از کشور و اینهمه نوکری برای دولت انگلیس، ادعا می کند که هنوز ایرانی است!

گفتم: یارو در انگلیس وارد کاباره ای شد و بعد از چند ساعت مشروبخوری به گارسون گفت؛ هروئین داری؟ و چند بست هروئین هم زد و بعد حشیش و شیشه و کراک و... و بعد سفارش یک چای کمرنگ داد. گارسون که وضع او را دیده بود با تعجب پرسید؛ چرا کمرنگ؟ و یارو گفت؛ آخه چای پررنگ برای قلب ضرر داره !!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

شباهت های بین فتنه ایران و کودتای هندوراس
متن تکمیلی مقاله "اینگو نیبل "، تحلیل‌گر مسائل بین‌المللی
وجوه مشترک بسیار میان "سبز "های ایران و "کودتاچی "های هندوراس

خبرگزاری فارس: یک تحلیل‌گر برجسته مسائل بین‌المللی گفت: سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) به همراه همتای اسرائیلی‌اش موساد برای ضربه زدن به منافع ایران گروهی را که خودشان آن را به نام "فدائیان انقلاب اسلامی " می‌خوانند تاسیس کرده‌اند.

به گزارش فارس، "اینگو نیبل "، تحلیل‌گر برجسته مسائل بین‌المللی، با انتشار مقاله‌ای در مجله "گهایم "، با اشاره به پیوندهای مستحکم روابط ایران و کشورهای عضو اتحادیه آلبا در آمریکای لاتین، به تشریح برنامه‌های بی‌ثبات‌سازی دولت ایالات متحده آمریکا در این کشورها پرداخت. به نوشته این تحلیل‌گر سیاسی، هنوز 24 ساعت از اعلام پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران نگذشته و اولین تظاهرات مخالفان به جریان نیفتاده بود که لدین در وبلاگ خود نوشت، شایعاتی وجود دارد که پرسنل امنیتی ونزوئلا نیز برای مقابله با تظاهرات شرکت کرده‌اند. اینگو نیبل در ادامه می‌نویسد: دریافت‌کنندگان این پیام هواداران موسوی در ایران بودند و حامیان آن از کشورهای خارجی. این شایعه از یک سو توسط وبلاگ‌نویسان صهیونیست گسترش پیدا کرد و از سوی دیگر راه خود را به سمت تهران، یعنی جایی که تظاهرات‌کنندگان شعارهای سیاسی ضد ونزوئلایی سر می‌دادند پیدا کرد.
متن کامل مقاله مذکور در ادامه می‌آید./
کودتای نظامی روز 28 ژوئن سال 2009 در هندوراس که در جریان آن "مانوئل سلایا " رئیس‌جمهور این کشور از قدرت برکنار شد، پس از شکست طرح "تغییر رژیم " در تهران، دومین تلاش برای اجرای کودتا بود که توسط باراک اوباما، رئیس‌جمهور جدید آمریکا انجام گرفت. این اولین حمله مستقیم آمریکا و اتحادیه اروپا به "اتحادیه بولیواری برای آمریکای لاتین " (آلبا) است.
کشورهای ونزوئلا، کوبا، بولیوی، نیکاراگوئه و اکوادور، هندوراس و چند کشور جزیره کارائیب به اتحادیه آلبا تعلق دارند. پس از آن که سلایا موفق نشد در روز 5 ژوئیه به کشور خود بازگردد، "هوگو چاوز "، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در شبکه تلویزیونی فراملیتی آمریکای لاتین موسوم به "تله‌سور " حاضر شده و اعلام کرد: "دولت کودتا در هندوراس توسط امپراطوری یانکی‌ها حمایت می‌شود. " کودتا در هندوراس برای فرمانده انقلاب بولیواری "آغاز یک حمله " است که هم اکنون در بولیوی نمایان شده است. این فرمانده بازی را با تلاش برای متزلزل ساختن موقعیت "اوو مورالس "، از هم‌پیمانان خود در اتحادیه آلبا آغاز کرد.
در ادامه، جریان به این صورت است که بحران سیاسی هندوراس هم‌سو با مسائلی همچون سیاست‌های منطقه‌ای و ژئواستراتژیکی منسجم شده است. این بحران نباید به طور جداگانه به عنوان نتیجه یک کودتا مورد نظر قرار بگیرد، بلکه به عکس، باید به عنوان پیش‌درآمدی در نظر گرفته شود که با نیروهای مشخصی در آمریکا و اروپا "استعمار طلبی " دولت‌های چپ‌گرا در اتحادیه آلبا را به دقت مورد بررسی قرار داده و می‌خواهد به آنها تجاوز کند. به همین جهت، هندوراس اولین مهره این بازی است که باید سقوط کند تا بقیه کشورهای عضو اتحادیه آلبا را به همراه خود از پا در آورد. از طرفی، چون کشورهای ونزوئلا، کوبا، بولیوی و نیکاراگوئه که از اعضای آلبا هستند روابط سیاسی و اقتصادی خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارند، نمی توانند در خصوص پیشرفت در خاورمیانه و نقش اسرائیل در آمریکای لاتین بی‌تفاوت بمانند.
* ایران و ونزوئلا؛ هم‌پیمانان ژئواستراتژیکی
دو کشور ونزوئلا و کوبا در سال 2004 اتحادیه آلبا را تاسیس کردند و پیامد آن، برقراری روابط دو جانبه موجود بین این دو کشور در حال حاضر در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. کاراکاس با نرخ ویژه به هاوانا نفت ارسال می‌کرد و در مقابل آن، دانش کوبایی‌ها در خصوص تامین تجهیزات پزشکی در محله‌های فقیرنشین، از بین بردن بی‌سوادی و رونق دوباره کشاورزی را به دست می‌آورد. جهت برقراری روابط دو جانبه، اولین گام برای هر دو کشور این بود که خود را از نفوذ صنعت و اقتصاد اعتباری آمریکای شمالی جدا کنند و نمونه‌ای باشند تا نشان دهند کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب چطور می‌توانند از یک زیان اساسی که در همه آنها مشترک است رهایی یابند. این زیان، در اولین مرحله به مسائلی چون فقر و کمبود مواد غذایی، بیکاری و بی‌سوادی، فقدان تکنولوژی و همچنین بدهکاری به کشورهای خارجی مربوط می‌شود. همسو با این مسائل، تاسیس آلبا همچنین به معنی توسعه نوعی دیوار حفاظتی در برابر سیاست خارجی بود که رهبران انقلابی دو کشور ونزوئلا و کوبا به آن نیاز داشتند تا از طریق آن در برابر هر نوع دخالت آمریکا و اتحادیه اروپا از خود محافظت کنند.
در عواقب منطقی این سیاست، از یکسو توسعه آلبا از طریق پذیرش اعضای جدید و انجام اقدامات جانبی همچون توزیع نفت ونزوئلا در پتروکاریبه قرار داشت و از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری بر روی پروژه‌های مشترک در بانک آلبا. در ژوئن 2009، کشور اکوادور به عنوان جدیدترین عضو در اتحادیه بولیواری وارد شد و همچنین "مائوریسیو فونس "، رئیس‌جمهور جدید السالوادور، پس از انتخابات اعلام کرد که می‌خواهد روش نیکاراگوئه و هندوراس، دو کشور واقع در آمریکای مرکزی را دنبال کرده و به آلبا بپیوندد. این مساله موجب شد که در آمریکای مرکزی گروه پیوسته منطقه‌ای آن اتحادیه، به یک جایگزین حقیقی برای الگوی اقتصادی سرمایه‌داری آمریکا و اتحادیه اروپا تبدیل شود که در 100 سال اخیر هیچ قدرت خاصی نتوانسته بود مشکلات اساسی نام برده شده در آمریکای لاتین را تعدیل کرده و یا از میان بردارد.
از آنجایی که دو کشور صاحب قدرت در شمال با شعار سرمایه‌داریِ "برای خودت هیچ رقیبی ایجاد نکن بلکه او را از خودت جدا کن! " علاقه چندانی نداشتند که تکنولوژی‌های خود را با جوامع آمریکایی تقسیم کنند، کشورهای عضو آلبا باید بخش‌های دیگر جهان را نیز در نظر می‌گرفتند که ببینند آیا در آن قسمت‌ها هیچ کشوری آمادگی آن را داشت که به جرات آنها را تحت حمایت خود قرار دهد یا خیر. پس از مدتی آنها متوجه شدند که در کنار روسیه و چین، "محمود احمدی‌نژاد "، رئیس‌جمهور ایران، نیز علاقمند است به آنها در زمینه انتقال دانش و فناوری کمک کند. دولت تهران به رغم وجود همه تفاوت‌های سیاسی، مذهبی و فرهنگی، بر آن شد که درهای خود را به سوی آمریکای لاتین باز کند، زیرا این اقدام امکان آن را برای ایران فراهم می‌کرد که بر روی سودهای ناشی از قیمت بالای نفت سرمایه‌گذاری کند و از طرف دیگر، بر تلاش کشورهای غربی برای انزوای این کشور غلبه کند. ایران برای کشورهای آمریکای لاتین یک هم‌پیمان واقعی بوده و هست، زیرا توانسته به رغم وجود تحریم‌هایی که توسط کشورهای غربی به آن تحمیل شده، فناوری خود را به طور وسیعی مستقل از تولیدات آمریکا و اتحادیه اروپا توسعه دهد.
* ایران و ونزوئلا دست‌های آمریکا را بسته‌اند
مسئله دیگر، توسعه همکاری‌های بین قاره‌ای است که در اولین گام برای این هدف، ونزوئلا و ایران توانستند آمریکا را تحت فشار قرار دهند. این دو کشور و همچنین بقیه کشورهای عضو آلبا طی دهه‌های پیش چندین بار تجربه کرده‌اند که واشنگتن هنگامی که منافعش ایجاب کند هیچ منعی از این بابت ندارد که با ابزارهای سیاسی، نظامی و سرویس اطلاعات مخفی خود در امور این کشورها دخالت کند. آمریکا به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده نفت خام در جهان، به همان اندازه به واردات این دو کشور وابسته است. بنابراین وضعیتی تکرار می‌شود که واشنگتن در سال 2002، زمانی که نئوکان‌های "جرج بوش "، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، جنگی خلاف حقوق ملل علیه عراق طراحی کردند، در آن قرار داشت. از آن جایی که کارشناسان امور استراتژیکی در پنتاگون باید تلاش می‌کردند که مانع از انتقال نفت "صدام حسین " از طریق تنگه هرمز شوند، مجبور بودند که پیش از آغاز جنگ تامین نفت از ونزوئلا را تضمین کنند. بنابراین، می‌توان این مساله را از علل شکست کودتای روز 11 آوریل 2002 در ونزوئلا دانست. این کودتا، به دلیل این که مردم چاوز را - که دستگیر شده بود- مطابق قانون اساسی دوباره به سمت خود بازگرداندند، منجر به شکست شد.
همین وضعیت هم‌اکنون دوباره تکرار می‌شود، تنها با این تفاوت که به جای عراق، ایران وارد ماجرا شده است. برای آمریکا این مشکل وجود دارد که نمی‌تواند به هیچ یک از این دو کشور به طور جداگانه حمله کند (یا به اسرائیل اجازه دهد که ایران را بمباران کند)، چرا که دیگر هیچ نفتی از ونزوئلا یا کشورهای حوزه خلیج فارس به دست نمی‌آورد. با این پیش زمینه، هر گونه حمله از جانب آمریکا یا اسرائیل به ایران، نوعی حمله به ونزوئلا- و بالعکس- ارزیابی می‌شود. هر کس که در تحلیل خود، از روابط بین ونزوئلا و ایران چشم‌پوشی کند، یا معلومات وی در این خصوص بسیار محدود است و یا آگاهانه به عنوان دشمن انقلاب ایرانی و بولیواری فعالیت می‌کند.
* تدابیر اسرائیل برای جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در آمریکای لاتین
رژیم‌ها در تل‌آویو به این مساله توجه نمی‌کنند که چطور ایران از یک سو حضورش را در آمریکای لاتین پی در پی گسترش می‌دهد و از سوی دیگر موضع‌گیری قطعی هم‌پیمان خود، چاوز، را در خصوص جنگ تهاجمی صهیونیست‌ها علیه لبنان (2006) و غزه (2009/2008) دریافت می‌کند. سه سال پیش دیپلماسی اسرائیل در خصوص روابطش با آرژانتین موفق شد در "بازار مشترک جنوب " در آمریکای لاتین (مرکوسور) موقعیت خوبی به دست آورد، در حالی که ونزوئلا هنوز هم درباره پذیرش عضویت کامل این بازار تجاری مردد است و آخرین بار احزاب مخالف راست‌گرا در پارلمان برزیل مانع از عضویت آن شدند. کشور برزیل به همراه آرژانتین، پاراگوئه و اوروگوئه، مرکوسور را تاسیس کردند. طبق اخباری که در روز 30 می سال 2009 از وزارت خارجه اسرائیل به بیرون درز کرد، "دنی آیالون "، معاون وزیر امور خارجه این رژیم در نظر داشت در نشست سازمان کشورهای آمریکایی (OAS) که قرار بود در روز دوم و سوم ژوئن در هندوراس برگزار شود، با نمایندگان چند کشور آمریکای لاتین ملاقات کند. در ادامه این خبر، اعلام شده بود که آنها در نظر دارند از این طریق از پیشروی ایران جلوگیری کنند. این اطلاعات، بخشی از مبارزه وزارت خارجه تل‌آویو بود که "آویگدور لیبرمن " اولترا صهیونیست آن را هدایت می‌کرد.
در روز 26 می سال 2009، بسیاری از خبرگزاری‌های اروپایی با مراجعه به یک گزارش محرمانه وزارت خارجه اسرائیل گزارش دادند، ونزوئلا و بولیوی از طریق تامین اورانیوم تهران از برنامه هسته‌ای ایران حمایت می‌کنند. این گزارش، تاکنون صریح‌ترین حمله رژیم صهیونیستی به دو رقیبش در آمریکای لاتین است. تا امروز، اسرائیل این مساله را که "شرکت‌های امنیتی محرمانه " توسعه سیاسی منطقه را تحت تاثیر قرار داده‌اند پنهان کرده بود.(1) گذشته از این، سفارتخانه‌های اسرائیل در کشورهای آمریکای مرکزی، به طور مرتب شرکت در سمینارهای آموزشی را برای کارمندان شاغل در شعبه‌های وزارت‌خانه‌های اسرائیل در شهرهای مختلف پیشنهاد می‌کردند. این واقعیت‌ها ثابت می‌کند که تل‌آویو نه تنها ایران، بلکه هم‌پیمانان آلبا را نیز به دقت زیر نظر داشته است.
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

واکنش مردم لبنان به فیلم حاتمی کیا
واکنش تندمردم لبنان به فیلم حاتمی کیا

 

ابراهیم حاتمی کیا کارگردان فیلم های سینمایی روز گدشته فیلم سینمایی "به نام پدر" خود را در سومین جشنواره فیلمهای سینمایی ایرانی در لبنان به نمایش گذاشت.

این فیلم که یکی از ساخته های انتقاد برانگیز این کارگردان بوده است به روایت زندگی دختر رزمنده دفاع مقدس که دانشجوی باستان شناسیست می پردازد .

به گزارش صراط ، پخش این فیلم ابراهیم حاتمی کیا در کشور لبنان با واکنش های تندی از سوی مردم این کشور مواجه شد . مردم لبنان که سالها درگیر جنگ با تجاوزگران صهیونیست بودند اینک باید شاهد فیلمی باشند که جنگ را به سخره گرفته و از تبعات منفی آن برای آینده فرزندان رزمنده ها سخن می گوید.

قبل از پخش این فیلم حاتمی‌کیا در سخنانی تعجب آور با اشاره به جایگاه سینمای ایران در جهان و نمایش فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های معتبر بین‌المللی و در کشورهای مختلف، گفت: "یکی از نکات قابل توجه در نمایش فیلم‌های ایرانی در خارج از کشور، عکس‌العمل تماشاچیان نسبت به آنچه در این فیلم‌ها از ایران می‌بینند و تعارض آن با تصوری است که از ایران دارند، است.

تصور کشوری عقب‌مانده، فاقد مظاهر زندگی مدرن، بی‌فرهنگ و دچار مشکلات که گاهی این تصویر بسیار افراطی و تیره‌تار است و این موضوع نشان دهنده تأثیری است که وسائل ارتباط جمعی و رسانه‌ها بر افکار عمومی و بر شکل‌دهی تصورات مردم دارند و همچنین بیانگر هجوم و تبلیغ منفی گسترده رسانه‌ای علیه ایران است. همین موضوع در مورد لبنان نیز صادق است. تصویر لبنان به‌عنوان کشوری ناامن، در حال جنگ دائم، ویران و فاقد امکانات که حتی در اذهان ایرانی‌ها نیز چنین تصویری از لبنان وجود دارد و این حاصل کار رسانه‌ها و نحوه انعکاس قضایای لبنان است."

حاتمی کیا که خود از کارگردانان معتبر ایرانی به حساب می آید به نکته اشاره نکرده است که مردم لبنان پس از تماشای فیلم به نام پدر که دستاوردهای جنگ تحمیلی ایران و رزمندگان دفاع مقدس را تخطئه می کند چه تصوری از ایران خواهند داشت .

گفتنی است در کلیدی ترین قسمت این فیلم گلشیفته فراهانی بازیگر نقش حبیبه در حین عملیات تجسس برای یافتن اشیای باستانی ، پایش روی مینی باقیمانده از زمان جنگ می رود که پدرش برای دفاع ازخاک ایران آن را روی تپه ی شاهد کاشته بود و . . .

در ادامه تماشای فیلم حاتمی کیا میبینیم که این کارگردان علاقه مند به ساخت کارهای دفاع مقدس طی دروغ هایی شاخ دار و دادن نسبتهایی شرم آور به خانواده های معظم ایثارگران به مشکلات پیش آمده برای فرزندان جانبازان و شهدای جنگ تحمیلی پرداخته و از زبان آنها با حالتی طلبکارانه بیان می کند که چرا پدرانشان به جنگ رفته و باعث بدبختی های امروز آنان شده اند؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

نرم افزار این عمار
نرم افزار "این عمار" رونمایی شد

 

در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی نرم افزار چندرسانه ای انتخاباتی « أین عمار» رونمایی می شود. این مجموعه بر اساس بیانات مقام معظم رهبری تولید شده و شامل 6 محور اصلی و بیش از 80 زیر گروه می باشد که با تقسیم بندی و تفکیک موضوعی در قالب فایل های تصویری، صوتی و متنی ارائه می گردد.

به گزارش الف، مدیر موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان بخشهای مختلف نرم افزار را این چنین معرفی می کند: " اولین بخش نرم افزار در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری است که نگاهی به وقایع قبل و بعد از انتخابات دارد و در 10 زیر گروه به معرفی کاندیداها، مناظره ها، روزشمار انتخابات، بیانیه ها، نقش رسانه ها و ... می پردازد. در بخش دوم با بهره گیری از فایلهای متنی، صوتی و تصویری در 9 زیر گروه، بیانات حضرت امام خمینی(ره) درباره انتخابات و عوامل موثر بر آن مورد توجه قرار گرفته است.

محور بعدی بیانات مقام معظم رهبری در 10 ماهه قبل و بعد از انتخابات است که با عنوان عمود خیمه نامگذاری و با دسته بندی موضوعی در 5 بخش، در قالب متن، صوت و فیلم جهت استفاده مخاطبان ارائه شده است. همچنین در این قسمت حدود 150 قطعه صوتی و تصویری از سخنان معظم له که موضوعات کلیدی در آنها تبیین شده، با قابلیت کاربرد در دستگاه تلفن همراه تهیه و درج شده است.

در ماه های گذشته جمعی از متعهدین انقلاب اسلامی در سراسر کشور به بحث و بررسی مسائل مربوط به انتخابات پرداخته اند. این موضوع دست مایه درج بخش این عمار به عنوان بخش چهارم این مجموعه بود که مواضع حدود 50 تن از این افراد در قالبهای مختلف ارائه شده است.

ریزش ها و رویش ها، جریان شناسی پدیده فتنه در صدر اسلام و تطابق آن با وقایع اخیر است که قسمت پنجم این نرم افزار را تشکیل می دهد و در 5 زیر گروه از جمله فتنه در صدر اسلام، در کلام امیر المومنین(ع)، در بیانات مقام معظم رهبری، فتنه و انتخابات و ... تقسیم بندی شده است. در بخش پایانی نیز تولیدات رسانه ای چون شعر، طنز، کاریکاتور، عکس، مستند، کتابخانه و ... گردآوری شده که مرتبط با موضوعات نرم افزار می باشد و با نام انعکاس در دسترس مخاطبان قرار می گیرد."

کار تولید این نرم افزار از 3 ماه پیش آغاز شده و در روزهای آینده به پایان خواهد رسید. علاقه مندان جهت آشنایی بیشتر با این محصول می توانند به سایت این موسسه به آدرس www.armancenter.ir مراجعه نمایند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

بهاءالله مهاجرانی!
بهاء الله مهاجرانی!

 

حسین شریعتمداری

بعد از صدور فتوای معروف تحریم تنباکو از سوی مرجع گرانقدر عالم تشیع، مرحوم آیت الله العظمی میرزای شیرازی که خروش فراگیر و همه جانبه مردم را در پی داشت و سرانجام ناصرالدین شاه را به لغو قرارداد استعماری «رژی» مجبور کرد، جمعی از علمای برجسته حوزه های علمیه برای قدردانی از مرحوم میرزا به دیدار او رفته بودند- گفته می شود مرحوم آیت الله شهید سیدحسن مدرس نیز در این جمع بود- مرحوم میرزای شیرازی ضمن استقبال از آنان و تأکید بر ضرورت ایستادگی در برابر زورگویی و غارتگری قدرتهای استعماری، سر به گریبان تفکر فرو برده و گریسته بود. حاضران از این حالت به تعجب آمده و علت را پرسیده بودند و میرزای بزرگ در پاسخ گفته بود؛ فتوای من بر ناخشنودی حضرت بقیه الله الاعظم - ارواحناله الفداء- تکیه داشت و در آن آمده بود «امروز - الیوم- استعمال توتون و تنباکو در حکم محاربه با امام زمان علیه السلام است» و مردم که فدایی آن حضرت هستند، با این اشاره در پی جلب خشنودی ایشان به پای جان دویدند و بساط قرارداد استعماری رژی را برچیدند. بنابراین، اکنون دشمنان به نقطه قوت و کانون اصلی قدرت شیعه پی برده اند و از این پس برای مقابله با این کانون قدرت و اقتدار، توطئه ها می چینند و ترفندهای فراوان به کار می گیرند....

بهائیت که به گواهی اسناد موجود و به قول حضرت امام(ره) یک «حزب صهیونیستی» است اگرچه چند ده سال قبل از آن تاریخ پدید آمده بود ولی فعالیت گسترده و چشمگیری نداشت اما بعد از فتوای مرحوم میرزای شیرازی فعالیت تبلیغاتی این حزب صهیونیستی با حمایت مالی و سیاسی دولت انگلیس شتاب گرفت و هرچند که به دلیل حضور 5 مجتهد در مجلس شورای ملی- بعد از مشروطه- و فتوای مراجع وقت درباره بهائیت که هنوز از خاطر ها نرفته بود این فعالیت با موانع فراوانی روبرو بود، ولی با روی کار آمدن رژیم پهلوی که هویتی انگلیسی داشت و مخصوصاً در دوران محمدرضا پهلوی، این حزب صهیونیستی در بسیاری از مراکز حساس کشور حضوری موثر و تعیین کننده پیدا کرد تا آنجا که بیش از 01 تن از وزرای کابینه هویدا و مقامات برجسته کشوری و لشگری بهایی بودند. همزمان با فعالیت این حزب صهیونیستی که از حمایت آشکار اسرائیل برخوردار بود، انجمن حجتیه شکل گرفت که صرفنظر از نیت و انگیزه برخی از اعضای آن، یک جریان موازی برای گم کردن رد بهایی ها در مراکز حساس کشوری و لشگری و انحراف اذهان عمومی از فعالیت اصلی این حزب صهیونیستی بود.

درپی پیروزی انقلاب اسلامی، دست بهائیان از مراکز حساس و سرنوشت ساز کشور کوتاه شد که خود حدیث مفصلی است.

و اما، از چند ماه قبل و همزمان با شکل گیری فتنه اخیر که مدیریت نه چندان پنهان رژیم صهیونیستی در آن غیرقابل انکار است، بار دیگر این حزب صهیونیستی در پوشش حمایت از سران فتنه به میدان آمد، اگرچه مانند سایر گروه ها و جریانات ضد انقلاب حامی موسوی و کروبی و خاتمی، بسیار حقیرتر از آن بوده و هست که غیر از کمک های مالی و تبلیغاتی در حمایت از سران فتنه، کاری از آن ساخته باشد و دیدیم که نبود.

دیروز گروه 5 نفره عطاءالله مهاجرانی، محسن کدیور، عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش و اکبر گنجی که به عنوان «اتاق فکر جنبش سبز»! و سخنگوی سران فتنه اعلام موجودیت کرده و این ماموریت آنان از سوی موسوی، خاتمی و کروبی نیز تکذیب نشده است، آشکارا به نفی وجود مبارک حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنالتراب مقدمه الفداء- پرداختند. نفی وجود مبارک مراد غایب(عج) از سوی اکبر گنجی در مصاحبه با بی بی سی صورت گرفت ولی اولاً؛ اکبر گنجی مطابق شواهد و اخبار موثق، نقش ساختارشکن در گروه یاد شده را برعهده دارد و بدون اجازه این گروه، مجاز به اظهارنظر نیست. به یقین آقایان مهاجرانی و کدیور و سروش نمی توانند نشست مشترک خود در لندن و با حضور مسئول میز ایران در MI6 را که دستور کار آن تعیین شرح وظیفه این گروه بود، انکار کنند. گفته می شود که در آن جلسه به عبدالعلی بازرگان اجازه حضور داده نشده بود.

ثانیاً؛ اکبر گنجی یکی از 5 عضو گروه یاد شده است، بنابراین اظهارات سخیف و کودکانه وی در نفی وجود مبارک حضرت صاحب(عج) نمی تواند بیرون از خواست و اراده گروه مزبور باشد.

ثالثاً؛ اینگونه اظهارات در نفی تشیع، وجود مبارک مراد غایب(عج) و... پیش از این نیز آشکارا و بی پرده از سوی سروش، کدیور و گنجی مطرح شده بود، بنابراین گروه 5 نفره مورد اشاره، با همین هویت شکل گرفته و به اصطلاح به عنوان «اتاق فکر»! موسوی و خاتمی و کروبی آغاز به کار کرده است....و ده ها سند و شاهد دیگر که در این وجیزه نمی گنجد و از مأموریت جدید عطاءالله- بخوانید بهاءالله- مهاجرانی حکایت می کند.

و اما، اگرچه گفته اند «از دل برود هر آن که از دیده برفت» ولی آن گونه که نگارنده چند سال قبل نیز اشاره کرده بود، مراد غایب ما- روحی له الفداء- میهمان دل نیست که گاه در آن باشد و گاه برخیزد. او «بر دل نشسته ای» است که با دل سرشته است و دوستی و محبت او با بلندترین آرمان انسان ها که «خداجویی» و «عدالت» است گره خورده است. شیفتگان او، تشنه عدالت اند و در ظهورش، گمشده خویش را به انتظار ایستاده اند و حاشا که پای پس بگذارند.

پشه ای بر درخت خرمایی نشست و هنگام برخاستن به درخت گفت؛ خود را محکم بدار که قصد برخاستن دارم! درخت پوزخندی به تمسخر زد و گفت؛ چون تو پشه بی مقدار، بسیار می نشینند و برمی خیزند بی آن که زحمتی بیفزایند...

و بالاخره، فتنه اخیر اگرچه تلخی هایی داشت ولی چه موهبت بزرگی بود، هدیه خدای مهربان به ملت ایران و چه زودتر از آنچه انتظار می رفت منافقان را به رسوایی کشید...

در کلام خدا آمده است که منافقان بیم آن دارند سوره ای نازل شود و مردمان را از کفر درونی آنان باخبر سازد... و می فرماید... ای پیامبر! به منافقان بگو، اکنون استهزاء کنید! که خدا آنچه را از آن می ترسید برملا خواهد کرد...

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

نقد فیلم های هالیوودی(دکتر عباسی)
نقد فیلمهای هالیوودی توسط حسن عباسی

 

کلاس‌های سینمای استراژیک دکتر عباسی با محوریت نقد و بررسی راهبردی و تحلیل محتوایی سریال های استراتژیک هالیوودی با همکاری دفتر سینمایی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) و اندیشکده یقین (مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز) برگزار میگردد .

به گزارش صراط، در این کلاس ها حسن عباسی رئیس مرکز بررسی های دکترینال بدون مرز به نقد و بررسی فیلمهای هالیوودی، اسم مستعار- بیست و چهار - فرار از زندان - خانه داران عاجز- جریکو- یونیت- قهرمانان- ماوراء الطبیعه- مرد دیوانه - دلاوران- دوستان - فلش فوروارد- سیمپسونز - پوست - فرینج- تئودورز- گمشدگان خواهد پرداخت .

زمان برگزاری کلاس های فوق دوشنبه ها ساعت 15الی 17 در سالن امفی تئاتر فرهنگسرای ارسباران برگزار شده و شرکت عموم در این کلاس ها آزاد است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

مظلومیت بسیجی این است+فیلم

مظلومیت بسیجی این است!

دانلود

قضاوت با شما...

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

ساده زیستی آقایمان
واگویه هایی از زندگی ساده و بی آلایش رهبر انقلاب
اشتباه کردید که عوض نمودید؛ بروید همان زیلوها را بیاورید

 

گروه تاریخ: زندگی ساده و بی آلایش رهبر انقلاب از آغاز تا اکنون یادآور عکس و تصویرهایی است که از منزل بی تکلف امام منتشر شده و خاطراتی که از ایشان هنوز در میان حرف و حدیث های روزمره انقلابیون موج می زند. و اکنون اگر چه رهبر انقلاب نیز بر همان مشی هستند؛ اما پرهیز ایشان از انتشار چنین خاطراتی شاید بسیاری از ناگفته ها را ناگفته باقی گذاشته است.

آنچه در پی می آید گزیده ای است از اظهارنظرهای شخصیت های مختلف پیرامون زندگی رهبر انقلاب. کسی که پیشتر در خصوص سال های آغازین زندگی اش این چنین تعریف می کرد:«پدرم روحانى معروفى بود اما خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق می‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیه می‌کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»

حجت‌الاسلام سیدعلی اکبری: «ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از آقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزلشان و وضیعت زندگیشان فیلم‌برداری کنیم، تا مردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند که ایشان چگونه زندگی می‌کنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهید زندگی مرا نشان بدهید می‌ترسم خیلی‌ها باور نکنند.»

سردار سرلشکر سیدرحیم صفوی: «روزی که در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهربانی به من فرمودند:آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید. بنده در عین حال که این را توفیقی می‌دانستم، خدمتشان عرض کردم:اسباب زحمت می شود. مقام معظم رهبری فرمودند:نه، بمانید؛ هرچه هست با هم می‌خوریم. وقتی‌که سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست.»

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی: «با این‌که مقام معظم رهبری می‌توانند از همه‌ی امکانات مادی بهره‌مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی پایین‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر این که از یک زندگی معمولی سطح پایین بهره می‌برند، دائماً به مسوولان سفارش می کنند:مواظب زندگی خود باشید. اسراف نکنید. آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند که مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبت‌های خاصی که برنامه خواندن صیغه‌ی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یک ربع، عروس و داماد و خانواده‌های آن‌ها را به رعایت صرفه‌جویی دعوت می‌نمایند و می‌فرمایند:خرج‌های گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید. خود آقا هم در زندگی خصوصی‌شان، دقیقاً همین طور عمل می‌کنند. معظم‌له نه حقوق از جایی دریافت می‌کنند و نه از وجوهاتی که از اطراف و اکناف خدمت ایشان می‌آید، برای زندگی شخصی خود استفاده می‌کنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است که علاقه‌مندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم می‌کنند. فرزندان آقا هم همین طور زندگی می‌کنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند.»

حضرت آیت‌الله جوادی آملی: «یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیت‌الله خامنه‌ای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کرده‌ام که باهم باشیم‌. آقا فرمودند: این غذا از بیت‌المال است، شما هم مهمان بیت‌المال هستید. برای بچه‌ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.»

