جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

از پروتکل سران صهیون تا آنفولانزای خوکی!
از پروتکل سران صهیون تا آنفولانزای خوکی

 

همة قرائن و شواهد حاکی از آن است که شتاب عجیب و غیرقابل تصوّری در کانونهای قدرت صلیبی و صهیونی برای یکسره کردن کار جهان و اعلام حکومت جهانی به وجود آمده است. سالها قبل، وقتی که مجموعهای از پرتکلهای دانشوران یهود که حاوی اطلاعاتی دربارة تصمیمات پشت پردة اشرار یهود بود، منتشر شد، بسیاری حیرت کردند و برخی نیز آن را دروغ پنداشتند، به ویژه آنکه، عملیاتی شدن پروژههای مندرج در آن پرتکلها که با قصد به فساد کشیدن انسانها، نابودی ادیان الهی، از هم پاشیدگی دولتها و بالاخره سیطرة جهانی طراحی شده بود، دور و غریب به نظر میآمد.

اوّلین بار در 1901 م. این صورت مجلسها یا همان پرتکلها کشف و منتشر شد. این مجموعه شامل بیست و چهار دستور بود. اندرزها و پروژههایی برای سلطه بر جهان. اگر چه برخی پژوهشگران دربارة صحت این پرتکلها تردید کردند، امّا حوادث بعدی که چون زنجیرهای منظم جهان را در کام خود کشیدند و کشف منبعی مشترک برای این همه آفت و بلا در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی و آموزشی، جای تردیدی باقی نگذاشت که جنود ابلیس (فراماسونری جهانی و صهیونیسم بین الملل) برای سلطه از برنامهای مدوّن و دستورالعملی پذیرفته شده تبعیت کرده و مرحله به مرحلة آن را به اجرا میگذارند. مگر جز این است که امروزه، پراکندگی و آشفتگی سیاسی ـ اجتماعی، سلطة اشرار بر سازمانهای جهانی و اخذ انحصارهای ویژه، انزوای طالبان حق و حقیقت و پیروان ادیان حقیقی بر گسترة زمین سایه افکنده است.

طیّ همة سالهای گذشته و به تدریج، همة ملل و اقوام مبتلا به فساد اخلاقی، ماتریالیسم، سکولاریزم و پراکندگی شدند و در اشتغال مداوم برای دستیابی به قوت لایموت و در میان خلجانات و هیجانات مداوم ملّی و منطقهای همة مجال شناسایی خصم اصلی و پنهان را از دست دادند اقوام مبتلا و آشفته همواره انگشت اتهام به سوی مبتلایاتی چون خود دراز کردند. از این طریق، همة ثروت و قدرت جهان در دست جماعتی محدود، بیرحم و شرور در انحصار آمد، چنانکه بر اساس گزارش سازمان توسعة انسانی وابسته به سازمان ملل متحد در سال 1992 م. یک پنجم جمعیت جهان با بیشترین ثروت مالک 7/82 درصد کلّ ثروت دنیا هستند، در حالی که بقیه یعنی چهار پنجم جمعیت جهان با کمترین ثروت تنها یک چهارم درصد کل ثروت جهان را در اختیار دارند.

سران پشت پردة تأسیس حکومت جهانی برای از بین بردن قدرتهای کوچک ملّی و منطقهای در سراسر جهان و متمرکز کردن قدرت‌های، نظامی و سیاسی جهان در دست جماعتی محدود، آمریکا را به عنوان بازوی اجرایی اهداف خود برگزیدند و به کمک آن به تمامی اهداف مرحلهای خود رسیدند.

اطلاعات حاکی از آن است که ارتش سرکوبگر آمریکا در حال حاضر، روزانه، 1,250,000,000 دلار هزینة نظامی بر جهان تحمیل میکند. این همه در حالی است که در هر دقیقه ,2,000,000 دلار در جهان برای عملیات نظامی هزینه میشود. شاید جالب باشد که بدانید هزینة تنها یک موشک اسپارو معادل هزینة غذایی یک مدرسه با هزار نفر دانش آموز ظرف مدت پنج سال است و با متوقف کردن تنها سه ساعت جنگ، میتوان بیماریهای قاتل سالانه چهار میلیون کودک در جهان را از میان برد.

شایان ذکر است هزینة نظامی آمریکا در سال 2007م. 440 میلیارد دلار بوده که 120 میلیارد آن مربوط به عراق و افغانستان بود.

موضوع «کشتار خاموش» ساکنان زمین و به حداقل رساندن این جمعیت و غلبه دادن جماعتی خاص بر عموم مردم جزو برنامههای دائمی سران مخفی و مؤسسان حکومت جهانی بوده است.

در روزگاری نه چندان دور تجربة یکصد و بیست سال عمر برای عموم مردم عمری طبیعی و معمولی بود در حالی که امروزه، در سراسر گیتی، مردان و زنان در پنجاه سالگی فرسودگی و پیری را تجربه میکنند و برای دیدار عزرائیل لحظه شماری میکنند و همگان نیز آنها را پیر و سالخورده و از کار افتاده میشناسند.

تباه شدن حرث و نسل، آلودگی آب و نان، تحمیل غذا و داروی رنگین امّا مسموم در کنار بسیاری از ترفندها، عمر عمومی ساکنان زمین را به 50% عمر طبیعی کاهش داده است.

سران سازمانهای مخفی از همة حیلهها برای این منظور بهره جستهاند. آنها با طرح پروژة یوژنیکس یا همان علم به نژادی، همة تلاش خود را مصروف عقیمسازی مردم جهان، ممانعت از تولد و کنترل زاد و ولد کردند و با همة قوا این پروژه را بر کشورهای شرقی، مذهبی تحمیل نمودند.

در سال 1927 م. بنیاد راکفکر، این پروژه را کلید زد و در اوّلین اقدام در سال 1965 م. در پرتوریکو 35% از زنان زایا را عقیم ساخت.

در ادامة همین پروژه، در سالهای مختلف، تزریق واکسنهایی را بر مردم تحمیل کردند که قبل از آنکه آنها را در برابر بیماریها مصون سازد، موجب مرگ تدریجی آنها شد. چنانکه:

در سال 1990 م. سازمان بهداشت جهانی سازمان ملل طیّ برنامهای واکسیناسیون میلیونها زن بین 15 تا 45 سال را در کشورهای نیکاراگوا، مکزیک، فیلیپین به بهانة پیشگیری از ابتلاها به بیماری تتانوس به اجرا درآورد. یک سازمان کلیسایی کاتولیک Gomite Pro Vida Do Mexico که به این پروژه مشکوک شده بود واکسنها را تست کرد و متوجه شد که این واکسنها حامل Human Chorionic gonadotropin موجب نازایی زنان مورد تزریق واکسن شده است.

بعدها معلوم شد، بنیاد راکفکر، شورای جمعیت راکفکر و بانک جهانی به عنوان حامی CGIAR (گروه بین المللی) به همراه انیستیتوهای سلامت ملی از سال 1972 در قالب یک پروژة بیست ساله در خصوص تولید واکسن کورتاژ حامل تتانوس برای سازمان بهداشت جهانی سازمان ملل اقدامی پنهانی داشته است. دولت نروژ هم 41 میلیون دلار برای این پروژه هدیه نموده است.
جنگ بیوتکنولوژیک تنها بخشی از پروژة کشتار خاموش است.

بنا به نظر پرفسور «فرانسیس بویل» که قانون سلاحهای بیوتکنولوژیک ضدّ تروریسم کنگرة آمریکا را نوشته است، پنتاگون بخشی از دو دستور العمل استراتژی ملّی بوش در سال 2002 م. مبنی بر پیشبرد جنگ بیولوژیک و پیروزی در آن را دنبال مینماید و مینویسد که حکومت فدرال ایالات متحدة آمریکا از سال 2001 تا 2004 در ارتباط با مطالعات تحقیقات مربوط به جنگهای بیولوژیکی 5/14 میلیارد دلار هزینه نموده است.

ریچار ابرایت Richard Ebright بیولوژیست دانشگاه راجرز معتقد است که در حال حاضر در آمریکا بیش از 300 مؤسسة علمی و حدود 12000 واحد در حال ارتباط با جنگهای بیولوژیک فعالیت میکنند.

مارگاریت سانگر Margaret Sanger «بنیانگزار مؤسسة بین المللی تنظیم خانواده» و از دوستان نزدیک راکفلرها در سال 1939 م. در هارلم، پروژهای را به اجرا گذارد. (پروزنگی) در نامهای به یکی از دوستانش ضمن تشریح این پروژه اعلام آرزوی نابودی نژاد سیاه میکند.1

در سال 2001 م. شرکت بیوتکنولوژیکی Epicyte اعلام داشت: به روش مهندسی ژنتیکی ذرتی را تولید نموده است که کشندة اسپرم و عقیم سازی مردان است. وزارت کشاورزی آمریکا حامی تولید ذرت عقیم کننده بود.

بد نیست بدانید که طیّ 20 سال اخیر، توسط پژوهشگران کمپانیهای بزرگ چند ملیتی داروسازی 30 نوع بیماری جدید خلق و به جان مردم جهان افکنده است. این ویروسهای مرگبار که از جملة آنها ایدز و آنفولانزای خوکی را میتوان نام برد. در حالی که به کشتار مردم مشغول میشوند، میلیاردها دلار به جیب کمپانیهای داروسازی میریزند. فروش دارو و عرضة واکسنهای به ظاهر باز دارنده و توزیع شده سالانه بیش از 500 میلیارد دلار به حساب تعداد محدودی کمپانی داروساز میریزند.

چنانکه امروزه شاهد هستید پس از آنکه اضطراب آنفولانزای خوکی جهانی شد، چشمها به واکسن این ویروس دوخته شده.

روزنامة ملی گارته ترکیه از قول آقای راونی کیلده اعلام کرده که آمریکا پیرو نشست بیلدربرگ در 15 می 2009 م. با طرح هنری کسینجر وزیر امور خارجة آمریکا، تصمیم گرفته است بدون هزینه (جنگ) و حتی با کسب درآمد میلیاردها دلار یک سوم مردم جهان را نابود کند. آنها حتی سازمان بهداشت جهانی را زیر فشار قرار دادهاند تا این واکسن را در سطح جهان گسترش دهند. هیچ کس نمیتواند بپذیرد سالهای آینده این واکسن چه اثراتی خواهد داشت. آمریکا به نوعی شرکتهای سازنده را از مسئولیت فارغ کرده است.

نخستین پردة این سناریو را وزیر سابق بهداشت فنلاند بازی کرد و در آن مدعی شد که ویروس آنفولانزا را مقامات آمریکایی سنتز کرده تا نیمی از مردم جهان را نابود کنند.

«راونی کیلده» به طور مشخص از هنری کسینجر، وزیر امور خارجة اسبق آمریکا نام برده و او را عامل اصلی این توطئة جهانی معرفی می‌کند.

«کیلده» مدعی شده که آمریکا می‌خواهد، یک سوم مردم جهان را بدون هزینه و جنجال نابود و بابت فروش واکسن به کشورهای جهان میلیارد دلار را به خزانة آمریکا سرازیر کند.

این مقام اروپایی ادعای بزرگتری هم دارد و بر این باور است، سازمان بهداشت جهانی تحت فشار آمریکا ناچار شد که این عارضه مصنوعی را به عنون یک بیماری به جهان معرفی کند و از کشورهای جهان بخواهد برای درمان و واکسن آن اقدام کنند.

پس از آن روزنامة آلمانی «بیلد» به میدان آمده و از قرارداد شرکت «گلاسو اسمیت کلاین» با دولت آلمان، برای تهیة واکسن این بیماری افشاگری کرده و تأکید می‌کند که این قرارداد دو سال پیش از شیوع بیماری، بین دولت آلمان و این شرکت امضا شده است!

روزنامة «الاخبار» لبنان با در کنار هم گذاشتن این اخبار و تحلیل‌ها به نقل از شاهین، سخنگوی وزارت بهداشت مصر نوشت: اگر این اخبار درست باشد با یک توطئة جهانی روبه‌رو هستیم، زیرا تاکنون هیچ کس ماهیت واقعی ویروس آنفولانزای خوکی را معرفی نکرده است.

تلویزیون مصر نیز به نقل از این مقام بهداشتی گزارش داد: ما نیز گمان می‌کنیم، موضوع فراتر از یک بیماری بوده و جهان بمباران بیولوژیکی شده است.

«آدریان گیبس» دانشمند ویروس شناس استرالیا نیز گفته که این ویروس ماهیت ویروس طبیعی را ندارد و در آزمایشگاه‌های مخفی به آن دست یافته و عمداً آن را منتشر کرده‌اند؛ او این اطلاعات را در مجله تخصصی ویروس شناسی «ویرولوژی» نیز منتشر کرده است.

روزنامة اتریشی «یان بیرگر میستر» نیز همة پرده‌ها را دریده و این گونه افشاگری کرده که سازمان بهداشت جهانی، سازمان ملل متحد، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و لابی صهیونیستی مالک بانک‌های زنجیره‌ای و بین المللی از جمله «دیوید راتشلد»، «دیویود راکفلر» و «جورج سوروس» در پشت پرده انتشار بیماری آنفزولانزای خوکی هستند.

و در پایان سایت خبری «المحیط» نیز گزارش داد: گروهی از کارشناسان متخصص ویروس با انتشار گزارش‌هایی در مجلات علمی مدعی شده‌اند، آنچه در سال 1918 م. موجب مرگ بیش از هشت میلیون انسان در اروپا شد، ویروس آنفولانزای طیور بوده و آنچه اکنون در حال شیوع در جهان است، مشابه از آن ویروس بوده و در ترکیب زنجیره‌های وراثتی آن دست کاری شده و بیماری‌زایی آن به مراتب بیشتر شده است.

هر چند هنوز شواهد مستند یا مستدلی مبنی بر درستی این ادعاها ارائه نشده، امّا طرح گستردة آن می‌تواند بر افکار عمومی جهان تأثیر جدّی داشته باشد؛ البته نباید فراموش کرد که درستی یا نادرستی این فرضیات، تأثیری بر آثار کشندة این ویروس که اکنون دغدغة اوّل سلامتی در جهان به شمار می‌رود، ندارد.2

هیچ بعید نیست که به زودی سران ائتلاف صلیب و صهیون در عملیاتی انتحاری و از ترس از دست رفتن آخرین فرصتها حکومت خونبار جهانی را اعلام کنند و با راه انداختن بلوایی جهانی آرزوی دراز خود را صورت واقعی ببخشند.

با توجه به آنکه شیعه خانة حضرت صاحب الزّمان(ع) تحت حمایت آسمانی نقش مهمی را در آیندة جهان و تاریخ آینده ایفا میکند، لازم است بیش از پیش دربارة استقلال علمی، فرهنگی و اقتصادی بیند شد و مردم بیش از پیش متوجه دستهایی باشند که سعی در بسط تفرقه و تشتت میان مردم و فتنهگری دارند.

در این میان وظیفة سازمانها و نهادهای فرهنگی سنگین است.

اسماعیل شفیعی سروستانی
پینوشتها:
1. WWW.blachgenocid.org/negro.html.
2. عصر ایران، 19/9/88

منبع:موعود

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۳٠ | موضوع: | نظرات ()

مقایسه امت امام خمینی(ره) و امت امام علی(ع)

-1 اینجا مدینه است، مسجد النبی(ص) و ظهر یکی از روزهای جمعه هزار و
چهارصد و چند ده سال قبل. نمازجمعه برپاست و رسول خدا(ص) به امامت
ایستاده و خطبه می خواند. ناگهان صدایی در فضا می پیچد، جارچی یکی از
کاروان های تجاری است که از ورود کاروان به مدینه خبر می دهد. نمازگزاران
از گوشه چشم به یکدیگر نگاه می کنند، بسیاری از آنان وسوسه شده اند،
وسوسه پیشدستی در خرید کالای از راه رسیده، اما، نمازجمعه است، با آنهمه
سفارش، و رسول اکرم(ص) برترین و شایسته ترین خلق خدا، امامت جمعه را
برعهده دارد. اگر تا پایان نماز صبر کنند، دیگران در خرید پیشی می گیرند.
بسیاری از نمازگزاران دو دل می شوند. این پا و آن پا می کنند و سرانجام،
شماری از آنان که چندان هم اندک نبودند، آهسته و پاورچین صف های نماز را
ترک می کنند و چند قدم که دورتر می شوند، گام ها را بلند برمی دارند و به
سوی صدا و محل اتراق کاروان می دوند... رسول خدا(ص) غمزده می شود- شاید-
و خدای سبحان به ملامت می فرماید: «چون تجارتی یا لهو و بازیچه ای ببینند
به سوی آن می شتابند و تو را -ای پیامبر- در نماز تنها می گذارند...» آیه
11 سوره جمعه. می گویند فقط 8 یا 12 تن از نمازگزاران بر جای ماندند و
نمازجمعه آن روز را ترک نکردند و رسول خدا(ص) فرمود؛ اگر این عده نیز می
رفتند، عذاب الهی نازل می شد.
-2 اینجا تهران است، دانشگاه تهران و هزار و چهارصد و چند ده سال بعد از
آن روز مدینه، باز هم ظهر یکی از روزهای جمعه است، امام جمعه منصوب امام
خمینی(ره) و امام بعد از ایشان به خطبه ایستاده است. یک روز جمعه از
روزهای جنگ 8 ساله تحمیلی است. مدتی است دشمن به بمباران شهرها و مناطق
مسکونی روی آورده است.
از چند روز پیش تهدید می کرد که روزجمعه مراسم نمازجمعه را در دانشگاه
تهران بمباران می کند. جمعیت در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف موج می
زند، همیشه همینطور بوده و هست، وقتی تهدید دشمن در میان است، حضور جمعیت
بیشتر و پرشورتر می شود و آن روز جمعه هم... آقا در میانه خطبه است که
بمبی قوی با صدایی مهیب در میان نمازگزاران و در زمین چمن منفجر می شود،
تعدادی از نمازگزاران به خون می غلتند و پاره های بدن آنها تا دهها متر
آن طرف تر پرتاب می شود. صدای جمعیت به الله اکبر بلند می شود و شعار
«خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» به آسمان برمی خیزد. نمازگزاران
با صلابت ایستاده اند. چند نفری به انتقال مجروحان مشغولند-14 شهید و 88
مجروح- امام جمعه به خطبه ادامه می دهد. در رکعت دوم نمازعصر و به هنگام
قنوت، سر و کله جنگنده های عراقی در آسمان تهران پیدا می شود، برای
بمباران آمده اند، مثل روزهای قبل. صدای انفجار بمب ها و شلیک پی در پی
ضدهوایی ها فضا را پر کرده است. نمازگزاران اما به نماز مشغولند. هیچکس
از جای خود تکان نمی خورد.
جمعه شب- شب همان روز- سیمای ملکوتی حضرت امام(ره) بر صفحه تلویزیون دیده
می شود؛
«من فراموش نمی کنم قصه روزجمعه را که آنطور باشکوه، با نورانیت، با
استقامت گذشت. آنطور مردم با طمأنینه، با آن صداهایی که می آمد، با آن
رگبارهایی که می آمد، من ملاحظه می کردم، نگاه می کردم، مخصوصاً نگاه می
کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست، ندیدم حتی یک نفر را که یک تزلزلی
درش پیدا باشد. و آن وقت امام جمعه آنطور با آن طنین قوی صحبت کرد، مردم
آنطور گوش کردند، آنطور فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم». صحیفه امام
(ره) جلد 19، ص 195
-3 اینجا کوفه است، دارالخلافه حضرت امیرعلیه السلام و باز هم هزار و
چهارصد و چند ده سال قبل. علی(ع) به خطبه ایستاده است و با دلی گرفته،
زبان به ملامت گشوده است «یا اشباه الرجال و لارجال ای نامردان مردنما...
دلم از دست شما پرخون است، جرعه جرعه اندوه به کامم ریختید... دشمنان به
پیکارتان برخاسته اند و شما دست به جنگ نمی گشائید، تابستان شما را
فراخوان می دهم، می گوئید هوا گرم است و زمستان، سرما را بهانه می
آورید...» خطبه 27 نهج البلاغه.
-4 اینجا ایران است، همین چند سال پیش... امام راحل ما (ره) پیرمردها را
به ماندن دعوت می کند، اجازه می خواهند که بروند و می روند، نوجوانان در
شناسنامه های خود دست می برند تا سن خویش را برای رفتن به جبهه قانونی
نشان بدهند. جوانان برای رفتن روی مین از یکدیگر سبقت می گیرند، پیرزن
دستکش و جوراب پشمی را که با دستهای لرزان خود بافته است برای رزمندگان
می فرستد همراه با چند خط که یکی از دانش آموزان روستا برایش نوشته است
«فرزندان نادیده ام! از من بپذیرید... چه کند بی نوا ندارد بیش»...
-5 و امام راحل ما رضوان الله تعالی علیه می فرمود؛ « من با جرأت مدعی
هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در
عهد رسول الله-صلی الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و
حسین بن علی- صلوات الله و سلامه علیهما- می باشند. آن حجاز که در عهد
رسول الله- صلی الله علیه و آله- مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی کردند
و با بهانه هایی به جبهه نمی رفتند، که خداوند تعالی در سوره «توبه» با
آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است.(26) و آنقدر به ایشان
دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرین فرمودند. (27) و آن اهل
عراق و کوفه که با امیرالمومنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز
زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن
مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا-علیه السلام- آن شد که شد. و آنان
که در شهادت دست آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن
جنایت تاریخ واقع شد.» وصیت نامه حضرت امام (صحیفه جلد 21 ص 410 )
-6 و اکنون به موضوع اصلی یادداشت پیش روی نزدیک می شویم و این سوال را
پی می گیریم که چرا لغزش و انحراف خواص در دوران حضرت امیرعلیه السلام،
لغزش مردم را به دنبال داشت و فاجعه می آفرید، اما در این دوران وقتی
خواص می لغزند، به جای آن که مردم را بلغزانند و به انحراف بکشانند، خود
رفوزه می شوند و سقوط می کنند؟ راستی چرا...؟!
-7 پاسخ این سوال را باید در دو تفاوت عمده میان دوران ما- بعد از انقلاب
اسلامی- با دوران حضرت امیر علیه السلام جستجو کرد.
الف: تعداد خواص آلوده در دوران ما در مقایسه با دوران مولایمان حضرت
امیرالمومنین علیه السلام - با احتساب جمعیت- بسیار اندک و کم شمارتر
است. علی(ع) یاران مخلص و پا به رکاب اندکی داشتند تا آنجا که نخلستان
های خلوت کوفه و چاه های تاریک آن دیار، مخاطب دردهای فروخورده و غصه
هایی بود که در گلوی مبارک مولایمان مانده بود. چه تنها بود علی مظلوم(ع)
آن روز که یاران به حق پیوسته خویش را به خاطر می آورد و در حالی که اشک
در چشمان مبارک و خدایی اش نشسته بود، می فرمود؛ «کجایند برادران من که
راه حق را سپردند و با حق رخت به دیار باقی بردند؟ کجاست عمار؟ کجاست ابن
تیهان؟ کجاست ذوشهادتین؟ و کجایند همانندهای ایشان؟...» خطبه 182 نهج
البلاغه.
و اما، در این دوران تعداد بزرگان صاحب اندیشه و خواص مومن و پا به رکاب
که از ژرفای دل پیرو امام راحل (ره) و خلف حاضر او هستند بیرون از حد
شمار است.
ب: دومین تفاوت عمده این دوران با دوران مولای مظلوممان حضرت امیرعلیه
السلام را باید در شور و شعور و ایمان و پاکباختگی مردم در ایران اسلامی
و ناآگاهی اکثریت مردم در دوران امیرمومنان(ع) و رخوت و سستی آنان جستجو
کرد. نکته ای که امام راحل(ره) بارها به آن اشاره فرموده اند و نه فقط
مردم ما و ملت های مسلمان به وضوح شاهد آن بوده اند، بلکه دشمنان
تابلودار انقلاب نیز به آن اعتراف دارند. بیهوده بود- اما بی حساب نبود-
که وزیر دفاع وقت آمریکا در دوران ریاست جمهوری ریگان با صراحت توأم با
وقاحت گفته بود «ریشه ملت ایران باید از بیخ و بن کنده شود»! و دهها شاهد
مثال دیگر.
-8 نتیجه آن که مردم دوران حضرت امیر علیه السلام به علت ناآگاهی و بینش
کمتر، از نقشه اصلی راه بی خبر بودند و چشم به دهان خواص داشتند و چنین
بود که وقتی یکی از خواص می لغزید و از راه راست منحرف می شد، جماعتی از
مردم را نیز با خود به لغزش و انحراف می کشید و اما، مردم در دوران ما به
دلیل برخورداری از بینش عمیق و تجربه گرانقدری که در حرکت پا به پای خویش
با امام راحل(ره) و خلف حاضر او کسب کرده اند، نقشه راه را می شناسند و
از این روی، چشم به دهان رهبر دارند نه خواص و دقیقاً به همین علت است که
لغزش و انحراف خواص در این دوران نمی تواند لغزش و انحراف مردم را در پی
داشته باشد، چرا که معیار مردم برای ارزش گذاری هر یک از خواص، میزان
نزدیکی مواضع و عملکرد آنان با رهبرانقلاب- یعنی همان خط اسلام ناب محمدی
(ص)- است بنابراین بسیار طبیعی و بدیهی است که در این دوران، وقتی یکی از
خواص می لغزد نه فقط مردم را نمی لغزاند، بلکه خود از دایره انقلاب و
نظام بیرون افتاده و سقوط می کند.
نگاهی به انحراف برخی از خواص- مخصوصا طی چند ماه اخیر- بیندازید. هر یک
از آنها به همان اندازه که از «عروه الوثقی»ی رهبری دور شده اند به همان
اندازه از چشم ملت افتاده اند، تا آنجا که کار برخی از آنان به رسوایی
کشیده و به اعماق ناکجاآباد سقوط کرده اند

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۳٠ | موضوع: | نظرات ()

هرکه جمهوری بدون اسلام بگوید؛دشمن ماست!

امام خمینی(ره):

هر کس جمهوری بدون اسلام بخواهد، دشمن ماست

             

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 456:
اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الان مشغول فعالیت هستند، جمهوری که می‌گویند "جمهوری " می‌گویند یا جمهور دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی. اگر این‌ها جمهوری گفتند، این همان معنایی است که دشمن‌های ما می‌خواهند، دشمن‌های ما از جمهوری نمی‌ترسند،‌از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند.


                                                      

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 457:
دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر کس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم که می‌خواهد باشد. هر کس جمهوری بدون اسلام[ را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است. هر کس پهلوی جمهوری اسلامی "دموکراتیک " بگذارد، این دشمن ماست. هر کس جمهور دموکراتیک بگوید این دشمن ماست، برای این که اسلام را نمی‌خواهد ما اسلام می‌خواهیم. ما این همه فداکاری کردیم... برای این بود که اسلام را می‌خواستند.


 

 

نبود بصیرت در اهل مدینه موجب تنهایی امام حسین (ع) شد

                                            

حجت‌الاسلام طائب در تحلیلی از بی‌تفاوتی اهل مدینه با امام حسین (ع) گفت: این دسته از مسلمانان به دلیل نداشتن بصیرت نسبت به امام و نشناختن دشمن، نتوانستند حسین (ع) را در مقابل یزید یاری کنند.
حجت‌الاسلام مهدی طائب در گفت‌وگو با فارس در واکاوی و بررسی علل حمایت نکردن و نبود پشتیبانی اهل مدینه از اباعبدالله‌الحسین (ع) به نداشتن بصیرت آنان در دو زمینه امام‌شناسی و دشمن‌شناسی اشاره کرده و آن را علت عمده بیعت مردم مدینه با یزید و همراهی نکردن با حسین‌بن‌علی علیه‌السلام دانست.
کارشناس حوزه و دانشگاه با عنوان اینکه، اعتقاد ساکنین مدینه در زمان امام‌حسین علیه‌السلام نسبت به رهبری «انتخابی» بوده، اظهار داشت: در این جریان‌شناسی باید به خواسته سیدالشهداء علیه‌السلام از مردم و علت مخالفت آنان نیز توجه کرد. ایشان از اهل‌ مدینه خواسته بودند تا با یزید بیعت نکنند.
وی در توصیفی از تفکرات اهالی مدینه که به «انتخاب کردن جانشین از سوی رسول خدا پس از خود اعتقاد نداشتند»، یاد‌آور شد: آنها همچنین به امامت علی‌بن‌ابی‌طالب، حسن و حسین علیهم‌السلام اعتقادی نداشتند، زیرا معاویه را منتخب خلفا دانسته و بر این اساس او را پذیرفته بودند.
طائب در ادامه مطلب بالا، انتخاب و جانشینی یزید از سوی معاویه را مورد پذیرش اکثریت مدینه عنوان کرد، که براساس همین، قصد بیعت با معاویه را داشتند.

* اهالی مدینه فسق و فحشای یزید را نپذیرفتند
استاد حوزه و دانشگاه، تذکر امام‌حسین علیه‌السلام به بیعت‌کنندگان را اینگونه تشریح کرد: «اگر شما رئیس و رهبر خود را بر اساس گفتار و آئینتان انتخاب می‌کنید، بدانید که رهبر اسلامی و جانشین رسول‌ خدا باید دارای شرایطی باشد. حداقل طبق موازین دینی، نماز بخواند، روزه بگیرد، شراب نخورد، اهل فحشا نباشد، عادل باشد و ... ای مردم! براساس آنچه که به آن معتقد هستید، یزید، چون فاسد، اهل فحشا، فاسق، شرابخوار و ... است، صلاحیت انتخاب شدن را ندارد.»
بررسی فوق طبق بیان این کارشناس آن است که: امام علیه‌السلام که دروغ نمی‌گویند، پس اگر فسق و فحشای یزید ثابت شده باشد، دو حالت برای اهل این شهر متصور است. مردم مدینه بی‌دین هستند و یا دارای اشکال در پذیرش دین بوده‌اند. از آنجا که این مردم، خدا و رسولش را رها نکرده بودند، از طرفی هم حداقل حسین‌بن‌علی را به عنوان فرد با تقوا قبول داشتند، می‌توان گفت که آنان حداقل آموزه‌های دینی خود را قبول داشتند، ولی اعتقادی به این سخن حسین (ع) نداشتند.

* مدعیان خدمت به رسول خدا، حکومت معاویه را مثبت جلوه دادند
سخنور و خطیب کشور با موشکافی دقیق‌تر از علت نپذیرفتن سخن امام علیه‌السلام، با گریزی به گذشته نه چندان دور، دوباره حکومت معاویه را پیش کشیده و اظهار داشت: معاویه با هر فریب و نیرنگی بود، ظاهر را حفظ می‌کرد، یعنی نماز، روزه و ... را حداقل در آشکار رعایت می‌کرد و در بین مردم به فرد متدینی شهرت یافته بود و اگر یزید، تدین پدر را نداشت و اگر انجام اندکی از او می‌دیدند، به این راضی بودند، و همین را از جانشین رسول خدا کافی می‌دانستند و نه بیشتر. چرا که در تفکر آنان علم و عادل بودن جایگاهی نداشت.
وی با تاکید بر اینکه مردم از شرابخوار بودن یزید اطلاعی نداشتند و از طرفی هنوز به صفت «علم به غیب داشتن» ائمه اطهار علیم‌السلام پی نبرده‌ بودند، به همین دلیل سخن امام علیه‌السلام را باور نداشتند، اضافه کرد: مردم مدینه مدعی بودند که حسین به شام نرفته و بر اساس ادعای برخی از افراد این گونه سخنان را می‌گوید.
طائب طبق آنچه که در تاریخ آمده، گفت: معاویه حدود 5 ـ 6 سال قبل از مرگش، یزید را به عنوان جانشین انتخاب و به مردم اعلام کرد و همان موقع افرادی مانند سعد بن‌ ابی ‌وقاص و ... که زنده بودند، بر این انتخاب اعتراض کرده و به مخالفت پرداختند و حاکمیت یزید قبل از خلافتش مورد تردید قرار گرفت.
کارشناس سیاسی ـ مذهبی، سکوت خواص را در روشنگری جامعه اسلامی و جهت گیری آنها موثر دانسته و با تشریح عملکرد بخشی از دستگاه معاویه ابراز داشت: از طرفی دیگر افرادی چون انس‌ ابن ‌مالک و ... که خود را به عنوان خادم رسول خدا معرفی می‌کردند در این حاکمیت مشغول به کار بودند و حضور آنان در اینجا مهر تائیدی بود بر حاکمیت معاویه و سکوتشان امضایی بود بر انتخاب یزید و از معاویه حقوق دریافت می‌کردند؛ ولی در برابر انتخاب یزید سکوت کرده بودند و علت این سکوت، منفعت‌طلبی و هر چیز دیگری می‌تواند باشد که اعتماد مردم به حاکمیت معاویه و اقدام‌هایش را همین افراد بالا برده بودند.
این مبلغ فعال علوم دینی، اقدام دیگر این افراد ـ که ضد اسلام و به نفع معاویه بود ـ را مقابله و مخالفت انس ‌بن ‌مالک‌ها در برابر سعد بن‌ ابی ‌وقاص‌ها برشمرد و گفت: نتیجه‌گیری مسلمانان از آنچه که در مقابل دیدگانشان صورت می‌گرفت، این بود که اگر یزید، صالح و شایسته حکومت‌داری نباشد، اصحاب رسول خدا و بزرگان با آن مخالفت کرده و اجازه چنین کاری را نمی‌دادند.
وی تلاش دستگاه تبلیغ معاویه را برای معرفی یزید به عنوان فرد خوب و لایق حکومت‌داری موثر دانست و افزود: معاویه با این روش‌ها توانست مقدمات حکومت یزید را فراهم و پایه‌های آن را مستحکم کند و دائم به مردم جاهل و دهان‌بین، اینگونه القا می‌کرد که «دلیل برخی مخالفان با این انتخاب «حسادت و دوری آنان از حکومت و مقام خلافت» است که حسودانه علیه یزید موضع گرفته‌اند».
طائب اقدامات معاویه در زمینه‌سازی اذهان مردم مبنی بر اینکه «اگر با یزید مخالفت کردند از روی حسادت است»، موفقیت‌آمیز توصیف کرد که اگر کسی هم با یزید مخالفت می‌کرد، براساس همان اعتماد، او را به حسادت‌وزری علیه یزید متهم می‌کردند و همین باعث شده بود که حتی این تردید ذهنی آنان را هیچ گاه به تحقیق وادار نکند.

* مردم امام حسین را راستگو می‌دانستند، اما به او اعتماد نکردند
کارشناس حوزه سیاست و دین، علت مخالفت مردم با سخن سیدالشهدا علیه السلام را «بی اعتمادی به منابع سخنان ایشان» عنوان کرده و افزود: اهل مدینه، حسین (ع) را راستگو می‌دانستند، ولی مدعی بودند که «پسر علی این سخنان را براساس گزارش‌ها و صحبت‌های عده‌ای از حسودان مخالف یزید که به خاطر دسترسی نداشتن به خلافت، علیه او به راه انداخته‌اند، می‌گوید.» ولی اگر امام علیه‌السلام را علی‌الظاهر می‌دیدند که به شام رفته و احوالات یزید را از نزدیک دیده است، باور می‌کردند، والا با یزید بیعت نمی‌کردند.
وی با اظهار تعجب از برخورد اهل مدینه نسبت به زیر سئوال بردن سخن صریح و متقن امام ‌حسین علیه‌السلام با وجود اینکه ایشان را رد نمی‌کردند؛ اوضاع مدینه را به خاطر آنکه حاکمش (پسر عموی یزید) از حسین شناختی داشت و با او مماشات می‌کرد و امام علیه السلام را در بیعت با یزید مخیر کرده بود، آرام و به دور از جنگ توصیف کرد.
طائب علت تغییر حاکم مدینه را مدارا کردن با پسر فاطمه خواند و گفت: این کار، یزید را واداشت تا حاکم مستقیم خود را بر مدینه بگمارد.
این سخنران و کارشناس مسائل سیاسی ـ مذهبی در انتهای این مصاحبه اقدام یزید را برای کشتن امام‌حسین علیه‌السلام این‌گونه توضیح داد: یزید برای آنکه مردم را فریب داده و کشتن سیدالشهدا را به او و دستگاه حکومتی نسبت ندهند، گروهی را برای کشتن مخفیانه امام علیه‌السلام به سمت مدینه روانه می‌کند. سالار شهیدان پس از آگاهی از این موضوع قبل از ورود تیم ترور به مدینه، از این شهر خارج می‌شود. متاسفانه مردم مدینه پس از شنیدن حوادث نینوا در روز عاشورا به بی‌لیاقتی یزید پی برده و از فاسق و فاجر بودن ملعون ‌بن ‌ملعون آگاه می‌شوند.

 

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٩ | موضوع: | نظرات ()

چند تا لینک!حال کنید!

سلام

- امام خمینی (صحیفه امام ، ج 10، ص 476) :
چاره نیست که ما تحمل کنیم برچسب ارتجاع را. ما ارتجاعى هستیم که دست خائنان را از مملکت قطع کردیم. و ما ارتجاعیون آزادى را به مملکت برگرداندیم. و ما ارتجاعیون استقلال را به مملکت خودمان برگرداندیم. و ما ارتجاعیون دزدها را که بر ذخایر ما سلطه داشتند، از مملکت خودمان خارج کردیم. و ما ارتجاعیون آزادى به همه قشرها دادیم. و بعد از اینکه معلوم شد، از بعضى دادگاهها به واسطه توطئه‏اى که شده بود، نگذاشتند توطئه را انجام بدهند. ما باید تحمل کنیم این مسائل را، و باید هم از همینهایى که در ایران هستند و به اسم روشنفکر یا به اسم نویسنده و امثال ذلک هستند و خرابکار هستند، این برچسبها را قبول کنیم‏.

- رهبر عزیز انقلاب :
اهل فتنه مایلند که خشیت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاى خشیت از خدا بنشانند؛ یعنى مایلند که از آنها ترسیده بشود؛ «الّذین قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل». یعنى اینکه دائماً دارند به ما میگویند: آقا ! «إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم»، جوابش همین است: «فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل». نتیجه‌‌ى این احساس، این درک، این حقیقت روحى و معنوى همین است که: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء». بنابراین، بایستى این شجاعت را داشت.

- در آستانه ی 16 آذر؛ برای مرور : یه 16 آذر حزب اللهی / ویژه نامه 16 آذر نشریه «راه»

- تجمع باشکوه دانشجویان در بایکوت رسانه های داخلی + گزارش تصویری
دانشجویان در این تجمع باشکوه با رمی جمرات نمادین، پیام خود را در آستانه ی مراسم برائت از مشرکین حجاج بیت الله الحرام به حاجیان جهان اسلام منتقل کردند. و این در حالی بود که این تجمع علاوه بر رسانه های ضدانقلاب و منافق، با بایکوت خبری رسانه های اصولگرا نیز مواجه شد.

- سخنرانی حجت الاسلام قریب رضا درباره کشتار شیعیان یمن

- پنج دیدار با لباس شخصی‌ها
لباس شخصی‌ها مخالف گفتگو هستند و البته مخالف برقراری هرگونه تمایز جعلی و بی‌مبنایی میان دانشگاه با استادیوم!، برای آنها حضور در برنامه‌ها و به هم زدن آنها، نوعی سرگرمی و مشغولیت اوقات فراغت است؛ ضمنا آنها همواره لباس شخصی به تن دارند.

- «یاداشت‌های روزانه» حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
من به محرومیت ما چند نفر ار جلسه‌های معنوی و عرفانی امام علی‌رغم جلسات متعدد با ایشان اشاره کردم. گفتم لازم است ماها را نصیحت کنید و تعلیم بدهید.



- تمّدن + توضیح
در تلقی متجددانه از تاریخ که به نظر من ستون فقرات علوم انسانی و اجتماعی مدرن است، موضوع و داستان اصلی تاریخ بشری، چیزی جز « تصرف و استیلا » ( در عام ترین معنای آن ) نیست. با چنین تلقی و برداشتی عجیب نیست که دوران حکومت علی مرتضی (ع) - که از منظر حقیقت نگر ایمانی هر روز آن به تنهایی می ارزد به مجموع میراث و دستاورد های « تمدن بشری » - به پنج سال جنگ داخلی تعبیر گردد!

- ناگفته‌های زاکانی از مذاکرات پس از انتخابات و پرونده مالی پسران هاشمی

- اشرافیت ایرانی و عقلانیت - ابراهیم فیاض

- یک ایده : جدول وبلاگ نویسی برای عرفه

برای ورود به جدول زمان بندی کلیک فرمایید.


- سخنرانی شهید دکتر بهشتی در اجتماع مردم شهید پرور اصفهان اسفند 58 ؛ معیار های خط امام

- «کدام خط امام؟» به روایت مورخ انقلاب؛ منیّت، هوای نفس و شهوت قدرت، خط امام است؟

- آشنایی با اعضای هیأت مؤسس و اولین شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی
بیم من و دوستانی که دیدگاه مشابه دارند این است که سیاست‌های انقلابی اگر بار دیگر بر جامعه ایرانی حاکم شود، با توجه به شرایط نوعی برگشت‌ناپذیری را شاهد باشیم.

- جیره خوارها!
خوب چشمهات رو باز کن، درست چهره ی این جیره خوار ها رو ببین! من جیره خوارم! جیرم فحش و بد و بیراههای هوادارهای شماست! و جرمم قبول داشتن همه ی حرفهای امام نه یک خط یا دو خطش!

- حاج حسین یکتا:
بسیجی واقعی ادامه دهنده راه همت و باکری است / حاشیه‌های نشست "بسیجی واقعی همت بود و باکری"
ما شهید می‌شویم و ثابت می‌کنیم که بسیجی واقعی هستیم.

- پات کو بسیجی؟!

649


- غربال سوفیا - یوسفعلی میرشکاک
شایع شده است که وزیر جدید ارشاد تاکنون نه فیلم دیده و نه موسیقی شنیده و نه وقت خود را با گوش دادن به شعر شاعران تلف کرده و نه رمان خوانده و...

***

عکس:
اعضای تحریریه نشریه ی «زائر» در حج سال 71 : از چپ نفر دوم آقایان شریعتمداری، طالقانی، سلیمی نمین، کچویان، صفار هرندی.
حج سال 71

 

***

نه! امیدی به شما نیست، حقارت، آزاد
هرچه خواهید بگویید جسارت، آزاد

 آبروی وطنم یوسف بازار شده ست
ثمن بخس ، فراوان و تجارت ، آزاد

شیختان با همه شیرینی و شهرآشوبی
فتویِ فتنه فرستاد : شرارت ، آزاد

راه بر مشت گره کرده ی مردم بستید
تا به دشمن شود انگشت اشارت، آزاد

 حرم از دست حرامی نگرفتیم که باز
پیک و پیغام فرستید که غارت، آزاد

 پاکدامن وطنم را به کسی نفروشید
خاصه این فرقه ی از قید طهارت، آزاد

 بی وضو زائر این خاک نباید! چه کسی
گفته این قوم نجس را که زیارت ، آزاد؟

الغرض معنی آزادی اگر این باشد
وقت آن است بگوییم اسارت آزاد
(میلاد عرفان پور)
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

گرگها خوب بدانند!

گرگهاخوب بدانند، دراین ایل غریب /گرپدرمرد ،تفنگ پدری هست هنوز/ گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند/توی گهواره چوبی پسری هست هنوز/ آب اگر نیست نترسید،که درقافله مان/دل دریایی وچشمان تری هست هنوز. "دکتر(!!!)زهرا رهنورد"

ولی ما با اینجوری اش حال می کنیم:

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

که اگر ماتم دیرین پدر سوخته مر جان و جهان را

گرچه "یاران کهن" بیعت دیرینه شکستند ولی

عهد و میثاق پدر چون گره طره یار

بسته بر جان همه دُردکشان است هنوز

جان عشاق به راه شهداء در تب و تاب است هنوز

گرگها خوب بدانند که گر شب تار است

چشم فرمانده این ایل کهن پیشه سوی مهتاب است

که فروغ رخ مهتاب پس ابر شکافت

جان عشاق بتافت....

---

گرگها خوب بدانند که ما

ما نه از گرگ بترسیم نه از مرگ و نه از شمر و یزید

عاشقان را غم یار است مزید

چون که از ناحیه حضرت حق فیض دمادم برسید

در همه دیر مغان حمد خدا راست مزید

که در این ایل غریب

گر پدر رفت یکی مرد خدا هست هنوز

گرچه ما یاد خمینی نتوانیم فراموش کنیم

باز منت ز خداست

که یکی آیت حق رهبر ما بر سر ما هست هنوز

جان عشاق پدر گو به سر طره مویش...

--

گرگ ها خوب بدانند که این ایل غریب

ره صد ساله خون پدران است همی

چه بس از حلقه عشاق که سر نیک بباخت

چه بس از حلقه پاکان که به خون رزم کهن را بشتافت

رخ معشوقه جلا داد به شمشیر فزون
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

پیوند سبز ها با صهیونیست+عکس
پیوند سبزی ها با صهیونیست + عکس
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، سایت های موسوم به سبز، جدیدا نماد های ضد اسلامی و ضد شیعی که نشان دهنده آرمان های صهیونیست هستند، را به صورت گسترده در طرح های خود پوشش می دهند. 
 
 



سایت جرس متعلق به عطا الله مهاجرانی این طرح ها را منتشر کرده است.
بنابر این گزارش در حال حاضر وجه مشترک تمامی این طرح ها را می توان چشم داخل مثلث دانست. لازم به ذکر است این طر ح نماد فراماسونری است که در تمامی طرح های صهیونیستی که به آخر الزمان اشاره دارد آمده است.

جالب آنکه این طرح -چشم داخل مثلث- در پول ملی آمریکا «دلار» که طراحش ایدئولوژیست های صهیونیست هستند، نیز به کار رفته است. 

 

http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=493

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

شیوه عملیات تروریسم رسانه ای

طراحان جنگ نرم،چه می کنند؟!

