فصل هشتم :منتظری و کوبیدن دستاوردهای انقلاب
بزرگترین اشتباه منتظری
شاید بزرگترین اشتباه منتظری، سخنرانی تند وی در 22 بهمن 1367 ، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود. منتظری در این سخنرانی دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران بویژه جنگ تحمیلی را به شدت زیر سوال برد. امام خمینی ره با ملاحظه این سخنرانی در کنار مواضع گذشته وی، به این جمع بندی رسید که مشکل وی بیش از آن است که تاکنون تصور می کرده و در صورتی که او زمام رهبری جمهوری اسلامی ایران را به دست گیرد، همه چیز دگرگون خواهد شد و نهال نوپای انقلاب اسلامی خواهد خشکید . بدین جهت ، رهبری او برای آینده جمهوری اسلامی خطرناک است.
کسی که قرار است سکاندار جمهوری اسلامی بعد از امام شود به جای آنکه در دهمین سالگرد انقلاب اسلامی، مردم را به آینده امیدوار و دشمنان را ناامید کند، به قدری فاقد بینش سیاسی است که با زیر سوال بردن تلاش های هشت سال دفاع مقدس و پیروز جلوه دادن دشمن، دشمنان انقلاب را شاد و دوستان را ناامید می کند. او امام و استاد خود و مدیران ارشد جمهوری اسلامی را متهم به لجبازی و دعوت به توبه می کند، شعارهای انقلاب را غلط توصیف می کند و مسئولان جمهوری اسلامی را به سلب آزادی از مردم متهم می کند و ...
اینک به قسمت هایی از سخنان وی توجه کنید : (منبع روزنامه کیهان 23/11/ 1367 – گفتنی است که بخش های اصلی این سخنرانی در کتاب خاطرات منتظری نیامده است!! ر.ک : خاطرات آقای منتظری ص 1225)
.jpg)
بعد از دهسال باید عملکرد خود را حساب کنیم ... باید حساب کنیم در ظرف این دهسال که جنگ را به ما تحمیل کردند آیا جنگ را خوب طی کردیم یا نه، دشمنان ما که این جنگ را تحمیل کردند آنها پیروز از کار درآمدند. چقدر نیرو از ایران و از دست ما رفت و چقدر جوانهائی از دست دادیم که هر کدام یک دنیا ارزش داشتند و چه شهرهایی از ما خراب شد. باید اینها بررسی شود و ببینیم اگر اشتباهی کرده ایم اینها توبه دارد و اقلا متنبه شویم که بعدا تکرار نکنیم . چقدر در این مدت شعارهایی دادیم که غلط بود و خیلی از آنها ما را در دنیا منزوی کرد و مردم دنیا را به ما بدبین کرد و هیچ لزومی هم برای این شعارها نداشتیم. اینها راه عاقلانه تری داشته و ما سرمان را پایین انداختیم و گفتیم همین است که ما می گوئیم بعد هم فهمیدیم که اشتباه کرده ایم. باید بفهمیم که اشتباه کرده ایم و بعد بگوئیم خدایا و ای ملت ایران ما اینجا اشتباه کرده ایم ...
ما در جنگ خیلی اشتباه کردیم و خیلی جاها لجبازی کردیم و شعارهایی دادیم که می دانستیم نمی توانیم آنرا انجام دهیم...

ما خیلی جاها لجبازی کرده ایم و گویی به حرف و تذکرات افراد عاقل در روزنامه ها، رادیو تلویزیون و اعلامیه های خارج و داخل که راهنمایی و وساطت می کردند در بعضی مسائل نداده ایم و قبول نمی کردیم و توجه نداشتیم اما حالا چیزهایی که قابل جبران است باید جبران کنیم و مواظب باشیم که حالت لجاجت ، گوش نکردن به حرف و نصیحت دیگران، خود محوریها ، کنار زدن نیروهای خوب، بی اعتنایی به افراد، منزوی کردن افراد دلسوز و فشار آوردن به بعضی مردم را کنار بگذاریم ...