دکتر غلامعلی حداد عادل: «در اوایل ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه ای، یک شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا کشید، معظم لَه فرمودند: شام پیش ما بمان. من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا می‌توانستم مدتی بیش‌تر در خدمت ایشان باشم. آقا فرمودند: من نمی‌دانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می خوریم. از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفته‌ام که هر چه باشد با هم می‌خوریم. از جواب‌های آیت‌الله خامنه‌ای، احساس کردم که در منزل به اندازه یک نفر شام کنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند: عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش کنید. پس از گذشت حدود یک ربع، یک بشقاب برنج ساده با یک کاسه کوچک خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف کردیم و با هم خوردیم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شکر کردم که چنین تحولی در کشور ایجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اسراف و تبذیری وجود داشت و امروز رییس‌جمهور چه ساده زندگی می‌کند. زندگی آیت‌الله خامنه ای هنوز هم همین طور است. روش ایشان در زندگی عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جویی دعوت می کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جویی عمل می نمایند.»

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی(ره): «بر خود واجب می‌دانم که شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای نه از باب این که رهبر عزیز انقلاب ما به این حرف‌ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده‌ی معظم لَه روی موکت زندگی می‌کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم.»

آیت‌الله مصباح یزدی: «مصرف گوشت خانه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای در زمان ریاست‌جمهوری تنها از طریق کوپن بود. ایشان در آن زمان به من فرمودند: من تاکنون غیر از همان گوشت کوپنی که به همه مردم داده می‌شود گوشت دیگری از بازار نخریده‌ام. امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم و مستضعف است.»

سردار سرتیپ پاسدار شوشتری: «مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آن‌ها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آن‌ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه کنیم. وقتی زیلوها را عوض کردیم و فرش‌ها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: این‌ها دیگر چیست؟ گفتم:زیلوها را عوض کردیم. فرمودند: اشتباه کردید که عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بی‌فایده دیدم و با هزار مکافات رفتم و زیلوها را پیدا کردم و توی خانه انداختم. زیلوهایی که واقعاً به آن‌ها نگاه می‌کردی، می‌دیدی که نخشان در آمده و ساییده شده‌اند.»

استاد آیت الله فاطمی نیا: «هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید! این را یقین داشته بدانید! قدردان رهبر باشید! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید.»

آیت‌الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی: «زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیکان ایشان نیز سرایت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من در آن جا یک میز ساده و قدیمی دیدم. در کنار میز نیز یک صندلی کهنه بود. آن میز و صندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در کتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می‌کنند.»

سید علی اکبر طاهایی: «من در آن زمان نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یکی از بچه‌ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، همسر مقام معظم رهبری را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. کسی نمی‌دانست که ایشان کیست! چون نوبت به همسر آقا رسید؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت:برای مداوای فرزندتان روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید. همسر مقام معظم رهبری گفت: ما چنین امکاناتی را نداریم. پزشک که ایشان را نمی شناخت عصبانی شد و گفت: مگر امکان دارد درخانه ای برنج نباشد؟ همسر مقام معظم رهبری فرمود: آقای ما اجازه نمی‌دهد که در خانه، غیر از برنج کوپنی استفاده کنیم و آن هم کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هفته نمی‌دهد.»

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی اصغر باقی‌زاده: «زمانی که مقام معظم رهبری در ایرانشهر تبعید بودند، در ساختمانی که یک اتاق و یک آشپزخانه داشت زندگی می‌کردند. همین مکان کوچک هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود که از راه‌های دور و نزدیک به آن جا می‌آمدند. من هم توفیق داشتم که در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم وآقا را زیارت کردم، دیدم که تک و تنهایند و کسی کمک کار ایشان نیست. تصمیم گرفتم چند روز در آن‌جا بمانم و به معظم‌لَه کمک کنم. در تمام روزهایی که من در محضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمان‌ها سیب زمینی، نیمرو و تخم مرغ آب پز بود.»

برخی نشریات کشورمان با انتشار خاطره‌ای به بیان مشی ساده‌زیستی رهبر معظم انقلاب پرداخته‌اند که عینا نقل می‌شود: آقای دکتر حداد عادل تعریف می‌کردند در سال 77 یک خانمی زنگ زده بود منزل ما که می‌خواهیم برای خواستگاری بیاییم منزل شما. خانم ما گفته بود که بچه ما فعلا سال چهارم دبیرستانه و می خواهد کنکور بده. اون خانم گفته بود که حالا نمی‌شه ما بیاییم دختر را ببینیم. خانم ما گفته بودند نمی‌شه. خانم ما گفته بود اصلا شما خودتان را معرفی کنید من نمی‌دونم چه کسی می‌خواهد بیاید. اون خانم گفته بود من خانم مقام رهبری هستم. خانم ما از هولش دوباره سلام و علیک کرده بود و گفته بود ما تا حالا هر کسی آمده بود رد کردیم، صبر کنید با آقای دکتر صحبت می‌کنم بعد شما را خبر می کنم. بعدا تماس گرفتند که ما حرفی نداریم شاید اینها آمدند نپسندیدند و برای اینکه دختر هوایی نشود بهتر است هماهنگی کنیم بیایند در دبیرستان بچه را ببینند بچه هم متوجه نشود چه کسی آمده او را ببیند و قرار گذاشتیم در دفتر دبیرستان که خانم من هم مدیر دبیرستان هدایت هم بود، ساعتی را خانم هماهنگ کرد و خانم آقا تشریف آوردند و در دفتر نشسته بود و گفته بود که من با دخترم صحبت می کنم وقتی که صدایش کردند بعد شما او را ببینید، او را دیدند دختر هم رفت سر کلاس، خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشت که من برای کاری خدمت آقا رفتم و گفتند خانم استخاره کردند خوب نیامده و بعدا گفتم که خدا را شکر که دختر ما نفهمید که به روحیه‌اش لطمه بخورد.

یک سال از این قضیه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند که دوباره می‌خواهیم بیاییم. خانم ما گفته بود خانم چی شده دوباره می‌خواهید بیایید. آقا گفته بود که خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و خوب نیامده خانم آقا گفته بود چون دخترتان دختر خوبی است و نمی‌توانستیم بگذریم و دختر محجبه و فرهیخته و خوبی است دوباره استخاره کردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهید بیاییم. در آن موقع دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. آمدند و وقتی مقدمات کار فراهم شد، قرار گذاشتیم پسر آقا و مادرش بیایند منزل ما و با یک قواره پارچه به عنوان هدیه که عروس را ببینند و گفت‌وگو کنند، آمدند و نشستند صحبت کردند و وقتی آقا مجتبی رفتند از دخترم پرسیدم نظرتان چیست؟

ایشان موافق بودند به او گفتم خوب فکرهایت را بکن بعد از چند روز رفتم پیش آقا، آقا فرمودند داریم خویش و قوم می‌شویم، گفتم چطور! گفتند اینها آمدند و پسندیدند و در گفت‌وگو به نتیجه رسیده‌اند، گفتند نظر شما چیست؟ گفتم آقا اختیار ما دست شماست آقا گفتند نه بالاخره شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همینطور وضع زندگی شما وضع مناسبی است ولی ما اینجور نیست.

و اگر بخواهم تمام زندگیم را بار کنم غیر از کتابهایم، یک وانت بار می‌شود، اینجا هم دو تا اتاق اندرون داریم و یک اتاق بیرونی که آقایان و مسوولین می‌آیند و با من دیدار می‌کنند من پول ندارم که خانه بخرم یک خانه اجاره کرده‌ایم که یک طبقه را مصطفی و یک طبقه را مجتبی زندگی می‌کند، شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند می‌خواهد عروس رهبر شود یک چیزهایی در ذهنش نباشد. ما یک زندگی این جوری داریم شما این جوری زندگی نکرده‌اید، نسبتا زندگی خوبی دارید خونه دارید، زندگی دارید حالا بخواهد وارد یک زندگی این جوری شود مشکله. مجتبی معمم هم نیست می خواهد روحانی شود برود قم درس بخواند زندگی بکند همه را بگو تا بداند .من آمدم با دخترم صحبت کردم و ایشان هم قبول کرد. برگشتیم و وارد مراحل بعدی شدیم آقا یک خانه‌ای قبل از ریاست جمهوری‌شان داشتند توی جنوب تهران ایشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگی‌شان را از آن در می‌آورند. ایشان حقوق بابت رهبری نمی‌گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی‌کنند.

خلاصه برای مراسم عقد، مهریه و اینها گفتیم کجا برگزار کنیم آقا فرمودند اولا سر مهریه و هر چی اختیار دختر شما باشد همان را مهریه دختر بذارین ولی من چون برای مردم خطبه عقد می خوانم و این سنت من بوده که بیش از 14 سکه عقد نمی‌خوانم تا حالا هم نخواندم اگه بخواهید می توانید بیشتر از 14 سکه هم بذارین ولی من عقد را نمی‌تونم بخونم چون تا حالا برای مردم نخوندم برای عروسم هم نمی‌خونم برید یک آقای دیگر عقد را بخواند اشکالی هم ندارد از نظر من اشکالی نداره. ما گفتیم نه آقا این که نمی‌شه ولی باشه حالا من صحبت می‌کنم با مادرش فکر نمی‌کنم مخالفتی داشته باشد. گفتند می‌تونید مراسم عقد را در تالار بگیرید ولی من نمی‌تونم شرکت کنم گفتم آقا هر جور شما صلاح می دانید. فرمودند می‌خواهید این دو تا و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید چند نفر زن و مرد می‌شوند نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت می کنیم ما نگاه کردیم کلا اینجا 150 الی 200 نفر بیشتر جا نمی‌گیرد ما حتی قوم و خویش‌های درجه اولمان را نمی‌توانستیم دعوت کنیم گفتیم باشد خلاصه تعدادی از اقوام نزدیک را دعوت کردیم و آقا هم همین طور از غیر فامیل نیز آقا، آقای خاتمی رییس جمهور و آقای هاشمی و آقای ناطق نوری و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند یک رقم غذا نیز درست کردیم.

قبل از این قضیه صحبت بازار مطرح شد پسر آقا گفت که نه من انگشتر می خواهم نه ساعت می خواهم نه چیز دیگری، من هم گفتم حداقل یک حلقه که می گیرد. آقا گفتند چه کار کنم مجتبی گفت که نمی‌خواهم. بعد آقا یک انگشتر عقیق داشت گفتند این انگشتر را یکی برای من هدیه آورده اگر دخترتون قبول می‌کند من این رو هدیه می‌دهم به اون. اون به عنوان حلقه هدیه بده به مجتبی گفتیم باشد خلاصه آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتیم و رفتیم و به دست مجتبی هم گشاد بود دادیم یک انگشترسازی و 600 تومان هم دادیم تا انگشتر را کوچکش کند خلاصه خرج حلقه دامادمان شد 600 تومان این شد حلقه داماد. به آقا گفتم تو همه این مسائل احتیاط کردیم دیگر لباس عروس را بسپار به دست ما آقا فرمودند دیگر آنرا طبق متعارف حساب کنیم ما داشتیم تو همان ایام عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس داشتیم که برای عروسمان سفارش داده بودیم بدوزند خلاصه قبل از آنکه عروسمان استفاده کند همان شب دخترمان استفاده کرد آقا گفتند من یک فرش ماشینی می دهم شما هم یک فرش و مراسم برگزار شد.

برای عروسی هم دو تا پیکان از ما بود و دو تا پیکان هم از اقوام آقا مراسم در خانه ما طول کشید. تا آمدند عروس را ببرند خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بیایند. مراسم تا حدود ساعت یک طول کشیده بود تا اینکه ما عروس را آوردیم خانه دیدیم آقا همینطور بیدار نشسته‌اند منتظرند که عروس را بیاورند گفتند من اخلاقا وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروسمان قدم می‌ذاره تو خونه ما تو فامیل ما من هم بدرقه‌اش کنم هم به اصطلاح خوش آمد بگم اون نگه که برای من ارزشی قائل نبودند. ما تعجب کرده بودیم فکر نمی کردیم آقا تا اون موقع شب بیدار باشند به خاطر اینکه عروسش را می خواهند بیاورند. خانواده آقا چون اون شب سرشون شلوغ بود غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند که آقای دکتر امشب شام هم نداشتیم من یکی از این پاسدارها را صدا کردم گفتم شما خوردنی چیزی ندارید یکی از پاسدارها گفت غیر از یک کمی نون چیز دیگه نداریم آقا فرموده بودند بیاور حالا یک چیزی می خوریم بعد هم که دختر وارد شد آقا نشستند و چند دقیقه‌ای برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خونه عروس را بدرقه کردند خوش آمد گفتند بعد برگشتیم حالا رعایت اداب حتی تا چنین جایگاهی، اینها از برکت انقلاب اسلامی از برکت خون شهدا است. ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر چون مال بیت‌المال است استفاده نشود. حتی وقتی مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد اجازه ندادند از وسایل دفتر استفاده شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

خشونتگران حامی دموکراسی!(عکس)
عکس: خشونت در کشورهای مدعی حقوق بشر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

این عمار؟
شعر: أین عمار؟

 

أین عمّار؟
أین عمّار؟ سوره­‌ی کوثر،
أین عمّار؟ روضه­­‌ی کوچه، قصه‌‌ی مرد و دست او بسته

أین عمّار؟ آیه‌ها پرپر
أین عمّار؟ نیزه‌ها بر پاست

می دود چشم درپی عمّار، نکند خوارجِ سالوس؟
گیج و گم به راه، غرق در کابوس

واژه ها دو تادوتادر تب، أین عمّار؟ کسی خبر دارد؟
لحظه ها روان، یکی یکی، پی هم، ناگهان دلم تلاطم کرد،
می دوم سوی خیمه­ی مولا، گرد او چرا چنین بلواست؟
شاهدان غدیر در خوابند،
دست‌هایی که بیعتش کردند در دوراهی چرا به گل ماندند؟

أین عمّار؟ مرتضی تنهاست،
بغض های او ترک برداشت،
ایها الناس لااقل چاهی،
از مدینه غصه ها باقی

...

چشم مرتضی کنون ده قرن، جستجو گرش حیران
صد هزار قاصد و پیغام در پی اش روان وسرگردان

...

أین عمار؟ شیعه ده قرن است، آیه های بغض را هر شب تا سحر به اشک می‌خواند
"آین عّمار" می‌شود تکرار
پس کجا مانده‌­ای تو ای سردار؟

..........................................

احسان ترابی- 22دی ماه 88

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

حکایت رادیوهای آنور آبی(طنز)
در رادیوهای آنور آبی چی می گذرد ؟

 

سرکوب به معنای کشتار بی رحمانه و راه انداختن جوی خون نیست، چرا که اگر بود شاهکار هفده شهریور و ... نیز در آن جا می گرفت، همانا معنا و مفهوم سرکوب گفتن "بی ادب" به مخالفان و معاندان است. چرا باید این دولت با سرکوب مخالفان اجازه آتش زدن چند تا بانک و سطل آشغال را ندهد.

پس از تلاش شبانه روزی رمز شناسان و کدخوانان، رموز برنامه فاخر رادیوی "صدای ایران" کشف شد تا علاقه مندان از فسفر سوزی های بی دلیل راحت شوند.

 

"صدای ایران" از کشور دوست و همسایه !!! آمریکا پخش می شود ( از هر طرف حساب کنیم ما همسایه ایم ) و در آن با بیانات مستدل و کاملاً کارشناسی ! به تحلیل مسائل مربوط به ایران می پردازد و آدمی را به این اندیشه ژرف فرو می برد که چنین نخبگان اندیشمندی تا به حال کجا بوده اند و ...

 

از آن جایی که درک عبارت رمز گونه این برنامه از قدرت درک و فهم خارج است عین عبارات با ترجمه رمز خوانی شده آورده شده تا مردم بسی مستفیض شوند.

 

"در ایران طی این سالها هیچ تولید خاصی صورت نگرفته و تمام کارخانه های موجود را خریده اند و آورده اند، فقط مونتاژ می کنند."

 

ترجمه: همه می دانند که تولید کار هر کسی نیست. مثلاً کارخانه آلومینیوم، تولید خودروی مینیاتور، ساخت استخوان مصنوعی داروی درمان پای دیابتی و درمان ایدز، حتی پرتاب ماهواره که کار تولیدی محسوب نمی شود چرا خودمان را گول بزنیم؟ کشوری تولید کننده محسوب می شود که حتی یک سوزن را از خارج وارد نکند. به جهنم که کشورهای پیشرفته دنیا هم همه چیز را خودشان تولید نمی کنند. ایران با بقیه فرق دارد ...

 

" نوشتن شعار روی دیوارها علامت پیروزیست."!

 

ترجمه: "لعنت بر پدر، مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد!" این هم از نمونه شعار نویسی های موفق! که خیلی جواب داده و بستگی به دز فحش آن دارد و نشان دهنده تخلیه صاحب خانه!

 

"این جنبش خودجوش از زنان و کارگران و حتی روستائیان و بدون ساختار سلسله مراتبی شکل گرفته است."

 

ترجمه: هرچی حساب می کنم نمی دونم پس این بیست و چهار میلیون رای از کجا آمد آخه؟ راسته می گن از خارج و بلاد دور رای دهنده وارد کردن؟

 

"شاه چون مردم را سرکوب نکرد، سرنگون شد، پس مردم را سرکوب می کنند."

 

ترجمه: لازم به توضیح است که همانا سرکوب به معنای کشتار بی رحمانه و راه انداختن جوی خون نیست، چرا که اگر بود شاهکار هفده شهریور و ... نیز در آن جا می گرفت، همانا معنای و مفهوم سرکوب گفتن "بی ادب" به مخالفان و معاندان است. چرا باید این دولت با سرکوب مخالفان اجازه آتش زدن چند تا بانک و سطل آشغال را ندهد. واقعاً سرکوب تا به کجا که مردم مجبور باشند یواشکی نیروی انتظامی را کتک بزنند؟ دل هر انسانی از این همه سرکوب به درد می آید ...

 

"سلطنتی یا جمهوری فرقی نمی کند باید حکومت مذهب از سیاست جدا شکل بگیرد. ملت ایران آزادی می خواهد، شادی می خواهد.."

 

ترجمه: دغدغه مردم الان کاباره و مشروبات الکلی است. چرا این ها از جوانان دریغ می شود. تحجر تا به کجا؟

 

منبع:برنا نیوز

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

بررسی پیشنهادات کروبی(طنز)
توبه کنید؛ تو رو خدا توبه کنید!

 

کامبیز تبسم

سحام نیوز: مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود

سلام! زود میروم سر اصل مطلب. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

1-اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم:
همه باید توبه کنند. حتی شما دوست عزیز! بیا و توبه کن. صدبار اگر توبه شکستی بازآ و توبه کن. توبه کنید که رای من را دزدیدید. توبه کنید که توی مترو همدیگر را هل می دهید. توبه کنید که وقتی از اتوبوس پیاده می شوید، بلیط نمی دهید. توبه کنید که از چراغ راهنمایی رد می شوید. توبه کنید که لا اله الا الله که هر حرفی را نمیشود زد ولی شما بهرحال توبه کنید. توبه کنید که اینقدر به فکر شکم هستید و آینده ی ایران را به یک ساندیس که آن هم معلوم نیست تاریخ انقضایش گذشته یا نه فروختید. حالا اگر رانی بود، شاید میشد حق را به شما داد ولی آخر ساندیس هم شد چیز؟! پس توبه کنید. کسانی هم که چیزی برای اعتراف و توبه ندارند، با اجازه من بروند هر کثافت کاری که دوست دارند بکنند، بعد بیایند و توبه کنند. فقط مهم این است که توبه کنید. بین خودمان بماند، فکر می کنید خودِ من برای چی اون مبالغ را از آقای شهرام جیم جزایری گرفتم؟ والا بخدا اگر بخاطر منافع مادی بود. فقط و فقط بخاطر یک همچنین روزی بود که اگر لازم شد توبه کنیم، من هم بهانه ای برای توبه داشته باشم.

2-انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود.
انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و انقلاب الان منحرف شده و این انحراف به نظر من از یک نخ سیگار شروع شده است! البته جالب است که من هم خودم جزو همین صاحبان قدرت بوده ام و هستم و اصلا به من چه که من هر حرفی می زنم زود مُهر «غضنفرسیاسی» روی من می زنید؟ خب اصلاً این جمله قبلی را نادیده بگیرید چون یک جورهایی تف سر بالاست! هرچند من حتی نمیدانم کنوانسیون بین المللی یعنی چه، ولی این بنده خدایی که دارد این متن را برایم می نویسد می گوید باید بنویسیم که باید به این کنوانسیون های بین المللی عمل کنیم. تا یادم نرفته بگویم که هرچه روزنامه از اول تاریخ اختراع چاپ تا امروز بوده، باید دوباره منتشر بشوند. چه آنهایی که توقیف شده اند چه آنهایی که صاحبانشان فوت کرده اند و بسته شده اند. اینقدر باید روزنامه چاپ بشود که من احساس کنم توی ایران آزادی مطبوعات داریم وگرنه ناراحت می شوم. چرا افراد را بصورت فله ای بازداشت و محاکمه می کنید؟ خب دانه دانه بازداشت و محاکمه بکنید. اینجوری کلاس بیشتری دارد. مگر اینجا میوه فروشی است که باید درهم برداشت و نه سوا کردنی؟ تا یادم نرفته بگویم که توبه کنید!

3-پرهیز از خشونت:
یادش بخیر. بچه که بودیم و با بچه های توی کوچه بازی می کردیم، بزرگترها همیشه می گفتند بچه های خوبی باشید. خب پس این چه رفتاری است که سران حکومت انجام می دهند؟ چرا بانک آتش میزنند؟ چرا به نمازگزاران سنگ پرتاب می کنند؟ چرا مسئولان حکومت به حضرت امام اهانت می کنند؟ راستی یادم باشد بعدا یک خاطره درباره خودم و امام برایتان تعریف کنم. چرا حکومت، سربازهای بدبخت بیچاره را کتک می زند؟ مردم خداجو و خداپرست وخداخواه و خدا دوست و خدایار و ... که توی روز عاشورا آمدند توی خیابان، کی خشونت به خرج دادند؟ کی بانک و ماشین و مغازه و ... آتش زدند؟ بله؟

4-ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر:
یک مثل معروفی هست که می گوید، پیدا کنید پرتقال فروش را!
من پیشنهاد میکنم مسئولین و دستگاههای امنیتی بهتر است بجای اینکه اوضاع را کنترل کنند و این مردم خداجو و خداپرست وخداخواه و خدا دوست و خدایار و ... را بازداشت کنند، اجازه بدهند اینها هرکاری که دوست دارند بکنند و آنها بروند دنبال ریشه ها و علتها بگردند. ما قول میدهیم که اینقدر کارهای عجیب و غریب انجام بدهیم که مسئولین و دستگاه های امنیتی هیچگاه خسته نشوند و همیشه سرگرم پیدا کردن ریشه ها باشند.
مگر خدا در قرآن نمیگوید "بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید" ؟ خب حالا برای مثال همین یک مورد را ریشه یابی کنید که چه ربطی داشت که من این آیه را که اصلاً هیچ ربطی ندارد را اینجا گفتم.

5-من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم.
من الان حدود چند ماهی میشود که دارم با نن جونم مناظره می کنم و در اردوی تیم ملی مناظره هستم و شرایط خوبی دارم و خدا را شکر و با دعای خیر مردم، انشاالله بعد از این مناظره، قصد دارم که بروم جام جهانی مناظره.

فعلاً همین پنج مورد را داشته باشید تا اگر باز هم چیزی به ذهنم رسید بگویم. توبه هم یادتان نرود.
مهدی کروبی

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

سبزینه ی سوسول!(طنز)
جنبش فراطبقاتی؟!

 

دوربینی در بدن یکی از قطرات موج سهمیگن سبز کار گذاشتیم تا برنامه عاشورای سبز را به صورت مستند برایتان روایت کنیم. به همین سادگی!

ساعت ۱۰ صبح:

با صدای آهنگ "دلبرم دلبر خانه خرابم کرد..." موبایلش از خواب بیدار می شود و پس از کمی کش و قوس از تخت خواب بیرون آمده و شلوارش را می پوشد! و به سمت دستشویی می رود. پس از چند دقیقه بدون اینکه صدای آبی شنیده شود، از دستشویی بیرون می آید(!) و با همان وضعیت به سمت یخچال رفته و مقادیری نان و پنیر و گردو و کره و مربا و عسل و شیر و آب پرتقال و کدو حلوایی! برای صبحانه بیرون می آورد و می خوشد (تلفیقی از می خورد و می نوشد!)

ساعت ۱۰:۳۰ صبح:

اودکلن مخصوص خودش (آزارو بلک) را زده و به سمت پارکینگ می رود. صدای دزدگیر ماشین به صدا در می‌آید. ازمیان سه ماشین موجود، کمری سفید را انتخاب می کند و از درب منزل خارج می شود. خیابان "ب" واقع در ولنجک را به سمت اتوبان چمران پشت سر می گذارد، یک موسیقی نخبه‌گرا هم در مسیر ولنجک- ولیعصر مشغول فیض دادن است.

ساعت 11 صبح:

ماشین را در حوالی میدان فاطمی پارک کرده و پارچه سبزی را از یک جای نامعلوم درآورده و دور دستش می پیچد و به سمت میدان ولیعصر حرکت می کند. در راه تعدادی از بچه محل ها و همکاران را می بیند و خوش و بش ملیحی با آنها کرده و به اتفاق به سمت مقصد حرکت می کنند...

ساعت 11:30 صبح:

اوضاع قاراشمیش است. دوربین بیش از اندازه تکان می خورد، چیزی معلوم نیست. صداهای مبهمی شنیده می شود. چیزی شبیه هوووو یا سوت و کف...؟ دوربین لحظه ای از حرکت بازنمی ایستد، گویا این قطره دائم در حال جنب و جوش و دویدن است.

ساعت 12 ظهر:

کماکان اوضاع قاراشمیش است! نزدیک ساختمان بانک می شود. از جیبش چیزهای نامعلومی را در می‌آورد. پس از چند لحظه شیشه های بانک خورد شده و به زمین می ریزد. صدای سوت بلند می شود. به سمت سطل زباله کنار خیابان می رود و آن را به وسط خیابان هول می‌دهد. اندکی می گذرد و آتش از درون سطل زباله زبانه می کشد.

ساعت 13:

اوضاع خر تو خر می شود!...

ساعت 14:

وضعیت کمی آرام‌تر است. خیابان ها خلوت تر شده است. او اکنون به سمت ماشینش می رود.

ساعت 15:

کلید در درون قفل می چرخد و درب خانه باز می شود. پاپی با نگرانی از او استقبال می کند. مامی مشغول چیدن میز ناهار است.

ساعت 16:

نرم افزار فیلترشکن را فعال کرده تا سایت های دلخواه باز شود. پست جدیدی در صفحه فیس بوکش ارسال می شود: "عاشورای سبز توسط یزیدیان زمان رنگ خون به خود گرفت!"

.

.

.

ساعت24:

مسواکش را سرجایش می گذارد و بیرون می‌آید. مادر منتظر سهمیه‌ی بوسه فرزند است! اوومممچ!

ساعت 25!:

خوروپف! خوروپف! اهووومممم! ما بیشماریم! خوروپف!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

نامه ملانصر الدین به کروبی!(طنز)
نامه سرگشاده ملانصرالدین به شیخ بی‌سواد

 

حسین قدیانی

با عرض سلام خدمت شیخ. همان‌طور که می‌دانید اخیرا شما گوی سبقت را از من در زمینه فکاهی ربوده‌اید و مردم دیگر مرا فراموش کرده و فقط به شما می‌خندند و در این زمینه پله‌های ترقی ظاهرا برای حضرتعالی برقی بوده و بیم آن می‌رود که شما دست زاکانی را نیز از پشت ببندید و به ریش من و عبید قاه‌قاه بخندید.