قتل، خونریزی، اسلحه، بمب و کشتار... اینها واژگانی است که با شنیدن کلمه ترور و تروریسم از اذهان عبور می‌کند. اذهانی که در سرتاسر جهان به دنبال ایجاد امنیت در مقابل این پدیده شوم هستند. غافل از اینکه تمامی آنها، هر روز مورد حمله نوعی از تروریسم قرار می‌گیرند. تروری در لفافه رسانه...
 تروریسم که در فارسی از آن با عنوان دهشت افکنی نام برده شده‌است، به هرگونه عملکرد یا تهدید برای ترساندن و یا آسیب رساندن به شهروندان، حکومت و یا گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی گفته می‌شود که برگرفته از واژه فرانسوی ترور به معنای دهشت و خوف است اما الزاماً این روش نباید همراه با خونریزی و رفتارهای خشونت‌آمیز سخت باشد. چراکه بروز چنین رفتارهایی برای قدرت‌های استکباری هزینه‌های زیادی از نظر مالی و سایر مسائل سیاسی در پی دارد. از این رو با تغییر رویکرد این قدرت‌ها از سخت به نرم، نوع رفتار تروریستی این قدرت‌ها نیز از سخت به نرم تغییر کرده است. بر همین اساس یکی از انواع تروریسم نرم، تروریسم رسانه‌ای است که در آن قدرت‌های استکباری به وسیله امواج و یا از طریق نوشتار با کمک سلاحی به نام رسانه مخاطب هدف خود را مورد ترور قرار می‌دهند. در حقیقت هدف اصلی در این کار تغییر ذهنیت افراد به نفع خود و یا مخدوش کردن ذهنیت‌های مخالف است. چراکه در عصر فعلی کشته شدن یک فرد عملاً هیچ کمکی برای رسیدن به اهداف استکباری قدرت‌های بزرگ نمی‌کند بلکه در اختیار گرفتن تفکر و ذهن‌های همین افراد نه تنها می‌تواند عملاً همین افراد را از سر راهشان کنار بزند بلکه می‌تواند یک عنصر بسیار خوب برای سرعت بخشیدن به تحقق این اهداف شود.
موضوعی که در انتخابات اخیر ایران به خوبی به چشم می‌آید. در این انتخابات پرحادثه که با فراز‌و نشیب‌های زیادی همراه بود، رسانه‌‌ها نقش بسیار پر رنگی را در شکل‌دهی و جهت‌دهی افکار عمومی بازی کردند و در حقیقت می‌توان گفت که این انتخابات آزمایشگاه بزرگ رسانه‌های داخلی، خارجی بود. آزمایشگاهی که بیشتر رسانه‌های غیرمستقل، در آن تلاش کردند که با به کارگیری حرفه‌ای تروریسم رسانه‌ای مخاطب را به سمت اهداف از پیش تعیین شده بکشانند. درست پیش از آغاز رقابت‌های تبلیغاتی در انتخابات دهم، برخی رسانه‌ها سوت انتخابات را به صدا در آوردند و با زیر سؤال بردن عملکرد دولت نهم و همچنین ناکارآمد نشان دادن مدیران ارشد دولتی قسمت اول تئوری تروریسم رسانه‌ای خود را آغاز کردند. در این بخش رسانه‌ها دولت نهم را دولتی ناموفق در کلیه امور ‌بویژه امور اقتصادی و همچنین روابط بین‌الملل معرفی کردند و با برجسته‌سازی برخی نقاط ضعف و همچنین بی‌اهمیت جلوه دادن دستاوردهای آن سعی در تحریف واقعیت‌ها به نفع خود و اهداف از پیش تعیین شده داشتند.
در ادامه این طرح و با القای نظرسنجی‌های جعلی توسط رسانه‌های مختلف، این توهم در بین هواداران برخی کاندیداها به وجود آمد که نامزد مورد نظر آنها رأی قالب در اجتماع را دارد و قطعاً پیروز انتخابات خواهد بود. به همین دلیل عده‌ای تحت تأثیر همین شلیک رسانه‌ای درخواست مجوز برگزاری جشن پیروزی در ورزشگاه یکصدهزار نفری آزادی را دادند. بنابراین بخش دیگری از تروریسم رسانه‌‌ای که به منظور زمینه‌سازی برای القای دروغ بزرگ تقلب و ترور مخاطب و جذب آن مورد نیاز بود، اجرا شد. نهایتاً با برگزاری انتخابات و عدم پیروزی کاندیدای موردنظر آنها، شیلک نهایی به سوی مخاطب انجام و ادعای تقلب را برای ایشان درونی کردند.
بنابراین درونی کردن یک ضد ارزش به نام تقلب در انتخابات نیز کافی بود تا جمعی به همین بهانه به خیابان‌ها بریزند و خواسته و ناخواسته برای رسیدن به اهداف استعماری صاحبان رسانه‌‌های معاند گام بردارند. البته این پایان کار نبود و همین رسانه‌ها در طول بروز ناآرامی‌ها با تحریف وقایع و عدم تبیین واقعیت و در کنار برخی صحنه‌سازی‌ها نظیر صحنه کشته شدن دختر جوانی در کف خیابان و یا کشته‌سازی و بالابردن دروغین آمار کشته شدگان ناآرامی‌های خیابانی تیر خلاص را به مغز مخاطبان خود شلیک کردند تا ترور یکباره تعداد زیادی انسان بدون ریختن یک قطره خون با موفقیت کامل و از راه دور انجام شود. کاری که هیچ تجهیزات نظامی و یا حتی بمب اتمی نمی‌تواند انجام دهد. از این‌رو می‌بینیم که کشورهای غربی و سلطه‌گر سرمایه‌گذاری‌های زیادی روی توسعه رسانه‌‌ای کرده و در حقیقت به دنبال افزایش حوزه نفوذ خود در جوامع مختلف هستند. موضوعی که در کشور ما به رغم توصیه‌ها و تأکید‌ات مقام معظم رهبری کمتر به آن توجه می‌شود.

منبع:جوان

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۸ | موضوع: | نظرات ()

چه کسی جام زهر را به امام نوشاند؟چشم فتنه کیست؟

در این چند ماهه انتخابات و بعد از آن قدر تلخی ها و چهره عوض کردن ها دیده شد و آن قدر های هوی شنیدیم که شاید برخی چیزها را نتوانستیم به درستی تحلیل کنیم.
شاید خیلی ها به اشتباه فکر کنند که این فتنه گری ها و به خیابان ریختن ها و شعار دادن و تخریب ها از فردای انتخابات آغاز شده است اما خیر هرگز چنین نیست ، کافیست قدری دقیق به عقب بنگریم ، به انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و شاید هم قبل تر
در یک اقدام مردمی و انتخاباتی پیش بینی نشده ، مردی از صندوق های رای بیرون آمد که کمتر کسی متصور چنین نتیجه ای بود ، احمدی نژاد یک شهردار در برابر 6 مرد در رده هایی که برخی از آنها اصلا قابل مقایسه با این سمت نبودند( رییس جمهور پیشین و رییس مجمع تشخیص مصلحت، رییس مجلس سابق، رییس صدا و سیمای سابق، رییس پلیس سابق و....) به یکباره به پیروزی رسید و این شکست برای برخی از این افراد دردآور و غیرقابل باور بود و از همه بیشتر در این میان هاشمی بود که از این شکست به شدت سرخورده شد و البته برخی دیگر با تمام قوا به کارشکنی و مخالفت با دولت نوپا پرداختند و از مخالفت های بازار تا مطالب ضد دولت در روزنامه شهرداری تا ادارات و اساتید و افراد وابسته تا ... که این مبحث خود مجالی طولانی می طلبد و نوشتار بس بلند ....
پس از مناظره تاریخی احمدی نژاد و میر حسین در 13 خرداد 1388 و افشاگری ها احمدی نژاد علیه خاندان هاشمی و دیگران ، موج تخریب شدتی بیشتر گرفت و در خیابان ها درگیری های لفظی بین طرفداران طرفین آغاز شد و خیابان ها به ویژه ولیعصر(عج) شاهد اوج این تقابل ها و اردوکشی ها و صف بندی ها شد.
شاید تا اینجای کار را نتوان فتنه نام نهاد و بتوان تقابل و مخالفت بین دو گروه و یا طرفدارن دو فرد یا دو طیف فکری و... نام نهاد.
اما نمود اصلی فتنه اخیر از کجا آغاز شد...
روز 17 خرداد ماه بود که حوالی ظهر یک پیام کوتاه از یک دوست معتبر برایم رسید پیامکی که شاید در ابتدا توجه زیادی به آن نکردم و با قدری تامل از کنارش گذشتم ولی سبب هوشیاری نسبی برایم شد
متن پیام:
{{ یکی از اعضای کمیته ایکس(مهدی .هاشمی) در یک نشست محفلی : "در این هفته باید عملیات گسترده تخریبی را متوجه رهبری نماییم."
در پی این امر ، منافقین نیز از هواداران خود خواستند با حضور در تجمعات میدانی ، علیه رهبری شعار داده شود.}}

در شب همان روز و ساعت 23:55 پیامی دیگر به دستم رسید از دوستی دیگر که او از منبع قبلی برایم معتبرتر بود و پیام قبلی را نیز تایید می کرد:
{{ کلید 18 تیر جدید زده شد، تجمع حامیان موسوی در فلکه صادقیه و شعارهای تند علیه رهبری با حضور700 نفر}}
این پیام حساسیتم را بیشتر کرد و در فردای آن روز و روزهای بعد اتفاقاتی افتاد که مرا به یقین رساند ، و بیش از آن اتفاقاتی که در روزهای بعد از انتخابات و آتش زدن ها و تخریب هایی که از فردای انتخابات آغاز و اولین تیراندازی که در روز 24 خرداد به شخصه شاهد آن در چهارراه ولیعصر – که این کارها به مدل کاری گروخ ایکس و مهدی هاشمی بسیار شبیه بود- بودم.
 و چیزی که به زودی پازل فرضیات حقیر را تکمیل می کرد پرواز فائزه هاشمی به لندن و بازگشتش و حضورش در بین شورشیان در میدان آزادی بود.
و آن مطلب این بود که چشم فتنه همین فرزندان هاشمی هستند و دیگران عروسک هایی خیمه شب بازی در دستان آنها
و آن قدر این فتنه ها ادامه یافت تا این که در این وقایع اخیر شاهد پاره کردن و آتش زدن امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی) شدیم ، جنایت و فسادی آشکار که دل همگی مردم غیور ایران و تمامی آزادگان جهان را آتش زد..
اما خوب که فکر می کنم می بینم این اولین اهانت به رهبر کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری نبود کافیست قدری به عقب برگردیم و مرور کنیم پرونده آنهایی را که به امام جام زهر را نوشاندند....
به راستی مقصرین اصلی در آن فتنه و نوشاندن جام زهر به امام چه کسانی بودند که حالا نیز چنان وقیح شده اند...

به راستی نباید با آنها که سرمنشا همه توهینات با امام بودند، برخوردی جدی کرد؟

به راستی نباید با آنها که سرمنشا همه توهینات با امام بودند، برخوردی جدی کرد؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

همانها که گویند ما یار تو؛چرا پاره کردند رخسار تو؟!

اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی امیرکبیر - 

مثنوی زیر، سروده ی یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر است که پیرامون حوادث 16 آذر دانشگاه ها، به خصوص دانشگاه امیرکبیر ، و اهانت ها و جسارت ها به حضرت امام و رهبر عزیز انقلاب سروده شده است.

سروده ای دیگر در همین رابطه : شعر دانشجوی امیرکبیر برای حوادث 16 آذر دانشگاه

 

«الا گل گجایی که راز دلی»

بگوید به بانگ حزین بلبلی

 

فدایت شوم! قامتت احمدی است

جمال رخت از حق سرمدی است 

دمیدی به دنیا، چنان کرده ای!

«اذا زلزلت» را عیان کرده ای 

همان ها که گویند ما یار تو!

چرا پاره کردند رخسار تو؟ 

کجایی اماما! که سنگین دلم

به میهن خس و خاک و چرکین دلم

 

به جان مهر تو ریشه کرد، ای امام!

جهان در تو اندیشه کرد، ای امام

 

منافق عیان کرده رخسار خود

فریبی دهد یاور زار خود 

به رویم عیان از رهت گفته است

تو گویی که شرم و حیا رَفته است

 

چنین ناکسان خط زیبای تو

چو بازیچه دیدند بی رای تو 

که با دشمن دین و ایمان ما

صدایی یکی آورند، آنِ ما

همان ها که مردی ز کف داده اند

به چادر سیه، خویش واداده اند

 

نه مجدی ز اسلام دانند چیست

نه بو از توکل، -بگردند نیست!- 

نه میزان شناسند و نه رأی را

نه آزادی و میهن و ننگ ما

 

به بی بند و باری چنان رفته اند،

که دست زنان، دست بگرفته اند 

ندانند ایران سرای من است

به راه تو فردا برای من است 

ندانند ننگ است دانشگهی

شکسته در افتد ز بیم کَهی 

اماما! بگویند صبری کنید!

مباد اغتشاش من ابری کنید! 

چو اسم دموکراسی آورده اند

رضاشاه را در بهشت برده اند! 

رخ هیتلر نازنین شد سفید!

که اینگونه دیکتاتوری را ندید! 

شکستن همه شیشه ی بانک ها

برفتن چو گردانی از تانک ها

 

از آن هم وقیحانه تر می روند

بسیجی ایران شرر می زنند 

اماما! دلم خون شد از دستشان

کنون کار بیرون شد از دستشان! 

به «سید علی» ناروا گفته اند

دل هر بسیجی برآشفته اند 

اماما! بگفتی به امروز فرد

نگه کن شناسی تو نامرد و مرد 

دگر صبر و طاقت ز ما برده اند

و بی آبرویند و در پرده اند 

مبادا که روزی به بانگ جلی

به صوت جلایی ز «سید علی»

 

بسیجی قیامی کند ضدشان

به مستی زند هفتصد حدشان!

 

بسیجی همان یاور رهبری است

که راهت اماما! ره حیدری است! 

م.س. (غرقه)

ورودی 87 دانشکده ی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

نامه ای نه به آقای موسوی؛نامه ای به تاریخ

جناب‌ آقای میرحسین موسوی

سلام

چند ماهی از انتخابات و حواشی مهم‌تر از متن آن می‌گذرد. این ایام لااقل برای هم‌نسلان من محک و آزمون خوبی بود. نسل خموده‌ی من نیاز داشت چنین غربال و زلزله‌ای را.

هرچه بود، گذشت. آن‌سان که دانم و دانی. آوردگاه بایسته‌ای بود. در هر دو معنای آوردن. «صالح و طامع متاع خویش نمودند».

قصدم از این نوشته تکرار مکرراتی که همه‌گان گفته‌اند و شنیده‌اید و نشنیده‌اید نیست. یک حرف دارم. صریح. همان را می‌خواهم بزنم. و تمام. و آن این است:

 

در آن طیف پُرتلون کسانی که در ۲۲خرداد نام حضرتعالی را بر برگه‌ها نوشتند یک جماعت هم بودند که به هر دلیل از جمله منفعت مشترک طرفین مجادله، این ایام کم‌تر دیده‌ شدند و حرف‌شان را کم­تر کسی شنید. هر طرف ماجرا بر اساس منفعت خود سعی کرد وجودشان را از اساس منکر شود. این جماعت، این دسته، این قشر، رسانه ندارند، تریبون ندارند، وکیل و وزیر و سخن­گو ندارند. ولی بودند. ولی هستند.

و صاحب این قلم یکی از آن جماعت است.

 

این جماعت به شما رأی داد که در آن مصاف بهتر می‌دانست‌تان؛ به نسبت آن دیگران و آن دیگر. شناختی که داشت به هر تقدیر این بود. آمد به میدان، تبلیغ کرد، هزینه داد. و ماند. نه طعن حریف کرد و نه مدح شما. نه سبز پوشید و نه یاحسین گفت. فقط رأی داد؛ خاموش‌لب.

برای این انتخاب، این جماعت البته هزینه بسیار داد. هزینه‌هاش هم از اساس نه کماً و نه کیفاً با هزینه­هایی که دیگر حامیان جنابعالی داده­اند قابل قیاس نبود و نیست. هزینه‌هاش از جنس آبرو بود. از جنس دل‌بریدن دوستان بود. از جنس تحمل هزار طعن و ناسزا و تهمت بود. از جنس ناروادیدن بود؛ یک­شبه غیرخودی و منافق شدن. از جنس گسیختن رشته‌ها و خاموشی چراغ‌های رابطه بود.

اگر شما هم رأی می‌آوردی دیگ آبی از این جماعت گرم نمی‌شد. نه کیسه‌ای اندوخته بودند، ‌نه وعده‌ای شنفته ‌بودند، نه عهد و میثاقی بسته بودند، نه نقشه‌ای کشیده بودند. هیچ. سلام‌شان بی‌طمع بود. همان اندازه که عهدشان راسخ.

این جماعت اصلاح‌طلب نبود؛ سهل است، سال­های اصلاحات پیرشان کرد. خم به ابرو و پشت­شان آورد. اصلاح­طلب نبود که عقبه‌ای، حزبی، باندی برای‌ این حمایت­ش هورا بکشد، و اگر به زندان رفت ازش اسطوره بسازد، و اگر کشته شد نام‌ش را بلندآوازه کند و اگر زخم خورد دل‌جویی شود و... . نسبت و قرابت‌ این جماعت به باند و جناح و حزب متبوع و حامی حضرتعالی همان اندازه بود و هست که به باند و جناح و حزب رقباتان. لابد می‌پرسید پس دلیل حمایت‌شان چه بود. می‌گویم‌تان.

 

بهتر می‌دانید؛ فرق است بین رفتارهای آدمیان و منشأ و مبادی آن رفتارها. بسا که دو کس با منشأیی واحد به دو رفتار رانده شوند. و نیز بسا که دو کس با منشأهای متضاد، رفتاری واحد را برگزینند. و این جماعت برزخی، رفتارشان در انتخاب حضرتعالی با هواداران‌تان شباهت داشت و مبادی این رفتارشان با رقباتان! عجیب است؛ نه؟ ولی حقیقت دارد. چنین است که این جماعت هم، به‌سان برخی از حامیان رقیب‌تان، برای پیروزی حضرتعالی نذر کرد، صدقه داد، روزه گرفت و صلوات فرستاد. باورش سخت است؟

 

این جماعت منتقد بود. منتقد پاره‌ای چیزها که گمان می‌کرد شما بیش از آن دیگری توان اصلاح‌شان را داری. نه! ‌نمی‌گویم که تشکر کنی. منت هم نمی‌خواهم سرتان بگذارم. گفتم که مبادی‌شان چنین حکم می‌کرد. حساب و کتاب و معامله­ی ایشان با کس دیگری است. این جماعت ـ لااقل آن تعدادشان که من می‌شناسم ـ برای خود آن اندازه ارزش و اعتبار و شأن قایل‌اند که آخرت خود ـ سهل است ـ حتا گوشه­ای از دنیای خود را نه برای شما و نه هیچ‌کس دیگر خرج کنند. اگر قرار به هواداری باشد، این جماعت هوادار مبانی و ارزش‌هایی است که این انقلاب را به پیروزی رساند. اگر قرار است شیفته باشد شیفته‌ی امامی است که هستی‌اش را مدیون اوست. اگر قرار است وامدار باشد، وامدار جوانان برومند این سرزمین است که شهید نام گرفته­اند و بعد هم پدر و مادرهای پیر آنان. اگر قرار است درد داشته باشد، دردش درد دین است؛ درد مردم دین است. اگر قرار است مصلحتی را ببیند، مسأله­اش مصلحت امت اسلامی است. و اگر قرار است به خط قرمزهایی پابند باشد حفظ ثبات و استقلال مملکت و حفظ اعتبار و شأن قانون اساسی و شیرازه­اش یعنی ولایت فقیه آن خط قرمز است. اگر قرار است گوش به فرمان و مطیع باشد مطیع امام‌زمان‌اش است. مبادی حرکت این جریان این­ها است. و اگر هم به شما رأی داد با نیت قربة الی الله بود و با وضو رأی داد. نگفتم که منت گذارم. گفتم که امر مشتبه نشود؛ بر شما و دیگران.  

 

این جماعت، در تمام این ماه‌ها، روزان و شبان سختی را پشت سر گذاشت. روزی صدبار مرد و زنده شد. با چشم باز دید. خون دل خورد. پیر شد. کمرش شکست. صدای‌ش گرفت. چشمش سوخت. جگرش آتش گرفت. فریادش در گلو خفه شد. (ولی درعین حال بزرگ شد. قد کشید. آبدیده شد.)

تن‌ش از باتوم جهل و بی‌تدبیری این سوی میدان کبود شد؛ و دل‌ش از دست خنجر لجاجت و بی‌منطقی شما خون. در میانه‌ی میدان زیستن عالمی دارد برادر! از دوسو تیغ را پذیراشدن به جنون بیش‌تر می‌ماند. و این جماعت مجنون‌صفت‌اند.

 

و ما بودیم. فردای روز رأی، دل‌نگران و مضطرب و سرگردان بودیم. در کوی دانش‌گاه باتوم و اشک‌آور و ناسزا خوردیم. در راهپیمایی سکوت بودیم، آرام و معترض. پس از‌ آن هم برخی‌مان آمدند. نه سطلی آتش زدیم، نه جوانک بسیجی‌ای را گروگان گرفتیم، نه شب‌ها روی پشت‌بام الله اکبر گفتیم، نه با پلیس درگیر شدیم. نه روز قدس، روزه‌خوری کردیم. نه ۱۳ آبان، کودکانه، دوروبر سفارت روسیه قدم زدیم. نه روز دانشجو عکس مرادمان را پاره کردیم. نه! که این‌همه نقض غرض‌مان بودیم.

ما به حضرتعالی رأی دادیم که بساط عوام‌فریبی و دکان‌بازی به نام دین و مفاهیم دینی بسته شود؛ نه که در ظاهری نو و مدرن، به پارچه‌ی سبز و الله‌اکبر گفتن برسیم. ما به حضرتعالی رأی دادیم که بساط قانون‌شکنی و گردن‌کلفتی و سرکشی در برابر قانون برچیده شود؛ نه که خود مشوق قانون‌گریزی و قانون‌ستیزی شویم. ما به حضرتعالی رأی دادیم که جامعه‌ی طوفان‌زده آرام شود، از ماجراجویی و از افشاگری و از تهدید خالی شود، هر روز بالاترین مقام اجرایی مملکت فضای آرامش جامعه ـ که لازمه‌ی ثبات و پیشرفت است ـ را مختل نکند، نه این‌که خود چنان آشوبی به پا کنیم و غوغایی به راه اندازیم که هیچ‌کس را یارای مدیریت آن نباشد و کار از دست‌مان خارج شود. ما به حضرتعالی رأی دادیم که سکان اداره‌ی کشور به جای هیجان و احساسات و بی‌منطقی، با عقل و تدبیر مشورت بزرگان و اربابان اندیشه بچرخد؛ نه آن‌که خود به آتش هیجانات کور بدمیم و عواطف را تحریک کنیم و فضای بی‌منطقی را رواج دهیم. این آنی نبود که در پی‌اش بودیم. 

چنین بود که در عین حفظ انتقادهامان، از فردای نمازجمعه‌ی ۲۹خرداد خانه‌نشین شدیم.

 

و چه‌قدر آرزو کردیم کاش شما هم در قامت سیاست‌مداری آینده‌نگر، در عین بیان اعتراض خود همان فردای انتخابات می‌گفتید به احترام اخلاق، به احترام متانت، به احترام ادب، از پیگیری شکایت‌ام انصراف می‌دهم. و خانه‌نشین می‌شدید و در این سیاست بی‌اخلاق ما، سنگ‌بنای متانت و عقلانیت سیاسی را به نام خود ثبت می‌کردید.

و چه‌قدر آرزو کردیم وقتی آن زمزمه‌های آشوب برخاست، تدبیر می‌کردید که این راه فرجام‌ش کجاست؟ و نمی‌گذاشتید خون مظلومی ـ چه فرق می‌کند از کدام سوی جبهه ـ به زمین ریزد. با خدا معامله می‌کردی و عقب می‌نشستی. انتظار نداشتیم آشتی کنی. به قهر، به اعتراض، خموشی می‌گزیدی. (احتمال ریختن یک قطره خون هم ارزش این کار را داشت. نه؟) و چه‌قدر آرزو کردیم وقتی دیگر آب‌ها از آسیاب افتاد و رگ‌های برآمده‌ی گلو فرو نشست، در اولین فرصتی که خلوت می‌کردی با خود، به میدان می‌آمدی و شجاعانه و مردانه به اشتباه‌ت در باور به تقلب و اشاعه‌ی آن معترف می‌شدی. و چه‌قدر آرزو کردیم کهولت سن آن‌سان متأثرت نمی‌ساخت که این هلهله و غلغله‌ی شادی سپاه رومی را نشنوی و خنده را بر لب گرگ‌های در کمین آبادی نبینی. و چه‌قدر آرزو کردیم حس مادری‌ات برانگیخته شود و کودک را به دایه واگذاری! (اشتباه از ما بود. حریف‌ت دایه بود؛ ولی تو مادر نبودی!)

و چه‌قدر آرزو کردیم ...

 

ولی شما این کارها را نکردی! به هر دلیل. شما ما را ندیدی. حرف‌مان را نشنیدی. نخواستی ببینی. نخواستی بشنوی. حق داشتی! آن‌قدر سروصدا زیاد بود که بلندترین فریاد هم گم می‌شد. چه رسد که در گلو خفته هم باشد. نه فقط شما، حریف‌تان هم ما را ندید. ما دنبال دیده‌شدن نبودیم. و این‌چنین، میدان واگذار به شما دو لشگر شد. و خانمان ما که درست جایی در میانه‌ی آوردگاه شمایان بنا شده بود، آتش گرفت، سوخت، خاکستر شد، و خاکسترش هم به باد رفت. اما نه بی‌بی‌سی این واقعه را نشان داد و نه رسانه‌ی ملی! مشکل از خود ما جماعت بود که وقتی، خیلی وقت پیش، انتخاب کرده‌ بودیم که نه گوسفند باشیم و نه گرگ! خودمان انتخاب کرده بودیم که نه فرمان‌بری‌مان از روی تقلید باشد و نه نافرمانی‌مان. که دیده بودیم چه سان «خلق را تقلیدشان بر باد داد»! و باز دیدیم این ایام هم. و حالا دیگر کار درست به همان جایی رسیده است که دوست نداشتیم برسد.

 

نمی‌دانم بین شما و خدای‌تان چه خبر است. نمی‌خواهم هم بدانم. مثل برخی تقواسنج و نفاق‌سنج هم ندارم که دیگران را بسنجم‌. لابد شما هم حجت شرعی داری. برای همه‌ی آن کارها که کردی و نکردی. اصلاً‌ خبر ندارم که این همه مشغله و سروصدا فرصت لحظه‌ای خلوت‌گزینی با خود و خدای‌ت را داده است یا نه. من ولی چندی پیش فرصت یافتم و خلوت کردم. و به نتیجه‌ای رسیدم که هدف این نوشته همان ابلاغ آن است:

 

صادقانه بگویم؛ همان مبادی که براساس‌شان روزی به شما رأی دادم حالا وامی‌داردم که به رساتر آوایی بگویم به عنوان یکی از آن جماعتی که ذکرشان رفت، من دیگر هیچ حجت شرعی در کوچک‌ترین هم‌راهی و هم‌آوایی و هم‌دلی با شما و جریان متبوع‌تان ندارم.

نه که یک‌شبه به این رسیده باشم. (کماآن‌که شما هم یک‌شبه به این‌جا نرسیده‌اید.) فصل فاصله از مدت‌ها آغاز شده بود و هر بار و با هر کار مثال ضربت تیشه‌ای این رشته برید و برید تا حالا که دیگر انقطاع کامل حاصل شده است. به همان دلیل که روزی صراحتاً و بی‌محاسبه از هزینه‌هایش و دوستی‌ها که می‌گسلد و دشمنی‌ها که می‌آفریند، گفتم و نوشتم که به شما رأی می‌دهم، حال به همان دلیل این سخن را اظهار می‌کنم. قربه الی الله!

خیال‌تان راحت باشد. این انقطاع البته به معنای اتصال به لشگرگاه حریف‌تان نیست. خرده‌ها و نقدها و حتا اعتراض‌ها به جای خود باقی است. بین جماعتی که ذکرشان رفت و جماعت رقیب شما شکافی است که شما مسبب ایجادش نبود. پس بریدن از شما در حکم رفوی آن شکاف نیست؛ البته اگر هنوز رقیب‌ خود را یک طرز تفکر، یک سلیقه و یک منش خاص می‌دانید و نه کلیت نظامی که همگی فرزندان‌ش هستیم.

 

می‌ماند یک حرف. من از نصیحت‌کردن و شنفتن بدم می‌آید. اما چه می‌شود کرد که در زمانه‌ای می‌زی‌ایم که برنایان باید پیران را نصیحت کنند و به صبر و خویشتن‌داری بخوانند. برادرانه می‌گویم؛ برادرانه بشنو! و اگر کورسوی حقیقت و صدقی در آن یافتی دریاب!

در این هوای غبارآلود و فتنه‌گون که هیچ‌ چیز خودش نیست. که همه‌ی‌ ترازوها یا معیوب اند یا فرسوده، یک معیار می‌ماند که سالم است. و آن محک را در وجود ما نهاده‌اند. قطب‌نمایی که در چنین آوردگاه‌هایی بدان توسل جوییم و داوری آن را پذیرا شویم. و آن دل است. القلب حرم الله! که هوای جامعه و اطراف و محله و شهر و کل دنیا هم اگر آلوده شود، حرم خدا مصون است.

 فرمود: «رحم الله امراً عرف من أین و فی أین و الی أین».

 

این شعر فروغی بسطامی را این روزها به زمزمه زیاد می‌خوانم. موافقید یک بار باهم بخوانیم‌ش:

مردان خدا پرده‌ی پندار دریدند
یعنی همه‌جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند، همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند، همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک فرقه به عشرت درِ کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سرِ انگشت گزیدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
مرغان نظرباز سبک‌سیر «فروغی»
از دامگه خاک بر افلاک پریدند


کاش مرد خدا شویم!

نوشته شده در وبلاگ:http://mohsenhesam.blogfa.com

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

در بیت امام چه خبر است؟!

از بقال سر کوچه ی ما تا رهبر مبارزین یکی از گروهای ضد ظلم جهان با یک نامه یا حداقل چند کلام حرف ساده، اهانت عده ای از خدا بی خبر به تصویر گل بی خار قرن، امام روح الله(ره) را محکوم کردند و به اندازه خودشان لب خودشان را گاز گرفته اند که ای وای! به آقای ما توهین شد...

حتی چند روز پیش در جایی یک دختر بچه 4 ساله را دیدم که ضمن پاک کردن آب دماغش از نزدیکی های لبانش به توهین کنندگان به امام(ره) بد و بیراه می گفت... عکسش در سایت ها هست، بگردید پیدا می کنید!

جمعی از دانش آموزان مدارس ایران در اعتراض به این عمل وقیحانه عکس های امام(ره) را به سینه زدند و به مدسه می روند.

دانشجویان را نگو که دیگر فکر نکنم به این زودی ها بتوان این همه محب امام(ره) در دل دانشگاه در یک مکان گیر آورد.

تقریبا هیچ دانشگاهی نبود که عکس امام(ره) را بالا نگرفته باشند و دانشجویان به نشانه ی بیعت مجدد با آقای خوبی ها مشتی به سوی برخی سیاسیون رنگی! گره نکرده باشند.

فقط یک نمونه بگویم می گویند تا حالا این همه عکس امام(ره) در پلی تکنیک تهران بر روی دست دانشجویان بالا نرفته بود.

از آن طرف دنیا هم با هر وسیله ای که فکرش را بکنی به امام(ره) عرض اردادتی شده است.

حتی آقای هاشمی هم که به خاطر عقب ماندن از ولی فقیه زمان مورد سرزنش مردم است این کار سبزهای اموی را محکوم کرد.

ولی خودمانیم 70 میلیون! کسی که نیست!

چرا خانواده امام (ره) ککشان به خاطر توهین به امام(ره) نمی گزد؟! چرا اهانت به مقدس ترین مرد قرن را محکوم نمی کنند؟

مگر نه اینکه امام را دوست دارند؟ حالا از بد حادثه کسانی که این کار زشت را انجام دادند رنگ سبز موسوی (نه علوی) را بر تن داشتند، چرا نباید میان حزب بازی و اعتقادشان، به امام(ره) احترام بگذارند؟!

راستی راستی این بیت امام(ره) همه "چپ" کرده اند!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

کارمند سفارت آمریکا=جاسوس رژیم صهیونیستی
کارمند سفارت آمریکا در لبنان جاسوس رژیم صهیونیستی از آب درآمد

 

دستگاه قضایی لبنان، یک کارمند امنیتی سفارت آمریکا در بیروت را به همکاری با رژیم صهیونیستی و فعالیت برای جذب جاسوس و ارائه اطلاعات به اسرائیل متهم کرده است.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه لبنانی "الاخبار "، "سمیح الحاج " قاضی دادگاه نظامی لبنان روز گذشته چهار نفر از جمله یک کارمند امنیتی سفارت آمریکا در بیروت را به ارتباط با سازمان جاسوسی متهم کرد.
وی همچنین خواستار محاکمه آنها شده و گفت که این چهار نفر به زندان با اعمال شاقه و اعدام محکوم خواهند شد.

سه نفر از چهار نفر مزبور پیش از این توسط سازمان اطلاعات ارتش بازداشت شده بودند. یکی از آنها متهم به خاک‌برداری‌هایی در مناطق مختلف به سود نیروهای اسرائیلی و جاسوس‌های آنها قبل از عقب‌‌نشینی از جنوب لبنان شده و مشخص شد که برادر این فرد پیش از این به سرزمین‌های اشغالی فرار کرده و با یکدیگر از طریق تلفن در ارتباط بودند. وی همچنین تلاش کرده تا چهار لبنانی را به استخدام سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی درآورد.

"جان ن " که همکاری خود با رژیم صهیونیستی را تکذیب می‌کند، به فردی به نام "حسن ب " که گمان می‌کرد عضو حزب‌الله باشد، پیشنهاد داده تا در ازای مبلغ کلانی پول جاسوسی کند. طرفین بین سال‌های 2004 و 2006 بیش از 15 بار با یکدیگر دیدار کرده و حسن این گونه نشان می‌داد که نیاز شدیدی به پول دارد و اطلاعاتی نیز ارائه می‌‌داد.
جان در سال 2005 به حسن می‌گوید که باید اطلاعات زیادی از مقاومت ارائه دهد، چرا که به زودی جنگ در می‌گیرد و پس از آن وضعیت تغییر می‌کند.

سناریوی مشابهی نیز در مورد "علی ح " وجود دارد، بطوری که جان او را نیز به افسران اسرائیلی مرتبط کرده است، جان اعتراف کرده است که بین سال 1996 و2000، پول را در بسته‌های سیگار جاسازی کرده و به افراد مختلف می‌رسانده است.

"حنا ع " یکی دیگر از این جاسوسان است که در سفارت آمریکا در بیروت به عنوان کارمند امنیتی فعالیت می‌کرده است. وی در سال 2006 از طریق اینترنت با "رابر فارس " جاسوس فراری اسرائیل آشنا می‌شود و از نفرت خود نسبت به حزب‌الله سخن می‌گوید. حنا سپس جذب سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می‌شود و از طریق قبرس به تل‌آویو می‌رود و در بازگشت به بیروت در حین فعالیت‌های جاسوسی و عضوگیری بازداشت می‌شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

ایران مهار شدنی نیست!
جان بولتون : ایران در نهایت هسته ای می شود

 

نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد اذعان کرد ایران در نهایت هسته ای خواهد شد .البته جان بولتون از اعلام اینکه ایران اکنون هم هسته ای است چون تولید چرخه سوخت هسته ای را که مهمترین مرحله در هسته ای شدن است در اختیار دارد ، خودداری کرد .

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه آمریکایی فاکس نیوز جان بولتون گفت آنچه که مهم است این است که کاخ سفید فکر می کند ناچار است با هسته ای شدن ایران کنار بیاید اما به نظر من این تفکر ایراد اساسی دارد چون بتدریج دیگر کشورهای منطقه هم تلاش می کنند هسته ای شوند .

جان بولتون در حالی این سخنان را مطرح می کند که خبرگزاری آسوشیتدپرس مهر ماه امسال هنگام سخنرانی اوباما در سازمان ملل نوشت اوباما بخوبی می‌داند که موفقیت در زمینه خلع سلاح هسته ای در جهان، در گرو رفع برخی موانع بزرگ است .

علت آن این است که آمریکا تاکنون علاوه بر این که خود را به پیشرفته ترین سلاح‌های کشتار جمعی تجهیز کرده ، این سلاح‌های ممنوعه را در اختیار هم‌پیمانانش و بویژه رژیم اسرائیل قرار داده است .

بر اساس این گزارش جان بولتون همچنین ایران را به تلاش برای سلطه بر منطقه و جهان اسلام متهم کرد و گفت اسرائیل باید هر چه سریعتر تکلیف خود را با ایران روشن کند وگرنه ایران را در آینده نمی توان مهار کرد .

جان بولتون با اشاره به روابط بسیار خوب ایران با کشورهای آمریکای لاتین گفت احمدی نژاد تفکر هسته ای شدن را به کشورهایی مثل ونزوئلا که خود دارای ذخایر اورانیوم هستند تقویت می کند و این برای آینده جهان خطرناک است .

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

جزئیات گروگانگیری در خانقاه
جزئیات جدید از گروگانگیری در خانقاه

 

چند روز پس از حادثه گروگانگیری در خانقاه دراویش در جنوب تهران ، روز گذشته رئیس پلیس تهران جزئیات این حادثه و نتایج آخرین پیگیری‌ها را اعلام کرد.

به گزارش جام‌جم، سردار عزیزالله رجب‌زاده ، فرمانده انتظامی تهران بزرگ در جمع خبرنگاران، پس از به نمایش درآمدن فیلم این حادثه، در ارتباط با نحوه گروگانگیری و انگیزه مرد گروگانگیر گفت: غروب روز 20 آذرماه ماموران کلانتری 112 از یک حادثه گروگانگیری در خانقاه دراویش در خیابان مولوی اطلاع یافتند و مشخص شد مردی به نام مجید با چند قبضه نارنجک و مقادیری مواد منفجره وارد این محل شده و 350 نفر از حاضران در محل را به گروگان گرفته است.

رئیس پلیس تهران بزرگ افزود: پس از عزیمت به محل مشخص شد در مراسمی که در میان دراویش به دیگ جوشان معروف است، افراد حاضر در محل، قصد برگزاری مراسم جشن تولد برای پیر دراویش را دارند که مرد مسلح یک ساک دستی حاوی مواد منفجره را به محل منتقل و سپس با قرار دادن نارنجک‌ها و مواد منفجره در سرویس بهداشتی با هدف قتل 10 تا 15 نفر از سران دراویش وارد محل تجمع شده و پس از سرکشی به بخش‌های مختلف، ابتدا با انداختن نارنجک به یکی از اتاق‌ها 2 نفر از آنها را مجروح کرده است.

انگیزه‌های متهم

سرتیپ رجب‌زاده اضافه کرد: به محض حضور در محل، ابتدا تک‌تیراندازها در اطراف مستقر شدند و بلافاصله مذاکره با فرد گروگانگیر را آغاز کردم.

در گفتگوی اولیه با متهم متوجه شدم وی از اهالی آذربایجان است به همین دلیل برای جلب اعتمادش، با او ترکی صحبت کردم و از او خواستم تا خود را تسلیم کند، زیرا قتل‌عام حاضران در محل مشکل او را حل نخواهد کرد.

این فرد گفت: از 25 سال پیش به عضویت این فرقه درآمدم و از همان ابتدا در خیابان خیام مغازه شیشه‌فروشی داشتم و در این محل با تلقین‌هایی که به من شد زندگی‌ام را باختم و 12 مغازه را که مالک آن بودم، فروخته و پولش را در اختیار سران دراویش قرار دادم.

وی افزود: پس از مدتی متوجه شدم سران این فرقه، همسر و فرزندانم را اغفال کرده‌اند و من نیز درصدد انتقام برآمدم.

متهم افزود: از 2 سال پیش در آتش انتقام می‌سوختم و می‌ساختم و به همین دلیل در چند مرحله با سفر به شهرهای مرزی نارنجک، مواد منفجره و اسلحه خریدم و بی‌صبرانه در انتظار لحظه انتقام بودم.

وی ادامه داد: ابتدا در عید غدیر می‌خواستم سران فرقه را به قتل برسانم، اما آن روز با مشاهده تعداد زیادی کودک در خانقاه، از تصمیم خود صرف‌نظر کردم.

پرتاب نارنجک

رجب‌زاده اضافه کرد: پس از سه ساعت و نیم مذاکره در حالی که وی 2 نارنجک - که ضامن آن را کشیده بود - در دست داشت و یک نارنجک آماده انفجار را نیز در یقه پیراهنش قرار داده بود، راضی شد تا خود را تسلیم پلیس کند. به همین دلیل اجازه خواست تا چند نارنجک را در محل خانقاه منفجر کند که پس از موافقت، 5 نارنجک را داخل خانقاه پرتاب کرد که 4 نارنجک منفجر شد و یک نارنجک نیز عمل نکرد.

رئیس پلیس تهران در ادامه گفت: این متهم علاوه بر نارنجک و مواد منفجره 2 قبضه سلاح نیز در اختیار داشت که سلاح کمری وی دارای صداخفه‌کن بود و وی چند بار قصد خودکشی با سلاح را داشت که مانع از این اقدام شدیم.

متهم پس از دستگیری در اختیار پلیس امنیت قرار گرفت و هم‌اکنون یک تیم از ماموران در حال بررسی و تحقیق درخصوص ادعاهای متهم هستند و قاضی پرونده نیز دستور بررسی سلامت عقلی او را صادر کرده است.

محرم، ماه ارزش‌ها

فرمانده انتظامی تهران بزرگ در ادامه این نشست خبری به ماه محرم و ارزش‌های حاکم بر آن اشاره کرد و گفت: در تهران 13 هزار هیات مذهبی وجود دارد که در این ارتباط علاوه بر نظارت پلیس، سازمان تبلیغات اسلامی، هلال احمر، اورژانس و آتش‌نشانی، 6000 همیار پلیس نیز در طرح‌های انتظامی و ترافیکی به نیروی انتظامی تهران بزرگ کمک خواهند کرد.

وی افزود: امسال نیز همچون سال‌های گذشته، قمه‌زنی و نصب شمایل و حرکت دسته‌های علامت‌کشی که موجب ترافیک می‌شوند، ممنوع است و استفاده از آلات و ادوات موسیقی نیز که با ارزش‌های محرم هیچ سنخیتی ندارد، ممنوع خواهد بود و با توجه به جلساتی که با مسوولان هیات مذهبی برگزار شده، قرار شده ساعت 12 شب بلندگوها خاموش شود.

برخورد با موتورسواران متخلف

رئیس پلیس تهران همچنین به برخورد نیروی انتظامی تهران بزرگ با موتورسواران متخلف اشاره کرد و گفت: از روز شنبه آینده طرح ویژه‌ای برای برخورد با موتورسواران متخلف در منطقه 12 شهرداری تهران که بیشترین ترددها در آن انجام می‌گیرد آغاز خواهد شد.

وی افزود: در حال حاضر بی‌توجهی به قوانین و مقررات از سوی موتورسواران موجب سلب آسایش و آرامش مردم شده است و با اجرای این طرح اگر موتورسواری قوانین و مقررات را رعایت نکند، وسیله نقلیه او از 3 تا 6 ماه توقیف خواهد شد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

تغییر در ایران؛زندگی در خارج
تغییر درایران زندگی در خارج!

 

جوان: محمود دولت آبادی، عضو قدیمی کانون منحله نویسندگان که چند ماه پیش برای حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت به آلمان سفر کرده بود طی مصاحبه‌ای با روزنامه «دی ولت» تغییر در ایران را یک ضرورت تاریخی دانست. دولت آبادی در این مصاحبه با روزنامه آلمانی در تشریح وضعیت ایران مدعی شده است.

«... اینکه در ایران وضع به تغییر کشیده شود یک ضرورت تاریخی است. اما باید صبر داشته باشیم...»

وی در خصوص اینکه چرا ایران را برای همیشه ترک نمی‌کند به خبرنگار آلمانی می‌گوید: «...هنوز یک پسر در ایران دارم. البته درباره اقامت طولانی مدت در خارج فکر کرده‌ام و هنوز که هنوز است با آن درگیر هستم. در عین حال این تصور که کارم در کشور ناتمام باقی بماند مرا از این کار باز می‌دارد. این احتمال هست که ایران را برای یک سال ترک کنم. ...»

به گزارش جوان آنلاین اینکه چرا وی قبل از انقلاب تغییر را ضرورت تاریخی نمی‌دانست بحث دیگری است اما مسأله تغییر که در شعار انتخاباتی برخی کاندیداها مطرح شدیک کلمه بسیار کلی، بی‌مفهوم و تعریف نشده است.

به نظر می‌رسد بعضی‌ها که با ملت خود رودربایستی دارند نمی‌توانند بگویند منظورشان از تغییر چیست. شاید اگر بگویند که آنها محتوای بحث «رژیم چنج» را مطرح می‌کنند بهتر باشد چرا که حداقل خود را پیرو افکار اوباما معرفی می‌کنند!

اما نکته جالب اینکه کسانی که در سر تمنای غرب را دارند و به آنجا برای زندگی کردن می‌اندیشند خواهان تغییر در ایران هستند و خود را همراه مردم دانسته و می‌گویند برای همراهی مردم باید صبر پیشه کرد!!!نمی دانیم کدام را باور کنیم دم خروس ایشان یا قسم حضرت عباس را!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

12 ایده برای عکاسی بهتر
۱۲ ایده برای عکاسی بهتر

 

اگر از علاقمندان واقعی به عکاسی باشید و نه یک عکاس حرفه ای، مواقعی را تجربه کرده اید که نمی دانید از چه عکس بگیرید یا چه کنید که دیدتان بهتر شود. برای پیشرفت در هر کاری همواره زمان لازم است و اینکه حوصله کنید و مراحل اولیه را پشت سر بگذارید

به گزارش شبکه ایران به نقل از فریا، صرف‌نظر از مقدمات تکنیکی که برای عکاسی لازم است، در اینجا راهنمایی‌های ساده‌ای ارائه می‌شود که نگاه شما را به انواع موضوعات ممکن برای عکاسی، آشنا کند. برای این تمرینات نیاز به یک دوربین حرفه‌ای نیز ندارید!

از خانه شروع کنید:
از خانه و اشیای داخلش شروع کنید. از چیز ساده‌ای عکس بگیرید اما طوری که زیبا به نظر برسد. به یک شات اکتفا نکنید زیرا ما در عصر دیجیتالیم. از هر زاویه و با نورهای متفاوت عکس بگیرید این بهترین راه تمرین است. برای مثال یک فنجان قهوه سیاه در یک فنجان و نعلبکی سفید، فنجان در گوشه کادر است و نه در وسط آن. به اطراف خود نگاه کنید، شاید ساعت قدیمی، قفسه کتاب یا ساز موسیقی یافت شود که برای کادربندی مناسب باشد، نگذارید معمولی بودن این اشیا شما را از عکاسیشان منصرف کند.

از قطرات باران عکس بگیرید:
همان دوربین کامپکت ساده خود را بردارید و روی ماکرو بگذارید و از برگی با قطرات باران عکس بگیرید، برگهای دیگر در موقعیتهای دیگر را نیز امتحان کنید، از میان آنها و شاید از کولاژ آنها تصویر زیبایی به دست خواهد آمد.

از صحنه‌های خارج از فوکوس عکس بگیرید:
یکی از صحنه‌های جالب نیز عکاسی از پشت شیشه ماشین است. برای مثال در یک روز باران روی قطره های باران فوکوس کنید و بیرون از شیشه نیز در هنگام عصر ماشینهای با چراغ‌های روشن هستند، تصویر منظره محو blur از قطره‌های باران و چراغ‌های دایره‌ای رنگی خواهد بود که بسیار زیباست!

از تصاویر هنری در کادر خود استفاده کنید:

بعضی منتقدان عکاسی از تصاویر هنری را هنر واقعی نمی‌دانند، آن را تقلبی از ساخت یک تصویر از تصویر دیگر می‌دانند. اما اینطور نیست، آن تصاویر می‌توانند فقط بخشی از محتوای عکس شما باشند،برای مثال دیواری در پیاده رو را تصور کنید که روی آن نقاشی حرفه‌ای انجام شده و در کنار پیاده رو یک درخت بی‌برگ پاییزی است و شخصی در کنار آن راه می‌رود. این منظره شامل هنر است و تمام آن نیست و اگر درست کادر بندی شده باشد، اثر زیبایی خواهد شد!