رادیو و تلویزیون در دست چند نفر انحصاری نباشد که هرجا را خواستند سانسور کنند. وقتی کار به جایی می رسد که صحبت من طلبه که از اول در انقلاب بوده ام و دلسوز انقلاب بودم و هستم سانسور شود وای بحال دیگران. اینها را باید فکر کرد که یعنی چه . رسانه های گروهی مال ملت است و همه ملت انقلاب کردند . این معنی ندارد که دو یا سه نفر تصمیم گیرنده باشند و برای همه تصمیم بگیرند ...
یکی از خواسته های ما آزادی بود اما نه به معنی فساد و فحشاء . به این معنی که اگر کسی انتقاد دارد بکند. تا کسی حرفی زد نباید برای او پرونده سازی کرد ... زندان پر کردن دردی را دوا نمی کند، فکر غلط را نمی توان زندانی کرد...
بنابراین قائم مقام رهبری با این سخنان که در جمع عمومی مردم ایراد نمود، برای اولین بار به طور علنی جمهوری اسلامی و دستاوردهای انقلاب را زیر سوال برد و بدین وسیله ، خوراک تبلیغاتی برای رسانه های بیگانه جهت ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی فراهم نمود. حال دیگر وقت آن رسیده بود که امام خمینی به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی در مقابل گستاخی های منتظری ساکت ننشینند و از خود واکنش نشان دهند و امام نیز واکنشی قاطع در مقابل این سخنان از خود نشان دادند.
پاسخ تند امام به اظهارات منتظری
امام خمینی ره که تا آن زمان در برابر انتقادهای خصوصی منتظری صبر و حوصله به خرج داده بود و موضع گیری او را در جریان پرونده مهدی هاشمی و دفاع او از منافقان و امثال آنها را ناشی از سادگی او می دانست، پس از این سخنرانی که اساس نظام را از جایگاه قائم مقام رهبری زیر سوال می برد، موضع خود را در برابر منتظری به کلی تغییر داد و چند روز پس از این سخنرانی، در تاریخ 3/12/1367 ضمن پیام مهمی به مراجع تقلید، روحانیون ، مدرسین ، طلاب و ائمه جمعه و جماعات، پاسخ تندی به اظهارات منتظری داد.
امام در این پیام ، بدون نام بردن از منتظری ، تحلیل وی از جنگ را غلط ارزیابی کرد و به خاطر این تحلیل، رسما از خانواده های شهدا و جانبازان عذرخواهی نمود و در پاسخ به دعوت منتظری به توبه از اشتباهات و لجبازی ها ، اعلام کردکه : « ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم». متن سخنان امام در این باره چنین است: (جلد 21 صحیفه امام صفحه 293)

...ممکن است هر کس در فضای ذهن و ایدههای خود نسبت به عملکردها و مدیریتها و سلیقههای دیگران و مسؤولین انتقادی داشته باشد، ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرتها که همه مشکلات و نارساییها از آنان سرچشمه گرفته است، به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعفها و مشکلات به حساب مدیریت و مسؤولین گذاشته شود و از آن تفسیر انحصارطلبی گردد که این عمل کاملاً غیر منصفانه است و اعتبار مسؤولین نظام را از بین میبرد و زمینه را برای ورود بیتفاوتها و بیدردها به صحنه انقلاب آماده میکند.
من امروز بر این عقیدهام که مقتدرترین افراد در مصاف با آن همه توطئهها و خصومتها و جنگافروزیهایی که در جهان علیه انقلاب اسلامی است، معلوم نبود موفقیت بیشتری از افراد موجود به دست میآوردند.
در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینهها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینهای مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات چیزی به دست نیاوردند.
البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری مینگریستیم و میرسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شدهایم.
هر روز ما در جنگ برکتی داشتهایم که در همه صحنهها از آن بهره جستهایم.

ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختهایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیدهایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشههای انقلاب پر بار اسلامیمان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال میتوان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظامهای فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آنچنانی برخوردار شد و از همه اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.
همه اینها از برکت خونهای پاک شهدای عزیز هشت سال نبرد بود، همه اینها از تلاش مادران و پدران و مردم عزیز ایران در ده سال مبارزه با آمریکا و غرب و شوروی و شرق نشأت گرفت.
جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.
