خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

از پروتکل سران صهیون تا آنفولانزای خوکی!
از پروتکل سران صهیون تا آنفولانزای خوکی

 

همة قرائن و شواهد حاکی از آن است که شتاب عجیب و غیرقابل تصوّری در کانونهای قدرت صلیبی و صهیونی برای یکسره کردن کار جهان و اعلام حکومت جهانی به وجود آمده است. سالها قبل، وقتی که مجموعهای از پرتکلهای دانشوران یهود که حاوی اطلاعاتی دربارة تصمیمات پشت پردة اشرار یهود بود، منتشر شد، بسیاری حیرت کردند و برخی نیز آن را دروغ پنداشتند، به ویژه آنکه، عملیاتی شدن پروژههای مندرج در آن پرتکلها که با قصد به فساد کشیدن انسانها، نابودی ادیان الهی، از هم پاشیدگی دولتها و بالاخره سیطرة جهانی طراحی شده بود، دور و غریب به نظر میآمد.

اوّلین بار در 1901 م. این صورت مجلسها یا همان پرتکلها کشف و منتشر شد. این مجموعه شامل بیست و چهار دستور بود. اندرزها و پروژههایی برای سلطه بر جهان. اگر چه برخی پژوهشگران دربارة صحت این پرتکلها تردید کردند، امّا حوادث بعدی که چون زنجیرهای منظم جهان را در کام خود کشیدند و کشف منبعی مشترک برای این همه آفت و بلا در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی و آموزشی، جای تردیدی باقی نگذاشت که جنود ابلیس (فراماسونری جهانی و صهیونیسم بین الملل) برای سلطه از برنامهای مدوّن و دستورالعملی پذیرفته شده تبعیت کرده و مرحله به مرحلة آن را به اجرا میگذارند. مگر جز این است که امروزه، پراکندگی و آشفتگی سیاسی ـ اجتماعی، سلطة اشرار بر سازمانهای جهانی و اخذ انحصارهای ویژه، انزوای طالبان حق و حقیقت و پیروان ادیان حقیقی بر گسترة زمین سایه افکنده است.

طیّ همة سالهای گذشته و به تدریج، همة ملل و اقوام مبتلا به فساد اخلاقی، ماتریالیسم، سکولاریزم و پراکندگی شدند و در اشتغال مداوم برای دستیابی به قوت لایموت و در میان خلجانات و هیجانات مداوم ملّی و منطقهای همة مجال شناسایی خصم اصلی و پنهان را از دست دادند اقوام مبتلا و آشفته همواره انگشت اتهام به سوی مبتلایاتی چون خود دراز کردند. از این طریق، همة ثروت و قدرت جهان در دست جماعتی محدود، بیرحم و شرور در انحصار آمد، چنانکه بر اساس گزارش سازمان توسعة انسانی وابسته به سازمان ملل متحد در سال 1992 م. یک پنجم جمعیت جهان با بیشترین ثروت مالک 7/82 درصد کلّ ثروت دنیا هستند، در حالی که بقیه یعنی چهار پنجم جمعیت جهان با کمترین ثروت تنها یک چهارم درصد کل ثروت جهان را در اختیار دارند.

سران پشت پردة تأسیس حکومت جهانی برای از بین بردن قدرتهای کوچک ملّی و منطقهای در سراسر جهان و متمرکز کردن قدرت‌های، نظامی و سیاسی جهان در دست جماعتی محدود، آمریکا را به عنوان بازوی اجرایی اهداف خود برگزیدند و به کمک آن به تمامی اهداف مرحلهای خود رسیدند.

اطلاعات حاکی از آن است که ارتش سرکوبگر آمریکا در حال حاضر، روزانه، 1,250,000,000 دلار هزینة نظامی بر جهان تحمیل میکند. این همه در حالی است که در هر دقیقه ,2,000,000 دلار در جهان برای عملیات نظامی هزینه میشود. شاید جالب باشد که بدانید هزینة تنها یک موشک اسپارو معادل هزینة غذایی یک مدرسه با هزار نفر دانش آموز ظرف مدت پنج سال است و با متوقف کردن تنها سه ساعت جنگ، میتوان بیماریهای قاتل سالانه چهار میلیون کودک در جهان را از میان برد.

شایان ذکر است هزینة نظامی آمریکا در سال 2007م. 440 میلیارد دلار بوده که 120 میلیارد آن مربوط به عراق و افغانستان بود.

موضوع «کشتار خاموش» ساکنان زمین و به حداقل رساندن این جمعیت و غلبه دادن جماعتی خاص بر عموم مردم جزو برنامههای دائمی سران مخفی و مؤسسان حکومت جهانی بوده است.

در روزگاری نه چندان دور تجربة یکصد و بیست سال عمر برای عموم مردم عمری طبیعی و معمولی بود در حالی که امروزه، در سراسر گیتی، مردان و زنان در پنجاه سالگی فرسودگی و پیری را تجربه میکنند و برای دیدار عزرائیل لحظه شماری میکنند و همگان نیز آنها را پیر و سالخورده و از کار افتاده میشناسند.

تباه شدن حرث و نسل، آلودگی آب و نان، تحمیل غذا و داروی رنگین امّا مسموم در کنار بسیاری از ترفندها، عمر عمومی ساکنان زمین را به 50% عمر طبیعی کاهش داده است.

سران سازمانهای مخفی از همة حیلهها برای این منظور بهره جستهاند. آنها با طرح پروژة یوژنیکس یا همان علم به نژادی، همة تلاش خود را مصروف عقیمسازی مردم جهان، ممانعت از تولد و کنترل زاد و ولد کردند و با همة قوا این پروژه را بر کشورهای شرقی، مذهبی تحمیل نمودند.

در سال 1927 م. بنیاد راکفکر، این پروژه را کلید زد و در اوّلین اقدام در سال 1965 م. در پرتوریکو 35% از زنان زایا را عقیم ساخت.

در ادامة همین پروژه، در سالهای مختلف، تزریق واکسنهایی را بر مردم تحمیل کردند که قبل از آنکه آنها را در برابر بیماریها مصون سازد، موجب مرگ تدریجی آنها شد. چنانکه:

در سال 1990 م. سازمان بهداشت جهانی سازمان ملل طیّ برنامهای واکسیناسیون میلیونها زن بین 15 تا 45 سال را در کشورهای نیکاراگوا، مکزیک، فیلیپین به بهانة پیشگیری از ابتلاها به بیماری تتانوس به اجرا درآورد. یک سازمان کلیسایی کاتولیک Gomite Pro Vida Do Mexico که به این پروژه مشکوک شده بود واکسنها را تست کرد و متوجه شد که این واکسنها حامل Human Chorionic gonadotropin موجب نازایی زنان مورد تزریق واکسن شده است.

بعدها معلوم شد، بنیاد راکفکر، شورای جمعیت راکفکر و بانک جهانی به عنوان حامی CGIAR (گروه بین المللی) به همراه انیستیتوهای سلامت ملی از سال 1972 در قالب یک پروژة بیست ساله در خصوص تولید واکسن کورتاژ حامل تتانوس برای سازمان بهداشت جهانی سازمان ملل اقدامی پنهانی داشته است. دولت نروژ هم 41 میلیون دلار برای این پروژه هدیه نموده است.
جنگ بیوتکنولوژیک تنها بخشی از پروژة کشتار خاموش است.

بنا به نظر پرفسور «فرانسیس بویل» که قانون سلاحهای بیوتکنولوژیک ضدّ تروریسم کنگرة آمریکا را نوشته است، پنتاگون بخشی از دو دستور العمل استراتژی ملّی بوش در سال 2002 م. مبنی بر پیشبرد جنگ بیولوژیک و پیروزی در آن را دنبال مینماید و مینویسد که حکومت فدرال ایالات متحدة آمریکا از سال 2001 تا 2004 در ارتباط با مطالعات تحقیقات مربوط به جنگهای بیولوژیکی 5/14 میلیارد دلار هزینه نموده است.

ریچار ابرایت Richard Ebright بیولوژیست دانشگاه راجرز معتقد است که در حال حاضر در آمریکا بیش از 300 مؤسسة علمی و حدود 12000 واحد در حال ارتباط با جنگهای بیولوژیک فعالیت میکنند.

مارگاریت سانگر Margaret Sanger «بنیانگزار مؤسسة بین المللی تنظیم خانواده» و از دوستان نزدیک راکفلرها در سال 1939 م. در هارلم، پروژهای را به اجرا گذارد. (پروزنگی) در نامهای به یکی از دوستانش ضمن تشریح این پروژه اعلام آرزوی نابودی نژاد سیاه میکند.1

در سال 2001 م. شرکت بیوتکنولوژیکی Epicyte اعلام داشت: به روش مهندسی ژنتیکی ذرتی را تولید نموده است که کشندة اسپرم و عقیم سازی مردان است. وزارت کشاورزی آمریکا حامی تولید ذرت عقیم کننده بود.

بد نیست بدانید که طیّ 20 سال اخیر، توسط پژوهشگران کمپانیهای بزرگ چند ملیتی داروسازی 30 نوع بیماری جدید خلق و به جان مردم جهان افکنده است. این ویروسهای مرگبار که از جملة آنها ایدز و آنفولانزای خوکی را میتوان نام برد. در حالی که به کشتار مردم مشغول میشوند، میلیاردها دلار به جیب کمپانیهای داروسازی میریزند. فروش دارو و عرضة واکسنهای به ظاهر باز دارنده و توزیع شده سالانه بیش از 500 میلیارد دلار به حساب تعداد محدودی کمپانی داروساز میریزند.

چنانکه امروزه شاهد هستید پس از آنکه اضطراب آنفولانزای خوکی جهانی شد، چشمها به واکسن این ویروس دوخته شده.

روزنامة ملی گارته ترکیه از قول آقای راونی کیلده اعلام کرده که آمریکا پیرو نشست بیلدربرگ در 15 می 2009 م. با طرح هنری کسینجر وزیر امور خارجة آمریکا، تصمیم گرفته است بدون هزینه (جنگ) و حتی با کسب درآمد میلیاردها دلار یک سوم مردم جهان را نابود کند. آنها حتی سازمان بهداشت جهانی را زیر فشار قرار دادهاند تا این واکسن را در سطح جهان گسترش دهند. هیچ کس نمیتواند بپذیرد سالهای آینده این واکسن چه اثراتی خواهد داشت. آمریکا به نوعی شرکتهای سازنده را از مسئولیت فارغ کرده است.

نخستین پردة این سناریو را وزیر سابق بهداشت فنلاند بازی کرد و در آن مدعی شد که ویروس آنفولانزا را مقامات آمریکایی سنتز کرده تا نیمی از مردم جهان را نابود کنند.

«راونی کیلده» به طور مشخص از هنری کسینجر، وزیر امور خارجة اسبق آمریکا نام برده و او را عامل اصلی این توطئة جهانی معرفی می‌کند.

«کیلده» مدعی شده که آمریکا می‌خواهد، یک سوم مردم جهان را بدون هزینه و جنجال نابود و بابت فروش واکسن به کشورهای جهان میلیارد دلار را به خزانة آمریکا سرازیر کند.

این مقام اروپایی ادعای بزرگتری هم دارد و بر این باور است، سازمان بهداشت جهانی تحت فشار آمریکا ناچار شد که این عارضه مصنوعی را به عنون یک بیماری به جهان معرفی کند و از کشورهای جهان بخواهد برای درمان و واکسن آن اقدام کنند.

پس از آن روزنامة آلمانی «بیلد» به میدان آمده و از قرارداد شرکت «گلاسو اسمیت کلاین» با دولت آلمان، برای تهیة واکسن این بیماری افشاگری کرده و تأکید می‌کند که این قرارداد دو سال پیش از شیوع بیماری، بین دولت آلمان و این شرکت امضا شده است!

روزنامة «الاخبار» لبنان با در کنار هم گذاشتن این اخبار و تحلیل‌ها به نقل از شاهین، سخنگوی وزارت بهداشت مصر نوشت: اگر این اخبار درست باشد با یک توطئة جهانی روبه‌رو هستیم، زیرا تاکنون هیچ کس ماهیت واقعی ویروس آنفولانزای خوکی را معرفی نکرده است.

تلویزیون مصر نیز به نقل از این مقام بهداشتی گزارش داد: ما نیز گمان می‌کنیم، موضوع فراتر از یک بیماری بوده و جهان بمباران بیولوژیکی شده است.

«آدریان گیبس» دانشمند ویروس شناس استرالیا نیز گفته که این ویروس ماهیت ویروس طبیعی را ندارد و در آزمایشگاه‌های مخفی به آن دست یافته و عمداً آن را منتشر کرده‌اند؛ او این اطلاعات را در مجله تخصصی ویروس شناسی «ویرولوژی» نیز منتشر کرده است.

روزنامة اتریشی «یان بیرگر میستر» نیز همة پرده‌ها را دریده و این گونه افشاگری کرده که سازمان بهداشت جهانی، سازمان ملل متحد، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و لابی صهیونیستی مالک بانک‌های زنجیره‌ای و بین المللی از جمله «دیوید راتشلد»، «دیویود راکفلر» و «جورج سوروس» در پشت پرده انتشار بیماری آنفزولانزای خوکی هستند.

و در پایان سایت خبری «المحیط» نیز گزارش داد: گروهی از کارشناسان متخصص ویروس با انتشار گزارش‌هایی در مجلات علمی مدعی شده‌اند، آنچه در سال 1918 م. موجب مرگ بیش از هشت میلیون انسان در اروپا شد، ویروس آنفولانزای طیور بوده و آنچه اکنون در حال شیوع در جهان است، مشابه از آن ویروس بوده و در ترکیب زنجیره‌های وراثتی آن دست کاری شده و بیماری‌زایی آن به مراتب بیشتر شده است.

هر چند هنوز شواهد مستند یا مستدلی مبنی بر درستی این ادعاها ارائه نشده، امّا طرح گستردة آن می‌تواند بر افکار عمومی جهان تأثیر جدّی داشته باشد؛ البته نباید فراموش کرد که درستی یا نادرستی این فرضیات، تأثیری بر آثار کشندة این ویروس که اکنون دغدغة اوّل سلامتی در جهان به شمار می‌رود، ندارد.2

هیچ بعید نیست که به زودی سران ائتلاف صلیب و صهیون در عملیاتی انتحاری و از ترس از دست رفتن آخرین فرصتها حکومت خونبار جهانی را اعلام کنند و با راه انداختن بلوایی جهانی آرزوی دراز خود را صورت واقعی ببخشند.

با توجه به آنکه شیعه خانة حضرت صاحب الزّمان(ع) تحت حمایت آسمانی نقش مهمی را در آیندة جهان و تاریخ آینده ایفا میکند، لازم است بیش از پیش دربارة استقلال علمی، فرهنگی و اقتصادی بیند شد و مردم بیش از پیش متوجه دستهایی باشند که سعی در بسط تفرقه و تشتت میان مردم و فتنهگری دارند.

در این میان وظیفة سازمانها و نهادهای فرهنگی سنگین است.

اسماعیل شفیعی سروستانی
پینوشتها:
1. WWW.blachgenocid.org/negro.html.
2. عصر ایران، 19/9/88

منبع:موعود

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۳٠ | موضوع: | نظرات ()

مقایسه امت امام خمینی(ره) و امت امام علی(ع)

-1 اینجا مدینه است، مسجد النبی(ص) و ظهر یکی از روزهای جمعه هزار و
چهارصد و چند ده سال قبل. نمازجمعه برپاست و رسول خدا(ص) به امامت
ایستاده و خطبه می خواند. ناگهان صدایی در فضا می پیچد، جارچی یکی از
کاروان های تجاری است که از ورود کاروان به مدینه خبر می دهد. نمازگزاران
از گوشه چشم به یکدیگر نگاه می کنند، بسیاری از آنان وسوسه شده اند،
وسوسه پیشدستی در خرید کالای از راه رسیده، اما، نمازجمعه است، با آنهمه
سفارش، و رسول اکرم(ص) برترین و شایسته ترین خلق خدا، امامت جمعه را
برعهده دارد. اگر تا پایان نماز صبر کنند، دیگران در خرید پیشی می گیرند.
بسیاری از نمازگزاران دو دل می شوند. این پا و آن پا می کنند و سرانجام،
شماری از آنان که چندان هم اندک نبودند، آهسته و پاورچین صف های نماز را
ترک می کنند و چند قدم که دورتر می شوند، گام ها را بلند برمی دارند و به
سوی صدا و محل اتراق کاروان می دوند... رسول خدا(ص) غمزده می شود- شاید-
و خدای سبحان به ملامت می فرماید: «چون تجارتی یا لهو و بازیچه ای ببینند
به سوی آن می شتابند و تو را -ای پیامبر- در نماز تنها می گذارند...» آیه
11 سوره جمعه. می گویند فقط 8 یا 12 تن از نمازگزاران بر جای ماندند و
نمازجمعه آن روز را ترک نکردند و رسول خدا(ص) فرمود؛ اگر این عده نیز می
رفتند، عذاب الهی نازل می شد.
-2 اینجا تهران است، دانشگاه تهران و هزار و چهارصد و چند ده سال بعد از
آن روز مدینه، باز هم ظهر یکی از روزهای جمعه است، امام جمعه منصوب امام
خمینی(ره) و امام بعد از ایشان به خطبه ایستاده است. یک روز جمعه از
روزهای جنگ 8 ساله تحمیلی است. مدتی است دشمن به بمباران شهرها و مناطق
مسکونی روی آورده است.
از چند روز پیش تهدید می کرد که روزجمعه مراسم نمازجمعه را در دانشگاه
تهران بمباران می کند. جمعیت در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف موج می
زند، همیشه همینطور بوده و هست، وقتی تهدید دشمن در میان است، حضور جمعیت
بیشتر و پرشورتر می شود و آن روز جمعه هم... آقا در میانه خطبه است که
بمبی قوی با صدایی مهیب در میان نمازگزاران و در زمین چمن منفجر می شود،
تعدادی از نمازگزاران به خون می غلتند و پاره های بدن آنها تا دهها متر
آن طرف تر پرتاب می شود. صدای جمعیت به الله اکبر بلند می شود و شعار
«خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» به آسمان برمی خیزد. نمازگزاران
با صلابت ایستاده اند. چند نفری به انتقال مجروحان مشغولند-14 شهید و 88
مجروح- امام جمعه به خطبه ادامه می دهد. در رکعت دوم نمازعصر و به هنگام
قنوت، سر و کله جنگنده های عراقی در آسمان تهران پیدا می شود، برای
بمباران آمده اند، مثل روزهای قبل. صدای انفجار بمب ها و شلیک پی در پی
ضدهوایی ها فضا را پر کرده است. نمازگزاران اما به نماز مشغولند. هیچکس
از جای خود تکان نمی خورد.
جمعه شب- شب همان روز- سیمای ملکوتی حضرت امام(ره) بر صفحه تلویزیون دیده
می شود؛
«من فراموش نمی کنم قصه روزجمعه را که آنطور باشکوه، با نورانیت، با
استقامت گذشت. آنطور مردم با طمأنینه، با آن صداهایی که می آمد، با آن
رگبارهایی که می آمد، من ملاحظه می کردم، نگاه می کردم، مخصوصاً نگاه می
کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست، ندیدم حتی یک نفر را که یک تزلزلی
درش پیدا باشد. و آن وقت امام جمعه آنطور با آن طنین قوی صحبت کرد، مردم
آنطور گوش کردند، آنطور فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم». صحیفه امام
(ره) جلد 19، ص 195
-3 اینجا کوفه است، دارالخلافه حضرت امیرعلیه السلام و باز هم هزار و
چهارصد و چند ده سال قبل. علی(ع) به خطبه ایستاده است و با دلی گرفته،
زبان به ملامت گشوده است «یا اشباه الرجال و لارجال ای نامردان مردنما...
دلم از دست شما پرخون است، جرعه جرعه اندوه به کامم ریختید... دشمنان به
پیکارتان برخاسته اند و شما دست به جنگ نمی گشائید، تابستان شما را
فراخوان می دهم، می گوئید هوا گرم است و زمستان، سرما را بهانه می
آورید...» خطبه 27 نهج البلاغه.
-4 اینجا ایران است، همین چند سال پیش... امام راحل ما (ره) پیرمردها را
به ماندن دعوت می کند، اجازه می خواهند که بروند و می روند، نوجوانان در
شناسنامه های خود دست می برند تا سن خویش را برای رفتن به جبهه قانونی
نشان بدهند. جوانان برای رفتن روی مین از یکدیگر سبقت می گیرند، پیرزن
دستکش و جوراب پشمی را که با دستهای لرزان خود بافته است برای رزمندگان
می فرستد همراه با چند خط که یکی از دانش آموزان روستا برایش نوشته است
«فرزندان نادیده ام! از من بپذیرید... چه کند بی نوا ندارد بیش»...
-5 و امام راحل ما رضوان الله تعالی علیه می فرمود؛ « من با جرأت مدعی
هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در
عهد رسول الله-صلی الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و
حسین بن علی- صلوات الله و سلامه علیهما- می باشند. آن حجاز که در عهد
رسول الله- صلی الله علیه و آله- مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی کردند
و با بهانه هایی به جبهه نمی رفتند، که خداوند تعالی در سوره «توبه» با
آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است.(26) و آنقدر به ایشان
دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرین فرمودند. (27) و آن اهل
عراق و کوفه که با امیرالمومنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز
زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن
مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا-علیه السلام- آن شد که شد. و آنان
که در شهادت دست آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن
جنایت تاریخ واقع شد.» وصیت نامه حضرت امام (صحیفه جلد 21 ص 410 )
-6 و اکنون به موضوع اصلی یادداشت پیش روی نزدیک می شویم و این سوال را
پی می گیریم که چرا لغزش و انحراف خواص در دوران حضرت امیرعلیه السلام،
لغزش مردم را به دنبال داشت و فاجعه می آفرید، اما در این دوران وقتی
خواص می لغزند، به جای آن که مردم را بلغزانند و به انحراف بکشانند، خود
رفوزه می شوند و سقوط می کنند؟ راستی چرا...؟!
-7 پاسخ این سوال را باید در دو تفاوت عمده میان دوران ما- بعد از انقلاب
اسلامی- با دوران حضرت امیر علیه السلام جستجو کرد.
الف: تعداد خواص آلوده در دوران ما در مقایسه با دوران مولایمان حضرت
امیرالمومنین علیه السلام - با احتساب جمعیت- بسیار اندک و کم شمارتر
است. علی(ع) یاران مخلص و پا به رکاب اندکی داشتند تا آنجا که نخلستان
های خلوت کوفه و چاه های تاریک آن دیار، مخاطب دردهای فروخورده و غصه
هایی بود که در گلوی مبارک مولایمان مانده بود. چه تنها بود علی مظلوم(ع)
آن روز که یاران به حق پیوسته خویش را به خاطر می آورد و در حالی که اشک
در چشمان مبارک و خدایی اش نشسته بود، می فرمود؛ «کجایند برادران من که
راه حق را سپردند و با حق رخت به دیار باقی بردند؟ کجاست عمار؟ کجاست ابن
تیهان؟ کجاست ذوشهادتین؟ و کجایند همانندهای ایشان؟...» خطبه 182 نهج
البلاغه.
و اما، در این دوران تعداد بزرگان صاحب اندیشه و خواص مومن و پا به رکاب
که از ژرفای دل پیرو امام راحل (ره) و خلف حاضر او هستند بیرون از حد
شمار است.
ب: دومین تفاوت عمده این دوران با دوران مولای مظلوممان حضرت امیرعلیه
السلام را باید در شور و شعور و ایمان و پاکباختگی مردم در ایران اسلامی
و ناآگاهی اکثریت مردم در دوران امیرمومنان(ع) و رخوت و سستی آنان جستجو
کرد. نکته ای که امام راحل(ره) بارها به آن اشاره فرموده اند و نه فقط
مردم ما و ملت های مسلمان به وضوح شاهد آن بوده اند، بلکه دشمنان
تابلودار انقلاب نیز به آن اعتراف دارند. بیهوده بود- اما بی حساب نبود-
که وزیر دفاع وقت آمریکا در دوران ریاست جمهوری ریگان با صراحت توأم با
وقاحت گفته بود «ریشه ملت ایران باید از بیخ و بن کنده شود»! و دهها شاهد
مثال دیگر.
-8 نتیجه آن که مردم دوران حضرت امیر علیه السلام به علت ناآگاهی و بینش
کمتر، از نقشه اصلی راه بی خبر بودند و چشم به دهان خواص داشتند و چنین
بود که وقتی یکی از خواص می لغزید و از راه راست منحرف می شد، جماعتی از
مردم را نیز با خود به لغزش و انحراف می کشید و اما، مردم در دوران ما به
دلیل برخورداری از بینش عمیق و تجربه گرانقدری که در حرکت پا به پای خویش
با امام راحل(ره) و خلف حاضر او کسب کرده اند، نقشه راه را می شناسند و
از این روی، چشم به دهان رهبر دارند نه خواص و دقیقاً به همین علت است که
لغزش و انحراف خواص در این دوران نمی تواند لغزش و انحراف مردم را در پی
داشته باشد، چرا که معیار مردم برای ارزش گذاری هر یک از خواص، میزان
نزدیکی مواضع و عملکرد آنان با رهبرانقلاب- یعنی همان خط اسلام ناب محمدی
(ص)- است بنابراین بسیار طبیعی و بدیهی است که در این دوران، وقتی یکی از
خواص می لغزد نه فقط مردم را نمی لغزاند، بلکه خود از دایره انقلاب و
نظام بیرون افتاده و سقوط می کند.
نگاهی به انحراف برخی از خواص- مخصوصا طی چند ماه اخیر- بیندازید. هر یک
از آنها به همان اندازه که از «عروه الوثقی»ی رهبری دور شده اند به همان
اندازه از چشم ملت افتاده اند، تا آنجا که کار برخی از آنان به رسوایی
کشیده و به اعماق ناکجاآباد سقوط کرده اند

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۳٠ | موضوع: | نظرات ()

هرکه جمهوری بدون اسلام بگوید؛دشمن ماست!

امام خمینی(ره):

هر کس جمهوری بدون اسلام بخواهد، دشمن ماست

             

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 456:
اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الان مشغول فعالیت هستند، جمهوری که می‌گویند "جمهوری " می‌گویند یا جمهور دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی. اگر این‌ها جمهوری گفتند، این همان معنایی است که دشمن‌های ما می‌خواهند، دشمن‌های ما از جمهوری نمی‌ترسند،‌از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند.


                                                      

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 457:
دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر کس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم که می‌خواهد باشد. هر کس جمهوری بدون اسلام[ را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است. هر کس پهلوی جمهوری اسلامی "دموکراتیک " بگذارد، این دشمن ماست. هر کس جمهور دموکراتیک بگوید این دشمن ماست، برای این که اسلام را نمی‌خواهد ما اسلام می‌خواهیم. ما این همه فداکاری کردیم... برای این بود که اسلام را می‌خواستند.


 

 

نبود بصیرت در اهل مدینه موجب تنهایی امام حسین (ع) شد

                                            

حجت‌الاسلام طائب در تحلیلی از بی‌تفاوتی اهل مدینه با امام حسین (ع) گفت: این دسته از مسلمانان به دلیل نداشتن بصیرت نسبت به امام و نشناختن دشمن، نتوانستند حسین (ع) را در مقابل یزید یاری کنند.
حجت‌الاسلام مهدی طائب در گفت‌وگو با فارس در واکاوی و بررسی علل حمایت نکردن و نبود پشتیبانی اهل مدینه از اباعبدالله‌الحسین (ع) به نداشتن بصیرت آنان در دو زمینه امام‌شناسی و دشمن‌شناسی اشاره کرده و آن را علت عمده بیعت مردم مدینه با یزید و همراهی نکردن با حسین‌بن‌علی علیه‌السلام دانست.
کارشناس حوزه و دانشگاه با عنوان اینکه، اعتقاد ساکنین مدینه در زمان امام‌حسین علیه‌السلام نسبت به رهبری «انتخابی» بوده، اظهار داشت: در این جریان‌شناسی باید به خواسته سیدالشهداء علیه‌السلام از مردم و علت مخالفت آنان نیز توجه کرد. ایشان از اهل‌ مدینه خواسته بودند تا با یزید بیعت نکنند.
وی در توصیفی از تفکرات اهالی مدینه که به «انتخاب کردن جانشین از سوی رسول خدا پس از خود اعتقاد نداشتند»، یاد‌آور شد: آنها همچنین به امامت علی‌بن‌ابی‌طالب، حسن و حسین علیهم‌السلام اعتقادی نداشتند، زیرا معاویه را منتخب خلفا دانسته و بر این اساس او را پذیرفته بودند.
طائب در ادامه مطلب بالا، انتخاب و جانشینی یزید از سوی معاویه را مورد پذیرش اکثریت مدینه عنوان کرد، که براساس همین، قصد بیعت با معاویه را داشتند.

* اهالی مدینه فسق و فحشای یزید را نپذیرفتند
استاد حوزه و دانشگاه، تذکر امام‌حسین علیه‌السلام به بیعت‌کنندگان را اینگونه تشریح کرد: «اگر شما رئیس و رهبر خود را بر اساس گفتار و آئینتان انتخاب می‌کنید، بدانید که رهبر اسلامی و جانشین رسول‌ خدا باید دارای شرایطی باشد. حداقل طبق موازین دینی، نماز بخواند، روزه بگیرد، شراب نخورد، اهل فحشا نباشد، عادل باشد و ... ای مردم! براساس آنچه که به آن معتقد هستید، یزید، چون فاسد، اهل فحشا، فاسق، شرابخوار و ... است، صلاحیت انتخاب شدن را ندارد.»
بررسی فوق طبق بیان این کارشناس آن است که: امام علیه‌السلام که دروغ نمی‌گویند، پس اگر فسق و فحشای یزید ثابت شده باشد، دو حالت برای اهل این شهر متصور است. مردم مدینه بی‌دین هستند و یا دارای اشکال در پذیرش دین بوده‌اند. از آنجا که این مردم، خدا و رسولش را رها نکرده بودند، از طرفی هم حداقل حسین‌بن‌علی را به عنوان فرد با تقوا قبول داشتند، می‌توان گفت که آنان حداقل آموزه‌های دینی خود را قبول داشتند، ولی اعتقادی به این سخن حسین (ع) نداشتند.

* مدعیان خدمت به رسول خدا، حکومت معاویه را مثبت جلوه دادند
سخنور و خطیب کشور با موشکافی دقیق‌تر از علت نپذیرفتن سخن امام علیه‌السلام، با گریزی به گذشته نه چندان دور، دوباره حکومت معاویه را پیش کشیده و اظهار داشت: معاویه با هر فریب و نیرنگی بود، ظاهر را حفظ می‌کرد، یعنی نماز، روزه و ... را حداقل در آشکار رعایت می‌کرد و در بین مردم به فرد متدینی شهرت یافته بود و اگر یزید، تدین پدر را نداشت و اگر انجام اندکی از او می‌دیدند، به این راضی بودند، و همین را از جانشین رسول خدا کافی می‌دانستند و نه بیشتر. چرا که در تفکر آنان علم و عادل بودن جایگاهی نداشت.
وی با تاکید بر اینکه مردم از شرابخوار بودن یزید اطلاعی نداشتند و از طرفی هنوز به صفت «علم به غیب داشتن» ائمه اطهار علیم‌السلام پی نبرده‌ بودند، به همین دلیل سخن امام علیه‌السلام را باور نداشتند، اضافه کرد: مردم مدینه مدعی بودند که حسین به شام نرفته و بر اساس ادعای برخی از افراد این گونه سخنان را می‌گوید.
طائب طبق آنچه که در تاریخ آمده، گفت: معاویه حدود 5 ـ 6 سال قبل از مرگش، یزید را به عنوان جانشین انتخاب و به مردم اعلام کرد و همان موقع افرادی مانند سعد بن‌ ابی ‌وقاص و ... که زنده بودند، بر این انتخاب اعتراض کرده و به مخالفت پرداختند و حاکمیت یزید قبل از خلافتش مورد تردید قرار گرفت.
کارشناس سیاسی ـ مذهبی، سکوت خواص را در روشنگری جامعه اسلامی و جهت گیری آنها موثر دانسته و با تشریح عملکرد بخشی از دستگاه معاویه ابراز داشت: از طرفی دیگر افرادی چون انس‌ ابن ‌مالک و ... که خود را به عنوان خادم رسول خدا معرفی می‌کردند در این حاکمیت مشغول به کار بودند و حضور آنان در اینجا مهر تائیدی بود بر حاکمیت معاویه و سکوتشان امضایی بود بر انتخاب یزید و از معاویه حقوق دریافت می‌کردند؛ ولی در برابر انتخاب یزید سکوت کرده بودند و علت این سکوت، منفعت‌طلبی و هر چیز دیگری می‌تواند باشد که اعتماد مردم به حاکمیت معاویه و اقدام‌هایش را همین افراد بالا برده بودند.
این مبلغ فعال علوم دینی، اقدام دیگر این افراد ـ که ضد اسلام و به نفع معاویه بود ـ را مقابله و مخالفت انس ‌بن ‌مالک‌ها در برابر سعد بن‌ ابی ‌وقاص‌ها برشمرد و گفت: نتیجه‌گیری مسلمانان از آنچه که در مقابل دیدگانشان صورت می‌گرفت، این بود که اگر یزید، صالح و شایسته حکومت‌داری نباشد، اصحاب رسول خدا و بزرگان با آن مخالفت کرده و اجازه چنین کاری را نمی‌دادند.
وی تلاش دستگاه تبلیغ معاویه را برای معرفی یزید به عنوان فرد خوب و لایق حکومت‌داری موثر دانست و افزود: معاویه با این روش‌ها توانست مقدمات حکومت یزید را فراهم و پایه‌های آن را مستحکم کند و دائم به مردم جاهل و دهان‌بین، اینگونه القا می‌کرد که «دلیل برخی مخالفان با این انتخاب «حسادت و دوری آنان از حکومت و مقام خلافت» است که حسودانه علیه یزید موضع گرفته‌اند».
طائب اقدامات معاویه در زمینه‌سازی اذهان مردم مبنی بر اینکه «اگر با یزید مخالفت کردند از روی حسادت است»، موفقیت‌آمیز توصیف کرد که اگر کسی هم با یزید مخالفت می‌کرد، براساس همان اعتماد، او را به حسادت‌وزری علیه یزید متهم می‌کردند و همین باعث شده بود که حتی این تردید ذهنی آنان را هیچ گاه به تحقیق وادار نکند.

* مردم امام حسین را راستگو می‌دانستند، اما به او اعتماد نکردند
کارشناس حوزه سیاست و دین، علت مخالفت مردم با سخن سیدالشهدا علیه السلام را «بی اعتمادی به منابع سخنان ایشان» عنوان کرده و افزود: اهل مدینه، حسین (ع) را راستگو می‌دانستند، ولی مدعی بودند که «پسر علی این سخنان را براساس گزارش‌ها و صحبت‌های عده‌ای از حسودان مخالف یزید که به خاطر دسترسی نداشتن به خلافت، علیه او به راه انداخته‌اند، می‌گوید.» ولی اگر امام علیه‌السلام را علی‌الظاهر می‌دیدند که به شام رفته و احوالات یزید را از نزدیک دیده است، باور می‌کردند، والا با یزید بیعت نمی‌کردند.
وی با اظهار تعجب از برخورد اهل مدینه نسبت به زیر سئوال بردن سخن صریح و متقن امام ‌حسین علیه‌السلام با وجود اینکه ایشان را رد نمی‌کردند؛ اوضاع مدینه را به خاطر آنکه حاکمش (پسر عموی یزید) از حسین شناختی داشت و با او مماشات می‌کرد و امام علیه السلام را در بیعت با یزید مخیر کرده بود، آرام و به دور از جنگ توصیف کرد.
طائب علت تغییر حاکم مدینه را مدارا کردن با پسر فاطمه خواند و گفت: این کار، یزید را واداشت تا حاکم مستقیم خود را بر مدینه بگمارد.
این سخنران و کارشناس مسائل سیاسی ـ مذهبی در انتهای این مصاحبه اقدام یزید را برای کشتن امام‌حسین علیه‌السلام این‌گونه توضیح داد: یزید برای آنکه مردم را فریب داده و کشتن سیدالشهدا را به او و دستگاه حکومتی نسبت ندهند، گروهی را برای کشتن مخفیانه امام علیه‌السلام به سمت مدینه روانه می‌کند. سالار شهیدان پس از آگاهی از این موضوع قبل از ورود تیم ترور به مدینه، از این شهر خارج می‌شود. متاسفانه مردم مدینه پس از شنیدن حوادث نینوا در روز عاشورا به بی‌لیاقتی یزید پی برده و از فاسق و فاجر بودن ملعون ‌بن ‌ملعون آگاه می‌شوند.