پرتره‌های خیابانی:
برای این موضوع به کمی چاشنی شجاعت نیاز دارید.برای مثال با خود قرار بگذارید که به مدت یکسال از 100 چهره ناشناس در خیابان عکس بگیرید. در سایت فلیکر گروهی هست که اعضای آن همین قرار را با هم می‌گذارند ، با شخصی که ناگهان برخورد می‌کنید و فکر می‌کنید برای عکاسی مناسب است، صحبت کنید، اگر اجازه داد که هیچ، اگر نه آن را شخصی ندانید و به دنبال نفر بعدی بروید. بهترین مناطق هم پایین شهر و یا اتفاقات و مناسبتهایی‌ست که مردم در خیابان جمع می‌شوند.

باغ وحش :
باغ وحش بخاطر حضور حیوانات و آدم‌ها در نزدیکی یکدیگر نیز مکان جالبی برای عکاسی‌ست. یادتان باشد که لنز ماکرو را با خود ببرید!

ساختمانهای قدیمی :
برای اینکار حتماً لازم نیست که به یک سفر سیاحتی اصفهان و شیراز بروید، در همان شهرستان خودتان هم خانه‌ها، مساجد و بناهای قدیمی هستند که در کنار ساختمان‌های مدرن جلوه خاصی دارند. فقط کافی است وقتی رانندگی می‌کنید، با دقت بیشتری به اطراف نگاه کنید.

عکاسی با سرعت پایین و بالا:

زمانی که دوربین را در حالت Shutter Priority قرار می‌دهید می‌توانید سرعت آن را تا سرعت‌هایی بین یک بیست و پنجم ثانیه تا یک ثانیه تغییر دهید تا از سوژه در حال حرکت عکس بگیرید. (مانند بچه‌ها در حال بازی، حرکت ماشین‌ها یا وقایع ورزشی) درباره همین سوژه‌ها و برای فریز کردن یک لحظه می‌توانید سرعت شاتر را برای مثال به یک چهارصدم تغییر دهید و البته باید ISO را بالا ببرید تا نور بیشتری وارد دوربین شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

اندیشه های امام؛معیار قضاوت امام

 

حتما ببینید!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

شکست تحریم های یک جانبه آمریکا
تحریم های یکجانبه آمریکا، تکرار یک شکست
تحریم های یک جانبه، سلاح زنگ زده و ناکارآمدی است که جهان سرمایه داری برای استثمار، نفود سیاسی و اقتصادی و بلعیدن منابع غنی کشورهای در حال توسعه طی ده‌ها سال آن را به کار گرفته است.
به گزارش ایرنا در تازه ترین نوع این تحریم ها، تحریم واردات بنزین ایران در دستور کار واشنگتن قرار گرفته که نتیجه و شکست آن پیشاپیش نه تنها از سوی مردم ایران، بلکه از سوی موسسات تحقیقاتی و محافل دانشگاهی کشورهای مختلف، کارشناسان امور ایران و نیز دولتمردان آینده نگر واشنگتن به وضوح قابل پیش بینی است.
"جان مولر" یک استاد علوم سیاسی دانشگاه روچستر، این تحریم ها را پرهزینه و از سوی کشورهای تحریم کننده دارای تبعاتی وحشتناک خوانده است.
به گفته وی در تحریم عراق – که البته از سوی شورای امنیت اعمال شد- ده‌ها هزار کودک عراقی بر اثر سوء تغذیه، نبود دارو و یا مواد غذایی جان باختند و مجموع تلفات مردم عراق از مجموع کشته های بمباران های اتمی آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی به مراتب بیشتر بود.
تحریمی که با نفوذ آمریکا در شورای امنیت به ظاهر برای تسلیم یک دیکتاتور خونخوار، اما در واقع برای از بین بردن یک ملت اعمال شده بود.
یک تحقیق انستیتوی بین المللی اقتصاد نشان می دهد که از سال 1970 تاکنون فقط به میزان 13 درصد موفقیت آمیز بوده و به عبارت دیگر 87 درصد این تحریم ها با شکست روبرو شده است و این در حالی است که هزینه تحریم های یکجانبه آمریکا سالانه بین 15 تا 19 میلیارد دلار برآورد شده است.
با در نظر گرفتن اینکه بنابر گزارش مرکز خدمات کنگره – یک نهاد مستقل وابسته به کنگره آمریکا – از سال 1977 تا کنون 191 تحریم از سوی واشنگتن علیه کشورهای مختلف اعمال شده است و با محاسبه ضریب 87 درصدی شکست در این تحریم ها می توان به بعدی دیگر از این شکست دست یافت و آن این است که کمتر از 25 مورد تحریم های یکجانبه آمریکا موثر و موفق بوده است.
طرح بنزین ایران که با 412 رای موافق این کشور در برابر 14 رای مخالف در مجلس نمایندگان آمریکا به تصویب رسید و برای اعمال آن سنای آمریکا نیز باید آن موافقت کند تکرار تجربه تلخ تحریم بیش از سی ساله کشورمان است.
شکست این تحریم و نتیجه معکوس آن نه تنها برای مردم ایران، بلکه حتی برای دولتمردان واقع بین تر و آینده نگر واشنگتن نیز مثل روز روشن است. برای مثال "ران پل" عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا با نگرانی می گوید: این تحریم موجب خواهد شد که مردم ایران آمریکا را مقصر کمبود عرضه هر کالایی بدانند " و مهمتر از آن ، تحریم بنزین عاملی است که می تواند مردم ایران را علیه آمریکا متحد سازد.
عصر تحریم های یکجانبه – حداقل درباره کشورمان- سپری شده است. مهمترین تحریم علیه ایران را می توان تحریم نفتی دوران نخست وزیری مصدق ذکر کرد که این تحریم نه تنها موثر نیفتاد بلکه تنها در سالی که رزم‌ناوهای انگلیسی در آبهای ایران پهلو گرفتند و صادرات نفت ایران قطع شد، تنها سالی بود که موازنه تجاری در کشورمان به وجود آمد.
در تحریم بیش از 30 ساله ایران نیز نتیجه جز روی آوردن به نوآوری، ابتکارها، و خوداتکایی در عرصه های اقتصادی و کشاورزی و مهمتر از همه پرورش نیروی انسانی چیزی نبوده است و غرب از خوداتکایی هرچه بیشتر و استقلال کشورمان واهمه دارد.
طرح تحریم بنزین ایران – که به احتمال بسیار به تصویب سنای آمریکا نیز خواهد رسید- حتی به اعتراف بسیاری از محافل دانشگاهی، کارشناسان امور ایران ، موسسات تحقیقاتی و نیز بسیاری از دولتمردان جهان غرب با شکست روبرو خواهد شد.
واشنگتن علاوه بر استقلال و خود اتکایی بیشتر ایران می بایستی از تبسم و طعنه مردم جهان نگران باشد.
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

مقایسه تصویری نازیسم و صهیونیسم

مقایسه تصویری نازیسم و صهیونیسم!

خیلی جالب و پر معناست!

حتما ببینید!

برای تماشای عکس ها روی لینک زیر کلیک کنید!

http://www.irna.ir/View/FullStory/Photo/?NewsId=466392

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

سخنی با آقای هاشمی
سخنی با آقای هاشمی رفسنجانی

 

جابر رامندی

«حکومت بسیج و سپاه دارد و این طرفی‌ها هم استاد، دانشجو، نخبه، کارگر و مدیر دارند و من نظرم این است که ما باید درگیری‌های خیابانی را با آزاد کردن رسانه‌ها به رسانه‌ها بکشانیم.»

آقای هاشمى!

این جملات بخشی از سخنان اخیر شما در جمع دانشجویان در مشهد است که با صراحتی تمام مواضع خود را در خصوص جایگاه و نقش بسیج بیان کرده‌اید و فرموده‌اید «حکومت بسیج و سپاه دارد» طبق بیان شما «بسیج» تنها بخشی از بدنه حکومت است و تعلقی به توده مردم و ملت ایران ندارد چرا که در ادامه از این جمله خود اینگونه نتیجه گرفته‌اید: "این طرفی‌ها هم (طرف مقابل حکومت) استاد، دانشجو، نخبه، کارگر و مدیر دارند".

آقای هاشمی، به این چینش هوشمندانه و زیرکانه شما باید آفرین گفت، چرا که در نهایت ظرافت و بدون اینکه لحن و ادبیات اپوزیسیون به خود بگیرید، مشروعیت و مقبولیت مردمی بسیج که به تعبیر امام راحل «شجره طیبه» است را زیر سئوال برده‌اید و بسیج را تنها دست‌پرورده حکومت و جدای از توده مردم دانسته‌اید و در کنه کلام خود حساب «اساتید، دانشجویان، نخبگان، کارگران و مدیران» را از بسیج جدا کرده‌اید و گویی که در بین اساتید، دانشجویان و توده مردم کشورمان، بسیج و تفکر بسیجی جایگاه و پایگاهی ندارد.

آقای هاشمی!

در جای دیگری از سخنان خود به سابقه آشنایی «60 ساله» خود با مقام معظم رهبری اشاره کرده‌اید و گفته‌اید «بنده الان 60 سال است که رهبری را می‌شناسم.»

پس حتما با این سابقه طولانی رفاقت با مقام معظم رهبری نظر ایشان را هم بسیار بهتر از ما در خصوص بسیج و جایگاه مردمی و ارزش آن می‌دانید، به جای زیاد دوری نرویم، به همین سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در چهارم آذرماه جاری برگردیم و بیانات ایشان را در خصوص بسیج مرور کنیم:

«وقتی با حقیقت معنا به بسیج نگاه شود، بسیج رمز پایداری و ماندگاری و عزت ملی است ... بعضی تصور کردند بسیج منحصر است در همین تعداد گردان‌های بسیجی یا سازمان های نظامی بسیجی، البته اینها جزو بهترین بسیجی ها هستند اما بسیج فقط این نیست، بسیج گسترده است در همه عرصه ها در بخش های مختلف، در دانشگاه یک جور، در کارگاه یک جور، در قشرهای مختلف مردم یک جور، در روستاها یک جور، در شهرها یک جور.... بسیج حضور دارد، یک حضور فراگیر، مقتدر و تمام نشدنی، بسیج نه به پول وابسته است نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است.»

آقای هاشمی!

سابقه آشنایی ما با مقام معظم رهبری مانند شما به «60 سال» نمی‌رسد اما با همین اندک آشنایی با ایشان به طور قطع می‌دانیم که نوع نگاه ایشان به بسیج و جایگاه عمیق آن در بین توده مردم، سنخیتی با نوع نگاه شما به بسیج و منتسب کردن آن به حکومت و در همان حال ادعای جدا بودن از مردم ندارد.

تنها یک نکته نغز دیگر رهبر انقلاب در بیانات خود فرموده‌اند: «دشمنان می‌دانند که حضور بسیجی، واقعیت بسیج در کشور و در میان ملت ایران چقدر اهمیت دارد لذا همت می‌گمارند بر اینکه این حقیقت مؤثر و کارآمد و نافذ را مورد تهاجم قرار دهند.»

رهبر حکیم انقلاب در این عبارات کسانی را که در پی صدمه زدن به پیکر بسیج و تهاجم به آن هستند را «دشمن» خطاب کرده اند، امیدواریم که ما دانسته یا ندانسته در صف دشمنان این انقلاب و مردم قرار نگیریم.

آقای هاشمی!

در بخش دیگری از سخنان اخیر خود با تأکید و تأیید مجدد سخنان خود در نماز جمعه پس از انتخابات که باعث شعله‌ور شدن مجدد آتش فتنه و اغتشاش در تهران شد، اظهار داشته‌اید: «من در آن نماز جمعه نگفتم که انتخابات درست است یا باطل، فقط گفتم تردید در جامعه حاکم است اما برخی آمدند و به من گفتند چرا گفتی تردید؟ در صورتی که آن روز میلیون‌ها نفر در خیابان ریخته بودند و قاطعانه می‌گفتند که در انتخابات تقلب شده است و انتخابات باطل است اما من قاطعانه نگفتم که تقلب شده است ولی گفتم تردید دارم و چطور می‌شود میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها بریزند و تردید نکرد.»

شما بر موضوع «تردید» در صحت انتخابات تأکید کرده‌اید و حضور مردم در خیابان‌ها را دلیل اثبات ادعای خود دانسته‌اید اما گفتنی‌هایی در این خصوص و «شاه بیت» و کلمه رمز آغاز فتنه و اغتشاشات پس از انتخابات یعنی «تقلب» وجود دارد.

سران جریان مخالف ماه‌ها قبل از برگزاری انتخابات با انتخاب استراتژی «القای تقلب» در صورت عدم پیروزی نامزد مورد نظر خود تدارک آتش افروزی پس از نتخابات را دیده بودند.

از قضا شما هم در برخی خطبه هایتان در سال 87 متاسفانه قطعه هایی از این پازل را تکمیل نمودید که با سخنان قاطع رهبر معظم انقلاب علیه کسانی که "با بی انصافی، صداقت نظام در برگزاری سی ساله انتخابات در نظام را زیر سوال می برند"، ‌از تکرار آن منصرف شدید.

با این حال، اتفاقا شما هم قبل از انتخابات در نامه خود خطاب به رهبری انقلاب شعله‌ور شدن این آتش را پیش‌بینی کرده بودید! و اطرافیان شما به صراحت هرچه تمام‌تر اعلام کردند در صورتی که هر نتیجه ای غیر از پیروزی نامزد مورد نظر آنها از انتخابات حاصل شود، قطعا در انتخابات «تقلب» شدها است.

دست بر قضا صریح‌ترین این تعابیر را از زبان بیت حضرتعالی و همسر مکرمه شما در روز رأی‌گیری و در پای صندوق رأی حسینه جماران شنیدم که «قطعا پیروز این انتخابات آقای موسوی است و اگر هر اسمی غیر از موسوی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود قطعا تقلب شده و...»

آقای هاشمی!

پس از اعلام مواضع بی‌پرده همسرتان هر چه منتظر ماندیم که شاید حضرتعالی موضعی خلاف این موضع اتخاذ کنید و یا لااقل از مواضع همسرتان در این خصوص اعلام برائت کنید، خبری جز سکوت معنادار شما نشنیدم!

آقای هاشمی! پس به ما حق بدهید که وقتی در تریبون نماز جمعه تهران سخن از «تردید» در صحت انتخابات کردید بلافاصله ذهنمان به سمت مواضع بیت ‌شما و سکوت تایید‌گونه شما متوجه شود.

اما در خصوص اصل ماجرای تردید گفتی‌ها بسیار است و تنها به اعترافات صریح و شفاف سران فتنه اخیر اشاره ‌می‌کنیم که تقریبا تمام این افراد که خود دستی به آتش داشتند و به همراه فرزند شما مهدی، از عوامل مشاور، تئوریک و یا اجرایی کمیته موسوم به «صیانت از آراء» بودند، در اعترافات خود موضوع تقلب را تنها دستمایه آتش‌افرزی و فتنه‌گری‌های پس از انتخابات عنوان کردند و اتفاقا پس از آزادی و در اوج هجمه رسانه‌ای خود برای القای این که این اعترافات تحت فشار بوده است، باز هم بر همان مواضع قبلی خود تاکید داشتند. تنها مروری بر اظهارات اخیر افرادی مانند ابطحی و عطریانفر پس از آزادی خود موید این موضوع است که تردیدی در صحت انتخابات نمی‌توان داشت و موضوع تقلب دروغی بیش نبوده است.

آقای هاشمی!

در بخش دیگری از سخنان خود با تفکیک روزنامه‌های کشور به «روزنامه‌های منتقد و روزنامه‌های حکومتی» ابراز داشته‌اید. «اطلاع‌رسانی امروز مانند سابق نیست، اگر حرف کوچکی در خیابان بزنید و یا اینکه یک کاری را در خیابان بکنید، فیلم آن را گرفته و به رسانه‌های خارجی ارسال می‌کنند و همینگونه است که مردم اخبارشان را از BBC می‌گیرند و بعد هم این مسائل را به نام اسلام امام تمام می‌کنند.»

آقای هاشمی، آیا منظور شما از این سخن که «اگر کاری در خیابان بکنید، فیلم آن را گرفته و به رسانه‌های خارجی ارسال می‌کنند» اشاره به صحنه سازی در موضوع قتل از پیش طراحی شده «ندا آقا‌سلطان» نیست؛ در حالی که خود بهتر می دانید قراین بسیاری را که از قتل او توسط برخی عوامل بیگانه و خصوصاً انگلیس حکایت دارند.

آنان با این صحنه سازی‌ها خوراک رسانه‌هایی مانند BBC و ... را تهیه کردند، اما تعجب ما از شماست که با این نوع بیان و تحلیل خود به‌صورت تلویحی مهر صحت به این دروغ بزرگ رسانه‌ای می‌زنید و این قتل را به درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نسبت می دهید که "به خاطر وجود جریان آزاد رسانه‌ای، سر از رسانه‌های غربی و ضد‌انقلاب درآورده است!"

آقای هاشمی، شما به راستی به حوادث پس از انتخابات و جریانی که به تمامه فتنه و جنگ احزابی بر علیه تمام ارکان انقلاب اسلامی ایران و ولایت فقیه بود، چگونه نگاه می‌کنید، آیا اطلاع ما از سوابق و زیرکی "حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی" می تواند به ما اجازه دهد تا باور کنیم که شما تمام این اغتشاشات و آشوب‌ها را تنها حرکتی «خودجوش» به خاطر وجود «تردید» در بین مردم در خصوص نتیجه انتخابات می‌دانید.

آقای هاشمی!

موضوع عملکرد فرزندانتان از جمله مهدی هاشمی که هنوز در خارج کشور به سر می‌برد، از دیگر موضوعات مورد اشاره شما در جمع دانشجویان بود که بار دیگر تمام قد از کرده فرزند خود در جریان حوادث پس از انتخابات حمایت کرده و گفته‌اید: «مهدی ما رفته خارج و خیالش از پرونده‌هایش راحت است، ... ، من مطمئنم که مهدی ‌در این انتخابات هیچ دخالتی نداشت و در هیچ یک از اغتشاشات و در هیچ نقطه‌ای نبوده است.»

آقای هاشمی!

آیا ما باید باورمان شود که این سفر در تنها در قالب یک «سفر کاری و برای سرکشی به شعبه‌های دانشگاه آزاد در خارج کشور» بوده است. از ما بپذیرید که قبول و هضم این مسئله برای ذهن ما غیر‌ممکن باشد و شما هم به راحتی می‌توانید انعکاس و میزان پذیرش این موضوع را در بین افکار عمومی جامعه رصد کنید.

آقای هاشمی!

سخن در خصوص مطالب مطرح شده در سخنرانی اخیر شما بسیار است اما در این بخش پایانی، تنها به این بخش از اظهارات شما در خصوص نقش «مردم» هم اشاره‌ای گذرا می‌کنیم، شما بیان فرموده‌اید «امام همیشه می‌گفت که مردم، مردم... مردم ما معتقد و مسلمانند و اگر ما را نمی‌خواهند که حکومت کنیم، ما می‌رویم.»

واقعا معیار و ملاک سنجش نظر مردم در خصوص افراد و جریانات کشور چه چیزی می‌تواند باشد‌؟ آیا راهکاری غیر از برگزاری آزاد و قانونمند «انتخابات» سراغ دارید؟ البته که پاسخ شما نیز چیزی جز «برگزاری انتخابات» نمی‌تواند باشد، حال با این اوصاف آیا تمکین و قبول رای 24 میلیونی رئیس جمهور منتخب مردم چیزی جز تمکین به خواست مردم می‌تواند باشد؟ پس چرا هنوز پس از گذشت 5 ماه از انتخابات و اعلام نتایج رسمی و قانونی انتخابات و انتخاب رئیس جمهور برآمده از رای مردم و مورد تایید مقام معظم رهبری، برخی صراحتا و تلویحا از پذیرش آن سرباز می‌زنند؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

دلیل اصرار دانشگاه آزاد بر وقف اموال با وجود مخالفت سازمان اوقاف چیست؟
پس از انتشار نظر مشروط رهبر انقلاب بر وقف اموال دانشگاه؛
دلیل اصراردانشگاه‌آزاد بر وقف‌اموال باوجود مخالفت سازمان‌اوقاف چیست؟

 

با آنکه دبیر خانه هیات موسس دانشگاه آزاد اسلامی و اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس هیات امنای این دانشگاه، اصرار ویژه ای بر وجاهت قانونق وقف اموال دانشگاه آزاد دارند، مسئول قانونی امور وقف و موقوفات در گفتگویی، این اقدام را فاقد وجاهت قانونی دانسته است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که دانشگاه آزاد اسلامی مهر ماه گذشته با صدور بیانیه ای از وقف اموال این دانشگاه ثروتمند یاد کرده و مبنای این تصمیم را کار کارشناسی کارشناسان حقوقی و استیذان از رهبر معظم انقلاب اسلامی و کسب نظر موافق ایشان دانسته است، اخبار دریافتی خبرنگار ما حاکی از موافقت مشروط معظم له بوده و این در حالی است که مسئولین اوقاف کشور نیز از غیر قانونی بودن این وقف خبر داده اند.

بر همین اساس هاشمی رفسنجانی نیز در سخنانی در جمع اعضای تیم مکاترونیک این دانشگاه اعلام کرده بود: "هیات موسس حق تصرف و اداره اموال این نهاد را طبق شرع و قانون به عهده دارد و نگرانی در خصوص آینده و حسادت‌ها و طمع‌هایی که به این دانشگاه می‌شد، هیات موسس را به این نتیجه رساند که مطمئن‌ترین راه برای مقابله با این معضلات وقف این دانشگاه است.

رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به بررسی‌های هیات امناء در مورد وقف دانشگاه و همچنین مشاوره و سوال از علمای دینی تاکید کرد: در این خصوص از مقام معظم رهبری نیز توسط اینجانب استفتا شد که ایشان در پاسخ به آن گفتند؛ می‌توانید."

اما این سخنان در حالی مطرح شده بود که نه تنها پیش از این یک مقام مسئول در دفتر مقام معظم رهبری ادعای دانشگاه آزاد مبنی بر موافقت رهبر معظم انقلاب با وقف اموال و دارایی‌های این دانشگاه را تکذیب کرده بود، بلکه اخبار منتشره از دیدار هاشمی رفسنجانی با رهبر معظم انقلاب در مورد موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد نیز حاکی از آن بود که طبق استفتاء انجام شده، رهبر معظم انقلاب با اصل وقف همه مجموعه‌هایی که بصورت هیات امنایی اداره می شوند از جمله دانشگاه آزاد به صورت مشروط و به شرط آنکه مقام عالی نظارتی و در این مورد (شورای عالی انقلاب فرهنگی) با آن مخالف نباشد موافقت فرموده اند.

این در حالی است که تا کنون این اجازه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاه آزاد داده نشده و هیچ اذنی هم توسط مقام معظم رهبری صادر نشده است.

اما در همین حال مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان تهران به عنوان متولی اصلی امور وقف در تهران نیز در سخنانی اعلام کرد که نه تنها تاکنون با این سازمان در مورد وقف اموال دانشگاه آزاد مشاوره یا مکاتبه ای نشده است، بلکه اعلام ناگهانی وقف اموال این دانشگاه نیز اقدامی مشکوک است.

یدالله شیرمردی افزوداین اقدام به هیچ عنوان مورد تایید کارشناسان حقوقی سازمان اوقاف و امور خیریه نیست. وی با اشاره به مشکوک بودن اعلام ناگهانی تصمیم هیات امنای دانشگاه ازاد اسلامی برای وقف گفت این مسئله کاملا دارای ابهام است به این صورت که در هر مسئله ای رجوع به اشخاص صاحب نظر یا نهادهای مرتبط لازم وعقلانی است ولی در این زمینه با سازمان اوقاف که شرعا و قانونا متولی امور مربوط به وقف است هیچ گونه مشاوره یا مکاتبه ای صورت نگرفته است و این نکته سوال برانگیز است .

ی با اشاره به شرایط خاص دانشگاه آزاد و غیر دولتی بودن آن افزود دو راهکار برای طی مراحل قانونی و شرعی وقف دانشگاه ازاد وجود دارد اول اینکه مستقیما از حاکم شرع یعنی مقام معظم رهبری استفتاء و نظر معظم له اجرا شود دوم اینکه با تنظیم لایحه و ارائه آن به مجلس و تصویب آن و تایید شورای نگهبان این مسئله به انجام برسد در غیر اینصورت مسئله وقف دانشگاه آزاد فاقد هر گونه وجاهت شرعی و قانونی خواهد بود.

با توجه به اظهار نظر هاشمی رفسنجانی پیرامون دلایل وقف اموال دانشگاه آزاد و برخی اظهار نظرهای مشابه، اصرار بر وقف اموال این دانشگاه را باید سیاسی و نه حقوقی دانست.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

تلاش دوباره فتنه گران ناکام ماند
تلاش ناکام فتنه‌گران برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه مفید قم

 

معاون فرهنگی دانشگاه مفید با تحریک دانشجویان سعی در به هم زدن فضای علمی دانشگاه داشت که با هوشیاری دانشجویان انقلابی این توطئه خنثی شد.

به گزارش شبکه خبر دانشجو، معاون فرهنگی دانشگاه مفید در همایش «کانون دایره» با سخنرانی رسول منتجب نیا، با تحریک دانشجویان سعی در به هم زدن فضای علمی دانشگاه داشتند که با هوشیاری دانشجویان انقلابی این توطئه خنثی شد.

این گزارش می افزاید: همایش دانشگاه مفید با مدیریت پشت پرده عناصر حامی موسوی در این دانشگاه ترتیب داده شد که باحضور و شعارهای دانشجویان انقلابی به اهداف شوم خود دست نیافت.

در این همایش تصویرامام خمینی (ره) با گل های سبز در جایگاه گذاشته شده بود اما هیچ شعاری از سوی افراطیون سبز مبنی بر حمایت از امام یا محکومیت هتک حرمت ایشان در طول همایش داده نشد.

دانشجویان انقلابی دانشگاه با سر دادن شعارهای «حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی»، «دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد»،«مرگ بر منافق»،«مرگ بر ضد ولایت فقیه»،«ما اهل کوفه نیستیم پشت علی می ایستیم»،«دانشجوی مسلمان بصیرت بصیرت»،«منافق حیا کن دانشگاه رو رها کن»،«جانم فدای رهبر»،«علمدار هدایت دانشجویان فدایت»، «اماما شاهد باش با انقلاب ماندیم» اجازه اجرای نقشه های شوم سبز پوشان را ندادند.

در این میان اقلیت افراطی سبز پوش دانشگاه نیز با شعارهای مرگ بر روسیه، مرگ بر دیکتاتور و کف و سوت جواب دانشجویان انقلابی را می دادند.

حضور منتجب نیا، عضو ستاد کروبی در حالی در دانشگاه مفید محقق شد که مسئولان این دانشگاه با حضور و سخنرانی شخصیت های اصولگرا در این ایام به شدت مخالفت کرده اند.

لازم به ذکر است، موسوی اردبیلی، رئیس دانشگاه مفید اجازه تشکیل بسیج دانشجویی را تا به حال در این دانشگاه نداده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

شیوه جدید جاسوسی اسرائیل در خلیج فارس
شیوه‌ی جدید جاسوسی در خلیج فارس

 

جهان: اسرائیل اخیرا با به کار گرفتن یک سری روبات های غیر متعارف دریایی اقدام به جاسوسی در نزدیکی آب های سرزمینی ایرانی کرده است.

به گفته پایگاه خبری CNN عربی این روبات ها که نام پروتکتور بر آن ها گذاشته شده است عبارت اند از یک وسیله عبور و مرور دریایی که قابلیت رصد و شناسایی اهداف دریایی را دارند.

از قابلیت های این وسیله عکس برداری دید در شب و ضبط صدا و... عنوان شده است.همچنین این وسیله قابلیت حمل مسلسل وشلیک خودکار را نیز دارا می باشد.

بر اساس گزارش ها این وسیله با نزدیک شدن به سواحل عملیات جمع آوری اطلاعات و مخابره آن را انجام می دهد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

سفر سران فتنه به انگلیس
وزیر اطلاعات از رفت‌وآمد سران فتنه به انگلیس خبر داد

 

وزیر اطلاعات تاکید کرد: مدتها قبل از انتخابات سران فتنه در تیمی رفت‌و آمدهای زیادی به انگلیس داشتند.

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات امروز چهارشنبه در همایش واکاوی فتنه بعد از انتخابات که با حضور جمعی از ائمه جمعه، فرمانداران، نمایندگان مجمع استان تهران و مرتضی تمدن استاندار تهران برگزار شد در بخش دیگری از سخنان خود به اطلاعات و اظهارات سران فتنه اشاره کرد و گفت: با توجه به اظهارات و اطلاعاتی درون تیم‌های که تحت نظر سران فتنه به دست آمده متوجه شدیم که آنها چیزی را به دنبال ایجاد یک جنبش جدید اجتماعی با رویکردی که در نظام جمهوری اسلامی تغییر اساسی به وجود آورند، هستند که در همین زمینه مقام معظم رهبری اشاره‌هایی داشتند و فرمودند می‌خواهند به شکل اسلام اما در محتوا چیز دیگری را به وجود آورد؛ اگر در حرکت‌های آنها ببینیم قطعا متوجه می‌شویم که چیزی از اسلام در بین آنها وجود ندارد.

وی با اشاره به ویژگی‌های این جنبش اظهار داشت: این جریان جریانی سکولار، غیردینی و براندازانه است چرا که از شواهد در تیم‌های فتنه و جزوه‌ها و تدوین‌کنندگان آنها را به دست آورده‌ایم دقیقا این جزوه‌ها برای براندازی نظام بوده است، در این جزوه چیزی از دین دیده نمی‌شود چرا که به اسلام نگاهی ابزاری دارد و جالب توجه است که کارشناسان که روی این جزوه کار کردند تا ادبیات این جزوه را به دست آورند طی پیگیری‌های متوجه شده‌اند که ادبیات این جزوه همان ادبیات " حزب توده " است، آیا می‌توان آنها را درون نظام تعریف کرد؟

وزیر اطلاعات ادامه داد: این جنبش هویت محور هستند در حالی که " اسلام " هدف‌محور است و شاهدیم در این جنبش هر هویتی مانند منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، هم‌جنس‌بازها، مارکسیست‌ها و غیره وجود دارد.

مصلحی در سومین ویژگی این جنبش اظهار داشت: باوجود تفاوت و تکثر در این جریان آنها بسیار متعصب و غیره منعطف هستند.

وی گفت که رابطه فرد با این جریان نامعلوم است و هر فردی که خصومتی با این نظام دارد می‌تواند در این جریان حضور پیدا کند.

وزیر اطلاعات خاطر نشان کرد: در این جریان مطالبات شخصی تا حکومتی را شامل می‌شود مدتها قبل از انتخابات سران فتنه در تیمی رفت‌و آمدهای زیادی به انگلیس داشتند مانند اینکه " بازارچه " شده است و در این اهانتی که به عکس امام (ره) شد و حرکتی که در مشهد صورت گرفت یک هفته قبل از این موضوع یک نشستی در انگلیس برگزار شد و افراد این تیم در آن نشست حضور داشتند و مباحثی را رد و بدل کردند که این موضوع شکل گرفت. این رفت و آمدها بسیار علامت سئوال دارد این در حالی‌است که فکر نمی‌کنند که کسی متوجه آنها می‌شود؟ و صرفا رفت و آمدها سئوال ایجاد نمی‌کند؟

مصلحی با طرح سئوالی مبنی بر اینکه آیا ما با یک جنگ نرم مواجه هستیم یا نه تصریح کرد: مقام معظم رهبری به صورت جدی در خصوص جنگ نرم مسائلی را مطرح کردند، اما افرادی متوجه نمی‌شوند؛ دقیقا مباحثی که قبل، حین و بعد از انتخابات شکل گرفت مانند صیانت از آراء، بررسی آراء و بقیه موضوعاتی از این قبیل همه اینها در مقوله‌ جنگ نرم می‌باشد و بعضی‌ها مکرر می‌گوید مناقشه انتخاباتی است نه جنگ نرم این مناقشه باید بعد از قانون تمام شود ما به مواجه با جنگ نرم هستیم.

وی با تاکید بر اینکه جنگ 8 ساله، فتنه بنی‌صدر، قیام مسلحانه منافقین، فتنه منتظری، قیام گروهک‌های تجزیه‌طلب، هیچ کدام قابل مقایسه با فتنه اخیر نیست، اظهار داشت: با کمال تأسف برخی‌ها ویژگی‌ امام (ره) را در مقابله با فتنه‌ها بیان کرده‌اند اما به بحث مقام معظم رهبری که در مقابله با این جریانات و از جمله فتنه که به قول ایشان حق و باطل مخلوط شده است به خوبی تدبیر کرده‌اند، بیان نمی‌کنند.

وزیر اطلاعات جنگ نرم را بدون تخریب و گلوله عنوان کرد و گفت: در جنگ نرم تمامیت نظام از درون نظام به چالش و تهدید کشیده می‌شود آنهایی که درون نظام تعریف شده‌اند به خود اجازه می‌دهند نظام را تهدید کنند چراکه می‌گویند شما از تعطیلی اصناف و قیام دانش‌اموزان بترسید آنها هنوز بیرون نیامده‌اند.

وی تصریح کرد: این افراد از درون نظام هستند که این موضوعات را مطرح می‌کنند و در جای دیگری می گویند اگر ولایت فقیه‌ دید که مردم حامی او نیستند باید کنار برود و در اینجا سئوال آن است که در این انتخابات نهم و دهم نشان داده شد که مردم حامی رهبری و در اکثریت هستند و شما در اقلیت هستید و شما باید کنار بروید.

مصلحی از دیگر ویژگی‌ها و مراحل جنگ نرم اغنای حکومت توسط واسطه‌ها و بازگشت رأی از درون حاکمیت دانست و گفت: آقایی که به دلیل بحرانی که دارد و دیگران که دچار بحران شده اند و سران فتنه نیز می باشند همه مجموعه‌ها را واسطه می‌کند که نشان دهد کشور بحران دارد. و " هی نامه‌نگاری می‌کند " این در حالی است که طبق نظرسنجی‌های داخلی و خارجی موثق همان چیزی را نشان می‌دهد که 22 خرداد اتفاق افتاد و 80 درصد این نظرسنجی نشان داده که در کشور بحرانی وجود ندارد.

وی از دیگر ویژگی‌های جنگ نرم را اجبار حکومت به عقب‌نشینی و فروپاشی و براندازی حکومت عنوان کرد و افزود: برای اینکه در کشوری جنگ نرم به وجود آید باید این مراحل طی شود.

وزیر اطلاعات با اشاره به نزدیکی و فرارسیدن ماه محرم گفت:‌ باید همانگونه‌ای که معظم رهبری فرمودند کلاس درس نهضت امام حسین (ع) را به گونه‌ای تبیین کنیم که ما اجازه‌ای نخواهیم داد اگر عاشورایی دیگری اتفاق افتاد حسین به شهادت برسند ما با این گونه درسها باید روشنگری را بیاموزیم و دیگر اجازه ندهیم که به شهادت رسیدن حسین تکرار شود و در این اهانت و ساختار‌شکنی که به عکس حضرت امام (ره) صورت گرفت دیدید که مردم چه پاسخ محکمی به این اهانت دادند.

مصلحی با اعلام خبری مبنی بر اینکه در وزارت اطلاعات سلسله جلساتی که با نخبگان ، اندیشمندان و ائمه جمعه در شهرهای مختلف در خصو ص جنگ نرم موضوعاتی را مطرح کنیم، افزود: در این سلسله جلسات باید مردم و مسئولین را از اتفاقات اخیر با خیر کند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

سایت"ادیان و فرق"راه اندازی شد
سایت "ادیان و فرق" راه اندازی شد

 

با توجه به احساس ضرورت و تکلیفی که در این عرصه به ویژه در مباحث ادیان و مذاهب، دیده شد، به منظور تجمیع و تألیف و تدوین متون و مقالات مربوطه، در سال 1388 «پایگاه اطلاع رسانی ادیان و فرق» به بهره برداری رسید.

به گزارش رجانیوز، "ادیان و فرق" که در زمینه ادیان و فرق مذهبی مختلف فعالیت می‌کند اخیرا راه اندازی شده است. در بخش این پایگاه اطلاع رسانی در بخش "درباره ما" خود را چنین معرفی کرده است:

با توجه به احساس ضرورت و تکلیفی که در این عرصه به ویژه در مباحث ادیان و مذاهب، دیده شد، به منظور تجمیع و تألیف و تدوین متون و مقالات مربوطه، حدودا در ماه مبارک رمضان سال 1387 تصمیم به طراحی و راه اندازی سایتی در موضوع مورد نظر، و پس از تلاش فراوان، در سال 1388 «پایگاه اطلاع رسانی ادیان و فرق» به بهره برداری رسید و در حال حاضر در قالب مجموعه های هفتگانه ذیل به فعالیت خود ادامه می‌دهد: 1. مسیحیت پژوهی 2. وهابیت پژوهی 3. یهود و صهیونیسم 4. تصوف پژوهی 5. بهائیت پژوهی 6. جریان های نو ظهور معنویت گرا 7. تالار (انجمن) گفتگوی ادیان و فرق

هر یک از مجموعه‌های فوق الذکر به جز انجمن گفتگو، بطور کلی حاوی 6 بخش اصلی به شرح زیر هستند: الف) گزیده اخبار ب) مقالات ج) شخصیت شناسی د) کتاب شناسی
س) سیری در کتب یا کتاب مقدس ش) پرسمان

در بخش تالار گفتگوی ادیان و فرق، فضایی با ظاهری زیبا و دلنشین فراهم گشته تا کاربران پس از ثبت نام سریع در انجمن، قادر به درج مطلب در بخش مورد علاقه خویش و یا ثبت و ارسال اشکال و جواب درباره نوشته های دیگران بپردازند و به طور کلی فضایی برای نقد علمی و مستند در اختیار کاربر قرار گفته شده است.

علاقمندان برای مشاهده و استفاده از این پایگاه اطلاع رسانی به آدرس http://www.adyan.net فرمایند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

کتابهای انگلیسی برای تفرقه افکنی
کتاب‌های انگلیسی برای تفرقه افکنی قومی

 

منابع آگاه از تلاش ها انگلیسی ها برای اقدامات تفرفه افکنانه در جنوب کشور خبر می دهند.

یک منبع آگاه در این زمینه به جوان آنلاین گفت:اخیرا کتابی تحت عنوان«الاحواز» در عراق تدوین منتشر شده است که از طریق نوار مرزی خرمشهر به خوزستان قاچاق شده است.

وی در مورد محتوای این کتاب اظهار داشت:در این کتاب به تاریخچه خوزستان،قبال عرب زبان و زندیگی نامه چند تن از افراد و لیدرهای تجزیه طلب عرب پرداخته شده و بر تجزیه خوزستان از ایران تاکید شده است.

این منبع اگاه همچنین گفت که متاب مزبور با هزینه انگلیسی ها پرداخته شده و اهتمام ویژه ای برای قاچاق ان با پرداخت های مالی از نیروهای انگلیس مستقر در عراق پرداخت شده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

روزنامه جمهوری اسلامی به دروغ متوسل شد
روزنامه‌جمهوری اسلامی به دروغ متوسل شد

 

شبکه ایران: در حالی که رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز عید فطر گناه کسانی که به یک "مجموعه"، جرم اثبات نشده ای را نسبت می دهند بسیار سنگین تر از رفتار مشابه با "افراد" دانستند، روزنامه جمهوری اسلامی نه تنها ادعایی در راستای ادعاهای "اتهام چندین بار تکذیب شده" گذشته را به دولت نسبت داد که حتی در برابر تکذیب چندباره آن هم، حاضر به تصحیح آن در شماره امروز خود نشد.

این روزنامه که اخیرا به تاکید صریح رئیس دستگاه قضا درباره برخورد با مفاسد اقتصادی اعتراض کرده بود، در ستون جهت اطلاع شماره دیروزش مدعی شد که "حدود 17 میلیارد دلار اختلاف بین مبلغ حاصل از فروش میعانات گاز، گاز طبیعی، مایعات گازی، فرآورده‌های نفتی و میزان واریز شده به خزانه است" و نیز "در سال‌های 1385 و 1386 به ترتیب یک میلیارد دلار و 10 میلیارد دلار گزارش شده است".

اما رقم ادعایی روزنامه تحت نظر مسیح مهاجری چنان زیاد بود که "محسن فرسایی"، مدیر روابط عمومی دیوان محاسبات ضمن تکذیب هر دو بخش خبر روزنامه مسیح مهاجری، گفت که "اولا تفریغ بودجه 87 هنوز به پایان نرسیده است و از سوی دیگر اساسا این رقم عقلانی نیست."

با این حال در شرایطی که مسئولان نظام و بویژه مدیران قضایی بر "رعایت اخلاق" و پرهیز از "شایعه سازی" و "اتهام زنی" از سوی رسانه ها تاکید دارند، انتظار حداقلی مخاطبان برای درج خبر تکذیب دیوان محاسبات کشور در روزنامه جمهوری اسلامی که یک حق قانونی هم هست، برآورده نشد.

بر این اساس، نشریه آقای مسیح مهاجری در شماره امروز هیچ اشاره‌ای به خبر کذب خود و تکذیب مسوولان رسمی دیوان محاسبات نکرد تا نگاه تردیدآمیز افکارعمومی همچنان به دنبال دلایلی سیاسی برای اینگونه رفتارها بگردد.

نکته جالب آنکه این روزنامه همزمان با وارد کردن این اتهام دروغ به دولت، در دفاع از آقای هاشمی رفسنجانی، برخی از خبرگزاری ها، سایت های اینترنتی و روزنامه ها را که با پسوند "یک جریان خاص" مورد اشاره قرار داده، و آنان را به "جعل"، "تحریف" و "انتشار گزینشی" سخنان اخیر رئیس مجمع تشخیص متهم کرده است.

گفتنی است که مسیح مهاجری که طی 3 سال گذشته حملات و جریان سازی های متعددی را از تریبون روزنامه عمومی جمهوری اسلامی علیه دولت ترتیب داده است و در دولت هاى پیشین داراى عناوین مختلفى از جمله مشاورت رؤسای جمهوری بوده است، در دولت نهم و تا مورخ 25/4/87 نیز با عنوان «کارشناس عالى نهاد و مشاور رئیس جمهورى» ماهیانه 14 میلیون ریال از نهاد ریاست جمهورى حقوق دریافت مى کرده است.

اما ایراد "اتهامات بی‌پایه" به مجموعه دولت در حالی در دستور کار روزنامه جمهوری اسلامی قرار گرفته که دادستان تهران اخیرا هشدار داد که دادستانی در مقابل انتشار شایعات، خلاف‌گویی و شایعه‌پردازی سکوت نکرده و با این موارد قطعا برخورد خواهد کرد.

براین مبنا انتظار می رود در روزهای آتی جعفری دولت آبادی که اخیرا علیه چند سایت خبری به همین دلیل اعلام جرم کرده، در برابر اقدام روزنامه تحت مدیریت مهاجری در تشویش افکار عمومی علیه دولت و ایراد اتهام به رئیس جمهور هم وارد عمل شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

 

اشاره :

آنچه در ذیل می آید پاسخ شبهاتی است پیرامون مسأله ی ولایت فقیه که به درخواست دوست عزیزی به نگارش درآمده است.

( این شبهات توسط شخص ناشناسی در قسمت نظرات وبلاگ ایشان مطرح شده است.)

قبل از بیان شبهات و ذکر پاسخ آن ها تذکر نکاتی لازم است :

تذکر اول :

شبهاتی که عموما پیرامون مسأله ی ولایت فقیه مطرح می شود دو دسته است :

دسته ی اول شبهاتی علمی و فنی است که بالطبع پاسخ آن نیز علمی و فنی خواهد بود.

اما دسته ی دوم شبهاتی است که صرفا تهمت و افترای بی مدرک و حرف های عوامانه و به اصطلاح کوچه بازاری است که هیچ ارزش علمی نداشته و نه تنها پاسخی ندارد که اگر کسی هم سعی بر ارائه ی پاسخی داشته باشد اولا : این پاسخ تنها می تواند پاسخی جدلی باشد و ثانیا : بطور حتم شخص شبهه کننده هم پاسخ را نخواهد پذیرفت ، چون اصولا او برای دریافت پاسخ ، سؤال نکرده بود بلکه تنها هدفش ایراد شبهه و به تبع آن فحاشی و ایراد تهمت و افترا بوده است.

درمتن شبهات مورد اشاره ی ما نیز هردو نوع این شبهات موجودند لذا تنها به پاسخ شبهات دسته ی اول اقدام خواهد شد.

تذکر دوم :

بطور کلی شبهاتی که پیرامون دین اسلام مطرح می شوند شبهات جدیدی نیستند و همگی از صدر اسلام تا کنون مطرح بوده اند و این تنها شکل ظاهری آنهاست که به مرور زمان تغییر پیدا می کند که در دوره ما نیز همان شبهات تنها با تغییر آب و رنگ و اصطلاحات دهان پرکن تکرار شده است لذا اگر کسی واقعا به دنبال پاسخ بگردد و انگیزه ای جز حقیقت طلبی نداشته باشد با مراجعه به منابع مربوطه به آسانی پاسخ سؤال مورد نظر خود را خواهد یافت. مسأله ولایت فقیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. امروز در باب ولایت فقیه هیچ شبهه ای که جدیدا مطرح شده باشد و عالمان بدان پاسخ نگفته باشند موجود نیست لذا مستشکل ما نیز اگر وقت خود را بجای جنجال بیهوده کمی صرف مطالعه ی آثار بزرگان از علما می کرد و بجای پرسه زدن در لابلای صفحات روزنامه های سیاسی و سایتهای جنجالی کمی هم به منابع صرفا علمی عنایت می نمود گرفتار چنین شبهات پیش پا افتاده و ضعیف نمی شد. لذا برای روشن شدن بیشتر این ادعا در ضمن پاسخ سوالات بعد از توضیحات کوتاهی پیرامون آن سوال به پاسخ های قدیمی علما به آن شبهه نیز اشاره خواهد شد. و در موارد لزوم عین عبارات نقل خواهد شد.

تذکر سوم :

در هر بحث علمی لازم است نکاتی ابتداءا روشن شود که از جمله ی آنها معتقدات مورد اشتراک است.

اصولا با کسی که مثلا نبوت یا امامت را قبول ندارد نمی توان پیرامون ولایت فقیه بحث کرد ، بلکه باید ابتدا پیرامون نبوت و امامت با او بحث کرد و آنگاه ولایت فقیه. همینطور است کسی که مثلا اصول تشیع را قبول نداشته باشد یا اصول فقه و فقاهت را نپذیرفته باشد. عدم رعایت این نکته آفتی است که باعث می شود بسیاری از بحث ها بدون رسیدن به نتیجه ی مطلوب رها گشته و عقیم بماند. مستشکل محترم ما نیز متأسفانه دقیقا معتقدات خود را مشخص نکرده است لذا ما نظر او را پیرامون مسائلی که از نظر ترتیب علمی، مقدم بر بحث ولایت فقیه هستند ، به درستی نمی دانیم اما با توجه به اینکه مطلبی علیه دیگر اصول در کلام ایشان ذکر نشده و در جایی از کلامشان نیز به عصمت ائمه استناد شده و یا در جایی دیگر مخالفت بعضی از فقها را با مسأله ی ولایت فقیه سند مدعای خویش قرار داده است بنا را بر این می گذاریم که ایشان با دیگر اصول و مبانی مذهب شیعه ی جعفری علیه السلام و با اصول فقه شیعه و بقول امام راحل با فقه جواهری مشکلی ندارند و تنها ایرادشان مسأله ی ولایت فقیه است. بدیهی است که اگر ایشان در مقدمات بحث نیز دچار اشکال باشند پاسخ های ما کافی نخواهد بود و اصولا ایشان باید ابتدا آن مشکلات را حل کنند و سپس به مسأله ی ولایت فقیه بپردازند تا ترتیب علمی بحث ها رعایت شده باشد.