چه کوتهنظرند آنهایی که خیال میکنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیدهایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بیفایده است! در حالی که صدای اسلامخواهی آفریقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلامشناسی مردم در آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی در کل جهان از جنگ هشت ساله ماست.
من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیلهای غلط این روزها رسماً معذرت میخواهم و از خداوند میخواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.
ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.
راستی مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم و نتیجه فرع آن بوده است.
ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود.
و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده است، آیا از اینکه به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟ نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیدهها به گونهای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولیش عدول میکند.
تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمیشود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمیشود که ما از اصول خود عدول کنیم.
همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفهایم نه مأمور به نتیجه.
اگر همه انبیاء و معصومین ـ علیهم السلام ـ در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمیبایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند.
در حالی که به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اکثر زمینههایی که شعار داده است به موفقیت نایل شود.
ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کردهایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیدهایم، ما شعار "مرگ بر آمریکا" را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کردهایم، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زدهایم.
البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شدهایم روشها و تاکتیکها را عوض نماییم.
ما چرا خودمان و ملت و مسؤولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟من به طلاب عزیز هشدار میدهم که علاوه بر اینکه باید مواظب القائات روحانی نماها و مقدسمآبها باشند، از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکردهاند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزیهای بیمورد و سادهاندیشیها سبب مراجعت آنان به پستهای کلیدی و سرنوشتساز نظام شود.
من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف میکنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشتهاند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمیرود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمیکنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند.
امروز هیچ تأسفی نمیخوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبودهاند.
انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرالها میخوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضد انقلابیون حکم خدا را جاری میکنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهایم و صدها چرای دیگر.
و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونهای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند.
من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمیدانم که معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند، من به آنهایی که دستشان به رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات میرسد و چه بسا حرفهای دیگران را میزنند صریحاً اعلام میکنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بیپناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینهها کوتاه میکنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی 22 بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده کردند که تا کجا حاضر به فداکاریند.
من در اینجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن میدانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم.
خداوند پاداش عظیم این همه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت میکنند سفارش و نصیحت میکنم که در گفتار و کلمات و نوشتهها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند...
دستور عدم انتشار مطالب منتظری از رسانه ها
بعد از این پیام امام خمینی ره ، وزیر اطلاعات جناب آقای ری شهری خدمت امام می روند و گزارشی از آنچه در رسانه ها درباره مواضع منتظری منتشر می شد ، تقدیم حضرت امام می کنند. امام می فرمایند : « از این به بعد مطالب آقای منتظری در رسانه ها منتشر نشود» .
دستور امام خمینی مبنی بر عدم انتشار رسمی سخنان منتظری ، نخستین اقدام عملی امام در برخورد با منتظری بود که نشان می داد امام نسبت به برکناری منتظری تصمیم گرفته یا به تصمیم نزدیک شده است.
تندتر شدن مواضع امام ره در قبال منتظری
چند روز بعد از پیام امام خمینی ره ، به مناسبت نیمه شعبان 1409 و میلاد فرخنده امام زمان عج ، امام خمینی در تاریخ 2/1/1368 پیام دیگری خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی منتشر می کنند که نشان می داد خبرهای مهمی در راه است. در این پیام ، امام ره ضمن تاکید بر لزوم استقامت در مقابل هجوم نظامی ، سیاسی و فرهنگی جهانخواران ، مجددا سخنان منتظری در 22 بهمن سال 67 را به شدت مورد حمله قرار می دهند. قسمت هایی از پیام امام به این شرح است :
نفوذیها بارها اعلام کردهاند که حرف خود را از دهان سادهاندیشان موجه میزنند. من بارها اعلام کردهام که با هیچ کس در هر مرتبهای که باشد عقد اخوت نبستهام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب الله اصل خدشهناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است.
ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پروندههای همکاری آنان با آمریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ.
کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع میکنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند.
اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ گونه گذشتی طرد خواهند کرد.