جناب شیخ! در قزوین از شهر بیرون‌تان نکردند که کردند، شما را در دارالعباده تنها نگذاشتند که گذاشتند، محافظانت از تو عاصی نشده‌اند که شده‌اند، مردم برایت جوک نمی‌سازند که می‌سازند، دشمن از تو سوء استفاده نمی‌کند که می‌کند، به BBC خوراک نمی‌دهی که می‌دهی، هرجا که می‌روی مردم بیرونت نمی‌کنند که می‌کنند، برایت آرزوی مرگ ندارند که دارند، در یک بیانیه 2 صفحه‌ای کلی غلط نداری که داری، نوشته‌هایت سوتی ندارد که دارد، انشایت مزخرف نیست که هست، غلط غلوط نمی‌نویسی که می‌نویسی، ادعاهایت دروغ نیست که هست، شریعتمداری به تو شیخ از همه جا بی‌خبر نمی‌گوید که می‌گوید، شاعر رسالت به تو شیخ بی‌چراغ نگفت که گفت، مردم تو را بی‌سواد نمی‌دانند که می‌دانند، با صفا نیستی که هستی، سوادت مرا نکشته که کشته، ضریب هوشی‌ات پایین نیست که هست، مشاورت به تو رای داد که نداد، تو را ساده‌گیر نیاورد که آورد، برای زندان رفتن، خودت را به در و دیوار نکوبیدی که کوبیدی، سابقه‌ات به یغما نرفت که رفت، دست استکبار از آستین‌ات بیرون نیامده که آمده، پای دشمن از پاچه شلوارت آویزان نیست که هست، دم خروس از زیر عبایت بیرون نیامده که آمده، ادعای تجاوز نکردی که کردی، سندهایت به درد ننه‌جونت نمی‌خورد که می‌خورد، جمله‌بندی بیانیه‌هایت ایراد ندارد که دارد، در مناظره وقت باقیمانده را نمی‌پرسیدی که می‌پرسیدی، تقلب بهت نمی‌رساندند که می‌رساندند، همین حرکت بعدا تبدیل به کلیپ نشد که شد، یک جورهایی شوت نیستی که هستی،9 دی ملت حالت را نگرفت که گرفت، لعن علی عدوک یا حسین نگفت که گفت،آن سیل جمعیت را که دیدی نگرخیدی که گرخیدی، ساندیس بدنت کم نشده که شده، اعضای حزب اعتماد ملی از تو عبور نکردند که کردند، ندا را شهید نخواندی که خواندی، در کودتای مخملی شکست نخوردی که خوردی، کاراکتر لطیفه ملت نیستی که هستی، دم پیری معرکه نگرفتی که گرفتی، بعد از پروژه عبور از موسوی فکر رهبری سبزها به سرت نیفتاد که افتاد، نسبت به دیگر سران فتنه با حال‌تر نیستی که هستی، دوست و دشمن باهات حال نمی‌کنند که می‌کنند، کلا مشتی نیستی که هستی، بیانیه‌هایت را دیگران نمی‌نویسند که می‌نویسند، دست به قلم خودت بدنیست که هست، از روی نوشته هم اشتباه نمی‌خوانی که می‌خوانی، تپق نمی‌زنی که می‌زنی، دوست و دشمن را قاطی نکردی که کردی، حجاریان به تو غضنفر اصلاحات نگفت که گفت، خودت را به خواب نزدی که زدی، اسمت را که در گوگل سرچ می‌کنی گوگوش نمی‌آید که می‌آید، سروش ساده‌ گیرت نیاورده که آورده، به فکر دراویش گنابادی نیستی که هستی،«باقی»حقوق بشر را در پاچه‌ات نکرد که کرد، (آخه تو رو چه به حقوق بشر؟!) الان بیانیه حقوق بشر را از بر نیستی که هستی، حالا که همچین شده دنبال آشتی ملی نیستی که هستی، آشوبگران خداجو طرفدارت نیستند که هستند، این جماعت، مست نیستند که هستند، رذل نیستند که هستند، تو رذل را می‌دانی با کدام «ز» نوشته می‌شود که نمی‌دانی، از همان بچگی دیکته‌ات ضعیف نبود که بود، خانم معلمت از دستت عاصی نبود که بود، در امتحان اخیر مردود نشدی که شدی، آمریکا برایت کف نمی‌زند که می‌زند، از اینکه نفر اول جنبش نیستی ناراحت نیستی که هستی، شهرام را چند وقت است که نتیغیدی از این موضوع عصبانی نیستی که هستی،کلا عصبی مزاج نیستی که هستی، حرف‌های این و آن زود در تو اثر نمی‌گذارد که می‌گذارد، فرضا اگر توبه کنی توبه گرگ مرگ نیست که هست، ناراحت نشو در مثل مناقشه نیست که هست، منظور من از گرگ، دبلیوزپلنگ نبود که بود، تو به بزرگی خودت ما را نمی‌بخشی که می‌بخشی، ما هم با این اخلاقت حال نمی‌کنیم که می‌کنیم، دشمن هم با تو حال نمی‌کند که می‌کند، ما همه به تو ایمان نداریم که داریم، عاشق سوتی‌هایت نیستیم که هستیم، یک هفته بیانیه ندهی دل‌مان برای جمله بندی‌هایت تنگ نمی‌شود که می‌شود، در این بیانیه آخرت از ترس سوتی دادن، آیات و روایات را بی‌خیالی طی نکردی که کردی، با اینکه معمم هستی عربی‌ات ضعیف نیست که هست، مصداق بارز خواص بی‌بصیرت نیستی که هستی، اصلا در اینکه تو جزو خواص هستی میان علما اختلاف نیست که هست، بصیرت نزد تو کیلویی نیست که هست، با همه این حرف‌ها سرور نیستی که هستی، سالار نیستی که هستی، ما یک موی تو را به دیگر سران فتنه نمی‌دهیم که می‌دهیم، این یکی را مزاح نکردم که کردم،...تو سرمایه ما نیستی که هستی، ما برای تو زحمت نکشیدیم که کشیدیم، ساندیس نظام را به سوسیس غرب نفروختی که فروختی، سرت کلاه نرفت که رفت، الان سارکوزی طرفدارت نیست که هست، سارکوزی با اینکه زن دارد دنبال ناموس دیگران نیست که هست، آبروریزی نکرده که کرده، تو را ساده فرض نکرده که کرده، در حوادث بعد از انتخابات به دشمن گرا ندادی که دادی، ستون پنجم نبودی که بودی، به خیابان نمی‌آمدی که می‌آمدی، به جای تو بنده‌های خدا محافظانت کتک نخوردند که خوردند، الان از این قضیه شاکی نیستند که هستند، چوب لجاجت تورا نمی‌خورند که می‌خورند، با این همه هنوز از مردم دم نمی‌زنی که می‌زنی، رویت مثل سنگ پای قزوین نیست که هست، قزوین رفتنت اشتباه نبود که بود، محافظانت این را بهت نگفته بودند که گفته بودند، حرف‌شان را زمین نزدی که زدی، مرغت یک پا نداشت که داشت، اگر محافظانت نبودند سنگ‌ها زیر چشمت بادمجان نمی‌کاشت که می‌کاشت، رایت از آرای باطله کمتر نبود که بود، از 4 نفر پنجم نشدی که شدی، اگر 6 نفر نامزد می‌شدند هفتم نمی‌شدی که می‌شدی، ادعای تقلب را مطرح نکردی که کردی، تندروی نکردی که کردی، حالا میانه‌روهای خداجو ماستمالی نمی‌خواهند بکنند که می‌خواهند، فتنه بعدی حکمیت نیست که هست، حالی کردن حکمیت به تو کار آسانی است که خدا وکیلی نیست، کلا دوزاری بعضی‌ها کج نیست که هست، الان مصداق «نااهلان و نامحرمان» نیستند که هستند، طلحه هم قبلا آدم خوبی نبود که بود، ابوموسی مخش تاب نداشت که داشت، عمر و عاص سر کارش نمی‌گذاشت که گذاشت، من اینها را برای شیخ نباید بگویم که می‌گویم، مصداق بارز آب در هاون کوبیدن نیست که هست، این اگر توهین باشد من معذرت نمی‌خواهم که می‌خواهم، از کروبی حلالیت نمی‌طلبم که می‌طلبم، شیخ باید من را ببخشد که نمی‌بخشد، حالا یک چیزی هم بدهکار نشدیم که شدیم، البته 50 هزار تومان هر ماه باید کروبی به من می‌داد که نداد، چرا که رئیس‌جمهور شد که نشد، مردم به او رای دادند که ندادند، دشمنان به او طمع نبستند که بستند، اما از این قصه طرفی بستند که نبستند، الان فرقه سبز چند دسته‌اند؛یک عده از موسوی خسته‌اند و در حال عبور از وی نیستند که هستند اما یک عده دیگر هستند که هرچند آشوبگر و پستند اما دل به میانه‌روها نبسته‌اند که بسته‌اند؛ عده‌ای می‌گویند اینها با آنها یک دسته هستند و با هم بسته‌اند و سرنوشت‌شان به همدیگر گره خورده و دست‌شان در یک کاسه نیست که هست! و من البته کاری به این کارها ندارم فقط از شیخ می‌خواهم پایش را از کفش من بردارد. در شهر اگر کس است یک حرف بس است؛ البته چون طرف ما شیخ است یک مقدار بیشتر باید توضیح داد؛ من نامه‌ام را ختم می‌کنم با این شعار قشنگ:«مرگ بر دو آدم خالی بند، علی عبدالله صالح و میلیبند!» و این جمله قشنگ که هنگام بازی هفت سنگ شنیدم از یک جناب سرهنگ:«برداشته عقل شیخ پاره سنگ، به فرسخ می‌گوید فرسنگ!الکی نزن، نرود میخ آهنین بر سنگ!»

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

کروبی از املا،3گرفت!(طنز)
کروبی از 20 گرفت 3

 

حسین قدیانی

شیخ بی‌سواد در نامه‌ای که اخیرا نوشته، آمادگی خود را برای مناظره با نماینده نظام اعلام کرده! من جای نظام بودم «آرای باطله» را می‌فرستادم که با کروبی مناظره کند؛ شده حکایت طرف را به ده راه نمی‌دادند سراغ کدخدا را می‌گرفت! جالب اینکه نامه‌اش را از ترس غلط‌های املایی بدون بسم‌الله نوشته و برخلاف دفعات قبل هیچ اشاره‌ای هم به آیات و روایات نکرده و همین‌طور مستقیم رفته سر اصل مطلب.

(این یک غلط). البته خود به خدایی این بیانیه از نظر رعایت اصول نگارشی بهتر از نامه‌های قبلی شیخ است و شیخ اگر همین‌طور مرتب بیانیه بدهد روزی یک نویسنده بزرگ خواهد شد؛ الان مهم‌ترین اشکال شیخ در نگارش عدم استفاده درست از علائم سجاوندی است؛ روی علامت سوال و علامت تعجب هنوز کلی کار دارد. (این 2 غلط). یک‌جا در متن، آدمی زاد را سرهم نوشته که الان در رسم‌الخط جدید آدمی زاد را جدا می‌نویسند.(این 3 تا). بعد یک‌جا آیت‌الله بهشتی را نوشته آیت‌اله بهشتی.

کلا شیخ از همه جا بی‌خبر، الله را اله می‌نویسد و در بیانیه‌های قبلی هم این اشتباه را داشته؛ باید از روی الله 100 مرتبه بنویسد تا ملکه ذهنش شود. (این غلط چهارم). یک‌جا هم در پاراگراف اول نوشته:«گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است». در این جمله، «که» اضافه است و آهنگ جمله را خراب کرده (غلط پنجم) و در ثانی امام خمینی(ره) می‌گفت:«عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» اما شیخ در محضر خدا شهرام را تلکه کرد و در حالی که خدا ناظر بر کارهای وی بود تبدیل به سرمایه بزرگ اسرائیل شد. (شد 6 تا، تا الان شیخ از 20 شده 14). یک‌جا هم در پاراگراف چهارم، نوشته:«بزغاله و گوساله»، در حالی که درستش «بزغاله گوساله» است و میان بزغاله و گوساله نباید«و» گذاشت. (این هم از اشتباه هفتم). شیخ در این بیانیه از کلمه«پلمپ» استفاده کرده و 2 نمره منفی دیگر هم گرفته، اولا پلمپ نیست و پلمب است، ثانیا پلمب یک کلمه خارجی است که در فارسی می‌شود «بستن»، لذا مثلا به‌جای آنکه بگوییم روزنامه اعتماد ملی پلمب شد، بهتر است بگوییم روزنامه اعتماد ملی به دلیل نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی بسته شد. (7 تا،2 تا هم اینجا، سر جمع شد 9 تا). شیخ جایی از بیانیه خود نوشته:«عده‌ای نان خود را در تنور بحران می‌بینند» و این در حالی است که شاطرها نان را در تنور درست می‌کنند، نمی‌بینند.(یک غلط دیگر). بعد هم ما نانی به نام بحران نداریم؛ بربری داریم و سنگک و تافتون و... البته چون حالا نان یک عده در بحران است ما این را از شیخ غلط نمی‌گیریم... شیخ پشت بند این نوشته:

«...آری، عده‌ای بر این گمان‌اند که با بستن تمام روزنه‌های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح‌طلبان...»؛ خدا وکیلی می‌خورد این جمله را شیخ اصلاحات نوشته باشد؟! (در اینجا به دلیل تقلب، 5 نمره از شیخ کسر می‌شود. شیخ تا الان 15 غلط املایی و ویراستاری داشته). البته در این بیانیه آخر، برخلاف بیانیه‌های قبلی، کروبی علامت مفعول بی‌واسطه را عمدتا در جای مناسبی از جمله استفاده کرده و مثل دفعات گذشته قبل از فعل نیاورده که بیانگر رشد ایشان در نگارش است.(ما در اینجا 2 نمره مثبت به ایشان می‌دهیم).کروبی در جایی از نامه خود آورده:«از دیدگاه اینجانب(این جانب را سرهم نوشته، آن 2 نمره را پس می‌گیریم؛ کلا کروبی زیادی سر هم می‌نویسد) ریشه این اتفاقات و مظالم مردم نیز به انتخابات ریاست‌جمهوری 84 برمی‌گردد». در جمله بالا کلمه «نیز» زیادی است (تا الان 14 غلط) و باز صد رحمت به علی مطهری که ریشه قضایا را مناظره موسوی با احمدی‌نژاد می‌داند. شیخ بیانیه‌اش را با این جمله به پایان برده:«...و چه داوری بهتر از مردم». در این جمله به تنهایی چندین غلط وجود دارد؛ اگر مردم داورند که تو را از 4 نفر، پنجم نکردند که کردند. از قزوین بیرون نکردند که کردند. تو را سوژه جوک‌های‌شان نکردند که کردند. علیه تو شعار درست نکردند که کردند. جلوی اعتماد ملی تجمع نکردند که کردند. در نمایشگاه مطبوعات، یک چیزهایی نثارت نکردند که کردند. کارهای بامزه تو را برای یکدیگر بلوتوث نکردند که کردند. با وجود تو ملانصرالدین را فراموش نکردند که کردند. تو را در 9 دی بی‌سواد معرفی نکردند که کردند. گذشته از مردم، دوستان قدیمی‌ات مثل حمید روحانی و رحیمیان تو را رها نکردند که کردند. مواضع‌ات را دشمن‌پسند تلقی نکردند که کردند. برای متنبه شدنت نامه به سویت ارسال نکردند که کردند. سابقه‌ات را برایت ترسیم نکردند که کردند. نامه‌ات به منتظری را که زمان امام نوشته بودی دومرتبه برایت چاپ نکردند که کردند. برای هدایت تو دهان‌شان را مسواک نکردند که کردند.

وقت‌شان را برای تو بیهوده تلف نکردند که کردند. در گوشت یاسین تلاوت نکردند که کردند. بیگانگان اهداف شوم‌شان را روی تو بار نکردند که کردند. تو را برای خود یار غار معرفی نکردند که کردند. اغیار را به جای یار به تو قالب نکردند که کردند. دشمنان در تو طمع نکردند که کردند. تو را به نفع خود مصادره نکردند که کردند. البته دیگر سران فتنه را بیشتر از تو آدم حساب نکردند که کردند. با این کار تو را عصبانی نکردند که کردند. دلارهای آمریکا را به حساب سران فتنه واریز نکردند که کردند. آخرتت را تباه نکردند که کردند. پرونده‌ات را سیاه نکردند که کردند. دروغ‌های تو را حکایت پیراهن عثمان نکردند که کردند. از باصفا بودن تو سوء استفاده نکردند که کردند. فرمول‌های انقلاب نرم را به تو دیکته نکردند که کردند. روی نقاط ضعفت انگولک نکردند که کردند. حس زودباوری تو را تحریک نکردند که کردند. دم پیری تو را شرمنده انقلاب نکردند که کردند. لعن و نفرین ملت را حواله‌ات نکردند که کردند. آفرین سارکوزی را رهسپارت نکردند که کردند. با ضدانقلاب هم‌کاسه‌ات نکردند که کردند.

سر مردانت روسری نکردند که کردند. حفاظت از انقلاب را برایت سرسری نکردند که کردند. عاقبت شیخ ساده‌لوح را برایت نقش نکردند که کردند. حرف‌های «هخا» را برایت مشق نکردند که کردند. بر تن کاخ دمشق رنگ سبز نکردند که کردند. سکه فتنه را به نامت ضرب نکردند که کردند. برای آشوب تو را صدا نکردند که کردند. تو را از جبهه حق به سپاه باطل ملحق نکردند که کردند.

تو را با تنها یکی، دو درصد رای، محق نکردند که کردند. دوست و دشمن از دستت دق نکردند که کردند. در همین بیانیه اخیر حرف خود را در دهان تو فرو نکردند که کردند. ناخواسته بی‌سواد بودنت را عیان نکردند که کردند. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم را از بیانیه‌ات حذف نکردند که کردند. برای من در این ستون سوژه درست نکردند که کردند.

سوتی‌های تو را حق‌التحریر من نکردند که کردند. مرا تا ابد مدیون تو نکردند که کردند. به یمن همین اراجیف، مرا قراردادی نکردند که کردند. بیمه‌ام را رد نکردند که کردند. سایت‌های مختلف، بدون ذکر منبع، مطالبم را کار نکردند که کردند. حتی یک معذرت‌خواهی خشک و خالی را بی‌خیالی طی نکردند که کردند. وسط دعوای من و شیخ، نرخ تعیین نکردند که کردند. مرا از ادامه دادن منصرف نکردند که کردند... در ضمن شیخ از 20 عددی بهتر از 3 کسب نکردند که کردند. البته در قیاس با بیانیه‌های قبلی پیشرفت نکردند که کردند؛ من باز فکر می‌کنم جای امیدواری هست، ای شیخ! گوش‌ات با من هست؟
ای‌بسا شیطان که آدم روی هست/ پس به هر دستی نباید داد دست
بویژه سارکوزی که اغلب هست مست و اون یارو کی بود؟ مرتیکه پست، اسمش در خاطرم هست!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

انکار وجود امام زمان(عج)
عضو جنبش ضد دین حامی موسوی باز هم منکر وجود امام‌زمان(عج) شد

 

اکبر گنجی، یکی از حامیان خارج نشین میرحسین موسوی، بار دیگر منکر یکی از پایه‌های اساسی شیعیان، یعنی "مهدویت " شد.

گنجی که پیش از پناهنده شدن، از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی(ره) سخن گفته بود، در گفت‌وگو با شبکه بی.بی.سی فارسی، اندیشه مهدویت را برگرفته از مسیحیت خواند و مدعی شد که هیچ دلیلی مبنی بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.

اکبر گنجی، یکی از حامیان خارج نشین میرحسین موسوی، که اخیرا به همراه محسن کدیور، عطاء الله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و عبدالعلی بازرگان بیانیه مشترکی را در حمایت از آقای موسوی منتشر کرده است، بار دیگر منکر یکی از پایه‌های اساسی شیعیان، یعنی "مهدویت " شد.

گنجی که پیش از پناهنده شدن، از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی(ره) سخن گفته بود، در گفت وگو با شبکه بی بی سی فارسی، اندیشه مهدویت را برگرفته از مسیحیت خواند و مدعی شد که هیچ دلیلی مبنی بر وجود امام زمان(عج) وجود ندارد.

وی همچنین در بخش دیگری از این مصاحبه مدعی شد که ائمه شیعه نه معصوم و نه واسطه فیضند، بلکه تنها، آدم‌هایی عالم و دانشمند بوده‌اند!

این حامی آقای موسوی پیش از این هم، ضمن ادعای اینکه "اثبات اینکه قرآن، سخن خدا است، ناممکن است "، گفته بود که "قرآن، متنی است که بعدها به‌وسیله‌ مسلمان‌ها، از ترکیب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است."

این اظهارات گنجی در حالی مطرح شده است که عطاء الله مهاجرانی چند روز پیش در مصاحبه‌ای تاکید کرد، فاصله میان این 5 نفر (گنجی ، مهاجرانی، سروش، کدیور و بازرگان) با میرحسین موسوی، فاصله میان ابوذر و علی(ع) است!

با این تفسیر مهاجرانی در حقیقت ادعاهای اکبر گنجی، سخنان آقای موسوی بوده که توسط یکی از ابوذرهای وی بیان شده است!

البته سخنانی از جنس مواضع گنجی، از سوی دیگر اعضای این گروه 5 نفره هم ابراز شده است، چنانچه، عبدالکریم سروش، در سال 86 در گفتگو با مجله zemzem با ادعای اینکه دریافت‌های پیامبر اکرم از وحی تجارب و درک‌های شخصی ایشان از الهامات بوده است، به‌طور واضحی بر خلاف معتقدات واضح مسلمانان، ادعای بشری بودن قرآن را مطرح کرد.

وی همچنین در خصوص عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز شبهاتی وارد کرده بود.

محسن کدیور هم مدعی شده بود که "عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است " و ائمه فاقد عصمتند.

عبدالعلی بازرگان، دیگر حامی آقای موسوی نیز، دارای گرایش‌های شبه وهابی است.

وی مواضع خود را پس از یک سلسله بحث در اوایل دهه 70 به صراحت اعلام کرد.

گفتنی است که "این پنج نفر " خود را "اتاق فکر فرقه سبز " و همراهان میرحسین موسوی دانسته‌اند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

کواکبیان دروغ می گوید(+سند)

این نوشتار برای جناب آقای کواکوبیان نوشته شده است که در سخنان خود در برنامه رو به فردا مطالبی را مطرح فرمودند که متاسفانه این سخن آقای شریعتمداری را ثابت میکند که ایشان در روزنامه خویش نیستند و وقت کمی برای مطالعه نظرات دیگران می گذارند و به همین خاطر سخنان خلاف واقع بیان می فرماید.

1- لینک مقاله حسین شریعتمداری در نقد محسن رضایی که آقای کواکبیان مدعی شد مدیر مسئول کیهان در آن به آقای رضایی اتهام نوشاندن جام زهر به امام خامنه ای زده است. مقاله را بخوانید و قضاوت کنید کجای مقاله کلمه جام زهر آمده است؟ (اینجا)
2- روزنامه مردمسالاری مصاحبه لغو شده رییس جمهور را نقد نکرده است  شریعتمداری دروغ می گوید.. (اینجا) در میان مطلب و نقدها نوشته شده -هم چون شب گشته- (عکس)
3-ایرنا ساعت 9 شب 22 خرداد خبر پیروزی دکار احمدی نژاد را اعلام کرد (اینجا) + (عکس)  خبر پیروزی مشاهده می کنید؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

گفتگوی خبرنگار بی بی سی با عمروعاص(طنز)
گفت‌وگوی پرحاشیه خبرنگار بی‌بی‌سی با عمر وعاص

 

علی اکبر بهشتی

عصر دیروز به وقت محلی، عمروعاص با حضور در دفتر بنگاه چیزپراکنی BBC در خیابان شهید اخ‌الآکلهًْ‌‌الاکباد به تمام سؤالات نرم و تیز خبرنگار این شبکه با محبت و حوصله پاسخ داد. عمروعاص منطقه خاورمیانه را از نظر سوق‌الجیشی مهم ارزیابی کرد و در جواب این سؤال خبرنگار BBC که از وی درباره تاکتیک‌های کاخ سبز دمشق پرسیده بود، گفت:

ما برای ناراضیان کوفه پیغام فرستاده‌ایم که موقع برداشت خرما همان بالای درخت بمانند و برای نظام اسلامی، ادا و اصول دربیاورند. وی ضمن رد کردن وجود هرگونه ارتباط میان دمشق و خوارج خداجو تصریح کرد: طرفداران ما برای ایجاد هرج‌و‌مرج در خیابان‌های کوفه و روستاهای اطراف نیازی به بیانیه‌های معاویه ندارند و کاملا خودجوش عمل می‌کنند. این کارشناس مسائل سیاسی با انتقاد از رفتار حکومت کوفه در قبال ناراضیان در اظهارنظری دوپهلو گفت:

ما حوادثی که این روز‌ها دارد در کوفه اتفاق می‌افتد را با جدیت پیگیری می‌کنیم و هرچند با این ذلیل‌مرده‌های خداجو هیچ ارتباطی نداریم اما حمایت خودمان را از آنها دریغ نمی‌کنیم که این البته نشان‌دهنده رابطه ما با اغتشاشگران کوفه نیست، بلکه اوج مظلومیت معاویه را می‌رساند. عمروعاص تنها راه خروج از بحران کنونی را «آشتی ‌ملی» خواند و خطاب به خبرنگار BBC گفت: نظام اسلامی باید دست آشوب‌طلبان را برای ایجاد بلوا باز بگذارد والا جامعه جهانی تحریم‌ها را تشدید خواهد کرد. عمروعاص در پاسخ به این پرسش که «چرا در جریان جنگ صفین، وقتی کم آوردید، لخت شدید»، لخت شدن خود را تکذیب کرد و گفت: من تنها شلوار لی و پیراهن خود را درآوردم که آن هم برای قضای حاجت بود. در این جا خبرنگار BBC با نشان دادن تصاویری از عمروعاص که او را در مواجهه با سپاه کوفه لخت مادرزاد نشان می‌داد، خاطرنشان کرد: این تصاویر، با فتوشاپ درست شده و این را هر عکاسی می‌فهمد. خبرنگار BBC دوباره خطاب به این ذلیل‌مرده گفت: اما شاهدان عینی لخت شدن شما را تایید کرده‌اند و از طرفی این تصاویر در همه بلاد منتشر شده، و عمروعاص در جواب گفت: من صدبار به این روابط عمومی کاخ سبز گفتم که این عکاس، مکاس‌ها را از جلوی دست و پای ما جمع کند و در ادامه به مدیربرنامه‌هایش که پشت صحنه نشسته بود گفت: عمه ننه! اون «ویستای تسعه و ثلاثین» را روی لپ‌تاپ نصب کردی؟

عمه‌ننه: شرمنده!

عمروعاص: تف تو اون صورتت که مارو آویزون این یزید سگ‌باز کردی.

عمه‌ننه: شما ببخشید.

عمروعاص: برو عکسارو بده روابط عمومی کاخ، با فتوشاپ یه شورتی، برگی، چیزی تن ما کنن،‌ بفرستن رو سایت.

آنگاه عمروعاص رو به خبرنگار BBC کرد و گفت: از شما چه پنهان که لخت شدن من در آن روز چندان هم بی‌حکمت نبود، من جلوی این عمه ننه نخواستم بگم. راستش یک سری از این دوستان ما در کوفه پروژه مردان با حجاب را کلید زدند که به افتضاح انجامید لذا بنده با لخت شدن مادرزاد، آن سوتی را تحت‌الشعاع قرار دادم؛ با خودم فکر می‌کنم که من گاهی منافع خود را فدای مصالح جنبش می‌کنم (عجب جمله‌ای شد ها! ادامه بدم یه بیانیه از توش درمیاد).

همواره به اینجانب گفته می‌شد که اگر من و معاویه خفه‌خون بگیریم، شبکه‌های وسیع اجتماعی و مدنی به کار نمی‌افتد. آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می‌شود، به صراحت می‌گویم تا وجود یک بحران جدی در کوفه به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. بنده با این نظر موافق نبودم؛ آیا برای جنگ نهروان هم من و آن معاویه مقصریم؟...

این عمه ننه کدوم گوری رفته؟! بگو «ویستا، میستا» رو ول کنه، این «بیانیه»، داره همین‌طور می‌یاد!! لامصب داره همین‌طور می‌ریزه! یکی تایپش کنه.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

فتنه هشتاد و هشت
کتاب «کالبدشکافی فتنه 88» منتشر شد

 

کتاب «کالبدشکافی فتنه هشتاد و هشت» از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) منتشر شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، «کالبدشکافی فتنه هشتاد و هشت»، شامل نمایه‌ی بیانات رهبر معظم انقلاب از اول فروردین سال جاری در حرم امام رضا (علیه‌السلام) تا سخنان ایشان در جمع مبلغان مذهبی در آستانه ماه محرم است.

این کتاب با محوریت بیانات رهبر معظم انقلاب در قالب نمودار درختی در پنج فصل تنظیم شده است که در فصل اول شاهد سخنان رهبری پیش از انتخابات هستیم که در آن به وظیفه‌ مردم، نامزدها، چالش‌های پیش رو و آسیب‌های احتمالی پرداخته شده است. فصل دوم، مواضع، تحلیل‌ها، آسیب‌شناسی، توصیه‌ها و هشدارهای ایشان در فاصله‌ی انتخابات تا نمازجمعه تاریخی29 خرداد را در بر می‌گیرد.

تصویر جلد کتاب

ماجرای فتنه و جوانب آن و همچنین راهکارهای رهبری برای خروج از فضای فتنه فصل سوم این کتاب را تشکیل می دهد. فصل چهارم به موضوع بصیرت توجه دارد و فصل پنجم به جنگ نرم و بازی بازیگرانش می‌پردازد.

با مطالعه این کتابچه خواننده می‌تواند به یک درک جمع‌بندی شده و نظام‌مند از مواضع، تحلیل‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی در برابر این فتنه دست پیدا کند؛ خطوط اصلی تحلیل ماجرا را بدست آورد؛ ارزیابی جامعی از عوامل موثر در ماجراهای پس از انتخابات داشته باشد؛ و جایگاه، نقش و وظایف خود را در افق آینده مشخص نماید.

علاقمندان به تهیه این کتاب می‌توانند با شماره تلفن 66977268(021) و 66977270(021) موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی تماس حاصل نمایند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

میانه روی ابوموسی اشعری در برنامه90(طنز)
میانه‌روی ابوموسی در برنامه 90

 

حسین قدیانی

فردوسی‌پور: به نام خدا. خیلی‌ خیلی خوشحالیم از اینکه در خدمت شما هستیم. در هفته گذشته اتفاقات بسیار مهمی در صحنه سیاست افتاد و ما برای اینکه بدانیم الان آیا ابتکار عمل دست میانه‌روها افتاده یا نه و یک مقدار در این‌باره ریز شویم از جناب ابوموسی اشعری دعوت کرده‌ایم و مفصل راجع به این موضوع صحبت خواهیم کرد. اما در برنامه هفته قبل یک میلیون و خورده‌ای به ما SMS دادند که چون پولش رفت در جیب مخابرات ما از بین همه عزیزانی که SMS دادند، قرعه‌کشی می‌کنیم. جناب ابوموسی! از یک تا 200 هزار؟

ابوموسی اشعری: از یک تا 200 هزار، چی؟!

فردوسی‌پور: از یک تا 200 هزار، یک عدد را انتخاب کنید.

ابوموسی اشعری: 3 میلیون.

فردوسی‌پور: از یک تا 200 هزار.

ابوموسی اشعری: همان یک.

فردوسی‌پور: 0912639 آخرش 53، از 200 هزار تا 400 هزار؟

ابوموسی اشعری: ما رو آوردی جدول ضرب بپرسی یا درباره میانه‌روی صحبت کنیم؟ عادل‌خان! سری پیش هم ما رو آوردی اینجا به بهانه حکمیت اما...

فردوسی‌پور: حالا البته به بحث میانه‌روی هم می‌رسیم. الان آقای غیاثی پشت خط هستند. سلام آقای غیاثی.

غیاثی: به نام یزدان بخشاینده.

فردوسی‌پور: از 400 هزار تا 600 هزار؟

غیاثی: مشتی! حالا بذار برسیم؛ خب حالا 500 هزار و پنجاه.

فردوسی‌پور: 094442 آخرش 78.

ابوموسی اشعری: اِ، اینکه شماره ابن‌ملجم است. این ذلیل مرده چطوری SMS داده؟ سیم‌کارتش رو که سوزونده بودن.

فردوسی‌پور: چه جالب، ابن ملجم برنده یک دستگاه موبایل LG KP199 شدند با ضمانت گلدیران. اگر آقای ملجم بیدارند فردا به سایت 90.TV.ir مراجعه کنند. اما آقای غیاثی، درباره لخت شدن عمروعاص این روزها حرف و حدیث در محافل سیاسی زیاد مطرح شده. الان شما تصویر را ببینید. در تصویر عمروعاص مشغول اون کار بوده، با دایره مشخص شده.

غیاثی: ببینید آقای فردوسی‌پور!

فردوسی‌پور: اگر ممکنه صدای گیرندتونو ببندید، ممنون می‌شم.

غیاثی: داور باید به عمروعاص کارت قرمز بدهد و او را از حضور در میادین به دلیل حرکت زننده و غیر ورزشی محروم کند.

ابوموسی اشعری: به نظر من داور فقط باید یک تذکر بدهد، فوقش کارت زرد.

غیاثی: شما مثل اینکه کلا آدم میانه‌رویی هستین. این حرکت الان طبق مقررات فیفا محرومیت داره و فیفا با این حرکات بشدت برخورد می‌کنه.

ابوموسی اشعری: اما کاری که آقای عمروعاص کرد یک اعتراض مدنی بود و شما باید ببینید که بقیه چی کار کرده بودند که عمروعاص مجبور شد همچین حرکت شنیعی را مرتکب بشه.

غیاثی: من کارشناس داوری هستم یا ابوموسی؟ اصلا این اشعری یک عکس با شورت ورزشی داره؟

ابوموسی: این حرف شما مصداق بارز تندروی است؛ به جای این حرف‌ها ابتکار عمل را باید میانه‌روها دست بگیرند. من خودم در تاریخ به میانه‌روی مشهور هستم. مواضع من در آرشیو روزنامه «کوفه امروز» متعلق به سازمان موتوری شهرداری کوفه موجود است.

فردوسی‌پور: الان آقای دکتر دودمان پشت خط هستند، رئیس اسبق‌ فدراسیون فوتبال کوفه.

دودمان: با سلام خدمت میهمانان برنامه‌تان آقایان ابوموسی اشعری و غیاثی.

فردوسی‌پور: شما درباره این صحنه نظرتان چیست؟ الان آقای غیاثی معتقد به کارت قرمز است و جناب اشعری تنها راه برون‌رفت از بحران را ماله‌کشی و به نوعی سرهم‌بندی مسائل می‌داند.

اشعری: من گفتم میانه‌روی،‌نه ماله‌کشی.

دودمان: در دوره من هیچ‌کس بدون اجازه من،‌دست به آب نمی‌زد.

فردوسی‌پور: آقای دودمان! این دیکتاتوری نیست؟

دودمان: من بیش از 4 سال رئیس فدراسیون بودم و 3 تا افتخار داشتم! غلط کردند من را برداشتند.

ابوموسی‌اشعری: این یعنی میانه‌روی.

فردوسی‌پور: نظر شما درباره صحنه مذکور چیست؟

دودمان: اشتباه اینها این بود که من را برداشتند.

فردوسی‌پور: از شما و آقای غیاثی خداحافظی می‌کنم. می‌ریم به بخش دوربین 90. این تصویر رو یکی از علاقه‌مندان برنامه 90 برایمان فرستاده. واقعاً محبت و لطف شما به برنامه 90، ما رو شرمنده کرده.