 

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٩ | موضوع: | نظرات ()

چند تا لینک!حال کنید!

سلام

- امام خمینی (صحیفه امام ، ج 10، ص 476) :
چاره نیست که ما تحمل کنیم برچسب ارتجاع را. ما ارتجاعى هستیم که دست خائنان را از مملکت قطع کردیم. و ما ارتجاعیون آزادى را به مملکت برگرداندیم. و ما ارتجاعیون استقلال را به مملکت خودمان برگرداندیم. و ما ارتجاعیون دزدها را که بر ذخایر ما سلطه داشتند، از مملکت خودمان خارج کردیم. و ما ارتجاعیون آزادى به همه قشرها دادیم. و بعد از اینکه معلوم شد، از بعضى دادگاهها به واسطه توطئه‏اى که شده بود، نگذاشتند توطئه را انجام بدهند. ما باید تحمل کنیم این مسائل را، و باید هم از همینهایى که در ایران هستند و به اسم روشنفکر یا به اسم نویسنده و امثال ذلک هستند و خرابکار هستند، این برچسبها را قبول کنیم‏.

- رهبر عزیز انقلاب :
اهل فتنه مایلند که خشیت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاى خشیت از خدا بنشانند؛ یعنى مایلند که از آنها ترسیده بشود؛ «الّذین قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل». یعنى اینکه دائماً دارند به ما میگویند: آقا ! «إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم»، جوابش همین است: «فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل». نتیجه‌‌ى این احساس، این درک، این حقیقت روحى و معنوى همین است که: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء». بنابراین، بایستى این شجاعت را داشت.

- در آستانه ی 16 آذر؛ برای مرور : یه 16 آذر حزب اللهی / ویژه نامه 16 آذر نشریه «راه»

- تجمع باشکوه دانشجویان در بایکوت رسانه های داخلی + گزارش تصویری
دانشجویان در این تجمع باشکوه با رمی جمرات نمادین، پیام خود را در آستانه ی مراسم برائت از مشرکین حجاج بیت الله الحرام به حاجیان جهان اسلام منتقل کردند. و این در حالی بود که این تجمع علاوه بر رسانه های ضدانقلاب و منافق، با بایکوت خبری رسانه های اصولگرا نیز مواجه شد.

- سخنرانی حجت الاسلام قریب رضا درباره کشتار شیعیان یمن

- پنج دیدار با لباس شخصی‌ها
لباس شخصی‌ها مخالف گفتگو هستند و البته مخالف برقراری هرگونه تمایز جعلی و بی‌مبنایی میان دانشگاه با استادیوم!، برای آنها حضور در برنامه‌ها و به هم زدن آنها، نوعی سرگرمی و مشغولیت اوقات فراغت است؛ ضمنا آنها همواره لباس شخصی به تن دارند.

- «یاداشت‌های روزانه» حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
من به محرومیت ما چند نفر ار جلسه‌های معنوی و عرفانی امام علی‌رغم جلسات متعدد با ایشان اشاره کردم. گفتم لازم است ماها را نصیحت کنید و تعلیم بدهید.



- تمّدن + توضیح
در تلقی متجددانه از تاریخ که به نظر من ستون فقرات علوم انسانی و اجتماعی مدرن است، موضوع و داستان اصلی تاریخ بشری، چیزی جز « تصرف و استیلا » ( در عام ترین معنای آن ) نیست. با چنین تلقی و برداشتی عجیب نیست که دوران حکومت علی مرتضی (ع) - که از منظر حقیقت نگر ایمانی هر روز آن به تنهایی می ارزد به مجموع میراث و دستاورد های « تمدن بشری » - به پنج سال جنگ داخلی تعبیر گردد!

- ناگفته‌های زاکانی از مذاکرات پس از انتخابات و پرونده مالی پسران هاشمی

- اشرافیت ایرانی و عقلانیت - ابراهیم فیاض

- یک ایده : جدول وبلاگ نویسی برای عرفه

برای ورود به جدول زمان بندی کلیک فرمایید.


- سخنرانی شهید دکتر بهشتی در اجتماع مردم شهید پرور اصفهان اسفند 58 ؛ معیار های خط امام

- «کدام خط امام؟» به روایت مورخ انقلاب؛ منیّت، هوای نفس و شهوت قدرت، خط امام است؟

- آشنایی با اعضای هیأت مؤسس و اولین شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی
بیم من و دوستانی که دیدگاه مشابه دارند این است که سیاست‌های انقلابی اگر بار دیگر بر جامعه ایرانی حاکم شود، با توجه به شرایط نوعی برگشت‌ناپذیری را شاهد باشیم.

- جیره خوارها!
خوب چشمهات رو باز کن، درست چهره ی این جیره خوار ها رو ببین! من جیره خوارم! جیرم فحش و بد و بیراههای هوادارهای شماست! و جرمم قبول داشتن همه ی حرفهای امام نه یک خط یا دو خطش!

- حاج حسین یکتا:
بسیجی واقعی ادامه دهنده راه همت و باکری است / حاشیه‌های نشست "بسیجی واقعی همت بود و باکری"
ما شهید می‌شویم و ثابت می‌کنیم که بسیجی واقعی هستیم.

- پات کو بسیجی؟!

649


- غربال سوفیا - یوسفعلی میرشکاک
شایع شده است که وزیر جدید ارشاد تاکنون نه فیلم دیده و نه موسیقی شنیده و نه وقت خود را با گوش دادن به شعر شاعران تلف کرده و نه رمان خوانده و...

***

عکس:
اعضای تحریریه نشریه ی «زائر» در حج سال 71 : از چپ نفر دوم آقایان شریعتمداری، طالقانی، سلیمی نمین، کچویان، صفار هرندی.
حج سال 71

 

***

نه! امیدی به شما نیست، حقارت، آزاد
هرچه خواهید بگویید جسارت، آزاد

 آبروی وطنم یوسف بازار شده ست
ثمن بخس ، فراوان و تجارت ، آزاد

شیختان با همه شیرینی و شهرآشوبی
فتویِ فتنه فرستاد : شرارت ، آزاد

راه بر مشت گره کرده ی مردم بستید
تا به دشمن شود انگشت اشارت، آزاد

 حرم از دست حرامی نگرفتیم که باز
پیک و پیغام فرستید که غارت، آزاد

 پاکدامن وطنم را به کسی نفروشید
خاصه این فرقه ی از قید طهارت، آزاد

 بی وضو زائر این خاک نباید! چه کسی
گفته این قوم نجس را که زیارت ، آزاد؟

الغرض معنی آزادی اگر این باشد
وقت آن است بگوییم اسارت آزاد
(میلاد عرفان پور)
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

گرگها خوب بدانند!

گرگهاخوب بدانند، دراین ایل غریب /گرپدرمرد ،تفنگ پدری هست هنوز/ گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند/توی گهواره چوبی پسری هست هنوز/ آب اگر نیست نترسید،که درقافله مان/دل دریایی وچشمان تری هست هنوز. "دکتر(!!!)زهرا رهنورد"

ولی ما با اینجوری اش حال می کنیم:

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

که اگر ماتم دیرین پدر سوخته مر جان و جهان را

گرچه "یاران کهن" بیعت دیرینه شکستند ولی

عهد و میثاق پدر چون گره طره یار

بسته بر جان همه دُردکشان است هنوز

جان عشاق به راه شهداء در تب و تاب است هنوز

گرگها خوب بدانند که گر شب تار است

چشم فرمانده این ایل کهن پیشه سوی مهتاب است

که فروغ رخ مهتاب پس ابر شکافت

جان عشاق بتافت....

---

گرگها خوب بدانند که ما

ما نه از گرگ بترسیم نه از مرگ و نه از شمر و یزید

عاشقان را غم یار است مزید

چون که از ناحیه حضرت حق فیض دمادم برسید

در همه دیر مغان حمد خدا راست مزید

که در این ایل غریب

گر پدر رفت یکی مرد خدا هست هنوز

گرچه ما یاد خمینی نتوانیم فراموش کنیم

باز منت ز خداست

که یکی آیت حق رهبر ما بر سر ما هست هنوز

جان عشاق پدر گو به سر طره مویش...

--

گرگ ها خوب بدانند که این ایل غریب

ره صد ساله خون پدران است همی

چه بس از حلقه عشاق که سر نیک بباخت

چه بس از حلقه پاکان که به خون رزم کهن را بشتافت

رخ معشوقه جلا داد به شمشیر فزون
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

پیوند سبز ها با صهیونیست+عکس
پیوند سبزی ها با صهیونیست + عکس
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، سایت های موسوم به سبز، جدیدا نماد های ضد اسلامی و ضد شیعی که نشان دهنده آرمان های صهیونیست هستند، را به صورت گسترده در طرح های خود پوشش می دهند. 
 
 



سایت جرس متعلق به عطا الله مهاجرانی این طرح ها را منتشر کرده است.
بنابر این گزارش در حال حاضر وجه مشترک تمامی این طرح ها را می توان چشم داخل مثلث دانست. لازم به ذکر است این طر ح نماد فراماسونری است که در تمامی طرح های صهیونیستی که به آخر الزمان اشاره دارد آمده است.

جالب آنکه این طرح -چشم داخل مثلث- در پول ملی آمریکا «دلار» که طراحش ایدئولوژیست های صهیونیست هستند، نیز به کار رفته است. 

 

http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=493

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

شیوه عملیات تروریسم رسانه ای

طراحان جنگ نرم،چه می کنند؟!

قتل، خونریزی، اسلحه، بمب و کشتار... اینها واژگانی است که با شنیدن کلمه ترور و تروریسم از اذهان عبور می‌کند. اذهانی که در سرتاسر جهان به دنبال ایجاد امنیت در مقابل این پدیده شوم هستند. غافل از اینکه تمامی آنها، هر روز مورد حمله نوعی از تروریسم قرار می‌گیرند. تروری در لفافه رسانه...
 تروریسم که در فارسی از آن با عنوان دهشت افکنی نام برده شده‌است، به هرگونه عملکرد یا تهدید برای ترساندن و یا آسیب رساندن به شهروندان، حکومت و یا گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی گفته می‌شود که برگرفته از واژه فرانسوی ترور به معنای دهشت و خوف است اما الزاماً این روش نباید همراه با خونریزی و رفتارهای خشونت‌آمیز سخت باشد. چراکه بروز چنین رفتارهایی برای قدرت‌های استکباری هزینه‌های زیادی از نظر مالی و سایر مسائل سیاسی در پی دارد. از این رو با تغییر رویکرد این قدرت‌ها از سخت به نرم، نوع رفتار تروریستی این قدرت‌ها نیز از سخت به نرم تغییر کرده است. بر همین اساس یکی از انواع تروریسم نرم، تروریسم رسانه‌ای است که در آن قدرت‌های استکباری به وسیله امواج و یا از طریق نوشتار با کمک سلاحی به نام رسانه مخاطب هدف خود را مورد ترور قرار می‌دهند. در حقیقت هدف اصلی در این کار تغییر ذهنیت افراد به نفع خود و یا مخدوش کردن ذهنیت‌های مخالف است. چراکه در عصر فعلی کشته شدن یک فرد عملاً هیچ کمکی برای رسیدن به اهداف استکباری قدرت‌های بزرگ نمی‌کند بلکه در اختیار گرفتن تفکر و ذهن‌های همین افراد نه تنها می‌تواند عملاً همین افراد را از سر راهشان کنار بزند بلکه می‌تواند یک عنصر بسیار خوب برای سرعت بخشیدن به تحقق این اهداف شود.
موضوعی که در انتخابات اخیر ایران به خوبی به چشم می‌آید. در این انتخابات پرحادثه که با فراز‌و نشیب‌های زیادی همراه بود، رسانه‌‌ها نقش بسیار پر رنگی را در شکل‌دهی و جهت‌دهی افکار عمومی بازی کردند و در حقیقت می‌توان گفت که این انتخابات آزمایشگاه بزرگ رسانه‌های داخلی، خارجی بود. آزمایشگاهی که بیشتر رسانه‌های غیرمستقل، در آن تلاش کردند که با به کارگیری حرفه‌ای تروریسم رسانه‌ای مخاطب را به سمت اهداف از پیش تعیین شده بکشانند. درست پیش از آغاز رقابت‌های تبلیغاتی در انتخابات دهم، برخی رسانه‌ها سوت انتخابات را به صدا در آوردند و با زیر سؤال بردن عملکرد دولت نهم و همچنین ناکارآمد نشان دادن مدیران ارشد دولتی قسمت اول تئوری تروریسم رسانه‌ای خود را آغاز کردند. در این بخش رسانه‌ها دولت نهم را دولتی ناموفق در کلیه امور ‌بویژه امور اقتصادی و همچنین روابط بین‌الملل معرفی کردند و با برجسته‌سازی برخی نقاط ضعف و همچنین بی‌اهمیت جلوه دادن دستاوردهای آن سعی در تحریف واقعیت‌ها به نفع خود و اهداف از پیش تعیین شده داشتند.
در ادامه این طرح و با القای نظرسنجی‌های جعلی توسط رسانه‌های مختلف، این توهم در بین هواداران برخی کاندیداها به وجود آمد که نامزد مورد نظر آنها رأی قالب در اجتماع را دارد و قطعاً پیروز انتخابات خواهد بود. به همین دلیل عده‌ای تحت تأثیر همین شلیک رسانه‌ای درخواست مجوز برگزاری جشن پیروزی در ورزشگاه یکصدهزار نفری آزادی را دادند. بنابراین بخش دیگری از تروریسم رسانه‌‌ای که به منظور زمینه‌سازی برای القای دروغ بزرگ تقلب و ترور مخاطب و جذب آن مورد نیاز بود، اجرا شد. نهایتاً با برگزاری انتخابات و عدم پیروزی کاندیدای موردنظر آنها، شیلک نهایی به سوی مخاطب انجام و ادعای تقلب را برای ایشان درونی کردند.
بنابراین درونی کردن یک ضد ارزش به نام تقلب در انتخابات نیز کافی بود تا جمعی به همین بهانه به خیابان‌ها بریزند و خواسته و ناخواسته برای رسیدن به اهداف استعماری صاحبان رسانه‌‌های معاند گام بردارند. البته این پایان کار نبود و همین رسانه‌ها در طول بروز ناآرامی‌ها با تحریف وقایع و عدم تبیین واقعیت و در کنار برخی صحنه‌سازی‌ها نظیر صحنه کشته شدن دختر جوانی در کف خیابان و یا کشته‌سازی و بالابردن دروغین آمار کشته شدگان ناآرامی‌های خیابانی تیر خلاص را به مغز مخاطبان خود شلیک کردند تا ترور یکباره تعداد زیادی انسان بدون ریختن یک قطره خون با موفقیت کامل و از راه دور انجام شود. کاری که هیچ تجهیزات نظامی و یا حتی بمب اتمی نمی‌تواند انجام دهد. از این‌رو می‌بینیم که کشورهای غربی و سلطه‌گر سرمایه‌گذاری‌های زیادی روی توسعه رسانه‌‌ای کرده و در حقیقت به دنبال افزایش حوزه نفوذ خود در جوامع مختلف هستند. موضوعی که در کشور ما به رغم توصیه‌ها و تأکید‌ات مقام معظم رهبری کمتر به آن توجه می‌شود.

منبع:جوان

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

چه کسی جام زهر را به امام نوشاند؟چشم فتنه کیست؟

در این چند ماهه انتخابات و بعد از آن قدر تلخی ها و چهره عوض کردن ها دیده شد و آن قدر های هوی شنیدیم که شاید برخی چیزها را نتوانستیم به درستی تحلیل کنیم.
شاید خیلی ها به اشتباه فکر کنند که این فتنه گری ها و به خیابان ریختن ها و شعار دادن و تخریب ها از فردای انتخابات آغاز شده است اما خیر هرگز چنین نیست ، کافیست قدری دقیق به عقب بنگریم ، به انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و شاید هم قبل تر
در یک اقدام مردمی و انتخاباتی پیش بینی نشده ، مردی از صندوق های رای بیرون آمد که کمتر کسی متصور چنین نتیجه ای بود ، احمدی نژاد یک شهردار در برابر 6 مرد در رده هایی که برخی از آنها اصلا قابل مقایسه با این سمت نبودند( رییس جمهور پیشین و رییس مجمع تشخیص مصلحت، رییس مجلس سابق، رییس صدا و سیمای سابق، رییس پلیس سابق و....) به یکباره به پیروزی رسید و این شکست برای برخی از این افراد دردآور و غیرقابل باور بود و از همه بیشتر در این میان هاشمی بود که از این شکست به شدت سرخورده شد و البته برخی دیگر با تمام قوا به کارشکنی و مخالفت با دولت نوپا پرداختند و از مخالفت های بازار تا مطالب ضد دولت در روزنامه شهرداری تا ادارات و اساتید و افراد وابسته تا ... که این مبحث خود مجالی طولانی می طلبد و نوشتار بس بلند ....
پس از مناظره تاریخی احمدی نژاد و میر حسین در 13 خرداد 1388 و افشاگری ها احمدی نژاد علیه خاندان هاشمی و دیگران ، موج تخریب شدتی بیشتر گرفت و در خیابان ها درگیری های لفظی بین طرفداران طرفین آغاز شد و خیابان ها به ویژه ولیعصر(عج) شاهد اوج این تقابل ها و اردوکشی ها و صف بندی ها شد.
شاید تا اینجای کار را نتوان فتنه نام نهاد و بتوان تقابل و مخالفت بین دو گروه و یا طرفدارن دو فرد یا دو طیف فکری و... نام نهاد.
اما نمود اصلی فتنه اخیر از کجا آغاز شد...
روز 17 خرداد ماه بود که حوالی ظهر یک پیام کوتاه از یک دوست معتبر برایم رسید پیامکی که شاید در ابتدا توجه زیادی به آن نکردم و با قدری تامل از کنارش گذشتم ولی سبب هوشیاری نسبی برایم شد
متن پیام:
{{ یکی از اعضای کمیته ایکس(مهدی .هاشمی) در یک نشست محفلی : "در این هفته باید عملیات گسترده تخریبی را متوجه رهبری نماییم."
در پی این امر ، منافقین نیز از هواداران خود خواستند با حضور در تجمعات میدانی ، علیه رهبری شعار داده شود.}}

در شب همان روز و ساعت 23:55 پیامی دیگر به دستم رسید از دوستی دیگر که او از منبع قبلی برایم معتبرتر بود و پیام قبلی را نیز تایید می کرد:
{{ کلید 18 تیر جدید زده شد، تجمع حامیان موسوی در فلکه صادقیه و شعارهای تند علیه رهبری با حضور700 نفر}}
این پیام حساسیتم را بیشتر کرد و در فردای آن روز و روزهای بعد اتفاقاتی افتاد که مرا به یقین رساند ، و بیش از آن اتفاقاتی که در روزهای بعد از انتخابات و آتش زدن ها و تخریب هایی که از فردای انتخابات آغاز و اولین تیراندازی که در روز 24 خرداد به شخصه شاهد آن در چهارراه ولیعصر – که این کارها به مدل کاری گروخ ایکس و مهدی هاشمی بسیار شبیه بود- بودم.
 و چیزی که به زودی پازل فرضیات حقیر را تکمیل می کرد پرواز فائزه هاشمی به لندن و بازگشتش و حضورش در بین شورشیان در میدان آزادی بود.
و آن مطلب این بود که چشم فتنه همین فرزندان هاشمی هستند و دیگران عروسک هایی خیمه شب بازی در دستان آنها
و آن قدر این فتنه ها ادامه یافت تا این که در این وقایع اخیر شاهد پاره کردن و آتش زدن امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی) شدیم ، جنایت و فسادی آشکار که دل همگی مردم غیور ایران و تمامی آزادگان جهان را آتش زد..
اما خوب که فکر می کنم می بینم این اولین اهانت به رهبر کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری نبود کافیست قدری به عقب برگردیم و مرور کنیم پرونده آنهایی را که به امام جام زهر را نوشاندند....
به راستی مقصرین اصلی در آن فتنه و نوشاندن جام زهر به امام چه کسانی بودند که حالا نیز چنان وقیح شده اند...

به راستی نباید با آنها که سرمنشا همه توهینات با امام بودند، برخوردی جدی کرد؟

به راستی نباید با آنها که سرمنشا همه توهینات با امام بودند، برخوردی جدی کرد؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

همانها که گویند ما یار تو؛چرا پاره کردند رخسار تو؟!

اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی امیرکبیر - 

مثنوی زیر، سروده ی یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر است که پیرامون حوادث 16 آذر دانشگاه ها، به خصوص دانشگاه امیرکبیر ، و اهانت ها و جسارت ها به حضرت امام و رهبر عزیز انقلاب سروده شده است.

سروده ای دیگر در همین رابطه : شعر دانشجوی امیرکبیر برای حوادث 16 آذر دانشگاه

 

«الا گل گجایی که راز دلی»

بگوید به بانگ حزین بلبلی

 

فدایت شوم! قامتت احمدی است

جمال رخت از حق سرمدی است 

دمیدی به دنیا، چنان کرده ای!

«اذا زلزلت» را عیان کرده ای 

همان ها که گویند ما یار تو!

چرا پاره کردند رخسار تو؟ 

کجایی اماما! که سنگین دلم

به میهن خس و خاک و چرکین دلم

 

به جان مهر تو ریشه کرد، ای امام!

جهان در تو اندیشه کرد، ای امام

 

منافق عیان کرده رخسار خود

فریبی دهد یاور زار خود 

به رویم عیان از رهت گفته است

تو گویی که شرم و حیا رَفته است

 

چنین ناکسان خط زیبای تو

چو بازیچه دیدند بی رای تو 

که با دشمن دین و ایمان ما

صدایی یکی آورند، آنِ ما

همان ها که مردی ز کف داده اند

به چادر سیه، خویش واداده اند

 

نه مجدی ز اسلام دانند چیست

نه بو از توکل، -بگردند نیست!- 

نه میزان شناسند و نه رأی را

نه آزادی و میهن و ننگ ما

 

به بی بند و باری چنان رفته اند،

که دست زنان، دست بگرفته اند 

ندانند ایران سرای من است

به راه تو فردا برای من است 

ندانند ننگ است دانشگهی

شکسته در افتد ز بیم کَهی 

اماما! بگویند صبری کنید!

مباد اغتشاش من ابری کنید! 

چو اسم دموکراسی آورده اند

رضاشاه را در بهشت برده اند! 

رخ هیتلر نازنین شد سفید!

که اینگونه دیکتاتوری را ندید! 

شکستن همه شیشه ی بانک ها

برفتن چو گردانی از تانک ها

 

از آن هم وقیحانه تر می روند

بسیجی ایران شرر می زنند 

اماما! دلم خون شد از دستشان

کنون کار بیرون شد از دستشان! 

به «سید علی» ناروا گفته اند

دل هر بسیجی برآشفته اند 

اماما! بگفتی به امروز فرد

نگه کن شناسی تو نامرد و مرد 

دگر صبر و طاقت ز ما برده اند

و بی آبرویند و در پرده اند 

مبادا که روزی به بانگ جلی

به صوت جلایی ز «سید علی»

 

بسیجی قیامی کند ضدشان

به مستی زند هفتصد حدشان!

 

بسیجی همان یاور رهبری است

که راهت اماما! ره حیدری است! 

م.س. (غرقه)

ورودی 87 دانشکده ی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

نامه ای نه به آقای موسوی؛نامه ای به تاریخ

جناب‌ آقای میرحسین موسوی

سلام

چند ماهی از انتخابات و حواشی مهم‌تر از متن آن می‌گذرد. این ایام لااقل برای هم‌نسلان من محک و آزمون خوبی بود. نسل خموده‌ی من نیاز داشت چنین غربال و زلزله‌ای را.

هرچه بود، گذشت. آن‌سان که دانم و دانی. آوردگاه بایسته‌ای بود. در هر دو معنای آوردن. «صالح و طامع متاع خویش نمودند».

قصدم از این نوشته تکرار مکرراتی که همه‌گان گفته‌اند و شنیده‌اید و نشنیده‌اید نیست. یک حرف دارم. صریح. همان را می‌خواهم بزنم. و تمام. و آن این است:

 

در آن طیف پُرتلون کسانی که در ۲۲خرداد نام حضرتعالی را بر برگه‌ها نوشتند یک جماعت هم بودند که به هر دلیل از جمله منفعت مشترک طرفین مجادله، این ایام کم‌تر دیده‌ شدند و حرف‌شان را کم­تر کسی شنید. هر طرف ماجرا بر اساس منفعت خود سعی کرد وجودشان را از اساس منکر شود. این جماعت، این دسته، این قشر، رسانه ندارند، تریبون ندارند، وکیل و وزیر و سخن­گو ندارند. ولی بودند. ولی هستند.

و صاحب این قلم یکی از آن جماعت است.

 

این جماعت به شما رأی داد که در آن مصاف بهتر می‌دانست‌تان؛ به نسبت آن دیگران و آن دیگر. شناختی که داشت به هر تقدیر این بود. آمد به میدان، تبلیغ کرد، هزینه داد. و ماند. نه طعن حریف کرد و نه مدح شما. نه سبز پوشید و نه یاحسین گفت. فقط رأی داد؛ خاموش‌لب.

برای این انتخاب، این جماعت البته هزینه بسیار داد. هزینه‌هاش هم از اساس نه کماً و نه کیفاً با هزینه­هایی که دیگر حامیان جنابعالی داده­اند قابل قیاس نبود و نیست. هزینه‌هاش از جنس آبرو بود. از جنس دل‌بریدن دوستان بود. از جنس تحمل هزار طعن و ناسزا و تهمت بود. از جنس ناروادیدن بود؛ یک­شبه غیرخودی و منافق شدن. از جنس گسیختن رشته‌ها و خاموشی چراغ‌های رابطه بود.

اگر شما هم رأی می‌آوردی دیگ آبی از این جماعت گرم نمی‌شد. نه کیسه‌ای اندوخته بودند، ‌نه وعده‌ای شنفته ‌بودند، نه عهد و میثاقی بسته بودند، نه نقشه‌ای کشیده بودند. هیچ. سلام‌شان بی‌طمع بود. همان اندازه که عهدشان راسخ.

این جماعت اصلاح‌طلب نبود؛ سهل است، سال­های اصلاحات پیرشان کرد. خم به ابرو و پشت­شان آورد. اصلاح­طلب نبود که عقبه‌ای، حزبی، باندی برای‌ این حمایت­ش هورا بکشد، و اگر به زندان رفت ازش اسطوره بسازد، و اگر کشته شد نام‌ش را بلندآوازه کند و اگر زخم خورد دل‌جویی شود و... . نسبت و قرابت‌ این جماعت به باند و جناح و حزب متبوع و حامی حضرتعالی همان اندازه بود و هست که به باند و جناح و حزب رقباتان. لابد می‌پرسید پس دلیل حمایت‌شان چه بود. می‌گویم‌تان.

 

بهتر می‌دانید؛ فرق است بین رفتارهای آدمیان و منشأ و مبادی آن رفتارها. بسا که دو کس با منشأیی واحد به دو رفتار رانده شوند. و نیز بسا که دو کس با منشأهای متضاد، رفتاری واحد را برگزینند. و این جماعت برزخی، رفتارشان در انتخاب حضرتعالی با هواداران‌تان شباهت داشت و مبادی این رفتارشان با رقباتان! عجیب است؛ نه؟ ولی حقیقت دارد. چنین است که این جماعت هم، به‌سان برخی از حامیان رقیب‌تان، برای پیروزی حضرتعالی نذر کرد، صدقه داد، روزه گرفت و صلوات فرستاد. باورش سخت است؟

 

این جماعت منتقد بود. منتقد پاره‌ای چیزها که گمان می‌کرد شما بیش از آن دیگری توان اصلاح‌شان را داری. نه! ‌نمی‌گویم که تشکر کنی. منت هم نمی‌خواهم سرتان بگذارم. گفتم که مبادی‌شان چنین حکم می‌کرد. حساب و کتاب و معامله­ی ایشان با کس دیگری است. این جماعت ـ لااقل آن تعدادشان که من می‌شناسم ـ برای خود آن اندازه ارزش و اعتبار و شأن قایل‌اند که آخرت خود ـ سهل است ـ حتا گوشه­ای از دنیای خود را نه برای شما و نه هیچ‌کس دیگر خرج کنند. اگر قرار به هواداری باشد، این جماعت هوادار مبانی و ارزش‌هایی است که این انقلاب را به پیروزی رساند. اگر قرار است شیفته باشد شیفته‌ی امامی است که هستی‌اش را مدیون اوست. اگر قرار است وامدار باشد، وامدار جوانان برومند این سرزمین است که شهید نام گرفته­اند و بعد هم پدر و مادرهای پیر آنان. اگر قرار است درد داشته باشد، دردش درد دین است؛ درد مردم دین است. اگر قرار است مصلحتی را ببیند، مسأله­اش مصلحت امت اسلامی است. و اگر قرار است به خط قرمزهایی پابند باشد حفظ ثبات و استقلال مملکت و حفظ اعتبار و شأن قانون اساسی و شیرازه­اش یعنی ولایت فقیه آن خط قرمز است. اگر قرار است گوش به فرمان و مطیع باشد مطیع امام‌زمان‌اش است. مبادی حرکت این جریان این­ها است. و اگر هم به شما رأی داد با نیت قربة الی الله بود و با وضو رأی داد. نگفتم که منت گذارم. گفتم که امر مشتبه نشود؛ بر شما و دیگران.  

 

این جماعت، در تمام این ماه‌ها، روزان و شبان سختی را پشت سر گذاشت. روزی صدبار مرد و زنده شد. با چشم باز دید. خون دل خورد. پیر شد. کمرش شکست. صدای‌ش گرفت. چشمش سوخت. جگرش آتش گرفت. فریادش در گلو خفه شد. (ولی درعین حال بزرگ شد. قد کشید. آبدیده شد.)

تن‌ش از باتوم جهل و بی‌تدبیری این سوی میدان کبود شد؛ و دل‌ش از دست خنجر لجاجت و بی‌منطقی شما خون. در میانه‌ی میدان زیستن عالمی دارد برادر! از دوسو تیغ را پذیراشدن به جنون بیش‌تر می‌ماند. و این جماعت مجنون‌صفت‌اند.

 

و ما بودیم. فردای روز رأی، دل‌نگران و مضطرب و سرگردان بودیم. در کوی دانش‌گاه باتوم و اشک‌آور و ناسزا خوردیم. در راهپیمایی سکوت بودیم، آرام و معترض. پس از‌ آن هم برخی‌مان آمدند. نه سطلی آتش زدیم، نه جوانک بسیجی‌ای را گروگان گرفتیم، نه شب‌ها روی پشت‌بام الله اکبر گفتیم، نه با پلیس درگیر شدیم. نه روز قدس، روزه‌خوری کردیم. نه ۱۳ آبان، کودکانه، دوروبر سفارت روسیه قدم زدیم. نه روز دانشجو عکس مرادمان را پاره کردیم. نه! که این‌همه نقض غرض‌مان بودیم.

ما به حضرتعالی رأی دادیم که بساط عوام‌فریبی و دکان‌بازی به نام دین و مفاهیم دینی بسته شود؛ نه که در ظاهری نو و مدرن، به پارچه‌ی سبز و الله‌اکبر گفتن برسیم. ما به حضرتعالی رأی دادیم که بساط قانون‌شکنی و گردن‌کلفتی و سرکشی در برابر قانون برچیده شود؛ نه که خود مشوق قانون‌گریزی و قانون‌ستیزی شویم. ما به حضرتعالی رأی دادیم که جامعه‌ی طوفان‌زده آرام شود، از ماجراجویی و از افشاگری و از تهدید خالی شود، هر روز بالاترین مقام اجرایی مملکت فضای آرامش جامعه ـ که لازمه‌ی ثبات و پیشرفت است ـ را مختل نکند، نه این‌که خود چنان آشوبی به پا کنیم و غوغایی به راه اندازیم که هیچ‌کس را یارای مدیریت آن نباشد و کار از دست‌مان خارج شود. ما به حضرتعالی رأی دادیم که سکان اداره‌ی کشور به جای هیجان و احساسات و بی‌منطقی، با عقل و تدبیر مشورت بزرگان و اربابان اندیشه بچرخد؛ نه آن‌که خود به آتش هیجانات کور بدمیم و عواطف را تحریک کنیم و فضای بی‌منطقی را رواج دهیم. این آنی نبود که در پی‌اش بودیم. 

چنین بود که در عین حفظ انتقادهامان، از فردای نمازجمعه‌ی ۲۹خرداد خانه‌نشین شدیم.

 

و چه‌قدر آرزو کردیم کاش شما هم در قامت سیاست‌مداری آینده‌نگر، در عین بیان اعتراض خود همان فردای انتخابات می‌گفتید به احترام اخلاق، به احترام متانت، به احترام ادب، از پیگیری شکایت‌ام انصراف می‌دهم. و خانه‌نشین می‌شدید و در این سیاست بی‌اخلاق ما، سنگ‌بنای متانت و عقلانیت سیاسی را به نام خود ثبت می‌کردید.

و چه‌قدر آرزو کردیم وقتی آن زمزمه‌های آشوب برخاست، تدبیر می‌کردید که این راه فرجام‌ش کجاست؟ و نمی‌گذاشتید خون مظلومی ـ چه فرق می‌کند از کدام سوی جبهه ـ به زمین ریزد. با خدا معامله می‌کردی و عقب می‌نشستی. انتظار نداشتیم آشتی کنی. به قهر، به اعتراض، خموشی می‌گزیدی. (احتمال ریختن یک قطره خون هم ارزش این کار را داشت. نه؟) و چه‌قدر آرزو کردیم وقتی دیگر آب‌ها از آسیاب افتاد و رگ‌های برآمده‌ی گلو فرو نشست، در اولین فرصتی که خلوت می‌کردی با خود، به میدان می‌آمدی و شجاعانه و مردانه به اشتباه‌ت در باور به تقلب و اشاعه‌ی آن معترف می‌شدی. و چه‌قدر آرزو کردیم کهولت سن آن‌سان متأثرت نمی‌ساخت که این هلهله و غلغله‌ی شادی سپاه رومی را نشنوی و خنده را بر لب گرگ‌های در کمین آبادی نبینی. و چه‌قدر آرزو کردیم حس مادری‌ات برانگیخته شود و کودک را به دایه واگذاری! (اشتباه از ما بود. حریف‌ت دایه بود؛ ولی تو مادر نبودی!)

و چه‌قدر آرزو کردیم ...

 

ولی شما این کارها را نکردی! به هر دلیل. شما ما را ندیدی. حرف‌مان را نشنیدی. نخواستی ببینی. نخواستی بشنوی. حق داشتی! آن‌قدر سروصدا زیاد بود که بلندترین فریاد هم گم می‌شد. چه رسد که در گلو خفته هم باشد. نه فقط شما، حریف‌تان هم ما را ندید. ما دنبال دیده‌شدن نبودیم. و این‌چنین، میدان واگذار به شما دو لشگر شد. و خانمان ما که درست جایی در میانه‌ی آوردگاه شمایان بنا شده بود، آتش گرفت، سوخت، خاکستر شد، و خاکسترش هم به باد رفت. اما نه بی‌بی‌سی این واقعه را نشان داد و نه رسانه‌ی ملی! مشکل از خود ما جماعت بود که وقتی، خیلی وقت پیش، انتخاب کرده‌ بودیم که نه گوسفند باشیم و نه گرگ! خودمان انتخاب کرده بودیم که نه فرمان‌بری‌مان از روی تقلید باشد و نه نافرمانی‌مان. که دیده بودیم چه سان «خلق را تقلیدشان بر باد داد»! و باز دیدیم این ایام هم. و حالا دیگر کار درست به همان جایی رسیده است که دوست نداشتیم برسد.

 

نمی‌دانم بین شما و خدای‌تان چه خبر است. نمی‌خواهم هم بدانم. مثل برخی تقواسنج و نفاق‌سنج هم ندارم که دیگران را بسنجم‌. لابد شما هم حجت شرعی داری. برای همه‌ی آن کارها که کردی و نکردی. اصلاً‌ خبر ندارم که این همه مشغله و سروصدا فرصت لحظه‌ای خلوت‌گزینی با خود و خدای‌ت را داده است یا نه. من ولی چندی پیش فرصت یافتم و خلوت کردم. و به نتیجه‌ای رسیدم که هدف این نوشته همان ابلاغ آن است:

 

صادقانه بگویم؛ همان مبادی که براساس‌شان روزی به شما رأی دادم حالا وامی‌داردم که به رساتر آوایی بگویم به عنوان یکی از آن جماعتی که ذکرشان رفت، من دیگر هیچ حجت شرعی در کوچک‌ترین هم‌راهی و هم‌آوایی و هم‌دلی با شما و جریان متبوع‌تان ندارم.