انتشار این پیام به روشنی نشان می داد که امام تصمیم دارد به زودی منتظری را از رهبری برکنار کند. منتظری خود در این باره می گوید : (خاطرات آقای منتظری ص 671-672)
من وقتی این قبیل نامه ها و لحن تند امام را دیدم ، فهمیدم به زودی تصمیماتی درباره من گرفته خواهد شد و برای اینکه بعضی شبهات را از ذهن امام برطرف کرده باشم و چنان که امام تصمیمی دارند این کار را راحت انجام دهند، دو نامه برای امام نوشتم . یکی به تاریخ 3/1 و دیگری 4/1/68 که همانطور که گفتم نامه اول را آقای قاضی خرم آبادی مانع شد بفرستم و فقط نامه دوم را برای بیت امام ارسال کردم.
متن نامه منتظری به امام خمینی ره
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت الله العظمی امام خمینی – مدظله العالی-
پس از سلام و تحیت و تبریک ایام نوروز و ولادت باسعادت حضرت ولی عصر – عجل الله تعالی فرجه الشریف – در رابطه با پیام اخیر حضرت عالی لازم دیدم به عرض برسانم :
1 – این جانب تا حال، خود و بیت خود را شعبه ای از بیت حضرت عالی می دانستم و مراجعات گوناگون مردم در مسائل شرعیه و مسائل اجتماعی و درد دل های مسئولین و ارگان ها و مشکلات ذوی الحاجات که دستشان به حضرت عالی کمتر می رسد را به عنوان حضرت عالی پاسخ می داده ام و در حد توان و قدرت ، سعی من و بیت من بر راضی نمودن افراد و توجیه آنان و کم کردن توقعاتشان از حضرت عالی بوده است. در مقایسه با وضعیت حاکم بر بعضی از بیوت و بر بسیاری از محافل حوزوی، تنها بیت این جانب است که از انقلاب و نظام و مقام معظم رهبری دفاع می کند و ملجای برای قشر وسیع طلاب جوان انقلابی و زجر کشیده می باشد.
2 – در مورد منابع اطلاعاتی این جانب نیز به عرض می رسانم : یکی از مهمترین منابع، بسیاری از مسئولین ارگان های انقلابی و دولتی است که دائما مشکلات ارگان های خود و راه حل ها را مستقیما با من مطرح می کنند و برای حل آنها از من استمداد می جویند و دیگری ، بولتن های محرمانه کشور است از قبیل بولتن مجلس، سپاه، وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد، وزارت خارجه، تلکس ها و غیر ذلک که حاوی اخبار و گزارش ها و تحلیل های مختلفی می باشند و به علاوه ، مراجعات متفرقه مردم و ائمه جمعه و سایر شخصیت های روحانی مورد مراجعه مردم اند مه در اکثر ایام هفته ، هر روز دو ساعت با آنان ملاقات و گفتگوی بدون حاجب و مانع دارم و بدیهی است که وقتی یک سری مشکلات و نارسایی ها و یا احیانا خلافکاری ها از منابع ذکر شده را هر روز انسان مطلع می شود، تحت تاثیر قرار می گیرد و قهرا احساس تکلیف می کند . البته ممکن است بعضی از افراد ناراضی بازداشتی یا آزاد، به دلایل و انگیزه های سیاسی و غیره – که قطعا از حضرت عالی پوشیده نیست – اظهاراتی نموده باشند که لازم است انگیزه ها و شرایط آنان بررسی شود و قهرا قابل اعتماد و استناد نخواهد بود.
3- این جانب تا به حال معتقد بوده ام که تذکرات و انتقادات من نه فقط موجب تضعیف نظام نمی شود، بلکه از این نظر که اکثریت مردم را امیدوار ساخته و مسئولین را نیز در صدد رفع نواقص و توجه بیشتر به مسائل می سازد، موجب تقویت انقلاب و نظام هم می باشد. مع ذلک اگر حضرت عالی تشخیص می دهید که این شیوه به مصلحت نیست و موجب تضعیف نظام و انقلاب می باشد، این جانب شرعا نظر حضرت عالی را بر نظر خود مقدم می داند و هیچ گاه غیر از خیر اسلام و انقلاب را در نظر نداشته ام.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
حسینعلی منتظری 4/1/68
انتشار نامه محرمانه منتظری به امام خمینی ره از بی بی سی
همانطور که اشاره شد، پیام امام به مهاجرین جنگ تحمیلی به روشنی نشان می داد که ایشان تصمیم خود را در مورد برکناری منتظری گرفته ؛ اما دو روز بعد از این پیام ، حادثه ای پیش آمد که ظاهرا موجب تسریع در این امر و تشدید برخورد امام با منتظری شد و آن این بود که نامه محرمانه منتظری به امام که مربوط به هشت ماه قبل می شد و در آن نامه ، منتظری نسبت به اعدام منافقین اعتراض کرده بود از رادیو بی بی سی منتشر شد.