ابوموسی‌اشعری: آقای عادل‌خان! در این تصویر که مربوط به «فیفا 2000» است،‌من اوناهاشم؛ اونی که لباس و شورت مشکی تنش کرده. من اونجا دارم میانه‌روی می‌کنم؛ فقط در محورهایی که با فلش دوطرفه مشخص شده حرکت می‌کنم.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

عمروعاص:تشکیل کمیته تحقیق و تفحص(طنز)
عمروعاص خبر داد تشکیل کمیته تحقیق و تفحص از جنگ نهروان

 

حسین قدیانی

عمروعاص در مصاحبه با خبرنگاران رسانه‌های فارس، دمشق، رم، چین و ماچین به تشریح جدیدترین مواضع خود بعد از جنگ نهروان پرداخت. به گزارش خبرنگار صدر اسلام «وطن‌امروز»، این ذلیل‌مرده خداجو قبل از پاسخ به سوالات کاتبان عرب و دیگر نقاط در سخنان کوتاهی ضمن تسلیت به خانواده‌های خوارج، گفت: با زندانی کردن آشوبگران جمل، صفین و نهروان چیزی حل نمی‌شود و باید با مسائل به صورت زیربنایی برخورد کرد. عمروعاص به نقض حقوق بشر در جنگ نهروان اشاره کرد و ادامه داد: معاویه مرا مامور کرده تا درباره کشته‌های نهروان یک کمیته تحقیق‌و‌تفحص تشکیل بدهم که این کمیته هم‌اینک کار خود را آغاز کرده و نتایج مقدماتی آن تا هفته آینده توسط جارچی‌های پاچه‌خوار معاویه به سمع‌و‌نظر ملت خواهد رسید. عمروعاص افزود: 4 هزار نفری که در جنگ نهروان توسط سپاه کوفه کشته شدند، آشوبگرانی بودند که از راه‌های مسالمت‌آمیز قصد فتنه‌آفرینی داشتند. وی تصریح کرد: آزادی بیان یعنی اینکه جارچی‌های معاویه بتوانند براحتی اذهان عمومی را تشویش کنند و البته هدف این نمک به حرام‌ها از نشر اکاذیب، ترویج روحیه نقادی در جامعه است! این عنصر نزدیک به معاویه، کمک معاویه به آشوب‌طلبان کوفه را کار رسانه‌های وابسته به عمار یاسر دانست و البته مدعی شد، معاویه تنها برای «کش‌لقمه»‌خورهای کوفه اعانه فرستاده بود.

عمر و عاص در بخش دیگری از سخنان خود، «آشتی ملی» را نیاز اصلی کوفه خواند و گفت: در شرایط حساس کنونی، بهترین راه پایین آمدن از خر شیطان است.

عمر‌و‌عاص که از خواص بی‌بصیرت است، در ادامه به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ داد. عمر و عاص در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه «وطن‌امروز» که از وی پرسیده بود: «با خوارجی که امنیت کوفه و عراق را بر هم زدند و زیربار حرف منطقی هم نمی‌روند و علیه نظام اسلامی دست به آشوب می‌زنند، حکومت باید چکار کند؟»، خوارج را مردمی خداجو خواند و مدعی شد: ضرب‌و‌شتم مردم، سد معبر، قداره‌بندی، عربده‌کشی و آتش کشیدن بانک‌های کوفه هم یکی از راه‌های رسیدن به خداست. خبرنگار کیهان نیز از عمر و عاص پرسید: «آیا اگر همچین است، جهاد علیه خوارج هم یکی از راه‌های رسیدن به خدا نیست؟» که عمرو عاص از مجری مراسم که باجناق اشعث بود خواست به مشکل این خبرنگار در پشت سالن کنفرانس رسیدگی شود. عمر‌و‌عاص سپس به پرسش خبرنگار روم باستان پاسخ داد و گفت: ما نیازی به حمایت کشورهای خارجی مثل روم و یونان نداریم و این را جناب معاویه هم متذکر شده‌اند.

عمر و عاص افزود: البته برخی کشورها از ما حمایت‌هایی کرده‌اند که این حمایت‌ها کاملا تصادفی بوده است. این کارشناس مسائل سیاسی در جواب سوال خبرنگار شبکه BBC از این شبکه به خاطر نقش ویژه در کشتن
«سمیه بن امیه» تشکر کرد و گفت: ما البته برای نشان دادن خداجو بودن خود قتل وی را انداختیم گردن حکومت کوفه. عمروعاص در ادامه بیان داشت: خوارجی که در جنگ نهروان، توسط سپاه کوفه کشته شدند می‌خواستند در یک بسته پیشنهادی طرح «آشتی ملی» را مطرح کنند که حکومت کوفه نگذاشت. عمروعاص در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه اطلاعات، آب‌و هوای دمشق را صاف تا کمی ابری همراه با مه غلیظ صبحگاهی خواند و از احتمال آمدن یک جبهه هوای پرفشار ظرف روزهای آینده خبر داد و گفت: شهردار دمشق تمهیدات لازم را اندیشیده تا اگر برف آمد، در حرکت الاغ‌های تندرو اختلالی به وجود نیاید و متاسفانه شهرداری، امسال که فکر تهیه شن و ماسه را کرده، ما هیچ برف و بارانی نداشته‌ایم!! خبرنگار CNN هم از عمروعاص پرسید: آیا درست است کسانی که به روستاهای اطراف کوفه حمله کرده و دست به شورش و اغتشاش زده‌اند، نه خوارج که از خود حکومت کوفه بوده‌اند؟! عمروعاص از حضار خواست برای این خبرنگار یک کف مرتب بزنند و آنگاه رو به خبرنگار CNN کرد و به وی گفت: وامی، پولی، چیزی نمی‌خواهی؟!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

خجالت بکشید!

آنچه در این یادداشت نقد می شود اگرچه بخش هایی از اظهارات آقای دکترعلی مطهری در میزگرد تلویزیونی پنج شنبه شب گذشته را نیز شامل می شود ولی روی سخن با ایشان نیست- و یا بهتر است گفته شود فقط با ایشان نیست- بلکه نگاه اصلی این یادداشت به کسانی است که از روی غفلت و ساده اندیشی و یا به دلیل برخی از آلودگی های مالی و سیاسی و تعصب های کور حزبی و جناحی اصرار دارند ستون پنجم شکست خورده و رسوا شده دشمنان بیرونی را بار دیگر و در پوشش فریبکارانه «آشتی ملی»! به صحنه باز گردانند و این دمل چرکین را برای فتنه انگیزی و انتشار عفونت در فرصتی دیگر باقی بگذارند و البته، کسانی که برای آگاه سازی برخی از فریب خوردگان تلاش می کنند، حساب جداگانه ای دارند و سعی آنان انشاءالله که مشکور است.
دراین وجیزه به چند نمونه از اصلی ترین ادعاهای جماعت یاد شده که این روزها به «شاه» بیت و ترجیع بند گفتمان آنان تبدیل شده است اشاره ای گذرا داریم.
1- می گویند ماجرا از مناظره تلویزیونی آقایان احمدی نژاد و موسوی شروع شد و ادعا می کنند اگر احمدی نژاد در آن مناظره نامی از آقای هاشمی رفسنجانی به میان نمی آورد، کار به اینجا نمی کشید! خب! بر فرض که بپذیریم آقای احمدی نژاد در آن مناظره به خطا رفته است و نباید نامی از آقای رفسنجانی به میان می آورد. ولی ادعای مضحک تقلب در انتخابات، دعوت از هواداران برای غائله آفرینی و آشوب در خیابان ها، آتش زدن اموال عمومی، حمله به مقر بسیج و پاسگاه پلیس، شعار به نفع اسرائیل، حمایت از آمریکا، پاره کردن عکس حضرت امام(ره) و نهایتاً اهانت به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام چه ربطی به مناظره یاد شده دارد؟! این درحالی است که سران فتنه در تمامی موارد یاد شده از آشوبگران و غائله آفرینان آشکارا حمایت کرده و حتی اهانت کنندگان به حضرت امام حسین علیه السلام را با کمال وقاحت «مردم خداجوی»! نامیده اند! آیا چنانچه علیه آقای هاشمی رفسنجانی حرفی زده شود، پاسخ آن، حمایت از اسرائیل و آمریکا و اهانت به امام(ره) و انقلاب و امام حسین(ع) است؟!
2- تمامی شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار موجود که کیهان به مناسبت های مختلف بارها به آن پرداخته است، کمترین تردیدی باقی نمی گذارد که سران فتنه در تمامی مراحل از فرمول دیکته شده آمریکا و اسرائیل برای فتنه انگیزی پیروی کرده اند و با جرأت باید گفت هیچ مرحله ای از مراحل چندگانه حرکت سران فتنه را نمی توان آدرس داد که قبل از انجام آن از سوی مقامات و یا رسانه های رسمی آمریکایی و اسرائیلی و انگلیسی به سران فتنه دیکته نشده باشد. بهترین گواه برای اثبات این ادعا پیش بینی مرحله به مرحله حرکت فتنه انگیزان از سوی کیهان است. مراحلی مانند ادعای تقلب در انتخابات، گزینش یک نماد رنگین، دعوت به آشوب خیابانی، خودداری سران فتنه از تن دادن به روش های قانونی، نفی مبانی نظام و... تمامی این مراحل قبل از انجام آن از سوی کیهان پیش بینی شده بود. چرا و چگونه؟! پاسخ بسیار ساده و روشن است. برای این که مراحل یاد شده پیشاپیش و بی کم وکاست در فرمول «کودتای مخملی» جرج سوروس- کسی که آقای خاتمی دوبار مخفیانه با وی ملاقات داشته است- جین شارپ، مایکل لدین و سایر نظریه پردازان و استراتژیست های کودتای مخملی آمده است. آیا می توانید انکار کنید؟! معلوم است که نمی توانید، چرا که تمامی اسناد آن موجود است بنابراین درباره این ادعا که ماجرا از مناظره تلویزیونی آقایان احمدی نژاد و موسوی آغاز شده است فقط می توان گفت؛ ادعای مضحک و خنده داری است.
گفتنی است وقتی در گرماگرم فتنه، آقای خاتمی پیشنهاد رفراندوم را مطرح کرد، کیهان طی یادداشتی با عنوان «آقای خاتمی! پیشنهاد شما یا سفارش مایکل لدین» به سندی اشاره کرد که نشان می داد پیشنهاد آقای خاتمی از سوی مایکل لدین به ایشان دیکته شده است. البته آقای خاتمی به روی خود نیاورد- دقیقاً مانند ملاقات های خود با جرج سوروس صهیونیست که آن را تکذیب کرد!- اما چند روز بعد مایکل لدین در مصاحبه با واشنگتن تایمز کوشید نظر کیهان را نفی کند، ضمن آن که اشتراک نظر خود با خاتمی و این که پیشنهاد وی قبل از خاتمی مطرح شده است را انکار نکرد!! و باز هم به عنوان مثال، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دو روز قبل از روز قدس از سوی سایت وزارت خارجه اسرائیل برای روز قدس پیشنهاد شده بود و...
اسناد و شواهد موجود درباره پیروی مو به مو و بی کم و کاست سران فتنه از فرمول دیکته شده استراتژیست های آمریکایی و مخصوصا اسرائیلی، به اندازه ای فراوان است که پرداختن به تک تک آنها مصداق «مثنوی هفتاد من کاغذ» است.
3- می گویند در ماجرای اخیر هر دو سو مقصر بوده اند و افراط گرایی از هر دو طرف صورت گرفته است! و توضیح نمی دهند که این دو طرف موردنظر آقایان کدام «دوطرف» هستند؟
الف: آیا دو جناح سیاسی درون نظام در مقابل هم قرار گرفته بودند؟! بدیهی است که این گزینه قابل قبول نیست چرا که جناح سیاسی درون نظام به آموزه ها و مبانی نظام حمله نمی کند و علیه اصول و شاخصه های ساختاری نظام شعار نمی دهد و... آیا شعار «جمهوری ایرانی» به جای جمهوری اسلامی، نفی اسلامیت نظام نیست؟ آیا ادعای مضحک تقلب در انتخابات و پذیرش تلویحی سلامت انتخابات - بیانیه شماره 17 موسوی- نفی جمهوریت نظام و حضور بی نظیر 85 درصدی و رای 40 میلیونی مردم نیست؟! آیا شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه»! اعلام مقابله با جمهوری اسلامی ایران نیست؟ مگر شعار در حمایت از اسرائیل و آمریکا، پاره کردن تصویر مبارک حضرت امام(ره) و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسین علیه السلام، اعلام جنگ با اسلام و خدا و پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نیست؟! از این روی دو طرف مورد اشاره آقایان را فقط می توان اینگونه توضیح داد که در یک طرف، دشمنان اسلام و انقلاب و نظام اسلامی - البته با تعدادی اندک و کم شمار- ایستاده اند و در سوی دیگر توده های عظیم مردم وفادار به اسلام و امام و انقلاب و رهبری، آیا غیر از این است؟! معلوم است که نیست. بنابراین آقایانی که در جایگاه معلم اخلاق می نشینند و زبان به نصیحت می گشایند که هر دو طرف مقصر بوده اند و نسخه آشتی می پیچند، اولا؛ باید مشخص کنند که خودشان در کدام طرف ایستاده اند؟ در جبهه اسلام و انقلاب؟ در اردوگاه دشمنان اسلام و انقلاب؟ و یا این که «بی طرف»! هستند؟ در حالت سوم به یقین می دانند که «بی طرفی» در اسلام معنی ندارد و بی طرف ها چه بخواهند و چه نخواهند در مقابل اسلام و انقلاب ایستاده اند و ثانیا؛ باید توضیح بدهند که چگونه می خواهند میان اسلام و انقلاب با دشمنان آن وحدت ایجاد کنند؟!... و این قصه سر دراز دارد.
ب: در حماسه بی نظیر- تاکید می شود بی نظیر طی 30 سال گذشته- روز نهم دیماه که دشمنان تابلودار و دروغپرداز نظام نیز سرانجام چاره ای جز اعتراف به آن نداشتند، توده های چند ده میلیونی مردم را در کدام طرف ارزیابی می کنند؟ حامیان دولت؟ یا شیفتگان نظام اسلامی؟ مردم اگرچه آقای احمدی نژاد را با رأی 25 میلیونی خود به سایر نامزدها ترجیح داده بودند ولی آن روز به حمایت از امام حسین(ع)، امام، رهبری و نظام اسلامی به صحنه آمده بودند. چرا که می دانستند ماجرای این روزها، اختلاف دو جناح یا دو سلیقه سیاسی درون نظام نیست، بلکه گروهی اندک با حمایت بی پرده مالی، تدارکاتی و سیاسی و اطلاعاتی دشمنان بیرونی به مقابله با اسلام، امام حسین(ع)، امام و نظام اسلامی برخاسته اند و مردم برای ابراز وفاداری خود به این آموزه ها و مبانی الهی به صحنه آمده بودند. در تمامی طول تظاهرات چند ده میلیونی آن روز هیچ سخنی و شعاری به حمایت از دولت بر زبان ها و پلاکاردها نبود، مردم حتی یک عکس احمدی نژاد را هم با خود حمل نمی کردند. بنابراین باید از آقایان پرسید آیا غیر از این است که دو طرف مورد ادعای شما دو جناح سیاسی نیستند، بلکه در یک سو توده های میلیونی وفادار به اسلام و انقلاب و در سوی دیگر گروهی اندک و کم شمار قرار دارند که علیه این آموزه ها خروج کرده اند؟!
4- آقایان «میانجی»! می گویند هر دو طرف دست به خشونت زده اند!! و توضیح نمی دهند که اگر عده ای به تحریک سران فتنه و محافل بیگانه به خشونت گرایی، آشوب آفرینی، ضرب و شتم مردم، قمه کشی، حمله به پایگاه بسیج و نیروی انتظامی، آتش زدن اماکن عمومی و اموال ملت، تعرض به نوامیس مردم، قتل عابران و ... دست زدند وظیفه نیروهای انتظامی چیست؟ آیا باید دست روی دست بگذارند و در مقابل این آشوب آفرینی ها فقط ناظر بی طرف باشند؟! اگر چنین انتظاری دارید چه بخواهید و بدانید و چه نخواهید و ندانید، از آشوبگری و خشونت علیه مردم حمایت کرده اید. چرا در این میان، به آسایش و آرامش مردم و حفظ جان و مال و نوامیس آنها فکر نمی کنید؟! در کجای دنیا و با کدام عقل سلیم و نگاه دموکراتیک و مردم سالارانه به آشوبگران و برهم زنندگان آرامش و آسایش مردم اجازه غائله آفرینی می دهند؟! پیرزنی به کریم خان زند شکایت برد که حرامیان نیمه شب به خانه ام تاخته و اموالم را به غارت برده اند، کریم خان پرسید؛ چرا خفته بودی که حرامیان فرصت تاخت و تاز پیدا کنند و پیرزن پاسخ داد؛ پنداشتم که تو بیداری!
5- کدامیک از آشوب های خیابانی را سراغ دارید که اولا؛ قانونی بوده باشد و ثانیاً؛ فتنه انگیزان، آشوبگری و تعرض به جان و مال و نوامیس مردم را آغاز نکرده باشند؟! اگر نمونه ای دارید بفرمائید و اگر ندارید - که ندارید- شما نیز مانند توده های چند ده میلیونی مردم علیه آشوبگران خروش بردارید و چنانچه میانجی بی طرف! هستید، جانب بی طرفی حفظ کرده و سکوت کنید! اگرچه در این ماجرا، «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن».
6- ممکن است گفته شود که در مواردی نیز برخی از نیروهای حافظ نظم و آرامش در برخورد با آشوبگران زیاده روی کرده اند. که دراین باره باید گفت؛ اولا؛ از کجا معلوم این عده نفوذی نبوده و از جانب سران فتنه و مدیریت بیرونی فتنه گران ماموریت نداشته اند؟! وقتی کسانی که روزی نخست وزیر، رئیس جمهور و رئیس مجلس بوده اند در چنبره دشمنان بیرونی به انواع دروغپردازی، صحنه سازی، فتنه انگیزی، قتل، غارت و آشوب آلوده می شوند، احتمال وجود چند نفوذی دور از انتظار نیست و سابقه نیز داشته است. ثانیاً؛ در حالی که سران فتنه و عوامل اصلی آن علی رغم اثبات جرم و جنایت آزادانه پرسه می زنند، دستگاه قضایی، سخت ترین برخوردها را با تعدادی از متخلفان چه در نیروی انتظامی و چه در قوه قضائیه داشته است و دستور پی گیری نیز از سوی بالاترین مقام کشور صادر شده است. بنابراین بدیهی است که یک نمونه از این دست آنهم در مقیاسی بسیار کوچک و اندک که به شدت نیز پی گیری شده است نمی تواند توجیه کننده جنایت آشوبگران باشد. ثالثاً؛ و از همه مهم تر این که تخلف مورد اشاره بعد از آشوب و حمله آشوبگران به مال و جان و ناموس مردم صورت گرفته است بنابراین نمی توان از این تخلفات به عنوان یک سوی ماجرا یاد کرد. ظاهراً باید این نکته بدیهی نیز برای آقایان توضیح داده شود که هم رد شدن از چراغ قرمز جرم است و هم بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، اما، آیا می توان راننده عبورکننده از چراغ قرمز را با صادرکننده فرمان بمباران هیروشیما و ناکازاکی مقایسه کرد و هر دو را در یک سطح و مقیاس مجرم تلقی نمود؟! آقایان به کجا می روید؟!
7-می گویند چه اشکالی دارد که کسانی برخی از نظرات ولی فقیه را قبول نداشته باشند اما طرفدار نظام و امام و اسلام باشند!! که باید گفت؛ ولایت فقیه رکن اصیل و تیرک خیمه نظام اسلامی است، بنابراین کسانی که این رکن اصیل تصریح شده در اسلام و قانون اساسی را نادیده می گیرند اولا؛ نمی توانند طرفدار نظام باشند، چرا که نفی قانون اساسی با اعتقاد به نظام در تضاد است. ثانیاً؛ نمی توانند پیرو اسلام ناب محمدی(ص) باشند، زیرا، اسلام ناب از فقه آل محمد(ص) ریشه می گیرد، بنابراین چگونه می توان حکومتی را تصور کرد که نام اسلامی داشته باشد، اما، رهبری آن با ولی فقیه، یعنی فقیه عادل و آگاه به قوانین اسلامی نباشد؟ ثالثاً؛ ادعای پیروی این افراد از حضرت امام(ره) نیز دروغ محض است. آیا اصل ولایت فقیه که آقایان شعار مرگ بر آن را سر داده اند، از اصول بنیادین خط امام(ره) نیست؟ و آیا می توانند ادعا کنند که منظور حضرت امام(ره) از ولایت فقیه، تنها ولایت خود ایشان بوده است؟! بدیهی است که پاسخ منفی است، زیرا در این صورت باید بپذیرند حضرت امام(ره) به ادامه نظام جمهوری اسلامی اعتقاد نداشته اند؟! چرا که آن بزرگوار با تکیه بر مبانی عقلی و بدیهی اسلام نشان می دادند، جمهوری اسلامی بدون حضور ولی فقیه در آن، جمهوری اسلامی نیست بنابراین در صورتی که ادعا شود ایشان ولایت فقیه را منحصر به وجود مبارک خود می دانستند باید پذیرفت که آن امام به حق پیوسته، اعتقادی به ادامه نظام جمهوری اسلامی بعد از رحلت خویش نداشته اند!!
8- از سران فتنه که ماموریت بیرونی دارند و نیز از برخی آلودگان به چرب و شیرین دنیا و گرفتارشدگان در تعصب های کور گروهی و جناحی انتظار حق گویی و واقع بینی نمی رود، اما، از کسانی که می دانیم نیت خیر دارند و از آلودگی به دورند، انتظار می رود ساده اندیشی را کنار بگذارند و چشم ها از غبار بشویند تا اهداف اصلی فتنه گران را همانگونه که هست ببینند. آیا حمله آشکار سران فتنه به اسلام و انقلاب و امام و رهبری و از همه بی شرمانه تر، حمله به امام حسین(ع) را نمی بینند؟! آیا آمریکا و اسرائیل و سلطنت طلب ها و بهائیان و منافقین و همه دشمنان تابلودار اسلام را مشاهده نمی کنند که به حمایت از فتنه و سران فتنه برخاسته اند؟! جنگ احزاب است با سناریوی صفین، آن روز برخی این هشدار را درک نمی کردند که؛
«امروز پاره پاره قرآن به نیزه هاست
فردا سر حسین(ع) که قرآن پرپر است»
ولی مردم این روزها به بصیرت دریافته اند اگر فریب پاره های قرآن-بخوانید شال سبز و ادعای خط امام- بر نیزه ها را بخورند، فردا باید شاهد سر حسین(ع) بر همان نیزه ها باشند. اما؛ امروز توده های عظیم مردم چشم به رهبر دارند و دیدید و می بینند، همه جا از او به یک اشاره است و از مردم به سر دویدن. این بار، خیمه معاویه است که ویران می شود. خدا کند هیچ مسلمانی از این قافله غافل نماند.
حسین شریعتمداری

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

22بهمن،نوشابه هم می دهند!

 

22 بهمن ساندویچ و نوشابه هم می‌دهند  (یادداشتی از حسین قدیانی فرزند شهید قدیانی)
خانم کلینتون! ساندیس‌های جمهوری اسلامی الکل ندارد که 100 دلار آب بخورد. از شیر مادر حلال‌تر است. 150 تومان است که مش رجب 10 تایش را می‌فروشد هزار تومان...

معلم کلاس اول من، یاد داده بود که 24 از 13 بزرگ‌تر است و آرای باطله از رای شیخ! معلم دینی من می‌گفت 13عدد نحسی نیست... نحس کسی است که آشوبگر عاشورا را هوادار خود می‌داند...

تجمع ملیونی هم یک شعبده بازی است!
(درباره شباهت رفتار عجیب سبزک ها پس از 22 خرداد و پس از 9 دی)
... اگر آنروز آرای ملت را ندیدند و آن‌را دروغین می‌شمردند، امروز نیز جمعیت را فقط در میدان انقلاب و ۴۰ هزار نفر می‌دیدند! و خیل جمعیت از آزادی تا میدان امام حسین و درخیابان کارگر بالا و پایین میدان و نیز در کل شهرستان‌های کشور برای دو روز متوالی را نادیده می‌گیرند و دروغ می‌شمارند! ...
اگر آن روز پس از لوث شدن دروغ خواندن آرا، تنها سندشان برای تقلب پخش کردن سیب‌زمینی و افزایش حقوق بود! امروز مدعی پخش کیک و ساندیس و ساندویچ‌اند!...

خاتمی، کروبی و سیدحسن خمینی عضوی از لشکر ساندیسی
خواستم به این خانم فیروزه ای یادآوری کنم تا سال گذشته، آقایان کروبی، خاتمی، سیدحسن خمینی، هاشمی رفسنجانی و امثال ایشان، پای ثابت راهپیماییهای ۲۲ بهمن بوده اند پس بر اساس نظر این خانم، این اشخاص هم عضوی از لشکر ساندیسی هستند...
اما بگذار ما را «لشکر ساندیسی» بنامند! چه باک وقتی این لشکر، پرشمار است؟ اعضای پرشمار این لشکر که شکی در انگیزه خود ندارند، بنابراین در این میان، فقط آنانکه این لشکر را مسخره می کنند بیشتر از چشم تعداد زیادی از مردم می افتند و آینده سیاسی خود را بیشتر از دست می دهند. به هرحال این لشکرِ پرشمارِ موردِ تمسخر قرار گرفته، در انتخابات های آینده، یادش خواهد بود که چه جریانی آنها را انکار کرد، تحقیر کرد و مورد تمسخر قرار داد.

افشای پخش ساندیس میان دلفین های قزوینی! (شعر...)

ای آنکه خروش مردمی را دیدی // اندر نُهِ دی فنا شدی لرزیدی
...


گزارش تصویری:
 برای کیک و ساندیس آمدیم (قسمت اول )
گزارش تصویری خبرگزاری ها:

شهرستان‌ها: گزارش تصویری مهر / قم -۲گزارش تصویری مهر / قم -۱گزارش تصویری مهر / شهرستانها -۵گزارش تصویری مهر / اراکگزارش تصویری مهر / تبریز گزارش تصویری مهر / استان گلستان - گزارش تصویری مهر / قم - گزارش تصویری برنا / قمگزارش تصویری برنا / شیرازگزارش تصویری برنا / کرمانگزارش تصویری برنا / قزوینگزارش تصویری برنا / بوشهرگزارش تصویری فارس از سراسر کشورگزارش تصویری فارس / قمگزارش تصویری ایسنا از سراسر کشورگزارش تصویری ایرنا از سراسر ایران اسلامیگزارش تصویری ایرنا از سراسر ایران اسلامی ۲ گزارش تصویری ایرنا از سراسر ایران اسلامی ۳

تهران: گزارش تصویری فارسگزارش تصویری فارس ۱گزارش تصویری فارس ۲گزارش تصویری فارس ۳گزارش تصویری فارس ۴گزارش تصویری مهر ۱گزارش تصویری مهر۲گزارش تصویری مهر ۳گزارش تصویری مهر۴گزارش تصویری برنا ۱گزارش تصویری برنا ۲گزارش تصویری برنا ۳گزارش تصویری برنا ۴ - گزارش تصویر ایسنا ۱گزارش تصویری ایسنا۲گزارش تصویری ایسنا ۳گزارش تصویری ایسنا ۴گزارش تصویری ایسنا ۵گزارش تصویری ایسنا۶گزارش تصویری ایسنا ۷گزارش تصویری ایرنا ۱گزارش تصویری ایرنا ۲ - گزارش تصویری ایرنا ۳ - گزارش تصویری ایلنا۱گزارش تصویری ایلنا۲گزارش تصویری ایلنا۳گزارش تصویری جهان نیوز – فارس / تجدید میثاق مردم ورامین با مقام معظم رهبری - ایسنا / تجدید بیعت کفن پوشان ورامینی با مقام معظم رهبریگزارش تصویری مهر /ورامین ۲گزارش تصویری مهر / ورامین ۱




 با مدعی مگویید، اسرار عشق و مستی

زیرا که طعم ساندیس، شهد است راستی راستی!

ای کاش میر میدید، انبوه عاشقان را

تا بی خبر نمیرد، از درد خود پرستی

جانباز شیمیایی، با شیخ گفت: «جانا!

با کافران چه کارت؟ گر بت نمی پرستی»

دندان گرگها را، هر کودکی ببیند

ای پیر انقلابی! چشمت چرا تو بستی؟

عاشق شو ارنه روزی، این صبر هم سرآید

اذن ولی نباشد، پنداشتی که جستی؟

یارب شکسته حالان، طاقت دگر ندارند

تا کی کنند اجانب، چندین دراز دستی

گویی ولی شناسان، رفتند از این ولایت

خط امام گم گشت، زین کارگاه هستی

«آن روز دیده بودم، این فتنه ها که برخاست

کز سرکشی زمانی، با ما نمی نشستی»

این عشق دست طوفان، خواهد سپردت ای میر!

بازآ به نزد ملت، وآن روزگار مستی

با اجازه از حضرت حافظ

محمد صادق باطنی

15 دی 1388


پانوشت: در مصرع دوم از بیت اول حرف رَویِ «راستی» با باقی قافیه های شعر سازگار نبوده و قافیه رعایت نشده است، اما چون خوش نشسته دیگر دست کاریش نکردم.
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

دستپاچگی قاتل ندا!
قاتل اصلی ندا آقا سلطان دستپاچه شد

 

شبکه ایران: دوشنبه هفته گذشته یکی از سایت های خبری از پخش مستند قتل ندا آقاسلطان از رسانه ملی خبر داد و گفت که این مستند، نسبت به آنچه در فضای اینترنتی پخش شده، کامل تر است.

گرچه انتظار مردم برای دیدن این مستند و پشت پرده قتل ندا به سر نیامد و خبری از پخش آن در رسانه ملی نشد، اما فردای آن روز، سایت خانواده آقای هاشمی رفسنجانی در اقدامی تامل برانگیز مدعی پخش این مستند از صدا و سیما شد و حتی با این ادعا که این فیلم پر از "گاف" بوده است، دست بکار نقد آن هم شد.

هرچند این "گاف رسانه ای" مورد اشاره سایت های مختلف خبری از جمله شبکه ایران قرار گرفت اما باعث نشد که پایگاه اینترنتی رسمی میرحسین موسوی هم اقدام سایت خانواده آقای هاشمی رفسنجانی تکرار و حتی مدعی وجود گاف در "فیلم پخش نشده" شود.

سایت اینترنتی "کلمه" که یک روز پس از سایت حامی هاشمی اقدام به موضوع گیری کرد، در مطلبی با عنوان "مستند گاف باران در گم کردن رد قاتل ندا"، مدعی شد که این فیلم شب گذشته در سیمای ملی پخش و حتی با واکنش های مختلفی از سوی اهالی فن و متخصصان رو‌برو شده است.

واکنش های عجولانه سایت حامی هاشمی و سایت رسمی میرحسین که ناشی از "ترس از افشای پشت پرده قتل ندا" دانسته شده، امروز هم گریبان رادیوی وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) را هم گرفت.

رادیو فردا مدعی شد که "چند روز پیش تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی اقدام به پخش فیلم مستندی درباره مرگ ندا کرد که در آن با سناریو دانستن ماجرای مرگ ندا از جمله ادعا شده است، خونی که از صورت ندا جاری شده است، خون خود وی نبوده بلکه از یک بطری ریخته شده است‏.‏ "

این رادیو حتی با "آرش حجازی"، یکی از افراد حاضر در صحنه قتل ندا"، به گفت و گو نشست و در تایید ادعای خود، صداو سیما را به طرح "ادعای بی شرمانه" متهم کرد.

حجازی که یک روز پس از قتل ندا با ویزای آماده خود از ایران خارج و به انگلیس رفته، حتی این فیلم پخش نشده را موضع دولت دانست و با اهانت به مسئولان کشور، آنان را به انجام تلاش "بی شرمانه" و "بی ارزش" متهم کرد.

رادیو فردا، حجازی را دکتری معرفی کرد که "از نزدیک شاهد تیر خوردن و جان باختن ندا آقاسلطان بوده"، این در حالی است که حجازی دو روز پس از قتل ندا در لندن به گفت و گو با شبکه بی بی سی نشست و مدعی شد که ما فقط صدای شلیک یک گلوله را شنیده ایم.

* راز قتل ندا

"ندا آقا سلطان" دختری بود که در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری به طرز مشکوکی به قتل رسید و در کمتر از چند روز در رسانه‌های آمریکایی - صهیونیستی و رسانه های وابسته به سمبل آزادی خواهی تبدیل شد.

اما فیلمی که با تصاویر همین شبکه های ماهواره ای تهیه شده است، به حاشیه‌های تکان دهنده‌ای در صحنه سازی قتل ندا اشاره می‌کند که دیدن آن هر انسان آزاد اندیشی را به تامل وا داشته و از نیرنگ‌های جریان فتنه پرده بر می دارد.

در این مستند بیست دقیقه‌ای که فردی به نام طوسی آن را ساخته، به نحوه قتل ندا آقا سلطان پرداخته شده است.

طوسی در فیلم، به وسیله ای مشکوک در دست چپ ندا اشاره می کند که او با زیرکی آن را بالای صورت خود آورده و سپس مقداری خون را از آن بر روی صورتش می ریزد تا عکاس حاضر، بلافاصله این صحنه را ثبت کند. این عکس که موجب شهرت جهانی ندا شد ساعاتی بعد بر صدر رسانه های ماهوره ای قرار گرفت.