تذکر چهارم :

با توجه به اینکه مستشکل محترم ( همانند بسیاری از مدعیان فضل و دانش که در مقابل استدلالات محکم و متقن حضرت علامه مصباح یزدی درمانده شده و جز توهین و فحاشی حرفی برای گفتن ندارند) ، به نام مبارک آیت الله مصباح آلرژی دارند !!! حتی الامکان در پاسخ شبهات از نظرات ایشان استفاده نشده و به استشهاد به کلام دیگر بزرگواران از علما اکتفا گردیده است.

و اما ذکر شبهات و پاسخ به آن ها :

شبهه ی اول :

در مورد ولایت فقیه بین علما “ اجماع ” نیست.

پاسخ شبهه :

اولا : بر فرض که این حرف صحیح باشد و عده ای از علما در طول دوران غیبت با این مسأله مخالفت کرده باشند این مسأله چیز جدیدی نخواهد بود و بقول حضرت آیت الله جوادی آملی « در دین ، غیر از ضروریات اولیه و برخی از نظریات که با فاصله اندک ، به ضروریات منتهی می شوند ، بسیاری از مسائل نظری مورد اختلاف است. حتی در مبطلات و مصححات نماز ، شرایط و موانع نماز ، شرایط و موانع صحت صوم که امر روشنی در اسلام است ، باز می بینیم که در میان صاحب نظران اختلاف وجود دارد و چنین اختلافی بسیار طبیعی است ... در هر صورت ، تاریخ بشر و علوم بشری نشان داده است که در مسائل پیچیده ی نظری ، همگان توافق نداشته و ندارند و سیر تکاملی دارد. لیکن در جریان ولایت فقیه اگر به روح حاکم بر متون فقهی از یک سو و تفکر ناب فقیهان اسلام از سوی دیگر نگاه شود و از این منظر مورد بررسی قرار گیرد ، اختلاف بسیار کم خواهد شد.» (1)

اما بحث بر سر این است که آیا این دلیل توجیه خوبی برای مخالفت با این مسأله است ؟ شما به هر مسأله ی فقهی که نگاه کنید در طول تاریخ فقاهت ممکن است مخالفینی برای آن پیدا کنید ، اما آیا با این بهانه می توان احکام را زیر پا گذاشت ؟ اگر این حرف پذیرفته شود معنایش چیزی جز تعطیل دین نخواهد بود. مثلا امروز مرجع تقلید من می گوید «فلان چیز» واجب است. من به کتب فقهی ای که در طول دوره ی غیبت امام عصر علیه السلام نوشته شده رجوع می کنم و چند فقیه را پیدا می کنم که با این مسأله مخالفند و به بهانه ی مخالفت این چند فقیه امر مرجعم را زیر پا می گذارم ! مجددا مرجع تقلیدم می گوید «بهمان چیز» واجب است و من باز هم به بهانه ی مخالفت فلان فقیه و به صرف این ادعا که « این مسأله اجماعی نیست » با آن مخالفت می کنم ! آیا چیزی از دین باقی می ماند مگر همان عده ی احکام قلیل که در کلام آیت الله جوادی با عنوان « ضروریات و نظریات منتهی به ضروریات » از آنها یاد شد ؟! و آیا اصولا من انسان متدینی هستم یا یک انسان هوس باز که بجای اطاعت از دستورات به دنبال توجیهی برای فرار از اجرای احکام است ؟!

و از سویی دیگر اصولا برای عمل به احکام نیازی به اجماع نداریم. نکته ی جالب اینکه بسیاری از فقها در طول تاریخ بوده اند که اصلا اجماع را هم حجت نمی دانند لذا اگر این استدلال سست مستشکل محترم را بپذیریم باید خود اجماع هم حجت نباشد چون خود حجیت اجماع هم مسأله ای اختلافی است !!!

ثانیا : این ادعای مستشکل که : « در مورد ولایت فقیه بین علما “ اجماع ” نیست.» اساسا ادعای باطلی است. و تا کنون چندین جلد کتاب از سوی محققین حوزه و دانشگاه در ابطال این حرف باطل به نگارش در آمده است که به عنوان نمونه کتاب « ولایت فقیه در اندیشه فقیهان » (2) را می توان نام برد. لذا بحث ها و اختلاف هایی نیز که در این باره جریان دارد تنها به نحوه ی استدلال بر این مسأله و در موارد قلیلی به تعیین حدود و ثغور آن برمی گردد نه اصل مسأله. واصولا اگر ولایت فقیه را نپذیریم چه راهی برای اجرای احکام اسلامی در جامعه باقی خواهد ماند ؟! و لذا همان دلیلی که حضور امام را بعد از پیامبر لازم می داند به همان دلیل در غیبت امام نیز، به ولی فقیه نیاز خواهیم داشت. بقول امام راحل : « دلیلی که بر ضرورت امامت اقامه می گردد ، عینا بر ضرورت تداوم ولایت در عصر غیبت دلالت دارد. و آن لزوم بر پا داشتن نظام و مسؤولیت اجرای عدالت اجتماعی است.» (3) مگر آنکه اساسا مستشکل محترم دلیلی بر ضرورت امامت نیز در چنته نداشته باشد !!! آیت الله جوادی آملی در این باره می نویسند : « ما فقیهی نداریم که به صورت مطلق ، ولایت را برای فقیه قبول نداشته باشد. فقیهانی که می گویند فقیه ولایت ندارد ، مقصودشان آن است که ابتداءً این سِمَت برای فقیه جعل نشده که او اقدام به تشکیل حکومت کند ، ولی همین فقیهان ، ولایت فقیه را از باب حِسْبه قبول دارند.اگر مردمی برای اجرای قوانین و دستورهای خداوند آماده باشند ، زمینه آماده است و حکومت اسلامی در چنین فرضی ، از مصالح مهم الهی است که بر زمین مانده و مطلوب شارع است. در این فرض ، کسی نگفته است که فقیه مسؤولیت ندارد و لازم نیست احکام الهی با وجود شرایط مساعد اجرا بشود ؛ حتی نازل ترین تفکر مخالف ولایت فقیه در میان عالمان و فقیهان نیز ولایت از باب حِسْبه را لازم می داند...» (4) مگر اینکه مستشکل محترم کلمات فقها را بهتر از آیت الله جوادی درک کرده باشند !!! برای تکمیل بحث ذکر کلام یکی دیگر از محققین درباره ی این اشکال خالی از لطف نیست. ایشان می نویسند :

« بر اساس تصریح برخی از فقهای بزرگ شیعه ، اصل ولایت فقیه ، مورد اتفاق یا حداقل از نظرات مشهور بین فقیهان شیعه است. مرحوم نراقی از علمای قرن سیزدهم ( 1245 هـ ) می نویسد: " ولایت فقیه فی الجمله بین شیعیان اجماعی است و هیچ یک از فقها فی الجمله در ولایت فقیه اشکال نکرده است." (5) ابن ادریس حلی از فقهای بزرگ قرن ششم هجری نیز می نویسد : "ائمه همه ی اختیارات خود را به فقهای شیعه واگذار کرده اند." (6) صاحب جواهر ( متوفای 1266 هـ ) (7) می فرماید : " کسی که در ولایت فقیه وسوسه کند ، طعم فقه را نچشیده است و معنا و رمز کلمات معصومین علیهم السلام را نفهمیده است." (8) امام خمینی (ره) نیز در این زمینه می فرماید : " موضوع ولایت فقیه ، چیز تازه ای نیست که ما آورده باشیم ؛ بلکه این از اول مورد بحث بوده است. حکم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو ، چون حکم حکومتی بود ... همه ی علما تبعیت کردند ... مرحوم کاشف الغطاء بسیاری از این مطالب را فرموده اند ... مرحوم نراقی همه ی شئون رسول الله را برای فقها ثابت می دانند. آقای نائینی نیز می فرمایند : این مطلب از مقبوله ی عمر بن حنظله استفاده می شود ... این مسأله تازگی ندارد." (9) بنابراین عمده ی اختلاف ها در حدود و ثغور آن و چگونگی اثبات آن می باشد. حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه فرموده است : " ولایت فقیه و رهبری جامعه و اداره کردن شئون اجتماعی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقه ی اثنی عشری است و ریشه در اصل امامت دارد. پس اگر کسی از راه دلیل خلاف آن را معتقد شود ، معذور است ؛ ولی در عین حال برای او جایز نیست که تفرقه و اختلاف ایجاد کند." (10) (11)

شبهه ی دوم :

این که می گوئید : «حکومت ولی فقیه در ماهیت و حقانیت هیچ فرقی با حکومت نبی و یا وصی معصوم نمی‌کند » نظر همه ی فقها نیست، بلکه نظر بخشی از فقها است. عده دیگر از علما این نحوه ولایت فقیه که شما معتقدید را قبول ندارند.

پاسخ شبهه :

اولا : همانطور که در پاسخ سؤال قبل هم اشاره شد ، مستشکل تنها به دنبال فرار از مسئولیت است و تنها بهانه ای هم که می تواند برای این بی مسئولیتی بتراشد مخالفت بعضی از فقها است ! برای روشن شدن بطلان این عقیده به توضیح زیر توجه کنید :

فرض کنید فقها در مسأله ی چگونگی ولایت فقیه دو نظر داشته باشند:

دسته ی اول قائلند : ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.

دسته ی دوم قائلند : ولایت فقیه همان ولایت رسول الله نیست.

هنوز خیلی مونده!بقیه شو توی ادامه مطلب بخون!


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

فتنه های آخر الزمان

پیامبر مکرم اسلام (ص) می فرمایند:

 

مومنان فتنه های آخرالزمان را ناخوشایند نپندارند که این فتنه ها منافقان را نابود می کند.

خدا کنه که ما جزء منافق ها نباشیم!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

 

سنگ پای قزوین از رو رفت.

چند روز پیش یکی از فعالان دانشجویی مطرح در حین فرار با چادر زنانه از دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و پخش تصاویر زنانه او عکس العمل های جالبی در بر داشت.

عده ای از دوستان خانم توکلی در یک اقدام سنجیده اقدام به تشکیل کمپین "مردان با حجاب" نموده و عکس های زنانه شان را منتشر کرده اند.

زنان سرزمین من !!

سطور زیر را از سایت خبرنامه امیرکبیر  بخوانید:


"سرت را همانند همیشه بالا بگیر! کار تو بزرگ بود، شاید پوشش زنانه به تن کردن تو، برای جان به در بردن از آن التهاب، بوده باشد، اما با این کار، باز هم چهره ایی دیگر از این جماعت را افشا کردی! و آن  چهره زن ستیز این جماعت رو به زوال بود"


"در این ماجرا، ذوق زدگی بیش از حد، مانع  از اندکی تدبیر در این جماعت  گردید، که این کار آنان،  پیامی رساتر  از آن چیزی داشت که  به زعم  خودشان دنبال می کردند و شاید مصداقی بجا از مثالی مشهور شد که  "از قضا سرانگبین صفرا فزود" و این بازی مبتذل بدل به  نمایش روح زن ستیز این طایفه در این کار به اصطلاح رسانه ایی گردید و ضمیر ناخود آگاه آنان را، دراین باره، هویدا ساخت."


 

"این اتفاق بازتابی است روشن از اندیشه آنانی که به نگاهشان به زن و تمام نشانه های زنانه تحقیر آمیز است. حجاب که همیشه فراتر از اختیار و انتخاب، "افتخار اجباری" زنان این سرزمین بوده است  حالا به عنوان نشانه سرافکندگی مورد استفاده قرار می گیرد. آنان لباس زنانه بر تن او می کنند و از او عکس می گیرند و تصور می کنند تمام سرافرازی توکلی را از او گرفته اند."

"تصویر های زننده منتشر شده از این دانشجوی حق طلب و مبارز، بیان گر عقاید بیمار و کوتاه ریشه دوانده در ضمیر ناخودآگاه سرکوب گران است. کاریکاتوری است منعکس کننده اعتقادات ضد و نقیض آنان! بار دیگر به آن عکس های باور نکردنی نگاه کنید. آیا تصویری بهتر از این می توانست تلخی و تحقیر پوشش اجباری را این طور صریح و واضح منتقل کند؟ "

"باید به کسانی که نا آگاهانه و ساده لوحانه ارزش های خودشان را به لجن می کشند خندید و از سویی باید غمگین بود برای کسانی که به حجاب باور درونی دارند و با نمایش مضحک اجبار در ایران سالهات که آنها نیز تحقیر می شوند."

"فردی را تصور کنید که  خالی الذهن با این خبر و این حد از ذوق زدگی  روبرو  شود، چه پرسشی برای  او شکل می گیرد؟ به یقین اولین  پرسش برای او این خواهد بود که مگرشبیه زن شدن می تواند اینقدر مایه تحقیر و ناچیزشمردن شود؟! و آیا زن در این وادی به این اندازه نماد ضعف است که پوشش او را به تن کردن، چنین مایه تحقیر و ناچیز شدن می گردد؟ و هیاهو می آفریند؟"



آنچه خواندید یعنی: اگر گمان می کنید با انتشار این تصاویر سبزعلی ها از رو می روند کور خوانده اید.

خواستم به سراغ پاسخگویی منطقی به نوشته هایشان بروم و بنویسم:

دوستان روشنفکر (!!)، خداوند مرد را مرد آفرید که مرد باشد و زن را زن که زن باشد. به فراخور جنس دوگونه شان هر یک بایسته گی هایی دارند که برای گونه دیگر روا نیست. شمایل زنانه برای مرد همانقدر مضحک است که شمایل مردانه برای زن بی شرمانه. این یعنی انتقاد از مردی که در هیکل زنانه ظاهر می شود، ربطی به تمسخر زنانگی ندارد. زنانگی در قامت زن همانقدر ستوده است که در هیکل مرد مضحک. اگر درک این مطلب دشوار است ساده تر می گویم: اگر پوشیدن چادر بر مردان روا و مضحک نیست چرا همیشه با لباس زنانه و البته بزک و کفش های پاشنه سی سانتی به دانشگاه نمی آیید!؟ چرا از فرو رفتن در قامت زنانه شرم دارید؟  مگرشبیه زن شدن می تواند اینقدر مایه تحقیر و ناچیزشمردن شود؟! چرا به مقام شامخ زن توهین می کنید؟! بماند که مگر تمسخر چادر و پوشش، شما را آزرده می کند؟!  شما را که با این "افتخار اجباری" نسبتی نبود. پیشترها که مرام و مسلکتان چیز دیگری بود عزیزان! یادتان نمی آید!؟

خواستم بیشتر بنویسم ولی ... "برای که می نویسی؟ اگر قرار بود سخن عقلانی و منطقی را بشنوند اینجا نبودند برادر. با که سخن می گویی؟!" اینگونه بهتر است:

اول اینکه دوستان مراقب باشند با این تحلیل های منطقی ممکن است گوی سبقت را از پرنسسشان بربایند و از سوی مجله foreign policy به عنوان متفکر دوم سال 2009 مطرح شوند. عواقب متفکر شدن به عهده خود دوستان است!

ثانیا اگر واقعا ایشان تصمیم گرفته اند تمام کارکردهای زنانه را نیز به عهده بگیرند (که در این صورت کار سبز ها به عجب جای باحالی رسیده!) در کمپین دیگری با نام "اوا خواهر" این موضوع را مطرح کنند! دوستان ناراحت نشوید، به قول خودتان :سرت را همانند همیشه بالا بگیر!

بازم ثانیا این که بایستی سریعا مقدمات ایجاد رشته دانشگاهی "مردان و زایمان" توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مهیا شود.

ثالثا: 

 


Filtering!!!! 


فیلترینگ گاهی حتی حرف های ما را هم نا تمام می گذارد!!!!!!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

نمادهای کابالائیسم؛روی داشبورد ماشینها!
نمادهای کابالیسم روی داشبورد خودروها

 

نمادهای فرقه «کابالا» به صورت کالای مصرفی وارد برخی خودورهای شخصی شده است.

به گزارش جوان آنلاین ،اخیرا بوگیرهای خودرو به شکل «x» در سطح بازار توزیع شده و در داخل برخی خودروها نیز مشاهده شده که نماد فرقه انحرافی صهیونی- ماسونی می باشد.

این فرقه که به صورت زیر زمینی و کاملاً خصوصی در داخل ایران به فعالیت مشغول هستند در برنامه هایی برای جوانان از انواع شیوه ها چون موسیقی،رقص،می خوارگی، و شیوه های غیر اخلاقی جنسی برای جذب وحفظ اعضای گروه خود بهره می برند.

در همین زمینه نظارت جدی دستگاه های مسئول در خصوص چگونگی توزیع و فروش این بوگیرها لازم و ضروری بنظر می رسد.

کابالا در ایران

اخیراً در شهرهای بزرگی چون تهران واصفهان، گروههایی با اندیشه های مشابه به یک فرقه انحرافی یهودی وصهیونی ظهور کرده اند که با اغفال جوانان وبا استفاده از شیوه های مدرنی در پی انحراف جوانان از آیین وکیش وفرهنگ ملی واسلامی شان هستند. این گروهها باتعالیم عجیب ودر عین حال کاملاً مدرن در پی شکل دهی به یک فرقه جدید و به نوعی دینی نه متعلق به هزاران سال قبل که دینی متعلق به هزاره سوم هستند.

به ادعای برخی از اعضای این گروه این افراد در پی طرح ریزی شیوه ای نو برای دین داری هستند ولی نه به سبک فعلی ودر قالب ادیانی چون اسلام،مسیحیت که مطابق و به روز شده با اتفاقات واوضاع واحوال روز اجتماع وجهان.
عموماً این گروهها به صورت زیر زمینی و کاملاً خصوصی مشغول فعالیت هستند و در برنامه هایی مفرح برای جوانان از انواع شیوه ها چون موسیقی،ترقص،می خوارگی، و شیوه های غیر اخلاقی جنسی برای جذب وحفظ اعضای گروه بهره می برند.

اما در پیگیری های بعمل آمده مشخص شد که این گروه بیشتر متاثر از افکار وآرای گروهی به نام کابالیست ها هستند که ظاهراً دارای ریشه هایی یهودی هستند، با این تفاوت که در ایران با رنگ وبویی ملی در پی تشکیل این گروهها هستند.

این هشداری جدی به مسئولین است تا در این وانفسای دنیای جدید با این گروهها که عموماً التقاطی وانحرافی هستند برخورد کنند ومانع از انحراف جوانان به سمت این فرقه های نوظهور مدرن شوند.چه این فرقه ها رنگ وبو شکل وشیوه ای جوان پسند و نو را به همراه خود دارند واین باعث سهولت فریفته شدن جوانان خواهد شد.
به همین منظور وبرای اشنایی با آرا و افکار این گروهها و در گردآوری اطلاعات به معرفی این گروه پرداخته میشود تا در صورت برخورد با این افراد مشخصات وویژگی های انان قابل شناسایی باشد:

کابالا: یا کبالا یا قبالا( Kabbalah ) به معنای «دریافت» و به معنی واقعی کلمه «رسم رسیده» است. کابالا تفسیر رمزگونه‌ای از کتاب‌های مقدس عبری است.

کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می‌شود و تلفظ اروپایی قبّالاه عبری است به معنی قدیمی و کهن. این واژه به شکل قباله برای فارسی زبانان و عرب‌ها است. بیشتر یهودیان ارتودوکس به آئین کابالا (کابالیسم) اعتقاد دارند. بر اعتقاد هواداران و معتقدین به آئین کابالا، فهمیدن و درک رموز مخفی درآئین کابالا، باعث میشود تا انسان بصورت روحانی‌واری به خدا نزدیکتر شود و بدین ترتیب بشریت، قدرت والایی از رموز مخفی خدا که برای دیگر انسانها پوشیده است، را پی می‌برد.

تاریخچه اصطلاح نام «کابالیسم» به درستی مشخص نیست و مورد اختلاف است. برخی سلیمان ابن جبرئیل و برخی کابالیست اسپانیولی قرن سیزدهم، بهیا بن آشر را اولین اشخاصی می‌دانند که آئین مخفی و سری عهد عتیق را «کابالا» نامیدند. با این وجود مدارک و منابع بسیار قدیمی که برخی ازآنها به قرن دوم میلادی بازمی‌گردند، وجود دارند که حاکی از نام‌هایی بجز «کابالا» بر آئین فوق هستند. با این وجود همکنون اصطلاح «کابالا» وصف کننده تمرین آئین و دانش محرمانه یهود است.


از مصر باستان تا کابالا

بنی‌اسرائیل زمانی که موسی(ع) هنوز در قید حیات بود شروع به ساختن شبه بت‌هایی از آنچه در مصر دیده بودند کردند و به عبادت آنها پرداختند و پس از مرگ موسی(ع) دیگر ترسی از برگشتن از دین و انحرافات نداشتند. مسلماً این موضوع را نمی‌توان به همه یهودیان تعمیم داد، لذا بعضی از آنان بت‌پرستی مصر باستان را پذیرا شدند. در واقع آنان عقاید «کاهنان مصر» (جادوگران فرعون) را که بنیاد عقاید اجتماعی آن زمان را تشکیل می‌داد ادامه دادند و ایمان خود را کنار گذاردند. عقایدی که یهود از مصر باستان با آن آشنا گردید «کابالا» نام داشت. ساختار کابالا درست مانند نظام کاهنان مصر، سری و درونی بود و اساس آن را جادوگری تشکیل می‌داد.

جالب‌توجه است که توضیح کابالا دربارة آفرینش با آنچه در تورات موجود است، کاملاً متفاوت می‌باشد و تفسیری مادی‌گرا و مبتنی بر عقاید مصر باستان بوده و به وجود ابدی ماده عقیده دارد. «مورات از جن» فراماسون ترک در این باره می‌گوید:

پیداست که کابالا سال‌ها قبل از تورات به وجود آمد. مهم‌ترین بخش تورات نظریه‌ای دربارة پیدایش جهان است. این تئوری با داستان آفرینش مذاهب توحیدی بسیار متفاوت می‌باشد. بر اساس کابالا در آغاز آفرینش چیزهایی به نام «سفیراث» و به معنای «دایره» یا «مدار» با ویژگی‌های مادی و غیرمادی به وجود آمدند. تعداد آنها 20 تا بود. ده تای اول نمایانگر منظومة شمسی بودند و بقیه نمایانگر انبوه ستارگان فضا این مشخصه کابالا نشان می‌دهد که به اصول اعتقادی نجومی مربوط است… . بنابراین کابالا از مذهب یهود بسیار فاصله دارد و بیشتر با مذاهب مرموز و کهن شرق مرتبط است.

یهودیان با پذیرش عقایدی سری و مادی‌گرای مربوط به مصر باستان که بر جادوگری استوار بودند، از احکام تورات چشم‌پوشی نمودند. ایشان شعائر و آداب سحرآمیز دیگر بت‌پرستان را پذیرا شدند و در نتیجه کابالا به تعالیمی پنهانی در یهودیت مبدل شد، اما با تورات مغایر بود. «نستا، اچ، وبستر» نویسنده انگلیسی کتاب جوامع مخفی و جنبش‌های ویرانگر می‌نویسد:

جادوگری را که ما می‌شناسیم کنعانیان قبل از اشغال فلسطین توسط بنی اسرائیل اجرا می‌کردند. مصر، هندوستان و یونان نیز طالع‌بینان و غیب‌گویان خود را داشتند. یهودیان با وجود لعن و نفرین‌هایی که در قانون موسی(ع) علیه جادوگری وجود دارد با نادیده گرفتن هشدارها، گرفتار این بیماری مسری شدند و با تدبیر خود سنت مقدسی را که به ارث برده بودند با عقاید جادوگری که از دیگر اقوام وام گرفتند، مجروح ساختند همزمان جنبة فکری کابالای یهودی از فلسفة مجوسیان ایران، نئوافلاطونیان و نئوفیثاغورثیان گرفته شد. پس مباحث ضد کابالاها که می‌گویند آنچه ما امروز از کابالا می‌دانیم صددرصد یهودی نیست توجیه پذیر است.

در قرآن آیه‌ای وجود دارد که به این موضوع اشاره می‌کند. خداوند می‌گوید بنی‌اسرائیل تشریفات و آیین‌های جادوگری و شیطانی را از منابعی خارج از مذهب خویش گرفتند؛
یهود از کار و امداد جادوگری که شیاطین در عصر سلیمان برای مردم می‌خواندند و یاد می‌دادند پیروی می‌کردند [و آنها را برای پیشبرد مقاصد خود به کار می‌گرفتند] سلیمان هرگز به سحر و کفر آلوده نشد، لیکن شیاطین کفر می‌ورزیدند و مردم را سحر و جادوگری تعلیم می‌دادند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل به نام‌های «هاروت» و «ماروت» نازل شد، پیروی می‌کردند. [آن دو فرشته از طریق باطل کردن سحر، ناچار شیوة کار ساحران را به مردم یاد می‌دادند.] و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند: «ما وسیلة آزمایش شما هستیم، کافر نشوید و از این تعلیمات استفادة ناصواب نکنید.» ولی مردم از آن دو فرشته چیزهایی از جادوگری می آموختند که می‌توانستند میان زن و شوهر جدایی بیفکنند. آنها [علی رغم نصایح فرشتگان] همان درس‌هایی را می‌آموختند که به جای سود برای آنها ضرر داشت ولی جز به اذن و خواست خداوند نمی‌توانستند به آدم‌ها ضرری بزنند و آنها خود می‌دانستند که هر کس خریدار متاع جادو باشد در آخرت بهره‌ای از بهشت نصیب او نخواهد شد و بسیار بد بود بهایی که [آیندة] خود را بدان می‌فروختند، اگر عقل خود را به کار می‌بستند.

این آیه اعلام می‌کند که برخی یهودیان، با آنکه می‌دانستند با کار خود در آخرت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، آداب جادوگری را آموختند و پذیرا شدند. بنابراین از قانون خداوند گمراه گشتند و با فروش روح خود به بت‌پرستی گرفتار شدند (عقاید جادویی) و به عبارت دیگر ایمان خود را رها کردند.

حقایق این آیه مهم‌ترین خصوصیات یک جدال را در تاریخ یهود شرح می‌دهد. در این جدال از یک سو پیامبرانی که از سوی خدا برای یهودیان فرستاده شده بودند و پیروان آنان قرار داشتند و از سوی دیگر یهودیان مغرض که برخلاف فرمان خداوند عمل کردند، به تقلید از فرهنگ شرک‌آمیز پرداختند و به جای پیروی از قانون خداوند از آداب فرهنگی آنان پیروی نمودند.

اصول الحادی که به تورات افزوده شدقابل توجه است که در کتاب عهد قدیم (کتاب مقدس یهودیان) به گناهان یهودیان منحرف اشاره شده است. در کتاب غمیا، که نوعی کتاب تاریخی در میان عهد عتیق می‌باشد، یهودیان به گناهان خویش اعتراف و چنین به توبه می‌نماید:

و بنی‌اسرائیل خویشتن را در جمیع غرباء جدا نموده، ایستادند و به گناهان خود و تقصیرهای پدران خویش اعتراف کردند و در جای خود ایستاده، یک ربع روز کتاب تورات «یهوه» ـ خدای خود ـ را خواندند و ربع دیگر را اعتراف نموده و یهوه ـ خدای خود را عبادت نمودند و شیوع و بانی و قدیئیل و شنیا و بنی و شربیا و بانی و کنانی بر زمینه لاریان ایستادند و به آواز بلند نزد یهوه خدای خویش استغاثه نمودند.

و آنان [پدران ما] بر تو فتنه انگیخته و تمرد نموده، شریعت تو را پشت سر خود انداختند و انبیای تو را که برای ایشان شهادت می‌آورند، تا به سوی تا بازگشت نمایند، کشتند و اهانت عظیمی به عمل آوردند. آنگاه تو ایشان را به دست دشمنانشان تسلیم نمودی تا ایشان را به تنگ آورند و در حین تنگی خویش نزد تو استغاثه نمودندو ایشان را از آسمان اجابت نمودی و بر حسب رحمت‌های عظیم خود نجات دهندگان به ایشان دادی که ایشان را از دست دشمنانشان رهانیدند. اما چون استراحت یافتند، بار دیگر به حضرت تو شرارت ورزیدند و ایشان را به دست دشمنانشان واگذاشتی که بر ایشان تسلط یافتند و چون باز نزد تو استغاثه نمودند ایشان را از آسمان اجابت نمودی و بر حسب رحمت‌های عظیمت بارهای بسیار ایشان را رهایی دادی و برای ایشان شهادت فرستادی تا ایشان را به شریعت خود برگردانی اما ایشان متکبرانه رفتار نموده اوامر تو را اطاعت نکردند و به احکام تو که هر که آنها را به جا آورد از آنها زنده می‌ماند، خطا ورزیدند که و دوش‌های خود را معاند و گردن‌های خویش را سخت نموده اطاعت نکردند.

… اما بر حسب رحمت‌های عظیم خود تمام ایشان را فانی نساختی و ترک نمودی زیرا خدای کریم و رحیم هستی. و الان ای خدای ما، ای خدای عظیم، جبار و مهیب که عهد و زحمت را نگاه می‌داری، زنهار تمامی این مصیبتی که بر ما و بر پادشاهان و سروران و کاهنان و انبیا و پدران ما و بر تمامی قوم تو از ایام پادشاهان آشور تا امروز مستولی شده است در نظر تو قلیل ننماید. و تو در تمامی این چیزهایی که بر ما وارد شده است عادل هستی زیرا تو به راستی عمل نمودی اما ما شرارت ورزیده‌ایم. و پادشاهان و سروران و کاهنان و پدران ما به شریعت تو عمل ننمودند و به اوامر و شهادت تو که به ایشان امر فرمودی گوش ندادند. و در مملکت خودشان و در احسان عظیمی که به ایشان نمودی و در زمین وسیع و برومند که پیش روی ایشان نهاده تو را عبادت ننمودند و از اعمال شنیع خویش بازگشت نکردند.

این عبارات میل بعضی از یهودیان را به بازگشت به ایمان به خدا شرح می‌دهد اما در طول تاریخ یهود به تدریج بخش دیگری قدرت یافت و توانست بر یهودیان چیره شود و بعدها خود مذهب را کاملاً دگرگون ساخت. به همین دلیل در تورات و در دیگر کتب عهد قدیم، علاوه بر آنچه در بالا ذکر شد، عناصری وجود دارد که از تعالیم بدعت‌آمیز بت‌پرستان نشأت گرفته‌اند. به عنوان نمونه؛

ـ در کتاب اول تورات گفته شده «خدا جهان را در شش روز از هیچ آفرید.» این درست و از وحی اولیه به دست آمده است. اما سپس می‌گوید: «خدا در روز هفتم به استراحت پرداخت.» این بخش ادعایی کاملاً ساختگی است و با عقیده الحادی که صفات انسانی را به خداوند نسبت می‌دهد منطبق می‌باشد. خداوند در آیه‌ای از قرآن می‌گوید:
و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که بین آنهاست، در مدت شش روز آفریدیم و این کار بر ما سخت و خستگی‌آور نبود.
ـ در دیگر بخش‌های تورات نیز نوشته‌هایی وجود دارد که با احترام شایسته مقام خداوند سازگاری ندارد، به ویژه بخش‌هایی که ضعف‌های انسان به دروغ به خداوند نسبت داده شده‌اند و خداوند مسلماً فراتر از اینهاست. این نوع قائل شدن جنبة انسانی برای خداوند شبیه عمل کافران است که ضعف‌های بشری را به خداوند موهوم خود نسبت می‌دادند.
یکی از این ادعاهای کفرآمیز آن است که ادعا می‌کند یعقوب(ع) ـ جد بنی‌اسرائیل ـ با خداوند کشتی گرفت و پیروز گشت. روشن است که این داستان برای بخشیدن برتری قومی به بنی‌اسرائیل و به تقلید از احساسات نژادپرستانه شایع در میان کافران ساخته شده است.

ـ در کتاب عهد قدیم گرایش به معرفی خدا به عنوان خدای یک قوم خاص وجود دارد که تنها خدای بنی‌اسرائیل است، با اینکه خداوند، رب و پروردگار جهان و همة انسان‌ها می‌باشد. اندیشه مذهب قومی در کتاب عهد قدیم با گرایشات الحادی که در آن هر قبیله خدای خود را عبادت می‌کند، مطابقت می‌نماید.

ـ در بعضی کتب عهد قدیم، به عنوان نمونه کتاب یوشع بن نون(ع)، یهودیان به انجام اعمال خشونت‌آمیز و موحش علیه غیریهودیان امر شده‌اند. فرمان به قتل‌عام مردم بدون توجه به زنان و کودکان یا سالخوردگان داده شده است. این نوع وحشی‌گری بی‌رحمانه کاملاً برخلاف عدالت خداوند است و یادآور بربریت فرهنگ‌های ملحدی که خدای اسطوره‌ای جنگ را می‌پرستیدند، می‌باشد. چرا این عقاید به تورات رسوخ کرده‌اند؟ حتماً باید منبعی برای آنها وجود داشته باشد. حتماً یهودیانی بوده‌اند که نسبتی بیگانه از تورات را پذیرفته‌اند، محترم شمرده‌اند و احکام ناب را با اضافه کردن آنچه در گذشته به آن برخوردند، تغییر داده‌اند.
در حقیقت مبدأ این تغییر، کابالاست که به کمک بعضی یهودیان ادامه یافت. کابالا شکلی به خود گرفت که باعث شد عقاید مصریان باستان و دیگر بت‌پرستان به یهودیت نفوذ نماید و در آن گسترش یابد. کابالیست‌ها ادعا می‌کنند کابالا تنها به توضیح بیشتر رازهای نهفته در تورات می‌پردازد. اما در واقع چنانکه «تئودور ریناچ» مورخ یهودی کابالا می‌گوید، «کابالا سمی است که به رگ‌های یهودیت وارد می‌شود و آن را کاملاً در بر می‌گیرد.»
بنابراین کشف آثار ایدئولوژی‌های مادی‌گرای مصریان باستان در کابالا غیرممکن نیست.


کابالا، تعالیمی مخالف اصول آفرینش خداوند در قرآن بیان می‌کند که تورات کتابی الهی است و برای روشنگری انسان‌ها نازل شده است:ما تورات را که در آن هدایت و نور بود، [بر موسی] نازل فرمودیم.

بنابراین تورات نیز چون قرآن دربردارنده علوم و فرامین مرتبط با موضوعاتی چون وجود خداوند، یگانگی او، خصوصیات او، آفرینش بشر و سایر موجودات، هدف از آفرینش انسان و قوانین اخلاقی خداوند برای بشر می‌باشد. اما تورات اصلی، امروز موجود نیست. آنچه امروز در اختیار داریم نسخة تغییر یافته تورات می‌باشد که به دست بشر تحریف شده است.

قابل توجه است که تورات واقعی و قرآن اصول مشترکی دارند؛ در هر دو خداوند به عنوان خالق جهان شناخته شده، مطلق است و از آغاز وجود داشته است. هر چه غیر از خدا مخلوق اوست که توسط او از هیچ به وجود آمده است. او کل جهان، اجرام آسمانی، ماده بی‌جان، بشر و همه موجودات زنده را خلق کرده و شکل داده است.
با توجه به این حقایق در کابالا به تفاسیر کاملاً متفاوتی برمی‌خوریم. تعالیم آن دربارة خدا کاملاً مخالف «حقیقت آفرینش» است. محقق آمریکایی «لنس اس. اوینز» در یکی از کتب خود دربارة کابالا دیدگاه خویش را دربارة ریشة احتمالی این تعالیم چنین بیان می‌کند:

تعالیم کابالا مفاهیم مختلفی دربارة خدا ارائه می‌دهد که بسیاری از آنها از دیدگاه «ارتودوکس» منحرف شناخته شده‌اند.
اصلی‌ترین انگارة دین یهود این است که «خدای ما یکی است.» اما کابالا ادعا می‌کند در حالیکه خدا در درجة اعلی و به صورت یگانه‌ای توصیف‌ناپذیر ـ که در کابالاEinsof به معنای «لایتناهی» نامیده می‌شود ـ وجود دارد، یکتاییش لزوماً در تعداد زیادی صورت الهی تجلی یافته: تعدد خدایان کابالیست‌ها این را «سیفراث»(sefrroth ) به معنای چهره‌های خدا می‌نامند، چگونگی نزول خداوند از مقام یکتای لایتناهی به تعدد خدایان، معمایی است که کابالیست‌ها بسیار در آن تعمق کرده‌اند. بدیهی است که این تصویر چند چهره از خدا راه را برای مشرک خواندن کابالیست‌ها باز می‌کند؛ اتهامی که آنها را به تندی و نه کاملاً با موفقیت رد کرده‌اند.

در خداشناسی کابالیست‌ها نه تنها دیدگاه تکثر خدایان وجود دارد بلکه خداوند صورت دوگانه مذکر و مؤنث به خود گرفته:”Hokhmah“، “Binah”: پدر و مادر آسمانی که اولین شکل‌های خدایی بودند. کابالیست‌ها برای توضیح چگونگی آمیزش این دو و ایجاد آفرینش بعدی، صراحتاً از استعاره‌های جنسی استفاده می‌کنند.
از خصایص جالب این خداشناسی سری این است که بر مبنای آن بشر خلق شده بلکه خود به گونه‌ای موجودی خدایی است. اوینز این اسطوره را چنین تشریح می‌نماید:

کابالا تصویر پیچیده خدا را به گونة دیگری نیز نشان می‌دهد: موجود یگانه‌ای شبیه انسان، به گفتة یک کابالیست خداوند اولین انسان ازلی و نمونة اولیة آن بود. انسان خصوصیات درونی، ابدی و الهی و ساختاری مشترکی با خدا دارد. یک رمز شکاف کابالیست این برابری آدم با خدا را تأیید می‌کند و می‌گوید:
در زبان عربی ارزش عددی اسامی آدم و یهوه به صورت یکسان ?? است. بنابراین بر اساس تغییر کابالا یهوه مساوی است با آدم؛ یعنی آدم خدا بود. به این ترتیب اعلام می‌شود که همة انسان‌ها در بالاترین درجة درک مانند خدا بوده‌اند.

چنین خداشناسی، گونه‌ای از اسطوره‌های الحادی را در بر دارد و اساس انحطاط یهود است. کابالیست‌های یهودی مرزهای عقل سلیم را چنان نقض کرده‌اند که حتی می‌کوشند بشر را خدا بخوانند. به علاوه بر اساس این، الهیات بشریت نه تنها خدایی است بلکه فقط و فقط یهودیان را شامل می‌شود و دیگر اقوام انسان به شمار نمی‌روند. در نتیجة این اندیشة فاسد در یهودیت که اساساً بر مبنای اطاعت و فرمانبرداری از خدا بنا شده بود، گسترش یافت و هدفش اقناع خودبینی و غرور یهودی بود. کابالا علی رغم این طبیعت خود که با تورات متناقض بود، در یهودیت راه یافت و شروع به فاسد کردن آن نمود.

یک نکته جالب توجه دیگر دربارة تعالیم منحرف کابالا، شباهت آن به انگاره‌های کفرآمیز مصر باستان است. چنانکه در صفحات قبل بحث نمودیم، مصریان باستان معتقد بودند ماده همیشه وجود داشته. به عبارت دیگر این اندیشه را که ماده از هیچ به وجود آمده مردود می‌دانستند. کابالا نیز از همین عقیده دربارة انسان دفاع می‌کند و مدعی است انسان‌ها خلق نشده‌اند و عهده‌دار تنظیم و ادارة وجود خود می‌باشند.
به عبارت امروزی، مصریان باستان مادی‌گرا بودند، کابالا را می‌توان «اومانیسم سکولار» نامید جالب توجه است که این دو مفهوم: ماده‌گرایی و اومانیسم سکولار، از ایدئولوژی‌هایی می‌باشند که دو قرن است بر جهان حکمرانی می‌کنند.
باید پرسید چه نیروهایی وجود دارند که مفاهیم مصر باستان و کابالا را از میان تاریخ کهن به زمان حاضر منتقل کرده‌اند؟


از شوالیه‌های مصر تا ماسون‌ها
با اشاره به شوالیه‌های معبد دانستیم که این نظام عجیب صلیبیان تحت تأثیر یک نهاد سرّی در اورشلیم قرار داشت که در نتیجة آن مسیحیت را رها نمود و به اجرای آداب جادوگری پرداخت. گفتیم که بسیاری از محققان به این نتیجه رسیده‌اند که این سر به کابالا مربوط می‌شود. به عنوان مثال «الیمنس لیوای» نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند؛ به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند. بنابراین اصولی ریشه‌دار مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد.
«آمبرتوایکو» رمان‌نویس معروف ایتالیایی این حقایق را در چهارچوب یکی از رمان‌های خود نمودار می‌سازد. او در داستان خود از زبان شخصیت اصلی چنین بیان می‌کند که شوالیه‌های معبد تحت تأثیر کابالا قرار داشتند و کابالیست‌ها صاحب رمزی بودند که در فراعنه مصر باستان قابل ردیابی است. به نوشتة ایکو، بعضی یهودیان سربسته رموز خاص را آموختند و سپس آنها را در پنج کتاب عهد عتیق (اسناد پنج‌گانه) جا دادند. اما تنها کابالیست‌ها این رمز را که پنهانی انتقال یافته درک می‌کنند. کتاب زهر که کتاب اصلی کابالا می‌باشد با اسرار این پنج کتاب ارتباط دارد. ایکو بعد از بیان اینکه کابالیست‌ها قادرند راز مصر باستان را در اندازه‌گیری‌های هندسی معبد سلیمان نیز بخوانند، می‌نویسند شوالیه‌های معبد آن‌را از خاخام‌های کابالیست اورشلیم آموختند:
فقط گروه اندکی از خاخام‌ها که در فلسطین باقی ماندند از سرّ آگاه بودند… و بعدها شوالیه‌های معبد آن را از آنان آموختند.
شوالیه‌های معبد با پذیرش مفاهیم کابالا طبیعتاً با بنیاد مسیحی حاکم بر اروپا سر ناسازگاری یافتند. این ناسازگاری با نیروی مهم دیگری مشترک بود؛ یهودیان. بعد از بازداشت شوالیه‌های معبد به دستور مشترک پادشاه فرانسه و پاپ ، نظام ساختاری زیرزمینی به خود گرفت اما تأثیرش به صورت افراطی‌تر همچنان ادامه یافت.
چنانچه قبلاً گفتیم شمار قابل توجهی از این افراد گریختند و به پادشاه اسکاتلند ـ تنها پادشاهی که مرجعیت پاپ را قبول نداشت ـ پناه بردند. آنها در اسکاتلند به «لژ وال بیلدرز» نفوذ کردند و در اندک زمانی بر آن تسلط یافتند، لژ سنن نظام معبد را به خود گرفت و به این ترتیب بذر فراماسونری در اسکاتلند کاشته شد. هنوز هم تا به امروز «لژ کهن اسکاتلند» شاخه اصلی فراماسونری به شمار می‌رود.
رد پای شوالیه‌های معبد و بعضی یهودیان مرتبط با آنها در مراحل گوناگون تاریخ اروپا قابل ردیابی است. در اینجا بدون پرداختن به جزئیات تنها سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم. موارد در کتاب نظم نوین ماسونی بررسی شده‌اند.
یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های شوالیه‌های معبد در منطقه پراونیس فرانسه قرار داشت. طی بازداشت‌ها، بسیاری در آنجا مخفی شدند. از خصوصیات مهم دیگر این منطقه این است که مرموزترین مرکز کابالیسم اروپا می‌باشد. پراوینس جایی بود که سنت شفاهی کابالا به کتاب تبدیل شد و ثبت گردید.
به عقیدة بعضی مورخان شورش روستایی انگلستان به کمک یک سازمان مخفی شعله‌ور شد. محققانی که تاریخ فراماسونری را مطالعه می‌کنند. همگی بر این باورند که این سازمان مخفی نظام معبد بوده است. جنبش ذکر شده بزرگ‌تر از یک قیام داخلی و حماسه‌ای سازمان یافته علیه کلیسای کاتولیک بود.
نیم قرن پس از این شورش، یک کشیش در بوهیما(جنوب اطریش)بنام«جان هاس Huss ) شورشی را در مخالفت با کلیسای کاتولیک آغاز کرد. در پشت پرده این شورش نیز شوالیه‌های معبد قرار داشتند. «اویگدور بن آیزاک کارا»(Avigdor Ben Isaac Kara )، از مهم‌ترین نام‌هایی بود که هاس در توسعه دکترین خویش تحت تأثیر آن قرار داشت. کارا، خاخام انجمن یهودی شهر پراگ و یک کابالیست بود.

نمونه‌هایی از این قبیل، حکایت از اتحاد میان شوالیه‌های معبد و کابالیست‌ها جهت تغییر نظام اجتماعی اروپا می‌کند. این تغییر موجب دگرگونی فرهنگ مسیحی پایه‌ای اروپا و جایگزینی آن با فرهنگی مبتنی بر مفاهیم الحادی مانند کابالا گردید. و بعد از دگرگونی فرهنگی دگرگونی سیاسی به میان آمد؛ مثلاً انقلاب فرانسه و ایتالیا و… .
اخیراً نیز موجی جدیددر جهان آغاز شده است: چهره‌های نامدار سینما، موسیقی و هنر جدید غرب به فرقه کابالا می‌پیوندند. سرشناس‌ترین این افراد مدونا است که این روزها خبر عضویت او در فرقه کابالا در صدر اخبار فرهنگی جهان جای گرفته است. درواقع، پیوستن مدونا به کابالا خبر کم‌اهمیتی نیست زیرا مدونا نه یک خواننده بلکه یک نماد فرهنگی است. مدونای ?? ساله «گیس‌سفید» و نماد موسیقی پاپ است؛ الگویی است نه تنها برای بسیاری از خوانندگان جوان بلکه برای میلیون‌ها جوان در غرب و سایر نقاط جهان.
مدونا کابالیست شده است. نه تنها او بلکه بسیاری دیگر از مشاهیر سینما و موسیقی جدید غرب، از پیر و جوان، به عضویت فرقه کابالا درمی‌آیند.

به این ترتیب، نسل جوان غرب، و به یُمن رسانه‌های جهانشمولی چون ماهواره و اینترنت نسل جوان سراسر جهان، برای اوّلین بار با نام رازآمیز «کابالا» آشنا می‌شود و بسیاری از آن‌ها از الگوهای محبوب خود پیروی می‌کنند. به عبارت دیگر، به زودی این موج جهانگیر خواهد شد: باید در آینده‌ای نه چندان دور ظهور گروه‌های کابالیست را در میان جوانان تهران و سایر شهرهای ایران نیز شاهد باشیم همان‌گونه که در سال‌های قبل ظهور گروه‌های «شیطان‌پرست» (ساتانیست) را شاهد بودیم.

مهمترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی «آئین کابالا» درآمدند، شامل مجموعه کتب عبری بهیر (به معنای «کتاب روشنایی») و هیچالوت (به معنای «کاخ‌ها») میشوند که به قرن اول میلادی بازمیگردند. نهایتا در قرن سیزدهم میلادی کتاب زوهار نوشته شد که تفکر و شکل کنونی «آئین کابالا» را تشکیل داد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

جزئیات حذف مقطع راهنمایی
جزئیات حذف مقطع راهنمایی

 

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش جزئیات حذف مقطع راهنمایی و ایجاد دو دوره 6 ساله در آموزش و پرورش را اعلام کرد.