نه که یک‌شبه به این رسیده باشم. (کماآن‌که شما هم یک‌شبه به این‌جا نرسیده‌اید.) فصل فاصله از مدت‌ها آغاز شده بود و هر بار و با هر کار مثال ضربت تیشه‌ای این رشته برید و برید تا حالا که دیگر انقطاع کامل حاصل شده است. به همان دلیل که روزی صراحتاً و بی‌محاسبه از هزینه‌هایش و دوستی‌ها که می‌گسلد و دشمنی‌ها که می‌آفریند، گفتم و نوشتم که به شما رأی می‌دهم، حال به همان دلیل این سخن را اظهار می‌کنم. قربه الی الله!

خیال‌تان راحت باشد. این انقطاع البته به معنای اتصال به لشگرگاه حریف‌تان نیست. خرده‌ها و نقدها و حتا اعتراض‌ها به جای خود باقی است. بین جماعتی که ذکرشان رفت و جماعت رقیب شما شکافی است که شما مسبب ایجادش نبود. پس بریدن از شما در حکم رفوی آن شکاف نیست؛ البته اگر هنوز رقیب‌ خود را یک طرز تفکر، یک سلیقه و یک منش خاص می‌دانید و نه کلیت نظامی که همگی فرزندان‌ش هستیم.

 

می‌ماند یک حرف. من از نصیحت‌کردن و شنفتن بدم می‌آید. اما چه می‌شود کرد که در زمانه‌ای می‌زی‌ایم که برنایان باید پیران را نصیحت کنند و به صبر و خویشتن‌داری بخوانند. برادرانه می‌گویم؛ برادرانه بشنو! و اگر کورسوی حقیقت و صدقی در آن یافتی دریاب!

در این هوای غبارآلود و فتنه‌گون که هیچ‌ چیز خودش نیست. که همه‌ی‌ ترازوها یا معیوب اند یا فرسوده، یک معیار می‌ماند که سالم است. و آن محک را در وجود ما نهاده‌اند. قطب‌نمایی که در چنین آوردگاه‌هایی بدان توسل جوییم و داوری آن را پذیرا شویم. و آن دل است. القلب حرم الله! که هوای جامعه و اطراف و محله و شهر و کل دنیا هم اگر آلوده شود، حرم خدا مصون است.

 فرمود: «رحم الله امراً عرف من أین و فی أین و الی أین».

 

این شعر فروغی بسطامی را این روزها به زمزمه زیاد می‌خوانم. موافقید یک بار باهم بخوانیم‌ش:

مردان خدا پرده‌ی پندار دریدند
یعنی همه‌جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند، همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند، همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک فرقه به عشرت درِ کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سرِ انگشت گزیدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
مرغان نظرباز سبک‌سیر «فروغی»
از دامگه خاک بر افلاک پریدند


کاش مرد خدا شویم!

نوشته شده در وبلاگ:http://mohsenhesam.blogfa.com

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

در بیت امام چه خبر است؟!

از بقال سر کوچه ی ما تا رهبر مبارزین یکی از گروهای ضد ظلم جهان با یک نامه یا حداقل چند کلام حرف ساده، اهانت عده ای از خدا بی خبر به تصویر گل بی خار قرن، امام روح الله(ره) را محکوم کردند و به اندازه خودشان لب خودشان را گاز گرفته اند که ای وای! به آقای ما توهین شد...

حتی چند روز پیش در جایی یک دختر بچه 4 ساله را دیدم که ضمن پاک کردن آب دماغش از نزدیکی های لبانش به توهین کنندگان به امام(ره) بد و بیراه می گفت... عکسش در سایت ها هست، بگردید پیدا می کنید!

جمعی از دانش آموزان مدارس ایران در اعتراض به این عمل وقیحانه عکس های امام(ره) را به سینه زدند و به مدسه می روند.

دانشجویان را نگو که دیگر فکر نکنم به این زودی ها بتوان این همه محب امام(ره) در دل دانشگاه در یک مکان گیر آورد.

تقریبا هیچ دانشگاهی نبود که عکس امام(ره) را بالا نگرفته باشند و دانشجویان به نشانه ی بیعت مجدد با آقای خوبی ها مشتی به سوی برخی سیاسیون رنگی! گره نکرده باشند.

فقط یک نمونه بگویم می گویند تا حالا این همه عکس امام(ره) در پلی تکنیک تهران بر روی دست دانشجویان بالا نرفته بود.

از آن طرف دنیا هم با هر وسیله ای که فکرش را بکنی به امام(ره) عرض اردادتی شده است.

حتی آقای هاشمی هم که به خاطر عقب ماندن از ولی فقیه زمان مورد سرزنش مردم است این کار سبزهای اموی را محکوم کرد.

ولی خودمانیم 70 میلیون! کسی که نیست!

چرا خانواده امام (ره) ککشان به خاطر توهین به امام(ره) نمی گزد؟! چرا اهانت به مقدس ترین مرد قرن را محکوم نمی کنند؟

مگر نه اینکه امام را دوست دارند؟ حالا از بد حادثه کسانی که این کار زشت را انجام دادند رنگ سبز موسوی (نه علوی) را بر تن داشتند، چرا نباید میان حزب بازی و اعتقادشان، به امام(ره) احترام بگذارند؟!

راستی راستی این بیت امام(ره) همه "چپ" کرده اند!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

کارمند سفارت آمریکا=جاسوس رژیم صهیونیستی
کارمند سفارت آمریکا در لبنان جاسوس رژیم صهیونیستی از آب درآمد

 

دستگاه قضایی لبنان، یک کارمند امنیتی سفارت آمریکا در بیروت را به همکاری با رژیم صهیونیستی و فعالیت برای جذب جاسوس و ارائه اطلاعات به اسرائیل متهم کرده است.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه لبنانی "الاخبار "، "سمیح الحاج " قاضی دادگاه نظامی لبنان روز گذشته چهار نفر از جمله یک کارمند امنیتی سفارت آمریکا در بیروت را به ارتباط با سازمان جاسوسی متهم کرد.
وی همچنین خواستار محاکمه آنها شده و گفت که این چهار نفر به زندان با اعمال شاقه و اعدام محکوم خواهند شد.

سه نفر از چهار نفر مزبور پیش از این توسط سازمان اطلاعات ارتش بازداشت شده بودند. یکی از آنها متهم به خاک‌برداری‌هایی در مناطق مختلف به سود نیروهای اسرائیلی و جاسوس‌های آنها قبل از عقب‌‌نشینی از جنوب لبنان شده و مشخص شد که برادر این فرد پیش از این به سرزمین‌های اشغالی فرار کرده و با یکدیگر از طریق تلفن در ارتباط بودند. وی همچنین تلاش کرده تا چهار لبنانی را به استخدام سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی درآورد.

"جان ن " که همکاری خود با رژیم صهیونیستی را تکذیب می‌کند، به فردی به نام "حسن ب " که گمان می‌کرد عضو حزب‌الله باشد، پیشنهاد داده تا در ازای مبلغ کلانی پول جاسوسی کند. طرفین بین سال‌های 2004 و 2006 بیش از 15 بار با یکدیگر دیدار کرده و حسن این گونه نشان می‌داد که نیاز شدیدی به پول دارد و اطلاعاتی نیز ارائه می‌‌داد.
جان در سال 2005 به حسن می‌گوید که باید اطلاعات زیادی از مقاومت ارائه دهد، چرا که به زودی جنگ در می‌گیرد و پس از آن وضعیت تغییر می‌کند.

سناریوی مشابهی نیز در مورد "علی ح " وجود دارد، بطوری که جان او را نیز به افسران اسرائیلی مرتبط کرده است، جان اعتراف کرده است که بین سال 1996 و2000، پول را در بسته‌های سیگار جاسازی کرده و به افراد مختلف می‌رسانده است.

"حنا ع " یکی دیگر از این جاسوسان است که در سفارت آمریکا در بیروت به عنوان کارمند امنیتی فعالیت می‌کرده است. وی در سال 2006 از طریق اینترنت با "رابر فارس " جاسوس فراری اسرائیل آشنا می‌شود و از نفرت خود نسبت به حزب‌الله سخن می‌گوید. حنا سپس جذب سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می‌شود و از طریق قبرس به تل‌آویو می‌رود و در بازگشت به بیروت در حین فعالیت‌های جاسوسی و عضوگیری بازداشت می‌شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

ایران مهار شدنی نیست!
جان بولتون : ایران در نهایت هسته ای می شود

 

نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد اذعان کرد ایران در نهایت هسته ای خواهد شد .البته جان بولتون از اعلام اینکه ایران اکنون هم هسته ای است چون تولید چرخه سوخت هسته ای را که مهمترین مرحله در هسته ای شدن است در اختیار دارد ، خودداری کرد .

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه آمریکایی فاکس نیوز جان بولتون گفت آنچه که مهم است این است که کاخ سفید فکر می کند ناچار است با هسته ای شدن ایران کنار بیاید اما به نظر من این تفکر ایراد اساسی دارد چون بتدریج دیگر کشورهای منطقه هم تلاش می کنند هسته ای شوند .

جان بولتون در حالی این سخنان را مطرح می کند که خبرگزاری آسوشیتدپرس مهر ماه امسال هنگام سخنرانی اوباما در سازمان ملل نوشت اوباما بخوبی می‌داند که موفقیت در زمینه خلع سلاح هسته ای در جهان، در گرو رفع برخی موانع بزرگ است .

علت آن این است که آمریکا تاکنون علاوه بر این که خود را به پیشرفته ترین سلاح‌های کشتار جمعی تجهیز کرده ، این سلاح‌های ممنوعه را در اختیار هم‌پیمانانش و بویژه رژیم اسرائیل قرار داده است .

بر اساس این گزارش جان بولتون همچنین ایران را به تلاش برای سلطه بر منطقه و جهان اسلام متهم کرد و گفت اسرائیل باید هر چه سریعتر تکلیف خود را با ایران روشن کند وگرنه ایران را در آینده نمی توان مهار کرد .

جان بولتون با اشاره به روابط بسیار خوب ایران با کشورهای آمریکای لاتین گفت احمدی نژاد تفکر هسته ای شدن را به کشورهایی مثل ونزوئلا که خود دارای ذخایر اورانیوم هستند تقویت می کند و این برای آینده جهان خطرناک است .

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

جزئیات گروگانگیری در خانقاه
جزئیات جدید از گروگانگیری در خانقاه

 

چند روز پس از حادثه گروگانگیری در خانقاه دراویش در جنوب تهران ، روز گذشته رئیس پلیس تهران جزئیات این حادثه و نتایج آخرین پیگیری‌ها را اعلام کرد.

به گزارش جام‌جم، سردار عزیزالله رجب‌زاده ، فرمانده انتظامی تهران بزرگ در جمع خبرنگاران، پس از به نمایش درآمدن فیلم این حادثه، در ارتباط با نحوه گروگانگیری و انگیزه مرد گروگانگیر گفت: غروب روز 20 آذرماه ماموران کلانتری 112 از یک حادثه گروگانگیری در خانقاه دراویش در خیابان مولوی اطلاع یافتند و مشخص شد مردی به نام مجید با چند قبضه نارنجک و مقادیری مواد منفجره وارد این محل شده و 350 نفر از حاضران در محل را به گروگان گرفته است.

رئیس پلیس تهران بزرگ افزود: پس از عزیمت به محل مشخص شد در مراسمی که در میان دراویش به دیگ جوشان معروف است، افراد حاضر در محل، قصد برگزاری مراسم جشن تولد برای پیر دراویش را دارند که مرد مسلح یک ساک دستی حاوی مواد منفجره را به محل منتقل و سپس با قرار دادن نارنجک‌ها و مواد منفجره در سرویس بهداشتی با هدف قتل 10 تا 15 نفر از سران دراویش وارد محل تجمع شده و پس از سرکشی به بخش‌های مختلف، ابتدا با انداختن نارنجک به یکی از اتاق‌ها 2 نفر از آنها را مجروح کرده است.

انگیزه‌های متهم

سرتیپ رجب‌زاده اضافه کرد: به محض حضور در محل، ابتدا تک‌تیراندازها در اطراف مستقر شدند و بلافاصله مذاکره با فرد گروگانگیر را آغاز کردم.

در گفتگوی اولیه با متهم متوجه شدم وی از اهالی آذربایجان است به همین دلیل برای جلب اعتمادش، با او ترکی صحبت کردم و از او خواستم تا خود را تسلیم کند، زیرا قتل‌عام حاضران در محل مشکل او را حل نخواهد کرد.

این فرد گفت: از 25 سال پیش به عضویت این فرقه درآمدم و از همان ابتدا در خیابان خیام مغازه شیشه‌فروشی داشتم و در این محل با تلقین‌هایی که به من شد زندگی‌ام را باختم و 12 مغازه را که مالک آن بودم، فروخته و پولش را در اختیار سران دراویش قرار دادم.

وی افزود: پس از مدتی متوجه شدم سران این فرقه، همسر و فرزندانم را اغفال کرده‌اند و من نیز درصدد انتقام برآمدم.

متهم افزود: از 2 سال پیش در آتش انتقام می‌سوختم و می‌ساختم و به همین دلیل در چند مرحله با سفر به شهرهای مرزی نارنجک، مواد منفجره و اسلحه خریدم و بی‌صبرانه در انتظار لحظه انتقام بودم.

وی ادامه داد: ابتدا در عید غدیر می‌خواستم سران فرقه را به قتل برسانم، اما آن روز با مشاهده تعداد زیادی کودک در خانقاه، از تصمیم خود صرف‌نظر کردم.

پرتاب نارنجک

رجب‌زاده اضافه کرد: پس از سه ساعت و نیم مذاکره در حالی که وی 2 نارنجک - که ضامن آن را کشیده بود - در دست داشت و یک نارنجک آماده انفجار را نیز در یقه پیراهنش قرار داده بود، راضی شد تا خود را تسلیم پلیس کند. به همین دلیل اجازه خواست تا چند نارنجک را در محل خانقاه منفجر کند که پس از موافقت، 5 نارنجک را داخل خانقاه پرتاب کرد که 4 نارنجک منفجر شد و یک نارنجک نیز عمل نکرد.

رئیس پلیس تهران در ادامه گفت: این متهم علاوه بر نارنجک و مواد منفجره 2 قبضه سلاح نیز در اختیار داشت که سلاح کمری وی دارای صداخفه‌کن بود و وی چند بار قصد خودکشی با سلاح را داشت که مانع از این اقدام شدیم.

متهم پس از دستگیری در اختیار پلیس امنیت قرار گرفت و هم‌اکنون یک تیم از ماموران در حال بررسی و تحقیق درخصوص ادعاهای متهم هستند و قاضی پرونده نیز دستور بررسی سلامت عقلی او را صادر کرده است.

محرم، ماه ارزش‌ها

فرمانده انتظامی تهران بزرگ در ادامه این نشست خبری به ماه محرم و ارزش‌های حاکم بر آن اشاره کرد و گفت: در تهران 13 هزار هیات مذهبی وجود دارد که در این ارتباط علاوه بر نظارت پلیس، سازمان تبلیغات اسلامی، هلال احمر، اورژانس و آتش‌نشانی، 6000 همیار پلیس نیز در طرح‌های انتظامی و ترافیکی به نیروی انتظامی تهران بزرگ کمک خواهند کرد.

وی افزود: امسال نیز همچون سال‌های گذشته، قمه‌زنی و نصب شمایل و حرکت دسته‌های علامت‌کشی که موجب ترافیک می‌شوند، ممنوع است و استفاده از آلات و ادوات موسیقی نیز که با ارزش‌های محرم هیچ سنخیتی ندارد، ممنوع خواهد بود و با توجه به جلساتی که با مسوولان هیات مذهبی برگزار شده، قرار شده ساعت 12 شب بلندگوها خاموش شود.

برخورد با موتورسواران متخلف

رئیس پلیس تهران همچنین به برخورد نیروی انتظامی تهران بزرگ با موتورسواران متخلف اشاره کرد و گفت: از روز شنبه آینده طرح ویژه‌ای برای برخورد با موتورسواران متخلف در منطقه 12 شهرداری تهران که بیشترین ترددها در آن انجام می‌گیرد آغاز خواهد شد.

وی افزود: در حال حاضر بی‌توجهی به قوانین و مقررات از سوی موتورسواران موجب سلب آسایش و آرامش مردم شده است و با اجرای این طرح اگر موتورسواری قوانین و مقررات را رعایت نکند، وسیله نقلیه او از 3 تا 6 ماه توقیف خواهد شد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

تغییر در ایران؛زندگی در خارج
تغییر درایران زندگی در خارج!

 

جوان: محمود دولت آبادی، عضو قدیمی کانون منحله نویسندگان که چند ماه پیش برای حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت به آلمان سفر کرده بود طی مصاحبه‌ای با روزنامه «دی ولت» تغییر در ایران را یک ضرورت تاریخی دانست. دولت آبادی در این مصاحبه با روزنامه آلمانی در تشریح وضعیت ایران مدعی شده است.

«... اینکه در ایران وضع به تغییر کشیده شود یک ضرورت تاریخی است. اما باید صبر داشته باشیم...»

وی در خصوص اینکه چرا ایران را برای همیشه ترک نمی‌کند به خبرنگار آلمانی می‌گوید: «...هنوز یک پسر در ایران دارم. البته درباره اقامت طولانی مدت در خارج فکر کرده‌ام و هنوز که هنوز است با آن درگیر هستم. در عین حال این تصور که کارم در کشور ناتمام باقی بماند مرا از این کار باز می‌دارد. این احتمال هست که ایران را برای یک سال ترک کنم. ...»

به گزارش جوان آنلاین اینکه چرا وی قبل از انقلاب تغییر را ضرورت تاریخی نمی‌دانست بحث دیگری است اما مسأله تغییر که در شعار انتخاباتی برخی کاندیداها مطرح شدیک کلمه بسیار کلی، بی‌مفهوم و تعریف نشده است.

به نظر می‌رسد بعضی‌ها که با ملت خود رودربایستی دارند نمی‌توانند بگویند منظورشان از تغییر چیست. شاید اگر بگویند که آنها محتوای بحث «رژیم چنج» را مطرح می‌کنند بهتر باشد چرا که حداقل خود را پیرو افکار اوباما معرفی می‌کنند!

اما نکته جالب اینکه کسانی که در سر تمنای غرب را دارند و به آنجا برای زندگی کردن می‌اندیشند خواهان تغییر در ایران هستند و خود را همراه مردم دانسته و می‌گویند برای همراهی مردم باید صبر پیشه کرد!!!نمی دانیم کدام را باور کنیم دم خروس ایشان یا قسم حضرت عباس را!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

12 ایده برای عکاسی بهتر
۱۲ ایده برای عکاسی بهتر

 

اگر از علاقمندان واقعی به عکاسی باشید و نه یک عکاس حرفه ای، مواقعی را تجربه کرده اید که نمی دانید از چه عکس بگیرید یا چه کنید که دیدتان بهتر شود. برای پیشرفت در هر کاری همواره زمان لازم است و اینکه حوصله کنید و مراحل اولیه را پشت سر بگذارید

به گزارش شبکه ایران به نقل از فریا، صرف‌نظر از مقدمات تکنیکی که برای عکاسی لازم است، در اینجا راهنمایی‌های ساده‌ای ارائه می‌شود که نگاه شما را به انواع موضوعات ممکن برای عکاسی، آشنا کند. برای این تمرینات نیاز به یک دوربین حرفه‌ای نیز ندارید!

از خانه شروع کنید:
از خانه و اشیای داخلش شروع کنید. از چیز ساده‌ای عکس بگیرید اما طوری که زیبا به نظر برسد. به یک شات اکتفا نکنید زیرا ما در عصر دیجیتالیم. از هر زاویه و با نورهای متفاوت عکس بگیرید این بهترین راه تمرین است. برای مثال یک فنجان قهوه سیاه در یک فنجان و نعلبکی سفید، فنجان در گوشه کادر است و نه در وسط آن. به اطراف خود نگاه کنید، شاید ساعت قدیمی، قفسه کتاب یا ساز موسیقی یافت شود که برای کادربندی مناسب باشد، نگذارید معمولی بودن این اشیا شما را از عکاسیشان منصرف کند.

از قطرات باران عکس بگیرید:
همان دوربین کامپکت ساده خود را بردارید و روی ماکرو بگذارید و از برگی با قطرات باران عکس بگیرید، برگهای دیگر در موقعیتهای دیگر را نیز امتحان کنید، از میان آنها و شاید از کولاژ آنها تصویر زیبایی به دست خواهد آمد.

از صحنه‌های خارج از فوکوس عکس بگیرید:
یکی از صحنه‌های جالب نیز عکاسی از پشت شیشه ماشین است. برای مثال در یک روز باران روی قطره های باران فوکوس کنید و بیرون از شیشه نیز در هنگام عصر ماشینهای با چراغ‌های روشن هستند، تصویر منظره محو blur از قطره‌های باران و چراغ‌های دایره‌ای رنگی خواهد بود که بسیار زیباست!

از تصاویر هنری در کادر خود استفاده کنید:

بعضی منتقدان عکاسی از تصاویر هنری را هنر واقعی نمی‌دانند، آن را تقلبی از ساخت یک تصویر از تصویر دیگر می‌دانند. اما اینطور نیست، آن تصاویر می‌توانند فقط بخشی از محتوای عکس شما باشند،برای مثال دیواری در پیاده رو را تصور کنید که روی آن نقاشی حرفه‌ای انجام شده و در کنار پیاده رو یک درخت بی‌برگ پاییزی است و شخصی در کنار آن راه می‌رود. این منظره شامل هنر است و تمام آن نیست و اگر درست کادر بندی شده باشد، اثر زیبایی خواهد شد!

پرتره‌های خیابانی:
برای این موضوع به کمی چاشنی شجاعت نیاز دارید.برای مثال با خود قرار بگذارید که به مدت یکسال از 100 چهره ناشناس در خیابان عکس بگیرید. در سایت فلیکر گروهی هست که اعضای آن همین قرار را با هم می‌گذارند ، با شخصی که ناگهان برخورد می‌کنید و فکر می‌کنید برای عکاسی مناسب است، صحبت کنید، اگر اجازه داد که هیچ، اگر نه آن را شخصی ندانید و به دنبال نفر بعدی بروید. بهترین مناطق هم پایین شهر و یا اتفاقات و مناسبتهایی‌ست که مردم در خیابان جمع می‌شوند.

باغ وحش :
باغ وحش بخاطر حضور حیوانات و آدم‌ها در نزدیکی یکدیگر نیز مکان جالبی برای عکاسی‌ست. یادتان باشد که لنز ماکرو را با خود ببرید!

ساختمانهای قدیمی :
برای اینکار حتماً لازم نیست که به یک سفر سیاحتی اصفهان و شیراز بروید، در همان شهرستان خودتان هم خانه‌ها، مساجد و بناهای قدیمی هستند که در کنار ساختمان‌های مدرن جلوه خاصی دارند. فقط کافی است وقتی رانندگی می‌کنید، با دقت بیشتری به اطراف نگاه کنید.

عکاسی با سرعت پایین و بالا:

زمانی که دوربین را در حالت Shutter Priority قرار می‌دهید می‌توانید سرعت آن را تا سرعت‌هایی بین یک بیست و پنجم ثانیه تا یک ثانیه تغییر دهید تا از سوژه در حال حرکت عکس بگیرید. (مانند بچه‌ها در حال بازی، حرکت ماشین‌ها یا وقایع ورزشی) درباره همین سوژه‌ها و برای فریز کردن یک لحظه می‌توانید سرعت شاتر را برای مثال به یک چهارصدم تغییر دهید و البته باید ISO را بالا ببرید تا نور بیشتری وارد دوربین شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

اندیشه های امام؛معیار قضاوت امام

 

حتما ببینید!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

شکست تحریم های یک جانبه آمریکا
تحریم های یکجانبه آمریکا، تکرار یک شکست
تحریم های یک جانبه، سلاح زنگ زده و ناکارآمدی است که جهان سرمایه داری برای استثمار، نفود سیاسی و اقتصادی و بلعیدن منابع غنی کشورهای در حال توسعه طی ده‌ها سال آن را به کار گرفته است.
به گزارش ایرنا در تازه ترین نوع این تحریم ها، تحریم واردات بنزین ایران در دستور کار واشنگتن قرار گرفته که نتیجه و شکست آن پیشاپیش نه تنها از سوی مردم ایران، بلکه از سوی موسسات تحقیقاتی و محافل دانشگاهی کشورهای مختلف، کارشناسان امور ایران و نیز دولتمردان آینده نگر واشنگتن به وضوح قابل پیش بینی است.
"جان مولر" یک استاد علوم سیاسی دانشگاه روچستر، این تحریم ها را پرهزینه و از سوی کشورهای تحریم کننده دارای تبعاتی وحشتناک خوانده است.
به گفته وی در تحریم عراق – که البته از سوی شورای امنیت اعمال شد- ده‌ها هزار کودک عراقی بر اثر سوء تغذیه، نبود دارو و یا مواد غذایی جان باختند و مجموع تلفات مردم عراق از مجموع کشته های بمباران های اتمی آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی به مراتب بیشتر بود.
تحریمی که با نفوذ آمریکا در شورای امنیت به ظاهر برای تسلیم یک دیکتاتور خونخوار، اما در واقع برای از بین بردن یک ملت اعمال شده بود.
یک تحقیق انستیتوی بین المللی اقتصاد نشان می دهد که از سال 1970 تاکنون فقط به میزان 13 درصد موفقیت آمیز بوده و به عبارت دیگر 87 درصد این تحریم ها با شکست روبرو شده است و این در حالی است که هزینه تحریم های یکجانبه آمریکا سالانه بین 15 تا 19 میلیارد دلار برآورد شده است.
با در نظر گرفتن اینکه بنابر گزارش مرکز خدمات کنگره – یک نهاد مستقل وابسته به کنگره آمریکا – از سال 1977 تا کنون 191 تحریم از سوی واشنگتن علیه کشورهای مختلف اعمال شده است و با محاسبه ضریب 87 درصدی شکست در این تحریم ها می توان به بعدی دیگر از این شکست دست یافت و آن این است که کمتر از 25 مورد تحریم های یکجانبه آمریکا موثر و موفق بوده است.
طرح بنزین ایران که با 412 رای موافق این کشور در برابر 14 رای مخالف در مجلس نمایندگان آمریکا به تصویب رسید و برای اعمال آن سنای آمریکا نیز باید آن موافقت کند تکرار تجربه تلخ تحریم بیش از سی ساله کشورمان است.
شکست این تحریم و نتیجه معکوس آن نه تنها برای مردم ایران، بلکه حتی برای دولتمردان واقع بین تر و آینده نگر واشنگتن نیز مثل روز روشن است. برای مثال "ران پل" عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا با نگرانی می گوید: این تحریم موجب خواهد شد که مردم ایران آمریکا را مقصر کمبود عرضه هر کالایی بدانند " و مهمتر از آن ، تحریم بنزین عاملی است که می تواند مردم ایران را علیه آمریکا متحد سازد.
عصر تحریم های یکجانبه – حداقل درباره کشورمان- سپری شده است. مهمترین تحریم علیه ایران را می توان تحریم نفتی دوران نخست وزیری مصدق ذکر کرد که این تحریم نه تنها موثر نیفتاد بلکه تنها در سالی که رزم‌ناوهای انگلیسی در آبهای ایران پهلو گرفتند و صادرات نفت ایران قطع شد، تنها سالی بود که موازنه تجاری در کشورمان به وجود آمد.
در تحریم بیش از 30 ساله ایران نیز نتیجه جز روی آوردن به نوآوری، ابتکارها، و خوداتکایی در عرصه های اقتصادی و کشاورزی و مهمتر از همه پرورش نیروی انسانی چیزی نبوده است و غرب از خوداتکایی هرچه بیشتر و استقلال کشورمان واهمه دارد.
طرح تحریم بنزین ایران – که به احتمال بسیار به تصویب سنای آمریکا نیز خواهد رسید- حتی به اعتراف بسیاری از محافل دانشگاهی، کارشناسان امور ایران ، موسسات تحقیقاتی و نیز بسیاری از دولتمردان جهان غرب با شکست روبرو خواهد شد.
واشنگتن علاوه بر استقلال و خود اتکایی بیشتر ایران می بایستی از تبسم و طعنه مردم جهان نگران باشد.
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

مقایسه تصویری نازیسم و صهیونیسم

مقایسه تصویری نازیسم و صهیونیسم!

خیلی جالب و پر معناست!

حتما ببینید!

برای تماشای عکس ها روی لینک زیر کلیک کنید!

http://www.irna.ir/View/FullStory/Photo/?NewsId=466392

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

سخنی با آقای هاشمی
سخنی با آقای هاشمی رفسنجانی

 

جابر رامندی

«حکومت بسیج و سپاه دارد و این طرفی‌ها هم استاد، دانشجو، نخبه، کارگر و مدیر دارند و من نظرم این است که ما باید درگیری‌های خیابانی را با آزاد کردن رسانه‌ها به رسانه‌ها بکشانیم.»

آقای هاشمى!

این جملات بخشی از سخنان اخیر شما در جمع دانشجویان در مشهد است که با صراحتی تمام مواضع خود را در خصوص جایگاه و نقش بسیج بیان کرده‌اید و فرموده‌اید «حکومت بسیج و سپاه دارد» طبق بیان شما «بسیج» تنها بخشی از بدنه حکومت است و تعلقی به توده مردم و ملت ایران ندارد چرا که در ادامه از این جمله خود اینگونه نتیجه گرفته‌اید: "این طرفی‌ها هم (طرف مقابل حکومت) استاد، دانشجو، نخبه، کارگر و مدیر دارند".

آقای هاشمی، به این چینش هوشمندانه و زیرکانه شما باید آفرین گفت، چرا که در نهایت ظرافت و بدون اینکه لحن و ادبیات اپوزیسیون به خود بگیرید، مشروعیت و مقبولیت مردمی بسیج که به تعبیر امام راحل «شجره طیبه» است را زیر سئوال برده‌اید و بسیج را تنها دست‌پرورده حکومت و جدای از توده مردم دانسته‌اید و در کنه کلام خود حساب «اساتید، دانشجویان، نخبگان، کارگران و مدیران» را از بسیج جدا کرده‌اید و گویی که در بین اساتید، دانشجویان و توده مردم کشورمان، بسیج و تفکر بسیجی جایگاه و پایگاهی ندارد.

آقای هاشمی!

در جای دیگری از سخنان خود به سابقه آشنایی «60 ساله» خود با مقام معظم رهبری اشاره کرده‌اید و گفته‌اید «بنده الان 60 سال است که رهبری را می‌شناسم.»

پس حتما با این سابقه طولانی رفاقت با مقام معظم رهبری نظر ایشان را هم بسیار بهتر از ما در خصوص بسیج و جایگاه مردمی و ارزش آن می‌دانید، به جای زیاد دوری نرویم، به همین سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در چهارم آذرماه جاری برگردیم و بیانات ایشان را در خصوص بسیج مرور کنیم:

«وقتی با حقیقت معنا به بسیج نگاه شود، بسیج رمز پایداری و ماندگاری و عزت ملی است ... بعضی تصور کردند بسیج منحصر است در همین تعداد گردان‌های بسیجی یا سازمان های نظامی بسیجی، البته اینها جزو بهترین بسیجی ها هستند اما بسیج فقط این نیست، بسیج گسترده است در همه عرصه ها در بخش های مختلف، در دانشگاه یک جور، در کارگاه یک جور، در قشرهای مختلف مردم یک جور، در روستاها یک جور، در شهرها یک جور.... بسیج حضور دارد، یک حضور فراگیر، مقتدر و تمام نشدنی، بسیج نه به پول وابسته است نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است.»

آقای هاشمی!

سابقه آشنایی ما با مقام معظم رهبری مانند شما به «60 سال» نمی‌رسد اما با همین اندک آشنایی با ایشان به طور قطع می‌دانیم که نوع نگاه ایشان به بسیج و جایگاه عمیق آن در بین توده مردم، سنخیتی با نوع نگاه شما به بسیج و منتسب کردن آن به حکومت و در همان حال ادعای جدا بودن از مردم ندارد.

تنها یک نکته نغز دیگر رهبر انقلاب در بیانات خود فرموده‌اند: «دشمنان می‌دانند که حضور بسیجی، واقعیت بسیج در کشور و در میان ملت ایران چقدر اهمیت دارد لذا همت می‌گمارند بر اینکه این حقیقت مؤثر و کارآمد و نافذ را مورد تهاجم قرار دهند.»

رهبر حکیم انقلاب در این عبارات کسانی را که در پی صدمه زدن به پیکر بسیج و تهاجم به آن هستند را «دشمن» خطاب کرده اند، امیدواریم که ما دانسته یا ندانسته در صف دشمنان این انقلاب و مردم قرار نگیریم.

آقای هاشمی!

در بخش دیگری از سخنان اخیر خود با تأکید و تأیید مجدد سخنان خود در نماز جمعه پس از انتخابات که باعث شعله‌ور شدن مجدد آتش فتنه و اغتشاش در تهران شد، اظهار داشته‌اید: «من در آن نماز جمعه نگفتم که انتخابات درست است یا باطل، فقط گفتم تردید در جامعه حاکم است اما برخی آمدند و به من گفتند چرا گفتی تردید؟ در صورتی که آن روز میلیون‌ها نفر در خیابان ریخته بودند و قاطعانه می‌گفتند که در انتخابات تقلب شده است و انتخابات باطل است اما من قاطعانه نگفتم که تقلب شده است ولی گفتم تردید دارم و چطور می‌شود میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها بریزند و تردید نکرد.»

شما بر موضوع «تردید» در صحت انتخابات تأکید کرده‌اید و حضور مردم در خیابان‌ها را دلیل اثبات ادعای خود دانسته‌اید اما گفتنی‌هایی در این خصوص و «شاه بیت» و کلمه رمز آغاز فتنه و اغتشاشات پس از انتخابات یعنی «تقلب» وجود دارد.

سران جریان مخالف ماه‌ها قبل از برگزاری انتخابات با انتخاب استراتژی «القای تقلب» در صورت عدم پیروزی نامزد مورد نظر خود تدارک آتش افروزی پس از نتخابات را دیده بودند.

از قضا شما هم در برخی خطبه هایتان در سال 87 متاسفانه قطعه هایی از این پازل را تکمیل نمودید که با سخنان قاطع رهبر معظم انقلاب علیه کسانی که "با بی انصافی، صداقت نظام در برگزاری سی ساله انتخابات در نظام را زیر سوال می برند"، ‌از تکرار آن منصرف شدید.

با این حال، اتفاقا شما هم قبل از انتخابات در نامه خود خطاب به رهبری انقلاب شعله‌ور شدن این آتش را پیش‌بینی کرده بودید! و اطرافیان شما به صراحت هرچه تمام‌تر اعلام کردند در صورتی که هر نتیجه ای غیر از پیروزی نامزد مورد نظر آنها از انتخابات حاصل شود، قطعا در انتخابات «تقلب» شدها است.

دست بر قضا صریح‌ترین این تعابیر را از زبان بیت حضرتعالی و همسر مکرمه شما در روز رأی‌گیری و در پای صندوق رأی حسینه جماران شنیدم که «قطعا پیروز این انتخابات آقای موسوی است و اگر هر اسمی غیر از موسوی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود قطعا تقلب شده و...»

آقای هاشمی!

پس از اعلام مواضع بی‌پرده همسرتان هر چه منتظر ماندیم که شاید حضرتعالی موضعی خلاف این موضع اتخاذ کنید و یا لااقل از مواضع همسرتان در این خصوص اعلام برائت کنید، خبری جز سکوت معنادار شما نشنیدم!

آقای هاشمی! پس به ما حق بدهید که وقتی در تریبون نماز جمعه تهران سخن از «تردید» در صحت انتخابات کردید بلافاصله ذهنمان به سمت مواضع بیت ‌شما و سکوت تایید‌گونه شما متوجه شود.