لینکهای مرتبط:

اظهارات یک پزشک درخصوص مرگ ندا

پشت پرده مرگ ندا+فیلم

پشت پرده مرگ ندا آقاسلطان

ندا یا مروه؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ | موضوع: | نظرات ()

نقطه ی تسلیم...

مقام معظم رهبری-مد ظلله العالی-در دیدار امروز خود فرمودند:

با وجود این غیرت دینی جوشان، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می کنند که باید هم چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند

همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند.

در دایره فرمان،ما نقطه تسلیمیم  

                                                 لطف آنچه تو اندیشی،حکم آنچه تو فرمایی

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ | موضوع: | نظرات ()

5 روشنفکر کافر!
جریان فتنه به کدام سو می‌رود؟
صحنه‌گردانی منکران وحی، امام‌زمان(عج) و عصمت‌ائمه(ع) در جنبش ضد دین

 

احسان صالحی: دو روز پس از آنکه میرحسین موسوی بیانیه جدید خود را صادر کرد و در آن حرمت‌شکنان روز عاشورا را مردم خداجویی نامید که حسین حسین‌گویان به خیابان‌ها آمدند و در عین حال، با یک عقب‌نشینی تلویحی دولت را به رسمیت شناخت، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، عطاءالله مهاجرانی، عبدالعلی بازرگان و اکبر گنجی در بیانیه‌ای مشترک که در رسانه‌های جریان فتنه از آن به‌عنوان بیانیه پنج روشنفکر ایرانی در حمایت از بیانیه موسوی یاد شد، به میدان آمدند تا بر خواسته‌های غیرقانونی خود پافشاری کنند و در ضمن نشان دهند کار در دست موسوی نیست که اگر وی به هر دلیلی قصد عقب‌نشینی کرد، بقیه نیز پشت سر او حرکت کنند.

بیانیه این پنج نفر اگرچه حاوی نکته جدیدی نبود اما طیف نگارندگان آن نشان می‌دهد یک سنت الهی در حال تکرار است: "ثم کان عاقبه الذین اساؤا السوی ان کذبوا بایات الله و کانوا بها یستهزؤن"، "پس آنها که بد کردند (و در ارتکاب گناه اصرار ورزیدند) دچار عاقبتی بدتر شدند (و آن اینکه) آیات خدا را تکذیب کرده و آنها را به استهزاء گرفتند."

عاقبت بدتر برای جریان فتنه آنجاست که ماهیت این جریان بر خلاف آنچه که برخی اصرار دارند از آن صرفا به‌عنوان اعتراضی مسالمت‌آمیز یاد کنند، علاوه بر روشن شدن عقبه‌های حمایت‌های بیگانه، با شیب تندی به سمت ضددینی گرایش دارد. به‌طوری که این شیب با گذشت زمان و اصرار فتنه‌گران بر بدکاری و گناه هر روز تندتر شده و نشانه‌های آن نیز در شعارها و رفتارهای آنان از روز قدس (روزه‌خواری، شعارهای انحرافی نه غزه نه لبنان) گرفته تا 13 آبان و تقویت منافع استکبار در روز سمبل مبارزه با استکبار و 16 آذر (اهانت‌های مستقیم به امام راحل و رهبری) و نهایتاً روز عاشورای حسینی و حرمت‌شکنی بی‌سابقه روشن است.

با این حال، عاقبت بدتر در اثر اصرار بر بدکاری، آنچنان گریبان جریان فتنه را گرفته است که در آخرین مورد، پنج نفری که هر یک سابقه انکار یکی از مسلمات و بدیهیات تشیع را دارند، خود را در قامت صحنه‌گردان آن می‌بینند و بیانیه راهبردری صادر می‌کنند.

عبدالکریم سروش

بسط تجربه نبوی و قبض و بسط شریعت دو نظریه بحث‌برانگیز سروش در دهه 70 بودند که وی سال 86 در گفتگو با مجله zemzem با ادعای اینکه دریافت‌های پیامبر اکرم از وحی تجارب و درک‌های شخصی ایشان از الهامات بوده است، به‌طور واضحی بر خلاف معتقدات واضح مسلمانان، ادعای بشری بودن قرآن را مطرح کرد. وی همچنین در خصوص عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز شبهاتی وارد کرده بود.

سروش گفت: بنا به روایات سنتی پیامبر تنها وسیله بود، اوپیامی را که از طریق جبرییل به او نازل شده بود، منتقل می کرد. به نظر من پیامبر نقش محوری در تولید قرآن داشته است. پیامبر به نحوی دیگر نیز افریننده وحی است. آن چه او از خدا دریافت می کند، مضمون وحی است. پیامبر، مانند یک شاعر این الهام را به زبانی که خود می داند و به سبکی که خود به ان اشراف دارد و با تصویر ودانشی که خود در اختیار دارد منتقل می کند. شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می کند.

وی همچنین ادعا کرد: پیامبر حقیقتا به آنچه می گفته، باور داشته است. این زبان خود او ودانش خود او بود و فکر نمی کنم که دانش او از دانش مردم هم عصرش درباره زمین، کیهان وژنتیک انسان ها بیش تر بوده است. بسط تجربه نبوی در زمان انتشار، به تلاش برای گسترش نظریه خطاپذیری معرفت دینی (در قبض وبسط تئوریک شریعت) به قرآن تعبیر وانتقادات فراوانی را باعث شد.

سروش، مقصود خود را از این نظریه به صراحت بیان کرده بود: پیامبر(ص) براساس تجربه شخصیت ودانش خود که از دید وی "در حد دانش عصر نزول" قران بوده است، الهام الهی را به صورت متن و کتاب درآورده است. همچنین، قرآن معجزه اسلام، به خاطر انسانی بودن خطا پذیر است.

محسن کدیور

محسن کدیور نیز که پس از دوم خرداد 76 و در پروسه تضعیف ولایت فقیه که از سوی بخش‌هایی از جریان به قدرت رسیده به‌طور جدی دنبال می‌شد، به تخطئه نظریه ولایت مطلقه فقیه طی مقالات و سخنرانی‌های متعددی اقدام کرد، سرانجام در اردیبهشت ماه سال 85 در شماره 3 نشریه مدرسه، نشان داد که عاقبت بدتر در اثر اصرار بر بدکاری به سراغ وی نیز آمده است. کدیور در مقاله‌ای با عنوان "بازخوانی نظریه علمای ابرار"، تلقی از امامت را به دو بخش بشری و فرابشری تقسیم کرد و نتیجه گرفت نباید صفات فرابشری را به ائمه اطهار(علیهم السلام) نسبت داد

وی با تأکید بر بشری بودن صفات ائمه اطهار و ضرورت نفی صفات فرابشری، در عصمت ائمه علیهم السلام خدشه واردکرد و نوشت: «رویکرد "بشری" عبارت است از این اعتقاد که ائمه، "فاقد علم لدنی یا علم غیب هستند" و "معارف دینی را به شیوه اکتسابی از امام قبل به دست می آورند و با رای و اجتهاد واستنباط، احکام شرعی را تحصیل می کنند و همانند دیگر آدمیان، خطاپذیرند اگرچه کم خطاترین هستند." به علاوه، "عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است" و ائمه فاقد عصمتند. عصمت مزبور که از ائمه نفی می شود عبارت است از: "سرشتی متفاوت از دیگر آدمیان" که بر حسب آن، امام "به شیوه ای ویژه و فرابشر از معصیت برکنار شده باشد."»

عبدالعلی بازرگان

عبدالعلی بازرگان شریک اقتصادی سال‌های قبل از انقلاب میرحسین موسوی است که به همراه آلادپوش، سه عضو هیئت مدیره شرکت سمرقند را تشکیل می‌دادند و پس از انقلاب نیز انتشارات کلمه را با هم اداره می‌کردند.

بازرگان داماد حسینی طباطبایی و از اعضای جلسات صبح جمعه منزل حبیب‌الله پیمان است. حسینی طباطبایی فردی است که به گرایش‌های وهابی در تهران شهرت دارد. برگزاری نمازجمعه فرقه‌ای جدید با گرایش‌های وهابی از جمله اقدامات ضدامنیتی حسینی طباطبایی در تهران بود که برخی می‌گویند هنوز نیز این فعالیت‌ها ادامه دارد.

بازرگان در اندیشه های شیعی خدشه وارد کرده و دارای گرایش های شبه وهابی است. او مواضع خود را پس از یک سلسله بحث در اوایل دهه 70 در منزل پیمان به صراحت اعلام کرد.

اکبر گنجی

عاقبت بدتر در اثر اصرار بر بدکاری برای اکبر گنجی نیز از زمانی رقم خورد که وی با بی‌شرمی از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی به یک نشریه آلمانی گفت. اما گنجی نیز سال گذشته با انکار کلام‌الله بودن قرآن و وجود امام زمان(عج) ماهیت ضددینی خود را بیشتر روشن کرد.

وی در ادامه سلسله مقالاتش در مورد اسلام که به نوعی در ادامه ی مقالات عبدالکریم سروش در رد الهی بودن قرآن بود و حتی گفته می‌شد این یادداشت‌ها با هماهنگی کامل سروش و برخی نزدیکانش و گاهی توسط شخص سروش، نگارش می شود، طی مقاله‌ای با عنوان "تاملاتی در باب تروریسم مقدس" نوشت: مساله‌ی اصلی "قرآن محمدی" این بود که قرآن سخن کیست؟ "قرآن محمدی" نشان داد که هیچ دلیلی بر کلام الله بودن قرآن وجود ندارد. وی ضمن ادعای اینکه "اثبات اینکه قرآن، سخن خدا است، ناممکن است"، افزود: قرآن، متنی است که بعدها به‌وسیله‌ی مسلمان‌ها، از ترکیب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است.

وی همچنین مدعای وجود امام زمان(عج) را هم بی دلیل خواند و افزود: تا کنون حتی یک دلیل بر وجود موجود مقدس و معصومی با عمر بیش از 1200 سال (مهدی موعود) اقامه نشده و اساسا اقامه شدنی نیست.

وی همچنین افزود: به فرض آن‌که بتوان، از طریق تحقیقات تاریخی، اثبات کرد که امام یازدهم شیعیان فرزندی داشته‌اند، ادعای طول عمر بیش از ۱۲۰۰ سال، با علم تجربی مدرن تعارض دارد.

در میان این پنج نفر، تنها عطاءالله مهاجرانی باشد که علی‌رغم رسوایی‌های اخلاقی پیش‌آمده برای او که وی را ناگزیر به ترک ایران کرد و رد بدیهیات خط امام(ره) مانند ولایت فقیه، هنوز کار به انکار علنی قرآن و عصمت ائمه و وجود امام زمان(عج) نرسیده باشد.

ماهیت ضددینی جریان فتنه در اندیشه و عمل نسبت به 7 ماه قبل کاملاً روشن است و جالب اینجاست که سران داخلی این جریان هم خود را خداجوی و پیرو خط امام حسین(ع) و امام راحل می‌دانند و در ضمن هیچ اراده‌ای برای کمترین مرزبندی با طیفی از عناصر اجنبی و استکباری حامی‎اشان گرفته تا جریان ضد دین و ضد شیعی که عملاً‌خود را صحنه‌گردان و میدان‌دار اصلی می‌پندارند، نمی‌کنند.

عطاء الله مهاجرانی

مهاجرانی اگر چه مثل دیگر نویسندگان بیانیه چهره ای عمیق و با عقبه نظری قوی نبوده و نیست؛ اما مواضع و عملکردش طی این سال ها گواهی است بر اینکه او نیز در همین سلک قرار دارد. اندیشه هایی از این دست در زمان وزارت او بود که در روزنامه های زنجیره ای و به یمن تساهل و تسامح دولت اصلاحات به صورت علنی تئوریزه شد.

در شرایط تلخ آن روز رهبر انقلاب طی سخنانی در نماز جمعه ناگفته هایی را با مردم در میان گذاشتند. ایشان فرمودند:«من قلبا از بعضی پدیده هایی که در کشور هست رنج می برم. من نمی خواهم آنچه را که برای من رنج آور است با افکار عمومی مطرح کنم؛ اما این نکته که آن روز گفتم داستان غم انگیزی است، حقیقتا هم همین طور است.... متاسفانه همان دشمنی که به وسیله تبلیغات خود همتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجه کند، امروز به جای رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است. بعضی از این مطبوعات که امروز هستند، پایگاه های دشمنند.»

آن روز مهاجرانی به دفاع از روزنامه هایی پرداخت که رهبری از آن با عنوان پایگاه دشمن یاد کرده بود و در واقع تریبون های تبیین انحرافات فکری تجدیدنظر طلبان به شمار می آمد. مهاجرانی حتی با صراحت تمام گفت:«من معتقدم هیچ روزنامه ای را که در کشور می شناسیم نمی شود گفت پایگاه دشمن!» و این البته مهر تاییدی بود بر اندیشه های باطلی که مهاجرانی رسالت بستر سازی برای ترویجشان را عهده دار شده بود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ | موضوع: | نظرات ()

اعترافات اوباما
اعترافات اوباما / 1

 

پروفسور حمید مولانا

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در اولین نطق خود در سازمان ملل به یک رشته از تخلفات ایالات متحده آمریکا در سال های اخیر اعتراف کرد که متاسفانه رسانه ها کمتر به این موارد توجه کردند. اوباما در این سخنرانی خود بسیاری از موضوعات چهارسال اخیر دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران را به زبان دیگر تکرار کرد. 25 مورد از اعترافات باراک اوباما به شرح زیر است:

1- در سال های گذشته آمریکا در بسیاری موارد خودسرانه و بدون توجه به جامعه بین المللی آن چنان رفتار کرده است که احساسات ضدآمریکایی را دامن زده و باعث شده است که دیگران مشترکانه از عملیات ایالات متحده دوری جویند.

2- اکنون وقت آن رسیده است که دنیا به مسیر جدیدی حرکت کند. ما باید دوره ای را شروع کنیم که همه به یکدیگر احترام بگذاریم. حرف تنها کافی نیست، باید پشت هر حرف عمل نیز همراه باشد.

3- در روز اولی که من مسئولیت ریاست جمهوری را به دست گرفتم شکنجه زندانیان را توسط ایالات متحده آمریکا ممنوع کردم.

4- ما تصمیم داریم جنگ عراق را به صورت مسئولانه خاتمه دهیم و نیروهای خود را از خاک عراق خارج کنیم. تمام قوای نظامی آمریکا تا خاتمه سال 2011 میلادی (دو سال دیگر) باید عراق را ترک کنند.

5- اولویت هایی را برای دنیای بدون تسلیحات اتمی که آرزوی همه است، ترسیم کرده ام.

6- ما مجددا با سازمان ملل همکاری می کنیم. ما حساب های خود را (قرضه های خود را) به سازمان ملل پرداخت کرده ایم. ما درشورای حقوق بشر شرکت می کنیم.

7- اگر ما راستگو هستیم، باید اعتراف کنیم که ما به مسئولیت خود عمل نکرده ایم.

8- سازمان ملل از کشورهای مستقل با حاکمیت ملی تشکیل شده است. این غم انگیز بوده، ولی باعث تعجب نیست که این سازمان یک جایگاه تفرقه و فتنه شده است به جای اینکه یک جایگاه مشترک برای مسیر اتحاد باشد.

9- هیچ کشوری نباید کشور دیگری را زیر سلطه خود درآورد. توازن قدرت بین الملل دوام نخواهد داشت. جدایی بین کشورهای جنوب و شمال دنیا در این جهان و دنیایی که همه به هم احتیاج دارند، معنا ندارد و همین طور ائتلافی که بر جنگ سرد استوار باشد.

10- آینده ای که آمریکا می خواهد، آینده ای است که همه ملت ها و دولت های دنیا به یکدیگر احترام بگذارند و حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسند و در عین حال مسئولیت های آن را قبول کنند.

11- در مرحله اول ما باید از ترویج تسلیحات اتمی جلوگیری و برای یک دنیای بدون بمب اتمی تلاش کنیم.

12- همه ملت ها حق استفاده صلح آمیز از فناوری هسته ای را دارا هستند و همه ملت ها باید برای خلع ید و انهدام همیشگی تسلیحات هسته ای از روی کره زمین کوشش کنند.

13- آمریکا تصمیم دارد قول و قرارهای خود را با دیگران حفظ کرده و به آنها وفادار باشد.

14- همه ما باید از مقررات معاهده ان.پی.تی پشتیبانی کنیم.

15- اجازه کشتن مرد و زن و کودک نباید داده شود. در این مورد نباید تردیدی بین ملت ها و دولت ها وجود داشته باشد.

16-آینده با کسانی است که سازنده هستند نه مخرب؛ آنها که باور دارند کینه و تفرقه می تواند پایان یابد و روز جدیدی شروع گردد.

17-ما مجددا تاکید می کنیم که آمریکا مشروعیت شهرک سازی اسرائیل را در اراضی اشغال شده قبول ندارد.

18-روزهای آمریکا در مورد تهیه انرژی (نفت و گاز) ارزان پایان یافته است.

19-دنیا در انتظار بهبودی بدترین بحران و رکود اقتصادی این جهان است.

20-هیچ ملتی نباید استبداد و ظلم ملت و دولت دیگری را تحمل و قبول کند.

21-هرچند که روزها تاریک به نظر برسد، موفقیت با کسانی است که برای عدالت می کوشند.

22- من سوگند می خورم که آمریکا همیشه با کسانی خواهد بود که برای کرامت و عزت و حقوق خود کوشش می کنند.

23-دموکراسی نمی تواند از خارج برای ملت ها تحمیل شود.

24-من اعتراف می کنم که آمریکا در بسیاری موارد در ترویج دموکراسی گزینه خوبی را انتخاب نکرده است.

25- آمریکا آماده است فصل جدیدی را در همکاری های بین المللی شروع کند، فصلی که حقوق دیگران محترم شناخته شود.

اکنون گذشت زمان، این اعترافات اوباما را به امتحان گذاشته است.

ما که بخیل نیستیم!ببینیم ایندفعه قراره چه جوری تغییر کنن؛حتما با حمله به یمن!!!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٩ | موضوع: | نظرات ()

متقلب واقعی+فیلم
فیلم: اهل تقلب را بشناسید

 

دولتهای بیگانه به‌ویژه آمریکا و انگلیس با اختصاص دادن بودجه‌های هنگفت جنگ نرم را علیه جمهوری اسلامی به راه انداخته و در این راه از فناوری‌های پیشرفته به‌ویژه اینترنت و وبلاگها جدای رسانه‌های رسمی خود استفاده می‌کند.

در این گزارش برخی از شیطنت‌های وبلاگهای تحت فرمان بیگانگان در بازسازی صحنه‌های دروغین از حوادث پس از انتخابات به نمایش درآمده و جعلی و تقلبی بودن آنها کاملا مشهود بوده و نیاز به توضیح اضافه ندارد.


قسمت 1: عکسهای جعلی
قسمت 2: عکسهای جعلی

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ | موضوع: | نظرات ()

سبزهای سنگاپو،بلیت داشتند!
سبزهای سنگاپور از هتل 5ستاره آمده بودند


یکی از لیدرهای تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران در سنگاپور با بیان این مطلب که افرادی که در ورزشگاه سنگاپور شعارهای سیاسی می دادند همگی سازماندهی شده بودند گفت: این افراد همگی از یکی از دانشگاه‌های مالزی بوسیله اتوبوس به ورزشگاه ملی سنگاپور آورده شده بودند.

عباس اسماعیل بیگی در گفتگو با رجانیوز درباره حضور افراد موسوم به فرقه موسوی در ورزشگاه ملی سنگاپور گفت: افرادی که با اغراض خاص به ورزشگاه ملی سنگاپور شعارهای سیاسی می‌دادند به طور سازماندهی شده و از یکی از دانشگاه‌های مالزی به این ورزشگاه آورده شده بودند.

وی افزود: هزینه بلیت رفت و برگشت این افراد، اسکان یک هتل 5 ستاره و خرید بلیت‌های بخشی از جایگاه ورزشگاه توسط یک فرد ناشناس پرداخت شده بود.

ایل‌بیگی ادامه داد: این افراد به صورت هماهنگ به همراه نمادهای متحدالشکل از جمله دستبند و تی شرت که روی برخی از آنها شعارهای سیاسی نیز درج شده بود به ورزشگاه آمده بودند.

این لیدر تیم ملی با بیان اینکه بعضی از این افراد حتی هزینه تهیه بلیت را برای ورود به ورزشگاه را نداشتند اظهار داشت: هنگامی که به این افراد پرچم ایران داده می شد عده‌ای از اینها از گرفتن پرچم مقدس ایران امتناع می‌کردند و می‌گفتند که ما برای تشویق ایران به اینجا نیامدیم.

وی ادامه داد: در ابتدای مسابقه همگی این افراد توسط شخصی به طرف راست جایگاه نقل مکان کردند تا سازماندهی آنها آسان‌تر انجام بگیرد.

ایل بیگی در پایان با اشاره به حضور خبرنگاران رادیو فردا و BBC در میان این افراد گفت: این خبرنگاران با یک میکرفن و فرستنده حرفه ای با حضور خود در میان این جمعیت گزارش شعارها را به طور مستقیم پخش می‌کردند.

عکس کشف حجاب سبزها را در ادامه مطلب ببینید

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ | موضوع: | نظرات ()

جنجالی

جنجالی

حتما حتما حتما حتما ببینید!

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ | موضوع: | نظرات ()

راهپیمایی بخاطر ساندویچ

تازه خبر ندارید؛٢٢بهمن،نوشابه هم می دهند!!!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ | موضوع: | نظرات ()

مسیر راهپیمایی؛قضاوت با شما!

چند روزی از حماسه آفرینی میلیونی عاشوراییان میگذرد ، در ابتدا با خود فکر میکردم که دیگر هیچ سایت خبری و هیچ رسانه ای جرات نخواهد کرد که به شعور ملت ایران توهین کند که ولی انگار اینگونه نشد و هنوز هستند سایتهای خبری و .... که به سمپاشی در فضای مجازی میپردازند البته با خود گفتم اینها همگی سایتهای کشورهای خارجی و صهیونیست هستند ولی در این میان انگار هنوز بعضی ها قصد دارند دروغهای خود را تحویل مردم دهند و برای خود خوراک خبری تولید کنند در عکسی که میبینید سایت ضد انقلاب سایتک اقدام به انتشار عکسی کرده که واقعا در نوع خود توهین به عقل و شعور یک انسان است.

نمیدانم به کسی که این مطلب به نام آن شخص منتشر شده چه باید گفت ولی میدانم که آقای ....... اگر دین نداری لااقل آزاده باش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این جانب پس از این که این عکس را دیدم به یاد آوردم که در بخشهای مختلف خبری فیلمی منتشر شده که این فیلم توسط یک هلیکوپتر از بالا فیلمبرداری شده در دو آدرس زیر میتوانید این فیلم را در بخش خبری 20:30 ببینید.

خبر 20:30 با کیفیت پایین

خبر 20:30 با کیفیت بالا

البته از آنجایی که شاید به دلیل سرعت پایین اینترنت بعضی ها نتوانند فیلم را ببینند این جانب از لحظه هایی از فیلم عکس برداری کرده و محل فیلم برداری را در نقشه گوگل ارث نشان داده ام

فیلم برداری از این جا شروع میشود که از سمت آزادی به سمت انقلاب در حرکت میباشد

عکس را در ابعاد واقعی ببینید

پس از چند ثانیه فیلمبردار به ورودی میدان انقلاب از سمت آزادی میرسد

عکس را در ایعاد واقعی ببینید

در اینجا هلیکوپتر از بالای خیابان کارگر شمالی گذشته و به سمت میدان فردوسی پیش میرود

عکس را در ابعاد واقعی ببینید

در اینجا نیز پس از عبور از میدان انقلاب چهار راه وصال شیرازی را میبینید

عکس را در ابعاد واقعی ببینید

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ | موضوع: | نظرات ()

اوج حماقت سبزها؛اینبار در جعل سند نظامی+عکس

ذلت، حقارت و درماندگی جریان نفاق سبز به جایی رسیده که برای فضاسازی، شانتاژ و تحریک افکار عمومی، دست به جعل اسناد نظامی می‌زنند!
آن‌هم چه جعلی؛ بسیار احمقانه، ناشیانه و مضحک.

و اما اصل ماجرا؛
در طول چند روز گذشته از طرف طرفداران جنبش! سبز، ایمیلی‌هایی برای اشخاص، سایت‌ها و گروه‌های اینترنتی ارسال می‌شود با این عنوان [یا عناوین مشابه]:
"افشای یک سند محرمانه: درخواست نیروی انتظامی از سپاه، برای جاگزینی نیروهای ضد شورش به دلیل شرایط نامتعادل روحی".

ضمیمه ایمیل هم تصویری است از آن سند محرمانه!
[این تصویر سند محرمانه‌ای!!! است که سبزک‌ها در اینترنت منتشر کرده‌اند.] - [تصویری از یکی از سایت‌های سبز! منتشر کننده این نامه محرمانه و سرّی!!!]

هر شخصی که خدمت سربازی رفته باشد [در هر یک از نیروهای نظامی و انتظامی] یا یکی از سربرگ‌های نیروی انتظامی را دیده باشد، با یک نگاه ساده به این به اصطلاح سند محرمانه!!! متوجه جعلی بودن و البته جعل ناشیانه آن می‌شود.

این نامه به قدری مضحکانه طراحی شده که نشان می دهد طراح یا طراحان آن، هیچ‌گونه اطلاعاتی در رابطه با نوع نامه‌نگاری اداری [نظامی]، کلمات مورد استفاده در نامه نگاری‌های اداری معمولی! و حتی شکل سربرگ‌ها ندارند!!!

برای نمونه تنها به برخی از سوتی‌های به شدت مضحکانه این جماعت منطقی، قانون‌مدار و حرفه‌ای! در مورد نامه مورد نظر، اشاره می کنم [بر اساس تصویر نامه].

1- در هیچ سربرگ اداری در ج.ا.ایران، 2 بار از آرم الله استفاده نمی‌شود و البته جای آرم نیروی انتظامی در سربرگ‌های رسمی‌اش سمت راست نیست!

2- رنگ زمینه آرم نیروی انتظامی، با رنگ کاغذی که روی آن چاپ می‌شود یکی است! زیرا در طراحی آرم، این بخش بدون رنگ در نظر گرفته شده است. [آرم از جای دیگری به این برگه منتقل شده است].

3- از [نویسنده] و به [مخاطب] نامه بسیار ناشیانه انتخاب شده‌اند. این دو رده نظامی، بر اساس قوانین نظامی امکان ارسال نامه مستقیم به یکدیگر را ندارند!

4- مهر "شخصاً مفتوح فرمایید" روی متن نامه خورده است!!! یعنی وقتی نامه از پاکت خارج شده و آن را باز می‌کنید! تازه متوجه می‌شوید که شخصاً باید مفتوح می‌کردید!!!

5- جاعل یا جاعلین ناشی این نامه نمی‌دانسته‌اند که در ساختار انتظامی و نظامی و در کل، نیروهای مسلح ج.ا.ایران هیچ بخشی با پیشوند یا پسوند "گارد!" وجود ندارد و به احتمال زیاد این کلمه را از عنوان "گارد جاویدان" حکومت پهلوی کپی‌برداری کرده و یا این‌که از شنیده‌های کوچه بازاری و سبزکی! خود استفاده نموده است!

6- جاعل یا جاعلین سبز این سند محرمانه! نمی‌دانسته‌اند که عبارات و الفاظ عامیانه و شخصی در نامه‌های رسمی وجود نداشته و تخلف محسوب می‌‌شود، مگر در مواردی که قرار باشد عین یک عبارت یا کلمه‌ای را به نقل از شخصی بیاورند.

7- هیچ‌یک از مقامات نیروی انتظامی برای امضاء نامه‌های رسمی و ستادی از عنوان "بسیجی" استفاده نمی‌کنند و تنها مجاز به استفاده از عنوان و درجه ابلاغی هستند.

8- مهر در نامه‌های اداری باید زیر یا بر روی امضاء و در سمت چپ نامه بخورد نه در یک گوشه نامه، آن‌هم سمت راست!!!

9- مهر محرمانه بر روی پاکت نامه می‌خورد! و اگر قرار باشد روی نامه درج شود، در بالای نامه و قبل‌از متن نامه قرار می‌گیرد.

10- قسمت‌هایی از نامه که  سیاه شده است را با دقت نگاه کنید. اگر متن را بخوانید متوجه می‌شوید که در اکثر این قسمت‌ها از نظر دستور زبان و عبارت‌های نامه، هیچ کلمه‌ای نباید باشد و جاعل ناشی جاهای خالی بخش‌هایی از نامه را سیاه کرده که نه عبارت مهمی در آن بوده و یا این‌که کلمه‌ای در آن بخش وجود نداشته.

11- به کادرهای جدا کننده بخش‌های نامه توجه کنید. هیچ‌یک از سربرگ‌های نظامی، دارای کادرهای ساده و بدون طراحی یا رنگ بندی متمایز کننده نیستند! جاعل بی‌سواد، به وسیله یک نرم‌افزار گرافیکی ساده اقدام به کادرکشی و قرار دادن بخش‌های مختلف این جعل حرفه‌ای!!! نموده است.

اوج حماقت در این جعل ناشیانه از آن‌جایی مشخص می‌شود که جاعل ساده‌ی ما! نمی‌دانسته که وقتی طرحی را با یک نرم‌افزار گرافیکی ایجاد کرده و از آن یک خروجی نهایی می‌گیرد، نرم‌افزار به صورت پیش‌فرض، نام سیستم سخت‌افزاری و شماره سریال سیستم عامل اجرایی (در اینجا ویندوز) و همچنین شماره سریال یکتای آن ورژنی از نرم‌افزار (در اینجا Photoshop) را در قالب تصویر و در بخش اطلاعات تصویر ذخیره می‌کند! اطلاعاتی که بخشی از آن‌ها به راحتی و حتی برای کاربران آماتور و بخشی دیگر (جزئیات) توسط نرم‌افزارهای خاصی قابل دسترسی است.

و در پایان باید گفت: زنده باد Photoshop!

مطالب مرتبط:
.: تصویری از یکی از سایت‌های سبزی! که این سند محرمانه! را منتشر کرده است. +
.: ما بی‌شماریم؛ اگر فتوشاپ بگذارد! +
.: تصاویر فتوشاپی جدید از نوع سبز! +
.: رسوایی در دست‌کاری عکس مراسم روز قدس. +

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ | موضوع: | نظرات ()

دیگه فایده نداره!

"حر هم که باشی؛
توبه‌ات اگر قبل از عاشورا باشد؛
قبول می‌شود...

عاشورا گذشته است؛
آقایان کوچک و بزرگ جمهوری اسلامی!
برای بازگرداندن سران فتنه؛
دم از "باز بودن آغوش" ملت نزنید؛
ملت امروز فریاد می‌زند:
مرگ بر موسوی را.
مرگ بر خاتمی را.
مرگ بر کروبی را."

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ | موضوع: | نظرات ()

تکذیب حمایت از صانعی توسط علما
واکنش معنادار دفاتر مراجع تقلید به خبر حمایتشان از مرجعیت صانعی

 

انتشار خبری با عنوان "نظر مراجع در مورد تقلید از آیت‌الله صانعی" در سایت فردا نزدیک به محمد قالیباف، سبب شد تا رسانه‌های زنجیره‌ای حامی موسوی، با انتشار مطالبی، اعلام نظر دفاتر تهران این مراجع را به وضعیت مقلدین صانعی را، به حمایت مراجع عظام از مرجعیت صانعی در مقابل اعلام عدم صلاحیت وی برای تصدی مرجعیت، تعبیر کرده و تبلیغات گسترده‌ای در این زمینه را سامان دهند، در همین حال اما، دفاتر مراجع عظام تقلید بلافاصله به این سو استفاده خبری رسانه‌های زنجیره‌ای واکنش نشان دادند.

به گزارش رجانیوز، انتشار گزارشی که در آن نظر دفاتر تهران آیات عظام نوری همدانی، سیستانی، مکارم شیرازی و جوادی آملی در مورد تکلیف مقلدین شیخ یوسف صانعی منتشر شده بود، و سو استفاده رسانه های زنجیره‌ای در برداشت این نظرات به عنوان حمایت مراجع تقلید از مرجعیت صانعی سبب شد تا دفاتر این مراجع با تکذیب حمایت از مرجعیت صانعی، به این خبرسازی واکنش معناداری نشان دهند.