مهدی نوید‌ادهم در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: مدیران، کارشناسان ارشد، معلمان و خانواده‌ها به دلیل ناکارآمدی که در سیستم آموزش و پرورش وجود داشته است، خواهان انجام تحول در این سیستم هستند.
وی با بیان اینکه این تحول باید مبانی نظری را در بربگیرد، ادامه داد: فرایند تغییر باید ساختارها، محتوا، روش‌ها، فرآیند‌ها و مسائل پیدا و پنهان را در برگیرد.

دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اضافه کرد: بر اساس این نیاز، شورای عالی آموزش و پرورش مصوبه‌ای را بر اساس سند ملی آموزش و پرورش مبتنی بر چشم‌انداز 20 ساله کشور تدوین کرد.

نوید‌ادهم با اشاره به اینکه یکی از پیش‌بینی‌های این سند تحولی، بازبینی در ساختار آموزشی است، بیان داشت: در سند ملی آموزش و پرورش به موضوع ساختار دوره‌های آموزشی پرداختیم.

وی گفت: ساختار دوره‌های آموزشی به عنوان جزیی از فرآیند تعلیم و تربیت، تأثیر بر محتوا و چگونگی اهداف تعلیم و تربیت است.

* دوره پیش‌دانشگاهی موجود کارآمدی لازم را ندارد

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش اظهار داشت: دوره پیش‌دانشگاهی موجود بر اساس دلایلی کارآمدی لازم را نداشت و فلسفه وجودی خود را از دست داده بود.

نوید‌ادهم تصریح کرد: زمانی‌ که دوره پیش‌دانشگاهی فعالیت خود را آغاز کرد، تعداد دانش‌آموزانی که تمایل ورود به دانشگاه را داشتند زیاد بود به همین دلیل دوره‌ای تحت عنوان پیش‌دانشگاهی طراحی شد که عده‌ای با شرایط خاص وارد دانشگاه شوند.

این مقام مسئول گفت: آموزش‌ها و فضایی که در دوره پیش‌دانشگاهی وجود دارد با اهداف آموزشی و تربیتی فاصله دارد.

* دوره راهنمایی به شکل فعلی در هیچ کشوری وجود ندارد

وی با بیان اینکه پیش‌دبستانی از دوره‌های جدی است که باید بیش از این به آن بپردازیم، بیان داشت: دوره راهنمایی به این‌صورت در هیچ کشوری وجود ندارد و تنها 3 یا 4 کشور هستند که دوره راهنمایی را مانند ایران برگزار می‌کنند.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش با اشاره به اینکه بر اساس این عوامل به این نتیجه رسیدیم باید دوره‌ها تغییر یابد، افزود: بر اساس مطالعاتی که در مورد مبانی فلسفی داشتیم به این نتیجه رسیدیم 2 دوره 6 ساله را طراحی کنیم که در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب شد.

نویدادهم اظهار داشت: این طرح به این صورت است که در دوره دبیرستان 2 دوره 3 ساله داریم که 3 سال نخست آن تقریباً اهداف دوره راهنمایی را دارد و دوره ابتدایی نیز از پیش دبستانی آغاز و تا 12 سال ادامه می‌یابد.

* ضریب دشواری دروس افزایش پیدا نمی‌کند

وی بیان داشت: با این طرح ضریب دشواری دروس افزایش پیدا نمی‌کند بلکه ما پیشنهاد داده‌ایم برنامه‌های درسی بر اساس برنامه درسی ملی تنظیم شود که در حال طراحی و تولید است.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش تصریح کرد: بخشی از این برنامه درسی تجویزی، نیمه تجویزی و غیر تجویزی است که متناسب با شایستگی‌ها، صلاحیت‌ها و توانمندی‌های دانش‌آموزان تنظیم می‌شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

چرا ولایت مطلقه؟!

«ولایت فقیه» تعبیر عامی است که به «مطلق» و «مقید» تقسیم پذیر است. بنابراین «ولایت مطلقه فقیه»، از نظر مفهومی یکی از اقسام «ولایت فقیه» شناخته میشود. البته معنایی که به طور معمول امروز، از کاربرد واژه «ولایت فقیه» استفاده میشود، همان «ولایت مطلقه فقیه» است و با آن تفاوتی ندارد. راز این مسأله، در توضیح معنای آن آشکار خواهد شد.

ولایت مطلقه فقیه در فقه شیعه به دو معنا استعمال میشود:

1. ولایت فقیه، منحصر به ولایت بر قضا، محجورین و ... نیست؛ بلکه شامل زعامت و رهبری سیاسی و اجتماعی نیز میشود.

2. اختیارات «ولی امر» در زمامداری منحصر به اجرای احکام اولیه و ثانویه نیست؛ به عبارت دیگر وظیفه او، رهبری جامعه به گونهای است که مصالح جامعه، در پرتو هدایتهای الهی، به خوبی تأمین شود و نیازمندیهای متنوّع و تغییرپذیر جامعه، در شرایط مختلف تفویت نشود و جامعه از رشد و ترقی باز نماند.

از این رو اگر در شرایط ویژهای، یکی از مصالح و نیازمندیهای جامعه با یکی از احکام اولیه در تزاحم قرار گرفت؛ در چنین صورتی «ولی فقیه» باید بین آن دو مقایسه کند. پس اگر مسألهای که با حکم اولی در «تزاحم» قرار گرفته، دارای مصلحتی برتر برای جامعه باشد؛ در این صورت ولی فقیه میتواند، آن حکم اولیه را موقتاً تعطیل کند و مصلحت برتر جامعه را بر آن مقدم بدارد.

به عنوان مثال در فقه اسلامی، تخریب مسجد حرام است. اکنون اگر به تخریب مسجدی جهت خیابانکشی حاجت افتاد، چه باید کرد؟ دیدگاه مخالف «ولایت مطلقه» بر آن است که صرف مصلحت اهم اجتماعی، مجوز تخریب مسجد نیست و تا زمانی که کار به ضرورت نرسد، نمیتوان دست به این کار زد؛ لیکن بر اساس نظریه «ولایت مطلقه»، لازم نیست حکومت اسلامی آن قدر صبر کند که برای جامعه، مشکلات زیادی فراهم شود و کارد به استخوان برسد؛ آن گاه از سر ناچاری و برای خروج از بن بست و انفجار اجتماعی، مسجد را تخریب کرد؛ بلکه در این صورت همیشه از قافلهی تمدن عقب خواهیم ماند و همواره در مشکلات دست و پا خواهیم زد و شارع مقدس، به چنین چیزی راضی نیست. از آنچه گذشت روشن میشود که:

اولاً ولایت مطلقه فقیه از قواعد رافع تزاحم است؛ یعنی، مطلق بودن ولایت گره گشا در تزاحم احکام و مصالح اجتماعی است و نشانه واقعنگری اسلام در برخورد با مقتضیات زمان است.

ثانیاً ولایت مطلقه خود، مقید به قیودی است نه اینکه از هر حیث مطلق باشد. این قیود عبارت از این است که:

یک. او باید مجری احکام الهی باشد و حق ندارد خود سرانه و دلخواهانه عمل کند؛ بلکه این فلسفه اصلی ولایت فقیه است.

دو. مصالح جامعه را باید رعایت کند.

سه. در زمانی میتواند حکم اولی شرعی را موقتاً تعطیل کند که با یکی از مصالح اهم جامعه، در تزاحم باشد؛ نه با خواست و میل یا مصلحت شخصی و یا مصلحتی در رتبه فروتر از حکم اولی شرعی.

اکنون اگر واقعبینانه بنگریم، درخواهیم یافت که «ولایت مطلقه» - به معنایی که گذشت - یکی از مهمترین راهحلهایی است که اسلام برای خروج از بن بستها در عرصهی تزاحم مصالح اجتماعی پیشبینی کرده و بدون آن حکومت با مشکلات زیادی رو به رو خواهد شد. استاد مطهری اینگونه اختیارات را اختیار دادن به جامعه اسلامی دانسته و آن را یکی از رموز جاودانگی اسلام به شمار میآورد.برای آگاهی بیشتر نگا: مطهری، مرتضی، ختم نبوت، ص 64-65؛ قم؛ صدرا، چاپ نهم، 1374.از طرف دیگر این مقدار از اختیارات در هر حکومتی وجود دارد؛ بلکه حاکمان دیگر کشورها از اختیاراتی بسیار بیشتر از اختیارات ولی فقیه بهرهمند میباشند.برای آگاهی بیشتر ر.ک: جوان آراسته، حسین، مبانی حکومت دینی، صص 35-38.

از آنچه گذشت روشن میشود که «مطلقه بودن» به معنایی که ذکر شده، هیچ پیوندی با «دیکتاتوری و استبداد» ندارد. آنچه موجب توهم دیکتاتوری شده، تشابه لفظی «ولایت مطلقه» با «رژیمهای مطلقه» (Absolutisic

) است که در آن حاکم مطلق العنان است.

 

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

حکم اسلام دربازه ولایت فقیه

مخالفان ولایت فقیه چند دسته اند:

1. غیرمسلمانان و غیرشیعیانی که مبنای ولایت فقیه را نمیپذیرند.

2. شیعیانی که ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمیپذیرند.

3. کسانی که با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.

4. کسانی که حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پارهای از احکام حکومتی صادره از وی را نادرست میانگارند.

5. کسانی که با علم و آگاهی به بودن ولایت فقیه در اسلام و وجود شرایط لازم شرعی در شخص ولی فقیه و علم و اعتقاد به درستی احکام صادره از سوی او، به مخالفت میپردازند.

مخالفت در هر یک از صورتهای یادشده، دو گونه متصور است:

یک. مخالفت اعتقادی (قلبی)؛یعنی، در اعتقاد و بینش خود مسأله را نمیپذیرد و آن را انکار میکند. چنین مخالفتی از دیدگاه اسلام موضوع حرمت نیست و از نظرگاه قانونی نیز جرم به شمار نمیآید؛ مگر در فرض پنجم که از نظرگاه شرعی در مرتبه رد بر ائمه اطهار(ع) است؛ زیرا برای کسی که ولایت فقیه، به وسیله برهان ثابت میشود و ولی آن را آگاهانه انکار میکند؛ در این صورت انکارش بازگشت به انکار خدا و رسول(ص) خواهد بود.نگا: جوادی آملی، آیت الله عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، ص352.

در مقبوله عمر بن حنظله از امام صادق(ع) آمده است: «من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قد جعلته حاکماً علیکم، فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانّما استخف بحکمنا و علینا رد و الرادّ علینا کالراد علی الله و هوی علی حد الشرک بالله»؛ «آنکس از شما که روایتگر احادیث ما و جست و جوگر در حلال و حرام ما و آگاه به احکام ما است و [مردم] به حَکَم بودن او رضایت دهند؛ همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم. پس اگر به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، همانا حکم ما نادیده گرفته شده و بر ما رد شده است و هر کس ما را رد کند، مانند کسی است که خدا را رد کند و در مرز شرک به خدا قرار دارد».اصول کافی، ج 1، ص 67؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 98.

دو. مخالفت عملی؛این گونه مخالفت به طور حتمی حرام و جرم است. البته مخالفت عملی نیز اقسام و مراتبی دارد که حکم هر یک، جداگانه قابل بررسی است. روشن است که مخالفت عملی، مستلزم هرج و مرج است؛ در حالی که مسائل اجتماعی و حکومتی، نیازمند وحدت رویه است و هیچ قانون و نظام سیاسی -اعم از اسلام و غیر اسلامآشوب، قانونگریزی و دلخواهگزینی را برنمیتابد.

در نظام جمهوری اسلامی ایران، زمینه قانونی و منطقی التزام شخصی افراد به حکم ولی فقیه وجود دارد؛ یعنی، چه اینکه شخصی معتقد بر مشروعیت الهی باشد و چه معتقد به مشروعیت مردمی از طریق تفویض امر و یا قرارداد اجتماعی.

در هر صورت شرایط مقبول و پذیرفته شده براساس هر یک از مبانی یاد شده، به طور عینی در این نظام وجود دارد و بر پذیرندگان هر یک از آنها، به طور منطقی لزوم پیروی از فقیه حاکم را ثابت میکند. اکنون که هم دستورات الزامی ولی فقیه و هم التزام شخصی افراد، دارای مبانی مشروع و قانونی است؛ میتوان گفت: اطاعت از ولیفقیه، واجب و مخالفت عملی با او حرام است. البته مخالفان دسته سوم، چنانچه دلیل خاصی بر نظر خود دارند، میتوانند آن را در اختیار خبرگان رهبری قرار دهند و نیز گروه چهارم - که حکم ولی فقیه را صحیح نمیدانند باید ضمن التزام عملی، رأی خود را به عنوان مشاوره به ولی فقیه منتقل کنند.

مطلب فوق شامل فقیهانی که ادعا میگردد به ولایتفقیه معتقد نیستند و مقلدان آنان نیز میشود؛ زیرا فقیهانی که در ولایتفقیه اختلاف نظر دارند، از نظر حسبه میپذیرند که اگر مردم یک کشور حاضر شوند حکومت را بر اساس اسلام اداره کنند؛ این یک امر زمین ماندهای است که بر همگان -خصوصاً بر فقیهان واجب کفایی است تصدی آن را بر عهده بگیرند و اگر یک فقیه واجد شرایط رهبری، تصدی آن را بر عهده گرفت و امت اسلامی نیز او را قبول کردند؛ در این حال مخالفت و تضعیف او، جایز نیست. بنابراین کسی نمیتواند بگوید چون من ولایتفقیه را قبول ندارم، میتوانم از قانون کشور اسلامی -که مورد قبول من نیست سرپیچی کنم و قوانین و مقرارت آن را رعایت نکنم.

بله، اگر کسی از برخی مسائل و موضوعات و نحوه اجرای امور کشور ناراضی بود، حق انتقاد سازنده، نصیحت و تذکر دادن از باب «النصیحه لائمه المسلمین» را دارد.برای آگاهی بیشتر ر.ک:

الف. قاضیزاده، کاظم، اندیشههای فقهی سیاسی امام خمینی، ص 222.

ب. حکیم، سیدمحمد سعید، منهاج الصالحین، ج 1، ص 11.

پ. حائری، سید کاظم، اساس الحکومه الاسلامیه، صص 180 - 185.

از منشورات مرکز فرهنگی نهاد مقام معظم رهبری

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

بیانیه تغییر ایدئولوژی موسوی چه زمانی منتشر می شود؟
بیانیه «تغییر ایدئولوژی» موسوی چه‌زمانی منتشر می‌شود؟

 

گروه سیاسی- امیرحسین ثابتی: بنابر اسناد موجود و هم چنین روایات نقل شده از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق در دهه 50، هم چون عزت شاهی، احمد احمد و حتی حسین احمدی روحانی (از مارکسیست های سازمان) اگرچه تغییر رسمی ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق به مارکسیسم در مهرماه 54 و با انتشار جزوه "بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک" توسط تقی شهرام به‌وقوع پیوست اما روند استحاله کادر مرکزی این گروه مبارز مسلح هیچ گاه یک شبه بوجود نیامد و افرادی همچون محسن خاموشی، تقی شهرام، وحید افراخته و... به مرور زمان و در ابتدا نیز با این توجیه که "مارکسیسم علم مبارزه است" کار را تا بدانجا می رسانند که یکی از اصلی ترین گروه های مبارز علیه رژیم پهلوی که در بسیاری از مواقع نیز از طریق بازار و روحانیت تامین مالی می‌شد، رسما به یک گروهک ضد اسلامی تبدیل می شود.

اما نکته جالب توجه در این میان، عمق نفاق برخی از اعضای سازمان طی سال‌های منتهی به اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی است، به‌گونه ای که عزت شاهی در قسمتی از خاطرات خود بیان می دارد برخی از اعضای سازمان اگر چه از سال 52، به‌طور کامل اسلام را کنار گذارده و مارکسیسم را هم علم مبارزه و هم به عنوان مشی زندگی خویش برگزیده بودند اما تا مهرماه سال 54 و اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی سازمان، هیچ گاه این مسئله را ابراز نمی داشتند و حتی در برابر تناقضات نظری و رفتاری خویش در پی فلسفه بافی و توجیهات گوناگون بودند و از همه مهم تر آنکه برای سرپوش گذاردن بر ادعای مخالفین خود که رفتارهای آنها را به نفاق تعبیر می کردند، قریب به 2 سال در زندان و در برابر چشمان بسیاری دیگر از زندانیان، نماز را به جماعت برقرار می کردند، تا کسی متوجه اعتقاد قلبی و درونی آنها نشود.

اعضای مارکسیست سازمان فقط به یک علت حاضر به اعلام رسمی تغییر ایدوئولوژی خود در مقطع زمانی مذکور نبودند و آن هم مطرود واقع شدن از سوی مسلمانان مبارز در زندان و از همه مهم تر ملت مستضعفی بود که اصلی ترین هدف از مبارزه با سلطنت پهلوی را یک هدف مقدس الهی و دینی می دانست.

در واقع طبیعی بود اگر اعضای مرتد سازمان قبل از مهرماه 54 رسما تغییر ایدئولوژی خویش از اسلام به مارکسیسم را اعلام می کردند، عملا دیگر پایگاهی در میان سیل عظیم ملت مسلمان و معتقد به اسلام نداشتند و همین موضوع به معنای مرگ رسمی و عملی این اقلیت در فضای سیاسی دهه 50 می شد.

اگرچه امروز بیش از 34 سال از آن برهه تاریخی می گذرد اما شواهد و قرائنی که هم اکنون در فضای سیاسی کنونی در کشور رخ داده، ناخودآگاه ذهن را به سمتی می‌برد که گویی بنا بر قرعه، هر چند وقت یک‌بار تاریخ عیناً تکرار می‌شود و در این میان تنها بازیگران آن تغییر می کنند.

جریان حامی موسوی، اگرچه در ابتدا با محوریت شعارهای مختلف از جمله بازگشت به آرمان‌های اسلام ناب محمدی(ص) و ارجاع به گفتمان اصیل انقلاب 57 اعلام موجودیت و حتی تلاش جهت مصادره رنگ مقدس سبز را نیز در همین چارچوب تفسیر کرد اما گذر زمان نه تنها در عمل نفی همه ادعاهای مذکور از سوی سران این جریان را در پی داشت که در عمل آنچه که مشاهده می شود، حرکت این جریان در راستای نابودی آرمان‌هایی است که بر پایه آن گفتمان اسلام ناب توسط خمینی کبیر بنیان نهاده شد.

فارغ از موضع گیری های قبل از انتخابات میرحسین موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد که رسماً اعلام کرده بود به قانون اساسی و به تبع آن ولایت مطلقه فقیه پایبند است و حتی فراتر از آن اظهار داشته بود اگر طی 30 سال اخیر ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران وجود نداشت، نظام اسلامی با کودتا سرنگون شده بود، اتفاقات اخیر که در پی اهانت های مستقیم حامیان موسوی و جریان سبز به تصاویر امام راحل و رهبر معظم انقلاب به وقوع پیوسته است از زوایای گوناگونی قابل تحلیل است، اما شاید مهم ترین بعد آن همانی باشد که در ابتدای همین نوشتار به صورت قرینه وار به آن اشاره شد.

موسوی اگرچه امروز اهانت به تمثال مبارک امام خمینی(ره) را توسط هواداران خویش انکار می کند اما آیا وی می تواند "شعارهای نه غزه نه لبنان"، "جمهوری ایرانی"، نامه نگاری با حسینعلی منتظری که امام وی را طرد کرد، دیدارهای پنهان و نیمه پنهان با سران نهضت آزادی و... را هم انکار کند؟ به عبارت بهتر موسوی باید پاسخ دهد سرآغاز اهانت به امام از چه زمانی آغاز شد؟ و حتی بر فرض آنکه تصویر امام(ره) توسط هواداران وی مورد اهانت قرار نگرفته است اما چه ظرفیتی در این جنبش به رهبری موسوی وجود دارد که هیچ کس انکار این موضوع از سوی وی را بر نمی تابد؟

طی 6 ماه بعد از انتخابات تاکنون چه اتفاقاتی خواسته و ناخواسته از سوی جنبش سبز و شخص موسوی به‌وقوع پیوسته است که انکار این موضوع از سوی موسوی افکار عمومی را نه تنها توجیه نمی کند که همگان وی را مقصر اصلی در این زمینه قلمداد می کنند؟ پاسخ به این سوال آشکار است. همان زمان که در روز قدس به نفع رژیم صهیونیستی شعار داده شد، همان زمان که موسوی خود را خط امامی می دانست و همزمان با منتظری نامه نگاری می کرد، همان لحظه ای که هواداران وی سرمست و شادمان فریاد جمهوری ایرانی و و مرگ بر اصل ولایت فقیه را سر می دادند، دیگر نیازی نبود تا عکس امام توسط هواداران وی مورد اهانت قرار بگیرد زیرا قبل از هر چیز، اندیشه و بینان تفکر اسلام ناب خمینی کبیر مورد اهانت جریان بی ریشه ای قرار گرفته بود که دیگر اهانت به یک تصویر نقشی در تکمیل این پازل نداشت.

با این اوصاف نه تنها امروز انکار موسوی نسبت به اهانت به تمثال امام(ره) توسط حامیانش جای هیچ تعجبی ندارد، بلکه اگر وی این اتفاق را انکار نمی کرد، حیرت و تعجب ناظران سیاسی و افکار عمومی را موجب می شد چرا که جریان سبز خواسته یا ناخواسته با قبول چنین اتفاقی و برعهده گرفتن مسئولیت آن، یک‌بار برای همیشه از عرصه سیاسی جمهوری اسلامی ایران حذف خواهد شد. اتفاقی که شباهت بسیاری با تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق در دهه 50 دارد، برهه ای که اعلام رسمی عدم پذیرش اسلام و جایگزینی مارکسیسم منجر به طرد گسترده اعضای مارکسیست سازمان توسط توده ها و بسیاری از خواص شد و در نهایت نیز سازمان با ایجاد خشونت و فجایعی که برای همیشه در تاریخ ثبت شده است، نسبت به بسیاری از اعضای مسلمان خویش از جمله مجید شریف واقفی سیاست تصفیه و حذف فیزیکی را در پیش گرفت و در نهایت نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وارد شدن به فاز مسلحانه و جنگ نظامی با ملت ایران، به طور کامل از سوی مردم مسلمان و معتقد به اسلام ناب محمدی (ص) حذف شد.

اما در حال حاضر اگرچه عدم اعتقاد جریان سبز به اسلام ناب محمدی و به خصوص ولایت فقیه و به تبع آن نیز اندیشه امام راحل، برای عوام و خواص کاملا روشن گشته است، لکن چه زمانی این جریان به طور رسمی اعلام خواهد داشت مشکل اساسی آن، نه با انتخابات دهم ریاست جمهوری و... ، بلکه با اساس اندیشه خمینی کبیر است؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

سنای آمریکا:موسوی،خاتمی،حمایتت می کنیم!

سنای آمریکا: موسوی، خاتمی، حمایتت می کنیم!

 

سنای آمریکا اختصاص 20 میلیون دلار برای حمایت از فعالیت های اینترنتی بر ضد جمهوری اسلامی ایران را تصویب کرد.

کیهان نوشت: براساس این مصوبه که تکمله ای بر بودجه سالانه محسوب می شود، بخشی از بودجه سال 2010 آمریکا برای فعالیت سایبر علیه ایران از طریق برنامه ای تحت عنوان «برنامه منطقه ای دموکراسی در خاور نزدیک» (Near East Regional Democracy) تأمین خواهد شد.

روزنامه آمریکایی یو.اس.ای تودی چند ماه پیش از برنامه اوباما برای افزایش بودجه برنامه NERD به میزان 15 میلیون دلار خبر داده و هدف از اقدام مذکور را اختصاص بخشی از این بودجه به فعالیت علیه ایران خوانده بود.

در متن لایحه بودجه 2010 وزارت خارجه آمریکا ذیل عنوان «دسترسی به اینترنت و آزادی» آمده است که 10 میلیون دلار از بودجه این بخش برای فعالیت های سایبر علیه ایران از طریق NERD و 10 میلیون دلار دیگر از طریق Democracy Fund تأمین می شود.

طی سال های گذشته دولت آمریکا از طریق سایت های اینترنتی چون گذار، گویانیوز، پیک نت، روزآنلاین و اخیراً فیس بوک و تویتر برنامه ویژه ای را برای عملیات روانی علیه ایران از قبیل دروغ پردازی، سیاه نمایی و شبهه افکنی به اجرا گذاشته و پس از ناکامی در جریان انتخابات 22 خرداد بر میزان کمک های مالی به گروه های وابسته در حوزه های مختلفی مانند اینترنت به شدت افزوده است.

گفتنی است عناوینی نظیر «برنامه منطقه ای دموکراسی در خاورمیانه و نزدیک» صرفاً پوششی برای معارضه با نظام مردم سالار جمهوری اسلامی است وگرنه آمریکایی ها هرگز برای کشورهای مرتجع و دیکتاتوری خاورمیانه جز ارسال اسلحه و تقویت سیستم های سرکوب آنها بودجه خرج نمی کنند.

اشاره به این نکته نیز ضروری است که مطابق اسناد اعلام شده از سوی مراجع آمریکایی که بارها در کیهان به آن اشاره شده است بودجه اختصاص یافته به جریانات ضد انقلابی بسیار فراتر و کلان تر از آن است که رسماً اعلام می شود و به قول یک سناتور آمریکایی اعلام ارقامی نظیر 20 میلیون دلار تنها برای اطمینان مخالفان جمهوری اسلامی از حمایت آمریکاست.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

راهپیمایی روز جمعه
روز جمعه، تظاهرات سراسری مردم

 

نمازگزاران سراسر میهن اسلامی پس از اقامه نماز جمعه این هفته، با برپایی یک تظاهرات گسترده، ماه محرم را با تجدید میثاق با ولایت فقیه و محکومیت هتک حرمت امام راحل آغاز خواهند کرد.

به گزارش شبکه ایران، به دنبال هتک حرمت ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از سوی برخی حامیان مهندس موسوی در روز 16 آذر، تاکنون راهپیمایی ها و تجمعات اعتراضی مختلفی از سوی مردم، دانشگاهیان و طلاب حوزه های علمیه، شخصیت ها و فعالان عرصه های مختلف در محکومیت اقدام آشوبگران در توهین به امام راحل برگزار شده است.

ساعتی پیش هم، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای ضمن محکوم کردن هتک حرمت به ساحت امام(ره)، آن را اقدامی ننگین و شرم‌آور و مصیبتی عظیم خواند و از عموم مردم دعوت کرد تا با حضوری معنوی، آگاهانه و هوشیارانه در مصلاهای نماز جمعه سراسر کشور و تظاهرات پس از آن، ضمن تجدید میثاق با ولایت فقیه این میراث گرانقدر امام خمینی (ره) پاسخ دندان‌شکنی به یاوه‌گویان و اهانت‌کنندگان بدهند.

بر این اساس، پس از اقامه نماز جمعه 27 آذر، مصادف با اول محرم‌، روز شهادت آیت‌الله دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه، یک تظاهرات گسترده در سراسر میهن اسلامی برگزار می شود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

توهین مجدد به امام
توهین مجدد حامیان موسوی به امام‌(ره)

 

ایران:تشکل اصلاح‌طلب مجمع اسلامی دانشجویان که از تشکل‌های وابسته به طیف غیرقانونی علامه محسوب می‌شود، دوشنبه شب برنامه‌ای را با عنوان شب یلدا در این دانشگاه برگزار کرد که در آن بار دیگر به حضرت امام خمینی (ره) توهین شد.

اعضای این تشکل غیرقانونی که مراسم خود را در سالن امیرکبیر این دانشگاه برگزار می‌کردند، در بخشی از این برنامه فیلمی از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) پخش کردند که حاضران در حین پخش این فیلم، با نوعی گریه مصنوعی و توهین‌آمیز به اکران این فیلم واکنش نشان دادند.

در این برنامه همچنین فیلم اظهارات توهین‌آمیز یوسف صانعی درباره احمدی‌نژاد برای حاضران در مراسم پخش شد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

بنی صدر؛پشت سر میرحسین!
بنی‌صدر هم توهین به امام را صحنه‌سازی خواند

 

ابوالحسن بنی صدر پاره کردن عکس امام خمینی (ره) را صحنه‌سازی خواند و گفت: عوامل داخلی جناح تندرو حکومت این اقدام را با هدف‌های ویژه‌ای صورت داده اند.

بنی صدر در گفت‌وگو با رادیو فرانسه ضمن حمایت از سران فتنه افزوده: هدف آنها این است که جنبش را بشکنند، نیروی محرکه آن را که دانشجویان به شمار می‌آیند در موضع دفاعی قرار دهند و حمله و سرکوب آنها را در نظر مردم ایران و دنیای خارج موجه جلوه دهند.

پیش از این مهدی کروبی نیز مدعی شده بود که فیلم توهین به امام(ره) مونتاژ است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

هاشمی با سخنانش بنزین روی آتش ریخت
تمدن:هاشمی با سخنانش بنزین روی آتش ریخت

 

استاندار تهران،گفت: هاشمی با اظهارات خود از همه خواست در 16 آذر به صحنه بیایند که این سخنان همچون بنزین روی آتش ریختن است.

به گزارش ایرنا،مرتضی تمدن در همایش ائمه جمعه استان تهران با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه سیاست ما دفعی نیست و جذب حداکثری است، خاطر نشان کرد: عده ای اصرار دارند خود را از صحنه انقلاب حذف کنند اینان تلاش کردند پیراهن خونی را، پیراهن عثمان کنند و هر روز به نظام فشار بیاورند.

وی افزود: جریان فتنه تلاش داشت با بچه های انقلابی و نیروی انتظامی درگیر شود تا بتواند یک پیراهن خونی به دست آورد و آن را از طریق شبکه های ماهواره ای پخش کند اما هوشیاری مسئولین مانع از چنین امری شد.

استاندار تهران درباره سیاست نظام در برخورد با جریان فتنه، اظهار داشت: روش مسئولین نظام این است که حداکثر مدارا را داشته باشند تا امروز هم همین کار را کرده اند.اینها خیلی خوشحال می شوند که با آنان برخورد شود و دستگیر شوند اما مسئولین نظام داغ این قهرمانان جعلی را به دل آنان می گذارند.

تمدن در ادامه با تاکید بر نقش روحانیون و فرمانداران در آگاهی بخشی به مردم، پیرامون جریان فتنه، بیان کرد: روحانیون و فرمانداران باید به میان مردم بروند و این مسائل را روشن کنند.البته مردم خودشان فتنه انگیزان را پس زدند.

وی با تاکید بر قاطعیت نظام در برخورد با متهمان، گفت: جایی که برای مردم مزاحمت ایجاد شود به طور حتم مسئولین قضایی به وظیفه شان عمل خواهند کرد.زیرا مسئولین برقراری نظم حداکثری را سرلوحه خود قرار داده اند.
استاندار تهران با اشاره به اهمیت سنگر نماز جمعه در آگاهی بخشی خاطر نشان کرد: همان طور که تا الان سنگر نماز جمعه، سنگر آگاهی بخشی و حفاظت از نظام بوده است امروز هم روحانیون این امر را سرلوحه خود قرار داده اند،البته جبهه امروز، جنگ نرم و براندازی نرم است که باید برای خنثی کردن آن تلاش کرد.

تمدن در بخش دیگری از سخنان خود درخصوص شکست جریان فتنه در شهرستان ها بیان داشت: جریان فتنه تلاش داشت این موضوع را به شهرستان ها بکشد که خوشبختانه در آن جا ناکام ماند. زیرا تمام توان خود را در تهران گذاشت که البته مردم تهران به آنان تودهنی زدند.

وی با اشاره به عوامل محرک حوادث 16 آذر، تصریح کرد: موسوی غروب جمعه یعنی یک روز قبل از 16 آذر در بیانیه ای از همه خواست که در 16 آذر بیایند و به قول خود از اصل غافل گیری استفاده کرد هاشمی هم با سخنان خود بنزین روی آتش ریخت و از همه خواست که به صحنه بیایند که البته این موضوع مصداق "عدو سبب خیر شود، اگر خدا خواهد" شد.به طوری که حضور این ها باعث شد که موج جمعیت برای مقابله با آن ها به صحنه بیاید.

تمدن افزود: برخی می خواستند 16 آذر را به نفع خود مصادره کنند اما به لطف خدا این روز در مسیر اصلی خود یعنی استکبار ستیزی افتاد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

گفتگوی 2 مرد با حجاب! از دست ندین!
گفت‌و‌گوی 2 مرد باحجاب!

 

حسین قدیانی

طنز:

دیروز حوالی غروب 2 فروند از عناصر نهضت مردان باحجاب (هواداران جدید فرقه موسوی) با یکدیگر دقایقی اختلاط کردند که نظر به اهمیت موضوع، مشروح این مصاحبه که میان کامبیز و اشکان صورت پذیرفته در زیر می‌آید.

کامبیز: رژ لب داری؟

اشکان: دارم اما اکلیل داره، می‌زنی؟

کامبیز: نه، بهم نمی‌یاد اشکان.

اشکان: به من بگو نیکی‌جون. ببینم، تو برای خودت اسم انتخاب کردی؟

کامبیز: آره اسم من هیلاریه اما کاندولیزا صدام می‌کنن.

اشکان: خط چشمم خوب شده؟

کامبیز: نه نیکی، اصلا به سیبیلات نمی‌یاد. من چی؟

اشکان: ماتیکت خیلی رنگش خوبه. با مانتوتم سته!

کامبیز: نیکی‌جون، چرا دیروز تجمع نیومدی؟

اشکان: کاندولیزا! راستش یه مشکل داشتم.

کامبیز: یعنی چی نیکی؟

اشکان: مشکل داشتم دیگه.

کامبیز: ایش!

اشکان: توکار «پراید» بودم،‌ می‌فهمی؟

کامبیز: آهان!

اشکان: موهاتو بکن تو، کاندولیزا.

کامبیز: تو سبیلاتو با چی می‌زنی؟

اشکان: قبلا با تیغ می‌زدم الان با کرم!

کامبیز: اپیلاسیون کنی بهتره!

اشکان: چی‌چی لاسیون گفتی، کاندولیزا؟!

کامبیز: ایش! با اپیلیدی، اپیلاسیون کن، اصلا درنمی‌یاد!

اشکان: فردا، ‌تجمع‌ میای؟‌

کامبیز: نه، وقت آرایشگاه دارم. می‌خوام موهامو مش کنم.
اشکان: فدات شم، کی بشه بری سونوگرافی.

کامبیز: تو طبیعی دوست داری یا سزارین؟

اشکان: ای‌بابا! کو شوهر؟

کامبیز: تو مهریه‌ات را چند تا سکه می‌اندازی؟

اشکان: تو به فکر مهریه‌ای، من تو فکر جهیزیه‌ام.

کامبیز: اتفاقاً یه خواستگار برام اومده، موقعیت خوبیه.

اشکان: جنبش سبزیه؟

کامبیز: نه، طرفدار چیزه!... اُخ، روسریم افتاد!

اشکان: موها تو که پسرونه زدی!

کامبیز: چیه موی بلند؛ هر روز باید بری حموم اِ ! امروز لاک نزدی؟

اشکان: نه بابا! دیشب با «اَستون» پاک کردم. یه چیز بگم ناراحت نمی‌شی؟

کامبیز: نه!

اشکان: با مانتو و روسری، شدی عینهو شیرین عبادی!

کامبیز: من اگر مثل تو دنبال بزک دوزک بودم، تا الان رفته بودم. من به فکر جنبش سبزم. خون من سبزه! سر همین جواب آزمایشم مثبت شد.

اشکان: وا! کدوم آزمایش؟!

کامبیز: با همون پسره که طرفدار چیز بود. اون خونش AB مثبت بود، من چون خونم سبز بود، دکترها گفتند اگر ازدواج کنیم بچه‌مون «سندروم‌ داون» در می‌یاد!

اشکان: خب دیگه، بریم تجمع.

کامبیز: امروز شعارا چیه؟

اشکان: «ما زنیم، ما زنیم، ماتیک به لب می‌زنیم»، «برادر مانتویی، قهرمان من تویی»، «خطی که در چشم ماست، ساخت دست آمریکاست»، «ماتیک‌زن واقعی، تاچر بود و هیلاری»، «چشای من نازداره، با اوباما رازداره»، «اپیلاسیون، اپوزیسیون، پیوندتان مبارک».

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

پرونده انفجار 8 شهریور باید مجددا بررسی شود
پرونده انفجار 8شهریور بایدمجدداً بررسی شود

 

حجت‌الاسلام احمد سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز همان شخصی است که بهزاد نبوی یکی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان و از دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات را با توجه به اسناد و مدارک موجود یکی از عوامل انفجار دفتر نخست وزیری سال 60 می‌‌داند. ایشان که در سال 60 به عنوان مسؤول بسیج کل کشور و یکی از مشاوران شهید رجایی بوده است، خاطراتی بس گرانبها در این رابطه دارد. علل حضور کمرنگ و انگشت‌شمار فتنه‌گران و آشوب‌طلبان در روز 13 آبان و 16 آذر هم یکی دیگر از محورهای گفت‌وگوی روزنامه جوان با معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت (ع) است.

--------------------------------------------------------------------------------

با نظر به اینکه اصلاح‌طلبان تبلیغات گسترده‌ای برای 16 آذر ماه، روز دانشجو صورت داده بودند و با حضور بسیار کمرنگ طرفداران خود مواجه شدند، این گروه سیاسی پس از این چه رویه و روشی را در پیش خواهند گرفت؟


برای پاسخ به این سؤال چند نکته را باید ذکر کرد، اول آنکه درباره اصلاح‌طلبان باید تجزیه و تحلیل تاریخی صورت بگیرد و اینکه بررسی شود که منشأ چنین جریانی در جامعه اسلامی ما از کجا بوده و چرا این اتفاق افتاد. دوم اینکه اهداف اصلاح‌طلبان چه هست، آیا حرکاتشان بر اساس رعایت خطوط قرمز نظام بود یا اینکه قصد شکستن خطوط قرمز نظام از جمله امام (ره)، رهبری و انقلاب را داشته‌اند و در نهایت باید عملکرد آنها در سالیان اخیر (که در داخل کشور از طرق مختلف افکار و عقاید خودشان را به نمایش گذاشتند) مورد بررسی و رسیدگی قرار بگیرد. جمع‌بندی بنده در این چند جمله این است که اصلاح‌طلبان نتوانستند در طول مدت حضورشان در صحنه به اصول، مبانی و ارزش‌هایی که حضرت امام (ره) تعقیب می‌فرمودند، خودشان را تطبیق بدهند. ما قرائن و شواهدی داریم که نشان‌دهنده این انحراف است، به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری، اصلاح‌طلبان دقیقاً نشان دادند که حلقه درونی فتنه و آشوب پس از انتخابات را برعهده داشتند و حلقه بیرونی آن آمریکا و 17 اپوزیسیون در خارج از کشور است و این حلقه درونی عناصری از کارگزاران و دیگر جریانات اصلاح‌طلب بود که ماجرای فتنه پس از انتخابات را به وجود آوردند. اصلاح‌طلبان باید از ملت عذرخواهی کنند به خاطر حرکاتی که پس از انتخابات نشان دادند به خصوص سران آنها و در مقابل قانونگریزی و مقولاتی که در این زمینه انجام دادند باید تحمل کیفر قضایی را داشته باشند و این مسأله، مسأله مهمی است و نباید ساده از آن گذشت. مطالبه مردم این است که می‌گویند جوانان ما را دستگیر می‌کنند؛ جوانانی که به هدایت سران آشوب به خیابان‌ها آمده‌اند ولی سران فتنه و آشوب آزاد هستند، این چه نوع عدالتی است که سرکردگان اصلی جریان فتنه آزاد هستند ولی عده‌ای که فریب خورده‌اند گرفتار دستگاه قضایی هستند. نکته بعد این است که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند با تغییر تاکتیک رنج و مشقتی که پس از انتخابات به مردم تحمیل کردند را نادیده بگیرند، چون ما در بیانیه‌ها و اظهاراتشان شاهد تغییر موضع آنها هستیم و این نکته قابل توجهی است که آیا این تغییر موضع واقعیت دارد یا نه، این هم یک نوع ظاهرسازی است، مثل اعترافاتی که آقای عطریانفر، ابطحی یا حجاریان انجام دادند، البته در آن اعترافات جای سؤال زیاد است. آیا واقعاً آقایان آنطور که گفته‌اند تغییر کرده‌اند، این هنوز برای ما روشن نیست و آینده این را روشن می‌‌کند. بعد از تحمل حکم قضایی، همانطور که شما هم اشاره کردید جای سؤال دارد که این گروه در آینده خطوط قرمز نظام را رعایت خواهند کرد و بازهم مقابل نظام و رهبری می‌ایستند یا نه. این مسائل هنوز در هاله‌ای از ابهام است.


حمایت‌های افرادی مانند مخملباف، شیرین عبادی و عبدالکریم سروش که به دلیل مخالفت با نظام و انقلاب زبانزد هستند در کنار آمریکا و انگلیس را از موسوی، کروبی و خاتمی چگونه می‌بینید؟


ما در این فتنه شاهد بودیم که کشورهای غربی از جمله آمریکا، انگلیس و حتی رژیم صهیونیستی حمایت بسیار سنگین و سرسختی از این جریان در داخل کشور انجام دادند اگر قرار است تغییری در رویکرد آنها صورت بگیرد، ضرورتاً باید به صورت عملی آمریکا، انگلیس و اسرائیل را مأیوس کنند. در این رابطه اصلاح‌طلبان چقدر پایبند هستند در حالی که آقای مخملباف در هفته‌های گذشته از آمریکا درخواست کرده است که جریان سبز را در داخل کشور مورد حمایت قرار بدهند یعنی هنوز هم ما شاهد هستیم که عکس‌العملی در مقابل استکبار جهانی نشان نداده‌اند برای آنکه دستشان به سوی آنها دراز است.


سؤال دیگری که در این موضوع به ذهن خطور می‌کند این است که آیا آنها می‌خواهند به آغوش ملت برگردند؟ سازوکار برگشتن به آغوش ملت را چگونه می‌بینید؟ آیا بر اساس معیارهای اسلامی و انقلابی می‌خواهند عمل کنند که البته لازمه آن تبعیت از قانون و اعتراف به گناه و تطبیق با ارزش‌های اسلامی و ایرانی است. مجموع این مسائل را اگر با هم در نظر بگیریم شاید بتوانیم آینده‌ای را برای آنها در نظر بگیریم اگر چه باید منتظر زمان بمانیم و ببینیم که اصلاح‌طلبان چه رویکردی را پیش خواهند گرفت.


آقایان حجاریان، عطریانفر و ابطحی که در هفته‌های اخیر آزاد شده‌اند پس از این چه روشی را برای ادامه حیات سیاسی خود در پیش خواهند گرفت؟


بحث‌ اعتقادات، اندیشه و نوع تفکر و خط مشی هر فرد نشان‌دهنده هویت شخصیت اثباتی و ثبوتی است. اگر کسی به مارکسیست اعتقاد دارد و به اندیشه مارکس معتقد است و در حوادثی گرفتار می‌شود و سخنانی را طبق همان گرفتاری به زبان می‌آورد دلیل بر این نیست که از اعتقادات گذشته خود دست برداشته است یا اگر کسی اعتقاد به اسلام راستین دارد در شرایط سختی مثل زمان شاه گرفتار ساواک بشود و طبق شرایط، تاکتیکی را اتخاذ کند دلیل بر این نیست که از اعتقاداتش دست بردارد اما در یک صورت این موضوع قابل پذیرش است و آن اینکه آن فرد توبه کرده باشد یعنی خودش به این نتیجه رسیده باشد که افکار گذشته او خطا بوده و باید مسیر حرکت خود را در اندیشه عوض کند. آقایان اعتراف کردند که ما طرفدار «ماکس وبر» بودیم و افکار دموکراسی لیبرالیسم را در اینجا تدریس کردیم و از آموزه‌های آنها برای تعلیم استفاده کردیم و مقاله نوشتیم. پس آنها به افکار ماکس‌وبر اعتقاد داشتند، سؤال اینجاست که مدتی که این افراد در ندامتگاه قرار گرفتند و به خودشان آمدند افکار و عقایدشان واقعاً عوض شده است یا نه. اگر توبه آنها واقعی است و از نوع انتشار افکار «ماکس وبر» و امثال او پشیمان هستند، این ارزشمند است و رویکرد خوبی است و باید از آن استقبال کرد ولی اگر تغییر تاکتیک باشد برای نجات این قابل تأمل است البته زود است قضاوت کردن اینکه آینده آنهاچه خواهد بود با اینکه این افراد آزاد شده‌اند، باید ببینیم آزادشدگان با این احکام تعلیقی در روزهای آینده به لحاظ اندیشه به مسیر اندیشه‌های ناب اسلامی گرایش پیدا می‌کنند یا نه همان اندیشه‌‌های «ماکس وبر» را با رنگ و لعاب اسلامی به خورد مردم و جامعه می‌دهند و این جای تأمل دارد. ما امیدواریم که این افراد تغییر ماهوی پیدا کرده باشند.


سعه صدر و مدارای نظام را تا چه حدی در از دست رفتن پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان که نمود آن را در 16 آذر دیدیم مؤثر می‌‌دانید؟


دو تا موضوع در این رابطه قابل توجه است؛ یکی اینکه سعه صدر و رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران آنقدر زیاد و عجیب است که ما شاهد سوء‌استفاده زیادی از این صبر و بردباری مسؤولان نظام در گذشته و الان که صورت گرفته است، هستیم. هم در زمان امام‌(ره) نسبت به نهضت آزادی و موضوعات مرتبط با آن و تحمل بنی‌صدر و امثالهم و چه در زمان حال و قضایای پس از انتخابات. رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران نشأت گرفته از رحمت واسعه مکتب اسلام است. اسلام همه را به‌خوبی نگاه می‌کند و به همه میدان می‌دهد ولی در همین میدان عده‌ای از این رحمت سوءاستفاده می‌کنند، اگر این نوع حرکات که پس از انتخابات به‌وجود آمده در کشور دیگری رخ می‌داد مطمئناً به این راحتی از افراد آشوبگر و سران آن نمی‌گذشتند بلکه با سران آن برخورد قاطع حذفی می‌کردند و ما در شوروی فروپاشیده گذشته شاهد این موضوع بوده‌ایم.


در کشورهای دیگر این طور نیست که به رسانه‌های گروهی مثل روزنامه‌های زنجیره‌ای فرصت بدهند تمام مقدسات را زیر سؤال ببرند و هر مطلبی که دوست دارند بنویسند. هشت سال آقایان درباره جدایی دین از سیاست در جاهای مختلف مطلب‌ نوشتند. آنها هر چه دوست داشته‌اند در طول این سال‌ها نوشته‌اند اگر چه مدعی هستند که آزادی بیان و قلم نیست، آنها حرفشان را می‌زنند و فعالیت‌های مختلف، سخنرانی و جلساتی دارند بعد هم می‌گویند آزادی نیست. به عقیده من آقایان سوء‌استفاده از سعه‌صدر نظام و رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران کرده‌اند.