اما در خصوص اصل ماجرای تردید گفتی‌ها بسیار است و تنها به اعترافات صریح و شفاف سران فتنه اخیر اشاره ‌می‌کنیم که تقریبا تمام این افراد که خود دستی به آتش داشتند و به همراه فرزند شما مهدی، از عوامل مشاور، تئوریک و یا اجرایی کمیته موسوم به «صیانت از آراء» بودند، در اعترافات خود موضوع تقلب را تنها دستمایه آتش‌افرزی و فتنه‌گری‌های پس از انتخابات عنوان کردند و اتفاقا پس از آزادی و در اوج هجمه رسانه‌ای خود برای القای این که این اعترافات تحت فشار بوده است، باز هم بر همان مواضع قبلی خود تاکید داشتند. تنها مروری بر اظهارات اخیر افرادی مانند ابطحی و عطریانفر پس از آزادی خود موید این موضوع است که تردیدی در صحت انتخابات نمی‌توان داشت و موضوع تقلب دروغی بیش نبوده است.

آقای هاشمی!

در بخش دیگری از سخنان خود با تفکیک روزنامه‌های کشور به «روزنامه‌های منتقد و روزنامه‌های حکومتی» ابراز داشته‌اید. «اطلاع‌رسانی امروز مانند سابق نیست، اگر حرف کوچکی در خیابان بزنید و یا اینکه یک کاری را در خیابان بکنید، فیلم آن را گرفته و به رسانه‌های خارجی ارسال می‌کنند و همینگونه است که مردم اخبارشان را از BBC می‌گیرند و بعد هم این مسائل را به نام اسلام امام تمام می‌کنند.»

آقای هاشمی، آیا منظور شما از این سخن که «اگر کاری در خیابان بکنید، فیلم آن را گرفته و به رسانه‌های خارجی ارسال می‌کنند» اشاره به صحنه سازی در موضوع قتل از پیش طراحی شده «ندا آقا‌سلطان» نیست؛ در حالی که خود بهتر می دانید قراین بسیاری را که از قتل او توسط برخی عوامل بیگانه و خصوصاً انگلیس حکایت دارند.

آنان با این صحنه سازی‌ها خوراک رسانه‌هایی مانند BBC و ... را تهیه کردند، اما تعجب ما از شماست که با این نوع بیان و تحلیل خود به‌صورت تلویحی مهر صحت به این دروغ بزرگ رسانه‌ای می‌زنید و این قتل را به درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نسبت می دهید که "به خاطر وجود جریان آزاد رسانه‌ای، سر از رسانه‌های غربی و ضد‌انقلاب درآورده است!"

آقای هاشمی، شما به راستی به حوادث پس از انتخابات و جریانی که به تمامه فتنه و جنگ احزابی بر علیه تمام ارکان انقلاب اسلامی ایران و ولایت فقیه بود، چگونه نگاه می‌کنید، آیا اطلاع ما از سوابق و زیرکی "حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی" می تواند به ما اجازه دهد تا باور کنیم که شما تمام این اغتشاشات و آشوب‌ها را تنها حرکتی «خودجوش» به خاطر وجود «تردید» در بین مردم در خصوص نتیجه انتخابات می‌دانید.

آقای هاشمی!

موضوع عملکرد فرزندانتان از جمله مهدی هاشمی که هنوز در خارج کشور به سر می‌برد، از دیگر موضوعات مورد اشاره شما در جمع دانشجویان بود که بار دیگر تمام قد از کرده فرزند خود در جریان حوادث پس از انتخابات حمایت کرده و گفته‌اید: «مهدی ما رفته خارج و خیالش از پرونده‌هایش راحت است، ... ، من مطمئنم که مهدی ‌در این انتخابات هیچ دخالتی نداشت و در هیچ یک از اغتشاشات و در هیچ نقطه‌ای نبوده است.»

آقای هاشمی!

آیا ما باید باورمان شود که این سفر در تنها در قالب یک «سفر کاری و برای سرکشی به شعبه‌های دانشگاه آزاد در خارج کشور» بوده است. از ما بپذیرید که قبول و هضم این مسئله برای ذهن ما غیر‌ممکن باشد و شما هم به راحتی می‌توانید انعکاس و میزان پذیرش این موضوع را در بین افکار عمومی جامعه رصد کنید.

آقای هاشمی!

سخن در خصوص مطالب مطرح شده در سخنرانی اخیر شما بسیار است اما در این بخش پایانی، تنها به این بخش از اظهارات شما در خصوص نقش «مردم» هم اشاره‌ای گذرا می‌کنیم، شما بیان فرموده‌اید «امام همیشه می‌گفت که مردم، مردم... مردم ما معتقد و مسلمانند و اگر ما را نمی‌خواهند که حکومت کنیم، ما می‌رویم.»

واقعا معیار و ملاک سنجش نظر مردم در خصوص افراد و جریانات کشور چه چیزی می‌تواند باشد‌؟ آیا راهکاری غیر از برگزاری آزاد و قانونمند «انتخابات» سراغ دارید؟ البته که پاسخ شما نیز چیزی جز «برگزاری انتخابات» نمی‌تواند باشد، حال با این اوصاف آیا تمکین و قبول رای 24 میلیونی رئیس جمهور منتخب مردم چیزی جز تمکین به خواست مردم می‌تواند باشد؟ پس چرا هنوز پس از گذشت 5 ماه از انتخابات و اعلام نتایج رسمی و قانونی انتخابات و انتخاب رئیس جمهور برآمده از رای مردم و مورد تایید مقام معظم رهبری، برخی صراحتا و تلویحا از پذیرش آن سرباز می‌زنند؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

دلیل اصرار دانشگاه آزاد بر وقف اموال با وجود مخالفت سازمان اوقاف چیست؟
پس از انتشار نظر مشروط رهبر انقلاب بر وقف اموال دانشگاه؛
دلیل اصراردانشگاه‌آزاد بر وقف‌اموال باوجود مخالفت سازمان‌اوقاف چیست؟

 

با آنکه دبیر خانه هیات موسس دانشگاه آزاد اسلامی و اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس هیات امنای این دانشگاه، اصرار ویژه ای بر وجاهت قانونق وقف اموال دانشگاه آزاد دارند، مسئول قانونی امور وقف و موقوفات در گفتگویی، این اقدام را فاقد وجاهت قانونی دانسته است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که دانشگاه آزاد اسلامی مهر ماه گذشته با صدور بیانیه ای از وقف اموال این دانشگاه ثروتمند یاد کرده و مبنای این تصمیم را کار کارشناسی کارشناسان حقوقی و استیذان از رهبر معظم انقلاب اسلامی و کسب نظر موافق ایشان دانسته است، اخبار دریافتی خبرنگار ما حاکی از موافقت مشروط معظم له بوده و این در حالی است که مسئولین اوقاف کشور نیز از غیر قانونی بودن این وقف خبر داده اند.

بر همین اساس هاشمی رفسنجانی نیز در سخنانی در جمع اعضای تیم مکاترونیک این دانشگاه اعلام کرده بود: "هیات موسس حق تصرف و اداره اموال این نهاد را طبق شرع و قانون به عهده دارد و نگرانی در خصوص آینده و حسادت‌ها و طمع‌هایی که به این دانشگاه می‌شد، هیات موسس را به این نتیجه رساند که مطمئن‌ترین راه برای مقابله با این معضلات وقف این دانشگاه است.

رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به بررسی‌های هیات امناء در مورد وقف دانشگاه و همچنین مشاوره و سوال از علمای دینی تاکید کرد: در این خصوص از مقام معظم رهبری نیز توسط اینجانب استفتا شد که ایشان در پاسخ به آن گفتند؛ می‌توانید."

اما این سخنان در حالی مطرح شده بود که نه تنها پیش از این یک مقام مسئول در دفتر مقام معظم رهبری ادعای دانشگاه آزاد مبنی بر موافقت رهبر معظم انقلاب با وقف اموال و دارایی‌های این دانشگاه را تکذیب کرده بود، بلکه اخبار منتشره از دیدار هاشمی رفسنجانی با رهبر معظم انقلاب در مورد موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد نیز حاکی از آن بود که طبق استفتاء انجام شده، رهبر معظم انقلاب با اصل وقف همه مجموعه‌هایی که بصورت هیات امنایی اداره می شوند از جمله دانشگاه آزاد به صورت مشروط و به شرط آنکه مقام عالی نظارتی و در این مورد (شورای عالی انقلاب فرهنگی) با آن مخالف نباشد موافقت فرموده اند.

این در حالی است که تا کنون این اجازه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاه آزاد داده نشده و هیچ اذنی هم توسط مقام معظم رهبری صادر نشده است.

اما در همین حال مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان تهران به عنوان متولی اصلی امور وقف در تهران نیز در سخنانی اعلام کرد که نه تنها تاکنون با این سازمان در مورد وقف اموال دانشگاه آزاد مشاوره یا مکاتبه ای نشده است، بلکه اعلام ناگهانی وقف اموال این دانشگاه نیز اقدامی مشکوک است.

یدالله شیرمردی افزوداین اقدام به هیچ عنوان مورد تایید کارشناسان حقوقی سازمان اوقاف و امور خیریه نیست. وی با اشاره به مشکوک بودن اعلام ناگهانی تصمیم هیات امنای دانشگاه ازاد اسلامی برای وقف گفت این مسئله کاملا دارای ابهام است به این صورت که در هر مسئله ای رجوع به اشخاص صاحب نظر یا نهادهای مرتبط لازم وعقلانی است ولی در این زمینه با سازمان اوقاف که شرعا و قانونا متولی امور مربوط به وقف است هیچ گونه مشاوره یا مکاتبه ای صورت نگرفته است و این نکته سوال برانگیز است .

ی با اشاره به شرایط خاص دانشگاه آزاد و غیر دولتی بودن آن افزود دو راهکار برای طی مراحل قانونی و شرعی وقف دانشگاه ازاد وجود دارد اول اینکه مستقیما از حاکم شرع یعنی مقام معظم رهبری استفتاء و نظر معظم له اجرا شود دوم اینکه با تنظیم لایحه و ارائه آن به مجلس و تصویب آن و تایید شورای نگهبان این مسئله به انجام برسد در غیر اینصورت مسئله وقف دانشگاه آزاد فاقد هر گونه وجاهت شرعی و قانونی خواهد بود.

با توجه به اظهار نظر هاشمی رفسنجانی پیرامون دلایل وقف اموال دانشگاه آزاد و برخی اظهار نظرهای مشابه، اصرار بر وقف اموال این دانشگاه را باید سیاسی و نه حقوقی دانست.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

تلاش دوباره فتنه گران ناکام ماند
تلاش ناکام فتنه‌گران برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه مفید قم

 

معاون فرهنگی دانشگاه مفید با تحریک دانشجویان سعی در به هم زدن فضای علمی دانشگاه داشت که با هوشیاری دانشجویان انقلابی این توطئه خنثی شد.

به گزارش شبکه خبر دانشجو، معاون فرهنگی دانشگاه مفید در همایش «کانون دایره» با سخنرانی رسول منتجب نیا، با تحریک دانشجویان سعی در به هم زدن فضای علمی دانشگاه داشتند که با هوشیاری دانشجویان انقلابی این توطئه خنثی شد.

این گزارش می افزاید: همایش دانشگاه مفید با مدیریت پشت پرده عناصر حامی موسوی در این دانشگاه ترتیب داده شد که باحضور و شعارهای دانشجویان انقلابی به اهداف شوم خود دست نیافت.

در این همایش تصویرامام خمینی (ره) با گل های سبز در جایگاه گذاشته شده بود اما هیچ شعاری از سوی افراطیون سبز مبنی بر حمایت از امام یا محکومیت هتک حرمت ایشان در طول همایش داده نشد.

دانشجویان انقلابی دانشگاه با سر دادن شعارهای «حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی»، «دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد»،«مرگ بر منافق»،«مرگ بر ضد ولایت فقیه»،«ما اهل کوفه نیستیم پشت علی می ایستیم»،«دانشجوی مسلمان بصیرت بصیرت»،«منافق حیا کن دانشگاه رو رها کن»،«جانم فدای رهبر»،«علمدار هدایت دانشجویان فدایت»، «اماما شاهد باش با انقلاب ماندیم» اجازه اجرای نقشه های شوم سبز پوشان را ندادند.

در این میان اقلیت افراطی سبز پوش دانشگاه نیز با شعارهای مرگ بر روسیه، مرگ بر دیکتاتور و کف و سوت جواب دانشجویان انقلابی را می دادند.

حضور منتجب نیا، عضو ستاد کروبی در حالی در دانشگاه مفید محقق شد که مسئولان این دانشگاه با حضور و سخنرانی شخصیت های اصولگرا در این ایام به شدت مخالفت کرده اند.

لازم به ذکر است، موسوی اردبیلی، رئیس دانشگاه مفید اجازه تشکیل بسیج دانشجویی را تا به حال در این دانشگاه نداده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

شیوه جدید جاسوسی اسرائیل در خلیج فارس
شیوه‌ی جدید جاسوسی در خلیج فارس

 

جهان: اسرائیل اخیرا با به کار گرفتن یک سری روبات های غیر متعارف دریایی اقدام به جاسوسی در نزدیکی آب های سرزمینی ایرانی کرده است.

به گفته پایگاه خبری CNN عربی این روبات ها که نام پروتکتور بر آن ها گذاشته شده است عبارت اند از یک وسیله عبور و مرور دریایی که قابلیت رصد و شناسایی اهداف دریایی را دارند.

از قابلیت های این وسیله عکس برداری دید در شب و ضبط صدا و... عنوان شده است.همچنین این وسیله قابلیت حمل مسلسل وشلیک خودکار را نیز دارا می باشد.

بر اساس گزارش ها این وسیله با نزدیک شدن به سواحل عملیات جمع آوری اطلاعات و مخابره آن را انجام می دهد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

سفر سران فتنه به انگلیس
وزیر اطلاعات از رفت‌وآمد سران فتنه به انگلیس خبر داد

 

وزیر اطلاعات تاکید کرد: مدتها قبل از انتخابات سران فتنه در تیمی رفت‌و آمدهای زیادی به انگلیس داشتند.

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات امروز چهارشنبه در همایش واکاوی فتنه بعد از انتخابات که با حضور جمعی از ائمه جمعه، فرمانداران، نمایندگان مجمع استان تهران و مرتضی تمدن استاندار تهران برگزار شد در بخش دیگری از سخنان خود به اطلاعات و اظهارات سران فتنه اشاره کرد و گفت: با توجه به اظهارات و اطلاعاتی درون تیم‌های که تحت نظر سران فتنه به دست آمده متوجه شدیم که آنها چیزی را به دنبال ایجاد یک جنبش جدید اجتماعی با رویکردی که در نظام جمهوری اسلامی تغییر اساسی به وجود آورند، هستند که در همین زمینه مقام معظم رهبری اشاره‌هایی داشتند و فرمودند می‌خواهند به شکل اسلام اما در محتوا چیز دیگری را به وجود آورد؛ اگر در حرکت‌های آنها ببینیم قطعا متوجه می‌شویم که چیزی از اسلام در بین آنها وجود ندارد.

وی با اشاره به ویژگی‌های این جنبش اظهار داشت: این جریان جریانی سکولار، غیردینی و براندازانه است چرا که از شواهد در تیم‌های فتنه و جزوه‌ها و تدوین‌کنندگان آنها را به دست آورده‌ایم دقیقا این جزوه‌ها برای براندازی نظام بوده است، در این جزوه چیزی از دین دیده نمی‌شود چرا که به اسلام نگاهی ابزاری دارد و جالب توجه است که کارشناسان که روی این جزوه کار کردند تا ادبیات این جزوه را به دست آورند طی پیگیری‌های متوجه شده‌اند که ادبیات این جزوه همان ادبیات " حزب توده " است، آیا می‌توان آنها را درون نظام تعریف کرد؟

وزیر اطلاعات ادامه داد: این جنبش هویت محور هستند در حالی که " اسلام " هدف‌محور است و شاهدیم در این جنبش هر هویتی مانند منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، هم‌جنس‌بازها، مارکسیست‌ها و غیره وجود دارد.

مصلحی در سومین ویژگی این جنبش اظهار داشت: باوجود تفاوت و تکثر در این جریان آنها بسیار متعصب و غیره منعطف هستند.

وی گفت که رابطه فرد با این جریان نامعلوم است و هر فردی که خصومتی با این نظام دارد می‌تواند در این جریان حضور پیدا کند.

وزیر اطلاعات خاطر نشان کرد: در این جریان مطالبات شخصی تا حکومتی را شامل می‌شود مدتها قبل از انتخابات سران فتنه در تیمی رفت‌و آمدهای زیادی به انگلیس داشتند مانند اینکه " بازارچه " شده است و در این اهانتی که به عکس امام (ره) شد و حرکتی که در مشهد صورت گرفت یک هفته قبل از این موضوع یک نشستی در انگلیس برگزار شد و افراد این تیم در آن نشست حضور داشتند و مباحثی را رد و بدل کردند که این موضوع شکل گرفت. این رفت و آمدها بسیار علامت سئوال دارد این در حالی‌است که فکر نمی‌کنند که کسی متوجه آنها می‌شود؟ و صرفا رفت و آمدها سئوال ایجاد نمی‌کند؟

مصلحی با طرح سئوالی مبنی بر اینکه آیا ما با یک جنگ نرم مواجه هستیم یا نه تصریح کرد: مقام معظم رهبری به صورت جدی در خصوص جنگ نرم مسائلی را مطرح کردند، اما افرادی متوجه نمی‌شوند؛ دقیقا مباحثی که قبل، حین و بعد از انتخابات شکل گرفت مانند صیانت از آراء، بررسی آراء و بقیه موضوعاتی از این قبیل همه اینها در مقوله‌ جنگ نرم می‌باشد و بعضی‌ها مکرر می‌گوید مناقشه انتخاباتی است نه جنگ نرم این مناقشه باید بعد از قانون تمام شود ما به مواجه با جنگ نرم هستیم.

وی با تاکید بر اینکه جنگ 8 ساله، فتنه بنی‌صدر، قیام مسلحانه منافقین، فتنه منتظری، قیام گروهک‌های تجزیه‌طلب، هیچ کدام قابل مقایسه با فتنه اخیر نیست، اظهار داشت: با کمال تأسف برخی‌ها ویژگی‌ امام (ره) را در مقابله با فتنه‌ها بیان کرده‌اند اما به بحث مقام معظم رهبری که در مقابله با این جریانات و از جمله فتنه که به قول ایشان حق و باطل مخلوط شده است به خوبی تدبیر کرده‌اند، بیان نمی‌کنند.

وزیر اطلاعات جنگ نرم را بدون تخریب و گلوله عنوان کرد و گفت: در جنگ نرم تمامیت نظام از درون نظام به چالش و تهدید کشیده می‌شود آنهایی که درون نظام تعریف شده‌اند به خود اجازه می‌دهند نظام را تهدید کنند چراکه می‌گویند شما از تعطیلی اصناف و قیام دانش‌اموزان بترسید آنها هنوز بیرون نیامده‌اند.

وی تصریح کرد: این افراد از درون نظام هستند که این موضوعات را مطرح می‌کنند و در جای دیگری می گویند اگر ولایت فقیه‌ دید که مردم حامی او نیستند باید کنار برود و در اینجا سئوال آن است که در این انتخابات نهم و دهم نشان داده شد که مردم حامی رهبری و در اکثریت هستند و شما در اقلیت هستید و شما باید کنار بروید.

مصلحی از دیگر ویژگی‌ها و مراحل جنگ نرم اغنای حکومت توسط واسطه‌ها و بازگشت رأی از درون حاکمیت دانست و گفت: آقایی که به دلیل بحرانی که دارد و دیگران که دچار بحران شده اند و سران فتنه نیز می باشند همه مجموعه‌ها را واسطه می‌کند که نشان دهد کشور بحران دارد. و " هی نامه‌نگاری می‌کند " این در حالی است که طبق نظرسنجی‌های داخلی و خارجی موثق همان چیزی را نشان می‌دهد که 22 خرداد اتفاق افتاد و 80 درصد این نظرسنجی نشان داده که در کشور بحرانی وجود ندارد.

وی از دیگر ویژگی‌های جنگ نرم را اجبار حکومت به عقب‌نشینی و فروپاشی و براندازی حکومت عنوان کرد و افزود: برای اینکه در کشوری جنگ نرم به وجود آید باید این مراحل طی شود.

وزیر اطلاعات با اشاره به نزدیکی و فرارسیدن ماه محرم گفت:‌ باید همانگونه‌ای که معظم رهبری فرمودند کلاس درس نهضت امام حسین (ع) را به گونه‌ای تبیین کنیم که ما اجازه‌ای نخواهیم داد اگر عاشورایی دیگری اتفاق افتاد حسین به شهادت برسند ما با این گونه درسها باید روشنگری را بیاموزیم و دیگر اجازه ندهیم که به شهادت رسیدن حسین تکرار شود و در این اهانت و ساختار‌شکنی که به عکس حضرت امام (ره) صورت گرفت دیدید که مردم چه پاسخ محکمی به این اهانت دادند.

مصلحی با اعلام خبری مبنی بر اینکه در وزارت اطلاعات سلسله جلساتی که با نخبگان ، اندیشمندان و ائمه جمعه در شهرهای مختلف در خصو ص جنگ نرم موضوعاتی را مطرح کنیم، افزود: در این سلسله جلسات باید مردم و مسئولین را از اتفاقات اخیر با خیر کند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

سایت"ادیان و فرق"راه اندازی شد
سایت "ادیان و فرق" راه اندازی شد

 

با توجه به احساس ضرورت و تکلیفی که در این عرصه به ویژه در مباحث ادیان و مذاهب، دیده شد، به منظور تجمیع و تألیف و تدوین متون و مقالات مربوطه، در سال 1388 «پایگاه اطلاع رسانی ادیان و فرق» به بهره برداری رسید.

به گزارش رجانیوز، "ادیان و فرق" که در زمینه ادیان و فرق مذهبی مختلف فعالیت می‌کند اخیرا راه اندازی شده است. در بخش این پایگاه اطلاع رسانی در بخش "درباره ما" خود را چنین معرفی کرده است:

با توجه به احساس ضرورت و تکلیفی که در این عرصه به ویژه در مباحث ادیان و مذاهب، دیده شد، به منظور تجمیع و تألیف و تدوین متون و مقالات مربوطه، حدودا در ماه مبارک رمضان سال 1387 تصمیم به طراحی و راه اندازی سایتی در موضوع مورد نظر، و پس از تلاش فراوان، در سال 1388 «پایگاه اطلاع رسانی ادیان و فرق» به بهره برداری رسید و در حال حاضر در قالب مجموعه های هفتگانه ذیل به فعالیت خود ادامه می‌دهد: 1. مسیحیت پژوهی 2. وهابیت پژوهی 3. یهود و صهیونیسم 4. تصوف پژوهی 5. بهائیت پژوهی 6. جریان های نو ظهور معنویت گرا 7. تالار (انجمن) گفتگوی ادیان و فرق

هر یک از مجموعه‌های فوق الذکر به جز انجمن گفتگو، بطور کلی حاوی 6 بخش اصلی به شرح زیر هستند: الف) گزیده اخبار ب) مقالات ج) شخصیت شناسی د) کتاب شناسی
س) سیری در کتب یا کتاب مقدس ش) پرسمان

در بخش تالار گفتگوی ادیان و فرق، فضایی با ظاهری زیبا و دلنشین فراهم گشته تا کاربران پس از ثبت نام سریع در انجمن، قادر به درج مطلب در بخش مورد علاقه خویش و یا ثبت و ارسال اشکال و جواب درباره نوشته های دیگران بپردازند و به طور کلی فضایی برای نقد علمی و مستند در اختیار کاربر قرار گفته شده است.

علاقمندان برای مشاهده و استفاده از این پایگاه اطلاع رسانی به آدرس http://www.adyan.net فرمایند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

کتابهای انگلیسی برای تفرقه افکنی
کتاب‌های انگلیسی برای تفرقه افکنی قومی

 

منابع آگاه از تلاش ها انگلیسی ها برای اقدامات تفرفه افکنانه در جنوب کشور خبر می دهند.

یک منبع آگاه در این زمینه به جوان آنلاین گفت:اخیرا کتابی تحت عنوان«الاحواز» در عراق تدوین منتشر شده است که از طریق نوار مرزی خرمشهر به خوزستان قاچاق شده است.

وی در مورد محتوای این کتاب اظهار داشت:در این کتاب به تاریخچه خوزستان،قبال عرب زبان و زندیگی نامه چند تن از افراد و لیدرهای تجزیه طلب عرب پرداخته شده و بر تجزیه خوزستان از ایران تاکید شده است.

این منبع اگاه همچنین گفت که متاب مزبور با هزینه انگلیسی ها پرداخته شده و اهتمام ویژه ای برای قاچاق ان با پرداخت های مالی از نیروهای انگلیس مستقر در عراق پرداخت شده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

روزنامه جمهوری اسلامی به دروغ متوسل شد
روزنامه‌جمهوری اسلامی به دروغ متوسل شد

 

شبکه ایران: در حالی که رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز عید فطر گناه کسانی که به یک "مجموعه"، جرم اثبات نشده ای را نسبت می دهند بسیار سنگین تر از رفتار مشابه با "افراد" دانستند، روزنامه جمهوری اسلامی نه تنها ادعایی در راستای ادعاهای "اتهام چندین بار تکذیب شده" گذشته را به دولت نسبت داد که حتی در برابر تکذیب چندباره آن هم، حاضر به تصحیح آن در شماره امروز خود نشد.

این روزنامه که اخیرا به تاکید صریح رئیس دستگاه قضا درباره برخورد با مفاسد اقتصادی اعتراض کرده بود، در ستون جهت اطلاع شماره دیروزش مدعی شد که "حدود 17 میلیارد دلار اختلاف بین مبلغ حاصل از فروش میعانات گاز، گاز طبیعی، مایعات گازی، فرآورده‌های نفتی و میزان واریز شده به خزانه است" و نیز "در سال‌های 1385 و 1386 به ترتیب یک میلیارد دلار و 10 میلیارد دلار گزارش شده است".

اما رقم ادعایی روزنامه تحت نظر مسیح مهاجری چنان زیاد بود که "محسن فرسایی"، مدیر روابط عمومی دیوان محاسبات ضمن تکذیب هر دو بخش خبر روزنامه مسیح مهاجری، گفت که "اولا تفریغ بودجه 87 هنوز به پایان نرسیده است و از سوی دیگر اساسا این رقم عقلانی نیست."

با این حال در شرایطی که مسئولان نظام و بویژه مدیران قضایی بر "رعایت اخلاق" و پرهیز از "شایعه سازی" و "اتهام زنی" از سوی رسانه ها تاکید دارند، انتظار حداقلی مخاطبان برای درج خبر تکذیب دیوان محاسبات کشور در روزنامه جمهوری اسلامی که یک حق قانونی هم هست، برآورده نشد.

بر این اساس، نشریه آقای مسیح مهاجری در شماره امروز هیچ اشاره‌ای به خبر کذب خود و تکذیب مسوولان رسمی دیوان محاسبات نکرد تا نگاه تردیدآمیز افکارعمومی همچنان به دنبال دلایلی سیاسی برای اینگونه رفتارها بگردد.

نکته جالب آنکه این روزنامه همزمان با وارد کردن این اتهام دروغ به دولت، در دفاع از آقای هاشمی رفسنجانی، برخی از خبرگزاری ها، سایت های اینترنتی و روزنامه ها را که با پسوند "یک جریان خاص" مورد اشاره قرار داده، و آنان را به "جعل"، "تحریف" و "انتشار گزینشی" سخنان اخیر رئیس مجمع تشخیص متهم کرده است.

گفتنی است که مسیح مهاجری که طی 3 سال گذشته حملات و جریان سازی های متعددی را از تریبون روزنامه عمومی جمهوری اسلامی علیه دولت ترتیب داده است و در دولت هاى پیشین داراى عناوین مختلفى از جمله مشاورت رؤسای جمهوری بوده است، در دولت نهم و تا مورخ 25/4/87 نیز با عنوان «کارشناس عالى نهاد و مشاور رئیس جمهورى» ماهیانه 14 میلیون ریال از نهاد ریاست جمهورى حقوق دریافت مى کرده است.

اما ایراد "اتهامات بی‌پایه" به مجموعه دولت در حالی در دستور کار روزنامه جمهوری اسلامی قرار گرفته که دادستان تهران اخیرا هشدار داد که دادستانی در مقابل انتشار شایعات، خلاف‌گویی و شایعه‌پردازی سکوت نکرده و با این موارد قطعا برخورد خواهد کرد.

براین مبنا انتظار می رود در روزهای آتی جعفری دولت آبادی که اخیرا علیه چند سایت خبری به همین دلیل اعلام جرم کرده، در برابر اقدام روزنامه تحت مدیریت مهاجری در تشویش افکار عمومی علیه دولت و ایراد اتهام به رئیس جمهور هم وارد عمل شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

 

اشاره :

آنچه در ذیل می آید پاسخ شبهاتی است پیرامون مسأله ی ولایت فقیه که به درخواست دوست عزیزی به نگارش درآمده است.

( این شبهات توسط شخص ناشناسی در قسمت نظرات وبلاگ ایشان مطرح شده است.)

قبل از بیان شبهات و ذکر پاسخ آن ها تذکر نکاتی لازم است :

تذکر اول :

شبهاتی که عموما پیرامون مسأله ی ولایت فقیه مطرح می شود دو دسته است :

دسته ی اول شبهاتی علمی و فنی است که بالطبع پاسخ آن نیز علمی و فنی خواهد بود.

اما دسته ی دوم شبهاتی است که صرفا تهمت و افترای بی مدرک و حرف های عوامانه و به اصطلاح کوچه بازاری است که هیچ ارزش علمی نداشته و نه تنها پاسخی ندارد که اگر کسی هم سعی بر ارائه ی پاسخی داشته باشد اولا : این پاسخ تنها می تواند پاسخی جدلی باشد و ثانیا : بطور حتم شخص شبهه کننده هم پاسخ را نخواهد پذیرفت ، چون اصولا او برای دریافت پاسخ ، سؤال نکرده بود بلکه تنها هدفش ایراد شبهه و به تبع آن فحاشی و ایراد تهمت و افترا بوده است.

درمتن شبهات مورد اشاره ی ما نیز هردو نوع این شبهات موجودند لذا تنها به پاسخ شبهات دسته ی اول اقدام خواهد شد.

تذکر دوم :

بطور کلی شبهاتی که پیرامون دین اسلام مطرح می شوند شبهات جدیدی نیستند و همگی از صدر اسلام تا کنون مطرح بوده اند و این تنها شکل ظاهری آنهاست که به مرور زمان تغییر پیدا می کند که در دوره ما نیز همان شبهات تنها با تغییر آب و رنگ و اصطلاحات دهان پرکن تکرار شده است لذا اگر کسی واقعا به دنبال پاسخ بگردد و انگیزه ای جز حقیقت طلبی نداشته باشد با مراجعه به منابع مربوطه به آسانی پاسخ سؤال مورد نظر خود را خواهد یافت. مسأله ولایت فقیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. امروز در باب ولایت فقیه هیچ شبهه ای که جدیدا مطرح شده باشد و عالمان بدان پاسخ نگفته باشند موجود نیست لذا مستشکل ما نیز اگر وقت خود را بجای جنجال بیهوده کمی صرف مطالعه ی آثار بزرگان از علما می کرد و بجای پرسه زدن در لابلای صفحات روزنامه های سیاسی و سایتهای جنجالی کمی هم به منابع صرفا علمی عنایت می نمود گرفتار چنین شبهات پیش پا افتاده و ضعیف نمی شد. لذا برای روشن شدن بیشتر این ادعا در ضمن پاسخ سوالات بعد از توضیحات کوتاهی پیرامون آن سوال به پاسخ های قدیمی علما به آن شبهه نیز اشاره خواهد شد. و در موارد لزوم عین عبارات نقل خواهد شد.

تذکر سوم :

در هر بحث علمی لازم است نکاتی ابتداءا روشن شود که از جمله ی آنها معتقدات مورد اشتراک است.

اصولا با کسی که مثلا نبوت یا امامت را قبول ندارد نمی توان پیرامون ولایت فقیه بحث کرد ، بلکه باید ابتدا پیرامون نبوت و امامت با او بحث کرد و آنگاه ولایت فقیه. همینطور است کسی که مثلا اصول تشیع را قبول نداشته باشد یا اصول فقه و فقاهت را نپذیرفته باشد. عدم رعایت این نکته آفتی است که باعث می شود بسیاری از بحث ها بدون رسیدن به نتیجه ی مطلوب رها گشته و عقیم بماند. مستشکل محترم ما نیز متأسفانه دقیقا معتقدات خود را مشخص نکرده است لذا ما نظر او را پیرامون مسائلی که از نظر ترتیب علمی، مقدم بر بحث ولایت فقیه هستند ، به درستی نمی دانیم اما با توجه به اینکه مطلبی علیه دیگر اصول در کلام ایشان ذکر نشده و در جایی از کلامشان نیز به عصمت ائمه استناد شده و یا در جایی دیگر مخالفت بعضی از فقها را با مسأله ی ولایت فقیه سند مدعای خویش قرار داده است بنا را بر این می گذاریم که ایشان با دیگر اصول و مبانی مذهب شیعه ی جعفری علیه السلام و با اصول فقه شیعه و بقول امام راحل با فقه جواهری مشکلی ندارند و تنها ایرادشان مسأله ی ولایت فقیه است. بدیهی است که اگر ایشان در مقدمات بحث نیز دچار اشکال باشند پاسخ های ما کافی نخواهد بود و اصولا ایشان باید ابتدا آن مشکلات را حل کنند و سپس به مسأله ی ولایت فقیه بپردازند تا ترتیب علمی بحث ها رعایت شده باشد.

تذکر چهارم :

با توجه به اینکه مستشکل محترم ( همانند بسیاری از مدعیان فضل و دانش که در مقابل استدلالات محکم و متقن حضرت علامه مصباح یزدی درمانده شده و جز توهین و فحاشی حرفی برای گفتن ندارند) ، به نام مبارک آیت الله مصباح آلرژی دارند !!! حتی الامکان در پاسخ شبهات از نظرات ایشان استفاده نشده و به استشهاد به کلام دیگر بزرگواران از علما اکتفا گردیده است.

و اما ذکر شبهات و پاسخ به آن ها :

شبهه ی اول :

در مورد ولایت فقیه بین علما “ اجماع ” نیست.

پاسخ شبهه :

اولا : بر فرض که این حرف صحیح باشد و عده ای از علما در طول دوران غیبت با این مسأله مخالفت کرده باشند این مسأله چیز جدیدی نخواهد بود و بقول حضرت آیت الله جوادی آملی « در دین ، غیر از ضروریات اولیه و برخی از نظریات که با فاصله اندک ، به ضروریات منتهی می شوند ، بسیاری از مسائل نظری مورد اختلاف است. حتی در مبطلات و مصححات نماز ، شرایط و موانع نماز ، شرایط و موانع صحت صوم که امر روشنی در اسلام است ، باز می بینیم که در میان صاحب نظران اختلاف وجود دارد و چنین اختلافی بسیار طبیعی است ... در هر صورت ، تاریخ بشر و علوم بشری نشان داده است که در مسائل پیچیده ی نظری ، همگان توافق نداشته و ندارند و سیر تکاملی دارد. لیکن در جریان ولایت فقیه اگر به روح حاکم بر متون فقهی از یک سو و تفکر ناب فقیهان اسلام از سوی دیگر نگاه شود و از این منظر مورد بررسی قرار گیرد ، اختلاف بسیار کم خواهد شد.» (1)

اما بحث بر سر این است که آیا این دلیل توجیه خوبی برای مخالفت با این مسأله است ؟ شما به هر مسأله ی فقهی که نگاه کنید در طول تاریخ فقاهت ممکن است مخالفینی برای آن پیدا کنید ، اما آیا با این بهانه می توان احکام را زیر پا گذاشت ؟ اگر این حرف پذیرفته شود معنایش چیزی جز تعطیل دین نخواهد بود. مثلا امروز مرجع تقلید من می گوید «فلان چیز» واجب است. من به کتب فقهی ای که در طول دوره ی غیبت امام عصر علیه السلام نوشته شده رجوع می کنم و چند فقیه را پیدا می کنم که با این مسأله مخالفند و به بهانه ی مخالفت این چند فقیه امر مرجعم را زیر پا می گذارم ! مجددا مرجع تقلیدم می گوید «بهمان چیز» واجب است و من باز هم به بهانه ی مخالفت فلان فقیه و به صرف این ادعا که « این مسأله اجماعی نیست » با آن مخالفت می کنم ! آیا چیزی از دین باقی می ماند مگر همان عده ی احکام قلیل که در کلام آیت الله جوادی با عنوان « ضروریات و نظریات منتهی به ضروریات » از آنها یاد شد ؟! و آیا اصولا من انسان متدینی هستم یا یک انسان هوس باز که بجای اطاعت از دستورات به دنبال توجیهی برای فرار از اجرای احکام است ؟!