فردا در توضیح این خبر، نوشت:" دفاتر برخی از مراجع عظام تقلید در تماس با ما ضمن توضیحاتی درباب خبر قبلی "فردا" پاسخ قطعی حضرات آیات را منوط به استفتاء کتبی از دفتر قم و پاسخ روشن و صریح شخص مرجع تقلید دانسته‌اند.

متاسفانه در خبر «نظر مراجع در مورد تقلید از آیت‌الله صانعی» به شماره خبر 99756، خبرنگار سرویس اجتماعی در تماس تلفنی با دفتر مراجع عظام تقلید در تهران اقدام به سوال نموده و پاسخ مسئولین پاسخگویی دفاتر مراجع را به عنوان نظر قطعی مراجع بزرگوار قلمداد کرده است."

این در حالی است که دفتر آیت الله نوری همدانی نیز با انتشار بیانیه ای حمایت از صانعی را تکذیب کرد. در این بیانیه آمده است: "پیرو مطالبی پیرامون تصمیم اخیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد مرجعیت «حضرت آیت الله صانعی»این دفتر در این باره هیچ گونه اظهار نظری نداشته و اساساً مطالب مطرح شده در روزنامه ها و سایت ها کذب محض می باشد."

اخبار دریافتی خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که دفاتر حضرات آیات سیستانی و مکارم شیرازی نیز خبر حمایت ایشان از مرجعیت صانعی را تکذیب کرده‌اند.

این درحالی است که آیت الله حسن ممدوحی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، پیش از این از اصرار برخی مراجع عظام برای روشن شدن وضعیت شیخ یوسف صانعی با توجه به مبانی متناقض فتاوای وی شده بود. وی در این زمینه به رجانیوز گفت: "مساله آقای صانعی برای دیروز و امروز نیست، از چند سال پیش چند تن از مراجع عظام همچون آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله وحید خراسانی، مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی بر مبانی متناقض فتاوای صانعی ایراد داشته و این موضوع را مطرح کرده بودند و اصرار داشتند تا این موضوع رسیدگی شود."

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عالی‌ترین تشکل روحانی کشور که برخی از مراجع عظام تقلید همچون آیت الله مکارم شیرازی، و مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی از اعضای آن هستند، در پاسخ به سوال برخی از فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، شیخ یوسف صانعی را فاقد صلاحیت برای احراز جایگاه مرجعیت دانسته بود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ | موضوع: | نظرات ()

ماهیت اغتشاشگران
کلاس‌های ترور"ریگی"برای اغتشاشگران

 

گروهک تروریستی ریگی با صدور اطلاعیه‌ای ضمن حمایت از آشوبگران عاشورای تهران، اعلام آمادگی کرده تا آموزش‌های لازم را برای اغتشاش آفرینی مجدد در اختیار متقاضیان سبز قرار دهد.

به نوشته شبکه خبر دانشجو، در بخشی از این اطلاعیه آمده است: "جنبش مقاومت از احساسات پاک جوانان ایرانی تشکر و قدردانی کرده و اعلام می‌دارد که آماده همکاری کامل با همه مبارزان ایران در هر نقطه ای از ایران است."

این اطلاعیه در ادامه می افزاید که گروهک جندالله آمادگی دارد تا آموزش‌های لازم را در زمینه‌های جنگ چریکی، بمب سازی، عملیات‌های انفجاری و تشکیل هسته‌های مقاومت را به افرادی که "جوانان ایرانی" نامیده، بدهد.
گروهک ریگی در ادامه به هواداران میرحسین موسوی توصیه می‌کند که "در شرایط فعلی بالاجبار باید متوسل به مبارزه مسلحانه شوید".

گروهک ریگی پیش از این و در ابتدای اغتشاشات پس از انتخابات ایران نیز حمایت خود را از میرحسین موسوی و حامیانش اعلام کرد که البته آقای موسوی همچنان که درباره حمایت منافقین، سلطنت طلبان و شبکه های ماهواره ای غربی و ضد ایرانی از خود، سکوت کرده بود، حاضر نشد در این باره هم موضع گیری کند.
از جمله اقدامات تروریستی که عبدالحمید ریگی در آنها دست داشته است، حادثه تاسوکی، گروگانگیری نوبندیان و عملیات دارزین کرمان است که منجر به کشته شدن ده‌ها تن از هموطنانمان شد.

همچنین مقامات امنیت کشورمان اعلام کردند که عامل ترور جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران و سران شیعه و سنی قبایل سیستان و بلوچستان که چند ماه پیش رخ داد، گروهک تروریستی جندالله بوده است.

بنابر اسناد متعدد بدست آمده و اعترفات سران این گروهک تروریستی، آمریکا و انگلیس از حامیان و تجهیزکنندگان اصلی این گروهک هستند.

این موضوع را عبدالحمید برادر عبدالمالک ریگی، سرکرده گروهک تروریستی جندالله، پیش از اعدام شدن خود افشا کرد.

+

کشف خودروی حامل سلاح در میدان ولی عصر

 

خودرویی مملو از سلاح های پیشرفته و جنگی درمیدان ولیعصر کشف و ضبط شد.

یک منبع مطلع درگفتگو با جهان با اعلام خبر کشف این خودردو مملو از سلاح گفت: این وانت پس ازتجمعات روزعاشورا شناسایی و با اقدام به موقع ماموران کلیه سلاح های موجود در آن ضبط شد.

به گفته وی در اسلحه های ضبط شده علاوه بر سلاح مدرن دورزن ، تفنگ های ساچمه ای هم وجود دارد . اهمیت این کشف از آن جهت است که 2 نفر از کشته شدگان روز عاشورا توسط این گونه سلاح های ساچمه ای که غیرسازمانی محسوب می شود مورد هدف قرار گرفته اند.

این منبع مطلع همچنین از کشف و شناسایی چند خودرو حاوی چوب، چماق و لاستیک برای آتش افروزی در مسیر کوی دانشگاه تهران خبر داد و گفت: صاحبان این خودروها اعتراف کردند که در طول اعتراضات و ناآرامی های تهران این امکانات را در اختیار اغتشاشگران قرار می دادند.

گفتنی است که پیشتر نیز چند مقام امنیتی و اطلاعاتی اعلام کرده بودند که گروه هایی تلاش داشتند اغتشاشات خیابانی را از شکل اعتراضات عادی وارد فاز نظامی و چریکی کنند.

به نظر می رسد اعلام آمادگی گروه های تروریستی از جمله ریگی و گروهک منافقین در حمایت از سبزها با پروزه فاز چریکی اغتشاشات ارتباط دارد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ | موضوع: | نظرات ()

به نام خط امام(ره)؛به کام استعمار
به‌نام خط امام به‌کام استعمار، عدم کتمان حق از سوی جامعه مدرسین و اغماض نظام از رفتار ضدامنیتی صانعی

 

محمد مهدی تهرانی: شیخ یوسف صانعی افتخار شاگردی امام را در کارنامه خود دارد. با آغاز نهضت و در گرماگرم خروش انقلاب بود که او در صف انقلابیون قرار گرفت. وی البته از جمله یاران تراز اول امام و مبارزان دردکشیده نهضت در زندان‌ها و حتی تبعیدگاه‌های رژیم طاغوت نبود، بلکه از چهره های حلقه سوم، چهارم و از علاقمندان به امام به شمار می آمد.

او خود در این خصوص می گوید: «از زمانی که امام مبارزات را شروع کرد، ما در خدمت امام بودیم، منتها ما حلقه‌‌های چهارم و سوم مبارزه بودیم. ما بیشتر در کارهای علمی مبارزات، سهم داشتیم. ما وقتی که می‌خواستند مرجعیت امام را در تهران جا بیندازند، تلاش می‌کردیم... مبارزات امام حلقه داشت. حلقه اول و دوم و سوم. حلقه اول مبارزات امام را مرحوم ربانی [شیرازی](ره) بود، ربانی املشی و... حلقه دوم یک‌سری از دوستان تهران و بازاری‌های تهران بودند؛ چون شهید مهدی عراقی و باند آنها... حلقه سوم منبری‌‌های تهران بودند که تبلیغ می‌کردند و یا منبرهای بلاد. ما در کنار حلقه سوم مبارزات بودیم...»

صانعی کم کم با عنوان شاگرد مکتب فکری امام شناخته و از سوی ایشان بعدها به عنوان عضو فقیه شورای نگهبان انتخاب شد. اما این همه چندان به طول نیانجامید و با استعفای زودهنگام و موافقت بدون مقدمه امام پایان یافت. پس از این استعفا بود که صانعی به عنوان دادستان کل کشور منصوب شد.

امام همان زمان که از قصد خویش برای انتصاب صانعی سخن گفتند، در تجلیل از او فرمودند: «من آقاى صانعى را مثل یک فرزند بزرگ کرده‏ام. این آقاى صانعى وقتى که سال‌هاى طولانى در مباحثاتى که ما داشتیم تشریف مى‏آوردند ایشان، بالخصوص مى‏آمدند با من صحبت مى‏کردند و من حظ مى‏بردم از معلومات ایشان. و ایشان یک نفر آدم برجسته‏اى در بین روحانیون است و یک مرد عالمى است و متوجه مسائل است و مخالف این انحرافاتى که در این کشور موجود بوده است؛ از قبیل منافقین- نمى‏دانم- و غیره، و ایشان مخالف سرسخت آنهاست. با جدیت عمل مى‏کند. با قاطعیت عمل مى‏کند اگر یک وقتى موقعش بشود.»

در این دوره بود که مسئله عدم صلاحیت مرحوم شریعتمداری برای مرجعیت مطرح شد و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم طی بیانیه ای رسما این مسئله را اعلام کرد. در بیانیه آن روز جامعه مدرسین در خصوص شریعتمداری آمده بود: «بنا به وظیفه شرعی بر خود لازم دانستیم که سقوط مشارالیه از شایستگی مرجعیت را بالصراحه اعلام نماییم تا افرادی از مسلمانان که در حالت تردید و دو دلی بودند، تکلیف خود را بدانند و احیاناً با تقلید خود به اسلام و انقلاب ضربه وارد نکرده باشند.»

آن زمان هنوز موسوی تبریزی در جایگاه دادستانی کل قرار داشت. وی بعد از این تصمیم جامعه مدرسین، با موافقت امام طی نامه ای مصادره اموال شریعتمداری را خواستار شد. در این حکم که صانعی مأمور اجرای آن شد، آمده بود: «با توجه به اینکه آقاى شریعتمدارى دیگر صلاحیت اداره دارالتبلیغ اسلامى قم و انتشارات و چاپخانه و کتابخانه و متعلقات آنها اعم از ساختمان‌ها و خوابگاه و غیره را ندارند و نمى‏توانند درباره آن‌ها سرپرستى کنند و از آنجا که همه آن‌ها طبق اعترافات خودش از وجوه شرعیه و زکوات و عطایاى مردم و از بیت المال مسلمین تهیه شده است با کسب اجازه که از محضر مبارک ولى فقیه و مرجع بزرگوار و امام امت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- مدظله العالى- شد ایشان اجازه فرمودند که دفتر تبلیغات اسلامى قم تمامى موارد فوق الذکر را به نحو احسن اداره نمایند... از این تاریخ مى‏توانید با صورتجلسه کامل همه موارد فوق و کلیه وسایل موجود را از دادستان محترم انقلاب اسلامى قم تحویل بگیرند.»

ماندن صانعی در جایگاه دادستانی نیز دوام چندانی نیاورد. استعفای اول او با مخالفت امام مواجه شد. صانعی موارد فوق را به عنوان دلایل استعفای خود در نامه مورخ 21 اردیبهشت 64مطرح کرده بود: «ضعف نیروی جسمی به خاطر پنج سال کار مداوم در دادستانی کل، عدم پذیرش و تحمل نظارت بر حسن اجرای قانون از ناحیه گروه‌ها و باندها، داشتن افکار و مبانی در مسائل اسلامی که بنابر نظرات برخی از آقایان، آرای "شاذ" محسوب شده و مقاومت می‌شود و نیز کم‌لطفی برخی از مقامات و جامعه در مورد پشتیبانی از دادستانی...»

امام در پاسخ استعفا فرمودند: «در شرایط فعلی موافقت نمی‌شود، به کار خودتان ادامه دهید.» استعفای دوم اما با موافقت امام مواجه شد و به این ترتیب خداحافظی صانعی با مسئولیت های درخور توجه و بازگشت او به قم آغاز شد.

با رحلت امام در سال 68، صانعی همچنان در صف انقلابیون باقی بود. او نه تنها هیچ رغبتی به منتظری نشان نداد، بلکه در دفاع جدی از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و رهبری ایشان برآمد. صانعی ضمن قرائت قسمتی از وصیت‌نامه امام(ره) که در آن همه مراجع، علما و مردم را به حضور در صحنه و حمایت از نظام اسلامی توصیه کرده و مسامحه در امر مسلمین را از گناهان نابخشودنی دانسته بود، گفت: «من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت‌الله خامنه‌ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او، رد بر امام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله(ص) و رد بر رسول الله(ص)، رد بر الله و موجب خروج از ولایت‌الله و ورود به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر ابن حنظله در باب ولایت فقیه، رد بر او در حد شرک به الله است و اما حفظ و تقویت آیت‌الله خامنه‌ای هرچه بیشتر تایید و تقویت شود، اسلام و انقلاب اسلامی و حوزه‌های علمیه و فقه و قرآن تقویت شده است.»

وی همچنین افزود: «تایید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب. مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزیی نیست و عدم تأیید، ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.»

صانعی معتقد بود: «ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می تواند خلاف هر مقرری و آئین نامه‌ای را بگوید. حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولی‌امر معمولا این کار را نمی‌کند. اما براساس اساسنامه‌ها، آئین نامه‌ها، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود، آن قانون اساسی ارزش ندارد. میزان ما، میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطه‌اش با مقام رهبری و ولی‌امر قطع بشود، می‌شود نظام طاغوتی.»

اینها سخنان و مواضع صانعی انقلابی بود. کسی که آن روزها از مبانی ولایت مطلقه فقیه می گفت و خط امام را در این دفاع همه جانبه تعریف می کرد. صانعی تصریح می کرد: «حاکمیت ولی‌امر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند، همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولی‌امر حکمی داد، نه‌تنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است. مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است. مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج).پس نه تنها مراجعه به دیگران احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است.»

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ | موضوع: | نظرات ()

رمزگشایی از جزوه مشاور میرحسین موسوی

دو آتیشه ها بخوانند:

رمزگشایی از جزوه مشاور میرحسین موسوی

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ | موضوع: | نظرات ()

منشور امام(ره)در حمایت از جامعه مدرسین
بازخوانی یک روایت تاریخی:
تجلیل امام از نقش آفرینی جامعه مدرسین در موضوع خلع مرجعیت

 

گروه سیاسی ـ اظهارنظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص عدم صلاحیت صانعی برای عهده داری مرجعیت و رضایت حوزه های علمیه آن قدر برای اصلاح طلبان سنگین بود که ناگذیر حمله به این تشکل روحانی را در دستور کار قرار دادند و با تیترهایی نظیر اینکه "آیا مرجعیت سلب کردنی است" به استقبال تصمیم عالمانه این تشکل روحانی رفتند.

جامعه مدرسین در پاسخ به سوال جمعی از اساتید و طلاب حوزه علمیه قم که صلاحیت صانعی را برای مرجعیت جویا شده بودند، اعلام کرد:«با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.»

در عین حال آیت الله محمد یزدی رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با در تشریح ابعاد تصمیم جامعه مدرسین گفت:«این موضوع در کمیسیون مربوطه جامعه مدرسین بحث شده و به نتیجه هم رسیده بود منتهی طبق آیین نامه های مربوطه مبنی بر اینکه مسایل مهم باید به تصویب نهایی جامعه مدرسین برسد، چندی قبل گزارش کمیسیون در این خصوص در اجلاس عمومی جامعه مدرسین به اتفاق تصویب شد.»

به دنبال انتشار این خبر بود که هجمه ها علیه جامعه مدرسین آغاز شد. اصلاح طلبان کوشیدند تا این گونه وانمود کنند که اصولا جامعه مدرسین صلاحیت چنین اظهارنظری را ندارد. روزنامه اعتماد طی مطلبی تحلیلی نوشت:«تاکنون یک نهاد مشخص به شکل ایجابی مراجع تقلید را معرفی یا شرایط مرجعیت را سلب نکرده است و اقدام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از این منظر موضوعی جدید و نگران کننده است. علمای شیعه معتقدند در صورتی که یک مرجع خصوصیات مرجعیت را از دست بدهد، این مردم و مقلدان وی هستند که آن را تشخیص می دهند و به تدریج از حلقه مقلدان او خارج می شوند.»

اگر چه صانعی در قم نه تنها دیگر جایگاهی نداشت، بلکه جو غالب به واسطه نقطه نظرات استثنایی و شاذّش به شکل شدیدی علیه او شکل گرفته بود، اما موضوع اعلام عدم صلاحیت برای مرجعیت خیلی سنگین می نمود؛ آن قدر که مجمع روحانیون که به عنوان یک تشکل سیاسی و نه حوزوی شناخته می شود را هم وادار کرد تا طی بیانیه ای رسمی اعلام موضع کند.

در بیانیه مجمع به جملاتی از امام در تجلیل از صانعی اشاره شده و آمده بود:«عدالت و اخلاص آیت الله صانعی مورد تأیید عالمان برجسته حوزه های علمیه و خیل عظیمی از مقلدان بوده و هست و ایشان دهها سال است که به عنوان استاد برجسته فقه آل محمد(ص) در حوزه علمیه قم شاگردان فاضل و متعهد زیادی را تربیت نموده اند و از زمانی که به عنوان مرجع تقلید در جامعه اسلامی ایران مطرح گردیدند همواره بر مقلدان ایشان افزوده شده است و امروز جای هیچگونه تردیدی در مرجعیت ایشان نیست و این مرجعیت با بیانیه یک گروه مورد پذیرش مقلدان قرار نگرفته است که با بیانیه گروهی دیگر از اعتبار بیفتد!»

این اظهارنظرها در حالی است که امام رسما از نقش آفرینی جامعه مدرسین در خلع یک مرجع پرطرفدار در کشور از مرجعیت تجلیل کرده بودند و آن را اقدامی به جا تلقی نموده بودند. اینکه داعیه داران خط امام حقی را که امام برای جامعه مدرسین محفوظ می داند، غیر قابل قبول می دانند، تعارضی است که البته خود باید پاسخگویش باشند.

نظر امام(ره) را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ | موضوع: | نظرات ()

نقل به مضمون بیانیه 17 سپاه عمر سعد!
بیانیه شونصد و یکم آقای چیز

 

علی‌اکبر بهشتی

بسم‌الرحیم. سلام بر معاندین مظلوم و منافقین بااخلاص و درود بر محاربین فی‌سبیل‌الله، همان نمک به حرام‌های خداجو که سنگ یزید را صاف به سینه ملت کوبیدند و آن‌ را انداختند گردن لباس‌شخصی‌ها. و سلام بر آشوبگران عزادار که در روز عاشورا مغازه‌های ملت را به آتش کشیدند تا ثابت کنند بعد از یزید، هستند دلسوزانی که راه حرمله و آن پست‌فطرت را ادامه دهند.

و درود بر نالوطی‌هایی که به بانک‌ها حمله کردند، بدان امید که اقساط عقب‌مانده مردم را از جیب خود بپردازند و در این راه مقدس از هیچ جنایتی دریغ نکردند و درود بر حرام‌لقمه‌هایی که خیمه عزاداری را بی‌هیچ چشم‌داشتی آتش زدند تا ملت بفهمد که در شام ‌غریبان کربلا، وقتی خیمه‌ها را آتش زدند، چه‌جوری بود! همواره به اینجانب و آن‌جانب (شیخ بی‌سواد) و آن یکی جانب (مزدور اجانب) گفته می‌شد که چی؟ که اگر شما لال‌مانی بگیرید و اطلاعیه ندهید، ملت به خیابان‌ها نمی‌آیند و ما اگر اطلاعیه هم بدهیم باز ملت به خیابان‌ها نمی‌آیند و نامرد‌ها وقتی هم که به خیابان می‌آیند، خواهان محاکمه ما هستند.

بنده به عنوان یک چیز کوچک از جنبش سبز با این نظر موافق نبودم و با نظر دیگری موافق بودم و با خودم همچین می‌اندیشیدم که ما اگر در چارچوب همین قانون اساسی نتوانیم براندازی کنیم، پس اصلا این زندگی به چه دردی می‌خورد و این در حالی است که نظام باید سعه‌صدر خود را بالا ببرد و اسرائیل را به آمریکا، آمریکا را به انگلیس، انگلیس را به معاند، معاند را به بدذات، بدذات را به بزغاله گوساله، بزغاله گوساله را به گوسفند شبیه‌سازی شده، گوسفند شبیه‌سازی شده را به اورانیوم غنی‌شده، اورانیوم غنی‌شده را به اورانیوم 20‌درصد، اورانیوم 20‌درصد را به منیزیم، منیزیم را به عناصر جدول مندلیف، عناصر جدول مندلیف را به عناصر دلسوز و عناصر دلسوز را به عناصر گازسوز تبدیل کند، نه اینکه حالا چون یک عده در روز عاشورا هتک‌حرمت کردند، اینها را بفرستد زندان، بلکه باید کار فرهنگی کرد و نباید از بلند‌گو‌های رسمی به اینها بگوید بزغاله گوساله، بلکه این‌ کار حتی‌المقدور از بلندگو‌های غیررسمی صورت بگیرد بهتر است.

چرا که طبق قرآن، کسانی که خر هستند و نمی‌فهمند، اینها از چارپایان هم بدترند و لامروت‌ها می‌توانند با شکل‌گیری شبکه وسیع اجتماعی که به صورت خودجوش، توسط منافقین سازماندهی می‌شود خطراتی را متوجه چیز بکنند که خدا از سر تقصیرات این خداجویان فتنه‌گر نگذرد. مشاهده فیلم‌های تکان‌دهنده عاشورا نشان می‌دهد که اولا دیدن این فیلم‌ها برای کودکان و کسانی که بیماری‌های قلبی دارند درست نیست و ثانیا اگر رسانه ملی یک جو انصاف داشت، برای تلطیف فضا «راز بقا» پخش می‌کرد نه اینکه این تصاویر را نشان بدهد.

گیرم که کروبی را دستگیر کردید، لااقل شهرام جزایری را آزاد کنید که:

دلایل را در ادامه مطلب بخوانید(از دست ندهید)


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ | موضوع: | نظرات ()

حمایت62بنیاد آمریکایی و صهیونیستی با اغتشاشگران
نقش 62 بنیاد و موسسه امریکایی و اروپایی در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات

 

معاون خارجی وزارت اطلاعات تازه ترین اخبار دریافتی از دستگیرشدگان حوادث اخیر و نقش بنیادها و موسسات امریکایی و اروپایی در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات را تشریح کرد.

معاون خارجی وزارت اطلاعات طی مصاحبه با ایرنا درخصوص علت خصومت نظام سلطه و مشخصا امریکا و انگلیس با انقلاب اسلامی مردم ایران اظهار داشت: انقلاب اسلامی ایران از جمله مهم‌ترین رویدادهای جهانی است که طی سه دهه گذشته، سبب ایجاد مخاطرات جدی در حوزه منافع دیرین رژیم‌های استکباری و قدرت‌های استعمارگر در منطقه و جهان شده است.

این مقام امنیتی در ادامه افزود: این انقلاب به همان سرعتی که در میان توده‌های مردم در اقصی‌نقاط دنیا شناخته و باعث دلگرمی آنان شد به یکی از هدف‌های براندازی سرویس‌های اطلاعاتی نظام سلطه و مشخصا آمریکا و انگلیس تبدیل و استراتژی تهاجم و براندازی نرم علیه جمهوری اسلامی ایران پی‌ریزی شد تا جایی که تاکنون برای تحقق این هدف، بودجه‌های رسمی قابل ملاحظه‌ای تصویب و اختصاص داده شده است.

وی در ادامه تاکید کرد: از این رو، از سال‌ها پیش، رسانه‌های متعدد و بنیادها و موسسات مختلف توسط بیگانگان و سرویس‌های جاسوسی و دیگر نهادهای حکومتی بلوک غرب و صهیونیسم به وجود آمده که ماموریت‌های خود را با پوشش‌های غیرامنیتی لکن با هدف اجرای پروژه براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی پی گرفته‌اند.

وی در تشریح قالب‌ها و روش‌های بنیادهای امریکایی و اروپایی برای جذب و شکار برخی اقشار خاص جامعه به منظور اهداف براندازانه گفت: طی سالیان اخیر، برخی پروژه‌های این بنیادها و موسسات در قالب‌های دروغین و فریبنده «دیپلماسی عمومی»، «دیپلماسی علمی»، «دیپلماسی رسانه‌ای» و مواردی از این قبیل مطرح و به دنبال جذب و شکار برخی اقشار خاص جامعه از جمله متخصصان، هنرمندان، اساتید، عناصر سیاسی، رسانه‌ای و... بوده‌اند تا از این طریق با اتخاذ رویکرد «جنگ نرم» در فضای عمومی جامعه اثرگذاری نمایند.

معاون خارجی وزارت اطلاعات ادامه داد:سربازان گمنام امام زمان (عج) طی سالیان گذشته تاکنون با پیگیری‌های اطلاعاتی توانستند با شناسایی اهداف و برنامه‌های دشمنان انقلاب اسلامی و سرشاخه‌های آنان در داخل و خارج کشور که در راستای اهداف براندازانه عمل می‌کردند ضربات قابل توجهی به روند حرکتی آنان وارد آورده و استکبار را در دستیابی به مقاصد شوم خود ناکام گذارند.

این مقام امنیتی در ادامه با اشاره به اسامی برخی بنیادها و موسسات فعال بین‌المللی در حوزه جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران، ملاحظات امنیتی و مصون‌ساز خود را که حاصل اطلاعات پرونده‌ها و بازجویی‌های عناصر فریب‌خورده بود، هرگونه ارتباط توسط افراد حقیقی و حقوقی با این موسسات و بنیادها را ممنوع دانست و ادامه داد:هرگونه ارتباط، عقد قرارداد و اخذ امکانات از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی که به نوعی رابطه استخدامی با دولت دارند یا از بودجه عمومی دولت استفاده می‌نمایند، با این بنیادها و سازمان‌های خارجی ممنوع می‌باشد.
وی افزود:دریافت هرگونه کمک‌های نقدی و غیرنقدی از خارج از کشور اعم از آنکه کمک‌ها از سوی افراد حقیقی و موسسات دولتی و غیردولتی باشد برای جریانات، احزاب و گروه‌های سیاسی ممنوع است.

نام این62 بنیاد را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ | موضوع: | نظرات ()

سرباز باید پیرو قائد باشد؛نه جلوتر
162 عضو جامعه علمی کشور و دوستان سابق محسن رضایی در نامه‌ای به وی:
کدام سرباز اینچنین جسورانه با فرمانده مکاتبه می‌کند؟

 

162 تن از پزشکان و اساتید دانشگاه و دوستان سابق محسن رضایی در نامه ای خطاب به وی تاکید کردند: رسیدن به وحدت فقط در صورتی ممکن است که سران فتنه و آشوب به دروغ بزرگ تقلب در انتخابات اعتراف کرده و از پیشگاه ملت بزرگ ایران رسما عذرخواهی و در برابر خداوند متعال توبه کنند.

به گزارشرجانیوز،امضاکنندگان این نامه سرگشاده خطاب به دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه "پیام ها و بیانیه های شما بعد از انتخابات هر کدام نقد و بررسی خاص خود را داشت" گفته اند: برادر گرامی محسن رضایی، نامه اخیر حضرتعالی به مقام عظمای ولایت حاوی نکات قابل تاملی است که گذر از آن ظلمی بزرگ است.

** تمام سخنرانی های رهبر انقلاب بعد از انتخابات دعوت به وحدت بوده است

نویسندگان نامه با اشاره به درخواست وی از رهبر معظم انقلاب مبنی بر انتشار پیامی برای وحدت در جامعه اظهار داشته اند:‌ در نامه فوق مرقوم فرموده‌اید که معظم له برای وحدت و همدلی پیامی بدهند از شما سوال می‌کنیم آیا در تمام سخنرانی‌های مقام معظم رهبری بعد از انتخابات چیزی جز وحدت و همدلی و دعوت به حق، دعوت به بازگشت به آغوش انقلاب و اسلام و نهی از همراهی و هم سویی با دشمنان اسلام و ملت مطالب دیگری فرموده‌اند که شما چنین پیشنهادی می‌کنید؟

این گروه از پزشکان و استادان دانشگاه بر بخشی از نامه رضایی که آخرین بیانیه میر حسین موسوی را سرآغاز یک حرکت وحدت بخش توصیف کرده انگشت گذاشته و گفته‌اند: عجبا جنابعالی مطالب این بیانیه را یا کاملا مطالعه نکرده‌اید و یا از قسمتی از این اظهارات منافقانه آقای موسوی خوشحال شده‌اید.

آنها ادامه داده‌اند: در بیانیه های مکرر سران فتنه تاکنون جز فتنه انگیزی و نفاق و ضربه به انقلاب و ارزش های انقلاب که بیانیه آخر هم از همان سیاق است چه مطلب جدیدی است؟

به نظر شما ایشان از این خیانت بزرگ که قلب همه حسینیان را جریحه‌دار کرده توبه نموده یا آن را تایید کرده است، آقایان که قبله گاهشان BBC و رسانه‌های استکباری است اگر صدا و سیما را قبول ندارند لااقل از آنجا ماهیت واقعی آشوبگران را می‌دیدند.

**موسوی با دشمنان انقلاب و امام حسین(ع) در عمل همراهی و همدلی کرده است

تذکر دهندگان تصریح کردند: برادر رضایی اینکه موسوی منافقانه با انی سلم لمن سالمکم بیانیه خود را شروع و با دشمنان دین و انقلاب و امام حسین(ع) در عمل همراهی و همدلی کرده است شما را به یاد فرمان ابن سعد نمی اندازد که برای حمله به خیام امام حسین(ع) بشارت بهشت داد.

استادان دانشگاه و پزشکان امضا کننده نامه به رضایی افزوده اند:‌ برادر رضایی؛ از شما که خود را سرباز مردم قلمداد می‌کنید توقع می‌رود که با مردم همراه شوید و خود را بالاتر نپندارید و خواسته‌های قلبی آنها را دنبال کنید.

**سرباز رهبر باید پیرو قائد خود باشد نه اینکه جلوتر حرکت کند

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ | موضوع: | نظرات ()

مردان خداجوی=بهایی ها+تروریست ها+منافق ها
مردان خداجوی موسوی بهایی و تروریست از آب درآمدند

 

کیهان: دستگیری شماری از سرکردگان و فعالان حزب استعماری بهائیت پس از حرمت شکنی و اغتشاش در روز عاشورا، رسانه های آمریکایی و انگلیسی را نگران کرد. بی بی سی انگلیس و رادیو فردای آمریکا اعلام کردند 10 نفر از اعضا و سران بهائیان پس از حوادث روز عاشورا توسط ماموران امنیتی ایران دستگیر شده اند.

یکی از سران این جریان در خارج کشور در گفت وگوی مشترک با بی بی سی و رادیو فردا، اسامی بابک و لقا مبشر، ژینوس سبحانی، آرتین غضنفری، نگار ثابت، نسیم بیگلری، سعید و مهران روحانی، پیام فنائیان و مونا هویدایی را به عنوان افراد دستگیر شده اعلام کرد و گفت 3 تن از آنها آزاد شده اند. براساس برخی گزارش های خارجی، نیکا هویدایی، زاوش و ابراهیم شادمهر، ولوا خانجانی (نوه جمال خانجانی از سران بهائیت) نیز جزو بازداشت شدگان اولیه بوده اند.

7 تن از سران بهائیان سال گذشته به خاطر جاسوسی برای رژیم صهیونیستی و تبلیغ علیه نظام دستگیر شده بودند. مقر بهائیان در حیفا (فلسطین اشغالی) قرار دارد.