نقش مقام معظم رهبری را در این رابطه چگونه ارزیابی می‌کنید؟


نقش مقام معظم رهبری، نقش ماهیت ولایت مطلقه فقیه است. به تعبیر حضرت امام (ره) همان مسؤولیت پیغمبر و ائمه اطهار در این جهت بر دوش ولی فقیه است البته در یک نازل منزله‌ پایین‌تر، بی‌تردید نقش مقام معظم رهبری، نقش رهبری و پدری بوده است یعنی هم در جایگاه رهبری بر اساس قوانین و مقررات قابل مشاهده است و هم نقش پدری که مقام معظم رهبری در این فتنه، به سران معترض (موسوی و کروبی) تذکر خصوصی داده است، تذکر عمومی داده، مسؤولان ستادهای این افراد را پذیرفته است و آقایان در آن جلسه هر چه خواسته‌اند به زبان آورده‌اند و در کل مقام معظم رهبری با بزرگی و پدری به این موضوعات نگاه کرده‌‌اند و به هر حال مقام معظم رهبری با مهر و عطوفت و مهربانی با مسائل برخورد کرده است و در جایگاه خودش قاطعیت و جسارت رهبری را مشاهده می‌کنیم که از جمله آن سخنرانی تاریخی ایشان در نماز جمعه 29خرداد ماه امسال است. ایشان در یکی از فرمایشاتش می‌فرمایند: «انقلابیون فرسوده و پشیمان از مبارزه» که سخنی بسیار سنگین برای کسانی بود که قبل از انقلاب مبارزه کردند و بعد از انقلاب در صحنه بودند که نشان‌دهنده قاطعیت و بصیرت نگاه در بعد رهبری است. رهبری در قضایای اخیر در جاهایی که نباید کوتاه بیایند، کوتاه نیامدند و در بسیاری از جاها نگاه وحدت‌بخش و انسجام درون‌تشکیلاتی داشتند.


روح سرد و ناامیدی که مخصوصاً پس از 16 آذر در جناح اصلاح‌طلبان دمیده شده است ناشی از چه عواملی می‌‌تواند باشد؟

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید!


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

جناب موسوی!پس از تصویر امام نوبت چیست؟

*آغاز موسوی

روز بیستم اسفندماه 1387 که میرحسین موسوی رسماً با صدور بیانیه‌ای کاندیداتوری خود را در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام کرد، بودند افرادی در میان اصلاح طلبان که با این مسئله مخالفت کردند و به طرق گوناگون از جمله تهدید کردن به تحریم انتخابات اعتراض خود را به انصراف ناگهانی محمد خاتمی از کاندیداتوری اعلام کردند.

اما با گذشت زمان و حمایت‌های خاتمی از موسوی این گروه از اصلاح طلبان رفته رفته نرم شدند و آنها نیز به جمع طرفداران موسوی پیوستند.

*افراطیون و انتخابات دهم

در این میان گروهی نیز بود که نه موسوی را فرد مناسبی برای ریاست جمهوری دهم می‌دانستند و نه دل خوشی از ریاست جمهوری هشت ساله خاتمی داشتند؛ چرا که معتقد بودند با وجود تمام خیانت‌هایی که در طول این هشت سال توسط دولت اصلاحات به نظام جمهوری اسلامی شده است، اما با این حال آنچه که خواسته آنها بوده یعنی تغییر حکومت محقق نشده است.

آنها همان افرادی بودند که در مراسم 16 آذر سال 83 که خاتمی به دانشگاه تهران رفته بود او را "هو" کردند.

علاوه بر هو کردن، آنها شعارهایی نیز علیه خاتمی که روزهای آخر ریاست جمهوری را تجربه می‌کرد سر دادند تا جایی که خاتمی که سعی می کرد خودش را کنترل کند از کوره در رفت و گفت: "کاری نکنید که بگویم بیرونتان کنند"

*افراطیون چه می خواهند؟

آنها افرادی بودند که نه "قانون اساسی" را می‌خواستند نه "جمهوری" را نه "اسلام" را و نه "ولی فقیه" را چرا که در مسیری قدم بر می‌داشتند که از سوی دشمنان جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود.

اما از آنجا که در جریان انتخابات دهم اجماع وسیعی میان گروه‌های مختلف اصلاح طلب، مخالف نظام و حتی برخی از اصولگریان برای عدم پیروزی محمود احمدی نژاد برای چهار ساله دوم شکل گرفته بود، این افراطیون مصلحت را در حمایت از میرحسین موسوی دیدند.

*حمایت افراطیون از موسوی

پس از اتفاقاتی که به دنبال اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد و بروز رفتارهای غیر منتظره‌ از سوی میرحسین موسوی، اگرچه بدنه اجتماعی حامیانش رفته رفته دچار ریزش شد، اما این رفتارها، گروه های اپوزسیون را برای حمایت از موسوی بیش از پیش مصمم کرد و حتی گروهک‌هایی چون مجاهدین خلق و سلطنت طلبان را به طمع انداخت.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن افراطیون به جمع طرفداران موسوی یا همان "فرقه سبز" برای موسوی سود داشته یا ضرر؟! پاسخ این سوال قطعاً "ضرر" است.

*اهانت به امام (ره) در کنار اهانت به مقدسات

آنچه که مسلم است اینکه افراطیون علاوه بر مخالفت با دین اسلام و تلاش برای جدا کردن آن از سیاست، از امام خمینی (ره) نیز به خاطر پایه گذاری جمهوری اسلامی دل خوشی نداشتند و بارها و بارها در رسانه‌های خود نیز به ساحت ایشان از طرق مختلف بی حرمتی و اهانت کرده‌اند.

نمونه‌های بارز این اهانت‌ها علاوه بر اینکه در طول 8 سال دولت اصلاحات انجام شد در طول 4 سال اخیر نیز در رسانه‌هایی چون سایت اینترنتی "خبرنامه امیرکبیر" و نشریات وابسته و به خصوص محیط‌های اجتماعی مجازی چون سایت اینترنتی "بالاترین" رخ داد، هر چند که در این رسانه‌ها مطالب توهین آمیز دیگری درخصوص پیامبر اسلام و ائمه معصومین (ع) نیز منتشر شد و هم اکنون نیز می‌شود.

*ماهیت طرفداران میرحسین موسوی

می‌توان اعضای طیف غیرقانونی علامه تحکیم وحدت را بخشی از این افراطیون دانست که حسینعلی منتظری را رهبر معنوی خود دانسته و از چندین ماه پیش از برگزاری انتخابات دهم تمام تلاش خود را برای کاندیداتوری عبدالله نوری به کار بسته بودند.

اما علاوه بر این گروه، طرفداران دیگر موسوی را افرادی تشکیل می‌دادند که یا طرفدار محمد خاتمی بودند و اکنون مجبور بودند از موسوی حمایت کنند و یا کسانی بودند که به خاطر سابقه نخست وزیری موسوی در زمان امام راحل و مطرح کردن شعارهایی چون ادامه دادن راه امام به وی رای دادند.

*بزرگترین اشتباه میرحسین موسوی

شاید بزرگترین اشتباه میرحسین موسوی روی خوش نشان دادن به افراطیون و حتی در مواقعی نیز تاثیرپذیری از آن‌ها بود.

میرحسین موسوی در اولین کنفرانس خبری خود که در ساختمان روزنامه اطلاعات برگزار شد به خاطر حمایت های احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و همچنین انتصاب فردی به نام "علی وفقی" که از اعضای طیف علامه بود به عنوان مسئول شاخه جوانان ستاد انتخاباتی‌اش از سوی خبرنگاران مورد سرزنش قرار گرفت.

مطرح کردن شعار ادامه دادن راه امام (ره) و تعامل با این افراد و گروه‌ها که بارها به ساحت امام بی حرمتی کرده بودند، خبرنگاران را در همان ابتدای کاندیداتوری موسوی با تناقضی مواجه کرده بود که به دنبال پاسخی برای آن می‌گشتند.

*کاری که موسوی باید می‌کرد و نکرد

شاید عاقلانه‌ترین کاری که میرحسین موسوی باید با دیدن این حساسیت‌ها باید انجام می‌داد ایجاد تغییراتی در رفتار سیاسی خود اعمال و به عبارتی جدا کردن راه خود را از افراد بد‌سابقه جدا بود اما او این کار را نکرد.

پس از آنکه میرحسین موسوی در انتخابات دهم شکست خورد و با مطرح کردن ادعای "تقلب" خودش را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار داد، افراطیون به این نتیجه رسیدند که موسوی همان فرد دلخواهشان است و می‌توانند بر روی او حساب ویژه‌ای باز کنند.

*موسوی جوگیر شد

اینگونه بود که در رسانه‌ها و سایت‌های زنجیره‌ای خود به شکل گسترده‌ای از موسوی حمایت و از رفتارهای ساختارشکنانه وی استقبال کردند.

موسوی بیانیه صادر می‌کرد و رسانه‌های متوهم سبز هم با آب و تاب فراوان به مثابه آنچه از عالم غیب ابلاغ شده است، آن را بازتاب می‌دادند.

تداوم این رفتارها باعث شد تا موسوی ماهیت اصلی خود را نشان بدهد و با وجود اینکه ادعای ادامه دادن راه امام را مطرح کرده بود، به شیخ طرد شده از سوی امام نامه بنویسد و از او کمک بخواهد!

شاید بهترین واژه‌ای که بتوان برای رفتارهای موسوی به کار برد واژه "جو گیری" باشد و این جوگیری باعث شد تا رفته رفته بدنه اجتماعی طرفداران وی دچار ریزش شود و از آن تنها افراطیون باقی بمانند.

*افراطیون چه کردند؟

باید قبول کرد مطرح شدن شعارهایی چون "نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران"، "نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی"، "مرگ بر دیکتاتور" و شعارهایی از این قبیل نیز توسط همین بخش از طرفداران افراطی موسوی ساخته شد و به میان حامیان دیگر وی راه یافت.

اگرچه بسیاری از اصلاح طلبان نیز آن را محکوم کردند اما با این حال موسوی با سکوت خود مهر تائید بر آنها زد.

پاره کردن تصاویر امام خمینی (ره) نیز اقدامی است که در روز دانشجو توسط همین دسته از حامیان موسوی انجام شده، ولی به پای کل حامیان موسوی نوشته شده است.

*موسوی چه کار کند؟

موسوی اکنون باید تغییری اساسی در رفتار خود اعمال کند و حالا که به خاطر این اقدام طرفداران افراطی خود از سوی اقشار مختلف مورد سرزنش قرار گرفته از آن‌ها تبری بجوید چرا که ممکن است در آینده‌‍ای نزدیک رفتارهایی گستاخانه تر از اهانت به تصاویر امام (ره) در کارنامه "طرفداران موسوی" نگاشته شود؛چراکه سابقه این افراطیون نشان داده که آنها ابایی از اهانت به مقدسات دینی ندارند و ممکن است روزی به کتاب قرآن و مقدسات نیز توهین کنند که در اینصورت کار موسوی تمام شده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

جناب خاتمی و تحریف تاریخ

لطفاً بدون هیچ مقدمه ای، بخشی از افاضات اخیر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد آقای خاتمی به مناسبت عید سعید غدیرخم را مطالعه بفرمائید:

در ۱۴۰۰ سال پیش امیرمؤمنان تنها به خاطر رضایت مردم از حکومت کنار کشید و اگر نبودند و او را نمی‌خواستند حکومت را به دست نمی‌گرفت!!!

برای خواندن سخنان سید محمد خاتمی در روز عید غدیر خم روی اینجا کلیک کنید.

آنطوری که بنده میدانم و خوانده ام و شنیده ام؛ امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) بعد از رحلت حضرت رسول اکرم، محمد مصطفی(صلی الله و علیه و آله و سلم)،برای رسیدن به حق واقعی خود یعنی خلافت بر مسلمانان که راه رستگاری همه آنان بود؛ اقدام به مجادله نفرمودند و بنا بر مصالحی سکوت اختیار کردند؛ تا بعد از قتل خلیفه سوم، عثمان.

بعد از آن بود که جمعیت مسلمانان به ایشان رجوع کرده و خواستار قبول خلافت از سوی ایشان شدند . ایشان نیز در نهایت و بعد از ادای این سخن و گرفتن بیعت از مسلمانان، مسئولیت خلافت را پذیرفتند:

بیت المال را حتی اگر کابین(مهریه) زنان خود هم کرده باشید از شما پس خواهم گرفت.

و باز تا انجا که میدانم بابت این اقدامات حق طلبانه ایشان بود که جنگ جمل به راه افتاد و پس از آن نیز حضرت علی(علیه السلام) با لشکر شام به رهبری معاویه جنگیدند و بعد از آن هم فتنه ی خوارج را سرکوب فرمودند و نهایتاً در محراب به شهادت رسیدند.

 

خیلی خوشحال میشوم که شما هموطن عزیز اگر این مطلب بنده را مطالعه فرمودید به سوالات ذیل پاسخ دهید که:

1.   آیا در روزهای اولیه بعد از رحلت حضرت رسول اکرم، محمد مصطفی(صلی الله و علیه و آله و سلم) حضرت علی (علیه السلام) از حکومت کنار کشیدند؟ یعنی در روز های نخست پس از رحلت ایشان،اول به حکومت رسیدند و بعد از آن بود که از حکومت کنار کشیدند؟!! و یا آنکه اکثریت مهاجرین و انصار، به ایشان برای خلیفه شدن مراجعه نکردند و شخص دیگری را به خلافت برگزیدند؟

2.   میبینید که جناب خاتمی بنابر نقل قولی که از ایشان شده است از اصطلاح به حکومت رسیدن استفاده کرده اند! در حالی که به عقید بنده، به حکومت رسیدن تومنی هفت صنار! با رسیدن به خلافت توفیر دارد. ندارد؟

3.   آنطور که بنده شنیده ام؛ حضرت علی(علیه السلام) بعد از رسیدن به خلافت در برابر شورش معاویه و لشکریان شام ایستادگی فرمودند و هرگز بنابر قول جناب خاتمی، خواستن یا نخواستن اهالی شام را دلیل بر سلب خلافت از خود بر دیار شام، قرار ندادند. آیا اطلاعات تاریخی بنده ایراد دارد؟ یعنی این امام بزرگوار به شامیان به سبب نخواستن، اجازه داد که از فرمان ولی امر سرپیچی کنند؟

4.   آیا میان اهالی شام و برخی مردم امروزی کشور خودمان شباهتی وجود دارد؟ شایان ذکر است که شامیان وجود مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را درک نکرده بودند. و معاویه نیز از همین روزنه برای اغفال آنان بهره گرفت.

5.   آیا بی بی سی و صدای آمریکا و العربیه و  رادیو فردا و کلی بوق های استکباری دیگر عملکردی به مانند معاویه را در زمان ما ندارند؟

6.   به نظر شما، یک شخص به ظاهر آزاده چگونه ممکن است دست به تحریف تاریخ بزند؟ آیا پای مطامع شخصی در میان است یا داستان از قرار دیگری است؟

۷. اگر روزی(بر فرض محال) ماجرای خلافت امام اول ما شیعیان را کسی تحریف کرد؛ وظیفه بنده شما در برابر این اقدام او چیست؟

۸.وظیفه ما در برابر کسی که مدعی قبول اصل ولایت مطلقه فقیه است اما در عمل کار خودش (یا شاید هم کسان دیگری همچون اجانب و . . .) را انجام میدهد چیست؟

۹.آیا سایت های خبری و تحلیلی و روزنامه های ما در خواب ناز تشریف دارند که از جناب خاتمی در مورد سخنان گهربارشان! توضیح نمیخواهند؟

زیاده جسارت است.

یاعلی

نوشته ای از علی میرزائی آذرماه 1388

وبلاگ نویس شهرما

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

بیانیه هنرمندان در محکومیت هتک حرمت به امام
بیانیه جمعی از هنرمندان در محکومیت هتک حرمت به ساحت امام(ره)

 

عشق به خمینی (ره) دفتری است، مقدس و آکنده از اسرار الهی؛

جمعی از هنرمندان با توجه به وقایع اخیر و اهانت به ساحت امام خمینی(ره) بیانیه‌ای را منتشر کردند.

به گزارش فارس، در متن این بیانیه آمده است:

ای خمینی (ره) کبیر، سلام خداوند و صالحان درگاهش بر تو باد.

ای آموزگاری که بر صفحه بلند عزت تاریخ ایستاده‌ای. سلامت می‌گوییم و در قلب شیدائی‌مان مأوایت می‌دهیم و آزادترین ترانه‌های رها شده از ورای سیم‌های خاردار، میله‌های سیاه و سیاه‌چاله‌های ستم در دوران طاغوت را دوباره نثارت می‌کنیم.

ما در سایه دستان امن مخلص و پر از ایمان و آزادی‌خواهی تو و خلف صالحت مأوا داشته و نام داریم و در نزد پروردگار عالمیان، با عشق به راه تو، روی سپید و آبرومندیم.

در بخش دیگری این یادداشت آمده: عشق به خمینی (ره) دفتری است، مقدس و آکنده از اسرار الهی که نام با هیاهو و اهانت پاره می‌شود و نه با ترس دنیاپرستان از عشق‌ورزی به حق و حقیقت در تاریکی جهل و لجاجت پنهان می‌ماند و اگر در گمنامی محض بمیریم، با نام خمینی (ره) و خامنه‌ای زنده‌های همیشه تاریخ هستیم. زیرا آنان مظهر مظلومیت و آزادی سعادت‌آور ملت بلکه امت‌اند که از احساسات اصیل روح‌الهی و انسانی خورشید دلنواز ائمه اطهار (ع) مملو و ساری‌اند و ما نیز پیروان آنانیم. اما بیچاره‌ آنان هستند که در کنار امام خود، خورجین‌شان پر از باور بود ولی خالی از هر اعتقادی، تا اینکه امروز دستان مرموزشان در مقابل ملت رو می‌شود. گویی برخی کسانی که زمانی در کشتزارهای خرد، برای استقرار اسلام، استقلال و آزادی و خداترسی تو را ای خمینی (ره) کبیر همراه بودند دیگر از محاسبات رستاخیز خویش غافل گشته و بر طبل بازگشت از دلیل و برهان ایمان خود می‌کوبند و آگاهانه یا ناآگاهانه آب در آسیاب فرعونیان زمان می‌ریزند تا شاید به نوای عاجله خویش نائل شوند. یا گویی فراموش کرده‌اند چگونه گرده سرزمینی که منقش به شلاق تاریخی استعمار و طاغوت و استکبار بود، به یک‌باره چگونه از خاکستر چند صد ساله تحجر و ستم قد برافراشت و با شعله‌های گرم خورشید ولایت و وحدت جان گرفت و دوباره روئید و بر بلندای قله عزت و ایمان و استقلال و آزادی دنیا ایستاد.

آنان را به تصور رؤیای شیرین خردمندان، پس از توبه شبانه از لجاجت‌های هوای نفس، دعوت می‌نماییم و خود سعی می‌کنیم غم دل را از اهانت به ساحت قدسی‌ات با این جمله از یاد ببریم که ای معلم صبور دوباره بخوان بنام پروردگارت از حنجره زخم خورده خلف صالحت یُریدون ان یطقوا نورالله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره و لو کره الکافرین (سوریه توبه آیه 32)، که ما کاشف رازهای دفتر عشقیم و تشنه نصرت خداوند.

امضاءکنندگان این بیانیه عبارتند از: حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان، فرج‌الله سلحشور، جهانگیر الماسی، اکبر عبدی، پرویزشیخ طادی، جمال شورجه، محمد صادق آذین، محسن علی‌اکبری، حسن نجاریان، اسماعیل سلطانیان، اسرافیل علمداری، عباس قلیچ‌لو، کورش زارعی، مجتبی بیطرفان، نسرین نکیسا، سعیده عرب، سیدمهدی فرخ‌پور، اسماعیل حاج‌حیدری، روح‌انگیز شمس، علی درخشی، مسعود ده‌نمکی، محمد هاشم‌پناه، وحید یامین‌پور، محمود عالیشوندی، مقیمی، معطری، محمدرضا داودنژاد، کیوانیا، علیرضا لرستانی، عباس سالاروند، روح‌الله برادری، مرتضی شاه‌کرمی، زینال ایزدپناه، خلیل عقاب، افشین چگینی، پیرحیاتی، مصطفی پورحامدی، محمد اکبرزاده، امیر صادقی، رامین راستاد، علیرضا حقیقی، مهدی آقایی، حامد قوام، فرهاد مسکوک، سیدابوالفضل سیدالنگی، بهرام صادقی مرینانی، رمضانپور.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

فردای جریان فتنه،امروز منافقین است
شاکری: فردای جریان فتنه، امروز منافقین است

 

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی گفت : فردای جریان فتنه امروز منافقین است، اگر این جریان برنگردد به سرنوشت منافقین دچار خواهد شد.

مجتبی شاکری در گفت و گو با ایرنا با اشاره به بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب در دیداربا جمعی از طلاب و روحانیون مبنی بر اینکه نمی خواهیم این افراد را طرد کنیم بنای ما بر جذب است، بیان داشت: زاویه ای که جریان دوم خرداد و جریان سبز از اندیشه امام ، قانون اساسی ، رهبری و مردم گرفتند موجب شد در مسیری قدم بردارند که در آن چیزی جز راهی که منافقین رفتند ، نبود بنابراین آنها از آرمان ها و اندیشه های مردم فاصله گرفتند.

وی خاطرنشان کرد : اگر این جریان برنگردد به سرنوشت منافقین دچار خواهد شد راهکار برگشتن هم مشخص است نسبت به نوشته ها و گفته هایی که داشتند ، توبه کنند همچنین از منحرفین و فاسدین مانند سلطنت طلبان و منافقین تبری بجویند اگرچه جسارت و اهانتی که به نظام وارد کردند ، غیر قابل جبران است .

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در ادامه اظهار داشت : اعای تقلب در انتخابات یک دروغ آشکار بود و به رغم اینکه وزرای کشور دوم خردادی هم گفتند تقلب امکانپذیر نیست اما آنها نپذیرفتند و سیر غلط را ادامه دادند.

وی با اشاره به زمینه هایی که موجب اهانت به ساحت حضرت امام (ره) شد گفت : این زخمی که به قلب و وجود مردم زده شد حاصل همکاری چند گروه بود؛ یک گروه در دانشگاه مشهد زمینه را ایجاد کردند که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام قبل از 16 آذر در میان دانشجویان صحبت کرد و روایتی را گفت مبنی بر اینکه پیامبر به امیرالمومنین گفت اگر زمانی رسید مردم اعتراض داشتند ولایت الهی تو برقرار است اما تو اصرار بر ماندن نکن این گروه با این صحبت ها به دانشجویان خط داد که اعتراض کنند.

مجتبی شاکری افزود: نتیجه این صحبت ها اهانت به ساحت حضرت امام در 16 آذر بود بنابراین مسئولیت این رفتارها با کسانی است که این طور صحبت می کنند کسانی که بیانیه می دهند و نظام را متهم می کنند این رفتارها نمی تواند مردم را قانع کند که این افراد بنا دارند برگردند.

وی با تاکید براینکه رفتار جریان سبز خارج از نظام است ، تصریح کرد : زاویه این جریان عبور از قانون اساسی است اما باید بدانند آستانه تحمل مردم و نظام تا حدی است؛ همین الان مردم معترض هستند چرا با این افراد مماشات می شود قوه قضاییه باید پیگیر باشد.

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران درباره بخش دیگری از بیانات رهبرمعظم انقلاب مبنی بر اینکه این جریان خود به خود حذف می شود، خاصیت جریان باطل این است کف روی آب است ، بیان کرد : بسیاری از هواداران آن ها فرو ریختند زیرا دیگر استدلال های سست را نمی پذیرند این ها در ابتدا تشکیلاتی با 390 هزار عضو داشتند که همه آنها کارت عضویت داشتند اما تعداد آن ها درروز قدس به 15 هزار نفر و در13 آبان به پنج هزار نفررسید در16آذر هم تعداد آن ها بسیار کم بود این موضوع نشان می دهد به تدریج این ها ذوب خواهند شد.

وی درباره ادامه رفتارهای برخی افراد برای ادامه فتنه خاطرنشان کرد: این رفتارها در جامعه ما جواب نمی دهد این جا اوکراین و روسیه نیست جنس اعتقادات مردم ما متفاوت است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

مجازات های مشکوک برای دو مسلمان در آمریکا
مجازات های مشکوک برای دو مسلمان در امریکا

 

دادگاهی در آمریکا دو مرد مسلمان را به این دلیل که یک سری عکس و فیلم از واشنگتن و شهرهای اطراف محل سکونت خود گرفته و آنها را برای کسانی فرستاده اند که این دادگاه آنها را مشکوک تشخیص داده , به مجازات های سنگینی محکوم کرده است.

این حرکت ها علیه مسلمانان ساکن آمریکا در حالی است که کسانی که حتی فوق محرمانه ترین اطلاعات در آمریکا را هم ربوده و در اختیار اسرائیل قرار می دهند , تبرئه می شوند.

در ماه های اخیر یک دانشمند آمریکایی به ازای 11 هزار دلار, تمام اطلاعات فوق محرمانه فضایی و سیستم موشکی و دفاع موشکی آمریکا را به دلال قلابی اسرائیل داد اما درنهایت پرونده اش محو شد.

در نمونه دیگری, اخیرا یک باند گسترده از خاخام های یهودی دست اندرکار در پولشویی و قاچاق قطعات بدن از فلسطین به آمریکا و اسرائیل در واشنگتن کشف شد اما پرونده این حرکت غیرانسانی نیز به بایگانی سپرده شده است.

سیستم قضایی آمریکا کلا در اختیار صهیونیست ها است و به همین دلیل محاکمه های عمدتا بی دلیل و مجازات های سنگین برای مسلمانان به امری عادی در این کشور تبدیل شده است.

ظاهرا حتی برخی قضات در آمریکا با صدور احکام سنگین تر برای مسلمانان درآمد بیشتری کسب می کنند به گونه ای که در همین پرونده ای که روز دوشنبه نتیجه آن اعلام شد , قضات دادگاه بدوی برای این دو مسلمان به دلیل ارسال عکس و فیلم برای اقوامشان که دادگاه آنها را مشکوک تشخص داده , 60 سال مجازات تعیین کرده بودند که این رقم اکنون به 17 سال تبدیل شده است.

احسان الاسلام صادقی متهم اصلی این پرونده به 17 سال و سید حارث احمد هم به 15 سال زندان محکوم شده است.

رسانه های آمریکایی روز دوشنبه به نقل از مقام های دادگاه گفتند که صادقی در دور نخست محاکمه خود به این دلیل محکوم به 60 سال زندان شده بود که دفاع از خود را خودش به عهده گرفته و در نطق دفاعیه اش به مدت 50دقیقه در باب ارزش های دین اسلام سخنرانی کرد و آیاتی از قران را به دو زبان عربی و انگلیسی قرائت نمود.

وی در همین جلسه گفته است که "من در خواست هیچ گونه رای را از این دادگاه نمی کنم چرا که برای من هیچ فرقی نمی کند, من در مقابل هیچ حکمی به جز حکم خداوند سر فرود نمی آورم".

طبق حکم این دادگاه , صادقی حتی پس از گذراندن 17سال زندان , باید 30 سال تحت نظر باشد.

در حکم دادخواست این دو نفر اعتراف شده که هیچ یک از آن ها خطری فوتی و فوری برای امنیت آمریکا تولید نمی کرده اند اما بنا بر مدارک به دست آمده با فرستان عکس و تصاویر ویدیوئی برای اشخاص مشکوک به فعالیت های تروریستی در سال 2005 میلادی , مرتکب جرم شده اند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

خمینی در کلام خمینی

امروز منافقین میخواهند به اسم خمینی، راه خمینی را محو کنند. حال آنکه خمینی همه­ی وجودش محو در اسلام بود و محو او محال هست چون محو اسلام محال است.

دیدید غلط کردید.خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. با سرنیزه نمی­شود اصلاحات کرد‚ با نوشتن خمینی خائن به دیوارهای تهران که مملکت اصلاح نمی­شود‚ دیدید غلط کردید دیدید اشتباه کردید خاضع به احکام اسلام شوید‚ ما شما را پشتیبانی می­کنیم. اگر از آزاد نمودن ما برنامه دیگری دارند‚ اگر خیال دیگری در سر دارند‚ اگر می­خواهند آشوب کنند بسم الله بفرمایند.  صحیفه نور ج1 ص65

مگر خمینی بمیرد. مگر ما می­گذاریم این مطالب بشود مگر خمینی بمیرد‚ نعوذبالله مراجع اسلام هم خدای نخواسته از بین بروند‚ وقتی رفتیم ما دیگر تکلیفی نداریم لکن ملت اسلام هست‚ ملت اسلام باز زنده است‚ الان با تمام وجودم تو را دوست دارم.زندگی از سرگرفته است. صحیفه نور ج1 ص79

خمینی می­تواند تفاهم کند با ظلم؟! غلط می کند! ..اسلامی که پیغمبر اسلام این قدر زحمتش را کشیده است‚ ائمه هدی این قدر خون دلش را خورده اند‚ علمای اسلام این قدر زحمت کشیده­اند‚ خمینی و امثال خمینی می­توانند که یک چیزی بگویند که بر خلاف مصالح اسلام باشد! خمینی را از جامعه بیرون می­کنند.صحیفه نور ج1 ص70 

فرض کنید خمینی هم خرد شود. الا فرض کنید من هم خرد بشوم‚ دیگران هستند‚ همچو نیست که ملت ایران حالا احتیاج به خمینی داشته باشند. احتیاج به هیچ کس ندارد‚ خودش است‚ خودش الان ایستاده قائم است خودش بالنفسه‚ بیخود آنها خیال می­کنند که اگر ما هم از بین برویم‚ بکشند یا منحط کنند‚ مساله خوابیده است و دوباره آنها برمی­گردند و نفت ما را می­برند و همه خزائن ما را غارت می­کنند. نخیر‚ دیگر گذشته است این مطلب. صحیفه نور ج6 ص61 

والله اسلام تمامش سیاست است، من پاپ نیستم. اسلام این نیست‚ والله اسلام تمامش سیاست است‚ اسلام را بد معرفی کرده­اند‚ سیاست مدرن از اسلام سرچشمه می­گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم‚ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم‚ پایگاه استقلال اسلامی اینجاست. صحیفه نور ج1ص65

وقتی خمینی را بکشند. گر خمینی را بکشند‚ چه خواهد شد‚ نه‚ این حرفها نیست در کار. همه شما بحمدالله هستید و کشور خودتان را حفظ می­کنید و مساله‚ مساله اسلام است. صحیفه نور ج15 ص98

آمریکای جهانخوار باید بداند که ملت عزیز و خمینی تا نابودی کامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت.ج14 ص266

اشتباه نکنید‚ اگر خمینی هم با شما سازش کند ملت اسلام با شما سازش نمی­کند. صحیفه نور ج1 ص79

خمینی دست یکایک شما را می­بوسد و به یکایک شما احترام می­گذارد و یکایک شما را رهبر خودش می­داند که بارها گفته­ام من با شما یکی هستم و رهبری در کار نیست. صحیفه نور ج15 ص23

خمینی و فتح جهان.قدرت و ابرقدرت­ها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت­پرستی است ادامه می­دهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام‚ این پابرهنه­های مغضوب دیکتاتورها‚ خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می­نمایند سلب خواهد کرد. صحیفه نور ج20 ص114

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

رژیم صهیونیستی اشتباه دیگری نکند
رهبر انقلاب:اگر رژیم‌صهیونیستی جنگ دیگری علیه غزه شروع کند،تودهنی سخت‌تری خواهد خورد

 

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند:جمهوری اسلامی ایران، مسئله فلسطین را مسئله خود، و حمایت از آن را وظیفه شرعی و اسلامی می داند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس و هیأت همراه، با تجلیل از مقاومت مردم فلسطین و گروههای مقاومت از جمله حماس، تأکید کردند: تنها راه نجات فلسطین، مقاومت و ایستادگی، و توکل به خدا، در کنار عمل و اقدام است.

ایشان آینده قضیه فلسطین را با وجود همه سختیها و ظلم ها و جنایتهایی که بر ضد مردم این سرزمین می شود، روشن و امیدبخش دانستند و افزودند: این وعده تخلف ناپذیر خداوند است که پیروزی و نصرت الهی متعلق به کسانی است که به خدا اعتقاد دارند و در راه او جهاد می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دو وجه حوادث فلسطین، این حوادث را از بزرگترین حوادث تاریخ خواندند و خاطرنشان کردند: یک وجه این حوادث ایستادگی مردم غزه در مقابل سخت ترین فشارها است و وجه دیگر آن، خیانت برخی اعراب بظاهر مسلمان در قبال مردم فلسطین است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه ایستادگی رهبران حماس در مقابل فشارها، تهدیدها، و بازیهای سیاسی، بسیار ارزشمند است افزودند: جمهوری اسلامی ایران، مسئله فلسطین را مسئله خود، و حمایت از آن را وظیفه شرعی و اسلامی می داند.

ایشان با اشاره به تلاشهای گسترده دشمنان برای سوق دادن ایران به سوی موضع بی تفاوتی در قبال فلسطین خاطرنشان کردند: دشمنان از همه راهها وارد شدند اما سرشان به سنگ خورد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: یکی از علل اصلی دشمنی استکبار با جمهوری اسلامی ایران، موضوع فلسطین است و اگر ایران در قضیه فلسطین کوتاه می آمد، بسیاری از این دشمنی ها کم می شد ولی ما در این قضیه ایستاده ایم و کوتاه نخواهیم آمد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حمایت ملت ایران از موضوع فلسطین خاطرنشان کردند: اینکه ملت ایران، حمایت از موضوع فلسطین را از عمق جان باور دارد، به برکت امام خمینی (ره) است که این موضوع را به درستی تا عمق جانها و ایمانهای مردم ایران نفوذ داد.

ایشان با تأکید بر اینکه اگر قضیه فلسطین به درستی حل شود، بسیاری از مشکلات امت اسلامی حل خواهد شد، به تهدیدهای اخیر رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین اشاره کردند و افزودند: اگر رژیم صهیونیستی جنگ دیگری را علیه مردم غزه شروع کند، این بار تو دهنی سخت تر و شکست سنگین تری خواهد خورد و بیشتر از شکست قبلی، در جهان رسوا خواهد شد.

در این دیدار آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس ضمن قدردانی از مواضع شجاعانه رهبر انقلاب اسلامی، و ملت و دولت ایران در حمایت از مردم فلسطین، گزارشی از آخرین وضعیت غزه و کرانه باختری رود اردن ارائه کرد و گفت: مقاومت، انتخاب استراتژیک حماس، گروههای مقاومت، و مردم فلسطین است، و به هیچ وجه در مقابل فشارهای سیاسی و نظامی تسلیم نخواهیم شد.

وی با اشاره به تهدیدهای نظامی اخیر رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه تأکید کرد: رژیم صهیونیستی اگر مرتکب اشتباه شود و جنگ دیگری را آغاز کند، این بار متحمل شکست سخت تری خواهد شد زیرا مردم مؤمن غزه با وجود همه فشارها، اکنون روحیه و توان ایستادگی بالاتری نسبت به جنگ 22 روزه دارند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

استراتژی امام در برخورد با آشوب طلبان دانشگاه
استراتژی برخورد با آشوب طلبان دانشگاه در کلام حضرت روح الله
این اشخاصى که حالا افتاده‏اند توى دانشگاهها و فساد مى‏کنند، خودتان بیرونشان کنید

 

این روزها اگر چه در دانشگاه‌ها به دلیل نفوذ یک جریان فاسد، شاهد هتک حرمت به مقدسات مردم ایران و حضرت امام بوده ایم، اما سیری در تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی نشان دهنده این است که این فضای سو استفاده سیاسی از دانشگاه مربوط به این روزها نبوده و در اوایل انقلاب نیز که دانشگاه برای برخی جریانات سیاسی فاسد و مخالف انقلاب به عنوان یک سنگر تبدیل شده بوده است، رویکردهای مشابهی با رویکردهای امروز جریان فاسد در دانشگاه اتخاذ کرده بودند، در همان ایام است که حضرت امام خطاب به فرزندان انقلابی خود در دانشگاه ها، رهنمودهایی را برای مقابله با این جریان فاسد مطرح فرمودند، که در ادامه این رهنمودها برای استفاده فرزندان انقلابی حضرتش در دانشگاه ها توسط رجانیوز منتشر می شود:

نشسته اید تا کمونیست ها دانشگاه ها را قبضه کنند؟!

آقا شما نشسته اید که چهار تا کمونیست بیایند در دانشگاه و قبضه کنند دانشگاه را!؟ شما مگر کمتر از آنها هستید؟ عدد شما بیشتر از آنهاست؛ حجت شما بالاتر از آنهاست. شما این مسائل را که بگویید، خیانت اینها را مى‏توانید واضح بکنید در آن مکان، در دانشگاه. خیانتشان را مى‏توانید واضح بکنید که خودشان بگذارند بروند. بایستید، صحبت کنید. بگویید آقا، خوب بیایید یکى یکى بگویید ببینم شما چکاره هستید آمده اید توى دانشگاه دارید اخلال مى‏کنید؟ مى‏خواهید چه بکنید؟ مى‏خواهید درس بگویید برایمان؟ شما کار خودتان را اول حساب بکنید که چکاره هستید توى این مملکت. شما از اهل این مملکت هستید، یا عمال غیر هستید خودتان را به ما مى چسبانید؟ بایستید آقا بگویید. البته باید اشخاصى هم که گوینده هستند بیایند در دانشگاه‏...در هر صورت عمده، فعالیت خود شماهاست....اینها تودهنى مى‏خواهند آقا! عدد شما زیادتر است؛ حجت شما بالاتر است؛ خیانت آنها واضح است. گفتن مى‏خواهد. اجتماع بکنید، بگویید مطالب را. یک رئیس، یک معلم را که مى‏بینید کمونیستى است بیرونش کنید از دانشگاه. من نمى‏گویم حالا جنگ بکنید با آنها، جنگ نمى‏خواهیم حالا بشود، اگر یکوقتى منتهى به این شد، به یک روز اینها را بیرونشان مى‏کنیم! اما حالا نمى‏خواهیم یک جنگى بشود؛ مى‏خواهیم حالا با ملایمت بشود؛ اما خوب، با صحبت. آنها صحبت مى‏کنند؛ شما هم صحبت بکنید. شما ننشینید یکى دیگر برایتان صحبت بکند؛ یک روحانى بیاید صحبت کند؛ خودتان بروید، هر کدامتان مى‏توانید، در مقابل آنها بایستید صحبت کنید. آن مى‏گوید؛ شما هم بگویید. آن وقت یکى یکى انگشت بگذارید روى کارهایشان که تو این کارى که مى‏کنى براى چیست؟ تو، تو تابع کى هستى که این کارها را مى‏کنى؟ تو ایرانى هستى و این کار را مى کنى، یا امریکایى هستى یا شوروى؟ یا براى آنها کار مى‏کنى، یا براى ایران. اگر براى آنها کار مى‏کنى، جاى شما اینجا نیست، برو آنجاها کار بکن.
23 خرداد 1358


ضرورت جلوگیری، شفاف سازی و بحث چهره به چهره

باید جلویشان را بگیرید. مسائل را به آنها بگویید؛ در دانشگاه بنویسید، منتشر کنید. کسانى که برخلاف این هستند، بروید یکى یکى پیش آنها، بروید بگویید شما اینکاره هستید. شما چه مى‏گویید باز به ما؟ چطور مى‏خواهید یک دانشگاه را در دست بگیرید در صورتى که اخلالگر هستید؟ یک اخلالگر دزد که نمى‏تواند دانشگاه را اداره کند ... باید جلویشان را بگیرید. مسائل را به آنها بگویید؛ در دانشگاه بنویسید، منتشر کنید. کسانى که برخلاف این هستند، بروید یکى یکى پیش آنها، بروید بگویید شما اینکاره هستید. شما چه مى‏گویید باز به ما؟ چطور مى‏خواهید یک دانشگاه را در دست بگیرید در صورتى که اخلالگر هستید؟ یک اخلالگر دزد که نمى‏تواند دانشگاه را اداره کند ...
23 خرداد 1358


بیرون کردن مفسدین و ایستادن مقابل آن ها

اینها مى‏خواهند دانشگاه را نگذارند آدم تویش پیدا بشود و شما جدیت کنید که آدم پیدا بشود. شما جدیت کنید که این اشخاصى که حالا افتاده‏اند توى دانشگاهها و دارند فساد مى‏کنند، خودتان بیرونشان کنید. نیایید شکایت کنید که در دانشگاه یک کسى آمده و دارد حرف مى‏زند. خوب، برو مقابلش بایست. بگو آقا تو چه مى‏گویى؟ تو براى ملت دلت مى‏سوزد؟ اگر براى ملت دلت مى‏سوزد
25 خرداد 1358


این جمعیت اخلالگر در اقلیت واقعند

مهم این است که اینها در این جمعیتى که اخلالگرند در اقلیت واقعند. اکثر که اینطور نیستند که اخلالگر باشند و این جمعیتِ اکثر باید از اختلافاتى که خودشان اگر در بینشان هست، دست بردارند و با اجتماع خودشان بدون اینکه یک درگیرى، یک اختلاف عملى بشود، با اجتماع خودشان اینها را از صحنه خارج کنند که نتوانند آنها فعالیت بکنند. مهم این است که خود کسانى که در دانشگاهها هستند، در مواردى هستند که آموزش و پرورش هست در آن، چه اساتید و چه جوانهایى که آنجا هستند، اینها خودشان به طور معقولى جلوگیرى بکنند، چون اینها حرفى ندارند. اخلالگرها حرفى ندارند، همان فقط مى خواهند اخلال کنند. اگر هر کدام [مدعى‏] شد جلویش بروند بگویند خوب شما چه حرفى دارید؟ حرفت را بزن. خواهید فهمید که حرف ندارند. فقط حرف همه‏شان این است که اخلال کنند، نگذارند یک کارى انجام بگیرد و این مهمش دست خود دانشگاهیها و دانشسراها و خود اساتید و غیر اساتید هست که در این امر کمک کنند.
24 شهریور 1358


مشورت و مطالعه، عدم درگیری، بحث چهره به چهره

شما از این به بعد ان شاء اللَّه وقتى که دانشگاهها باز بشود، مبتلاى به این مسائل هستید و باید با هوشمندى و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادى را که مى‏بینید یا به اسم آزادى و نمى‏دانم این حرفها، که مى‏خواهند یک آزادى خاصى در کار باشد، دلبخواهى در کار باشد، نه آزادى مطلق، یا به اسم دمکراسى و امثال ذلک، الفاظ جالبى که در هیچ جاى دنیا معنایش پیدا نشده تا حالا، هرکس براى خودش یک معنایى مى‏کند، به اینطور چیزها گرفتار هستید که اینها مى‏خواهند عمل بکنند ..و شما باید با کمال توجه و بدون هیچ درگیرى- درگیرى صحیح نیست، نباید ما به آنها یک صورت حق به جانبى بدهیم. وقتى درگیرى شد و اکثریت شما دارید و فرض کنید که آنها را کتک زدید و چه کردید، این به نظر شاید اشخاصى بیاید به اینکه اینها حجتى نداشتند، کتک زدند، متوسل به زور شدند- اینها هر کدامشان آمدند در دانشگاه و گفتند، یک مطلبى را گفتند، بروید جلویش بگویید: چه مى‏گویید؟ یکوقت مى‏خواهد هیاهو کند، که اکثراً اینطورى هستند، اینها را سرانشان که وادار مى‏کنند به هیاهو، جمع بشوید دورش بگویید؛ آقا بنشین صحبتهایت را بکن. ببینید هیچ صحبت ندارد، فقط همین است که یک تشنجى ایجاد کند و نگذارد دانشگاه باز بشود و نگذارد دانشگاه عمل خودش را انجام بدهد. بدون اینکه با آنها جنگ و نزاع داشته باشید، با آنها به این نحو مقابله کنید. یا آنها اگر یک اجتماع صد نفرى، هزار نفرى، مى‏کنند، شما ده، بیست هزار نفر را اجتماع کنید، مسائل خودتان را بگویید، دعوا هم نکنید؛ این باید انجام بگیرد.
29 شهریور 1358


بحث با منحرفین

اسلام دین مستند به برهان و متکى به منطق است؛ و از آزادى بیان و قلم نمى هراسد، و از طرح مکتبهاى دیگر، که انحراف آنها در محیط خود آن مکتبها ثابت و در پیش دانشمندان خودشان شکست خورده هستند، باکى ندارد. شما دانشجویان محترم! نباید با پیروان مکتبهاى دیگر با خشونت و شدت، رفتار و درگیرى و هیاهو راه بیندازید. خود با آنان به بحث و گفتگو برخیزید، و از دانشمندان اسلامى دعوت کنید با آنان در بحث بنشینند، تا تهى بودن دست آنان ثابت شود. و اگر آنان با جنجال و هیاهو با شما مواجه شدند، از آنان اعراض کنید؛ و با خونسردى بگذرید که یکى از نقشه‏هاى آنها آن است که شما را به درگیرى بکشند و از آن استفاده غیر مشروع کنند. ما با آزادى و منطق موافق، ولى اگر توطئه و خرابکارى باشد، تکلیف دیگرى داریم.
31 شهریور 1358



گروه گروه شدن برای جلوگیری از بیداری است


متفکرهاى ما، روشنفکرهاى ما، همه دانشجویان و دانشگاهیان، بدانند که نقشه این است و آثارش را ما داریم مى‏بینیم. این گروه گروه شدنها براى همین است که نگذارند این انسجامى که بوده حفظ شود. مى‏خواهند نگذارند مردم بیدار بشوند و راه خودشان را پیدا کنند؛ همان راهى را که‏ اسلام دستور داده که همه با هم باشید. خداوند واعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِیعاً ولَا تَفَرَّقُوا (1) را بر مردم واجب کرده. همه با هم باشید و تفرق در کار نباشد. با تفرق همه فسادها هست. و با تمسک به خداوند همه صلاح و سعادتها هست
6 تیر 1358

قیام شجاعانه مقابل انحرافات

و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادى خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد ..
15 خرداد 1368.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

تصویر امام را زیر پرچم کروبی و موسوی آتش زدند
خاتمی:تصویر امام(ره) زیر پرچم کروبی و موسوی به آتش کشیده شد

 

سید احمد خاتمی از هدف فتنه گران برای از بین بردن نظام ولایی، ضرورت اعلام مواضع روشن از سوی هاشمی رفسنجانی، فاصله گرفتن موسوی و کروبی از مبانی امام (ره) و پشت پرده انتخاب هاشمی به ریاست مجلس خبرگان گفت.

خاتمی در گفت و گو با ایرنا به تحلیل و بررسی موشکافانه حوادث پس از انتخابات و راهکارهای بازگشت آرامش به کشور پرداخت.

توفیق در خطابه از ویژگی های بارز خاتمی‌ است ؛ با مطالعه‌ صحبت‌ کردن ، ‌منظم‌ و مرتب‌ بودن‌ بحث ، ‌عمق‌ قرآنی‌ و روایی‌ و به‌ روز بودن‌ و اشراف به ‌مسایل‌ سیاسی‌ از ویژی های مصاحبه با خاتمی است.
مشروح مصاحبه با سید احمد خاتمی را در پی می خوانید:

**کنارگذاشتن شورای نگهبان و ولی فقیه از راس جمهوری اسلامی هدف عمده اغتشاشگران بود

آیت الله سید احمد خاتمی حوادث و فتنه های پس از انتخابات را برنامه ای کاملا از پیش تنظیم شده دانست و اظهار داشت: طراحان اغتشاشات پس از انتخابات دو صورت را برای اجرای توطئه خود برعلیه نظام طراحی کرده بودند که بنابر شواهد و اعترافات دستگیر شدگان، درصورت اول و پیروزی در انتخابات قصد داشتند با تمام قوا به مقابله با ولایت فقیه برخیزند و اهداف مورد نظر خود را دنبال کنند.
وی عمده ترین هدف طراحان اغتشاشات را کنار گذاشتن ولی فقیه از راس جمهوری اسلامی ایران دانست و نشانه آن اظهارات سخیف ضد ولایت عنوان کرد که در آستانه انتخابات و پس از آن به ویژه در 25 خرداد مطرح کردند.
خاتمی افزود: در دومین حالت این گروه ها و افراد قصد داشتند اگر در انتخابات پیروز نشدند شعار تقلب را مطرح نمایند که مطرح کردند و بعد همفکرانشان اعتراف کردند که تقلب رمز اغتشاشات بوده است بنابراین واضح است که اغتشاشات اخیرمخلوق بعد از انتخابات نبود و قبل از انتخابات برای آن برنامه ریزی دقیقی صورت گرفته بود.