و از سویی دیگر اصولا برای عمل به احکام نیازی به اجماع نداریم. نکته ی جالب اینکه بسیاری از فقها در طول تاریخ بوده اند که اصلا اجماع را هم حجت نمی دانند لذا اگر این استدلال سست مستشکل محترم را بپذیریم باید خود اجماع هم حجت نباشد چون خود حجیت اجماع هم مسأله ای اختلافی است !!!

ثانیا : این ادعای مستشکل که : « در مورد ولایت فقیه بین علما “ اجماع ” نیست.» اساسا ادعای باطلی است. و تا کنون چندین جلد کتاب از سوی محققین حوزه و دانشگاه در ابطال این حرف باطل به نگارش در آمده است که به عنوان نمونه کتاب « ولایت فقیه در اندیشه فقیهان » (2) را می توان نام برد. لذا بحث ها و اختلاف هایی نیز که در این باره جریان دارد تنها به نحوه ی استدلال بر این مسأله و در موارد قلیلی به تعیین حدود و ثغور آن برمی گردد نه اصل مسأله. واصولا اگر ولایت فقیه را نپذیریم چه راهی برای اجرای احکام اسلامی در جامعه باقی خواهد ماند ؟! و لذا همان دلیلی که حضور امام را بعد از پیامبر لازم می داند به همان دلیل در غیبت امام نیز، به ولی فقیه نیاز خواهیم داشت. بقول امام راحل : « دلیلی که بر ضرورت امامت اقامه می گردد ، عینا بر ضرورت تداوم ولایت در عصر غیبت دلالت دارد. و آن لزوم بر پا داشتن نظام و مسؤولیت اجرای عدالت اجتماعی است.» (3) مگر آنکه اساسا مستشکل محترم دلیلی بر ضرورت امامت نیز در چنته نداشته باشد !!! آیت الله جوادی آملی در این باره می نویسند : « ما فقیهی نداریم که به صورت مطلق ، ولایت را برای فقیه قبول نداشته باشد. فقیهانی که می گویند فقیه ولایت ندارد ، مقصودشان آن است که ابتداءً این سِمَت برای فقیه جعل نشده که او اقدام به تشکیل حکومت کند ، ولی همین فقیهان ، ولایت فقیه را از باب حِسْبه قبول دارند.اگر مردمی برای اجرای قوانین و دستورهای خداوند آماده باشند ، زمینه آماده است و حکومت اسلامی در چنین فرضی ، از مصالح مهم الهی است که بر زمین مانده و مطلوب شارع است. در این فرض ، کسی نگفته است که فقیه مسؤولیت ندارد و لازم نیست احکام الهی با وجود شرایط مساعد اجرا بشود ؛ حتی نازل ترین تفکر مخالف ولایت فقیه در میان عالمان و فقیهان نیز ولایت از باب حِسْبه را لازم می داند...» (4) مگر اینکه مستشکل محترم کلمات فقها را بهتر از آیت الله جوادی درک کرده باشند !!! برای تکمیل بحث ذکر کلام یکی دیگر از محققین درباره ی این اشکال خالی از لطف نیست. ایشان می نویسند :

« بر اساس تصریح برخی از فقهای بزرگ شیعه ، اصل ولایت فقیه ، مورد اتفاق یا حداقل از نظرات مشهور بین فقیهان شیعه است. مرحوم نراقی از علمای قرن سیزدهم ( 1245 هـ ) می نویسد: " ولایت فقیه فی الجمله بین شیعیان اجماعی است و هیچ یک از فقها فی الجمله در ولایت فقیه اشکال نکرده است." (5) ابن ادریس حلی از فقهای بزرگ قرن ششم هجری نیز می نویسد : "ائمه همه ی اختیارات خود را به فقهای شیعه واگذار کرده اند." (6) صاحب جواهر ( متوفای 1266 هـ ) (7) می فرماید : " کسی که در ولایت فقیه وسوسه کند ، طعم فقه را نچشیده است و معنا و رمز کلمات معصومین علیهم السلام را نفهمیده است." (8) امام خمینی (ره) نیز در این زمینه می فرماید : " موضوع ولایت فقیه ، چیز تازه ای نیست که ما آورده باشیم ؛ بلکه این از اول مورد بحث بوده است. حکم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو ، چون حکم حکومتی بود ... همه ی علما تبعیت کردند ... مرحوم کاشف الغطاء بسیاری از این مطالب را فرموده اند ... مرحوم نراقی همه ی شئون رسول الله را برای فقها ثابت می دانند. آقای نائینی نیز می فرمایند : این مطلب از مقبوله ی عمر بن حنظله استفاده می شود ... این مسأله تازگی ندارد." (9) بنابراین عمده ی اختلاف ها در حدود و ثغور آن و چگونگی اثبات آن می باشد. حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه فرموده است : " ولایت فقیه و رهبری جامعه و اداره کردن شئون اجتماعی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقه ی اثنی عشری است و ریشه در اصل امامت دارد. پس اگر کسی از راه دلیل خلاف آن را معتقد شود ، معذور است ؛ ولی در عین حال برای او جایز نیست که تفرقه و اختلاف ایجاد کند." (10) (11)

شبهه ی دوم :

این که می گوئید : «حکومت ولی فقیه در ماهیت و حقانیت هیچ فرقی با حکومت نبی و یا وصی معصوم نمی‌کند » نظر همه ی فقها نیست، بلکه نظر بخشی از فقها است. عده دیگر از علما این نحوه ولایت فقیه که شما معتقدید را قبول ندارند.

پاسخ شبهه :

اولا : همانطور که در پاسخ سؤال قبل هم اشاره شد ، مستشکل تنها به دنبال فرار از مسئولیت است و تنها بهانه ای هم که می تواند برای این بی مسئولیتی بتراشد مخالفت بعضی از فقها است ! برای روشن شدن بطلان این عقیده به توضیح زیر توجه کنید :

فرض کنید فقها در مسأله ی چگونگی ولایت فقیه دو نظر داشته باشند:

دسته ی اول قائلند : ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.

دسته ی دوم قائلند : ولایت فقیه همان ولایت رسول الله نیست.

هنوز خیلی مونده!بقیه شو توی ادامه مطلب بخون!


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

فتنه های آخر الزمان

پیامبر مکرم اسلام (ص) می فرمایند:

 

مومنان فتنه های آخرالزمان را ناخوشایند نپندارند که این فتنه ها منافقان را نابود می کند.

خدا کنه که ما جزء منافق ها نباشیم!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

 

سنگ پای قزوین از رو رفت.

چند روز پیش یکی از فعالان دانشجویی مطرح در حین فرار با چادر زنانه از دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و پخش تصاویر زنانه او عکس العمل های جالبی در بر داشت.

عده ای از دوستان خانم توکلی در یک اقدام سنجیده اقدام به تشکیل کمپین "مردان با حجاب" نموده و عکس های زنانه شان را منتشر کرده اند.

زنان سرزمین من !!

سطور زیر را از سایت خبرنامه امیرکبیر  بخوانید:


"سرت را همانند همیشه بالا بگیر! کار تو بزرگ بود، شاید پوشش زنانه به تن کردن تو، برای جان به در بردن از آن التهاب، بوده باشد، اما با این کار، باز هم چهره ایی دیگر از این جماعت را افشا کردی! و آن  چهره زن ستیز این جماعت رو به زوال بود"


"در این ماجرا، ذوق زدگی بیش از حد، مانع  از اندکی تدبیر در این جماعت  گردید، که این کار آنان،  پیامی رساتر  از آن چیزی داشت که  به زعم  خودشان دنبال می کردند و شاید مصداقی بجا از مثالی مشهور شد که  "از قضا سرانگبین صفرا فزود" و این بازی مبتذل بدل به  نمایش روح زن ستیز این طایفه در این کار به اصطلاح رسانه ایی گردید و ضمیر ناخود آگاه آنان را، دراین باره، هویدا ساخت."


 

"این اتفاق بازتابی است روشن از اندیشه آنانی که به نگاهشان به زن و تمام نشانه های زنانه تحقیر آمیز است. حجاب که همیشه فراتر از اختیار و انتخاب، "افتخار اجباری" زنان این سرزمین بوده است  حالا به عنوان نشانه سرافکندگی مورد استفاده قرار می گیرد. آنان لباس زنانه بر تن او می کنند و از او عکس می گیرند و تصور می کنند تمام سرافرازی توکلی را از او گرفته اند."

"تصویر های زننده منتشر شده از این دانشجوی حق طلب و مبارز، بیان گر عقاید بیمار و کوتاه ریشه دوانده در ضمیر ناخودآگاه سرکوب گران است. کاریکاتوری است منعکس کننده اعتقادات ضد و نقیض آنان! بار دیگر به آن عکس های باور نکردنی نگاه کنید. آیا تصویری بهتر از این می توانست تلخی و تحقیر پوشش اجباری را این طور صریح و واضح منتقل کند؟ "

"باید به کسانی که نا آگاهانه و ساده لوحانه ارزش های خودشان را به لجن می کشند خندید و از سویی باید غمگین بود برای کسانی که به حجاب باور درونی دارند و با نمایش مضحک اجبار در ایران سالهات که آنها نیز تحقیر می شوند."

"فردی را تصور کنید که  خالی الذهن با این خبر و این حد از ذوق زدگی  روبرو  شود، چه پرسشی برای  او شکل می گیرد؟ به یقین اولین  پرسش برای او این خواهد بود که مگرشبیه زن شدن می تواند اینقدر مایه تحقیر و ناچیزشمردن شود؟! و آیا زن در این وادی به این اندازه نماد ضعف است که پوشش او را به تن کردن، چنین مایه تحقیر و ناچیز شدن می گردد؟ و هیاهو می آفریند؟"



آنچه خواندید یعنی: اگر گمان می کنید با انتشار این تصاویر سبزعلی ها از رو می روند کور خوانده اید.

خواستم به سراغ پاسخگویی منطقی به نوشته هایشان بروم و بنویسم:

دوستان روشنفکر (!!)، خداوند مرد را مرد آفرید که مرد باشد و زن را زن که زن باشد. به فراخور جنس دوگونه شان هر یک بایسته گی هایی دارند که برای گونه دیگر روا نیست. شمایل زنانه برای مرد همانقدر مضحک است که شمایل مردانه برای زن بی شرمانه. این یعنی انتقاد از مردی که در هیکل زنانه ظاهر می شود، ربطی به تمسخر زنانگی ندارد. زنانگی در قامت زن همانقدر ستوده است که در هیکل مرد مضحک. اگر درک این مطلب دشوار است ساده تر می گویم: اگر پوشیدن چادر بر مردان روا و مضحک نیست چرا همیشه با لباس زنانه و البته بزک و کفش های پاشنه سی سانتی به دانشگاه نمی آیید!؟ چرا از فرو رفتن در قامت زنانه شرم دارید؟  مگرشبیه زن شدن می تواند اینقدر مایه تحقیر و ناچیزشمردن شود؟! چرا به مقام شامخ زن توهین می کنید؟! بماند که مگر تمسخر چادر و پوشش، شما را آزرده می کند؟!  شما را که با این "افتخار اجباری" نسبتی نبود. پیشترها که مرام و مسلکتان چیز دیگری بود عزیزان! یادتان نمی آید!؟

خواستم بیشتر بنویسم ولی ... "برای که می نویسی؟ اگر قرار بود سخن عقلانی و منطقی را بشنوند اینجا نبودند برادر. با که سخن می گویی؟!" اینگونه بهتر است:

اول اینکه دوستان مراقب باشند با این تحلیل های منطقی ممکن است گوی سبقت را از پرنسسشان بربایند و از سوی مجله foreign policy به عنوان متفکر دوم سال 2009 مطرح شوند. عواقب متفکر شدن به عهده خود دوستان است!

ثانیا اگر واقعا ایشان تصمیم گرفته اند تمام کارکردهای زنانه را نیز به عهده بگیرند (که در این صورت کار سبز ها به عجب جای باحالی رسیده!) در کمپین دیگری با نام "اوا خواهر" این موضوع را مطرح کنند! دوستان ناراحت نشوید، به قول خودتان :سرت را همانند همیشه بالا بگیر!

بازم ثانیا این که بایستی سریعا مقدمات ایجاد رشته دانشگاهی "مردان و زایمان" توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مهیا شود.

ثالثا: 

 


Filtering!!!! 


فیلترینگ گاهی حتی حرف های ما را هم نا تمام می گذارد!!!!!!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

نمادهای کابالائیسم؛روی داشبورد ماشینها!
نمادهای کابالیسم روی داشبورد خودروها

 

نمادهای فرقه «کابالا» به صورت کالای مصرفی وارد برخی خودورهای شخصی شده است.

به گزارش جوان آنلاین ،اخیرا بوگیرهای خودرو به شکل «x» در سطح بازار توزیع شده و در داخل برخی خودروها نیز مشاهده شده که نماد فرقه انحرافی صهیونی- ماسونی می باشد.

این فرقه که به صورت زیر زمینی و کاملاً خصوصی در داخل ایران به فعالیت مشغول هستند در برنامه هایی برای جوانان از انواع شیوه ها چون موسیقی،رقص،می خوارگی، و شیوه های غیر اخلاقی جنسی برای جذب وحفظ اعضای گروه خود بهره می برند.

در همین زمینه نظارت جدی دستگاه های مسئول در خصوص چگونگی توزیع و فروش این بوگیرها لازم و ضروری بنظر می رسد.

کابالا در ایران

اخیراً در شهرهای بزرگی چون تهران واصفهان، گروههایی با اندیشه های مشابه به یک فرقه انحرافی یهودی وصهیونی ظهور کرده اند که با اغفال جوانان وبا استفاده از شیوه های مدرنی در پی انحراف جوانان از آیین وکیش وفرهنگ ملی واسلامی شان هستند. این گروهها باتعالیم عجیب ودر عین حال کاملاً مدرن در پی شکل دهی به یک فرقه جدید و به نوعی دینی نه متعلق به هزاران سال قبل که دینی متعلق به هزاره سوم هستند.

به ادعای برخی از اعضای این گروه این افراد در پی طرح ریزی شیوه ای نو برای دین داری هستند ولی نه به سبک فعلی ودر قالب ادیانی چون اسلام،مسیحیت که مطابق و به روز شده با اتفاقات واوضاع واحوال روز اجتماع وجهان.
عموماً این گروهها به صورت زیر زمینی و کاملاً خصوصی مشغول فعالیت هستند و در برنامه هایی مفرح برای جوانان از انواع شیوه ها چون موسیقی،ترقص،می خوارگی، و شیوه های غیر اخلاقی جنسی برای جذب وحفظ اعضای گروه بهره می برند.

اما در پیگیری های بعمل آمده مشخص شد که این گروه بیشتر متاثر از افکار وآرای گروهی به نام کابالیست ها هستند که ظاهراً دارای ریشه هایی یهودی هستند، با این تفاوت که در ایران با رنگ وبویی ملی در پی تشکیل این گروهها هستند.

این هشداری جدی به مسئولین است تا در این وانفسای دنیای جدید با این گروهها که عموماً التقاطی وانحرافی هستند برخورد کنند ومانع از انحراف جوانان به سمت این فرقه های نوظهور مدرن شوند.چه این فرقه ها رنگ وبو شکل وشیوه ای جوان پسند و نو را به همراه خود دارند واین باعث سهولت فریفته شدن جوانان خواهد شد.
به همین منظور وبرای اشنایی با آرا و افکار این گروهها و در گردآوری اطلاعات به معرفی این گروه پرداخته میشود تا در صورت برخورد با این افراد مشخصات وویژگی های انان قابل شناسایی باشد:

کابالا: یا کبالا یا قبالا( Kabbalah ) به معنای «دریافت» و به معنی واقعی کلمه «رسم رسیده» است. کابالا تفسیر رمزگونه‌ای از کتاب‌های مقدس عبری است.

کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می‌شود و تلفظ اروپایی قبّالاه عبری است به معنی قدیمی و کهن. این واژه به شکل قباله برای فارسی زبانان و عرب‌ها است. بیشتر یهودیان ارتودوکس به آئین کابالا (کابالیسم) اعتقاد دارند. بر اعتقاد هواداران و معتقدین به آئین کابالا، فهمیدن و درک رموز مخفی درآئین کابالا، باعث میشود تا انسان بصورت روحانی‌واری به خدا نزدیکتر شود و بدین ترتیب بشریت، قدرت والایی از رموز مخفی خدا که برای دیگر انسانها پوشیده است، را پی می‌برد.

تاریخچه اصطلاح نام «کابالیسم» به درستی مشخص نیست و مورد اختلاف است. برخی سلیمان ابن جبرئیل و برخی کابالیست اسپانیولی قرن سیزدهم، بهیا بن آشر را اولین اشخاصی می‌دانند که آئین مخفی و سری عهد عتیق را «کابالا» نامیدند. با این وجود مدارک و منابع بسیار قدیمی که برخی ازآنها به قرن دوم میلادی بازمی‌گردند، وجود دارند که حاکی از نام‌هایی بجز «کابالا» بر آئین فوق هستند. با این وجود همکنون اصطلاح «کابالا» وصف کننده تمرین آئین و دانش محرمانه یهود است.


از مصر باستان تا کابالا

بنی‌اسرائیل زمانی که موسی(ع) هنوز در قید حیات بود شروع به ساختن شبه بت‌هایی از آنچه در مصر دیده بودند کردند و به عبادت آنها پرداختند و پس از مرگ موسی(ع) دیگر ترسی از برگشتن از دین و انحرافات نداشتند. مسلماً این موضوع را نمی‌توان به همه یهودیان تعمیم داد، لذا بعضی از آنان بت‌پرستی مصر باستان را پذیرا شدند. در واقع آنان عقاید «کاهنان مصر» (جادوگران فرعون) را که بنیاد عقاید اجتماعی آن زمان را تشکیل می‌داد ادامه دادند و ایمان خود را کنار گذاردند. عقایدی که یهود از مصر باستان با آن آشنا گردید «کابالا» نام داشت. ساختار کابالا درست مانند نظام کاهنان مصر، سری و درونی بود و اساس آن را جادوگری تشکیل می‌داد.

جالب‌توجه است که توضیح کابالا دربارة آفرینش با آنچه در تورات موجود است، کاملاً متفاوت می‌باشد و تفسیری مادی‌گرا و مبتنی بر عقاید مصر باستان بوده و به وجود ابدی ماده عقیده دارد. «مورات از جن» فراماسون ترک در این باره می‌گوید:

پیداست که کابالا سال‌ها قبل از تورات به وجود آمد. مهم‌ترین بخش تورات نظریه‌ای دربارة پیدایش جهان است. این تئوری با داستان آفرینش مذاهب توحیدی بسیار متفاوت می‌باشد. بر اساس کابالا در آغاز آفرینش چیزهایی به نام «سفیراث» و به معنای «دایره» یا «مدار» با ویژگی‌های مادی و غیرمادی به وجود آمدند. تعداد آنها 20 تا بود. ده تای اول نمایانگر منظومة شمسی بودند و بقیه نمایانگر انبوه ستارگان فضا این مشخصه کابالا نشان می‌دهد که به اصول اعتقادی نجومی مربوط است… . بنابراین کابالا از مذهب یهود بسیار فاصله دارد و بیشتر با مذاهب مرموز و کهن شرق مرتبط است.

یهودیان با پذیرش عقایدی سری و مادی‌گرای مربوط به مصر باستان که بر جادوگری استوار بودند، از احکام تورات چشم‌پوشی نمودند. ایشان شعائر و آداب سحرآمیز دیگر بت‌پرستان را پذیرا شدند و در نتیجه کابالا به تعالیمی پنهانی در یهودیت مبدل شد، اما با تورات مغایر بود. «نستا، اچ، وبستر» نویسنده انگلیسی کتاب جوامع مخفی و جنبش‌های ویرانگر می‌نویسد:

جادوگری را که ما می‌شناسیم کنعانیان قبل از اشغال فلسطین توسط بنی اسرائیل اجرا می‌کردند. مصر، هندوستان و یونان نیز طالع‌بینان و غیب‌گویان خود را داشتند. یهودیان با وجود لعن و نفرین‌هایی که در قانون موسی(ع) علیه جادوگری وجود دارد با نادیده گرفتن هشدارها، گرفتار این بیماری مسری شدند و با تدبیر خود سنت مقدسی را که به ارث برده بودند با عقاید جادوگری که از دیگر اقوام وام گرفتند، مجروح ساختند همزمان جنبة فکری کابالای یهودی از فلسفة مجوسیان ایران، نئوافلاطونیان و نئوفیثاغورثیان گرفته شد. پس مباحث ضد کابالاها که می‌گویند آنچه ما امروز از کابالا می‌دانیم صددرصد یهودی نیست توجیه پذیر است.

در قرآن آیه‌ای وجود دارد که به این موضوع اشاره می‌کند. خداوند می‌گوید بنی‌اسرائیل تشریفات و آیین‌های جادوگری و شیطانی را از منابعی خارج از مذهب خویش گرفتند؛
یهود از کار و امداد جادوگری که شیاطین در عصر سلیمان برای مردم می‌خواندند و یاد می‌دادند پیروی می‌کردند [و آنها را برای پیشبرد مقاصد خود به کار می‌گرفتند] سلیمان هرگز به سحر و کفر آلوده نشد، لیکن شیاطین کفر می‌ورزیدند و مردم را سحر و جادوگری تعلیم می‌دادند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل به نام‌های «هاروت» و «ماروت» نازل شد، پیروی می‌کردند. [آن دو فرشته از طریق باطل کردن سحر، ناچار شیوة کار ساحران را به مردم یاد می‌دادند.] و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند: «ما وسیلة آزمایش شما هستیم، کافر نشوید و از این تعلیمات استفادة ناصواب نکنید.» ولی مردم از آن دو فرشته چیزهایی از جادوگری می آموختند که می‌توانستند میان زن و شوهر جدایی بیفکنند. آنها [علی رغم نصایح فرشتگان] همان درس‌هایی را می‌آموختند که به جای سود برای آنها ضرر داشت ولی جز به اذن و خواست خداوند نمی‌توانستند به آدم‌ها ضرری بزنند و آنها خود می‌دانستند که هر کس خریدار متاع جادو باشد در آخرت بهره‌ای از بهشت نصیب او نخواهد شد و بسیار بد بود بهایی که [آیندة] خود را بدان می‌فروختند، اگر عقل خود را به کار می‌بستند.

این آیه اعلام می‌کند که برخی یهودیان، با آنکه می‌دانستند با کار خود در آخرت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، آداب جادوگری را آموختند و پذیرا شدند. بنابراین از قانون خداوند گمراه گشتند و با فروش روح خود به بت‌پرستی گرفتار شدند (عقاید جادویی) و به عبارت دیگر ایمان خود را رها کردند.

حقایق این آیه مهم‌ترین خصوصیات یک جدال را در تاریخ یهود شرح می‌دهد. در این جدال از یک سو پیامبرانی که از سوی خدا برای یهودیان فرستاده شده بودند و پیروان آنان قرار داشتند و از سوی دیگر یهودیان مغرض که برخلاف فرمان خداوند عمل کردند، به تقلید از فرهنگ شرک‌آمیز پرداختند و به جای پیروی از قانون خداوند از آداب فرهنگی آنان پیروی نمودند.

اصول الحادی که به تورات افزوده شدقابل توجه است که در کتاب عهد قدیم (کتاب مقدس یهودیان) به گناهان یهودیان منحرف اشاره شده است. در کتاب غمیا، که نوعی کتاب تاریخی در میان عهد عتیق می‌باشد، یهودیان به گناهان خویش اعتراف و چنین به توبه می‌نماید:

و بنی‌اسرائیل خویشتن را در جمیع غرباء جدا نموده، ایستادند و به گناهان خود و تقصیرهای پدران خویش اعتراف کردند و در جای خود ایستاده، یک ربع روز کتاب تورات «یهوه» ـ خدای خود ـ را خواندند و ربع دیگر را اعتراف نموده و یهوه ـ خدای خود را عبادت نمودند و شیوع و بانی و قدیئیل و شنیا و بنی و شربیا و بانی و کنانی بر زمینه لاریان ایستادند و به آواز بلند نزد یهوه خدای خویش استغاثه نمودند.

و آنان [پدران ما] بر تو فتنه انگیخته و تمرد نموده، شریعت تو را پشت سر خود انداختند و انبیای تو را که برای ایشان شهادت می‌آورند، تا به سوی تا بازگشت نمایند، کشتند و اهانت عظیمی به عمل آوردند. آنگاه تو ایشان را به دست دشمنانشان تسلیم نمودی تا ایشان را به تنگ آورند و در حین تنگی خویش نزد تو استغاثه نمودندو ایشان را از آسمان اجابت نمودی و بر حسب رحمت‌های عظیم خود نجات دهندگان به ایشان دادی که ایشان را از دست دشمنانشان رهانیدند. اما چون استراحت یافتند، بار دیگر به حضرت تو شرارت ورزیدند و ایشان را به دست دشمنانشان واگذاشتی که بر ایشان تسلط یافتند و چون باز نزد تو استغاثه نمودند ایشان را از آسمان اجابت نمودی و بر حسب رحمت‌های عظیمت بارهای بسیار ایشان را رهایی دادی و برای ایشان شهادت فرستادی تا ایشان را به شریعت خود برگردانی اما ایشان متکبرانه رفتار نموده اوامر تو را اطاعت نکردند و به احکام تو که هر که آنها را به جا آورد از آنها زنده می‌ماند، خطا ورزیدند که و دوش‌های خود را معاند و گردن‌های خویش را سخت نموده اطاعت نکردند.

… اما بر حسب رحمت‌های عظیم خود تمام ایشان را فانی نساختی و ترک نمودی زیرا خدای کریم و رحیم هستی. و الان ای خدای ما، ای خدای عظیم، جبار و مهیب که عهد و زحمت را نگاه می‌داری، زنهار تمامی این مصیبتی که بر ما و بر پادشاهان و سروران و کاهنان و انبیا و پدران ما و بر تمامی قوم تو از ایام پادشاهان آشور تا امروز مستولی شده است در نظر تو قلیل ننماید. و تو در تمامی این چیزهایی که بر ما وارد شده است عادل هستی زیرا تو به راستی عمل نمودی اما ما شرارت ورزیده‌ایم. و پادشاهان و سروران و کاهنان و پدران ما به شریعت تو عمل ننمودند و به اوامر و شهادت تو که به ایشان امر فرمودی گوش ندادند. و در مملکت خودشان و در احسان عظیمی که به ایشان نمودی و در زمین وسیع و برومند که پیش روی ایشان نهاده تو را عبادت ننمودند و از اعمال شنیع خویش بازگشت نکردند.

این عبارات میل بعضی از یهودیان را به بازگشت به ایمان به خدا شرح می‌دهد اما در طول تاریخ یهود به تدریج بخش دیگری قدرت یافت و توانست بر یهودیان چیره شود و بعدها خود مذهب را کاملاً دگرگون ساخت. به همین دلیل در تورات و در دیگر کتب عهد قدیم، علاوه بر آنچه در بالا ذکر شد، عناصری وجود دارد که از تعالیم بدعت‌آمیز بت‌پرستان نشأت گرفته‌اند. به عنوان نمونه؛

ـ در کتاب اول تورات گفته شده «خدا جهان را در شش روز از هیچ آفرید.» این درست و از وحی اولیه به دست آمده است. اما سپس می‌گوید: «خدا در روز هفتم به استراحت پرداخت.» این بخش ادعایی کاملاً ساختگی است و با عقیده الحادی که صفات انسانی را به خداوند نسبت می‌دهد منطبق می‌باشد. خداوند در آیه‌ای از قرآن می‌گوید:
و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که بین آنهاست، در مدت شش روز آفریدیم و این کار بر ما سخت و خستگی‌آور نبود.
ـ در دیگر بخش‌های تورات نیز نوشته‌هایی وجود دارد که با احترام شایسته مقام خداوند سازگاری ندارد، به ویژه بخش‌هایی که ضعف‌های انسان به دروغ به خداوند نسبت داده شده‌اند و خداوند مسلماً فراتر از اینهاست. این نوع قائل شدن جنبة انسانی برای خداوند شبیه عمل کافران است که ضعف‌های بشری را به خداوند موهوم خود نسبت می‌دادند.
یکی از این ادعاهای کفرآمیز آن است که ادعا می‌کند یعقوب(ع) ـ جد بنی‌اسرائیل ـ با خداوند کشتی گرفت و پیروز گشت. روشن است که این داستان برای بخشیدن برتری قومی به بنی‌اسرائیل و به تقلید از احساسات نژادپرستانه شایع در میان کافران ساخته شده است.

ـ در کتاب عهد قدیم گرایش به معرفی خدا به عنوان خدای یک قوم خاص وجود دارد که تنها خدای بنی‌اسرائیل است، با اینکه خداوند، رب و پروردگار جهان و همة انسان‌ها می‌باشد. اندیشه مذهب قومی در کتاب عهد قدیم با گرایشات الحادی که در آن هر قبیله خدای خود را عبادت می‌کند، مطابقت می‌نماید.

ـ در بعضی کتب عهد قدیم، به عنوان نمونه کتاب یوشع بن نون(ع)، یهودیان به انجام اعمال خشونت‌آمیز و موحش علیه غیریهودیان امر شده‌اند. فرمان به قتل‌عام مردم بدون توجه به زنان و کودکان یا سالخوردگان داده شده است. این نوع وحشی‌گری بی‌رحمانه کاملاً برخلاف عدالت خداوند است و یادآور بربریت فرهنگ‌های ملحدی که خدای اسطوره‌ای جنگ را می‌پرستیدند، می‌باشد. چرا این عقاید به تورات رسوخ کرده‌اند؟ حتماً باید منبعی برای آنها وجود داشته باشد. حتماً یهودیانی بوده‌اند که نسبتی بیگانه از تورات را پذیرفته‌اند، محترم شمرده‌اند و احکام ناب را با اضافه کردن آنچه در گذشته به آن برخوردند، تغییر داده‌اند.
در حقیقت مبدأ این تغییر، کابالاست که به کمک بعضی یهودیان ادامه یافت. کابالا شکلی به خود گرفت که باعث شد عقاید مصریان باستان و دیگر بت‌پرستان به یهودیت نفوذ نماید و در آن گسترش یابد. کابالیست‌ها ادعا می‌کنند کابالا تنها به توضیح بیشتر رازهای نهفته در تورات می‌پردازد. اما در واقع چنانکه «تئودور ریناچ» مورخ یهودی کابالا می‌گوید، «کابالا سمی است که به رگ‌های یهودیت وارد می‌شود و آن را کاملاً در بر می‌گیرد.»
بنابراین کشف آثار ایدئولوژی‌های مادی‌گرای مصریان باستان در کابالا غیرممکن نیست.


کابالا، تعالیمی مخالف اصول آفرینش خداوند در قرآن بیان می‌کند که تورات کتابی الهی است و برای روشنگری انسان‌ها نازل شده است:ما تورات را که در آن هدایت و نور بود، [بر موسی] نازل فرمودیم.

بنابراین تورات نیز چون قرآن دربردارنده علوم و فرامین مرتبط با موضوعاتی چون وجود خداوند، یگانگی او، خصوصیات او، آفرینش بشر و سایر موجودات، هدف از آفرینش انسان و قوانین اخلاقی خداوند برای بشر می‌باشد. اما تورات اصلی، امروز موجود نیست. آنچه امروز در اختیار داریم نسخة تغییر یافته تورات می‌باشد که به دست بشر تحریف شده است.

قابل توجه است که تورات واقعی و قرآن اصول مشترکی دارند؛ در هر دو خداوند به عنوان خالق جهان شناخته شده، مطلق است و از آغاز وجود داشته است. هر چه غیر از خدا مخلوق اوست که توسط او از هیچ به وجود آمده است. او کل جهان، اجرام آسمانی، ماده بی‌جان، بشر و همه موجودات زنده را خلق کرده و شکل داده است.
با توجه به این حقایق در کابالا به تفاسیر کاملاً متفاوتی برمی‌خوریم. تعالیم آن دربارة خدا کاملاً مخالف «حقیقت آفرینش» است. محقق آمریکایی «لنس اس. اوینز» در یکی از کتب خود دربارة کابالا دیدگاه خویش را دربارة ریشة احتمالی این تعالیم چنین بیان می‌کند:

تعالیم کابالا مفاهیم مختلفی دربارة خدا ارائه می‌دهد که بسیاری از آنها از دیدگاه «ارتودوکس» منحرف شناخته شده‌اند.
اصلی‌ترین انگارة دین یهود این است که «خدای ما یکی است.» اما کابالا ادعا می‌کند در حالیکه خدا در درجة اعلی و به صورت یگانه‌ای توصیف‌ناپذیر ـ که در کابالاEinsof به معنای «لایتناهی» نامیده می‌شود ـ وجود دارد، یکتاییش لزوماً در تعداد زیادی صورت الهی تجلی یافته: تعدد خدایان کابالیست‌ها این را «سیفراث»(sefrroth ) به معنای چهره‌های خدا می‌نامند، چگونگی نزول خداوند از مقام یکتای لایتناهی به تعدد خدایان، معمایی است که کابالیست‌ها بسیار در آن تعمق کرده‌اند. بدیهی است که این تصویر چند چهره از خدا راه را برای مشرک خواندن کابالیست‌ها باز می‌کند؛ اتهامی که آنها را به تندی و نه کاملاً با موفقیت رد کرده‌اند.

در خداشناسی کابالیست‌ها نه تنها دیدگاه تکثر خدایان وجود دارد بلکه خداوند صورت دوگانه مذکر و مؤنث به خود گرفته:”Hokhmah“، “Binah”: پدر و مادر آسمانی که اولین شکل‌های خدایی بودند. کابالیست‌ها برای توضیح چگونگی آمیزش این دو و ایجاد آفرینش بعدی، صراحتاً از استعاره‌های جنسی استفاده می‌کنند.
از خصایص جالب این خداشناسی سری این است که بر مبنای آن بشر خلق شده بلکه خود به گونه‌ای موجودی خدایی است. اوینز این اسطوره را چنین تشریح می‌نماید:

کابالا تصویر پیچیده خدا را به گونة دیگری نیز نشان می‌دهد: موجود یگانه‌ای شبیه انسان، به گفتة یک کابالیست خداوند اولین انسان ازلی و نمونة اولیة آن بود. انسان خصوصیات درونی، ابدی و الهی و ساختاری مشترکی با خدا دارد. یک رمز شکاف کابالیست این برابری آدم با خدا را تأیید می‌کند و می‌گوید:
در زبان عربی ارزش عددی اسامی آدم و یهوه به صورت یکسان ?? است. بنابراین بر اساس تغییر کابالا یهوه مساوی است با آدم؛ یعنی آدم خدا بود. به این ترتیب اعلام می‌شود که همة انسان‌ها در بالاترین درجة درک مانند خدا بوده‌اند.

چنین خداشناسی، گونه‌ای از اسطوره‌های الحادی را در بر دارد و اساس انحطاط یهود است. کابالیست‌های یهودی مرزهای عقل سلیم را چنان نقض کرده‌اند که حتی می‌کوشند بشر را خدا بخوانند. به علاوه بر اساس این، الهیات بشریت نه تنها خدایی است بلکه فقط و فقط یهودیان را شامل می‌شود و دیگر اقوام انسان به شمار نمی‌روند. در نتیجة این اندیشة فاسد در یهودیت که اساساً بر مبنای اطاعت و فرمانبرداری از خدا بنا شده بود، گسترش یافت و هدفش اقناع خودبینی و غرور یهودی بود. کابالا علی رغم این طبیعت خود که با تورات متناقض بود، در یهودیت راه یافت و شروع به فاسد کردن آن نمود.