ژینوس سبحانی (همسر آرتین غضنفری) از عناصر دستگیر شده، منشی گروهک کانون مدافعان حقوق بشر (راه اندازی شده توسط شیرین عبادی به سفارش دیک چنی معاون وقت جرج بوش) می باشد و در راستای جاسوسی برای بیگانگان و شایعه پراکنی علیه جمهوری اسلامی و تحریک به آشوبگری، ارتباطات تنگا تنگی با شیرین عبادی دارد. عبادی ماه هاست از کشور گریخته و با وجود ادعای اولیه برای بازگشت به کشور از این کار سر باز زده است. برخی قرینه ها از بهایی بودن این عنصر سلطنت طلب حکایت می کنند.وی در خارج کشور اقدام به کشف حجاب کرده است.

گروهک کانون مدافعان حقوق بشر خانه تیمی مشترک بهائیان، گروهک نهضت آزادی، سلطنت طلبان، جبهه ملی و برخی افراطیون جبهه اصلاحات به شمار می رفت و با پول اعطایی به عبادی در پوشش جایزه نوبل راه اندازی شده بود.

با توجه به دشمنی دیرینه فرقه انگلیس ساخته بهائیت با امامت و تشیع (به ویژه با مهدویت)، تحرکات این جریان فاسد و انحرافی در روز عاشورا برای هتک حرمت عزای حسینی قابل فهم تر می شود ضمن اینکه سران این جریان، وابستگی های علنی به رژیم صهیونیستی، انگلیس و آمریکا دارند. در زمان رژیم پهلوی برای ریاست دستگاه هایی چون ساواک، شهربانی و ارتش از عناصر جنایتکار و بی رحم بهایی استفاده می شد.

وزارت اطلاعات علاوه بر شماری از عناصر بهایی، 14 تن از اعضای گروهک منافقین را در جریان آشوبگری ضدانقلاب در روز عاشورا دستگیر کرده که احتمال اعدام آنها به عنوان محارب می رود.

در پی دفاع یکی از سران فتنه (میرحسین موسوی) از حرمت شکنان روز عاشورا که از آنها به عنوان «مردمی خداجو» یاد کرده بود، برخی از عناصر ضدانقلاب با وقاحت واکنش نشان دادند و از جمله سایت سکولاریسم نو خطاب به موسوی نوشت: آیا به نظر موسوی تمام شرکت کنندگان در تظاهرات روز عاشورا مردمی خداجو بودند؟ تعبیر «جریان های منحوس منافقین» در بیانیه چه لزومی داشت؟ آیا می دانید گروه های دیگری همچنن سلطنت طلبان، کمونیست ها و بهایی ها در مبارزه شرکت دارند و اعتقادی به مذهب و ولایت فقیه ندارند؟


پیش از این 2مقام وزارت اطلاعات در دیدار با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اعلام کرده بودند سلطنت طلبان و خارج نشینان عامل اصلی اغتشاشات در روز عاشورا بوده اند و برخی از عوامل آنان دستگیر شده اند.

به گزارش مهر محمد کریمی راد با اشاره به جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی که با حضور قائم مقام و معاون امنیت داخلی وزارت اطلاعات برگزار شد، تصریح کرد: در این جلسه اغتشاشات اخیر ریشه یابی و واکاوی شد و مقامات امنیتی به سوالات نمایندگان پاسخ دادند.

نماینده مردم کرمانشاه با بیان اینکه مقامات امنیتی مستندات بیشتری در رابطه با اغتشاشات اخیر ارائه دادند، خاطر نشان کرد: در بین سرکردگان عوامل اغتشاشات عاشورا که توسط ماموران دستگیر شده اند 4 عضو گروهک مارکسیستی حضور دارند و علاوه بر اینکه تعدادی نیز از بهائیان در فتنه های اخیر نقش داشته اند.

از سوی دیگر یک مقام آگاه از بازداشت 14 نفر از اعضای گروهک تروریستی منافقین در اغتشاشات روز عاشورا خبر داد و افزود: 6 نفر از این تعداد از اعضای سابقه دار گروهک منافقین بوده اند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ | موضوع: | نظرات ()

از مظلومیت علی،تا وقاحت یک عده جری!
رازهای مظلومیت ولی خدا و وقاحت خواص

 


وقتی امام سجاد صلوات الله علیه چندین و چند بار غلام خود را صدا زد و جوابی نشنید، برخاست و به سراغ او رفت. وی را آرمیده در سایه ای یافت و از او پرسید چرا جوابم را نمی دهی؟ غلام با بی حیایی جواب داد: چون شما آقا هستید و کریم! و من از شما نمی ترسم!

حضرت کریمانه به پاس چنین سخنی غلام را آزاد کرد. غلام هر چه التماس کرد دیگر سودی نبخشید.
امروز فرمانده سپاه اسبق انقلاب اسلامی بعد از ماه ها و هفته به ندا درآمده است و خوشدلانه سراغ رهبری نظام آمده و از ایشان طلب راهکار برای خروج از بن بست دارد. وقتی مردم کوفه از شهر خارج می شدند به قصد جنگ نرفتند گفتند می رویم و حسین را راضی می کنیم که با یزید بیعت کند و انشقاق در مسلمین ایجاد نکند. رفتند و آنچه نباید می شد، شد!

حسن بن علی در روزهای غریبی و امیری از ضربه چاقو از نزدیکان نیز در امان نماند و کار به جایی رسید که یارانش قول اسارت و تحویل وی را به معاویه دادند. اصحاب امام را مقصر خواندند و ذلت مومنین را برگرده امام دانستند، گوییا این امام بود که ترسید و گوییا این امام بود که نتوانست تشخیص دهد و گوییا این امام بود که اسلام را به درهم و دینار فروخت و این اصحاب خاص امام بودند که نتوانستند درک کنند چرا امام کریمانه و مظلومانه صلح کرد.

رفتار کریمانه و غیردفعی در اولیاء خدا چنان زیاد است که گاه بیماردلان را نیز به طمع می اندازد. حضرت امیرصلوات الله و سلامه علیه وقتی با پافشاری اصحاب در صفین مواجه شد، علی رغم تاکیداتش در ورق پاره بودن قرآن حاضر به مصالحه شد. نماینده را نیز یاران به امام تحمیل کردند. اما بدین جا هم راضی نشدند و خواستار اصلاح اشتباه امام در قبول حکمیت شدند. امام قدرت طلب نیست برای دنیا نیز نمی جنگد راضی به ریختن خون احدالناسی هم نیست ولی وقتی اصحاب درک نکنند که جنگ بین علی و معاویه جنگ بین مسلمین نیست جنگ بین اسلام و کفر است، امام چاره ای ندارد جز آن که در سطح فکری اصحاب عمل کند و خواسته آنها را اجابت کند.

سخنان مشفقانه اشعث بن قیس سردار جنگجوی علی را خواندنی است که چگونه امام را هدف تهمت تمرد از قرآن قرار می دهد و از او می خواهد حکمیت را بپذیرد: «ما برای تو همان مردان دیروز هستیم. در میان این قوم نیز هیچ کس بیش از من بر عراقیان دلسوز و بر شامیان کینه توز نیست. اما داوری کتاب خدا را بپذیر زیرا تو در استناد به قرآن از دیگران سزاوارتری. مردم هم زندگی را دوست دارند و از جنگ بیزارند.»

زمانی که عبداله بن سعد ابی صرح پس از فتح مکه قرار بود اگر در آویخته پرده کعبه هم باشد کشته شود، عثمان بن عفان نزد پیغمبر زندگی اش را شفاعت کرد، از کریم جز کرامت چه خیزد. بخشید و اصحاب متعجب و امیر متعجب! امیر از اینکه اصحاب امرش را انجام ندادند و اصحاب متعجب که چرا رسول الله از حرفش کوتاه آمد.

خداوند هر چه نعمت داده باشد به همان اندازه امتحان می گیرد. هزار و چهارصد سال امتحان شیعیان در ناتوانی از درک دلایل اقدامات ولی خدا قرن هاست که به زحمت افتاده اند و این در عصر ما یک بار دیگر نیز تکرار شد و او که تا دیروز به آن روش اعتقاد داشت، آبروی خود را با خدا معامله کرد و برای حفظ اسلام جام زهر را نوشید. اصحاب خسته شدند و به دنبال راه گریز به هر مستمسکی متوسل شدند گاه پای آمریکا و اسرائیل را به ایران انقلابی باز کردند و گاه خواستار یک پیروزی برای یک مذاکره شدند و در نهایت شد آن چه نباید می شد!

امروز نیز روز دیگر امتحان الهی است که در آن خواص جامعه از درک حقیقت فتنه عاجزند و این مردمان از عصر رسول الله برترند که غیورانه از زندگی و کسب و کار و آبروی خویش گذشته و راهی خیابانها می شوند. هر چند نامه محسن رضایی-بخوانید هاشمی رفسنجانی- علنی منتشر شده است ولی باید یادی کرد از ریاست مجلس شورای اسلامی و دو رئیس قوه قضائیه و صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان مراکزی که مسئولیت های مستقیمی در قبال قضایای اخیر داشته اند. مجلس به عنوان قطب مردمی نظام وظیفه حمایت مردمی نهادی، در برخورد با تهمت زنندگان به نظام و انقلاب را داشت، قوه قضائیه مسئول رسیدگی به جرم بزرگ انتخاباتی و حراج کنندگان آبروی نظام اسلامی ، رسانه ملی نیز تریبون روشنگری و گره گشایی از فتنه اخیر بودند. امروز که صدا و سیما خودش از خودش تشکر می کند که چه زود مردم را بیدار کرده است، هفت ماه ابهام و اغلاق و پیچیدگی را در پنهان کردن ماهیت فتنه و نپرداختن بدان را فراموش کرده است. قوه قضائیه بعد از چند ماه هنوز به دنبال گرفتن وثیقه چندصدمیلیونی برای فرستادن مجرمان به مرخصی های سیاسی و پزشکی است. اهل تقنین شکایتی تنظیم کرده بودند، اگر به جایی رسیده است ما را نیز با خبر کنید. موضع گیرهای مفخّم و پرطمطراق رئیس مجلس در سفرهای استانی و تریبون های مختلف زخمی را دوا نمی کند و داغی را شفا نمی دهد. به راستی آبروی نظام و هتک جمهوری اسلامی در اتهام تقلب کمیسیون ویژه ای را برای پیگیری نمی طلبید. کشته شدن و ضرب و شتم به ناحق دستگیرشدگان مهم بود ولی شهیدسازی دروغین و خون شهدای بسیجی محترم و قابل توجه نبود. امروز نامه غیرمحترمانه دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام، با هشیاری افسران جوان جنگ نرم به سرعت خنثی شد، اما بی عملی مسئولین در افاده مواضع تند و آتشین و تجاهل و تغافل نسبت به تخلفات غیرقابل قبول و بسیار خطرناک است.

به راستی سست عنصرهایی که در میانه راه باز ماندند چه کسانی هستند. عقیده داریم ولی خدا کلامی را جز برای رضای خدا بر زبان نمی آورد. منحرف ها را شناخته ایم ولی آن کسانی که با استفاده از کرامت و نجابت امام جامعه در پوششی از «نفاق عملی» در بی توجهی به دستورات اکید مقام معظم رهبری گوشه عافیت نشسته اند چرا باید از تیغ تند انتقاد حزب الله در امان باشند.

این بار نباید مظلومیت ولی خدا تکرار شود، آن چه که تا امروز رهبر حکیم انقلاب مردانه و غریبانه به همراه امتش بر آن پای فشرده است، عرض اسلام و انقلاب و حق مردم بوده و آن چه امروز شیطان به درستی هدف گرفته است، تهمت و هتک همین پایمردی با ادبیاتی مشفقانه و دلسوزانه به نام ایجاد وحدت و تقدم عدالت بر آن است. خروج از بن بست های خودساخته و خودخوانده با فراموشاندن جنایت ها و خیانت هایی که به خون شهدا و امام شهدا و جمهوری عزیز اسلامی شده است.

الا و لایحمل هذاالعلم الا اهل البصر و الصبر

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ | موضوع: | نظرات ()

پشت پرده مرگ ندا+فیلم

چند ماه قبل که ندا آقا سلطان کشته شد،خیلی تبلیغ شد که ندا شهید بزرگ جنبش سبز شود...نمی خواهم زیاد توضیح دهم فقط توصیه می کنم فیلم زیر را ببینید تا ببینید چگونه با احساسات ملت بازی کردند،در یک جمله "ندا بازیگر بود"!

35،2 مگابایت/با فرمت wmv

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 8،9 مگابایت/ با فرمت 3gp

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 فیلم با کیفیت سناریوی قتل ندا آقا سلطان

97 مگابایت/ با فرمت mpg

دانلود کلیپ تصویری

غیر مستقیم

برگرفته از وبلاگ کلیپ ها موبایل مبارز

پی نوشت: یک دلیل واضح بر دروغ بودن ادعای تیر خوردن ندا در خیابان که البته در اوج جریان ندا به علت شوک حاصل از این ترور فریبکارانه در جامعه به آن دقت نشد این بود که در این عکس معروف از ندا،خونی از بینی ندا بیرون آمده که از نظر پزشکی کسی که تیر به آئورتش برخورد کرده و از بینی اش خون جاری می شود،به علت پر شدن مجاری تنفسی او از خون است! و چنین فردی بلافاصله خفه می شود،حال آنکه اطرافیان ندا از جمله آرش حجازی مدعی هستند که او را سوار بر ماشین کرده و تا مدتی هم زنده بوده!!

لینک های مرتبط:

اظهارات یک پزشک درمورد مرگ آقاسلطان

پشت پرده مرگ ندا

ندا یا مروه؟!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ | موضوع: | نظرات ()

تولید نسل منافقین جدید با گزینش کادر از میان آشوبگران فراری
نوشتاری از استاد حیدر رحیم پور درباره انگیزه غرب از دامن زدن به فتنه
تولید نسل منافقین‌جدید با گزینش کادر از میان آشوبگران فراری

 

استاد حیدر رحیم‌پور ازغدی به شرح گفت‌وشنود خود با یکی از اعضای بریده از سازمان منافقین پرداخت.

به گزارش رجانیوز، در این نوشتار به یکی از انگیزه‌های مهم و احتمالی غرب در دامن زدن به آتش فتنه و خشونت‌های خیابانی این جریان یعنی "ادامه نسل منافقین جدید با گزینش کادر از میان آشوبگران فراری" اشاره شده که در رسانه‌ها کمتر به آن پرداخته شده است:

دوستی در مجلسی عمومی مرا به سوی خود خواند و هنوز ننشسته بودم، برخوروشید و به گله پرداخت که چرا اجازه می دهید مشتی ناپاک این همه به اسلام و انقلاب ما اهانت کنند؟! عرض کردم بنده بی تقصیرم، شوخی نمی کنم. گفت چرا با اینهمه قدرت و اینهمه ثبات در مقابل آن 2درصد اینهمه سکوت بی معنی و بی تفاوتی و بسنده کردن به تظاهرات و شعار؟! پاسخ دادم زیرا می خواهند ریزش‌ها به حداقل برسد . فردی که کنار او نشسته بود، با دیدن من و شنیدن و گفت‌وگوی ما با کناری‌اش چیزهایی گفت، من تصور کردم که او عرب است ولی بعد دانستم ایرانی و از مجاهدین خلقی بوده است که 28 سال پیش به هوش آمده و از همه بریده و ساکن و کاسب دبی شده است.

گویا او نوشتاری از من خوانده بود و نادیده مرا می شناخت که چون دوستش مرا معرفی کرد، با لبخندی مرا به اسم خواند و سلام کرد و با او گفت‌وگوی یک ساعته پرباری داشتیم که خلاصه اش اینهاست:

از من پرسید به نظر شما غرب برای براندازی حکومت ایران و نابودی جمهوری اسلامی این کارهای احمقانه را انجام می دهد؟! گفتم چه علت دیگری می تواند داشته باشد و او با تعجب گفت شما واقعاً سیاست‌مردان غرب را تا این اندازه احمق تصور کرده اید که خواسته باشند با چند شیطان پرست که در غفلت شما در جمهوری اسلامی ساخته‌ شده و چند همجنس‌باز، مزدور رضا پهلوی و چند هزار لائیک ترسو و چند صد خیال پرداز سیاسی به جنگ با جمهوری اسلامی برخیزند؟! و با امتی که اینک در اوج قدرت است ولی در روزهای ابتدایی حرکت، آن‌چنان با سازمان امنیت و نیروهای قوی ایران شاهنشاهی شاه را از کشور بیرون راندند، ایران را سقوط دهد؟! و با ملتی که هشت سال با جهان استکبار جنگید و وجبی از خاکشان را از دست ندادند با اینکه امروزه همه جانبه از همیشه قدرتمندتر و متحدترند، در پی براندازی حکومت است؟!

پاسخ دادم مگر چیز دیگری هم به ذهن ها می رسد و شگفت اینکه همان اظهارنظرهایی را کرد که من برخی از آنها را در مقاله ای نوشته بودم و خلاصه‌ی گفتارش اینکه اکنون که زر و زور غرب جهانخوار فلج شده است، مجبور است با نیروی تزویر به جهانخواری پرداخته و از تزویرش تا از پای درآوردن کشورهای موردهجوم با تخریب و ترور تا جایی به پیش رود که دولت‌ها و مردم از پای درآیند. مگر ندیدید در پاکستان در ظرف چند ماهی با بهای اندکی که به تزویر و ترور و تخریب پرداخته است، بازدهی کارش بیش از مخارج تریلون دلاری لشکر کشی‌ها به خاورمیانه و تحمل آن همه بدنامی و شوراندن ملت‌های خودشان بود؟ و بنا بر همین تجربه و ورشکستگی مالی و از پای درافتادن زورش برآن است که در آینده همه‌ی همت استثماری خود را خرج تزویر و ترور و تخریب و ایجاد وحشت تا مرحله‌ی تسلیم کشورها سازد.

و من به پاسخش گفتم با همین کارهای خیابانی روز عاشورا که پدرشان را درآورد، می خواهند ما را بترسانند! آیا اینکه با سخنرانی اوباما حتی بی خبران هم دانستند که وی غلام بچه‌ی دو حزب دست اندر کار سیاست آمریکاست، می خواهند ما را بترسانند و او خندید و گفت: نه استاد عرض کردم سیاست غرب پخته تر از اینهاست که بخواهند به یاری بی‌هنرترین و احمق ترین و ترسوترین رجاله های سیاسی، دولت مقتدر جمهوری اسلامی و چنین امتی را ترسانده و از میدان به در کنند.

من کم کم درمانده شده بودم و به تکرار می گفتم پس چه پس چه؟ و پاسخ داد مگر نگفتید طرح آینده‌ی دشمن تقویت نیروی تزویر و ترور و تخریب است؟ آیا ترور و تخریب ابزاری نمی خواهد و چه ابزاری برای ترور و تخریب در ایران پخته تر و کارکشته تر از سازمان مجاهدین خلق و به پاسخش که تصور کردم، هنوز هم خودباخته سازمان است، با لبخندی تحقیرآمیز گفتم به نظر شما اینک تنها آرزوی آن پیرمرد و پیرزن‌های همه جا شناخته شده تنها این نیست که بتوانند بقیه‌ی عمر را در گوشه‌ی جنگلی در امن و امان زندگی را به پایان برسانند و آن پخته مرد با لبخندی متقابل اینچنین پاسخ داد آنچه را که فرمودید صحیح، بفرمایید آیا تجربه ها و شهرت مجاهدین خلق و وحشتی هم که جامعه از آنان دارد نیز پیر شده؟ گفتم نه ولی حالا چه کاری از مشتی مفلوک شناخته شده برمی آید و او پیروزمندانه پاسخ داد حالا به جان مطلب رسیدیم: آری به همین دلایلی که شما گفتید، امروز کار ترور و تخریب از دست این پیر پفتل‌های شناخته شده برنمی آید، بنابراین سیاست تزویر برآن شده است که برای سازمان، نیروهای جوان و خامی را گردآوری کند و تنها هدفش از این آشوب‌های مسخره و کور خیابانی و سوزاندن سطل زباله و چند مغازه و شکستن شیشه های بانکی، این است که مشتی جوان و نوجوان دور از سیاست و ناآشنا با فرهنگ این انقلاب را با امت و حکومت درگیر سازد. درنهایت ترساندن آنها و فراری دادن‌شان از ایران است یا فرستادن‌شان به خانه های تیمی و آماده ساختن آنان برای هرگونه جنایت و حمله های انتحاری و نهادن قرص سیانوری در زیر لب‌شان که از هیچ چیزی نترسید زیرا با ترکاندن این کپسول در دهان‌تان قهرمانی نام آور و از همه‌ی مصایب این دنیا راحت می شوید.

و سپس با قیافه‌ی حکیمانه‌ای گفت این حکایت را گوش کنید: هنگامی چند نفر از ما در خانه ای تیمی ذخیره می زیستیم برای همه‌ی ما خبر یا نامه ای از خانواده های ما می رسید لیکن برای نوجوان ساده دلی که مچول به نظر می رسید، نه خبری می‌آمد و نه هم نامه ای و دیوانه می شد. ‌روزی چند نفر از سران با پوشیدن لباس سیاه به سراغش آمدند، یکی صورتش را می بوسید و دیگری دستش را و دیگری اشک‌هایی را که نمی دانم چگونه خلق می کرد، از چشمانش پاک می کرد، هر کدام بساطی راه انداخته بودند و هنرنمایی می کردند و در پایان معرکه گیری ها خبرشهادت والدینش را زیر شکنجه دژخیمان حاکم بر ایران به خاطر مقاومت در بازجویی ها به اودادند و بزرگی او را در بغل گرفت و با لبخندی گفت: پسر خیلی زود چگووارا شدی و او را با احترامی در حد یک قهرمان سابقه دار از میان ما بردند و تا روزهایی که از سازمان گریختم، دیگر خبری از او نداشتم لیکن سال بعد دریافتم آن طفلکی در یکی از خیابان های همدان پس از ترور پیرمردی رهگذر با اینکه می توانسته است از معرکه بگریزد، قرص خود را در دهان ترکانده و مرده است ولی در آن روزها که در سازمان بودیم، پس از این گزارش برای ما کلاسی گذاشتند که تا چه مرحله باید استقامت کرد و کپسول را نفشرد و حرف‌شان این بود که ما پس از دریافت ضعف اندیشه و ناتوانی، او را از سازمان اخراج و راه برگرداندن او را به جامعه‌ی بی تفاوت و زندگی ساده فراهم کردیم لیکن او خودسرانه دست به چنین ترور ناشیانه‌ای زده و خود کشی کرده بود. اما من پس از آنکه از سازمان جدا شدم دریافتم پدر و مادر پسرک زنده و او را پس از پیوستن به سازمان مجاهدین خلق آق کردند و سازمان پس از جدایی او از ما، وی را برای ترور شخصیتی آماده ساخت و پسرک به اشتباه پیرمرد راهگذری را به جای او شهید ساخته و از وحشت خود را کشته بود.

آری! هدف تزویر جهان از این حرکاتی که به دست گروهی احمق و بی دین و دور از سیاست انجام می دهند این است که چند صدتایی از این نوجوانان و جوانان پوچ را بترساند و به سازمان بکشانند و از نیروی جوانی و خامی آنها و ناآشنایی با اسلام و انقلاب اسلامی کار بکشند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ | موضوع: | نظرات ()

بیانیه موسوی و بیانیه رضایی؛دو روی یک سکه
حسین شریعتمداری نوشت:
نامه رضایی و بیانیه موسوی دو روی یک سکه با دو ادبیات به‌ظاهر متفاوت

 

مدیرمسئول روزنامه کیهان در شماره امروز (یکشنبه)‌ این روزنامه با انتشار سرمقاله‌ای به نامه روز جمعه محسن رضایی به رهبر انقلاب واکنش نشان داد.

به گزارش رجانیوز، در حالی که حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس نامه رضایی و بیانیه موسوی را محصول طراحی یک مرکز مشترک خواند، حسین شریعتمداری نیز در مقاله‌ای، این دو نامه را دو روی یک سکه خواند و با نقد محورهای نامه رضایی تاکید کرد که این یک خوشبینی بی‌جا است که نامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت، تنها از سر درک اندک سیاسی وی دانسته شود.

شریعتمداری نوشت:

خوشبینی حکم می کند که نامه سرگشاده آقای محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب را ناشی از درک سیاسی اندک ایشان تلقی کنیم ولی برخی از شواهد و قرائن موجود آنچه در متن این نامه آمده است زمینه چندانی برای خوشبینی باقی نمی گذارد و بیم آن می رود که خوشبینی و «حمل به صحت» درباره اقدام ایشان مصداق «حمله به صحت»! باشد.

و اما، اگر ماجرا به خود آقای رضایی ختم می شد و دنباله دیگری در پشت صحنه نداشت، نوشتن این یادداشت نیز ضروری نبود، ولی با عرض پوزش از آقای رضایی باید گفت نامه سرگشاده ایشان به رهبر معظم انقلاب و بیانیه اخیر مهندس موسوی دو روی یک سکه اند که با دو ادبیات به ظاهر متفاوت نوشته شده اند، به همین علت، اشاره به نکاتی در این باره ضروری به نظر می رسد.

1- با توجه به دسترسی آسان و سریع آقای محسن رضایی به بیت رهبر معظم انقلاب و ارسال مستقیم نامه به محضر ایشان، انتخاب نامه سرگشاده و انتشار عمومی آن، تردیدی باقی نمی گذارد که مخاطب اصلی آقای رضایی در این نامه سرگشاده، رهبر معظم انقلاب نبوده است و نامه یاد شده با هدف دیگری نوشته شده. راستی چرا آقای رضایی نامه ای را که ظاهرا خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است، پیشاپیش در رسانه ها منتشر می کند؟! مگر نامه خطاب به رهبری نبوده است؟!... استقبال گسترده و ذوق زدگی بی حد و حصر مقامات و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی و به به و چه چه منافقین، بهایی ها، سلطنت طلبان و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب برای آقای محسن رضایی می تواند، پاسخ گویا و روشنی به این پرسش باشد.

2- یک روز بعد از انتشار این نامه سرگشاده خبرنگار خبرگزاری ایلنا - خبرگزاری نزدیک به سران فتنه- از محسن رضایی می پرسد؛ «با توجه به صدور نامه شما به مقام معظم رهبری که بلافاصله پس از صدور بیانیه میرحسین موسوی بود، آیا شما با معترضین- بخوانید اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) در روز عاشورا- هماهنگی داشته اید»؟ و آقای رضایی که ظاهرا انتظار این سؤال را نداشته است در پاسخ می گوید «من نامه به مقام معظم رهبری را از قبل آماده کرده بودم و وقتی بیانیه آقای موسوی صادر شد، بخش های مربوط به آن را در نامه ام اضافه کردم»

این در حالی است که نامه آقای رضایی از شروع تا پایان با استناد به بیانیه منافقانه موسوی نوشته شده است و در آن تقریباً هیچ جمله یا پاراگرافی را نمی توان یافت که بیرون از این موضوع و بدون استناد به بیانیه موسوی باشد. بنابراین باید از آقای رضایی پرسید اگر آن گونه که ادعا می کنید نامه سرگشاده شما قبل از بیانیه موسوی و بدون هماهنگی با تهیه کنندگان آن نوشته شده است، چرا در تمامی متن آن به بیانیه منافقانه موسوی استناد کرده اید؟! و چنانچه -باز هم به قول خودتان- بعد از صدور بیانیه موسوی، بخش های مربوط به بیانیه را در نامه خود گنجانده اید، مشخص بفرمایید که بخش های مورد ادعا در کجای نامه شما آمده است؟! جز در یک جمله که به هنگام توصیف حضور حماسی مردم از «صحنه تظاهرات دیروز» یاد می کنید که البته می تواند نشانه تهیه نامه قبل از بیانیه موسوی باشد، ولی این توصیف نیز نهایتاً در توجیه بیانیه مهندس موسوی به کار گرفته شده است!

3- آقای محسن رضایی از یکسو می نویسد «حضور باشکوه و میلیونی و یکپارچه ملت ایران در روز چهارشنبه در خیابان های تهران و شهرستان های سراسر کشور، شرمندگی ناشی از اهانت به مراسم عاشورا را جبران کرد» و از سوی دیگر بدون کمترین اشاره به این که اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام چه کسانی بوده و در حمایت از چه کسانی به صحنه آمده بودند؟! نسخه وحدت با آنها را می پیچد و می نویسد «صحنه تظاهرات دیروز مصداق بارز پیام وحی بود که واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا»! آقای رضایی توضیح نمی دهد اگر منظور ایشان وحدت ملت مسلمان و عاشقان امام حسین(ع) با یکدیگر است که تحقق این وحدت به قول خود ایشان در تظاهرات چند ده میلیونی روز چهارشنبه به وضوح دیده شده است و اگر مقصودشان وحدت با اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام است که باید به ایشان یادآور شد، اسلام با کفر و نفاق قابل جمع نیست و در همان پیام وحی آمده است «کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند هرگز با دشمنان خدا و رسول دوستی نمی کنند، هرچند که آن دشمنان پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنها باشند» سوره مبارکه مجادله آیه 2.2 آخر چگونه می توان با دشمن امام حسین علیه السلام دوستی کرد و با اهانت کنندگان به ساحت مقدس ایشان نرد وحدت باخت؟! جناب آقای رضایی! از جنابعالی خیلی بعید بوده و هست.

4- آقای محسن رضایی بیانیه منافقانه مهندس موسوی را مثبت! ارزیابی کرده و می نویسد «عقب نشینی آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به این که مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هرچند دیرهنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد»! دراین باره گفتنی است که؛

الف: کجای بیانیه موسوی، مثبت! و به قول آقای رضایی نشانه عقب نشینی است؟! او اهانت کنندگان به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را «مردم خداجوی» نامیده است! آیا جناب رضایی با این نظر الحادی موافق هستند؟! موسوی درباره هتاکی هواداران خود به عاشورای حسینی(ع) بدون آن که هتاکی آنها را محکوم کند می نویسد، این مردم خداجوی! بر اثر اقدامات تحریک آمیز، شعارهای آنچنانی داده اند؟! آقای رضایی! بر فرض که ادعای موسوی درباره تحریک را بپذیریم، آیا مردم خداجوی! اگر تحریک شوند، به امام حسین(ع) اهانت می کنند؟! از موسوی انتظاری نیست چرا که او مأمور بیگانه است ولی شما را چه می شود جناب رضایی؟! کدام انسان خداجوی را سراغ دارید که به امام حسین(ع) و عاشورای حسینی اهانت کند؟! أین تذهب؟!

ب: و اما، می دانید که اراذل و اوباش اجاره ای با نقشه قبلی- دستور العمل صریح رادیو اسرائیل- و با سوءاستفاده از حضور مردم در مراسم عزاداری و سینه زنی به خیابان آمده و دست به آن جنایت زدند و بلافاصله بعد از اطلاع و حضور مردم، پا به فرار گذاشتند. اگر مردم به هنگام اهانت آنها حضور داشتند که به آنان فرصت اهانت و جسارت نمی دادند. آیا غیر از این است؟ دیدید و دیدیم که چنین بود.

5- معلوم نیست آقای محسن رضایی در نامه سرگشاده خود با تظاهرات چند ده میلیونی مردم همراهی می کند و یا - خدای نخواسته- علیه آن موضع می گیرد ؟! چرا که همه حرف مردم در راهپیمایی بی نظیر روز چهارشنبه، خشم و خروش علیه اهانت کنندگان به عاشورای حسینی(ع) بود و خواسته آنان، محاکمه و مجازات سران فتنه، از جمله موسوی و کروبی و خاتمی. آقای رضایی می نویسد که خود از میدان فردوسی تا دانشگاه تهران در جمع راهپیمایان بوده است. بنابراین از خواسته و شعارهای آنان باخبر است. شعارها و خواسته هایی که با شور و شعور بر زبان ها جاری و روی پلاکاردها دست نویس شده بود و صداوسیما و رسانه ها از انتشار بسیاری از آنها خودداری ورزیدند. خب! آقای رضایی اگر با مردم همراه هستید- که انشاءالله هستید- چرا برخلاف نظر یکپارچه مردم از موسوی حمایت می کنید؟! و بیانیه منافقانه او را که در آن از اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) با عنوان مردم خداجوی! یاد کرده است، مثبت!! ارزیابی می فرمائید؟! و اگر خدای نخواسته حامی سران فتنه هستید! چرا تظاهرات چند ده میلیونی مردم را با شکوه و در ادامه پیروی از امام حسین علیه السلام می دانید؟! این تناقض را چگونه توجیه می فرمائید؟! با یک دل که نمی توان «صد دله» بود!

در کلام وحی آمده است که «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه... خدا درون یک انسان دو قلب قرار نداده است» سوره مبارکه احزاب آیه 40 بدیهی است که می دانیم جنابعالی چنین نیستید ولی باور بفرمائید که فریبتان داده اند.