**درایت رهبر معظم انقلاب و همراهی مردم با نظام، کودتای مخملی دشمنان را ناکام گذاشت

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: شواهد زیادی مبنی بر نقشه از پیش طراحی شده دشمنان و گروه های معارض نظام وجود دارد که در این راستا می توان به اعترافات دستگیر شدگان اشاره کرد و نشانه دیگر این است که پیش از انتخابات، مسئولین سفارت انگلیس از شهروندان مقیم ایران خود ،خواستند که پس از انتخابات در خیابان ها ظاهر نشوند که گویای طراحی یک کودتای مخملی در ایران بود.
آیت الله سیداحمد خاتمی در ادامه بیان کرد: البته این مسئله به معنای این نیست که دشمنان توانستند در ایران کودتای مخملی به راه بیاندازند بلکه می توان گفت که این فتنه جویان از هر فرصتی برای رسیدن به اهداف غلط استفاده می کنند و امروز این درایت رهبری و همراهی مردم با ایشان است که این کودتا را ناکام گذاشته است.
وی با تاکید بر این که هنوز باید مراقب پس لرزه های فتنه های دشمنان باشیم، اطمینان داد که این پس لرزه ها هم با روسیاهی و شکستگی براندازان نظام به پایان خواهد رسید و اصولا به تعبیر قرآن کریم این ها کف آبند که از بین می روند "اما الزید فیذهب جفاءا" و به تعبیرمقام معظم رهبری مخالفان در برابر سیل خروشان ملت صفر هم به حساب نمی آیند.

**در حوادث پس از انتخابات نخبگان بصیرت بایسته ای را نداشتند

سید احمد خاتمی درباره برخی انتقادات مبنی بر اینکه نخبگان در حوادث پس از انتخابات نتوانستند نقش خود را به خوبی ایفا کنند، اظهار داشت: هرکسی که حوادث پس از انتخابات را دنبال کند به این واقعیت می رسد که برخی نخبگان بصیرت بایسته ای را در این حوادث نداشتند یعنی آنچه را که رهبر معظم انقلاب می دیدند نمی دیدند و فکر می کردند دعوا ، انتخاباتی است.
وی در ادامه از این موضوع به عنوان اشتباه نخبگان یاد کرد و گفت: در حالیکه در حوادث پس از انتخابات اصل نظام هدف قرار گرفت برخی نخبگان به این نکته توجه نکردند البته کسانی هم توجه داشتند و چه بسا به خیال خودشان خواستند به این نظام خالص اسلامی، آسیب برسانند ولی اینک شرایط به گونه ای است که به تعبیرقرآن کریم "قد تبین الرشد من الغی" راه درست از نادرست کاملا مشخص شده و دیگر ابهامی وجود ندارد امروز حامیان انقلاب اسلامی دریک سو قرار دارند و غیر آن ها در سوی دیگر، با این حرکات زشت که آخرین آنها اهانت به تصویر حضرت امام راحل بود که در زیر پرچم بعضی ها صورت گرفت نمی توان آن ها را دراردوگاه انقلاب دید.

**کسانی که با نظام ولایی مسئله داشتند پس از انتخابات به صحنه آمدند

عضو شورای مرکزی جامعه محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه از آغاز پیروزی انقلاب نظام ولایی مورد هجمه بوده است، تصریح کرد : از ابتدای انقلاب این نظام ولایی، هم از سوی بیگانگان و هم از سوی برخی از عناصر داخلی جاهل یا مغرض مورد هجمه قرار گرفته اما در حوادث پس از انتخابات پرده ها کنار رفت و تمام کسانی که با نظام ولایی مشکل داشتند به صحنه آمدند تا به این نظام آسیب برسانند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در این عرصه برخی آگاهانه و برای آسیب رساندن به نظام عمل کردند و برخی هم در این حوادث بصیرت بایسته ای نداشتند، البته این موضوع بی سابقه هم نیست در جریان مقابله با امیر المومنین(ع) با ناکثین ، قاسطین و مارقین هم کسانی شک کردند با اینکه جلودار امیرالمومنین(ع) بود ، اما آنها آمدند به مولا گفتند این ها هم نماز می خوانند این ها هم قرآن می خوانند ما با این ها نمی خواهیم بجنگیم که در این زمان امیرالمومنین فرمود نمی تواند کسی علمدار دین باشد مگر اهل بصیرت باشد اهل صبر باشد و اینکه عالم به مواضع حق باشد.

**هاشمی رفسنجانی باید به صراحت مواضع خود را در مقابل اغتشاشگران اعلام کند

امام جمعه موقت تهران درخصوص سکوت هاشمی رفسنجانی در قبال حرکات اغتشاشگران و توهین آنها به مقدسات بیان داشت: در رابطه با آقای هاشمی من از همین طریق درخواست می کنم که مواضعش را به صراحت و نه با اما و اگر در برابر اغتشاشگران اعلام کند.

** تصویر امام (ره) زیر پرچم کروبی و موسوی به آتش کشیده شده است

وی درباره آتش زدن عکس حضرت امام (ره ) توسط اغتشاشگران و توهین به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی توسط آنها، گفت : آتش زدن عکس امام (ره) و اهانت به ایشان جرم بسیار بزرگی است فرقه قانون شکنان زیر پرچم موسوی و کروبی و دیگران سنگر گرفته اند باید پاسخگو باشند. قانون شکنی ها ،حریم شکنی های آنها بستر این اهانت شد. امامی که یک مقاله توهین آمیز به ساحت مقدسش این انقلاب را به پا کرد و قطعا این خروشی که به منظورمحکوم کردن این اهانت صورت گرفته چشم فتنه را کور خواهد کرد.
عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت (ع) در ادامه با اشاره به نامه برخی چهره ها مبنی بر مونتاژ بودن تصویرآتش زدن عکس حضرت امام (ره) گفت: من وقتی این بیانیه را دیدم به یاد حرف نخست وزیر نظامی طاغوت ازهاری افتادم که مردم بر روی پشت بام علیه طاغوت تکبیر سر می دادند ازهاری می گفت کسی پشت بام نیست نوار می گذارند و می گویند مردم شعار می دهند . در مقابل شعار می دادند "ازهاری کذایی این ها همش نواره ، نوار که پا نداره".
وی در ادامه با تاکید بر خارج شدن برخی چهره ها از خط امام (ره) اظهار داشت : واقعیت این است که زیر پرچم آقایان و به حمایت از آنها عکس امام به آتش کشیده شده است چرا این کار را می کنند با این همه انحراف و کج روی از خط امام بسیار ساده اندیشی است که این ها را در خط امام بدانیم هیچ تردیدی نیست که این ها از خط امام منحرف شدند و هیچ انتسابی به خط امام ندارند .شاخصه های خط امام روشن است اسلام مداری است ، که هواداران اینان با شعار جمهوری ایرانی و حذف اسلام آن را هدف قرار دادند ولایت فقیه است که اینان در حوادث پس از انتخابات کاری نبود که علیه ولایت صورت نداده باشند. استکبارستیزی است که اینان با اغتشاشاتی که آفریدند بیشترین خدمت را به استکبار کردند و اصولا مسئله قبیح ارتباط با بیگانگان را از بین بردند به نظر می رسد اینان با عملکرد خویش از خط امام عبور کردند.

**آیا انتشار بیانیه های شورشی پشتیبانی از ولایت فقیه است ؟

سید احمد خاتمی در ادامه خاطرنشان کرد: چه انسان منصفی باور می کند کسانی آب به آسیاب آمریکا بریزند ، آب به آسیاب اجانب بریزند ، آبروی نظام را ببرند ، تهمت به نظام بزنند و در عین حال خود را خط امامی بدانند، خط امام روشن است پشتیبان ولایت فقیه باشید تا کشورتان آسیب نبیند آیا بیانیه های شورشی و نامه های شورشی، پشتیبانی از ولایت فقیه است ؟ بنابراین اینکه آقایان ادعا کنند در خط امام هستند یا اینست که خط امام را نفهمیده اند و یا فهمیده اند و دروغ می گویند .

**انگیزه اصلی اغتشاشگران مبارزه با نظام ولایی است

آیت الله خاتمی درخصوص انگیزه اصلی اغتشاشگران و سران آنها، تصریح کرد: هدف و انگیزه اصلی آنها مقابله با نظام ولایی است و هیچ تردیدی در این موضوع نیست؛ حرکاتی که هواداران این آقایان در13 آبان و 16 آذر انجام دادند گویای این واقعیت تلخ است البته دلیل آن هم روشن است زیرا در این که ولایت فقیه است که خار در چشم استکبار و استخوان در گلوی آنهاست و به اعتراف یکی از سران فتنه به شیراک رییس جمهور سابق فرانسه گفته بود مشکل شما ولایت فقیه است و الا ما اهل تغییریم!
خطیب نماز جمعه تهران ایستادگی دانشجویان در برابر فتنه انگیزان را بهترین راهکار برای ختم غائله دانست و اظهار داشت : بهترین عکس العمل را دانشجویان و مردم در 16 آذر انجام دادند که در مقابل آشوبگران ایستادند و آن ها را ناکام گذاشتند.

***عدالت حکم می کند هیچ کس درحاشیه امنیتی قرار نگیرد

نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان رهبری درمورد برخوردهای دوگانه دستگاه قضایی با برخی متهمان حوادث انتخابات، گفت: اگر چه دستگاه قضایی مجازاتی که تعیین می کند متناسب با جرم است اما انتظار عمومی از قوه قضاییه این است با همه مجرمین در هر جایگاهی که هستند برخورد کند. همان طور که رییس محترم قوه قضاییه فرمود هیچ کس نباید در حاشیه امنیتی قرار داشته باشد، عدالت آن است که هرکس مجرم است با او برخورد شود با هرعنوان و انتسابی که دارد.

**مجلس خبرگان همواره با ولایت فقیه و تقویت کننده این جایگاه رفیع است

آیت الله خاتمی درخصوص تحلیل رسانه های بیگانه از ریاست هاشمی رفسنجانی بر مجلس خبرگان ، تصریح کرد : انصافا این رسانه ها غلط تحلیل کردند ، غربی ها مطمئن باشند که این مجلس تا آخرین نفس همراه با ولایت فقیه و تقویت کننده این جایگاه رفیع است و مردم و بیگانگان مطمئن باشند که مجلس خبرگان یک گام در جهت تضعیف ولایت فقیه برنخواهد داشت و مطیع ولایت خواهد بود.

**نااهلان و طرفداران موسوی و کروبی بدترین ضربه را به رفسنجانی در خطبه تیرماه زدند

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوصص علت اصلی حضور نیافتن هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران، اظهار داشت: هاشمی رفسنجانی همچنان امام جمعه موقت تهران است و طرفداران موسوی و کروبی در خطبه تیرماه نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی با رفتار زشت و اغتشاشاتی که آفریدند بدترین ضربه را به وی زده و حرمت نماز جمعه را شکستند. علت اصلی عدم حضورهاشمی رفسنجانی جلوگیری از سوءاستفاده این افراد از این مراسم معنوی است. حواشی آخرین خطبه آقای هاشمی رفسنجانی خاطرات بسیار تلخی در تاریخ نماز جمعه به جای گذاشت.

**اکثریت مجلس خبرگان ولایی هستند

عضو هیات رییسه مجلس خبرگان رهبری با واکاوی تعیین رییس دوره چهارم این مجلس درخصوص حاشیه های پیرامون این موضوع،بیان داشت: با صراحت به مردم می گویم اکثریت مجلس خبرگان همراه با ولایت هستند و بیانیه ای که بیش از 60 نفر از اعضای خبرگان در حمایت از ولایت امضا کردند، موضع خبرگان بود.

**هیچ گاه آرای خبرگان سیاسی نیست
آیت الله خاتمی با اشاره به برگزاری دو انتخابات در دوره چهارم مجلس خبرگان، تصریح کرد : در یک دوره آیت الله جنتی نامزد بودند که تنها هفت رای از آقای هاشمی کمتر داشتند و در دوره بعد آیت الله یزدی نامزد شدند. مردم ما توجه داشته باشند هیچ گاه رای خبرگان سیاسی نیست در این دو دوره هم رای به ریاست هاشمی رفسنجانی برای سوابق وی بوده است که رهبر معظم انقلاب هم بر آن تاکید داشته اند.

**دوست دارم هاشمی همان هاشمی رفسنجانی همراه با ولایت و انقلابیون باشد

خاتمی درباره اعتراضاتی که مردم و برخی از اعضای مجلس خبرگان به مواضع هاشمی دارند خاطر نشان کرد: باتوجه به ارتباط مستقیمی که با اعضای خبرگان دارم،می دانم برخی از آنها اعتراضاتی را به مواضع هاشمی دارند و بعضا هم نامه هایی را به صورت سرگشاده به او می نویسند و در آخرین اجلاس از 16 ناطق قبل از دستور 12 ناطق به صراحت از مواضع وی انتقاد داشتند.
وی تاکید کرد: دوست دارم آقای هاشمی همان هاشمی رفسنجانی گذشته، همراه با ولایت ، همراه با انقلابیون و مورد احترام قاطبه انقلابیون باشد و امیدوارم وی با اعلام موضع شفاف در مقابل اغتشاشگران همان هاشمی رفسنجانی همراه با انقلابیون و ولایت باشند.
آیت الله احمد خاتمی با اشاره به سوابق خاتمی خاطرنشان کرد : هاشمی که سوابق افتخار آفرین قبل از انقلاب و خدمات بعد از انقلابش فراموش شدنی نیست انتظار بود پس از محبت مکرر مقام معظم رهبری به وی پس از انتخابات همراهی نشان می داد در حالی که وی با اظهارات اخیر خود در مشهد همچنان مسئله تردید در انتخابات و تقابل سپاه و بسیج و دانشگاه را مطرح کرد که با مبانی رهبر معظم انقلاب در تضاد است.
وی درباره برخی اظهارات مبنی بر وجود پروژه ای به نام "هاشمی ستیزی" گفت : من نمی دانم آیا پروژه ای در این رابطه هست یا نیست ، اما معتقدم این پروژه سازی ها مشکلی را حل نمی کند سخن این است که هاشمی رفسنجانی شخصیتی است با سوابق خوب مبارزاتی با رژیم طاغوت،و سوابق خوب خدمتی پس از انقلاب در عین حال مورد نقد برخی هم هست. البته بنده پیوسته خود را مقید به نقد منصفانه دانسته و دیگران را هم دعوت به این می کنم باسید همه ما سینه را فراخ برای شنیدن نقدهای سازنده داشته باشیم همچنین رعایت ادب و احترام در نقد را یک اصل ضروری می دانم.

**کروبی می خواست فقه خواندن بنده نزد منتظری را به عنوان یک راز ناگفته فاش کند

عضو هیات رییسه مجلس خبرگان رهبری درباره سوابق تحصیلی خود که هفت سال نزد حسینعلی منتظری درس فقه خوانده، گفت: این را آقای کروبی در نامه اش گفته بود و به خیال خودش می خواست یک مطلب پنهانی را برملا کند که من به وی گفتم قبل از اینکه شما بفرمایید در زندگی نامه ام این موضوع را نوشته ام و چاپ شده است.

**به دلیل نارضایتی امام (ره) از منتظری، سال 67 از وی بریدم

خاتمی افزود: منتظری از ابتدای انقلاب تا سال 67 قائم مقام رهبری و مورد تایید بود در آن زمان یعنی از سال 59 تا سال 67 در کلاس درس وی حضور داشتم اما من از ابتدای سال 67 یعنی شش ماه قبل از عزلش فهمیدم حضرت امام از وی ناراضی است به فضل خدا از همان اول سال 67 از وی بریدم و از آن زمان تاکنون حتی یک دیدار هم با او نداشته ام.

**انحراف منتظری از زمان حمایت از جریان مهدی هاشمی آغاز شد

سیداحمد خاتمی با اشاره به چگونگی آغاز انحراف منتظری خاطرنشان کرد: مسیر نادرست منتظری در قصه مهدی هاشمی ظاهر شد وگرنه تا زمانی که قائم مقام بود بزرگان تعریف ها و مصاحبه های بسیاری از وی کردند که در کتاب فقیه عالی قدر، چاپ شده است .

**کروبی به درس آقای منتظری رفتن را در زمان امام جرم می داند اما امروز هم پیمان اوست

آیت الله خاتمی درباره رابطه میان کروبی و منتظری اظهار داشت: همین آقای کروبی در سال 63 یک مصاحبه بلند مفصلی با 20 ستایش از منتظری انجام داد نکته جالب این است که کروبی در زمانی که منتظری همراه با امام و انقلاب بود رفتن به درس او را جرم می داند ولی درحال حاضر که آقای منتظری در برابر نظام ولایت فقیه ایستاده ،هم پیمان کامل ، هم سنگر و هم موضع وی است و برای وی نامه ارادتمندانه می نویسد. آقای منتظری از کروبی ستایش می کند درحالیکه مواضع منتظری درشرایط حاضردقیقا مواضع ضد امام و ضد نظام است و به هیچ عنوان نمی تواند سنخیتی با نظام و انقلاب اسلامی داشته باشد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

اعتماد ملی،ادعای کروبی را رد کرد
اعتمادملی ادعای کروبی را رد کرد

 

حزب اعتماد ملی در بیانیه ای، با تایید هتک حرمت امام(ره)، ادعای دبیر کل خود را مبنی بر ساختگی بودن فیلم آن رد کرد.

به گزارش شبکه ایران در حالی که مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی چند روز پیش در نامه‌ای به رئیس صدا و سیما تصاویر مربوط به هتک حرمت ساحت امام راحل را انکار کرده و فیلم آن را مونتاژ شده دانسته، حزب اعتماد ملی با انتشار بیانیه ای، موضعی متفاوت گرفت و پس از تایید هتک حرمت امام، آن را زشت خواند.

حزب اعتماد ملی در این بیانیه اهانت به تمثال حضرت امام (ره) را "تاسف انگیز، زشت، شنیع و اهانت آمیز" توصیف کرده است.

گفتنی است، بی حرمتی به تمثال حضرت امام (ره) و پاره کردن تصاویر ایشان اقدامی بود که توسط برخی از حامیان میرحسین موسوی در روز 16 آذر انجام شد و تصاویر آن ابتدا در رسانه های ضد ایرانی از جمله "بی‌بی‌سی" و "العربیه" و سپس به صورت کوتاه از سوی رسانه ملی پخش شد.

اما در حالی که به دنبال پخش این تصاویر موجی از خشم و اعتراض کشور را فرا گرفت، مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی و از رهبران گروه سبز در نامه‌ای به ضرغامی که بعدها مشخص شد با تحریک و قلم سراج الدین موسوی مسئول دفتر حضرت امام(ره) در قم نوشته شده است، منکر هتک حرمت امام شد.

شیخ اصلاحات در این نامه به جای محکوم کردن اقدام طرفداران مهندس موسوی در پاره کردن عکس امام(ره)، تجمعات غیرقانونی گروه سبز را "اعتراضات واقعی و حقیقی مردم" نامیده بود و مدعی شده بود که برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن این تجمعات و باز کردن راه برای جریانات افراطی هستند!

وی حتی کروبی بدون اشاره به علت حمایت‌های نخست وزیر اسرائیل و سران کشورهای غربی از تجمعات حامیان اصلاحات، صدا و سیما را به "تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن" متهم کرده بود.

جالب آنکه کروبی پس از این اظهارات، روز گذشته موضعی متفاوتی گرفت و به سایت تغییر گفت که با مهندس موسوی برای برپایی یک راهپیمایی درباره هتک حرمت امام به توافق رسیده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

مردان با حجاب!
سخنگوی ستادکروبی هم لباس زنانه پوشید

 

"سخنگوی ستاد انتخاباتی کروبی در همدان" با انتشار مطلبی در حمایت از مجید توکلی، به جمع مردان باحجاب پیوست.

به گزارش برنا، فخرالدین حیدریان "سخنگوی ستاد کروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری در همدان"، با انتشار مطلبی با عنوان "مجید سرت را بالا نگه‌دار" در سایت ادوار تحکیم وحدت، به لباس زنانه پوشیدن مجید توکلی افتخار کرد.

این عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت در این مطلب با اشاره به این که توکلی به اجبار جلوی دوربین رفته است، اقدام به محکوم کردند اقدام اقشار دانشجویان در تقبیح کار توکلی کرد.

وی در حالی که اقدام توکلی را کار بزرگی به منظور جان به در بردن از التهاب دانست، انتشار عکس‌های توکلی را اقدامی سخیف نامید.

مطالب حیدریان در عین این که اذعان به وجود التهاب در دانشگاه است، با عبارت "این جماعت راست کردار هیچگاه نه پرسیدند و نه پاسخ دادند که چرا مجید توکلی دست به این اقدام زده و در چه شرایطی این اتفاق افتاده است" تأکید بر این موضوع دارد که اقدام توکلی برای فرار از دانشگاه بوده است که ذهن هرخواننده‌ای را تنها به فرار بنی‌صدر با لباس زنانه معطوب می‌کند.

وی در عبارتی دیگر غافل از شعارهای هم مسلکان خود که بر لزوم عدم حضور نیروهای امنیتی در دانشگاه‌ها دارد، می‌نویسد: "مگر نیروهای حافظ نظم برای مراقبت از جان و امنیت شهروندان کجا بوده‌اند که هراس از حضور عربده‌کشان میداندار، چنین بر فضای دانشگاه سایه می‌اندازد".

عضو ادوار تحکیم برای آن که حرکت حجاب کردن توکلی را توجیه کند، اقدام به فرافکنی کرده و انعکاس این حرکت را ناشی از "نمایش روح زن ستیز این طایفه" (بخوانید نمایش فرار با لباس زنانه) می‌داند و نوشته است: " عملکرد این رسانه‌ها، هرچند در دید اول با برداشت خودشان تحقیر و عقده گشایی با فعالین منتقد دانشجویی بود، اما پیامی بزرگ‌تر در دل خود داشت که نشان از دید تحقیرآمیز این قبیله نسبت به زن دارد".

وی برای آن که شبیه زنان لباس پوشیدن یک مرد را به حاشیه براند در اقدامی مضحک می‌نویسد: "مگرشبیه زن شدن می‌تواند اینقدر مایه تحقیر، ناچیزشمردن شود؟! و آیا زن در این وادی به این اندازه نماد ضعف است که پوشش او را به تن کردن، چنین مایه تحقیر و ناچیز شدن می گردد و هیاهو می‌آفریند.

این عضو افراطی ادوار تحکیم در عبارتی دیگر بدون آن که شرح دهد چنین فضای آشوبی توسط چه کسانی در دانشگاه به وجود آمده است، که حال باید از آن "مهلکه عبور می‌کرد" نوشته است: "جای این سؤال از باقی می‌ماند فرض کنید یک فعال دانشجویی زن، که از قضا منتقد حضرات هم باشد، با پوشش مردانه از این مهلکه عبور می‌کرد و بازداشت می‌شد، آیا باز دست به تحقیر و هیاهو می‌زدند."

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

نه چندان طنز!

گر منتقدی قدرت پیکار ندارد

شاید که به لب جز نخ سیگار ندارد!

***

۱۶ آذر دانشگاه تهران آیا کسی که دانشجوی دانشگاه تهران باشد و قصد کار غیرقانونی نداشته باشد صورتش را میپوشاند؟ مگر نه اینکه مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران قانونی بود؟ آیابرای یک تجمع قانونی نیاز به پوشاندن چهره است؟

بعد از یک جهاد جانانه و نفس گیر یک پک اساسی به سیگار به خیلی ها در روز ۱۶ آذر چسبید! منتهای مراتب ما نفهمیدیم که چطور از پشت نقاب سیگار میکشیدند و  یا اگر نقاب را کنار میزدند آیا یک نخ سیگار ناقابل به شناسائی شدن چهره می ارزید؟ یعنی وابستگی به نیکوتین تا این حد؟ انشاالله فقط همین بوده باشد و وابستگی به چیزهای دیگر نباشد! که همین سیگار هم شصتاد جور مرگ تدریجی! و هوارون مدل سلاطون(سرطان) و کلی عیب و ایراد دیگر را موجب میگردد! به اون عکسای دل و قلوه های داغون شده روی پاکت سیگار هم عنایت بفرمائید!

این تصاویر را روی پاکت سیگار میبینید و بازم میکشیدش؟

یک توضیح کوچک اما خیلی خیلی مهم برای دوستان و دشمنان! این عکس مربوط به روز ۱۶ آذر و داخل دانشگاه تهران است. در آن روز (نه ۱۷ آذر که به گزارش برخی سایت ها حامیان اغتشاش اقدام به پخش گاز اشک آور کردند) و آنجا هم کسی نبود که بخواهد گاز اشک آور بزند و این بانو بخواهد با سیگار دود آن را خنثی کن! البته اگر کسی سیگاری نباشد نمیدانم در لحظه ای اگر گاز اشک آور هم زدند از کجا سیگار میاره و اگر هم آورد چطوری با همه وجود بهش پک میزنه! در هر صورت ما که شنیده بودیم سطل آشغال آتیش میزنن واسه از بین بردن اثر گاز ولی آخرش نفهمیدیم دود پلاستیک سطل آشغال بیچاره چه ربطی به خنثی کردن گاز اشک آور نزده داره!!! حالا ربطی داره؟ یا ربطی نداره؟

خلاصه اینکه به گمانم توی دانشگاه تهران اون روز یک گاز اشک آوری زده اند که فقط و فقط چشمای این خواهر ما را سوزانده و بقیه همانطور که تو عکس میبینید دارند واسه خودشون خوش خوشک در و دیوار رو نگاه میکنن!

***

سر زیر کمی برف کند کبک ِ خرامان

شاید خبر از غش غش ِ اَغیار(۱) ندارد!

***

***

بر خاک اگر می کند همواره تیمم

شاید خبر از گنبد دوار(۲) ندارد!

***

تصویری از حماسه نماز جمعه مختلط! با حضور آقایان و بانوان نمازگزار و نماز نگزار! در جوار هم جهت تقسیم فیوضات معنوی موجود در مراسم!

***

کو جزء اقلیت ِ جاهل بُوَد آخِر

شاید خبر از گردش پرگار ندارد!

***

آن کو وطن خویش فروشد به گمانم

شاید خبر از بزم  ِ (۳)خریدار ندارد

***

صحنه ای از رقص شمشیر بعضی ها با بعضی های دیگر و قابل توجه آنهائی که دم میجنبانند برای العربیه و صدای آمریکا و بی بی سی و رادیوهای بیگانه

***

در کوفه اگر یکسره غوغا کند ایشان

شاید خبر از شمر خطاکار ندارد

***

گر میزند او تهمت ِ بی مدرک دائم

شاید خبر از قدرت افکار ندارد!

***

فریاد زند او طلب دشمن دین را

شاید خبر از جیب بدهکار ندارد

***

او گشته بدهکار وطن بار الها

شاید خبر از حال طلبکار ندارد

***

با حق چو ستیزد حَرَجی(۴) نیست بر ایشان

شاید خبر از باطل غدار(۵) ندارد!

 ***

او چهره به دستار(۶) بپوشاند از این روی

شاید خبر از آن همه طرار (۷)ندارد!

***

در دام گنه او شده اینگونه گرفتار

شاید خبر از بخشش غفار(۸) ندارد!

***

گویا که گرفتار زمین است در این بین

شاید خبر از کوکب سیار(۹) ندارد!

***

گوید که به ما پول بسی گشته عنایت

شاید خبر از بنده ی عیار(۱۰) ندارد!

***

صد دفعه خطا کرده و داند ثمرش را

شاید خبر از مخزن اسرار ندارد!

***

از ترس چو پوشانده کنون صورت خود را

شاید خبر از میثم تمار(۱۱) ندارد!

***

در غفلت و خواب است؛ در این ولوله بازار

شاید خبر از  امت بیدار ندارد!

***

بر میهن خود چوب حراجی زده اما

شاید خبر از غصه ی سرکار(۱۲) ندار!

 

شعر از علی میرزائی آذرماه 1388

وبلاگ نویس شهرما

 

 

 


 

پاورقی:

 

۱) صدای خنده دیگران

۲)گنبد دوار به معنای آسمان بالای سرمان

۳)جشن

۴)مسئولیت

۵)بیشتر به معنی مکار و حیله گر

۶)پارچه

۷)دزد که گاه صورت خود را جهت ناشناخته ماندن میپوشاند.

۸)غفار به معنای بخشاینده در زبان ما جا افتاده است و از صفات پروردگار هستی است.

۹)کوکب سیار: ستاره رونده مانند خورشید که در آسمان حرکت میکند(البته از دید ما).

۱۰) یه چیزی مشابه رابین هود انگلیسی جماعت منتها مدل ایرانیش که مال قبل از دوران رابین هود هم هست.

۱۱) برده ای که به دست حضرت علی(علیه السلام) آزاد شد و در زمره یاران ایشان قرار گرفت و به جایگاهی رسید که حتی از زمان مرگ خویش آگاه شد.

۱۲)سرکار یعنی همین شما که دارید شعر بنده را میخوانید!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

نقش رهبری در مدیریت بحران های سیاسی
نقش رهبری در مدیریت بحران‌های سیاسی

 

علی فرازمند

غایله پس از انتخابات و حواشی آن باز هم سند مظلومیتی برای رهبر انقلاب است. هرچند ایشان با قاطعیت در مواقع بحرانی وارد شده و از بروز هزینه‎ها برای کشور و نظام جلوگیری می‎کنند، ولی عدم توجه به هشدارهای ایشان از سوی مسئولین و نخبگان سیاسی سندی بر مظلومیت ایشان است. به‎عبارت بهتر، ایشان یک مظلوم مقتدر هستند.


بحران‎ها و چالش‎های سیاسی - امنیتی که نظام جمهوری اسلامی با آن‎ها دست و پنجه نرم کرده، چندان کم نیستند. ماهیت نظام جمهوری به‎گونه‎ای است که حقد و کینه دشمنان را برمی‎انگیزد و آنان از هر فرصتی برای ضربه‎زدن به منافع این ملت، بهره می‎برند.

تاریخ انقلاب هم مملو از این‎گونه چالش‎هاست؛ از غایله‎های تجزیه‎طلبانه آغازین روزهای پیروزی انقلاب، تا حوادث بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست‎جمهوری و تلاش برای سازمان‎دهی انقلاب مخملی در ایران، همه و همه نمونه‎هایی از تلاش دشمنان برای ضربه زدن به "ثبات " این کشور است. رهبر انقلاب همواره سعی کرده‎اند با هشدارهای خود، انقلاب را در مسیر تعالی آن به جلو هدایت کنند و مانع انحراف از اصول و ارزش‎های مبتنی بر آرمان‎ها و افکار حضرت امام(ره) شوند.

هرچند از اولین روزهای رهبری آیت‎ا... خامنه‎ای طیفی از نخبگان سیاسی به‎علت عدم توانایی در بازشناسی جایگاه حقوقی و نه شخصی ولی فقیه زمان، در مسیر زاویه گرفتن با مواضع رهبری قدم گذاشتند و در مواقع مختلف و از جمله انتخابات دومین دوره مجلس خبرگان رهبری علی‎رغم تأکید رهبری بر برگزاری پرشور این انتخابات با ارایه طرحی سه فوریتی به مجلس سوم، در پی به تعویق انداختن این انتخابات برآمدند. اما رهبری موضع‎گیری چندان صریحی در قبال آن‎ها نداشتند و آنان نیز کم‎و‎بیش به این‎گونه رفتار که در بیشتر مواقع به ضرر منافع ملی کشور نیز بود، ادامه می‎دادند تا این‎که بالاخره در پی بالاگرفتن التهابات سیاسی در کشور و کارشکنی‎هایی که در مسیر کار دولت از سوی تعدادی از گروه‎های سیاسی انجام می‎گرفت، رهبر انقلاب در سخنانی درباره انتخابات مجلس چهارم فرمودند: "بنده بسیارى از فتنه‎گری‎ها را در این مجلس دیدم و به مردم نگفتم؛ چون نخواستم خاطر عزیز مردممان را آزرده کنم.

گفتم، این دوران، مى‌گذرد و تمام مى‌شود و مى‌رود. مردم چگونه حاضرند به کسانى که فتنه‌گرى کردند و حقایق را در نظر آن‎ها باژگونه جلوه دادند، رأى بدهند که دوباره وارد مجلس شوند؟! البته تعداد فتنه‌گرها، معدود بود. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس، از هر جاى کشور که بودند - چه از تهران و چه از شهرهاى دیگر - مردمانى شریف، دلسوز و علاقه‌مند بودند.

" یکی از مهم‎ترین اتفاقاتی که در این دوره از تاریخ جمهوری اسلامی ایران رخ داد، حمله عراق به کویت و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق است. در آن سال‎ها گروهی از نخبگان سیاسی بر این باور بودند که در حمله آمریکا به عراق باید به سود عراق وارد جنگ شد، آن‎ها در نطق‌های پیش از دستور خود به انتقاد از این عدم مداخله به سود عراق پرداختند و حتی در این راه ‌تظاهرات‌هایی هم به راه‌ انداختند و در نامه‌ای به مقام معظم رهبری از ایشان خواستد ایران از بی‌طرفی خارج شده و به همراه ‌صدام بر علیه‌ آمریکا وارد جنگ شود.

البته به‎نظر می‎رسد در عرصه سیاست خارجی باید به این نکته توجه کرد که هرچند دولت اصلی‎ترین شکل‎دهنده سیاست خارجی جمهوری اسلامی است، ولی با توجه به ساختار قدرت، باید سازوکاری بالاتر از سطح دولت مدیریت سیاست خارجی کشور را در دست داشته باشد؛ چراکه مثلا در همان دوره که عده‎ای از مخالفین دولت بر جنگ با آمریکا اصرار می‎ورزیدند، عده‎ای از دولت‎مردان بر گفت‎و‎گوی با ایالات متحده و غرب و همراهی با آن‎ها برای کسب منافع تجاری و تسهیل توسعه اقتصادی تأکید می‎کردند.

رهبر انقلاب در تاریخ بیست و سوم خرداد 1370 در پیام به حجاج بیت‎ا... الحرام در این‎باره فرمودند: "هنگامى که ارتش عراق براى ارضاى جاه‌طلبى و افزون‎خواهى سران رژیم آن کشور، به کشور کویت حمله و آن را تصرف کرد و بهانه‌اى نقد به‎دست آمریکا براى حضور بى‌سابقه نظامى و بالطبع نفوذ شوم سیاسى و اقتصادى در منطقه خلیج فارس داد و منطقه خلیج فارس از هر دو طرف - رژیم عراق و متحدین غربى - به آتش کشیده شد، کسانى از مسلمین غالبا از روى ساده‌اندیشى خیرخواهانه، و شاید معدودى از سر بدخواهى و حساب‎گرانه، به جمهورى اسلامى مصرانه پیشنهاد مى‌کردند که به کمک رژیم بعثى عراق شتافته، به سهم خود ابعاد جنگ را گسترده‌تر سازد... اسلام دفاع از چنین رژیمى را جهاد نمى‌شمرد و آن را جایز نمى‌داند؛ لیکن این پیشنهادکنندگان بعضا تحت تأثیر اظهارات ریاکارانه و فرصت‌طلبانه مسئولان ویرانى عراق، که در برهه‎ای کوتاه براى جلب نظر ساده‌لوحان، به‎دروغ دم از اسلام و مقدسات دینى مى‌زدند و بعضا با اعتراف به خباثت و فساد و ظلم سران آن رژیم، دفاع از ملت عراق را انگیزه خود از این پیشنهاد مى‌دانستند، ما به آنان یادآورى مى‌کردیم که کمک به مردم مظلوم عراق واجب است، اما ورود در جنگ به‎نفع رژیم عراق و تحکیم سلطه آن رژیم، کمک به مردم عراق نیست؛ بلکه کمک به رژیم ضد‎مردمى عراق و ظلم به مردم عراق است که ده سال است آن رژیم منحوس، جنگى ناخواسته را بر آنان تحمیل کرده است. "

رفتارهای مدیریتی و هشدارهای سیاسی و امنیتی رهبر انقلاب کم و بیش ادامه داشت اما باید اوج این هشدارها را در سال‎های بعد از دوم خرداد 1376 جست‎وجو کرد. قتل‎های زنجیره‎ای یکی از نخستین حوادثی بود که نشان از ورود کشور به دوره‎ای جدید از بحران‎های امنیتی می‎داد که تنها در سال‎های اولیه پیروزی انقلاب، نمونه‎هایی از آن دست مشاهده شده بود. در این قتل‎ها که در پاییز سال 1377 رخ داد، چند نویسنده گمنام و یکی از فعالین سیاسی روزهای اول انقلاب که البته در سال‎های اخیر کمتر نامی از او به میان آمد و همسرش به قتل رسیدند. بعد از قتل این افراد، وزارت اطلاعات در بیانیه‎ای اعلام کرد تعدادی از افراد خودسر این وزارتخانه مسئول وقوع این قتل‎ها بوده‎اند. این اتفاق که با پوشش رسانه‎ای و تبلیغاتی رادیو تلویزیون‎های بیگانه همراه بود، التهابات زیادی را در جامعه و به‎خصوص محافل سیاسی و مطبوعاتی به‎وجود آورد.

رهبر انقلاب در سخنانی ضمن تأکید بر ضرورت تلاش وزارت اطلاعات برای روشن کردن دست‎های پشت پرده این ماجرا، نکاتی را در این‎باره مطرح کردند که تأثیر زیادی در تنویر اذهان و خنثی شدن توطئه برعلیه نظام داشت، ایشان فرمودند: "این قتل‎ها به‎ضرر ملت ایران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حکومت بود.

یک گروه داخلى که جزو وزارت اطلاعات هم باشند، هرچه هم حالا فرض کنید که متعصب باشند و بناى این کار را داشته باشند، در سطوحى از وزارت اطلاعات که اهل تحلیلند، امکان ندارد دست به چنین قتل‎هایى بزنند. این افرادى که کشته شدند، بعضی‎ها را ما از نزدیک مى‌شناختیم. این‎ها کسانى نبودند که یک نظام، اگر بخواهد اهل این حرف‎ها باشد، سراغ این‎ها برود. اگر نظام جمهورى اسلامى اهل دشمن‌کشى است، دشمنان خودش را مى‌کشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟! مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اولِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنه‎هاى سال شصت دشمن ما شد؛ اما دشمن بى‌خطر و بى‌ضرر... ایشان معروفیتى در میان مردم نداشت؛ نفوذى نداشت؛ دشمن بى‌خطرى بود؛ انصافا آدم نانجیبى هم نبود. البته ما دشمنانى هم داریم که انصافا نجیب نیستند؛ اما مرحوم فروهر و مخصوصا عیالش نه؛ آدم‎ها نانجیبى نبودند.

حالا شما فکر کنید، کسى که مثل فروهر را مى‌کشد، آیا مى‌تواند دوست نظام باشد؟! مى‌تواند براى نظام کار کند؟! چنین چیزى معقول است؟! من این را باور نمى‌کنم. آشنایى من با مسایل سیاسى این بیست ساله و قبل از این در دوران انقلاب - آشنایى با اشخاص، آشنایى با جریانات سیاسى، آشنایى با توطئه‎هاى گوناگونى که از اطراف دنیا همیشه در جریانش بوده‌ایم - اجازه نمى‌دهد که من باور کنم این کار عناصرى است که با نظام مسئله‌اى ندارند و نمى‌خواهند علیه نظام کار کنند. بعضى از این دو، سه نفر نویسنده‌اى هم که متأسفانه در این حادثه کشته شدند، اسمشان را بنده هم نشنیده بودم. الان بنده غالبا مجلات و کتاب‎ها و تازه‎هاى فرهنگ را مى‌بینم. من آدمى نیستم که یک نویسنده و روشنفکر معروفى در کشور باشد و او را نشناسم. البته شاید مثلا در بعضى از محافل فرهنگى یا غیرفرهنگى خارجى، این‎ها را مى‌شناختند؛ اما در داخل آن‌قدر معروف نبودند که بنده اسم این‎ها به گوشم خورده باشد. بعضی‎هایشان را هم که اسم‎هایشان را شنیده بودم، جزو روشنفکران درجه یک این کشور نبودند. افرادى که مردم این‎ها را نمى‌شناسند، مردم از کتاب‎ها و نوشته‎ها و آثار فکرى‌شان هیچ خبرى ندارند و کسى از این‎ها حرفى نمى‌شنود، برد تبلیغى ندارند. آن دستى که به فکر مى‌افتد بیاید این‎ها را تصفیه کند و به قتل برساند - یا در داخل خانه‎هایشان، یا در میان راه، یا در خیابان، یا در بیابان - مگر مى‌تواند بیگانه نباشد و تابع یک نمایشنامه از پیش طراحى شده‌اى نباشد؟! "

در حالی‎که چندین ماه از سخنان و تأکید رهبری برای روشن شدن ماهیت افراد پشت پرده این جنایت‎ها می‎گذشت، ولی هیچ نتیجه مثبتی از روشن شدن موضوع و مشخص شدن عوامل قتل‎ها دیده نمی‎شد و فقط اخبار مبهم در فضای رسانه‎ای منتشر می‎شد که فقط اوضاع را ملتهب‎تر می‎کرد. در این شرایط، بحرانی دیگر سر باز کرد؛ حادثه‎ای که بعدها به کوی دانشگاه مشهور شد. ماجرا از این قرار بود که مجلس شورای اسلامی تصمیم به بازنگری قانون مطبوعات برای حذف نکات مبهم آن گرفت. اما تعدادی از گروه‎های دوم خردادی با این کار مخالف بودند. روزنامه سلام که در اختیار طیفی از نیروهای استحاله‎طلب دوم خردادی بود با انتشار سندی از اسناد محرمانه وزارت اطلاعات مدعی شد، سعید امامی که پیش از این از سوی مطبوعات دوم خردادی به‎عنوان عامل اصلی قتل‎های زنجیره‎ای معرفی شده بود، تدوین‎کننده طرح بازنگری و اصلاح قانون مطبوعات است. در این شرایط وزارت اطلاعات از این روزنامه به‎خاطر انتشار این سند محرمانه شکایت کرد و بدین ترتیب روزنامه سلام توقیف شد. در شامگاه روز هفدهم تیر 1378 تعدادی از دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران با برگزاری تجمعات اعتراض‎آمیز نسبت به توقیف این روزنامه اعتراض کردند. این تجمعات صد و یا دویست نفره کم‎کم به بیرون از محوطه کوی رسید و اراذل و اوباش هم با سوء‎استفاده به شرایط به معترضین پیوسته در مناطقی از مرکز تهران دست به آشوب زده و به اموال مردم خسارت زدند.هر روز ابعاد این آشوب‎ها بیشتر می‎شد تا این‎که رهبر انقلاب در یک سخنرانی تاریخی و مهم برای پایان دادن به این بحران از ملت دعوت کردند تا به صحنه بیایند. نکته جالب توجه دعوت از ملت و نه نیروهای نظامی و انتظامی برای پایان دادن به فتنه‎ها و اغتشاشات بود. ایشان در این سخنرانی ضمن محکوم کردن حمله به خوابگاه دانشجویان تأکید کردند: "این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولى در جمهورى اسلامى بود. حمله به منزل و مأوا و مسکن جمعى - به‎خصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت - به هیچ‎وجه در نظام اسلامى قابل‎قبول نیست. جوانان این کشور - چه دانشجویان و چه غیر دانشجویان - فرزندان من هستند و هرگونه چیزى که براى این مجموعه‎ها مایه اضطراب و ناراحتى و اشتباه در فهم باشد، براى من بسیار سخت و سنگین است. هر کسى بوده، فرق نمى‌کند؛ چه در لباس نیروى انتظامى، چه در غیر آن. مسلما با کسانى‌ که در نظام جمهورى اسلامى تخلف مى‌کنند، باید برخورد شود؛ اما با کسى که تخلفى نکرده است؛ کسى‌که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویى، کار بسیار خطا و ناروایى است اگر برخورد شود. "

رهبر انقلاب همچنین در پایان نکته‎ای را که در آن سال‎ها معمولا بر آن تأکید داشتند، بازهم به مسئولین و گروه‎های سیاسی یادآوری کردند: "آقایانى که سردمداران خطوط سیاسى و گرایش‎هاى سیاسى هستید، حالا برسید به این حرفى که ما مى‌گوییم. شما خودی‎ها وقتى سر قضایاى بیهوده این‌طور با هم درگیر مى‌شوید، دشمن سوءاستفاده مى‌کند؛ بفرمایید، این یک نمونه؛ دیدید دشمن چطور استفاده کرد؟! دیدید دشمن چگونه نیش خود را زد؟! این مسایل را کنار بگذارید. البته ما اصرار نداریم که همه یک‎طور فکر کنند؛ اما براى کار سیاسى و درگیرى سیاسى، حدى قایل شوید و خط قرمزى بگذارید. " اغتشاشات مربوط به غایله کوی دانشگاه با حضور گسترده مردم پایان یافت، اما بازهم تعدادی از گروه‎های سیاسی در رقابت، خطوط قرمز و منافع ملی را نادیده گرفتند. اوج این مسایل را باید در انتخابات مجلس ششم و هفتم مشاهده کرد. در انتخابات مجلس ششم بحران پدید آمده مربوط به تقلب صورت گرفته در بعضی حوزه‎های رأی‎گیری بود که پس از بازشماری آرای تهران اختلافات فاحشی در تعداد آرا پدید آمد و شورای نگهبان حاضر به تأیید انتخابات نشد. جناح حاکم که خود را پیروز انتخابات می‎دانست و البته مناصب کلیدی در ستاد انتخابات کشور را هم در دست داشت، بر مواضع خود تأکید می‎کرد و حملات شدیدی را بر علیه نهادهای نظارتی تدارک دید و از تمکین نظر آن‎ها امتناع کرد. در این شرایط، شورای نگهبان در نامه‎ای به رهبر انقلاب ماوقع حوادث انتخابات و تغییر نتایج بر اثر بازشماری تعدادی از صندوق‎ها را بازگو کرد و با توجه به‎مدت‎زمان زیادی که بازشماری آرا می‎گرفت، از ایشان راهنمایی خواست. رهبر انقلاب ضمن تشکر از شورای نگهبان برای انجام وظیفه قانونیش در پاسخ تأکید کردند: "1. صندوق‎هایى که مخدوش بودن آن از نظر شوراى نگهبان به اثبات رسیده است و با معیارهاى آن شورا قابل‎تأیید نیست، باید ابطال گردد.

2. به‎نظر مى‌رسد که بازشمارى بقیه صندوق‎ها که طبق آن‎چه در نامه خود مرقوم داشته‌اید، جز در مدتى طولانى ناممکن و برخلاف مصلحت است، وظیفه‎اى شرعى و قانونى را متوجه آن شورا نمى‌سازد، زیرا وجود تخلف در آن‎ها محرز نیست.

3. وضعیت منتخبان تهران با توجه به کلیه صندوق‎ها به‎جز آن‎چه در بند یک آمده است، ملاحظه و نتایج آن به‎عنوان نتایج قطعى انتخابات تهران اعلام شود.