یک نکته جالب توجه دیگر دربارة تعالیم منحرف کابالا، شباهت آن به انگاره‌های کفرآمیز مصر باستان است. چنانکه در صفحات قبل بحث نمودیم، مصریان باستان معتقد بودند ماده همیشه وجود داشته. به عبارت دیگر این اندیشه را که ماده از هیچ به وجود آمده مردود می‌دانستند. کابالا نیز از همین عقیده دربارة انسان دفاع می‌کند و مدعی است انسان‌ها خلق نشده‌اند و عهده‌دار تنظیم و ادارة وجود خود می‌باشند.
به عبارت امروزی، مصریان باستان مادی‌گرا بودند، کابالا را می‌توان «اومانیسم سکولار» نامید جالب توجه است که این دو مفهوم: ماده‌گرایی و اومانیسم سکولار، از ایدئولوژی‌هایی می‌باشند که دو قرن است بر جهان حکمرانی می‌کنند.
باید پرسید چه نیروهایی وجود دارند که مفاهیم مصر باستان و کابالا را از میان تاریخ کهن به زمان حاضر منتقل کرده‌اند؟


از شوالیه‌های مصر تا ماسون‌ها
با اشاره به شوالیه‌های معبد دانستیم که این نظام عجیب صلیبیان تحت تأثیر یک نهاد سرّی در اورشلیم قرار داشت که در نتیجة آن مسیحیت را رها نمود و به اجرای آداب جادوگری پرداخت. گفتیم که بسیاری از محققان به این نتیجه رسیده‌اند که این سر به کابالا مربوط می‌شود. به عنوان مثال «الیمنس لیوای» نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند؛ به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند. بنابراین اصولی ریشه‌دار مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد.
«آمبرتوایکو» رمان‌نویس معروف ایتالیایی این حقایق را در چهارچوب یکی از رمان‌های خود نمودار می‌سازد. او در داستان خود از زبان شخصیت اصلی چنین بیان می‌کند که شوالیه‌های معبد تحت تأثیر کابالا قرار داشتند و کابالیست‌ها صاحب رمزی بودند که در فراعنه مصر باستان قابل ردیابی است. به نوشتة ایکو، بعضی یهودیان سربسته رموز خاص را آموختند و سپس آنها را در پنج کتاب عهد عتیق (اسناد پنج‌گانه) جا دادند. اما تنها کابالیست‌ها این رمز را که پنهانی انتقال یافته درک می‌کنند. کتاب زهر که کتاب اصلی کابالا می‌باشد با اسرار این پنج کتاب ارتباط دارد. ایکو بعد از بیان اینکه کابالیست‌ها قادرند راز مصر باستان را در اندازه‌گیری‌های هندسی معبد سلیمان نیز بخوانند، می‌نویسند شوالیه‌های معبد آن‌را از خاخام‌های کابالیست اورشلیم آموختند:
فقط گروه اندکی از خاخام‌ها که در فلسطین باقی ماندند از سرّ آگاه بودند… و بعدها شوالیه‌های معبد آن را از آنان آموختند.
شوالیه‌های معبد با پذیرش مفاهیم کابالا طبیعتاً با بنیاد مسیحی حاکم بر اروپا سر ناسازگاری یافتند. این ناسازگاری با نیروی مهم دیگری مشترک بود؛ یهودیان. بعد از بازداشت شوالیه‌های معبد به دستور مشترک پادشاه فرانسه و پاپ ، نظام ساختاری زیرزمینی به خود گرفت اما تأثیرش به صورت افراطی‌تر همچنان ادامه یافت.
چنانچه قبلاً گفتیم شمار قابل توجهی از این افراد گریختند و به پادشاه اسکاتلند ـ تنها پادشاهی که مرجعیت پاپ را قبول نداشت ـ پناه بردند. آنها در اسکاتلند به «لژ وال بیلدرز» نفوذ کردند و در اندک زمانی بر آن تسلط یافتند، لژ سنن نظام معبد را به خود گرفت و به این ترتیب بذر فراماسونری در اسکاتلند کاشته شد. هنوز هم تا به امروز «لژ کهن اسکاتلند» شاخه اصلی فراماسونری به شمار می‌رود.
رد پای شوالیه‌های معبد و بعضی یهودیان مرتبط با آنها در مراحل گوناگون تاریخ اروپا قابل ردیابی است. در اینجا بدون پرداختن به جزئیات تنها سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم. موارد در کتاب نظم نوین ماسونی بررسی شده‌اند.
یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های شوالیه‌های معبد در منطقه پراونیس فرانسه قرار داشت. طی بازداشت‌ها، بسیاری در آنجا مخفی شدند. از خصوصیات مهم دیگر این منطقه این است که مرموزترین مرکز کابالیسم اروپا می‌باشد. پراوینس جایی بود که سنت شفاهی کابالا به کتاب تبدیل شد و ثبت گردید.
به عقیدة بعضی مورخان شورش روستایی انگلستان به کمک یک سازمان مخفی شعله‌ور شد. محققانی که تاریخ فراماسونری را مطالعه می‌کنند. همگی بر این باورند که این سازمان مخفی نظام معبد بوده است. جنبش ذکر شده بزرگ‌تر از یک قیام داخلی و حماسه‌ای سازمان یافته علیه کلیسای کاتولیک بود.
نیم قرن پس از این شورش، یک کشیش در بوهیما(جنوب اطریش)بنام«جان هاس Huss ) شورشی را در مخالفت با کلیسای کاتولیک آغاز کرد. در پشت پرده این شورش نیز شوالیه‌های معبد قرار داشتند. «اویگدور بن آیزاک کارا»(Avigdor Ben Isaac Kara )، از مهم‌ترین نام‌هایی بود که هاس در توسعه دکترین خویش تحت تأثیر آن قرار داشت. کارا، خاخام انجمن یهودی شهر پراگ و یک کابالیست بود.

نمونه‌هایی از این قبیل، حکایت از اتحاد میان شوالیه‌های معبد و کابالیست‌ها جهت تغییر نظام اجتماعی اروپا می‌کند. این تغییر موجب دگرگونی فرهنگ مسیحی پایه‌ای اروپا و جایگزینی آن با فرهنگی مبتنی بر مفاهیم الحادی مانند کابالا گردید. و بعد از دگرگونی فرهنگی دگرگونی سیاسی به میان آمد؛ مثلاً انقلاب فرانسه و ایتالیا و… .
اخیراً نیز موجی جدیددر جهان آغاز شده است: چهره‌های نامدار سینما، موسیقی و هنر جدید غرب به فرقه کابالا می‌پیوندند. سرشناس‌ترین این افراد مدونا است که این روزها خبر عضویت او در فرقه کابالا در صدر اخبار فرهنگی جهان جای گرفته است. درواقع، پیوستن مدونا به کابالا خبر کم‌اهمیتی نیست زیرا مدونا نه یک خواننده بلکه یک نماد فرهنگی است. مدونای ?? ساله «گیس‌سفید» و نماد موسیقی پاپ است؛ الگویی است نه تنها برای بسیاری از خوانندگان جوان بلکه برای میلیون‌ها جوان در غرب و سایر نقاط جهان.
مدونا کابالیست شده است. نه تنها او بلکه بسیاری دیگر از مشاهیر سینما و موسیقی جدید غرب، از پیر و جوان، به عضویت فرقه کابالا درمی‌آیند.

به این ترتیب، نسل جوان غرب، و به یُمن رسانه‌های جهانشمولی چون ماهواره و اینترنت نسل جوان سراسر جهان، برای اوّلین بار با نام رازآمیز «کابالا» آشنا می‌شود و بسیاری از آن‌ها از الگوهای محبوب خود پیروی می‌کنند. به عبارت دیگر، به زودی این موج جهانگیر خواهد شد: باید در آینده‌ای نه چندان دور ظهور گروه‌های کابالیست را در میان جوانان تهران و سایر شهرهای ایران نیز شاهد باشیم همان‌گونه که در سال‌های قبل ظهور گروه‌های «شیطان‌پرست» (ساتانیست) را شاهد بودیم.

مهمترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی «آئین کابالا» درآمدند، شامل مجموعه کتب عبری بهیر (به معنای «کتاب روشنایی») و هیچالوت (به معنای «کاخ‌ها») میشوند که به قرن اول میلادی بازمیگردند. نهایتا در قرن سیزدهم میلادی کتاب زوهار نوشته شد که تفکر و شکل کنونی «آئین کابالا» را تشکیل داد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

جزئیات حذف مقطع راهنمایی
جزئیات حذف مقطع راهنمایی

 

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش جزئیات حذف مقطع راهنمایی و ایجاد دو دوره 6 ساله در آموزش و پرورش را اعلام کرد.

مهدی نوید‌ادهم در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: مدیران، کارشناسان ارشد، معلمان و خانواده‌ها به دلیل ناکارآمدی که در سیستم آموزش و پرورش وجود داشته است، خواهان انجام تحول در این سیستم هستند.
وی با بیان اینکه این تحول باید مبانی نظری را در بربگیرد، ادامه داد: فرایند تغییر باید ساختارها، محتوا، روش‌ها، فرآیند‌ها و مسائل پیدا و پنهان را در برگیرد.

دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اضافه کرد: بر اساس این نیاز، شورای عالی آموزش و پرورش مصوبه‌ای را بر اساس سند ملی آموزش و پرورش مبتنی بر چشم‌انداز 20 ساله کشور تدوین کرد.

نوید‌ادهم با اشاره به اینکه یکی از پیش‌بینی‌های این سند تحولی، بازبینی در ساختار آموزشی است، بیان داشت: در سند ملی آموزش و پرورش به موضوع ساختار دوره‌های آموزشی پرداختیم.

وی گفت: ساختار دوره‌های آموزشی به عنوان جزیی از فرآیند تعلیم و تربیت، تأثیر بر محتوا و چگونگی اهداف تعلیم و تربیت است.

* دوره پیش‌دانشگاهی موجود کارآمدی لازم را ندارد

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش اظهار داشت: دوره پیش‌دانشگاهی موجود بر اساس دلایلی کارآمدی لازم را نداشت و فلسفه وجودی خود را از دست داده بود.

نوید‌ادهم تصریح کرد: زمانی‌ که دوره پیش‌دانشگاهی فعالیت خود را آغاز کرد، تعداد دانش‌آموزانی که تمایل ورود به دانشگاه را داشتند زیاد بود به همین دلیل دوره‌ای تحت عنوان پیش‌دانشگاهی طراحی شد که عده‌ای با شرایط خاص وارد دانشگاه شوند.

این مقام مسئول گفت: آموزش‌ها و فضایی که در دوره پیش‌دانشگاهی وجود دارد با اهداف آموزشی و تربیتی فاصله دارد.

* دوره راهنمایی به شکل فعلی در هیچ کشوری وجود ندارد

وی با بیان اینکه پیش‌دبستانی از دوره‌های جدی است که باید بیش از این به آن بپردازیم، بیان داشت: دوره راهنمایی به این‌صورت در هیچ کشوری وجود ندارد و تنها 3 یا 4 کشور هستند که دوره راهنمایی را مانند ایران برگزار می‌کنند.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش با اشاره به اینکه بر اساس این عوامل به این نتیجه رسیدیم باید دوره‌ها تغییر یابد، افزود: بر اساس مطالعاتی که در مورد مبانی فلسفی داشتیم به این نتیجه رسیدیم 2 دوره 6 ساله را طراحی کنیم که در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب شد.

نویدادهم اظهار داشت: این طرح به این صورت است که در دوره دبیرستان 2 دوره 3 ساله داریم که 3 سال نخست آن تقریباً اهداف دوره راهنمایی را دارد و دوره ابتدایی نیز از پیش دبستانی آغاز و تا 12 سال ادامه می‌یابد.

* ضریب دشواری دروس افزایش پیدا نمی‌کند

وی بیان داشت: با این طرح ضریب دشواری دروس افزایش پیدا نمی‌کند بلکه ما پیشنهاد داده‌ایم برنامه‌های درسی بر اساس برنامه درسی ملی تنظیم شود که در حال طراحی و تولید است.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش تصریح کرد: بخشی از این برنامه درسی تجویزی، نیمه تجویزی و غیر تجویزی است که متناسب با شایستگی‌ها، صلاحیت‌ها و توانمندی‌های دانش‌آموزان تنظیم می‌شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

چرا ولایت مطلقه؟!

«ولایت فقیه» تعبیر عامی است که به «مطلق» و «مقید» تقسیم پذیر است. بنابراین «ولایت مطلقه فقیه»، از نظر مفهومی یکی از اقسام «ولایت فقیه» شناخته میشود. البته معنایی که به طور معمول امروز، از کاربرد واژه «ولایت فقیه» استفاده میشود، همان «ولایت مطلقه فقیه» است و با آن تفاوتی ندارد. راز این مسأله، در توضیح معنای آن آشکار خواهد شد.

ولایت مطلقه فقیه در فقه شیعه به دو معنا استعمال میشود:

1. ولایت فقیه، منحصر به ولایت بر قضا، محجورین و ... نیست؛ بلکه شامل زعامت و رهبری سیاسی و اجتماعی نیز میشود.

2. اختیارات «ولی امر» در زمامداری منحصر به اجرای احکام اولیه و ثانویه نیست؛ به عبارت دیگر وظیفه او، رهبری جامعه به گونهای است که مصالح جامعه، در پرتو هدایتهای الهی، به خوبی تأمین شود و نیازمندیهای متنوّع و تغییرپذیر جامعه، در شرایط مختلف تفویت نشود و جامعه از رشد و ترقی باز نماند.

از این رو اگر در شرایط ویژهای، یکی از مصالح و نیازمندیهای جامعه با یکی از احکام اولیه در تزاحم قرار گرفت؛ در چنین صورتی «ولی فقیه» باید بین آن دو مقایسه کند. پس اگر مسألهای که با حکم اولی در «تزاحم» قرار گرفته، دارای مصلحتی برتر برای جامعه باشد؛ در این صورت ولی فقیه میتواند، آن حکم اولیه را موقتاً تعطیل کند و مصلحت برتر جامعه را بر آن مقدم بدارد.

به عنوان مثال در فقه اسلامی، تخریب مسجد حرام است. اکنون اگر به تخریب مسجدی جهت خیابانکشی حاجت افتاد، چه باید کرد؟ دیدگاه مخالف «ولایت مطلقه» بر آن است که صرف مصلحت اهم اجتماعی، مجوز تخریب مسجد نیست و تا زمانی که کار به ضرورت نرسد، نمیتوان دست به این کار زد؛ لیکن بر اساس نظریه «ولایت مطلقه»، لازم نیست حکومت اسلامی آن قدر صبر کند که برای جامعه، مشکلات زیادی فراهم شود و کارد به استخوان برسد؛ آن گاه از سر ناچاری و برای خروج از بن بست و انفجار اجتماعی، مسجد را تخریب کرد؛ بلکه در این صورت همیشه از قافلهی تمدن عقب خواهیم ماند و همواره در مشکلات دست و پا خواهیم زد و شارع مقدس، به چنین چیزی راضی نیست. از آنچه گذشت روشن میشود که:

اولاً ولایت مطلقه فقیه از قواعد رافع تزاحم است؛ یعنی، مطلق بودن ولایت گره گشا در تزاحم احکام و مصالح اجتماعی است و نشانه واقعنگری اسلام در برخورد با مقتضیات زمان است.

ثانیاً ولایت مطلقه خود، مقید به قیودی است نه اینکه از هر حیث مطلق باشد. این قیود عبارت از این است که:

یک. او باید مجری احکام الهی باشد و حق ندارد خود سرانه و دلخواهانه عمل کند؛ بلکه این فلسفه اصلی ولایت فقیه است.

دو. مصالح جامعه را باید رعایت کند.

سه. در زمانی میتواند حکم اولی شرعی را موقتاً تعطیل کند که با یکی از مصالح اهم جامعه، در تزاحم باشد؛ نه با خواست و میل یا مصلحت شخصی و یا مصلحتی در رتبه فروتر از حکم اولی شرعی.

اکنون اگر واقعبینانه بنگریم، درخواهیم یافت که «ولایت مطلقه» - به معنایی که گذشت - یکی از مهمترین راهحلهایی است که اسلام برای خروج از بن بستها در عرصهی تزاحم مصالح اجتماعی پیشبینی کرده و بدون آن حکومت با مشکلات زیادی رو به رو خواهد شد. استاد مطهری اینگونه اختیارات را اختیار دادن به جامعه اسلامی دانسته و آن را یکی از رموز جاودانگی اسلام به شمار میآورد.برای آگاهی بیشتر نگا: مطهری، مرتضی، ختم نبوت، ص 64-65؛ قم؛ صدرا، چاپ نهم، 1374.از طرف دیگر این مقدار از اختیارات در هر حکومتی وجود دارد؛ بلکه حاکمان دیگر کشورها از اختیاراتی بسیار بیشتر از اختیارات ولی فقیه بهرهمند میباشند.برای آگاهی بیشتر ر.ک: جوان آراسته، حسین، مبانی حکومت دینی، صص 35-38.

از آنچه گذشت روشن میشود که «مطلقه بودن» به معنایی که ذکر شده، هیچ پیوندی با «دیکتاتوری و استبداد» ندارد. آنچه موجب توهم دیکتاتوری شده، تشابه لفظی «ولایت مطلقه» با «رژیمهای مطلقه» (Absolutisic

) است که در آن حاکم مطلق العنان است.

 

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

حکم اسلام دربازه ولایت فقیه

مخالفان ولایت فقیه چند دسته اند:

1. غیرمسلمانان و غیرشیعیانی که مبنای ولایت فقیه را نمیپذیرند.

2. شیعیانی که ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمیپذیرند.

3. کسانی که با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.

4. کسانی که حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پارهای از احکام حکومتی صادره از وی را نادرست میانگارند.

5. کسانی که با علم و آگاهی به بودن ولایت فقیه در اسلام و وجود شرایط لازم شرعی در شخص ولی فقیه و علم و اعتقاد به درستی احکام صادره از سوی او، به مخالفت میپردازند.

مخالفت در هر یک از صورتهای یادشده، دو گونه متصور است:

یک. مخالفت اعتقادی (قلبی)؛یعنی، در اعتقاد و بینش خود مسأله را نمیپذیرد و آن را انکار میکند. چنین مخالفتی از دیدگاه اسلام موضوع حرمت نیست و از نظرگاه قانونی نیز جرم به شمار نمیآید؛ مگر در فرض پنجم که از نظرگاه شرعی در مرتبه رد بر ائمه اطهار(ع) است؛ زیرا برای کسی که ولایت فقیه، به وسیله برهان ثابت میشود و ولی آن را آگاهانه انکار میکند؛ در این صورت انکارش بازگشت به انکار خدا و رسول(ص) خواهد بود.نگا: جوادی آملی، آیت الله عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، ص352.

در مقبوله عمر بن حنظله از امام صادق(ع) آمده است: «من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قد جعلته حاکماً علیکم، فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانّما استخف بحکمنا و علینا رد و الرادّ علینا کالراد علی الله و هوی علی حد الشرک بالله»؛ «آنکس از شما که روایتگر احادیث ما و جست و جوگر در حلال و حرام ما و آگاه به احکام ما است و [مردم] به حَکَم بودن او رضایت دهند؛ همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم. پس اگر به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، همانا حکم ما نادیده گرفته شده و بر ما رد شده است و هر کس ما را رد کند، مانند کسی است که خدا را رد کند و در مرز شرک به خدا قرار دارد».اصول کافی، ج 1، ص 67؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 98.

دو. مخالفت عملی؛این گونه مخالفت به طور حتمی حرام و جرم است. البته مخالفت عملی نیز اقسام و مراتبی دارد که حکم هر یک، جداگانه قابل بررسی است. روشن است که مخالفت عملی، مستلزم هرج و مرج است؛ در حالی که مسائل اجتماعی و حکومتی، نیازمند وحدت رویه است و هیچ قانون و نظام سیاسی -اعم از اسلام و غیر اسلامآشوب، قانونگریزی و دلخواهگزینی را برنمیتابد.

در نظام جمهوری اسلامی ایران، زمینه قانونی و منطقی التزام شخصی افراد به حکم ولی فقیه وجود دارد؛ یعنی، چه اینکه شخصی معتقد بر مشروعیت الهی باشد و چه معتقد به مشروعیت مردمی از طریق تفویض امر و یا قرارداد اجتماعی.

در هر صورت شرایط مقبول و پذیرفته شده براساس هر یک از مبانی یاد شده، به طور عینی در این نظام وجود دارد و بر پذیرندگان هر یک از آنها، به طور منطقی لزوم پیروی از فقیه حاکم را ثابت میکند. اکنون که هم دستورات الزامی ولی فقیه و هم التزام شخصی افراد، دارای مبانی مشروع و قانونی است؛ میتوان گفت: اطاعت از ولیفقیه، واجب و مخالفت عملی با او حرام است. البته مخالفان دسته سوم، چنانچه دلیل خاصی بر نظر خود دارند، میتوانند آن را در اختیار خبرگان رهبری قرار دهند و نیز گروه چهارم - که حکم ولی فقیه را صحیح نمیدانند باید ضمن التزام عملی، رأی خود را به عنوان مشاوره به ولی فقیه منتقل کنند.

مطلب فوق شامل فقیهانی که ادعا میگردد به ولایتفقیه معتقد نیستند و مقلدان آنان نیز میشود؛ زیرا فقیهانی که در ولایتفقیه اختلاف نظر دارند، از نظر حسبه میپذیرند که اگر مردم یک کشور حاضر شوند حکومت را بر اساس اسلام اداره کنند؛ این یک امر زمین ماندهای است که بر همگان -خصوصاً بر فقیهان واجب کفایی است تصدی آن را بر عهده بگیرند و اگر یک فقیه واجد شرایط رهبری، تصدی آن را بر عهده گرفت و امت اسلامی نیز او را قبول کردند؛ در این حال مخالفت و تضعیف او، جایز نیست. بنابراین کسی نمیتواند بگوید چون من ولایتفقیه را قبول ندارم، میتوانم از قانون کشور اسلامی -که مورد قبول من نیست سرپیچی کنم و قوانین و مقرارت آن را رعایت نکنم.

بله، اگر کسی از برخی مسائل و موضوعات و نحوه اجرای امور کشور ناراضی بود، حق انتقاد سازنده، نصیحت و تذکر دادن از باب «النصیحه لائمه المسلمین» را دارد.برای آگاهی بیشتر ر.ک:

الف. قاضیزاده، کاظم، اندیشههای فقهی سیاسی امام خمینی، ص 222.

ب. حکیم، سیدمحمد سعید، منهاج الصالحین، ج 1، ص 11.

پ. حائری، سید کاظم، اساس الحکومه الاسلامیه، صص 180 - 185.

از منشورات مرکز فرهنگی نهاد مقام معظم رهبری

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

بیانیه تغییر ایدئولوژی موسوی چه زمانی منتشر می شود؟
بیانیه «تغییر ایدئولوژی» موسوی چه‌زمانی منتشر می‌شود؟

 

گروه سیاسی- امیرحسین ثابتی: بنابر اسناد موجود و هم چنین روایات نقل شده از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق در دهه 50، هم چون عزت شاهی، احمد احمد و حتی حسین احمدی روحانی (از مارکسیست های سازمان) اگرچه تغییر رسمی ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق به مارکسیسم در مهرماه 54 و با انتشار جزوه "بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک" توسط تقی شهرام به‌وقوع پیوست اما روند استحاله کادر مرکزی این گروه مبارز مسلح هیچ گاه یک شبه بوجود نیامد و افرادی همچون محسن خاموشی، تقی شهرام، وحید افراخته و... به مرور زمان و در ابتدا نیز با این توجیه که "مارکسیسم علم مبارزه است" کار را تا بدانجا می رسانند که یکی از اصلی ترین گروه های مبارز علیه رژیم پهلوی که در بسیاری از مواقع نیز از طریق بازار و روحانیت تامین مالی می‌شد، رسما به یک گروهک ضد اسلامی تبدیل می شود.

اما نکته جالب توجه در این میان، عمق نفاق برخی از اعضای سازمان طی سال‌های منتهی به اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی است، به‌گونه ای که عزت شاهی در قسمتی از خاطرات خود بیان می دارد برخی از اعضای سازمان اگر چه از سال 52، به‌طور کامل اسلام را کنار گذارده و مارکسیسم را هم علم مبارزه و هم به عنوان مشی زندگی خویش برگزیده بودند اما تا مهرماه سال 54 و اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی سازمان، هیچ گاه این مسئله را ابراز نمی داشتند و حتی در برابر تناقضات نظری و رفتاری خویش در پی فلسفه بافی و توجیهات گوناگون بودند و از همه مهم تر آنکه برای سرپوش گذاردن بر ادعای مخالفین خود که رفتارهای آنها را به نفاق تعبیر می کردند، قریب به 2 سال در زندان و در برابر چشمان بسیاری دیگر از زندانیان، نماز را به جماعت برقرار می کردند، تا کسی متوجه اعتقاد قلبی و درونی آنها نشود.

اعضای مارکسیست سازمان فقط به یک علت حاضر به اعلام رسمی تغییر ایدوئولوژی خود در مقطع زمانی مذکور نبودند و آن هم مطرود واقع شدن از سوی مسلمانان مبارز در زندان و از همه مهم تر ملت مستضعفی بود که اصلی ترین هدف از مبارزه با سلطنت پهلوی را یک هدف مقدس الهی و دینی می دانست.

در واقع طبیعی بود اگر اعضای مرتد سازمان قبل از مهرماه 54 رسما تغییر ایدئولوژی خویش از اسلام به مارکسیسم را اعلام می کردند، عملا دیگر پایگاهی در میان سیل عظیم ملت مسلمان و معتقد به اسلام نداشتند و همین موضوع به معنای مرگ رسمی و عملی این اقلیت در فضای سیاسی دهه 50 می شد.

اگرچه امروز بیش از 34 سال از آن برهه تاریخی می گذرد اما شواهد و قرائنی که هم اکنون در فضای سیاسی کنونی در کشور رخ داده، ناخودآگاه ذهن را به سمتی می‌برد که گویی بنا بر قرعه، هر چند وقت یک‌بار تاریخ عیناً تکرار می‌شود و در این میان تنها بازیگران آن تغییر می کنند.

جریان حامی موسوی، اگرچه در ابتدا با محوریت شعارهای مختلف از جمله بازگشت به آرمان‌های اسلام ناب محمدی(ص) و ارجاع به گفتمان اصیل انقلاب 57 اعلام موجودیت و حتی تلاش جهت مصادره رنگ مقدس سبز را نیز در همین چارچوب تفسیر کرد اما گذر زمان نه تنها در عمل نفی همه ادعاهای مذکور از سوی سران این جریان را در پی داشت که در عمل آنچه که مشاهده می شود، حرکت این جریان در راستای نابودی آرمان‌هایی است که بر پایه آن گفتمان اسلام ناب توسط خمینی کبیر بنیان نهاده شد.

فارغ از موضع گیری های قبل از انتخابات میرحسین موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد که رسماً اعلام کرده بود به قانون اساسی و به تبع آن ولایت مطلقه فقیه پایبند است و حتی فراتر از آن اظهار داشته بود اگر طی 30 سال اخیر ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران وجود نداشت، نظام اسلامی با کودتا سرنگون شده بود، اتفاقات اخیر که در پی اهانت های مستقیم حامیان موسوی و جریان سبز به تصاویر امام راحل و رهبر معظم انقلاب به وقوع پیوسته است از زوایای گوناگونی قابل تحلیل است، اما شاید مهم ترین بعد آن همانی باشد که در ابتدای همین نوشتار به صورت قرینه وار به آن اشاره شد.

موسوی اگرچه امروز اهانت به تمثال مبارک امام خمینی(ره) را توسط هواداران خویش انکار می کند اما آیا وی می تواند "شعارهای نه غزه نه لبنان"، "جمهوری ایرانی"، نامه نگاری با حسینعلی منتظری که امام وی را طرد کرد، دیدارهای پنهان و نیمه پنهان با سران نهضت آزادی و... را هم انکار کند؟ به عبارت بهتر موسوی باید پاسخ دهد سرآغاز اهانت به امام از چه زمانی آغاز شد؟ و حتی بر فرض آنکه تصویر امام(ره) توسط هواداران وی مورد اهانت قرار نگرفته است اما چه ظرفیتی در این جنبش به رهبری موسوی وجود دارد که هیچ کس انکار این موضوع از سوی وی را بر نمی تابد؟

طی 6 ماه بعد از انتخابات تاکنون چه اتفاقاتی خواسته و ناخواسته از سوی جنبش سبز و شخص موسوی به‌وقوع پیوسته است که انکار این موضوع از سوی موسوی افکار عمومی را نه تنها توجیه نمی کند که همگان وی را مقصر اصلی در این زمینه قلمداد می کنند؟ پاسخ به این سوال آشکار است. همان زمان که در روز قدس به نفع رژیم صهیونیستی شعار داده شد، همان زمان که موسوی خود را خط امامی می دانست و همزمان با منتظری نامه نگاری می کرد، همان لحظه ای که هواداران وی سرمست و شادمان فریاد جمهوری ایرانی و و مرگ بر اصل ولایت فقیه را سر می دادند، دیگر نیازی نبود تا عکس امام توسط هواداران وی مورد اهانت قرار بگیرد زیرا قبل از هر چیز، اندیشه و بینان تفکر اسلام ناب خمینی کبیر مورد اهانت جریان بی ریشه ای قرار گرفته بود که دیگر اهانت به یک تصویر نقشی در تکمیل این پازل نداشت.

با این اوصاف نه تنها امروز انکار موسوی نسبت به اهانت به تمثال امام(ره) توسط حامیانش جای هیچ تعجبی ندارد، بلکه اگر وی این اتفاق را انکار نمی کرد، حیرت و تعجب ناظران سیاسی و افکار عمومی را موجب می شد چرا که جریان سبز خواسته یا ناخواسته با قبول چنین اتفاقی و برعهده گرفتن مسئولیت آن، یک‌بار برای همیشه از عرصه سیاسی جمهوری اسلامی ایران حذف خواهد شد. اتفاقی که شباهت بسیاری با تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق در دهه 50 دارد، برهه ای که اعلام رسمی عدم پذیرش اسلام و جایگزینی مارکسیسم منجر به طرد گسترده اعضای مارکسیست سازمان توسط توده ها و بسیاری از خواص شد و در نهایت نیز سازمان با ایجاد خشونت و فجایعی که برای همیشه در تاریخ ثبت شده است، نسبت به بسیاری از اعضای مسلمان خویش از جمله مجید شریف واقفی سیاست تصفیه و حذف فیزیکی را در پیش گرفت و در نهایت نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وارد شدن به فاز مسلحانه و جنگ نظامی با ملت ایران، به طور کامل از سوی مردم مسلمان و معتقد به اسلام ناب محمدی (ص) حذف شد.

اما در حال حاضر اگرچه عدم اعتقاد جریان سبز به اسلام ناب محمدی و به خصوص ولایت فقیه و به تبع آن نیز اندیشه امام راحل، برای عوام و خواص کاملا روشن گشته است، لکن چه زمانی این جریان به طور رسمی اعلام خواهد داشت مشکل اساسی آن، نه با انتخابات دهم ریاست جمهوری و... ، بلکه با اساس اندیشه خمینی کبیر است؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

سنای آمریکا:موسوی،خاتمی،حمایتت می کنیم!

سنای آمریکا: موسوی، خاتمی، حمایتت می کنیم!

 

سنای آمریکا اختصاص 20 میلیون دلار برای حمایت از فعالیت های اینترنتی بر ضد جمهوری اسلامی ایران را تصویب کرد.

کیهان نوشت: براساس این مصوبه که تکمله ای بر بودجه سالانه محسوب می شود، بخشی از بودجه سال 2010 آمریکا برای فعالیت سایبر علیه ایران از طریق برنامه ای تحت عنوان «برنامه منطقه ای دموکراسی در خاور نزدیک» (Near East Regional Democracy) تأمین خواهد شد.

روزنامه آمریکایی یو.اس.ای تودی چند ماه پیش از برنامه اوباما برای افزایش بودجه برنامه NERD به میزان 15 میلیون دلار خبر داده و هدف از اقدام مذکور را اختصاص بخشی از این بودجه به فعالیت علیه ایران خوانده بود.

در متن لایحه بودجه 2010 وزارت خارجه آمریکا ذیل عنوان «دسترسی به اینترنت و آزادی» آمده است که 10 میلیون دلار از بودجه این بخش برای فعالیت های سایبر علیه ایران از طریق NERD و 10 میلیون دلار دیگر از طریق Democracy Fund تأمین می شود.

طی سال های گذشته دولت آمریکا از طریق سایت های اینترنتی چون گذار، گویانیوز، پیک نت، روزآنلاین و اخیراً فیس بوک و تویتر برنامه ویژه ای را برای عملیات روانی علیه ایران از قبیل دروغ پردازی، سیاه نمایی و شبهه افکنی به اجرا گذاشته و پس از ناکامی در جریان انتخابات 22 خرداد بر میزان کمک های مالی به گروه های وابسته در حوزه های مختلفی مانند اینترنت به شدت افزوده است.

گفتنی است عناوینی نظیر «برنامه منطقه ای دموکراسی در خاورمیانه و نزدیک» صرفاً پوششی برای معارضه با نظام مردم سالار جمهوری اسلامی است وگرنه آمریکایی ها هرگز برای کشورهای مرتجع و دیکتاتوری خاورمیانه جز ارسال اسلحه و تقویت سیستم های سرکوب آنها بودجه خرج نمی کنند.

اشاره به این نکته نیز ضروری است که مطابق اسناد اعلام شده از سوی مراجع آمریکایی که بارها در کیهان به آن اشاره شده است بودجه اختصاص یافته به جریانات ضد انقلابی بسیار فراتر و کلان تر از آن است که رسماً اعلام می شود و به قول یک سناتور آمریکایی اعلام ارقامی نظیر 20 میلیون دلار تنها برای اطمینان مخالفان جمهوری اسلامی از حمایت آمریکاست.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

راهپیمایی روز جمعه
روز جمعه، تظاهرات سراسری مردم

 

نمازگزاران سراسر میهن اسلامی پس از اقامه نماز جمعه این هفته، با برپایی یک تظاهرات گسترده، ماه محرم را با تجدید میثاق با ولایت فقیه و محکومیت هتک حرمت امام راحل آغاز خواهند کرد.

به گزارش شبکه ایران، به دنبال هتک حرمت ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از سوی برخی حامیان مهندس موسوی در روز 16 آذر، تاکنون راهپیمایی ها و تجمعات اعتراضی مختلفی از سوی مردم، دانشگاهیان و طلاب حوزه های علمیه، شخصیت ها و فعالان عرصه های مختلف در محکومیت اقدام آشوبگران در توهین به امام راحل برگزار شده است.

ساعتی پیش هم، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای ضمن محکوم کردن هتک حرمت به ساحت امام(ره)، آن را اقدامی ننگین و شرم‌آور و مصیبتی عظیم خواند و از عموم مردم دعوت کرد تا با حضوری معنوی، آگاهانه و هوشیارانه در مصلاهای نماز جمعه سراسر کشور و تظاهرات پس از آن، ضمن تجدید میثاق با ولایت فقیه این میراث گرانقدر امام خمینی (ره) پاسخ دندان‌شکنی به یاوه‌گویان و اهانت‌کنندگان بدهند.

بر این اساس، پس از اقامه نماز جمعه 27 آذر، مصادف با اول محرم‌، روز شهادت آیت‌الله دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه، یک تظاهرات گسترده در سراسر میهن اسلامی برگزار می شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

توهین مجدد به امام
توهین مجدد حامیان موسوی به امام‌(ره)

 

ایران:تشکل اصلاح‌طلب مجمع اسلامی دانشجویان که از تشکل‌های وابسته به طیف غیرقانونی علامه محسوب می‌شود، دوشنبه شب برنامه‌ای را با عنوان شب یلدا در این دانشگاه برگزار کرد که در آن بار دیگر به حضرت امام خمینی (ره) توهین شد.

اعضای این تشکل غیرقانونی که مراسم خود را در سالن امیرکبیر این دانشگاه برگزار می‌کردند، در بخشی از این برنامه فیلمی از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) پخش کردند که حاضران در حین پخش این فیلم، با نوعی گریه مصنوعی و توهین‌آمیز به اکران این فیلم واکنش نشان دادند.

در این برنامه همچنین فیلم اظهارات توهین‌آمیز یوسف صانعی درباره احمدی‌نژاد برای حاضران در مراسم پخش شد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

بنی صدر؛پشت سر میرحسین!
بنی‌صدر هم توهین به امام را صحنه‌سازی خواند

 

ابوالحسن بنی صدر پاره کردن عکس امام خمینی (ره) را صحنه‌سازی خواند و گفت: عوامل داخلی جناح تندرو حکومت این اقدام را با هدف‌های ویژه‌ای صورت داده اند.

بنی صدر در گفت‌وگو با رادیو فرانسه ضمن حمایت از سران فتنه افزوده: هدف آنها این است که جنبش را بشکنند، نیروی محرکه آن را که دانشجویان به شمار می‌آیند در موضع دفاعی قرار دهند و حمله و سرکوب آنها را در نظر مردم ایران و دنیای خارج موجه جلوه دهند.

پیش از این مهدی کروبی نیز مدعی شده بود که فیلم توهین به امام(ره) مونتاژ است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

هاشمی با سخنانش بنزین روی آتش ریخت
تمدن:هاشمی با سخنانش بنزین روی آتش ریخت

 

استاندار تهران،گفت: هاشمی با اظهارات خود از همه خواست در 16 آذر به صحنه بیایند که این سخنان همچون بنزین روی آتش ریختن است.