6- آقای محسن رضایی برای این که بیانیه موسوی را مثبت جلوه دهد! می نویسد «آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد عقب نشینی کرده است» که اگر خوش بینانه به این بخش از نامه رضایی نگاه کنیم، باید از ساده اندیشی و کم دانشی ایشان ابراز تأسف کرده و به وی این مسئله بسیار بدیهی را یادآور شد که اولاً موسوی در جایگاهی نیست که دولت برخاسته از رأی مردم را بپذیرد یا نپذیرد، وانگهی مگر موضوع فتنه و اهداف فتنه گران، دولت احمدی نژاد بوده است که اکنون از انکار آن عقب نشینی کرده باشند؟ آیا جناب رضایی این نکته بدیهی را نمی داند که «انتخابات» و «تقلب در انتخابات» و «دولت احمدی نژاد» و... فقط بهانه فتنه گران بوده است و سران فتنه آشکارا علیه اسلام، امام و نظام به صحنه آمده بودند. مخالفت با احمدی نژاد و فلان معضل اقتصادی و فلان انتقاد به سیاست خارجی و... چه ربطی به حمایت از اسرائیل و آمریکا و بهائیان و منافقین و اهانت به امام حسین(ع) و حضرت امام(ره) و... دارد؟ یعنی بعد از اینهمه شواهد و قرائن و اسناد و مواضع خصمانه سران فتنه علیه اسلام و امام و رهبری و انقلاب هنوز آقای رضایی- با آنهمه ادعای سیاستمداری!- نمی داند که هدف اصلی فتنه، اسلام و انقلاب و امام(ره) و رهبری بوده و هست؟!

7- آقای رضایی به خیال خود، هوشمندی به خرج داده و می نویسد «شک ندارم که افراط گرایان هر دو طرف با رفتارهای نادرست از یکسو و دشمنان کمین کرده ملت ایران با بغض و عصبانیت از سوی دیگر تلاش خواهند کرد آثار و دستاوردهای این حرکت عظیم- تظاهرات روز چهارشنبه- را خنثی کنند.»

با این بخش از نوشته ایشان موافقیم که دشمنان داخلی و خارجی نظام سعی می کنند دستاوردهای حضور حماسی و بی نظیر مردم در دفاع از ساحت امام حسین(ع)، حضرت امام، رهبری معظم و نظام اسلامی را خنثی کنند ولی سؤال این است که چه کسانی دست به این حرکت خائنانه زده و می زنند؟ مگر غیر از این است و مگر آقای رضایی نمی بیند و نمی داند که آمریکا، اسرائیل، اروپا، بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب بلافاصله بعد از حماسه عظیم روز چهارشنبه، با بهره گیری از هزاران سایت اینترنتی، صدها شبکه تلویزیونی و خبرگزاری و... برای خنثی کردن این حضور حماسی دست به کار شده و همان مردمی که آقای رضایی از حضور «باشکوه» آنها سخن می گوید را به دریافت پول و ساندویچ و ساندیس برای حضور در راهپیمایی متهم می کنند؟! آقای رضایی! برادر عزیز! به کجا می روید؟!

8- و بالاخره خطاب به برادر محسن- واژه متداول در میان برادران سپاه برای نامیدن آقای رضایی- باید مشفقانه گفت؛ مراقب خود و فریب فتنه گران باشید و از توده های عظیم مردم خدا دوست و عاشورایی فاصله نگیرید. دشمن درپی فریب شماست و متاسفانه و با عرض پوزش در مقصود خود چندان هم ناموفق نبوده است. انتظار از جنابعالی آن است که «قطع این مرحله بی همرهی خضر» نکنید تا مانند توده های عظیم ملت- همان ها که در نامه خود آنان را ستوده اید- از کید و فریب دشمنان در امان باشید. انشاءالله.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ | موضوع: | نظرات ()

صانعی بالاخره عزل شد!
پس از سال‌ها اعتراض طلاب و فضلای حوزه صورت گرفت:
عزل صانعی از مقام مرجعیت توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

 

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم امروز با انتشار بیانیه ای در پاسخ به پرسش جمعی از اساتید و فضلای حوزه علمیه قم پیرامون صلاحیت شیخ یوسف صانعی برای تصدی عنوان مرجعیت، اعلام کرد پس از بررسی ها و جلسات متعدد نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بر عدم صلاحیت شیخ یوسف صانعی برای تصدی این عنوان است.

به گزارش رجانیوز، پس از اظهارات و مواضع تعجب برانگیز شیخ یوسف صانعی در قم که خصوصا در یک سال گذشته موجب اعتراضات گسترده علما و طلاب این شهر شده بود و بارها موضوع تجمعات اعتراضی فضلای قم را فراهم آورده بود، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدرو بیانیه ای صانعی را فاقد صلاحیت مرجعیت دانست.

این در حالی است که در بیست سال گذشته و از زمان ریاست مرحوم مشکینی، جامعه مدرسین صانعی را در لیست مراجع جایز التقلید خود قرار نداده بوده است.

متن سوال فضلای حوزه علمیه قم و پاسخ جامعه مدرسین به این شرح است:

بسمه تعالی
جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم
سلام علیکم
مرجعیت شیعه خورشید پر فروغی است که در قرون متمادی همواره پشتیبان اسلام و خط راستین اهل بیت(علیهم السلام) بوده است. این مسئولیت خطیر همواره شایسته‌ی مردانی بوده است که واجد شرائط شرعی مذکور در روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) باشند نظر به اهمیت این موضوع و با توجه به پرسشهای مکرّر هموطنان درباره‌ی مرجعیت آقای حاج شیخ یوسف صانعی خواهشمند است آن جامعه محترم که همواره مرجع تشخیص این موضوع بوده نظر خود را درباره‌ی مرجعیت ایشان اعلام فرمایند.

با سپاس جمعی از استادان و فضلای حوزه های‌ علمیه

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

جامعه مدرسین حوزه علیمه قم بزرگترین تشکل فضلا وعلمای قم است که در فهرست اعضای 57 نفره آن نام اساتید برجسته حوزه علمیه و مراجع عظام تقلید به چشم می خورد. برخی اعضای این جامعه شامل آیات عظام وفضلایی است که در ادامه نام آنها می آید:

آیت الله محمد یزدی، آیت الله‌ سید محمد ابطحی کاشانی، حجه الاسلام والمسلمین محمد جعفر امامی(ره)، آیت ‌الله‌ رضا استادی، آیة‌ الله‌ العظمی‌ ناصر مکارم‌ شیرازی، آیت الله علی اکبر مشکینی (ره)، حجة‌ الاسلام‌ والمسلمین‌ محمد رضا آشتیانی، آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی (ره)، آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی، ‌آیت الله عبدالله جوادی آملی، ‌آیت الله ابراهیم‌ امینی، حجه الاسلام والمسلمین ابوالقاسم وافی یزدی، آیت الله علی نیری، آیت الله عبدالنبی نمازی، حجه الاسلام والمسلمین علی نکونام گلپایگانی، آیت الله سید ابوالفضل موسوی تبریزی (ره)، آیت الله سید ابوالفضل میر محمدی زرندی، آیت الله محمد مومن، حجه الاسلام والمسلمین علی مومن، حجه الاسلام والمسلمین سید مصطفی موسوی اصفهانی، آیت الله حسن ممدوحی، آیت الله مرتضی مقتدایی، آیت الله محمد هادی معرفت(ره)، آیت الله حاج شیخ حسین مظاهری، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی، آیت الله محمد محمدی گیلانی ،آیت الله عباس محفوظی، حجه الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی آملی، آیت الله سید جعفر کریمی، آیت الله محمد علی فیض گیلانی ،حجه‌الاسلام والمسلمین غلامرضا فیاضی، حجه الاسلام و المسلمین محمد رضا فاکر، حجه الاسلام والمسلمین محمد جواد فاضل لنکرانی، حجه الاسلام والمسلمین محمود عبداللهی، آیت الله احمد صابری همدانی، آیت الله محمد علی شرعی، حجه الاسلام والمسلمین محمود رجبی، آیت الله میرزا عبدالله مسلم ملکوتی، حجه الاسلام والمسلمین عباس کعبی، حجه الاسلام والمسلمین سید محمد غروی، ‌آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی، آیت الله حسین راستی‌ کاشانی، آیت ‌الله‌ ابوالقاسم‌ خزعلی، آیت الله سید محسن خرازی، ‌حجه الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی، آیت‌ الله عبدالله خائفی، حجة‌الاسلام ‌و المسلمین‌ سید هاشم‌ حسینی بوشهری، آیت ‌ الله ‌حاج شیخ‌ محسن‌ حرم‌ پناهی (ره)، حجة‌الاسلام ‌و المسلمین‌ مهدی‌ شب‌زنده‌دار، حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی، ‌آیت الله احمد جنتی، حجة‌الاسلام‌ و المسلمین‌ محمود رضا جمشیدی، آیت الله علی ثابتی، آیت الله حسن تهرانی (ره)، حجة‌ الاسلام‌ و المسلمین‌ علیرضا اعرافی، حجة‌الاسلام‌ و المسلمین‌ علیرضا اسلامیان

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ | موضوع: | نظرات ()

فرار به جلو !
فرار به جلوی جریان موسوی با عقب نشینی صوری:
ابوموسی‌اشعری‌ها به دنبال "حکمیت" در آستانه پیروزی در صفین

 

با گذشت ساعاتی از انتشار بیانیه میرحسین موسوی پیرامون وقایع روز عاشورا که در آن با "مردم" خواندن آشوبگران و هتاکان این روز از آنها حمایت کرده و سعی کرد عزادارن حسینی را حامیان خود بنامد، عقب نشینی وی در پذیرش نتایج انتخابات پس از شش ماه آشوب که پس از مشاهده جمعیت ملیونی عاشورائیان در 9 دی صورت گرفت، سبب شده است تا اشخاص و رسانه های وابسته به این جریان برای جلوگیری از یاس و ریزش حامیان باقی مانده موسوی، به توجیه این عقب نشینی بپردازند.

به گزارش رجانیوز، در همین حال سایت جمعی بالاترین که منبع لینک های ضد دینی در وبسایت های زبان فارسی شناخته می‌شود، با ذکر برخی نمونه های تاریخی تلاش ویژه ای را برای توجیه این عقب نشینی موسوی آغاز کرده است.

از سوی دیگر مسعود بهنود، سر حلقه روزنامه نگاران ایرانی مرتبط با شبکه انگلیسی بی بی سی نیز با انتشار یادداشتی احساسی تلاش کرد، این عقب نشینی موسوی را که پس از مطالبه جدی مردم برای محاکمه وی صورت گرفته، در لفافه الفاظ و اصطلاحات احساسی پنهان کند.

این در حالی است که ابوالفضل فاتح، یار رسانه‌ای میرحسین موسوی و هدایت کننده امور تبلیغاتی وی، که چند هفته پس از اعلام نتایج انتخابات به انگلستان سفر کرده و همچنان در آن کشور به سر می برد، در مصاحبه ای که وب سایت کلمه از او منتشر کرده است، در یک رویکرد تبلیغاتی دو پهلو، ضمن تهدید نظام این عقب نشینی موسوی را "حسن نیت بزرگ!" وی خوانده است. وی در ادبیات تهدید گونه خود که شباهت زیادی به ادبیات هاشمی رفسنجانی در نامه پیش از انتخاباتش دارد گفته است: " اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری های سهمگین آینده بر عهده ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت سوزی تا ابد بر پیشانی شان حک خواهد شد. آیا در میان مدعیان مصالح کشور گوش شنوایی هست؟"

این فرار به جلوی جریان موسوی در روی دیگر سکه توسط محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و بواسطه نامه وی به رهبر انقلاب پیگری شد، چنانکه رضایی بلافاصله پس از پذیرش نتایج انتخابات از سوی موسوی در بیانیه اش، با ذوق زدگی این امر را سرآغاز وحدت برشمرد!

این در حالی است که میزان جرائم و خطای موسوی، قطعا با یک بیانیه پر کنایه و حمایت آمیز از اغتشاشگران قابل جبران نبوده و همانگونه که میلیون ها ایرانی در 9 دی فریاد زدند، موسوی پیش از هرچیز باید در محاکم قضایی پاسخگویی جنایات و اتفاقاتی باشد که به واسطه خطاهای بزرگ وی بر مردم تحمیل شد.

در همین حال روح الله حسینیان نیز با اشاره به بیانیه موسوی و برخی واکنش ها نسبت به آن، و ضمناشاره به محورهای مشترک نامه رضایی و بیانیه اخیر موسوی درباره وحدت و آشتی ملی گفته است: محورهایی از نامه و بیانیه سیاسی محسن رضایی و موسوی با هم مشترک است که این امر نشان می‌دهد اینگونه نامه‌ها و بیانیه‌ها از یک مرکز مشترک برنامه‌ریزی می‌شود.

به نظر می رسد پس از وقایع خونین و صفین گونه عاشورای 88 و پس از رسیدن به نزدیک خیمه معاویه های زمان، اینک جماعتی با علم کردن موضوع "حکمیت" به دنبال فراری دادن خاطیان از مجازات و تحمیل جام زهری دوباره به رهبر انقلاب باشند، حکمیتی که بی شک "اشعری‌های" زمان در آن بی تاثیر نخواهند بود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ | موضوع: | نظرات ()

بیانیه موسوی=پذیرش مسئولیت حوادث عاشورا
رسایی: بیانیه موسوی به‌معنای پذیرش مسئولیت حرمت‌شکنی‌های روز عاشورا است

 

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بیانیه موسوی به معنای پذیرش مسوولیت حرمت شکنی های روز عاشورا است گفت: موسوی با بیانیه اخیرش پذیرفته است عامل به وجود آمدن اغتشاشات پس از انتخابات بوده و همچنین کسانی که در روز عاشورا به دین و نظام اهانت کردند هواداران او بود.

حجت الاسلام و المسلمین حمید رسایی در گفت و گو با ایرنا با تاکید بر اثبات دو نکته از بیانیه اخیر موسوی در ارتباط با حرمت شکنی های روز عاشورا اظهار داشت: نکته اول اینکه موسوی پذیرفت کسانی که روزعاشورا به خیابان ها ریختند و علیه نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه شعار دادند، به هیات های مذهبی حمله کردند، اماکن عمومی را به آتش کشیدند و به نوعی باطن ضد دینی خود را نشان دادند، هواداراوهستند و به نوعی مسئولیت این حادثه را قبول کرد.

وی با اشاره به بخشی از بیانیه موسوی مبنی براینکه "از این به بعد اگربیانیه هم ندهم، باز مردم به خیابان ها خواهند ریخت"، تصریح کرد: این موضوع تاکید بر این دارد که اغتشاشات قبل از روز عاشورا با بیانیه های موسوی انجام می شده است، یعنی موسوی پذیرفته که قبل از این من بیانیه می دادم، مردم به خیابان ها می آمدند، روزعاشورا بیانیه ندادم، باز هم به خیابان ها آمدند، بنابراین مسئولیت این حوادث را پذیرفته است.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در ادامه خاطرنشان کرد: پیش از این دلسوزان نظام تاکید داشتند چهره واقعی موسوی و تقابل او با دین و نظام اسلامی و همچنین همسویی او با دشمنان قسم خورده امام و انقلاب برای عموم مردم روشن است که بیانیه اخیر وی هم این موضوع را اثبات کرد، بنابراین دیگر برای کسانی که به امام و انقلاب علاقه دارند، جای تردیدی باقی نمانده است که موسوی، خاتمی، کروبی و برخی فرزندان هاشمی در خدمت اهداف دشمنان امام، انقلاب و مردم هستند که اگر مسئولان به وظیفه خود عمل نکنند، مردم انقلابی به بند میم وصیت نامه حضرت امام عمل خواهند کرد.

وی درباره بخش دیگری ازاین بیانیه مبنی براینکه "با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟" بیان کرد: درایام عاشورا خارج از کشور بودم، از نزدیک اخبار را رصد می کردم، دشمنان نظام اسلامی سی سال است که برای ما دندان تیز کرده اند، ما در جهان بحران تازه ای نداریم اما اتفاقی که امروز روشن شده است، همنوایی، همسویی وهمدستی افرادی از داخل با نظام سلطه در خارج از کشور است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه امروز نظام سلطه دچار بحران شده است، گفت: علت این بحران مشخص شدن ماهیت جریان فتنه و سر خط های داخلی آن یعنی کروبی، موسوی و خاتمی است. تردید ندارم استکبار جهانی از این افراد اسناد و مدارکی دارد که هر طورآنها بخواهند این افراد رفتارمی کنند بنابراین این ها تبدیل به عوامل دشمن شده اند و دیگر اختیاری از خود ندارند.

وی درخصوص بخش دیگری ازبیانیه موسوی مبنی براینکه "فرمان اعدام و قتل و زندانی من و کروبی مشکل را حل نخواهد کرد، درسخنرانی یک عده را حزب الله و عده ای دیگر را حزب الشیطان می نامند؟" اظهار داشت: دقیقا این تعابیررا بنی صدرو مسعود رجوی هم داشتند آنها ادعا می کردند با دستگیری آنها اتفاقی نمی افتد البته معتقدم اینها کسی نیستند که با دستگیری آنها اتفاقی بیافتد، اینها عوامل فتنه هستند باید چوب اعمال خود را بخوردند و به مجازات برسند.

نماینده مردم تهران، ری و شمیرانات در مجلس شورای اسلامی درباره بخش دیگری از این بیانیه مبنی براینکه "ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی ، تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم"، اذعان داشت: امروزرفتاراین افراد مورد استفاده دشمنان قرار می گیرد. تردیدی نیست اگر امروز آمریکا در ایران سفارتخانه داشت، کارهایی را می کرد که موسوی می کند، اگر اسراییل در ایران سفارتخانه داشت همین بیانیه هایی را می داد که موسوی می دهد.

وی همچنین برای تشخیص وابسته بودن برخی چهره ها به آمریکا و اسراییل، بیانات حضرت امام را راهگشا دانست و تاکید کرد: حضرت امام فرمود هرگاه دیدید دشمنان از شما تعریف کردند، به خودتان شک کنید و صف خودرا از آنها جدا کنید، اگر این کار را نکردید، شما هم جز آنها هستید.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱۱ | موضوع: | نظرات ()

بیانیه17 موسوی؛اینبار با حذف الله از بسم الله الرحمن الرحیم!
توهم مهره غرب درخصوص عزاداری‌های مردمی/ موسوی رسما از توحش محاربان روز عاشورا حمایت کرد

 

میرحسین موسوی مهره مورد علاقه و هدایت غرب برای ایجاد بحران در ایران، با انتشار بیانیه‌ای رسماً مسئولیت حرمت‌شکنی محاربان در روز عاشورای حسینی را برعهده گرفت.

به گزارش رجانیوز، پس از گذشت 5 روز از حرمت‌شکنی بی‌سابقه تعدادی از اراذل و اوباش حامی موسوی در روز عاشورای حسینی که قلب میلیون‌ها مسلمان در داخل و خارج کشور را به درد آورد، موسوی که تا پیش از این، رفتارهای ضدملی او برای کشور دردسرساز شده بود، عملا مسئولیت رفتارهای ضددینی محاربان در روز عاشورا را نیز قبل کرد.

وی در بیانیه ایبا بیان اینکه برخی تصور می‌کردند اگر وی بیانیه ندهد، مردم به خیابان‌ها نمی‌آیند،گفته است: «بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.»

موسوی در ادامه این نوشته تحریک‌آمیز با توهین به مردم عزادار تهران و اطلاق عنوان "مردم" برای محاربین این روز افزود: «برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.»

در حالی موسوی متوهمانه تلاش کرده مردم خداجویی که حسین حسین گویان روز عاشورا به صحنه آمدند، و هیئت‌ها و دسته‌جات عزداری را به خود نسبت دهدکه حضور این دسته‌جات مردمی سابقه صدها ساله در تاریخ تشیع دارد و تا کنون نیز هیچ ربطی به بیانیه دادن یا ندادن مهره‌های غرب ندارد، تردیدی باقی نمی‌ماند که موسوی در این بخش از بیانیه خود برای کاهش قبح ضددینی رفتار محاربان حامی‌اش به مصادره عزاداری‌های با سابقه چندصدساله مردم ایران نیز پرداخته و توهم دارد که مردم در حمایت از او و جریان فتنه به عزاداری برای امام حسین(ع) پرداخته‌اند!و همه اینها در حالی است که همین عزاداران حسینی روز چهارشنبه در اعتراض به هتک حرمت عاشورا توسط حامیان وی، خشمگینانه ضد او و یارانش فریاد سر داده بودند.

وی در ادامه بدون اشاره به وحشی‌گری‌های حامیان بی‌دینش که روز عاشورا به شادی، هلهله، ضرب و جرح عزاداران، مأموران انتظامی، آتش زدن کیوسک پلیس، چندین خودرو و بیش از 30 دستگاه اتومبیل پلیس، تخریب اموال عمومی و خصوصی و... پرداختند و تصاویر و فیلم‌های آن نیز توسط صداوسیما منتشر شده و بعضا به دلیل عمق اهانت‌ها قابل پخش نبوده اما در اینترنت موجود است، می‌نویسد: «مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.»

این مهره مورد علاقه و هدایت غرب که رفتارهای قانون‌شکنانه وی و حامیانش پس از انتخابات، بیشترین لطمه را به حیثیت جمهوری اسلامی زده و نظام استکباری را در امتیاز گرفتن از ایران امیدوار کرده است، ادعا کرد: «گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟»

وی با تهدید نظام قضایی درخصوص برخورد با وی و کروبی و ادعای اینکه هرگونه برخورد گره بحران را ناگشودنی می‌کند،‌ادامه داد: «بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت.» این در حالی است که هم اکنون یک تیم 36 نفره در رده حفاظتی عالیترین مقامات اجرایی نظام، از سوی جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت حفاظت از جان موسوی را بر عهده گرفته است.

موسوی که طی ماه‌های اخیر بیشترین حجم حمایت از وی توسط سران و رسانه‎های غربی و صهیونیستی انجام شده و وی تاکنون هیچ مرزبندی خارجی با این جریان‌های بیگانه و ضدملی نداشته است، مدعی شد: «ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند. و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود.»

وی در بخش پایانی این بیانیه 5 مورد به‌عنوان راه‌حل ذکر کرده و از پاسخگویی دولت به مجلس و قوه قضائیه، تدوین قانون انتخابات جدید، آزادی زندانیان، آزادی مطبوعات و تجمعات نام برده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/۱۱ | موضوع: | نظرات ()

آبروی وطنم یوسف بازار شده...
آشوب در عاشورا برای تولید فیلم در سی ان ان!

 

محمدمهدی تهرانی ـ در قسمت های گذشته با هدف بررسی بازتاب های بین المللی ادعاهای دروغین و عملکرد ساختارشکنانه جریان فتنه به دو مقوله منافع ملی(National interests) و امنیت ملی(national security) اشاره شد. در کشورهای مختلف این دو مقوله با عنوان خط قرمز فعالیت جریان ها و احزاب فعال در کشورها شناخته می شود.

همواره منازعات سیاسی و جناحی کشورهای مطرح آن گاه در چارچوب منافع ملی و امنیت ملی محصور می شود و فراتر از آن هرگز پیش نمی رود. اشاره شد که به عنوان مثال در آمریکا هیچ گاه مسیحیت صهیونیسم یا یهود مورد تعرض واقع نمی شود. حتی در انتخابات پر مسئله ای که بوش در آن با رای دادگاه بر ال گور فائق آمد، هیچ مشکل خاصی برای جامعه آمریکا ایجاد نشد. این در حالی بود که فرماندار ایالت فلوریدا که آرای آن مورد اختلاف واقع شد، برادر بوش بود و همین می توانست بهانه خوبی برای مدتها تشنج و ناآرامی باشد.

در ایران اما وضعیت به گونه ای دیگر رقم خورد. آن گونه که آبروی ایران که تنها کشور شیعی در سطح جهان بود و تا پیش از این از صدور انقلاب سخن می گفت، به یکباره به حراج گذاشته شد. در قسمت چهارم این سلسله نوشتارها بازتاب های بین المللی اغشاشات روز عاشورا مورد بررسی قرار می گیرد.

چ)اغتشاشات روز عاشورا

وقایع روز تاسوعا و عاشورای ایران که هنوز بازتاب ها و تحلیل های جهانی حول آن ادامه دارد، آن قدر اهمیت داشت که کاخ سفید را هم وادار کند برخلاف روند مسامحه گونه گذشته اش نسبت به اغتشاشات تهران رسما به میدان بیاید و بیانیه رسمی صادر کند. بانیان گوانتانامو و ابوغریب که در سایه طرح شعار دروغین حقوق بشر و دموکراسی لشگرکشی به کشورهای مختلف دنیا را در کارنامه خود ثبت کرده اند، در جایگاه شاکی نشستند و از موضع بالا ایران را به فقدان پشتوانه مردمی، بحران داخلی و دیکتاتوری محکوم کردند.

کشوری چون آمریکا که طی سال های بعد از تاسیس، با سیر نزولی شرکت مردمش در انتخابات مواجه بوده و در بهترین حالت بیست درصد اختلاف مشارکت عمومی در انتخابات نسبت به ایران را در کارنامه خود دارد، به خود حق داد تا ایران را فاقد پشتوانه مردمی معرفی کند و اغتشاشگرانی را که به خیابان ریخته بودند، شهروندانی(!) بنامد که در جستجوی حقوق جهانی خود هستند!

کاخ سفید در بیانیه خود که ساعاتی بعد از انتشار اخبار اغشاشات تهران منتشر شد، ضمن حمایت از آشوب طلبان تصریح کرد:«امید و تاریخ همگام با کسانی است که حقوق جهانشمول خود را با ابزار مسالمت آمیز مطالبه می کنند.»
این بیانیه ایران را حکومتی لقب داد که از آمال و آرزوهای مردم خود می هراسد. در این بیانیه آمده بود:«حکومت مبتنی بر هراس و خشونت هرگز عادلانه نیست و همانگونه که پرزیدنت اوباما نیز در اسلو گفت این بسیار گویاست که برخی حکومتها از آرزوهای ملت خود بیش از قدرت هر کشور دیگری می ترسند.»

کاخ سفید پیشتر در خصوص فوت آیت الله منتظری هم بیانیه ای صادر کرده و تصریح کرده بود:« خانواده او و همه جویندگان حقوق جهان‌شمول و آزادی‌هایی که او پیوسته مدافع آنها بود در یادها و نیایش ما خواهند بود!»

آمریکا البته به همین میزان هم بسنده نکرد. باراک اوباما نیز به میدان آمد و گفت:«مردم ایران ماه‌هاست که تنها احقاق حقوق جهانشمول خود را طلب می‌کنند و جهان هر بار، شجاعت و اراده آنها در این خصوص را تحسین کرده است.» او ضمن محکوم کردن مسائل اخیر ایران و برخورد مسئولین با حرمت شکنان روز عاشورا، تصریح کرد:«اراده رهبران ایران برای حکومت از راه ایجاد وحشت و ستمگری، قادر به از میان بردن این اشتیاق مردم نخواهد بود.»

موضع گیری سایر کشورها

فرانسه نیز به میدان آمد و از مقابله با اغتشاشات اقلیتی قانون گریز و دین ستیز در ایران با عنوان سرکوب اعتراضات مردمی یاد کرد. برنار والرو سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گفت:«در زمانی که شمار کشته شدگان افزایش می یابد، فرانسه بار دیگر نگرانی عمیق خود را ابراز می دارد و بازداشت های خودسرانه و خشونت اعمال شده علیه معترضان عادی را محکوم می کند.»

اظهار نظر مقامات فرانسوی در حالی بود که همین کشور سال 2008 را با آشوب های خیابانی آغاز کرده بود و مثلا در نوابر 2007 نیز مردم، کارکنان و دانشجویان در اعتراض به اصلاحات سارکوزی که سن بازنشستگی را شامل می شد، به اعتصاب، اعتراض و تحصن روی آورده بودند. این اعتراضات بعد از این نیز بارها در فرانسه به برخورد حکومت با معترضینی که تنها حقوق خود را مطالبه می کردند، انجامید. و این همان فرانسه ای است که امروز از خدشه دار شدن حقوق بشر در ایران سخن می گوید.

مرکل صدراعظم آلمان هم از دیگر چهره هایی بود که در خصوص وقایع ایران لب به سخن گشود. او در یک بیانیه شدید اللحن درگیری های اخیر در ایران را بی رحمانه خواند و کشته های این وقایع را ناشی از اقدامات غیرقابل قبول نیروهای امنیتی دانست. مرکل ضمن محکوم کردن وثایع ایران گفت:«از ایران می خواهم به تعهداتش در معاهده بین المللی (سازمان ملل) درمورد حقوق مدنی و سیاسی عمل کند و به خصوص، حق آزادی بیان از طریق برپایی تظاهرات مسالمت آمیز نباید محدود یا با خشونت سرکوب شود.»

کانادا هم به جمع شاکیان ایران پیوست. لورنس کانون وزیر امور خارجه کانادا در بیانیه ای گفت‏:‏«تلاش ایران برای محدود کردن آزادی بیان و برگزاری تجمع به ویژه در روز مقدس عاشورا، تاسف بار است.» این بیانیه همچنین می افزود:«مردم ایران سزاوارند که صدایشان شنیده شود و از حقوقی که محق آن هستند، بدون بیم از خشونت و ارعاب، برخوردار شوند!»

‏وزارت امورخارجه ایتالیا هم رسما بیانیه صادر کرد و از ایران به خاطر مواجهه با حرمت شکنان عاشورای حسینی انتقاد کرد! در این بیانیه ایتالیا از جایگاه ناصحی دلسوز سخن راند و تصریح کرد:«حفظ جان انسان یک ارزش اساسی است که باید در هر جا و درهر شرایطی ازآن دفاع کرد‏!»

رهبر یکی از احزاب ایتالیایی هم گفت:«جوانان ایرانی با برگزاری تظاهرات اعتراضی، یک رژیم قرون وسطایی که آماده است جهان را به یک فاجعه بکشاند، به ستیزه خواندند.» وی همچنین افزود‏:‏«رژیم لحظه ای درشلیک کردن به سوی زنان و مردانی که برای دمکراسی به خیابانها می آیند، درنگ نمی کند. در عین حال پیئترو مارچنارو رییس کمیسیون حقوق بشرمجلس سنای ایتالیا نیز خواستار برگزاری نشستی فوق العاده توسط نمایندگان عضواین کمیسیون درمورد وقایع اخیر و نقض حقوق بشر در ایران شد.»

اینها همه و همه گوشه ای از پیامدهای قانون شکنی کسانی بود که حرمت عاشورای حسینی را هم نگه نداشتند و به بهانه اعتراض به تقلبی که هیچ وقت سندی بریا آن ارائه نشد به خیابان ریختند و به هیئت ها و مراسم عزاداری یورش بردند. قانون کشنی های اقلیتی که رای اکثریت را نپذیرفتند تا با خودخواهی خود رای اکثریت را به محاق ببرند، در سرتاسر دنیا به سوژه های اول خبری برای تخریب وجهه ایران تبدیل شد.

تاثیر قانون شکنی ها و آشوب ها بر تحلیل های مرتبط با منافع ملی

تحلیلگران از اغتشاشات داخل ایران بحرانی داخلی درست می کردند و متزلزل شدن ایران را نتیجه می گرفتند. یوگنی ساتانوفسکی رییس مرکز مطالعات خاورشناسی آکادمی علوم روسیه اعلام کرد‏:‏«بروز حوادث اخیر در ایران به انزوای بیشتر بین المللی این کشور منجر می شود.»

در کنار این گونه اظهارنظرها تحلیل هایی که مسائل هسته ای ایران را پیگیری می کرد، خواه ناخواه شرایط داخلی را نیز مورد توجه قرار می داد و از آن به عنوان فرصتی برای غرب به منظور تحت فشار قرار دادن ایران یاد می کرد. در واقع در کنار امنیت ملی، منافع ملی قربانی بزرگ این ماجراها بود.

چندی پیش بود که "چارلز کرات هامر" ستون نویس پرنفوذ و بنام روزنامه واشنگتن پست از شرایط ایران بعد از فوت آیت الله منتظری سخن گفت. "چارلز کرات هامر" به پیشنهادهای موجود در حوزه هسته ای و راهکارهایی که فراروی ایران قرار دارد