آقای ری شهری در این باره می گوید : برای این جانب تاکنون مشخص نیست که چه کسی نامه یاد شده را به بی بی سی داده؛ لیکن به نظر می رسد پس از انتشار پیام امام به مهاجرین جنگ و روشن شدن تصمیم امام در مورد برکناری آقای منتظری، برخی از هواداران ایشان که دسترسی به آن نامه داشته اند، برای نشان دادن منشا اختلاف امام و آقای منتظری، نامه مورد اشاره را منتشر کرده باشند.
منتظری در مورد پخش نامه خود به امام از رادیو بی بی سی می گوید : (خاطرات آقای منتظری ص 672)
با کمال تعجب مشاهده شد فردای آن روز که من نامه 4/1 را برای بیت امام فرستادم، نامه محرمانه من خطاب به مرحوم امام که درباره اعدام ها بود و مربوط به هشت ماه قبل می شد، از طریق بخش فارسی رادیو بی بی سی خوانده شد و پیدا بود که اگر امام این قضیه را می فهمیدند به شدت عصبانی می شدند، بخصوص اگر به ایشان بگویند این نامه از طریق بیت من برای بی بی سی فرستاده شده است.
قبل از اینکه به بررسی پیام امام در مورد عزل منتظری بپردازیم لازم است به برخی از ویژگی های شخصیتی منتظری اشاره کنیم. در مورد ویژگی های شخصیتی منتظری می توان به عواملی چون عدم استقلال شخصیت سیاسی و اجتماعی، سادگی، خود محوری، خودبزرگ بینی ، عدم اعتقاد قلبی به باورها، عدم ثبات فکری ، تاثیر پذیری از لیبرالها و منافقین، قدرت طلبی، نداشتن تحلیل جامع از اوضاع ایران و جهان اشاره کرد.
آیت الله مهدوی کنی از مبارزان پیشتاز و یاران حضرت امام خمینی ره درباره منتظری بر این باور است که :
آقای منتظری نوعی تکروی در مسائل داشت و نظرات خودشان را بیان می کردند . نقدهایی نسبت به مسائل سیاسی کشور از جمله سپاه ، قوه قضائیه و دولت داشتند . گاهی به خود امام ره مستقیم و غیر مستقیم اشکال وارد می کرد ... یکبار آقای منتظری خودش به من گفت : امام مرا خواسته است و گفتند چرا حرف هایی می زنید که رادیو بغداد اینها را می گوید؟ (خاطرات آیت الله مهدوی کنی ص 359)
منتظری بارها از منافقین حمایت کرده و در طی نامه ای به امام خمینی ره از منافقین با عنوان « جوان های مسلمان ومتدین که تصلب آنان نسبت به شعایر اسلامی و اطلاعات عمیق و وسیع آنان بر احکام و معتقدات مذهبی معروف است» یاد می کند و از امام خمینی ره « جهت تقویت و حفظ دماء آنان که مخالفین سعی می کنند آنها را منحرف قلمداد کنند» استمداد می طلبد! .
امام خمینی ره با صبر و تحملی وصف ناپذیر مصائب و مشکلات را تحمل می کردند و تا آنجا که امید به هدایت و اصلاح وی داشتند سعی می کردند تا او را راهنمایی و هدایت نمایند . بدون شک انحراف منتظری برای امام بسیار جانگداز بود. ایشان یکی از شاگردان مورد علاقه خود را که عنوان قائم مقام رهبری داشت و امید امام وامت خوانده می شد را همسو با انقلاب نمی دید و پس از ماهها مطالعه و بررسی، در یک آینده نگری خردمندانه به دلیل عدم تاثیر نصایح، به این نتیجه می رسند که رهبری منتظری برای آینده انقلاب زیانبار است و وی را از سمت قائم مقامی عزل می کند.
ادامه دارد ...
|