به گزارش ایرنا،مرتضی تمدن در همایش ائمه جمعه استان تهران با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه سیاست ما دفعی نیست و جذب حداکثری است، خاطر نشان کرد: عده ای اصرار دارند خود را از صحنه انقلاب حذف کنند اینان تلاش کردند پیراهن خونی را، پیراهن عثمان کنند و هر روز به نظام فشار بیاورند.

وی افزود: جریان فتنه تلاش داشت با بچه های انقلابی و نیروی انتظامی درگیر شود تا بتواند یک پیراهن خونی به دست آورد و آن را از طریق شبکه های ماهواره ای پخش کند اما هوشیاری مسئولین مانع از چنین امری شد.

استاندار تهران درباره سیاست نظام در برخورد با جریان فتنه، اظهار داشت: روش مسئولین نظام این است که حداکثر مدارا را داشته باشند تا امروز هم همین کار را کرده اند.اینها خیلی خوشحال می شوند که با آنان برخورد شود و دستگیر شوند اما مسئولین نظام داغ این قهرمانان جعلی را به دل آنان می گذارند.

تمدن در ادامه با تاکید بر نقش روحانیون و فرمانداران در آگاهی بخشی به مردم، پیرامون جریان فتنه، بیان کرد: روحانیون و فرمانداران باید به میان مردم بروند و این مسائل را روشن کنند.البته مردم خودشان فتنه انگیزان را پس زدند.

وی با تاکید بر قاطعیت نظام در برخورد با متهمان، گفت: جایی که برای مردم مزاحمت ایجاد شود به طور حتم مسئولین قضایی به وظیفه شان عمل خواهند کرد.زیرا مسئولین برقراری نظم حداکثری را سرلوحه خود قرار داده اند.
استاندار تهران با اشاره به اهمیت سنگر نماز جمعه در آگاهی بخشی خاطر نشان کرد: همان طور که تا الان سنگر نماز جمعه، سنگر آگاهی بخشی و حفاظت از نظام بوده است امروز هم روحانیون این امر را سرلوحه خود قرار داده اند،البته جبهه امروز، جنگ نرم و براندازی نرم است که باید برای خنثی کردن آن تلاش کرد.

تمدن در بخش دیگری از سخنان خود درخصوص شکست جریان فتنه در شهرستان ها بیان داشت: جریان فتنه تلاش داشت این موضوع را به شهرستان ها بکشد که خوشبختانه در آن جا ناکام ماند. زیرا تمام توان خود را در تهران گذاشت که البته مردم تهران به آنان تودهنی زدند.

وی با اشاره به عوامل محرک حوادث 16 آذر، تصریح کرد: موسوی غروب جمعه یعنی یک روز قبل از 16 آذر در بیانیه ای از همه خواست که در 16 آذر بیایند و به قول خود از اصل غافل گیری استفاده کرد هاشمی هم با سخنان خود بنزین روی آتش ریخت و از همه خواست که به صحنه بیایند که البته این موضوع مصداق "عدو سبب خیر شود، اگر خدا خواهد" شد.به طوری که حضور این ها باعث شد که موج جمعیت برای مقابله با آن ها به صحنه بیاید.

تمدن افزود: برخی می خواستند 16 آذر را به نفع خود مصادره کنند اما به لطف خدا این روز در مسیر اصلی خود یعنی استکبار ستیزی افتاد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

گفتگوی 2 مرد با حجاب! از دست ندین!
گفت‌و‌گوی 2 مرد باحجاب!

 

حسین قدیانی

طنز:

دیروز حوالی غروب 2 فروند از عناصر نهضت مردان باحجاب (هواداران جدید فرقه موسوی) با یکدیگر دقایقی اختلاط کردند که نظر به اهمیت موضوع، مشروح این مصاحبه که میان کامبیز و اشکان صورت پذیرفته در زیر می‌آید.

کامبیز: رژ لب داری؟

اشکان: دارم اما اکلیل داره، می‌زنی؟

کامبیز: نه، بهم نمی‌یاد اشکان.

اشکان: به من بگو نیکی‌جون. ببینم، تو برای خودت اسم انتخاب کردی؟

کامبیز: آره اسم من هیلاریه اما کاندولیزا صدام می‌کنن.

اشکان: خط چشمم خوب شده؟

کامبیز: نه نیکی، اصلا به سیبیلات نمی‌یاد. من چی؟

اشکان: ماتیکت خیلی رنگش خوبه. با مانتوتم سته!

کامبیز: نیکی‌جون، چرا دیروز تجمع نیومدی؟

اشکان: کاندولیزا! راستش یه مشکل داشتم.

کامبیز: یعنی چی نیکی؟

اشکان: مشکل داشتم دیگه.

کامبیز: ایش!

اشکان: توکار «پراید» بودم،‌ می‌فهمی؟

کامبیز: آهان!

اشکان: موهاتو بکن تو، کاندولیزا.

کامبیز: تو سبیلاتو با چی می‌زنی؟

اشکان: قبلا با تیغ می‌زدم الان با کرم!

کامبیز: اپیلاسیون کنی بهتره!

اشکان: چی‌چی لاسیون گفتی، کاندولیزا؟!

کامبیز: ایش! با اپیلیدی، اپیلاسیون کن، اصلا درنمی‌یاد!

اشکان: فردا، ‌تجمع‌ میای؟‌

کامبیز: نه، وقت آرایشگاه دارم. می‌خوام موهامو مش کنم.
اشکان: فدات شم، کی بشه بری سونوگرافی.

کامبیز: تو طبیعی دوست داری یا سزارین؟

اشکان: ای‌بابا! کو شوهر؟

کامبیز: تو مهریه‌ات را چند تا سکه می‌اندازی؟

اشکان: تو به فکر مهریه‌ای، من تو فکر جهیزیه‌ام.

کامبیز: اتفاقاً یه خواستگار برام اومده، موقعیت خوبیه.

اشکان: جنبش سبزیه؟

کامبیز: نه، طرفدار چیزه!... اُخ، روسریم افتاد!

اشکان: موها تو که پسرونه زدی!

کامبیز: چیه موی بلند؛ هر روز باید بری حموم اِ ! امروز لاک نزدی؟

اشکان: نه بابا! دیشب با «اَستون» پاک کردم. یه چیز بگم ناراحت نمی‌شی؟

کامبیز: نه!

اشکان: با مانتو و روسری، شدی عینهو شیرین عبادی!

کامبیز: من اگر مثل تو دنبال بزک دوزک بودم، تا الان رفته بودم. من به فکر جنبش سبزم. خون من سبزه! سر همین جواب آزمایشم مثبت شد.

اشکان: وا! کدوم آزمایش؟!

کامبیز: با همون پسره که طرفدار چیز بود. اون خونش AB مثبت بود، من چون خونم سبز بود، دکترها گفتند اگر ازدواج کنیم بچه‌مون «سندروم‌ داون» در می‌یاد!

اشکان: خب دیگه، بریم تجمع.

کامبیز: امروز شعارا چیه؟

اشکان: «ما زنیم، ما زنیم، ماتیک به لب می‌زنیم»، «برادر مانتویی، قهرمان من تویی»، «خطی که در چشم ماست، ساخت دست آمریکاست»، «ماتیک‌زن واقعی، تاچر بود و هیلاری»، «چشای من نازداره، با اوباما رازداره»، «اپیلاسیون، اپوزیسیون، پیوندتان مبارک».

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

پرونده انفجار 8 شهریور باید مجددا بررسی شود
پرونده انفجار 8شهریور بایدمجدداً بررسی شود

 

حجت‌الاسلام احمد سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز همان شخصی است که بهزاد نبوی یکی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان و از دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات را با توجه به اسناد و مدارک موجود یکی از عوامل انفجار دفتر نخست وزیری سال 60 می‌‌داند. ایشان که در سال 60 به عنوان مسؤول بسیج کل کشور و یکی از مشاوران شهید رجایی بوده است، خاطراتی بس گرانبها در این رابطه دارد. علل حضور کمرنگ و انگشت‌شمار فتنه‌گران و آشوب‌طلبان در روز 13 آبان و 16 آذر هم یکی دیگر از محورهای گفت‌وگوی روزنامه جوان با معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت (ع) است.

--------------------------------------------------------------------------------

با نظر به اینکه اصلاح‌طلبان تبلیغات گسترده‌ای برای 16 آذر ماه، روز دانشجو صورت داده بودند و با حضور بسیار کمرنگ طرفداران خود مواجه شدند، این گروه سیاسی پس از این چه رویه و روشی را در پیش خواهند گرفت؟


برای پاسخ به این سؤال چند نکته را باید ذکر کرد، اول آنکه درباره اصلاح‌طلبان باید تجزیه و تحلیل تاریخی صورت بگیرد و اینکه بررسی شود که منشأ چنین جریانی در جامعه اسلامی ما از کجا بوده و چرا این اتفاق افتاد. دوم اینکه اهداف اصلاح‌طلبان چه هست، آیا حرکاتشان بر اساس رعایت خطوط قرمز نظام بود یا اینکه قصد شکستن خطوط قرمز نظام از جمله امام (ره)، رهبری و انقلاب را داشته‌اند و در نهایت باید عملکرد آنها در سالیان اخیر (که در داخل کشور از طرق مختلف افکار و عقاید خودشان را به نمایش گذاشتند) مورد بررسی و رسیدگی قرار بگیرد. جمع‌بندی بنده در این چند جمله این است که اصلاح‌طلبان نتوانستند در طول مدت حضورشان در صحنه به اصول، مبانی و ارزش‌هایی که حضرت امام (ره) تعقیب می‌فرمودند، خودشان را تطبیق بدهند. ما قرائن و شواهدی داریم که نشان‌دهنده این انحراف است، به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری، اصلاح‌طلبان دقیقاً نشان دادند که حلقه درونی فتنه و آشوب پس از انتخابات را برعهده داشتند و حلقه بیرونی آن آمریکا و 17 اپوزیسیون در خارج از کشور است و این حلقه درونی عناصری از کارگزاران و دیگر جریانات اصلاح‌طلب بود که ماجرای فتنه پس از انتخابات را به وجود آوردند. اصلاح‌طلبان باید از ملت عذرخواهی کنند به خاطر حرکاتی که پس از انتخابات نشان دادند به خصوص سران آنها و در مقابل قانونگریزی و مقولاتی که در این زمینه انجام دادند باید تحمل کیفر قضایی را داشته باشند و این مسأله، مسأله مهمی است و نباید ساده از آن گذشت. مطالبه مردم این است که می‌گویند جوانان ما را دستگیر می‌کنند؛ جوانانی که به هدایت سران آشوب به خیابان‌ها آمده‌اند ولی سران فتنه و آشوب آزاد هستند، این چه نوع عدالتی است که سرکردگان اصلی جریان فتنه آزاد هستند ولی عده‌ای که فریب خورده‌اند گرفتار دستگاه قضایی هستند. نکته بعد این است که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند با تغییر تاکتیک رنج و مشقتی که پس از انتخابات به مردم تحمیل کردند را نادیده بگیرند، چون ما در بیانیه‌ها و اظهاراتشان شاهد تغییر موضع آنها هستیم و این نکته قابل توجهی است که آیا این تغییر موضع واقعیت دارد یا نه، این هم یک نوع ظاهرسازی است، مثل اعترافاتی که آقای عطریانفر، ابطحی یا حجاریان انجام دادند، البته در آن اعترافات جای سؤال زیاد است. آیا واقعاً آقایان آنطور که گفته‌اند تغییر کرده‌اند، این هنوز برای ما روشن نیست و آینده این را روشن می‌‌کند. بعد از تحمل حکم قضایی، همانطور که شما هم اشاره کردید جای سؤال دارد که این گروه در آینده خطوط قرمز نظام را رعایت خواهند کرد و بازهم مقابل نظام و رهبری می‌ایستند یا نه. این مسائل هنوز در هاله‌ای از ابهام است.


حمایت‌های افرادی مانند مخملباف، شیرین عبادی و عبدالکریم سروش که به دلیل مخالفت با نظام و انقلاب زبانزد هستند در کنار آمریکا و انگلیس را از موسوی، کروبی و خاتمی چگونه می‌بینید؟


ما در این فتنه شاهد بودیم که کشورهای غربی از جمله آمریکا، انگلیس و حتی رژیم صهیونیستی حمایت بسیار سنگین و سرسختی از این جریان در داخل کشور انجام دادند اگر قرار است تغییری در رویکرد آنها صورت بگیرد، ضرورتاً باید به صورت عملی آمریکا، انگلیس و اسرائیل را مأیوس کنند. در این رابطه اصلاح‌طلبان چقدر پایبند هستند در حالی که آقای مخملباف در هفته‌های گذشته از آمریکا درخواست کرده است که جریان سبز را در داخل کشور مورد حمایت قرار بدهند یعنی هنوز هم ما شاهد هستیم که عکس‌العملی در مقابل استکبار جهانی نشان نداده‌اند برای آنکه دستشان به سوی آنها دراز است.


سؤال دیگری که در این موضوع به ذهن خطور می‌کند این است که آیا آنها می‌خواهند به آغوش ملت برگردند؟ سازوکار برگشتن به آغوش ملت را چگونه می‌بینید؟ آیا بر اساس معیارهای اسلامی و انقلابی می‌خواهند عمل کنند که البته لازمه آن تبعیت از قانون و اعتراف به گناه و تطبیق با ارزش‌های اسلامی و ایرانی است. مجموع این مسائل را اگر با هم در نظر بگیریم شاید بتوانیم آینده‌ای را برای آنها در نظر بگیریم اگر چه باید منتظر زمان بمانیم و ببینیم که اصلاح‌طلبان چه رویکردی را پیش خواهند گرفت.


آقایان حجاریان، عطریانفر و ابطحی که در هفته‌های اخیر آزاد شده‌اند پس از این چه روشی را برای ادامه حیات سیاسی خود در پیش خواهند گرفت؟


بحث‌ اعتقادات، اندیشه و نوع تفکر و خط مشی هر فرد نشان‌دهنده هویت شخصیت اثباتی و ثبوتی است. اگر کسی به مارکسیست اعتقاد دارد و به اندیشه مارکس معتقد است و در حوادثی گرفتار می‌شود و سخنانی را طبق همان گرفتاری به زبان می‌آورد دلیل بر این نیست که از اعتقادات گذشته خود دست برداشته است یا اگر کسی اعتقاد به اسلام راستین دارد در شرایط سختی مثل زمان شاه گرفتار ساواک بشود و طبق شرایط، تاکتیکی را اتخاذ کند دلیل بر این نیست که از اعتقاداتش دست بردارد اما در یک صورت این موضوع قابل پذیرش است و آن اینکه آن فرد توبه کرده باشد یعنی خودش به این نتیجه رسیده باشد که افکار گذشته او خطا بوده و باید مسیر حرکت خود را در اندیشه عوض کند. آقایان اعتراف کردند که ما طرفدار «ماکس وبر» بودیم و افکار دموکراسی لیبرالیسم را در اینجا تدریس کردیم و از آموزه‌های آنها برای تعلیم استفاده کردیم و مقاله نوشتیم. پس آنها به افکار ماکس‌وبر اعتقاد داشتند، سؤال اینجاست که مدتی که این افراد در ندامتگاه قرار گرفتند و به خودشان آمدند افکار و عقایدشان واقعاً عوض شده است یا نه. اگر توبه آنها واقعی است و از نوع انتشار افکار «ماکس وبر» و امثال او پشیمان هستند، این ارزشمند است و رویکرد خوبی است و باید از آن استقبال کرد ولی اگر تغییر تاکتیک باشد برای نجات این قابل تأمل است البته زود است قضاوت کردن اینکه آینده آنهاچه خواهد بود با اینکه این افراد آزاد شده‌اند، باید ببینیم آزادشدگان با این احکام تعلیقی در روزهای آینده به لحاظ اندیشه به مسیر اندیشه‌های ناب اسلامی گرایش پیدا می‌کنند یا نه همان اندیشه‌‌های «ماکس وبر» را با رنگ و لعاب اسلامی به خورد مردم و جامعه می‌دهند و این جای تأمل دارد. ما امیدواریم که این افراد تغییر ماهوی پیدا کرده باشند.


سعه صدر و مدارای نظام را تا چه حدی در از دست رفتن پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان که نمود آن را در 16 آذر دیدیم مؤثر می‌‌دانید؟


دو تا موضوع در این رابطه قابل توجه است؛ یکی اینکه سعه صدر و رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران آنقدر زیاد و عجیب است که ما شاهد سوء‌استفاده زیادی از این صبر و بردباری مسؤولان نظام در گذشته و الان که صورت گرفته است، هستیم. هم در زمان امام‌(ره) نسبت به نهضت آزادی و موضوعات مرتبط با آن و تحمل بنی‌صدر و امثالهم و چه در زمان حال و قضایای پس از انتخابات. رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران نشأت گرفته از رحمت واسعه مکتب اسلام است. اسلام همه را به‌خوبی نگاه می‌کند و به همه میدان می‌دهد ولی در همین میدان عده‌ای از این رحمت سوءاستفاده می‌کنند، اگر این نوع حرکات که پس از انتخابات به‌وجود آمده در کشور دیگری رخ می‌داد مطمئناً به این راحتی از افراد آشوبگر و سران آن نمی‌گذشتند بلکه با سران آن برخورد قاطع حذفی می‌کردند و ما در شوروی فروپاشیده گذشته شاهد این موضوع بوده‌ایم.


در کشورهای دیگر این طور نیست که به رسانه‌های گروهی مثل روزنامه‌های زنجیره‌ای فرصت بدهند تمام مقدسات را زیر سؤال ببرند و هر مطلبی که دوست دارند بنویسند. هشت سال آقایان درباره جدایی دین از سیاست در جاهای مختلف مطلب‌ نوشتند. آنها هر چه دوست داشته‌اند در طول این سال‌ها نوشته‌اند اگر چه مدعی هستند که آزادی بیان و قلم نیست، آنها حرفشان را می‌زنند و فعالیت‌های مختلف، سخنرانی و جلساتی دارند بعد هم می‌گویند آزادی نیست. به عقیده من آقایان سوء‌استفاده از سعه‌صدر نظام و رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران کرده‌اند.


نقش مقام معظم رهبری را در این رابطه چگونه ارزیابی می‌کنید؟


نقش مقام معظم رهبری، نقش ماهیت ولایت مطلقه فقیه است. به تعبیر حضرت امام (ره) همان مسؤولیت پیغمبر و ائمه اطهار در این جهت بر دوش ولی فقیه است البته در یک نازل منزله‌ پایین‌تر، بی‌تردید نقش مقام معظم رهبری، نقش رهبری و پدری بوده است یعنی هم در جایگاه رهبری بر اساس قوانین و مقررات قابل مشاهده است و هم نقش پدری که مقام معظم رهبری در این فتنه، به سران معترض (موسوی و کروبی) تذکر خصوصی داده است، تذکر عمومی داده، مسؤولان ستادهای این افراد را پذیرفته است و آقایان در آن جلسه هر چه خواسته‌اند به زبان آورده‌اند و در کل مقام معظم رهبری با بزرگی و پدری به این موضوعات نگاه کرده‌‌اند و به هر حال مقام معظم رهبری با مهر و عطوفت و مهربانی با مسائل برخورد کرده است و در جایگاه خودش قاطعیت و جسارت رهبری را مشاهده می‌کنیم که از جمله آن سخنرانی تاریخی ایشان در نماز جمعه 29خرداد ماه امسال است. ایشان در یکی از فرمایشاتش می‌فرمایند: «انقلابیون فرسوده و پشیمان از مبارزه» که سخنی بسیار سنگین برای کسانی بود که قبل از انقلاب مبارزه کردند و بعد از انقلاب در صحنه بودند که نشان‌دهنده قاطعیت و بصیرت نگاه در بعد رهبری است. رهبری در قضایای اخیر در جاهایی که نباید کوتاه بیایند، کوتاه نیامدند و در بسیاری از جاها نگاه وحدت‌بخش و انسجام درون‌تشکیلاتی داشتند.


روح سرد و ناامیدی که مخصوصاً پس از 16 آذر در جناح اصلاح‌طلبان دمیده شده است ناشی از چه عواملی می‌‌تواند باشد؟

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید!


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

جناب موسوی!پس از تصویر امام نوبت چیست؟

*آغاز موسوی

روز بیستم اسفندماه 1387 که میرحسین موسوی رسماً با صدور بیانیه‌ای کاندیداتوری خود را در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام کرد، بودند افرادی در میان اصلاح طلبان که با این مسئله مخالفت کردند و به طرق گوناگون از جمله تهدید کردن به تحریم انتخابات اعتراض خود را به انصراف ناگهانی محمد خاتمی از کاندیداتوری اعلام کردند.

اما با گذشت زمان و حمایت‌های خاتمی از موسوی این گروه از اصلاح طلبان رفته رفته نرم شدند و آنها نیز به جمع طرفداران موسوی پیوستند.

*افراطیون و انتخابات دهم

در این میان گروهی نیز بود که نه موسوی را فرد مناسبی برای ریاست جمهوری دهم می‌دانستند و نه دل خوشی از ریاست جمهوری هشت ساله خاتمی داشتند؛ چرا که معتقد بودند با وجود تمام خیانت‌هایی که در طول این هشت سال توسط دولت اصلاحات به نظام جمهوری اسلامی شده است، اما با این حال آنچه که خواسته آنها بوده یعنی تغییر حکومت محقق نشده است.

آنها همان افرادی بودند که در مراسم 16 آذر سال 83 که خاتمی به دانشگاه تهران رفته بود او را "هو" کردند.

علاوه بر هو کردن، آنها شعارهایی نیز علیه خاتمی که روزهای آخر ریاست جمهوری را تجربه می‌کرد سر دادند تا جایی که خاتمی که سعی می کرد خودش را کنترل کند از کوره در رفت و گفت: "کاری نکنید که بگویم بیرونتان کنند"

*افراطیون چه می خواهند؟

آنها افرادی بودند که نه "قانون اساسی" را می‌خواستند نه "جمهوری" را نه "اسلام" را و نه "ولی فقیه" را چرا که در مسیری قدم بر می‌داشتند که از سوی دشمنان جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود.

اما از آنجا که در جریان انتخابات دهم اجماع وسیعی میان گروه‌های مختلف اصلاح طلب، مخالف نظام و حتی برخی از اصولگریان برای عدم پیروزی محمود احمدی نژاد برای چهار ساله دوم شکل گرفته بود، این افراطیون مصلحت را در حمایت از میرحسین موسوی دیدند.

*حمایت افراطیون از موسوی

پس از اتفاقاتی که به دنبال اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد و بروز رفتارهای غیر منتظره‌ از سوی میرحسین موسوی، اگرچه بدنه اجتماعی حامیانش رفته رفته دچار ریزش شد، اما این رفتارها، گروه های اپوزسیون را برای حمایت از موسوی بیش از پیش مصمم کرد و حتی گروهک‌هایی چون مجاهدین خلق و سلطنت طلبان را به طمع انداخت.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن افراطیون به جمع طرفداران موسوی یا همان "فرقه سبز" برای موسوی سود داشته یا ضرر؟! پاسخ این سوال قطعاً "ضرر" است.

*اهانت به امام (ره) در کنار اهانت به مقدسات

آنچه که مسلم است اینکه افراطیون علاوه بر مخالفت با دین اسلام و تلاش برای جدا کردن آن از سیاست، از امام خمینی (ره) نیز به خاطر پایه گذاری جمهوری اسلامی دل خوشی نداشتند و بارها و بارها در رسانه‌های خود نیز به ساحت ایشان از طرق مختلف بی حرمتی و اهانت کرده‌اند.

نمونه‌های بارز این اهانت‌ها علاوه بر اینکه در طول 8 سال دولت اصلاحات انجام شد در طول 4 سال اخیر نیز در رسانه‌هایی چون سایت اینترنتی "خبرنامه امیرکبیر" و نشریات وابسته و به خصوص محیط‌های اجتماعی مجازی چون سایت اینترنتی "بالاترین" رخ داد، هر چند که در این رسانه‌ها مطالب توهین آمیز دیگری درخصوص پیامبر اسلام و ائمه معصومین (ع) نیز منتشر شد و هم اکنون نیز می‌شود.

*ماهیت طرفداران میرحسین موسوی

می‌توان اعضای طیف غیرقانونی علامه تحکیم وحدت را بخشی از این افراطیون دانست که حسینعلی منتظری را رهبر معنوی خود دانسته و از چندین ماه پیش از برگزاری انتخابات دهم تمام تلاش خود را برای کاندیداتوری عبدالله نوری به کار بسته بودند.

اما علاوه بر این گروه، طرفداران دیگر موسوی را افرادی تشکیل می‌دادند که یا طرفدار محمد خاتمی بودند و اکنون مجبور بودند از موسوی حمایت کنند و یا کسانی بودند که به خاطر سابقه نخست وزیری موسوی در زمان امام راحل و مطرح کردن شعارهایی چون ادامه دادن راه امام به وی رای دادند.

*بزرگترین اشتباه میرحسین موسوی

شاید بزرگترین اشتباه میرحسین موسوی روی خوش نشان دادن به افراطیون و حتی در مواقعی نیز تاثیرپذیری از آن‌ها بود.

میرحسین موسوی در اولین کنفرانس خبری خود که در ساختمان روزنامه اطلاعات برگزار شد به خاطر حمایت های احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و همچنین انتصاب فردی به نام "علی وفقی" که از اعضای طیف علامه بود به عنوان مسئول شاخه جوانان ستاد انتخاباتی‌اش از سوی خبرنگاران مورد سرزنش قرار گرفت.

مطرح کردن شعار ادامه دادن راه امام (ره) و تعامل با این افراد و گروه‌ها که بارها به ساحت امام بی حرمتی کرده بودند، خبرنگاران را در همان ابتدای کاندیداتوری موسوی با تناقضی مواجه کرده بود که به دنبال پاسخی برای آن می‌گشتند.

*کاری که موسوی باید می‌کرد و نکرد

شاید عاقلانه‌ترین کاری که میرحسین موسوی باید با دیدن این حساسیت‌ها باید انجام می‌داد ایجاد تغییراتی در رفتار سیاسی خود اعمال و به عبارتی جدا کردن راه خود را از افراد بد‌سابقه جدا بود اما او این کار را نکرد.

پس از آنکه میرحسین موسوی در انتخابات دهم شکست خورد و با مطرح کردن ادعای "تقلب" خودش را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار داد، افراطیون به این نتیجه رسیدند که موسوی همان فرد دلخواهشان است و می‌توانند بر روی او حساب ویژه‌ای باز کنند.

*موسوی جوگیر شد

اینگونه بود که در رسانه‌ها و سایت‌های زنجیره‌ای خود به شکل گسترده‌ای از موسوی حمایت و از رفتارهای ساختارشکنانه وی استقبال کردند.

موسوی بیانیه صادر می‌کرد و رسانه‌های متوهم سبز هم با آب و تاب فراوان به مثابه آنچه از عالم غیب ابلاغ شده است، آن را بازتاب می‌دادند.

تداوم این رفتارها باعث شد تا موسوی ماهیت اصلی خود را نشان بدهد و با وجود اینکه ادعای ادامه دادن راه امام را مطرح کرده بود، به شیخ طرد شده از سوی امام نامه بنویسد و از او کمک بخواهد!

شاید بهترین واژه‌ای که بتوان برای رفتارهای موسوی به کار برد واژه "جو گیری" باشد و این جوگیری باعث شد تا رفته رفته بدنه اجتماعی طرفداران وی دچار ریزش شود و از آن تنها افراطیون باقی بمانند.

*افراطیون چه کردند؟

باید قبول کرد مطرح شدن شعارهایی چون "نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران"، "نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی"، "مرگ بر دیکتاتور" و شعارهایی از این قبیل نیز توسط همین بخش از طرفداران افراطی موسوی ساخته شد و به میان حامیان دیگر وی راه یافت.

اگرچه بسیاری از اصلاح طلبان نیز آن را محکوم کردند اما با این حال موسوی با سکوت خود مهر تائید بر آنها زد.

پاره کردن تصاویر امام خمینی (ره) نیز اقدامی است که در روز دانشجو توسط همین دسته از حامیان موسوی انجام شده، ولی به پای کل حامیان موسوی نوشته شده است.

*موسوی چه کار کند؟

موسوی اکنون باید تغییری اساسی در رفتار خود اعمال کند و حالا که به خاطر این اقدام طرفداران افراطی خود از سوی اقشار مختلف مورد سرزنش قرار گرفته از آن‌ها تبری بجوید چرا که ممکن است در آینده‌‍ای نزدیک رفتارهایی گستاخانه تر از اهانت به تصاویر امام (ره) در کارنامه "طرفداران موسوی" نگاشته شود؛چراکه سابقه این افراطیون نشان داده که آنها ابایی از اهانت به مقدسات دینی ندارند و ممکن است روزی به کتاب قرآن و مقدسات نیز توهین کنند که در اینصورت کار موسوی تمام شده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

جناب خاتمی و تحریف تاریخ

لطفاً بدون هیچ مقدمه ای، بخشی از افاضات اخیر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد آقای خاتمی به مناسبت عید سعید غدیرخم را مطالعه بفرمائید:

در ۱۴۰۰ سال پیش امیرمؤمنان تنها به خاطر رضایت مردم از حکومت کنار کشید و اگر نبودند و او را نمی‌خواستند حکومت را به دست نمی‌گرفت!!!

برای خواندن سخنان سید محمد خاتمی در روز عید غدیر خم روی اینجا کلیک کنید.

آنطوری که بنده میدانم و خوانده ام و شنیده ام؛ امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) بعد از رحلت حضرت رسول اکرم، محمد مصطفی(صلی الله و علیه و آله و سلم)،برای رسیدن به حق واقعی خود یعنی خلافت بر مسلمانان که راه رستگاری همه آنان بود؛ اقدام به مجادله نفرمودند و بنا بر مصالحی سکوت اختیار کردند؛ تا بعد از قتل خلیفه سوم، عثمان.

بعد از آن بود که جمعیت مسلمانان به ایشان رجوع کرده و خواستار قبول خلافت از سوی ایشان شدند . ایشان نیز در نهایت و بعد از ادای این سخن و گرفتن بیعت از مسلمانان، مسئولیت خلافت را پذیرفتند:

بیت المال را حتی اگر کابین(مهریه) زنان خود هم کرده باشید از شما پس خواهم گرفت.

و باز تا انجا که میدانم بابت این اقدامات حق طلبانه ایشان بود که جنگ جمل به راه افتاد و پس از آن نیز حضرت علی(علیه السلام) با لشکر شام به رهبری معاویه جنگیدند و بعد از آن هم فتنه ی خوارج را سرکوب فرمودند و نهایتاً در محراب به شهادت رسیدند.

 

خیلی خوشحال میشوم که شما هموطن عزیز اگر این مطلب بنده را مطالعه فرمودید به سوالات ذیل پاسخ دهید که:

1.   آیا در روزهای اولیه بعد از رحلت حضرت رسول اکرم، محمد مصطفی(صلی الله و علیه و آله و سلم) حضرت علی (علیه السلام) از حکومت کنار کشیدند؟ یعنی در روز های نخست پس از رحلت ایشان،اول به حکومت رسیدند و بعد از آن بود که از حکومت کنار کشیدند؟!! و یا آنکه اکثریت مهاجرین و انصار، به ایشان برای خلیفه شدن مراجعه نکردند و شخص دیگری را به خلافت برگزیدند؟

2.   میبینید که جناب خاتمی بنابر نقل قولی که از ایشان شده است از اصطلاح به حکومت رسیدن استفاده کرده اند! در حالی که به عقید بنده، به حکومت رسیدن تومنی هفت صنار! با رسیدن به خلافت توفیر دارد. ندارد؟

3.   آنطور که بنده شنیده ام؛ حضرت علی(علیه السلام) بعد از رسیدن به خلافت در برابر شورش معاویه و لشکریان شام ایستادگی فرمودند و هرگز بنابر قول جناب خاتمی، خواستن یا نخواستن اهالی شام را دلیل بر سلب خلافت از خود بر دیار شام، قرار ندادند. آیا اطلاعات تاریخی بنده ایراد دارد؟ یعنی این امام بزرگوار به شامیان به سبب نخواستن، اجازه داد که از فرمان ولی امر سرپیچی کنند؟

4.   آیا میان اهالی شام و برخی مردم امروزی کشور خودمان شباهتی وجود دارد؟ شایان ذکر است که شامیان وجود مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را درک نکرده بودند. و معاویه نیز از همین روزنه برای اغفال آنان بهره گرفت.

5.   آیا بی بی سی و صدای آمریکا و العربیه و  رادیو فردا و کلی بوق های استکباری دیگر عملکردی به مانند معاویه را در زمان ما ندارند؟

6.   به نظر شما، یک شخص به ظاهر آزاده چگونه ممکن است دست به تحریف تاریخ بزند؟ آیا پای مطامع شخصی در میان است یا داستان از قرار دیگری است؟

۷. اگر روزی(بر فرض محال) ماجرای خلافت امام اول ما شیعیان را کسی تحریف کرد؛ وظیفه بنده شما در برابر این اقدام او چیست؟

۸.وظیفه ما در برابر کسی که مدعی قبول اصل ولایت مطلقه فقیه است اما در عمل کار خودش (یا شاید هم کسان دیگری همچون اجانب و . . .) را انجام میدهد چیست؟

۹.آیا سایت های خبری و تحلیلی و روزنامه های ما در خواب ناز تشریف دارند که از جناب خاتمی در مورد سخنان گهربارشان! توضیح نمیخواهند؟

زیاده جسارت است.

یاعلی

نوشته ای از علی میرزائی آذرماه 1388

وبلاگ نویس شهرما

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

بیانیه هنرمندان در محکومیت هتک حرمت به امام
بیانیه جمعی از هنرمندان در محکومیت هتک حرمت به ساحت امام(ره)

 

عشق به خمینی (ره) دفتری است، مقدس و آکنده از اسرار الهی؛

جمعی از هنرمندان با توجه به وقایع اخیر و اهانت به ساحت امام خمینی(ره) بیانیه‌ای را منتشر کردند.

به گزارش فارس، در متن این بیانیه آمده است:

ای خمینی (ره) کبیر، سلام خداوند و صالحان درگاهش بر تو باد.

ای آموزگاری که بر صفحه بلند عزت تاریخ ایستاده‌ای. سلامت می‌گوییم و در قلب شیدائی‌مان مأوایت می‌دهیم و آزادترین ترانه‌های رها شده از ورای سیم‌های خاردار، میله‌های سیاه و سیاه‌چاله‌های ستم در دوران طاغوت را دوباره نثارت می‌کنیم.

ما در سایه دستان امن مخلص و پر از ایمان و آزادی‌خواهی تو و خلف صالحت مأوا داشته و نام داریم و در نزد پروردگار عالمیان، با عشق به راه تو، روی سپید و آبرومندیم.

در بخش دیگری این یادداشت آمده: عشق به خمینی (ره) دفتری است، مقدس و آکنده از اسرار الهی که نام با هیاهو و اهانت پاره می‌شود و نه با ترس دنیاپرستان از عشق‌ورزی به حق و حقیقت در تاریکی جهل و لجاجت پنهان می‌ماند و اگر در گمنامی محض بمیریم، با نام خمینی (ره) و خامنه‌ای زنده‌های همیشه تاریخ هستیم. زیرا آنان مظهر مظلومیت و آزادی سعادت‌آور ملت بلکه امت‌اند که از احساسات اصیل روح‌الهی و انسانی خورشید دلنواز ائمه اطهار (ع) مملو و ساری‌اند و ما نیز پیروان آنانیم. اما بیچاره‌ آنان هستند که در کنار امام خود، خورجین‌شان پر از باور بود ولی خالی از هر اعتقادی، تا اینکه امروز دستان مرموزشان در مقابل ملت رو می‌شود. گویی برخی کسانی که زمانی در کشتزارهای خرد، برای استقرار اسلام، استقلال و آزادی و خداترسی تو را ای خمینی (ره) کبیر همراه بودند دیگر از محاسبات رستاخیز خویش غافل گشته و بر طبل بازگشت از دلیل و برهان ایمان خود می‌کوبند و آگاهانه یا ناآگاهانه آب در آسیاب فرعونیان زمان می‌ریزند تا شاید به نوای عاجله خویش نائل شوند. یا گویی فراموش کرده‌اند چگونه گرده سرزمینی که منقش به شلاق تاریخی استعمار و طاغوت و استکبار بود، به یک‌باره چگونه از خاکستر چند صد ساله تحجر و ستم قد برافراشت و با شعله‌های گرم خورشید ولایت و وحدت جان گرفت و دوباره روئید و بر بلندای قله عزت و ایمان و استقلال و آزادی دنیا ایستاد.

آنان را به تصور رؤیای شیرین خردمندان، پس از توبه شبانه از لجاجت‌های هوای نفس، دعوت می‌نماییم و خود سعی می‌کنیم غم دل را از اهانت به ساحت قدسی‌ات با این جمله از یاد ببریم که ای معلم صبور دوباره بخوان بنام پروردگارت از حنجره زخم خورده خلف صالحت یُریدون ان یطقوا نورالله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرین (سوریه توبه آیه 32)، که ما کاشف رازهای دفتر عشقیم و تشنه نصرت خداوند.

امضاءکنندگان این بیانیه عبارتند از: حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان، فرج‌الله سلحشور، جهانگیر الماسی، اکبر عبدی، پرویزشیخ طادی، جمال شورجه، محمد صادق آذین، محسن علی‌اکبری، حسن نجاریان، اسماعیل سلطانیان، اسرافیل علمداری، عباس قلیچ‌لو، کورش زارعی، مجتبی بیطرفان، نسرین نکیسا، سعیده عرب، سیدمهدی فرخ‌پور، اسماعیل حاج‌حیدری، روح‌انگیز شمس، علی درخشی، مسعود ده‌نمکی، محمد هاشم‌پناه، وحید یامین‌پور، محمود عالیشوندی، مقیمی، معطری، محمدرضا داودنژاد، کیوانیا، علیرضا لرستانی، عباس سالاروند، روح‌الله برادری، مرتضی شاه‌کرمی، زینال ایزدپناه، خلیل عقاب، افشین چگینی، پیرحیاتی، مصطفی پورحامدی، محمد اکبرزاده، امیر صادقی، رامین راستاد، علیرضا حقیقی، مهدی آقایی، حامد قوام، فرهاد مسکوک، سیدابوالفضل سیدالنگی، بهرام صادقی مرینانی، رمضانپور.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

فردای جریان فتنه،امروز منافقین است
شاکری: فردای جریان فتنه، امروز منافقین است

 

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی گفت : فردای جریان فتنه امروز منافقین است، اگر این جریان برنگردد به سرنوشت منافقین دچار خواهد شد.

مجتبی شاکری در گفت و گو با ایرنا با اشاره به بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب در دیداربا جمعی از طلاب و روحانیون مبنی بر اینکه نمی خواهیم این افراد را طرد کنیم بنای ما بر جذب است، بیان داشت: زاویه ای که جریان دوم خرداد و جریان سبز از اندیشه امام ، قانون اساسی ، رهبری و مردم گرفتند موجب شد در مسیری قدم بردارند که در آن چیزی جز راهی که منافقین رفتند ، نبود بنابراین آنها از آرمان ها و اندیشه های مردم فاصله گرفتند.

وی خاطرنشان کرد : اگر این جریان برنگردد به سرنوشت منافقین دچار خواهد شد راهکار برگشتن هم مشخص است نسبت به نوشته ها و گفته هایی که داشتند ، توبه کنند همچنین از منحرفین و فاسدین مانند سلطنت طلبان و منافقین تبری بجویند اگرچه جسارت و اهانتی که به نظام وارد کردند ، غیر قابل جبران است .

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در ادامه اظهار داشت : اعای تقلب در انتخابات یک دروغ آشکار بود و به رغم اینکه وزرای کشور دوم خردادی هم گفتند تقلب امکانپذیر نیست اما آنها نپذیرفتند و سیر غلط را ادامه دادند.

وی با اشاره به زمینه هایی که موجب اهانت به ساحت حضرت امام (ره) شد گفت : این زخمی که به قلب و وجود مردم زده شد حاصل همکاری چند گروه بود؛ یک گروه در دانشگاه مشهد زمینه را ایجاد کردند که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام قبل از 16 آذر در میان دانشجویان صحبت کرد و روایتی را گفت مبنی بر اینکه پیامبر به امیرالمومنین گفت اگر زمانی رسید مردم اعتراض داشتند ولایت الهی تو برقرار است اما تو اصرار بر ماندن نکن این گروه با این صحبت ها به دانشجویان خط داد که اعتراض کنند.

مجتبی شاکری افزود: نتیجه این صحبت ها اهانت به ساحت حضرت امام در 16 آذر بود بنابراین مسئولیت این رفتارها با کسانی است که این طور صحبت می کنند کسانی که بیانیه می دهند و نظام را متهم می کنند این رفتارها نمی تواند مردم را قانع کند که این افراد بنا دارند برگردند.

وی با تاکید براینکه رفتار جریان سبز خارج از نظام است ، تصریح کرد : زاویه این جریان عبور از قانون اساسی است اما باید بدانند آستانه تحمل مردم و نظام تا حدی است؛ همین الان مردم معترض هستند چرا با این افراد مماشات می شود قوه قضاییه باید پیگیر باشد.

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران درباره بخش دیگری از بیانات رهبرمعظم انقلاب مبنی بر اینکه این جریان خود به خود حذف می شود، خاصیت جریان باطل این است کف روی آب است ، بیان کرد : بسیاری از هواداران آن ها فرو ریختند زیرا دیگر استدلال های سست را نمی پذیرند این ها در ابتدا تشکیلاتی با 390 هزار عضو داشتند که همه آنها کارت عضویت داشتند اما تعداد آن ها درروز قدس به 15 هزار نفر و در13 آبان به پنج هزار نفررسید در16آذر هم تعداد آن ها بسیار کم بود این موضوع نشان می دهد به تدریج این ها ذوب خواهند شد.

وی درباره ادامه رفتارهای برخی افراد برای ادامه فتنه خاطرنشان کرد: این رفتارها در جامعه ما جواب نمی دهد این جا اوکراین و روسیه نیست جنس اعتقادات مردم ما متفاوت است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

مجازات های مشکوک برای دو مسلمان در آمریکا
مجازات های مشکوک برای دو مسلمان در امریکا

 

دادگاهی در آمریکا دو مرد مسلمان را به این دلیل که یک سری عکس و فیلم از واشنگتن و شهرهای اطراف محل سکونت خود گرفته و آنها را برای کسانی فرستاده اند که این دادگاه آنها را مشکوک تشخیص داده , به مجازات های سنگینی محکوم کرده است.

این حرکت ها علیه مسلمانان ساکن آمریکا در حالی است که کسانی که حتی فوق محرمانه ترین اطلاعات در آمریکا را هم ربوده و در اختیار اسرائیل قرار می دهند , تبرئه می شوند.

در ماه های اخیر یک دانشمند آمریکایی به ازای 11 هزار دلار, تمام اطلاعات فوق محرمانه فضایی و سیستم موشکی و دفاع موشکی آمریکا را به دلال قلابی اسرائیل داد اما درنهایت پرونده اش محو شد.

در نمونه دیگری, اخیرا یک باند گسترده از خاخام های یهودی دست اندرکار در پولشویی و قاچاق قطعات بدن از فلسطین به آمریکا و اسرائیل در واشنگتن کشف شد اما پرونده این حرکت غیرانسانی نیز به بایگانی سپرده شده است.

سیستم قضایی آمریکا کلا در اختیار صهیونیست ها است و به همین دلیل محاکمه های عمدتا بی دلیل و مجازات های سنگین برای مسلمانان به امری عادی در این کشور تبدیل شده است.

ظاهرا حتی برخی قضات در آمریکا با صدور احکام سنگین تر برای مسلمانان درآمد بیشتری کسب می کنند به گونه ای که در همین پرونده ای که روز دوشنبه نتیجه آن اعلام شد , قضات دادگاه بدوی برای این دو مسلمان به دلیل ارسال عکس و فیلم برای اقوامشان که دادگاه آنها را مشکوک تشخص داده , 60 سال مجازات تعیین کرده بودند که این رقم اکنون به 17 سال تبدیل شده است.

احسان الاسلام صادقی متهم اصلی این پرونده به 17 سال و سید حارث احمد هم به 15 سال زندان محکوم شده است.

رسانه های آمریکایی روز دوشنبه به نقل از مقام های دادگاه گفتند که صادقی در دور نخست محاکمه خود به این دلیل محکوم به 60 سال زندان شده بود که دفاع از خود را خودش به عهده گرفته و در نطق دفاعیه اش به مدت 50دقیقه در باب ارزش های دین اسلام سخنرانی کرد و آیاتی از قران را به دو زبان عربی و انگلیسی قرائت نمود.

وی در همین جلسه گفته است که "من در خواست هیچ گونه رای را از این دادگاه نمی کنم چرا که برای من هیچ فرقی نمی کند, من در مقابل هیچ حکمی به جز حکم خداوند سر فرود نمی آورم".

طبق حکم این دادگاه , صادقی حتی پس از گذراندن 17سال زندان , باید 30 سال تحت نظر باشد.

در حکم دادخواست این دو نفر اعتراف شده که هیچ یک از آن ها خطری فوتی و فوری برای امنیت آمریکا تولید نمی کرده اند اما بنا بر مدارک به دست آمده با فرستان عکس و تصاویر ویدیوئی برای اشخاص مشکوک به فعالیت های تروریستی در سال 2005 میلادی , مرتکب جرم شده اند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

خمینی در کلام خمینی

امروز منافقین میخواهند به اسم خمینی، راه خمینی را محو کنند. حال آنکه خمینی همه­ی وجودش محو در اسلام بود و محو او محال هست چون محو اسلام محال است.

دیدید غلط کردید.خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. با سرنیزه نمی­شود اصلاحات کرد‚ با نوشتن خمینی خائن به دیوارهای تهران که مملکت اصلاح نمی­شود‚ دیدید غلط کردید دیدید اشتباه کردید خاضع به احکام اسلام شوید‚ ما شما را پشتیبانی می­کنیم. اگر از آزاد نمودن ما برنامه دیگری دارند‚ اگر خیال دیگری در سر دارند‚ اگر می­خواهند آشوب کنند بسم الله بفرمایند.  صحیفه نور ج1 ص65

مگر خمینی بمیرد. مگر ما می­گذاریم این مطالب بشود مگر خمینی بمیرد‚ نعوذبالله مراجع اسلام هم خدای نخواسته از بین بروند‚ وقتی رفتیم ما دیگر تکلیفی نداریم لکن ملت اسلام هست‚ ملت اسلام باز زنده است‚ الان با تمام وجودم تو را دوست دارم.زندگی از سرگرفته است. صحیفه نور ج1 ص79

خمینی می­تواند تفاهم کند با ظلم؟! غلط می کند! ..اسلامی که پیغمبر اسلام این قدر زحمتش را کشیده است‚ ائمه هدی این قدر خون دلش را خورده اند‚ علمای اسلام این قدر زحمت کشیده­اند‚ خمینی و امثال خمینی می­توانند که یک چیزی بگویند که بر خلاف مصالح اسلام باشد! خمینی را از جامعه بیرون می­کنند.صحیفه نور ج1 ص70 

فرض کنید خمینی هم خرد شود. الا فرض کنید من هم خرد بشوم‚ دیگران هستند‚ همچو نیست که ملت ایران حالا احتیاج به خمینی داشته باشند. احتیاج به هیچ کس ندارد‚ خودش است‚ خودش الان ایستاده قائم است خودش بالنفسه‚ بیخود آنها خیال می­کنند که اگر ما هم از بین برویم‚ بکشند یا منحط کنند‚ مساله خوابیده است و دوباره آنها برمی­گردند و نفت ما را می­برند و همه خزائن ما را غارت می­کنند. نخیر‚ دیگر گذشته است این مطلب. صحیفه نور ج6 ص61 

والله اسلام تمامش سیاست است، من پاپ نیستم. اسلام این نیست‚ والله اسلام تمامش سیاست است‚ اسلام را بد معرفی کرده­اند‚ سیاست مدرن از اسلام سرچشمه می­گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم‚ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم‚ پایگاه استقلال اسلامی اینجاست. صحیفه نور ج1ص65

وقتی خمینی را بکشند. گر خمینی را بکشند‚ چه خواهد شد‚ نه‚ این حرفها نیست در کار. همه شما بحمدالله هستید و کشور خودتان را حفظ می­کنید و مساله‚ مساله اسلام است. صحیفه نور ج15 ص98

آمریکای جهانخوار باید بداند که ملت عزیز و خمینی تا نابودی کامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت.ج14 ص266

اشتباه نکنید‚ اگر خمینی هم با شما سازش کند ملت اسلام با شما سازش نمی­کند. صحیفه نور ج1 ص79

خمینی دست یکایک شما را می­بوسد و به یکایک شما احترام می­گذارد و یکایک شما را رهبر خودش می­داند که بارها گفته­ام من با شما یکی هستم و رهبری در کار نیست. صحیفه نور ج15 ص23

خمینی و فتح جهان.قدرت و ابرقدرت­ها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت­پرستی است ادامه می­دهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام‚ این پابرهنه­های مغضوب دیکتاتورها‚ خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می­نمایند سلب خواهد کرد. صحیفه نور ج20 ص114

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

رژیم صهیونیستی اشتباه دیگری نکند
رهبر انقلاب:اگر رژیم‌صهیونیستی جنگ دیگری علیه غزه شروع کند،تودهنی سخت‌تری خواهد خورد

 

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند:جمهوری اسلامی ایران، مسئله فلسطین را مسئله خود، و حمایت از آن را وظیفه شرعی و اسلامی می داند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس و هیأت همراه، با تجلیل از مقاومت مردم فلسطین و گروههای مقاومت از جمله حماس، تأکید کردند: تنها راه نجات فلسطین، مقاومت و ایستادگی، و توکل به خدا، در کنار عمل و اقدام است.

ایشان آینده قضیه فلسطین را با وجود همه سختیها و ظلم ها و جنایتهایی که بر ضد مردم این سرزمین می شود، روشن و امیدبخش دانستند و افزودند: این وعده تخلف ناپذیر خداوند است که پیروزی و نصرت الهی متعلق به کسانی است که به خدا اعتقاد دارند و در راه او جهاد می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دو وجه حوادث فلسطین، این حوادث را از بزرگترین حوادث تاریخ خواندند و خاطرنشان کردند: یک وجه این حوادث ایستادگی مردم غزه در مقابل سخت ترین فشارها است و وجه دیگر آن، خیانت برخی اعراب بظاهر مسلمان در قبال مردم فلسطین است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه ایستادگی رهبران حماس در مقابل فشارها، تهدیدها، و بازیهای سیاسی، بسیار ارزشمند است افزودند: جمهوری اسلامی ایران، مسئله فلسطین را مسئله خود، و حمایت از آن را وظیفه شرعی و اسلامی می داند.

ایشان با اشاره به تلاشهای گسترده دشمنان برای سوق دادن ایران به سوی موضع بی تفاوتی در قبال فلسطین خاطرنشان کردند: دشمنان از همه راهها وارد شدند اما سرشان به سنگ خورد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: یکی از علل اصلی دشمنی استکبار با جمهوری اسلامی ایران، موضوع فلسطین است و اگر ایران در قضیه فلسطین کوتاه می آمد، بسیاری از این دشمنی ها کم می شد ولی ما در این قضیه ایستاده ایم و کوتاه نخواهیم آمد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حمایت ملت ایران از موضوع فلسطین خاطرنشان کردند: اینکه ملت ایران، حمایت از موضوع فلسطین را از عمق جان باور دارد، به برکت امام خمینی (ره) است که این موضوع را به درستی تا عمق جانها و ایمانهای مردم ایران نفوذ داد.

ایشان با تأکید بر اینکه اگر قضیه فلسطین به درستی حل شود، بسیاری از مشکلات امت اسلامی حل خواهد شد، به تهدیدهای اخیر رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین اشاره کردند و افزودند: اگر رژیم صهیونیستی جنگ دیگری را علیه مردم غزه شروع کند، این بار تو دهنی سخت تر و شکست سنگین تری خواهد خورد و بیشتر از شکست قبلی، در جهان رسوا خواهد شد.

در این دیدار آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس ضمن قدردانی از مواضع شجاعانه رهبر انقلاب اسلامی، و ملت و دولت ایران در حمایت از مردم فلسطین، گزارشی از آخرین وضعیت غزه و کرانه باختری رود اردن ارائه کرد و گفت: مقاومت، انتخاب استراتژیک حماس، گروههای مقاومت، و مردم فلسطین است، و به هیچ وجه در مقابل فشارهای سیاسی و نظامی تسلیم نخواهیم شد.

وی با اشاره به تهدیدهای نظامی اخیر رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه تأکید کرد: رژیم صهیونیستی اگر مرتکب اشتباه شود و جنگ دیگری را آغاز کند، این بار متحمل شکست سخت تری خواهد شد زیرا مردم مؤمن غزه با وجود همه فشارها، اکنون روحیه و توان ایستادگی بالاتری نسبت به جنگ 22 روزه دارند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

استراتژی امام در برخورد با آشوب طلبان دانشگاه
استراتژی برخورد با آشوب طلبان دانشگاه در کلام حضرت روح الله
این اشخاصى که حالا افتاده‏اند توى دانشگاهها و فساد مى‏کنند، خودتان بیرونشان کنید

 

این روزها اگر چه در دانشگاه‌ها به دلیل نفوذ یک جریان فاسد، شاهد هتک حرمت به مقدسات مردم ایران و حضرت امام بوده ایم، اما سیری در تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی نشان دهنده این است که این فضای سو استفاده سیاسی از دانشگاه مربوط به این روزها نبوده و در اوایل انقلاب نیز که دانشگاه برای برخی جریانات سیاسی فاسد و مخالف انقلاب به عنوان یک سنگر تبدیل شده بوده است، رویکردهای مشابهی با رویکردهای امروز جریان فاسد در دانشگاه اتخاذ کرده بودند، در همان ایام است که حضرت امام خطاب به فرزندان انقلابی خود در دانشگاه ها، رهنمودهایی را برای مقابله با این جریان فاسد مطرح فرمودند، که در ادامه این رهنمودها برای استفاده فرزندان انقلابی حضرتش در دانشگاه ها توسط رجانیوز منتشر می شود:

نشسته اید تا کمونیست ها دانشگاه ها را قبضه کنند؟!

آقا شما نشسته اید که چهار تا کمونیست بیایند در دانشگاه و قبضه کنند دانشگاه را!؟ شما مگر کمتر از آنها هستید؟ عدد شما بیشتر از آنهاست؛ حجت شما بالاتر از آنهاست. شما این مسائل را که بگویید، خیانت اینها را مى‏توانید واضح بکنید در آن مکان، در دانشگاه. خیانتشان را مى‏توانید واضح بکنید که خودشان بگذارند بروند. بایستید، صحبت کنید. بگویید آقا، خوب بیایید یکى یکى بگویید ببینم شما چکاره هستید آمده اید توى دانشگاه دارید اخلال مى‏کنید؟ مى‏خواهید چه بکنید؟ مى‏خواهید درس بگویید برایمان؟ شما کار خودتان را اول حساب بکنید که چکاره هستید توى این مملکت. شما از اهل این مملکت هستید، یا عمال غیر هستید خودتان را به ما مى چسبانید؟ بایستید آقا بگویید. البته باید اشخاصى هم که گوینده هستند بیایند در دانشگاه‏...در هر صورت عمده، فعالیت خود شماهاست....اینها تودهنى مى‏خواهند آقا! عدد شما زیادتر است؛ حجت شما بالاتر است؛ خیانت آنها واضح است. گفتن مى‏خواهد. اجتماع بکنید، بگویید مطالب را. یک رئیس، یک معلم را که مى‏بینید کمونیستى است بیرونش کنید از دانشگاه. من نمى‏گویم حالا جنگ بکنید با آنها، جنگ نمى‏خواهیم حالا بشود، اگر یکوقتى منتهى به این شد، به یک روز اینها را بیرونشان مى‏کنیم! اما حالا نمى‏خواهیم یک جنگى بشود؛ مى‏خواهیم حالا با ملایمت بشود؛ اما خوب، با صحبت. آنها صحبت مى‏کنند؛ شما هم صحبت بکنید. شما ننشینید یکى دیگر برایتان صحبت بکند؛ یک روحانى بیاید صحبت کند؛ خودتان بروید، هر کدامتان مى‏توانید، در مقابل آنها بایستید صحبت کنید. آن مى‏گوید؛ شما هم بگویید. آن وقت یکى یکى انگشت بگذارید روى کارهایشان که تو این کارى که مى‏کنى براى چیست؟ تو، تو تابع کى هستى که این کارها را مى‏کنى؟ تو ایرانى هستى و این کار را مى کنى، یا امریکایى هستى یا شوروى؟ یا براى آنها کار مى‏کنى، یا براى ایران. اگر براى آنها کار مى‏کنى، جاى شما اینجا نیست، برو آنجاها کار بکن.
23 خرداد 1358


ضرورت جلوگیری، شفاف سازی و بحث چهره به چهره

باید جلویشان را بگیرید. مسائل را به آنها بگویید؛ در دانشگاه بنویسید، منتشر کنید. کسانى که برخلاف این هستند، بروید یکى یکى پیش آنها، بروید بگویید شما اینکاره هستید. شما چه مى‏گویید باز به ما؟ چطور مى‏خواهید یک دانشگاه را در دست بگیرید در صورتى که اخلالگر هستید؟ یک اخلالگر دزد که نمى‏تواند دانشگاه را اداره کند ... باید جلویشان را بگیرید. مسائل را به آنها بگویید؛ در دانشگاه بنویسید، منتشر کنید. کسانى که برخلاف این هستند، بروید یکى یکى پیش آنها، بروید بگویید شما اینکاره هستید. شما چه مى‏گویید باز به ما؟ چطور مى‏خواهید یک دانشگاه را در دست بگیرید در صورتى که اخلالگر هستید؟ یک اخلالگر دزد که نمى‏تواند دانشگاه را اداره کند ...
23 خرداد 1358


بیرون کردن مفسدین و ایستادن مقابل آن ها

اینها مى‏خواهند دانشگاه را نگذارند آدم تویش پیدا بشود و شما جدیت کنید که آدم پیدا بشود. شما جدیت کنید که این اشخاصى که حالا افتاده‏اند توى دانشگاهها و دارند فساد مى‏کنند، خودتان بیرونشان کنید. نیایید شکایت کنید که در دانشگاه یک کسى آمده و دارد حرف مى‏زند. خوب، برو مقابلش بایست. بگو آقا تو چه مى‏گویى؟ تو براى ملت دلت مى‏سوزد؟ اگر براى ملت دلت مى‏سوزد
25 خرداد 1358


این جمعیت اخلالگر در اقلیت واقعند

مهم این است که اینها در این جمعیتى که اخلالگرند در اقلیت واقعند. اکثر که اینطور نیستند که اخلالگر باشند و این جمعیتِ اکثر باید از اختلافاتى که خودشان اگر در بینشان هست، دست بردارند و با اجتماع خودشان بدون اینکه یک درگیرى، یک اختلاف عملى بشود، با اجتماع خودشان اینها را از صحنه خارج کنند که نتوانند آنها فعالیت بکنند. مهم این است که خود کسانى که در دانشگاهها هستند، در مواردى هستند که آموزش و پرورش هست در آن، چه اساتید و چه جوانهایى که آنجا هستند، اینها خودشان به طور معقولى جلوگیرى بکنند، چون اینها حرفى ندارند. اخلالگرها حرفى ندارند، همان فقط مى خواهند اخلال کنند. اگر هر کدام [مدعى‏] شد جلویش بروند بگویند خوب شما چه حرفى دارید؟ حرفت را بزن. خواهید فهمید که حرف ندارند. فقط حرف همه‏شان این است که اخلال کنند، نگذارند یک کارى انجام بگیرد و این مهمش دست خود دانشگاهیها و دانشسراها و خود اساتید و غیر اساتید هست که در این امر کمک کنند.
24 شهریور 1358


مشورت و مطالعه، عدم درگیری، بحث چهره به چهره

شما از این به بعد ان شاء اللَّه وقتى که دانشگاهها باز بشود، مبتلاى به این مسائل هستید و باید با هوشمندى و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادى را که مى‏بینید یا به اسم آزادى و نمى‏دانم این حرفها، که مى‏خواهند یک آزادى خاصى در کار باشد، دلبخواهى در کار باشد، نه آزادى مطلق، یا به اسم دمکراسى و امثال ذلک، الفاظ جالبى که در هیچ جاى دنیا معنایش پیدا نشده تا حالا، هرکس براى خودش یک معنایى مى‏کند، به اینطور چیزها گرفتار هستید که اینها مى‏خواهند عمل بکنند ..و شما باید با کمال توجه و بدون هیچ درگیرى- درگیرى صحیح نیست، نباید ما به آنها یک صورت حق به جانبى بدهیم. وقتى درگیرى شد و اکثریت شما دارید و فرض کنید که آنها را کتک زدید و چه کردید، این به نظر شاید اشخاصى بیاید به اینکه اینها حجتى نداشتند، کتک زدند، متوسل به زور شدند- اینها هر کدامشان آمدند در دانشگاه و گفتند، یک مطلبى را گفتند، بروید جلویش بگویید: چه مى‏گویید؟ یکوقت مى‏خواهد هیاهو کند، که اکثراً اینطورى هستند، اینها را سرانشان که وادار مى‏کنند به هیاهو، جمع بشوید دورش بگویید؛ آقا بنشین صحبتهایت را بکن. ببینید هیچ صحبت ندارد، فقط همین است که یک تشنجى ایجاد کند و نگذارد دانشگاه باز بشود و نگذارد دانشگاه عمل خودش را انجام بدهد. بدون اینکه با آنها جنگ و نزاع داشته باشید، با آنها به این نحو مقابله کنید. یا آنها اگر یک اجتماع صد نفرى، هزار نفرى، مى‏کنند، شما ده، بیست هزار نفر را اجتماع کنید، مسائل خودتان را بگویید، دعوا هم نکنید؛ این باید انجام بگیرد.
29 شهریور 1358


بحث با منحرفین

اسلام دین مستند به برهان و متکى به منطق است؛ و از آزادى بیان و قلم نمى هراسد، و از طرح مکتبهاى دیگر، که انحراف آنها در محیط خود آن مکتبها ثابت و در پیش دانشمندان خودشان شکست خورده هستند، باکى ندارد. شما دانشجویان محترم! نباید با پیروان مکتبهاى دیگر با خشونت و شدت، رفتار و درگیرى و هیاهو راه بیندازید. خود با آنان به بحث و گفتگو برخیزید، و از دانشمندان اسلامى دعوت کنید با آنان در بحث بنشینند، تا تهى بودن دست آنان ثابت شود. و اگر آنان با جنجال و هیاهو با شما مواجه شدند، از آنان اعراض کنید؛ و با خونسردى بگذرید که یکى از نقشه‏هاى آنها آن است که شما را به درگیرى بکشند و از آن استفاده غیر مشروع کنند. ما با آزادى و منطق موافق، ولى اگر توطئه و خرابکارى باشد، تکلیف دیگرى داریم.
31 شهریور 1358



گروه گروه شدن برای جلوگیری از بیداری است


متفکرهاى ما، روشنفکرهاى ما، همه دانشجویان و دانشگاهیان، بدانند که نقشه این است و آثارش را ما داریم مى‏بینیم. این گروه گروه شدنها براى همین است که نگذارند این انسجامى که بوده حفظ شود. مى‏خواهند نگذارند مردم بیدار بشوند و راه خودشان را پیدا کنند؛ همان راهى را که‏ اسلام دستور داده که همه با هم باشید. خداوند واعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِیعاً ولَا تَفَرَّقُوا (1) را بر مردم واجب کرده. همه با هم باشید و تفرق در کار نباشد. با تفرق همه فسادها هست. و با تمسک به خداوند همه صلاح و سعادتها هست
6 تیر 1358

قیام شجاعانه مقابل انحرافات

و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادى خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد ..
15 خرداد 1368.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

تصویر امام را زیر پرچم کروبی و موسوی آتش زدند
خاتمی:تصویر امام(ره) زیر پرچم کروبی و موسوی به آتش کشیده شد

 

سید احمد خاتمی از هدف فتنه گران برای از بین بردن نظام ولایی، ضرورت اعلام مواضع روشن از سوی هاشمی رفسنجانی، فاصله گرفتن موسوی و کروبی از مبانی امام (ره) و پشت پرده انتخاب هاشمی به ریاست مجلس خبرگان گفت.

خاتمی در گفت و گو با ایرنا به تحلیل و بررسی موشکافانه حوادث پس از انتخابات و راهکارهای بازگشت آرامش به کشور پرداخت.

توفیق در خطابه از ویژگی های بارز خاتمی‌ است ؛ با مطالعه‌ صحبت‌ کردن ، ‌منظم‌ و مرتب‌ بودن‌ بحث ، ‌عمق‌ قرآنی‌ و روایی‌ و به‌ روز بودن‌ و اشراف به ‌مسایل‌ سیاسی‌ از ویژی های مصاحبه با خاتمی است.
مشروح مصاحبه با سید احمد خاتمی را در پی می خوانید:

**کنارگذاشتن شورای نگهبان و ولی فقیه از راس جمهوری اسلامی هدف عمده اغتشاشگران بود

آیت الله سید احمد خاتمی حوادث و فتنه های پس از انتخابات را برنامه ای کاملا از پیش تنظیم شده دانست و اظهار داشت: طراحان اغتشاشات پس از انتخابات دو صورت را برای اجرای توطئه خود برعلیه نظام طراحی کرده بودند که بنابر شواهد و اعترافات دستگیر شدگان، درصورت اول و پیروزی در انتخابات قصد داشتند با تمام قوا به مقابله با ولایت فقیه برخیزند و اهداف مورد نظر خود را دنبال کنند.
وی عمده ترین هدف طراحان اغتشاشات را کنار گذاشتن ولی فقیه از راس جمهوری اسلامی ایران دانست و نشانه آن اظهارات سخیف ضد ولایت عنوان کرد که در آستانه انتخابات و پس از آن به ویژه در 25 خرداد مطرح کردند.
خاتمی افزود: در دومین حالت این گروه ها و افراد قصد داشتند اگر در انتخابات پیروز نشدند شعار تقلب را مطرح نمایند که مطرح کردند و بعد همفکرانشان اعتراف کردند که تقلب رمز اغتشاشات بوده است بنابراین واضح است که اغتشاشات اخیرمخلوق بعد از انتخابات نبود و قبل از انتخابات برای آن برنامه ریزی دقیقی صورت گرفته بود.

**درایت رهبر معظم انقلاب و همراهی مردم با نظام، کودتای مخملی دشمنان را ناکام گذاشت

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: شواهد زیادی مبنی بر نقشه از پیش طراحی شده دشمنان و گروه های معارض نظام وجود دارد که در این راستا می توان به اعترافات دستگیر شدگان اشاره کرد و نشانه دیگر این است که پیش از انتخابات، مسئولین سفارت انگلیس از شهروندان مقیم ایران خود ،خواستند که پس از انتخابات در خیابان ها ظاهر نشوند که گویای طراحی یک کودتای مخملی در ایران بود.
آیت الله سیداحمد خاتمی در ادامه بیان کرد: البته این مسئله به معنای این نیست که دشمنان توانستند در ایران کودتای مخملی به راه بیاندازند بلکه می توان گفت که این فتنه جویان از هر فرصتی برای رسیدن به اهداف غلط استفاده می کنند و امروز این درایت رهبری و همراهی مردم با ایشان است که این کودتا را ناکام گذاشته است.
وی با تاکید بر این که هنوز باید مراقب پس لرزه های فتنه های دشمنان باشیم، اطمینان داد که این پس لرزه ها هم با روسیاهی و شکستگی براندازان نظام به پایان خواهد رسید و اصولا به تعبیر قرآن کریم این ها کف آبند که از بین می روند "اما الزید فیذهب جفاءا" و به تعبیرمقام معظم رهبری مخالفان در برابر سیل خروشان ملت صفر هم به حساب نمی آیند.

**در حوادث پس از انتخابات نخبگان بصیرت بایسته ای را نداشتند

سید احمد خاتمی درباره برخی انتقادات مبنی بر اینکه نخبگان در حوادث پس از انتخابات نتوانستند نقش خود را به خوبی ایفا کنند، اظهار داشت: هرکسی که حوادث پس از انتخابات را دنبال کند به این واقعیت می رسد که برخی نخبگان بصیرت بایسته ای را در این حوادث نداشتند یعنی آنچه را که رهبر معظم انقلاب می دیدند نمی دیدند و فکر می کردند دعوا ، انتخاباتی است.
وی در ادامه از این موضوع به عنوان اشتباه نخبگان یاد کرد و گفت: در حالیکه در حوادث پس از انتخابات اصل نظام هدف قرار گرفت برخی نخبگان به این نکته توجه نکردند البته کسانی هم توجه داشتند و چه بسا به خیال خودشان خواستند به این نظام خالص اسلامی، آسیب برسانند ولی اینک شرایط به گونه ای است که به تعبیرقرآن کریم "قد تبین الرشد من الغی" راه درست از نادرست کاملا مشخص شده و دیگر ابهامی وجود ندارد امروز حامیان انقلاب اسلامی دریک سو قرار دارند و غیر آن ها در سوی دیگر، با این حرکات زشت که آخرین آنها اهانت به تصویر حضرت امام راحل بود که در زیر پرچم بعضی ها صورت گرفت نمی توان آن ها را دراردوگاه انقلاب دید.

**کسانی که با نظام ولایی مسئله داشتند پس از انتخابات به صحنه آمدند

عضو شورای مرکزی جامعه محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه از آغاز پیروزی انقلاب نظام ولایی مورد هجمه بوده است، تصریح کرد : از ابتدای انقلاب این نظام ولایی، هم از سوی بیگانگان و هم از سوی برخی از عناصر داخلی جاهل یا مغرض مورد هجمه قرار گرفته اما در حوادث پس از انتخابات پرده ها کنار رفت و تمام کسانی که با نظام ولایی مشکل داشتند به صحنه آمدند تا به این نظام آسیب برسانند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در این عرصه برخی آگاهانه و برای آسیب رساندن به نظام عمل کردند و برخی هم در این حوادث بصیرت بایسته ای نداشتند، البته این موضوع بی سابقه هم نیست در جریان مقابله با امیر المومنین(ع) با ناکثین ، قاسطین و مارقین هم کسانی شک کردند با اینکه جلودار امیرالمومنین(ع) بود ، اما آنها آمدند به مولا گفتند این ها هم نماز می خوانند این ها هم قرآن می خوانند ما با این ها نمی خواهیم بجنگیم که در این زمان امیرالمومنین فرمود نمی تواند کسی علمدار دین باشد مگر اهل بصیرت باشد اهل صبر باشد و اینکه عالم به مواضع حق باشد.

**هاشمی رفسنجانی باید به صراحت مواضع خود را در مقابل اغتشاشگران اعلام کند

امام جمعه موقت تهران درخصوص سکوت هاشمی رفسنجانی در قبال حرکات اغتشاشگران و توهین آنها به مقدسات بیان داشت: در رابطه با آقای هاشمی من از همین طریق درخواست می کنم که مواضعش را به صراحت و نه با اما و اگر در برابر اغتشاشگران اعلام کند.

** تصویر امام (ره) زیر پرچم کروبی و موسوی به آتش کشیده شده است

وی درباره آتش زدن عکس حضرت امام (ره ) توسط اغتشاشگران و توهین به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی توسط آنها، گفت : آتش زدن عکس امام (ره) و اهانت به ایشان جرم بسیار بزرگی است فرقه قانون شکنان زیر پرچم موسوی و کروبی و دیگران سنگر گرفته اند باید پاسخگو باشند. قانون شکنی ها ،حریم شکنی های آنها بستر این اهانت شد. امامی که یک مقاله توهین آمیز به ساحت مقدسش این انقلاب را به پا کرد و قطعا این خروشی که به منظورمحکوم کردن این اهانت صورت گرفته چشم فتنه را کور خواهد کرد.
عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت (ع) در ادامه با اشاره به نامه برخی چهره ها مبنی بر مونتاژ بودن تصویرآتش زدن عکس حضرت امام (ره) گفت: من وقتی این بیانیه را دیدم به یاد حرف نخست وزیر نظامی طاغوت ازهاری افتادم که مردم بر روی پشت بام علیه طاغوت تکبیر سر می دادند ازهاری می گفت کسی پشت بام نیست نوار می گذارند و می گویند مردم شعار می دهند . در مقابل شعار می دادند "ازهاری کذایی این ها همش نواره ، نوار که پا نداره".
وی در ادامه با تاکید بر خارج شدن برخی چهره ها از خط امام (ره) اظهار داشت : واقعیت این است که زیر پرچم آقایان و به حمایت از آنها عکس امام به آتش کشیده شده است چرا این کار را می کنند با این همه انحراف و کج روی از خط امام بسیار ساده اندیشی است که این ها را در خط امام بدانیم هیچ تردیدی نیست که