4. دستگاه قضایى و بازرسى موظفند عاملان تخلف در صندوق‎هاى مخدوش را شناسایى و تحت تعقیب قانونى قرار دهند. "

در انتخابات مجلس هفتم باز هم بحرانی دیگر از سوی تعدادی از گروه‎های سیاسی برای نظام پدید آمد. در آستانه انتخابات مجلس هفتم تعدادی از نمایندگان مجلس که از طیف استحاله‎طلبان دوم خرداد بودند، در اعتراض به رد صلاحیت تعدادی از نمایندگان مجلس ششم در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، در مجلس دست به تحصن زدند و خواستار عدم برگزاری انتخابات و یا حداقل تعویق آن که قرار بود بر‎اساس برنامه اعلام شده در روز اول اسفند ماه برگزار شود، شدند. علاوه‎بر ‎این نمایندگان تعدادی از استانداران و معاونین وزرا نیز در نامه‎ای از مناصب خود استعفا دادند.رهبر انقلاب در دیدار با وزیر کشور و استانداران که برای گله از شورای نگهبان به حضور ایشان رسیده بودند، بر رعایت قانون تأکید کردند: "اگر [مسایل] به‎جاى حساسى برسد و محتاج تصمیم‌گیرى باشد، و اگر نوبت از مراحل قانونى بگذرد و به رهبرى برسد، شکى نیست که بنده وارد مى‌شوم و به آن‎چه تشخیص مى‌دهم وظیفه است، عمل خواهم کرد؛ کما این‌که تا الان هم چنین چیزى اتفاق افتاده است؛ در مورد انتخابات هم اتفاق افتاده و بازهم همین‌طور خواهد بود؛ اما این معنایش این نیست که اگر شما صلاحیت کسى را تأیید کردید و دیگرى رد کرد، یا شما رد کردید و دیگرى او را قبول داشت، لازم باشد رهبرى وسط بیاید و بین شما و آن‎ها داورى کند؛ نه، مجراى قانونى و روش قانونى وجود دارد. یا مثلا اگر شما صلاحیت کسى را تأیید کردید و او صالح نبود و از زیر دست شما رد شد، ممکن است بنده او را بشناسم و به این کار راضى هم نباشم؛ اما من هیچ وظیفه‌اى ندارم بیایم جلوی این آدم را بگیرم؛ مجراى قانونى‌اش را طى مى‌کند. " دو روز بعد رهبر انقلاب با هیئت‎های اجرایی هم دیدار داشتند و در آن دیدار در مورد بررسی صلاحیت کسانی که در دوره ششم نماینده مجلس بوده‎اند، تأکید کردند: "آقایان احراز را حتمى بگیرید؛ اما دایره محرز را خیلى تنگ نگیرید؛... فرض کنید جوانى است که در محیطى هیجانى قرار گرفته و چند نفر مطلبى گفته‌اند و او هم حرفى زده، یا در جلسه‌اى که دو، سه یا پنج نفر از دوستان راجع به کشور و اسلام صحبت مى‌کنند، جمله‌اى گفته که این جمله ممکن است در صحبتى دوستانه قابل‎قبول باشد - هرچند که انتقادآمیز بوده؛ یا انتقاد از رهبرى یا از برخى از مبانى نظام - اما نمى‌توان این جمله و حرف را که به گوش ما رسیده، حاکى بدانیم از این‌که این شخص از صلاحیت ساقط شده است. این مطلب را براى توضیح معناى تنگ نگرفتن دایره محرز گفتم. شرایطى هست که باید احراز شود؛ منتها اندازه وجود این شرایط در اشخاص مختلف، ممکن است مختلف باشد؛ همچنان که آن مسایلى که حاکى از وجود یا فقدان این شرایط هست، آن‎ها هم در شرایط و اوضاع و احوال مختلف تفاوت پیدا مى‌کند. " بعد از این سخنان رهبر انقلاب، شورای نگهبان صلاحیت‎ها را مجددا مورد بررسی قرار داد و صلاحیت هزار و 160 نفر دیگر را تأیید کرد. این تأیید صلاحیت باعث شد تا تعداد کاندیداها به 5 هزار و 450 نفر برسد به‎عبارت بهتر، برای هر کرسی نوزده داوطلب وجود داشت؛ ولی باز هم استحاله‎طلبان راضی نشده بودند و دم از تعویق انتخابات می‎زدند.

با ادامه یافتن زمزمه‎ها برای سرد کردن تنور انتخابات و تعویق آن، آیت‎ا... خامنه‎ای در سخنانی بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر و برخورد قاطع با اخلال‎گران در برگزاری انتخابات تأکید کردند. "انتخابات باید در موعد خود - روز اول اسفند - بدون حتى یک روز تأخیر انجام گیرد. من متأسفم از این‌که بعضى افراد از روى غفلت، همان حرف‎هایى را تکرار مى‌کنند که دشمنان این ملت مى‌زنند. آن‎ها با تبلیغات و روش‎هاى سیاسى و حیله‎هاى خود برخى از مسئولان اجرایى را به کنار رفتن و اجرا نکردن مسئولیت قانونى تشویق مى‌کنند. مگر اجرا و برگزارى انتخابات، حق کسى از مسئولان است که بگوید من این حق را مى‌خواهم یا نمى‌خواهم؟

وظیفه است؛ وظیفه قانونى دستگاه‎هاى مشخص دولتى است؛ باید این وظیفه را انجام دهند؛ این حق مردم است. مگر کسى در داخل کشور مى‌تواند بگوید چون من این پدیده را نمى‌پسندم، یا فلان روش را نمى‌پسندم، آن‎چه را که قانون به‎عنوان وظیفه بر عهده من قرار داده است انجام نمى‌دهم؟ مگر مى‌شود چنین کارى کرد؟!

شانه خالى کردن از مسئولیت، به صورت کناره‌گیرى و استعفا و غیر این‎ها، براى این مسئولان، هم خلاف قانون است، هم حرام شرعى است. مگر مى‌شود با این حق بزرگ مردم بازى کرد؟! " بعد از این سخنان، آقایان خاتمی و کروبی در نامه‎ای به رهبر انقلاب بر اطاعت امر ایشان و برگزاری انتخابات در موعد مقرر تأکید کردند که آیت‎ا... خامنه‎ای نیز در پاسخ به آن‎ها تأکید کردند. اما علی‎رغم خواست رهبری، بازهم تعدادی از گروه‎های دوم خردادی همراه با اپوزیسیون خارج‎نشین این انتخابات را تحریم کردند، ولی نتیجه این انتخابات برای آنان، قدم گذاشتن در مسیر حذف از فضای سیاسی ایران بود. شکست در انتخابات بعدی که اوج آن نهمین دوره انتخابات ریاست‎جمهوری بود، نمود بارز حذف این جریان از فضای سیاسی ایران بود. این پایان غایله‎های سیاسی و امنیتی در تاریخ پر فراز و نشیب جمهوری اسلامی نبود. انتخابات دهمین دوره ریاست‎جمهوری آخرین نمونه از این غایله‎ها بود که متأسفانه به علت عدم رعایت منافع ملی و خط قرمزها در رقابت‎های سیاسی، هزینه‎های مادی و معنوی زیادی را بر نظام وارد ساخت و سرمایه اجتماعی ناشی از حضور هشتاد و پنج درصدی مشارکت در انتخابات را از بین برد. اندکی دقیق شدن در علت به‎وجود آمدن چنین غایله‎ای ما را به این حقیقت می‎رساند که توجه به هشدارهای رهبری از کاندیداها و طرفداران آن‎ها گرفته تا صدا و سیما و رسانه، تأثیر به‎سزایی در رخ ندادن چنین غایله‎ای داشت و البته این غایله و حواشی آن باز هم سند مظلومیتی برای رهبر انقلاب است. هرچند ایشان با قاطعیت در مواقع بحرانی وارد شده و از بروز هزینه‎ها برای کشور و نظام جلوگیری می‎کنند، ولی عدم توجه به هشدارهای ایشان از سوی مسئولین و نخبگان سیاسی سندی بر مظلومیت ایشان است. به‎عبارت بهتر، ایشان یک مظلوم مقتدر هستند؛ درست همانند جمهوری اسلامی که خود ایشان فرمودند: "من سال‌هاست این را گفته‌ام - جمهورى اسلامى نظامى است که تمام ارکان اقتدار معنوى در او جمع است؛ مقتدر است، اما مقتدر مظلوم. این‎ها با هم منافات ندارد. مظلوم است به‎خاطر چى؟...

یکى‌اش این است که دشمنان جمهورى اسلامى براى این‎که فکر و آرمان جمهورى اسلامى در بین جامعه عظیم مسلمان‌ها گسترش پیدا نکند، انواع و اقسام دروغ‌ها را به جمهورى اسلامى بسته‌اند؛ از دروغ‎هاى اعتقادى و فکرى بگیرید تا دروغ‌هاى فرقه‌اى و سیاسى و اجرایى. این کار را می‌کنند، آن کار را می‌کنند، این‎جور می‎گویند، آن‎جور می‎گویند، این‎جور فکر می‎کنند، آن‎جور عمل می‎کنند. سى سال است که دارند علیه ما دروغ می‎بافند. "


منبع:فارس

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

یک توهین به امام باعث پیروزی انقلاب شد
دیده بان نیوز:حجت‌الاسلام رحیمیان :دشمن نباید فراموش کند که یک توهین به امام باعث پیروزی انقلاب شد

 به گزارش دیده بان حجت‌الاسلام محمد حسن رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در گفتگو با دیدبان نیوز ،با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار داشت: در ماه‌های اخیر اقداماتی را علیه اصول خط امام (ره)، میراث‌های ارزشمند و در نهایت اهانت به عکس ایشان شاهد بودیم.
وی افزود: این اقدامات عکس‌العمل ذلیلانه مثلث شوم آمریکا و انگلیس و صهیونیست‌ها در قبال سیلی‌ها و ضربه‌هائی است که از امام دریافت کرده‌اند.
عضو دفتر امام خمینی(ره)، بیان داشت: این حرکات مذبوحانه و جنون‌آمیز دشمن نشان‌دهنده پویایی و زنده بودن خط و راه امام در داخل کشور و در سطح جهان است.
نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران، خاطر نشان کرد: موج بیداری روز افزودن جهان اسلام و ملت‌های دربند و افول و شکستن هیبت ابرقدرت‌ها و شکست تمامیت جهان استکبار در جنگ‌های 33 روزه، 22 روزه و ...و اقتدار و نقش‌آفرینی منطقه‌ای و بین‌المللی روز افزون جمهوری اسلامی و حماسه حضور 85 درصدی ملت بزرگ در انتخابات 22 خرداد امسال و خلاصه 30 سال ناکامی‌های پی‌درپی دشمن باعث شد که آخرین تیرهای خود را کمان بگذارند.
عضو مؤسس مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: دشمن کینه‌توز با استفاده از توهمات القائی به نامزدهای شکست‌خورده و تمام ابزارها و مزدوران میانی خود، ‌جمع ناچیزی از عناصر فریب خورده و عده‌ای از اراذل و اوباش را توانستند به میدان بیاورند تا به گمان خود از امام، راه بنیانگذار کبیر انقلاب و میراث جاودانه امام، انتقام بگیرند.
وی با اشاره به اهانت اغتشاشگران به ساحت امام خمینی(ره)،ادامه داد:گویا دشمن، فراموش کرده که یک توهین به امام در روزنامه اطلاعات سال 56 باعث اوج‌گیری و پیروزی انقلاب گردید و امروز هم دشمن با دست خود گور خود را کند و یقینا امواج خروشان و اقیانوس امت اسلام این کف‌های کثیف را از چهره نورانی جمهوری اسلامی خواهد زدود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

مستند میرحسین و سودای سوخته

میرحسین موسوی و مستند سودای سوخته...

جهت بازدید،دانلود کنید!

بخش اول

 

لینک 1

 

لینک 2

 

لینک 3

 

 

بخش دوم

 

لینک 1

 

لینک 2

 

لینک 3

 

 

بخش سوم

 

لینک 1

 

لینک 2

 

لینک 3

 

 

بخش چهارم

 

لینک 1

 

لینک 2

 

لینک 3

 

 

بخش پنجم

 

لینک 1

 

لینک 2

 

لینک 3

 

 

 

بخش ششم

 

لینک 1

 

لینک 2

 

لینک 3

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

سناریوی قتل ندا آقاسلطان+فیلم+اظهارات یک پزشک

در این مستند معلوم می شود که ندا آقا سلطان با همکاری منافقین در لجظه فیلمبرداری از حود، با دستگاهی مخصوص خون را روی صورت خود جاری می کند...همچنین تناقض های آشکار عکس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از دروغگویی دشمنان جمهوری اسلامی میدهد.

ندا آقا سلطان در این سناریوی خود همکاری می کرده و پس از اینکه همراه با آرش حجازی و استاد موسیقی خود وارد آمبولانس برای عزیمت به بیمارستان می شده توسط منافقین کشته می شود.

 

 

 

35،2 مگابایت/با فرمت wmv

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

8،9 مگابایت/ با فرمت 3gp

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

 فیلم با کیفیت سناریوی قتل ندا آقا سلطان

 

97 مگابایت/ با فرمت mpg

دانلود کلیپ تصویری

غیر مستقیم

 

 

 شادی روح امام و شهدا صلوات 

 

کامنت زیر توسط یک دکتر گذاشته شده و دلایلی دیگر بر دروغ بودن پروژه را بیان کرده است. این کامنت در این همین پست قابل مشاهده هست:

سلام
فیلم ندا رو دیدم. بعنوان یک پزشک چند نکته جدید توجهم را جلب کرد . 1- لحظه اول که ندا روی زمین خوابیده صورتش کاملا تمیز است و مستقیم از گوشه چشم توی دوربین نگاه می کند از طرف دیگر آقای دکتر بی بی سی میگوید که تیر به
aort خورده برای چنین مصدومی این مقدار هوشیاری و توجه به دوربین غیر ممکن است بلکه در همان ثانیه های اول مصدوم confuse می شود. 2- در لحظه اول هیچ خونی روی بدن ندا نیست اگر بر اساس ادعای دکتر بی بی سی خون از aort پاره شده فوران کرده و روی صورتش ریخته چرا بقیه بدن تمیز است ؟ چرا دست دکتر که ادعا می کند جلوی خونریزی را گرفته بوده خونی نیست ؟ 3- نمی شود aort پاره شود و ده پانزده ثانیه بعد مصدوم اینقدر هوشیار باشد و به صدای اطرافیان عمل کند و دستش را حرکت دهد و نمی شودهم زمان با همه اینها اینهمه خون از بینی مصدوم بعلت پارگی aort
خارج شود خروج اینهمه خون از بینی مستلزم آنست که خون وارد ریه و مجاری تنفسی شود و آنرا اشباع کند و از راه دهان و بینی خارج شود . در چنین وضعیتی مصدوم نمی تواند بلا فاصله قبل از خروج اینهمه خون هشیار باشد.
در مجموع بنظر می رسد که پیمانکار مجری پروژه ایرانی بوده وگرنه از سازمانهای جاسوسی غرب توقع داشتیم تمیز تر کار کنند

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

بدون شرح...

خورشید هر روز طلوع می کند و غروب

زمین در مداری ثابت حرکت می کند

ستارگان همچون چراغ هایی نورانی آسمان را مزین می کنند

انسان از آب پدید می آید

بزرگ می شود و می میرد

زنبور خانه می سازد و عنکوبت هم

آیا نمی بینند... آیا نمی اندیشند... آیا نمی فهمند... !؟

هم می بینند، هم می آندیشند و هم می فهمند

اما...

کسی چه می داند شاید اگر روزی قدرتی را شیفته باشیم...

 و ثروتی را اندوخته باشیم...

 ما هم نبینیم، نیاندیشیم و نفهمیم

مگر طلحه و زبیر کم آدمهایی بودند

و مگر تاریخ امثال آنها را کم دیده است

هنوز یادم هست که مردی ادعا می کرد برای بازگشت به مسیر امام به صحنه آمده است...

آیا او نمی فهمید چه می گوید؟ یا حالا نمی فهمد چه می کند؟

نه!!! خوب می فهمد!

قصه قصه نان است و نرخ روزش، همین!

پ ن

1- افسوس که دشمن دنبال آب گل آلودیست برای ماهی گیری...

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

خمینی علمدار سپاه مهدی(عج)
خمینی علمدار سپاه مهدی (عج)
 بسم رب الشهدا و الصدیقین

مردم ایران ثابت کرده اند که تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند ولی تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت .ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامی جهان کفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت کرده است .آیا ملت ایران در مقابل توطئه منافقین و لیبرالها و زر اندوزی و احتکار سرمایه داران و حیله مقدس مابان مقاومت نکرده است ؟ایا همه این حوادث و جریانات برای ضربه به اصول انقلاب نبوده است . که اگرنبود حضور مردم هریک از این توطئه ها می توانست به اصول نظام ضربه بزند که خدا را سپاس می گذاریم که ملت ایران را موفق نمود تا با قامتی استوار به رسالت خود عمل کند و صحنه ها را ترک نگوید .آمریکا و استکبار در تمامی زمینه ها افرادی را  برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند ، در حوزه ها و دانشگاها مقدس نماها را که خطر آنان را بارها بارها گوشزد کرده ام اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می کنند، اینها با قیافه ای حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بی دین معرفی میکنند باید از شر اینها به خدا پناه بریم .امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) است . و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد . امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهای دشمن باز کرده است و هم چون همه عاشقان شهادت برای درک شهادت روزشماری می کند. جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ماباید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان براه اندازیم .*

انتها نوشت:

کسانی که به قلب توحید حضرت روح الله (ره)  بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران یکی از علمداران سپاه صبح و فرماندهان خاص حضرت ولی عصر اروحناه له فداه  آنهم علنا دراین حوادث اخیر با رفتار و عملکردشان با ایجاد فتنه و نفاق که شاهدش بودیم  و خود را یار امام ره میدانستند  و جز آن خادمینی بودند که امام ره فرموند هیهات اگر خادمین ملت به  اسلام خیانت کنند،  خاص کروبی موسوی هاشمی خاتمی  و .....!!! اهانت کردند ، می گوییم :
خاموش باش!خدا رویت را زشت گرداند ای دندان پیشین افتاده .به خدا سوگند ! آنگاه که حق آشکار شد تو ناتوان بودی ، و آواز تو آهسته بود و آن هنگام که باطل بانگ برآورد چونان شاخ بُز  سر برآوردی . خطبه 184

پ.ن:

*امام (ره) تیرماه 1367

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

بیانات مهم رهبر انقلاب درمورد حوادث اخیر+دانلود

رهبر انقلاب: بعضی اصرار دارند که یک اختلاف داخلی را تبدیل به مبارزه با نظام کنند

حضرت آیت الله خامنه ای با بیان اینکه من هیچ اعتقادی به دفع افراد ندارم اظهار داشتند: ولی بعضی خودشان اصرار دارند که دفع شوند و یک اختلاف داخلی را تبدیل به مبارزه با نظام کنند.

رهبر معظم انقلاب صبح امروز در دیدار جمعی از مبلغان مذهبی در آستانه ماه محرم، با اشاره به حوادث روزهای اخیر فرمودند: اساس کار دشمن فتنه سازی است و اساس کار ما باید ایجاد بصیرت باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای به اقدام برخی افراطیون در روز دانشجو و آتش زدن تصاویر امام راحل (ره) اشاره و تصریح کردند: بعضی با قانون شکنی مردم را در برابر نظام تشویق کردند و نتیجه این شد که دشمن ناامید ما جان بگیرد و به عکس امام (ره) اهانت شود.
ایشان افزودند: در قضایای اهانت به امام مردم خشمگین شدند، لکن آرامش خود را حفظ کنید، اینها کسانی نیستند که ریشه داشته باشند و بتوانند مقابله کنند.
رهبر فرزانه انقلاب با بیان اینکه من هیچ اعتقادی به دفع افراد ندارم اظهار داشتند: ولی بعضی خودشان اصرار دارند که دفع شوند و یک اختلاف داخلی را تبدیل به مبارزه با نظام کنند.
دانلود بیانات مهم رهبر انقلاب در مورد حوادث اخیر

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

انکار تو،تو را از بین نمی برد!

نه چشمان الهی تو

            که به قول اینان جذبه ی عامه پسند دارد

                               و نه گره ابروان حیدری ات

                                        هیچ وقت سوی ابلهانی نبوده است

                                                                که تمام همشان دنیاشان بود

 

تو

  ابراهیم وار ِ

          تبر به دوش ِ

                   موسی صفت ِ

                               دریا شکن ِ

                                         عیسی دم ِ ما

                                                    حسرت دیدار محمد (ص) را فرونشاندی

 

دیدیم مردی آمده است

          از خود ِ ما

               محکم، با صلابت

         نه این که سر خم کند برای هیچ برتری غیر از تقوا

 

حیوانیت است به خدا

         نه!

               قسم کفاره دارد

                   وقتی همه تسبیح او می گویند

                         بل هم اضل است

                               که سر بگذاری به پای آن که

                                      لقمه نانت را چرب می کند

                                                      و افسار عقلت را می گیرد

 

نه چشمان الهی تو

      نه گره ابروان حیدری ات

                    حتی اگر عکس خورشید پاره کنند

                                تنگ تر نخواهد شد

 

من می دانم

    تو برای انسانیت گمشده ی انسان

          برای آزادی

              و برای حقیقت زندگی

                            ایستاده بودی

 

بگذار، اجازت بفرما

           روح خدا! فرزند زهرا

                  که چشمان خاکی ما

                        خون ببارد

 

کدام منطق با عزت تو نمی خواند؟

           مگر ادعای دانش ندارد انسان؟

                    چرا باز گوساله می پرستد؟

                              این صدای خوش گوساله ها

                                          به خدا!

                                    از جای پای رسولان است

                                                       اقیانوس را به جوی وامگذار

 

باید کتاب های تاریخ گویا شوند؟

              استعمار و نقشه ای که آب می رود

                        یادتان رفته؟

                              حکاکی کردند کشورتان را

                                         که بنازید به نقش یک گربه؟

 

شاه، شاه است!

            چه نفس اماره تو باشد

                         چه مدنیت بی خدا

 

نشاید

   و نباید خود را به تو قیاس کنند

                    که انکارت کنند

                                انکار ِ تو

                                     تو را از بین نمی برد

                       آسمان گواه ِ توست

                              و عیسایی که در آن منزل دارد

 

قیامت می شود یک روز

            نه کوه می ماند و نه ابر

                                  و آن روز است که

                                           عقل می نشیند به گلایه از انسان

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

کاتوزیان مواضع خود را اصلاح کرد

کاتوزیان مواضع خود را اصلاح کرد

رئیس کمیسیون انژری مجلس گفت که "هتک حرمت ساحت امام خمینی(ره) قطعا کار دشمنانی است که درصدد ایجاد شکاف در جامعه و کشاندن برخوردها به خیابان‌ها هستند."

شبکه ایران: هنوز دقایقی از مصاحبه رئیس کمیسیون انژری مجلس درباره محکومیت هتک حرمت امام خمینی(ره) نگذشته بود که تیتری با عنوان " شاید اهانت به امام کار حامیان افراطی دولت باشد" به نقل از او بر پیشانی رسانه‌های اصلاح طلب نشست.

این تیتر که به گفته خود حمیدرضا کاتوزیان حتی با پوشش گسترده رسانه های ضد ایرانی از جمله بی‌بی‌سی فارسی هم مواجه شده، امروز باعث اعلام نارضایتی رئیس کمیسیون انرژی مجلس از برخورد جریان ضد انقلاب با مصاحبه او شد.

کاتوزیان در گفت و گو با شبکه ایران، با بیان اینکه از برخوردهای این گروه از رسانه ها با سخنانش راضی نیست، علت کم مصاحبه کردن خود را همین سوءاستفاده های تبلیغاتی عنوان کرد.

او تیتر رسانه های اصلاح طلب را تنها یک تحلیل خواند و گفت که سندی درباره آن وجود ندارد.

رئیس کمیسیون انژری مجلس در ادامه به بیانات روز گذشته رهبر معظم انقلاب درباره ماهیت هتاکان به امام(ره) اشاره کرد و گفت که "هتک حرمت ساحت امام خمینی(ره) قطعا کار دشمنانی است که درصدد ایجاد شکاف در جامعه و کشاندن برخوردها به خیابان‌ها هستند."

به گفته کاتوزیان برخورد رسانه های مورد اشاره با مصاحبه اخیر او همانند برخورد برخی بی نمازان با آیه "تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکارى‏ " است که تنها به بخش اول آن استناد می کنند.

رئیس کمیسیون انژری مجلس با بیان اینکه اگر رسانه ها همه سخنانش را منتشر کنند، اذهان افکار عمومی روشن می شود، تاکید کرد که "برخی رسانه ها چون به دنبال آشوب و توسعه فتنه هستند، همه سخنان را منتشر نمی کنند و تنها به بخشی از گفته ها می پردازند."

او اینگونه برخورد را بی صداقتی و رویه رسانه هایی دانست که خیر مملکت و ملت را نمی خواهند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

حذف مقطع راهنمایی از نظام آموزشی

حذف مقطع راهنمایی از نظام آموزشی

وزیر آموزش و پرورش گفت: براساس مصوبه امروز شورای عالی آموزش و پرورش که با حضور رئیس جمهور برگزار شد، مقطع راهنمایی از نظام آموزش و پرورش حذف و نظام آموزش و پرورش به دو مقطع6ساله ابتدایی و6 ساله متوسطه تقسیم بندی خواهد شد.

حمید رضا حاجی بابایی در مصاحبه با واحد مرکزی خبر افزود: بر اساس مصوبه امروز همچنین دوره پیش دبستانی به آموزش و پرورش رسمی کشور باز می گردد و مقطع ابتدایی به شش سال افزایش می یابد.

وی اضافه کرد: همچنین بر اساس مصوبه امروز دوره پیش دانشگاهی نیز در قالب شش ساله مقطع متوسطه قرار می گیرد.

وزیر آموزش و پرورش گفت: اجرای این طرح در یک دوره سه ساله شکل خواهد گرفت و زمان آغاز اجرای این طرح نیز در جلسات آینده شورای عالی آموزش و پرورش مصوب خواهد شد.

حاجی بابایی همچنین تصریح کرد:‌ برنامه ریزی برای اجرایی شدن این طرح نیز در جلسات شورای عالی آموزش و پرورش بررسی و تصویب خواهد شد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

صدای احمدی نژاد در الیزه هم شنیده می شود!

صدای احمدی نژاد در الیزه هم شنیده می‌شود

پایگاه اینترنتی اینتلیژنس اذعان داشت که با وجود تمام مشکلات، دیپلماسی و صدای احمدی نژاد در الیزه هم شنیده می شود.

به گزارش ایرنا، پایگاه اینترنتی اینتلیژنس که به منابع امنیتی فرانسه نزدیک است، در مطلبی نوشت دیپلماسی فرستادگان احمدی نژاد تا داخل کاخ الیزه نفوذ کرده است.

این سایت به نقل از اداره مرکزی اطلاعات داخلی فرانسه نوشت پاریس نمی خواهد همه پل ها را با تهران تخریب کند اما فعالیت فرستادگان ایران را به دقت زیر نظر دارد.

این سایت با اشاره به فعالیت نمایندگی دیپلماتیک ایران در فرانسه می نویسد: اداره مرکزی اطلاعات فرانسه می داند سید مهدی میرابوطالبی، سفیر ایران در فرانسه، بسیار فعال است و بخصوص در زمینه ارتباط با رسانه ها این فعالیت چند برابر می شود.

با وجود هشدارهای سرویس های امنیتی فرانسه، میرابوطالبی از نفوذ رسانه ای به خوبی برای انعکاس پیام ایران به داخل فرانسه و تاثیرگذاری بر مخاطب استفاده می کند. وی همچنین با دبیرکل کاخ الیزه نیز رابطه برقرار کرده است.

اینتلیژنس همچنین به نقل از اداره مرکزی اطلاعات داخلی فرانسه آورده است که سفیر ایران در فرانسه، با وجود فشارهای سیاسی در داخل این کشور اروپایی، موفق شده است با آقای روکارد در خصوص ادامه فعالیت های کارخانه غنی سازی یورودیف و سهام ده درصدی ایران مذاکره کند. وی همچنین در داخل کاخ الیزه برخی مقامات را به خود جذب کرده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

بازتاب سخنان رهبر انقلاب در رسانه های خارجی

بازتاب سخنان رهبرانقلاب در رسانه‌های خارجی

بیانات روشنگرانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی داشت.

به گزارش فارس، سخنان حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای در دیدار با اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه به طور گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی انعکاس یافت.

*خبرگزاری آمریکایی "آسوشیتدپرس " در خبری به انتشار بخش‌هایی از سخنان مقام معظم رهبری پرداخت.
این خبرگزاری آمریکایی در قسمتی از خبر خود به این قسمت از سخنان رهبری اشاره کرد که وی فرموده بود: وقتى مى‌بینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت می‌کنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند دارند از اینها حمایت می‌کنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد.

*خبرگزاری فرانسه که به طور گسترده‌ای حوادث اخیر ایران را تحت پوشش قرار داده در گزارشی بخش‌های زیادی از سخنان مقام معظم رهبری را منتشر کرد.
این خبرگزاری در بخشی از گزارش خود این قسمت از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای را منتشر کرد: وقتى مى‌بینند همه‌ آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت می‌کند، توده‌اى از اینها حمایت می‌کند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت می‌کند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمی‌خواهیم حمایت شما را.

*پایگاه اینترنتی روزنامه آمریکایی "لس‌آنجلس تایمز " نیز در خبری به انتشار سخنرانی مقام معظم رهبری پرداخت.
این روزنامه آمریکایی به بخشی از سخنان رهبری اشاره کرد که در آن فرموده بود: اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتى بود - یک عده‌اى تبدیل کردند به مبارزه‌ با نظام.

*پایگاه اینترنتی روزنامه اماراتی "گلف نیوز " نیز به انعکاس بخش‌هایی از سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پرداخت.
پایگاه اینترنتی این روزنامه برای خبر خود از عکس تعدادی از تظاهرات کنندگان که در اعتراض به اهانت به امام خمینی(ره) تجمع کرده بودند، استفاده کرد.

*روزنامه انگلیسی "گاردین " نیز طی گزارشی به انتشار سخنان روز گذشته مقام معظم رهبری پرداخت.
پایگاه اینترنتی این روزنامه در این خبر از عکس امام خمینی(ره) استفاده کرده است.

*گاردین در قسمتی از گزارش خود به این قسمت از سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد که فرمودند: اینها ایجاد فتنه می‌کند، شعار طرفدارى از قانون می‌دهند، اما در عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام می‌دهند. شعار طرفدارى از امام می‌دهند، بعد کارى می‌کنند که در عرصه‌ طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد.

*خبرگزاری آمریکایی "یونایتد پرس اینترنشنال "، شبکه خبری آمریکایی "ای‌بی‌سی نیوز "، پایگاه اینترنتی روزنامه آمریکایی "نیویورک تایمز " و پایگاه اینترنتی روزنامه انگلیسی "فایننشال تایمز " نیز با ارائه گزارش هایی بخش‌هایی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای را منتشر کردند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

دستگیری تعدادی از اهانت کنندگان به امام راحل(ره)

دستگیری تعدادی از اهانت کنندگان به امام راحل

دادستان عمومی و انقلاب تهران از دستگیری تعدادی از اهانت کنندگان به حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری خبر داد و گفت: ضابطان در حال تکمیل پرونده این متهمان برای ارسال آنها به دادگاه هستند.

عباس جعفری دولت آبادی روز دوشنبه در حاشیه مراسم تودیع احمد قاسمی سرپرست قدیم دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی و عباس ذاقلی سرپرست جدید این دادسرا در جمع خبرنگاران در پاسخ به سووال خبرنگار ایرنا مبنی بر این که تعداد دستگیرشدگان چند نفر است، اظهار داشت: تعداد دقیق متهمان را بعد از صدور کیفرخواست اعلام می‌کنیم چون تحقیقات ادامه دارد.

دادستان تهران در عین حال گفت که اتهام این افراد محرز است و آنها نیز خودشان در این زمینه اقرار کرده‌اند.

دادستان تهران در پاسخ به سووال دیگری مبنی بر این که پس از سخنان رییس قوه قضاییه درباره اهانت به ساحت امام چه اقداماتی انجام شده است، اظهار داشت: بعد از این که مردم و علما به حق به توهین به ساحت امام واکنش نشان دادند و نیز با توجه به انتظاری که از دستگاه قضایی داشتند به مامورانی که این پرونده را تشکیل دادند موکدا اعلام شد تمامی کسانی که اهانت کرده‌اند شناسایی شوند.

این مقام قضایی تصریح کرد: یکی از متهمان نیز در همان روز دستگیر شد که اکنون در زندان است و قرار است این پرونده به سرعت تکمیل و به دادگاه ارسال شود.

دادستان تهران با بیان این که اخبار قطعی در این زمینه را دادستانی اطلاع رسانی خواهد کرد، افزود: مردم مطمئن باشند نسبت به کسانی که به حضرت امام (ره) و مسوولان ارشد نظام اهانت کرده‌اند هیچ گونه اغماضی نخواهد شد.

وی افزود: این حق مردم است که در این زمینه از دستگاه قضایی مطالبه داشته باشند که ان‌شاء الله دستگاه قضایی با سرعت و قاطعیت اهانت کنندگان را به سزای اعمالشان خواهد رساند و در حوزه این جرایم هیچ گونه اغماضی نخواهد داشت.

دادستان تهران پیش از پاسخ به سووالات خبرنگاران در مراسم تودیع و معارفه نیز در سخنانی به اهانت کنندگان به ساحت امام (ره) هشدار داد و گفت: تجربه انقلاب ثابت کرده است هرکس در برابر امام ایستاده نابود شده است.
جعفری دولت آبادی خطاب به اهانت کنندگان گفت: از سرنوشت منافقین، بنی صدر و لیبرال‌ها که به زباله‌دان تاریخ رفته‌اند درس عبرت بگیرید.

این مقام قضایی تصریح کرد: فرزندان امام زنده‌اند و نمی‌گذارند به آرمان‌های امام اهانت شود مگر از روی اجساد ما رد شوند.

جعفری دولت آبادی اظهار داشت: یک انقلاب الهی با چهار تا حرف و تعرض از بین نمی‌رود، فرزندان امام محکم ایستاده‌اند و مبارزه می‌کنند.

دادستان تهران در عین حال از مردم خواست چنانچه اطلاعاتی مانند فیلم و عکس دارند که در این زمینه می‌تواند به کشف سرنخ‌هایی در مورد اهانت کنندگان کمک کند به دادستانی تهران اعلام کنند.

این مقام قضایی گفت: مردم، علما و مسوولین مطمئن باشند دادستانی تهران در برابر تعرض به امام و رهبری ساکت نمی‌نشیند و با قاطعیت برخورد می‌کند.

دادستان تهران در عین حال از مردم خواست همچنان که مقام معظم رهبری فرمودند آرامش خود را حفظ کنند.

جعفری دولت آبادی در بخش دیگری از سخنانش بار دیگر تاکید کرد: هیچ کس در دستگاه قضایی در حاشیه امن قرار ندارد و اگر جرمی مرتکب شود مصون از تعقیب نیست.

به گزارش خبرنگار ایرنا این مقام قضایی اضافه کرد: نام‌ها و نشانه‌ها همه پشت در دادگاه قرار دارد اما اگر کسی بخواهد با عنوان و مقامش وارد دادگاه شود اشکال ایجاد می‌شود.

دادستان تهران تصریح کرد: امروز برخی ابا دارند به دادگاه و نزد قاضی بیایند. قوه قضاییه باید محکم بایستد تا صاحبان قدرت و ثروت بفهمند باید نزد قاضی حاضر شوند.

این مقام قضایی گفت: این که عده‌ای فکر کنند چون حامیانی دارند احضار نمی‌شوند، درست نیست.

وی در عین حال اظهار داشت: البته ما نیز نباید از راه عدالت خارج شویم

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

"آشوب طلبان ایران"نامزد دریافت عنوان شخصیت سال!

پس از فارین پالسی، این بار نوبت به تایم رسید

"آشوب‌طلبان در ایران" در کنار "دزدان دریایی سومالی" نامزد دریافت عنوان شخصیت سال مجله تایم

مجله تایم به عنوان یکی از اصلی ترین ابزار دیپلماسی عمومی دولت امریکا، در اقدامی هماهنگ با دیگر رسانه‌های آمریکایی "آشوب طلبان در ایران" را به عنوان یکی از ده کاندید خود برای انتخاب چهره سال این نشریه معرفی کرده است .

به گزارش رجانیوز، مجله تایمز در اقدامی هماهنگ با دیگر رسانه های آمریکایی، با هدف روحیه بخشی به اغتشاشگران در داخل کشور، "آشوب طلبان در ایران" را به عنوان یکی از 10 کاندیدای خود برای کسب عنوان چهره برتر سال 2009 این مجله معرفی کرده است.

بنابر ادعای این نشریه امریکایی، طبق آخرین نظرات "آشوب طلبان در ایران" پیش از اوباما و استیو جاب، در رتبه نخست قرار دارند. این درحالی است که دزدان دریایی سومالی نیز در این فهرست در جایگاه دهم قرار دارند!
بنابراین و با زمینه سازی نشریه تایمز، احتمال انتخاب " آشوب طلبان در ایران" به عنوان چهره سال این مجله بسیار محتمل خواهد بود.

این انتخاب در حالی صورت می گیرد که با توجه به ریزش بدنه اجتماعی جریان آشوب طلب، پس از روز دانشجو و هتک حرمت به امام راحل، حامیان غربی این جریان تلاش وی‍‍ژه ای را برای روحیه بخشی به همراهان داخلی خود آغاز کرده اند به نحوی که باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا در مراسم ساختگی اهدای جایزه صلح نوبل، با حمایت از آشوب طلبان در ایران، گفت" من به عزت خاموش اصلاح طلبان در خیابان های ایران گواهی می دهم!"

در همین حال، چندی پیش، مجله فارین پالسی، ارگان شورای روابط خارجی امریکا نیز نام زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی را در جمع 100 متفکر برتر جهان قرار داد. اما انتخاب این عنوان که با سوابق علمی و فرهنگی رهنورد سازگاری نداشت، سردبیر این نشریه را بر آن داشت تا در مصاحبه ای با رد هرگونه مبنای علمی برای این انتخاب، علت قرار دادن نام همسر موسوی در میان 100 متفکر جهان را، حمایت از "آشوب طلبان در ایران" عنوان کند.

اما این مجله نیز اذعان کرده است که علت انتخاب "آشوب طلبان در ایران" به عنوان یکی از 10 کاندیدای برنده عنوان "چهره سال 2009 " ، جرات و شجاعت آنها را در مبارزه علیه جمهوری اسلامی بوده است. در عین حال، این مجله شفاف نبودن و آشکار نکردن مواضع میرحسین موسوی به عنوان هدایت کننده "آشوب طلبان در ایران" را از نقاط ضعف وی شمرده است.

گفتنی است در سال‌های گذشته و در حالی که محمود احمدی نژاد به عنوان نامزد کسب این عنوان بیشترین آرا را به خود اختصاص داد، این نشریه از اعلام نام وی به عنوان " شخصیت سال" خودداری کرد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

ممنوعیت برگزاری هرگونه امتحان در دهه اول محرم

ممنوعیت برگزاری هرگونه امتحان در دهه اول محرم

قائم مقام سازمان آموزش و پرورش شهر تهران برگزاری هر گونه امتحان نوبت اول در دهه اول ماه محرم در شش هزار مدرسه پایتخت را ممنوع اعلام کرد.

علی اکبر حامدی در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت: در مقطع ابتدایی در پایه اول، امتحان کتبی برگزار نمی شود و امتحانات تمام دروس به صورت توصیفی برگزار می شود.

وی افزود: همچنین 30 درصد از امتحانات پایه دوم ابتدایی به صورت توصیفی و مابقی به صورت کتبی برگزار می شود.

حامدی ادامه داد: در در پایه سوم تا پنجم ابتدایی نیز امتحانات از 10دی ماه یعنی از 14 محرم به مدت یک هفته آغاز خواهد شد.

قائم مقام سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: در پایه های اول تا سوم مقطع راهنمایی نیز امتحانات نوبت اول از 14 محرم (10 تا 23 دی ماه) برگزار می شود.

حامدی افزود: در مقطع متوسطه امتحانات به صورت نهایی و داخلی از 14 محرم ( دی ماه ) آغاز و تا پایان بهمن ماه ادامه خواهد داشت.

وی تاکید کرد: هیچ گونه تعطیلی ساعتی نیز در مدارس وجود ندارد مگر در موارد استثنا و با درخواست کتبی مدیر آموزشگاه و طرح در کمسیون منطقه، صدور مجوز تعطیلی برای آن مدرسه به صورت موردی ارایه می شود.

حامدی درعین حال گفت : در دهه اول محرم هیچ امتحانی در هیچ آموزشگاهی اعم از دولتی و غیر انتفاعی برگزار نخواهد شد و تمام امتحانات نوبت اول ازروز دهم تا پایان بهمن ماه به پایان می رسد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

الشرق الاوسط:دبی دیگر رونق نخواهد گرفت

الشرق الاوسط:دبی دیگر رونق نخواهد گرفت

کمال ریشا تحلیلگر اقتصادی نوشت: باید به شیوخ دبی تاکید کرد که حتی در صورت تغییر قوانین و عبور از بحران اقتصادی باز دبی سال‌های آینده دیگر بسان دبی پنج سال گذشته نخواهد بود.

به گزارش فارس، کمال ریشا تحلیلگر اقتصادی و نویسنده پایگاه اطلاع رسانی شفاف الشرق الاوسط نوشت: شیخ‌نشین دبی هم مانند بسیاری از کشورهای دیگر جهان از بحران اقتصادی تاثیر پذیرفته است و چه بسا این تاثیر به دلیل رشد بالای اقتصادی که این شیخ‌نشین پیش از بحران داشت بیش از سایر کشورها در این جا نمود داشته باشد،‌ به ویژه آنکه اقتصاد این امارت بر جذب توریست و سرمایه خارجی استوار است.

شفاف الشرق الاوسط ادامه می‌دهد: سوالی که به نظر می‌رسد ذهن بسیاری از اقتصاددانان را به خود مشغول داشته این است که آیا دبی با آن رشد اقتصادی که پیش از بروز بحران اقتصادی داشت اکنون می‌تواند در برابر این بحران تاب بیاورد. امروز با رکودی که اکثر اقتصادهای کلان و خرد جهان با آن مواجه هستند، سرمایه‌گذاران و گردشگران خارجی را که زمانی دیوانه‌وار به این شیخ نشین روی می‌آوردند، به تامل واداشته و موجب شده تا ولو به شکلی اندک جانب احتیاط را در اقدامات خود مد نظر داشته باشند. این موضوع به شکلی گسترده در حوزه ملک و املاک و ساخت و ساز قابل ملاحظه است،‌ چون بزرگترین و مهمترین عامل رشد و نمو اقتصادی این شیخ‌نشین کوچک، بازار پر رونق ملک و املاک بود که در حال حاضر بیش از هر حوزه دیگری با رکود مواجه شده و از بحران اقتصادی آسیب دیده است.

کاهش قیمت نفت از 147 دلار در هر بشکه به 40 دلار و به تبع آن کاهش درآمدهای نفتی دومین عامل تاثیر‌گذار بر رکود اقتصادی دبی بود. کاهش شدید این قسم از درآمدها، بروز بحران عدم توانایی در بازپرداخت قروض و دیون در بخش‌های عمران و آبادانی و اجرای طرح‌های بزرگ را به دنبال داشته است و این امارت را با مشکلات مالی بسیاری مواجه کرده و همین امر بر فعالیت بخش خصوصی و مهم‌تر از آن تولید ناخالص ملی نیز تاثیر گذاشته است. در این شرایط شیوخ دبی به دنبال راهبردهایی بودند تا منبع درآمدزایی جدیدی برای آنها ایجاد کند تا به وسیله آنها قادر به بازپرداخت دیون خود هم در بخش ملک و املاک و هم در بخش بورس و بازار سرمایه باشند که پس از حوزه ملک و املاک بحران اقتصادی به دو حوزه فوق الذکر نیز نفوذ کرده بود و این جدای بحران‌هایی چون کاهش سرسام آور قیمت مسکن و ساختمان و کاهش شدید درآمد و کاهش مصرف بود که این شیخ‌نشین را به شدت در می‌نوردید.

این پایگاه اطلاع رسانی با تاکید بر حذف دو عامل اخلاقی و انسانی از رشد اقتصادی این امارت می‌نویسد: غیبت این دو عامل در عرصه رشد و نمو اقتصادی باعث ‌شده رویارویی با این بحران با مشکلات و پیچیدگی‌های بسیاری مواجه شود، چون مهمترین اصل اقتصادی حاکم بر این بازار را اصل سود آن هم در کمترین زمان ممکن تشکیل می‌دهد، به عنوان مثال و از نکات قابل توجه اینکه در این امارت هنوز قانونی در زمینه اجاره املاک وجود ندارد، همین عامل باعث شد تا صاحبان ملک و املاک، املاک خود را به هر قیمتی که میل داشته باشند اجاره دهند و در برخی موارد حتی مشاهده شده بود که در عرض یک سال قیمت اجاره بهای یک ملک دو بار تغییر کند یا دو برابر افزایش یابد که افزون بر سرگردانی مستاجران موجب اختلال در بازار عرضه و تقاضای مسکن نیز شده بود. این در حالی است که سودهای کلانی که صاحبان ملک و املاک بدست می‌آوردند تاثیری منفی بر میانگین تورم در این امارت می‌گذاشت و موجب می‌شد اکثر مهاجران به دلیل عدم توانایی در بازپرداخت بدهی‌‌هایشان در باتلاق بدهکاری گرفتار آیند. بازتاب عدم توانایی در بازپرداخت بدهی‌ها موجب شد بانک‌ها نیز در ورطه عدم بازپرداخت وام‌ها گرفتار شوند و با شروع بحران مالی و رکود اقتصادی و انصراف بسیاری از شرکت‌ها از ادامه اجرای طرح‌هایشان در دبی و به دنبال آن بروز مشکل بیکاری بحران اقتصادی بیش از پیش در این امارت خود را نمایان سازد.

شفاف الشرق الاوسط در پایان بار دیگر با تاکید بر فقدان عامل انسانی در معاملات اقتصادی دبی می‌نویسد: حاکمان این امارت باید از همان ابتدا در کنار رشد اقتصادی به این عامل هم توجه و در کنار رشد اقتصادی اقدام به وضع قوانین مالی متناسب با این رشد می‌کردند. اگر این امر تحقق می‌یافت بی‌شک هم ضربات وارده از بحران اقتصادی کمتر بود و هم مقابله با آن آسان‌تر می‌نمود. البته در این جا باید به شیوخ این امارت تاکید کرد که حتی در صورت تغییر قوانین باز دبی سال‌های آینده دیگر بسان دبی پنج سال گذشته نخواهد بود.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

نامه کروبی به ضرغامی را چه کسی نوشت؟

نامه کروبی به ضرغامی را چه کسی نوشت؟

شبکه ایران: گرچه هتک حرمت آشوبگران روز 16 آذر به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بارها از بخش‌های مختلف شبکه‌های ضد ایرانی از جمله "العربیه" پخش و زیرنویس شد اما مهدی کروبی این بار هم پیش از مهندس موسوی و محمد خاتمی دست موضع گیری زد و با انکار همه وقایع روی داده، کوشید تا حامیان مهندس موسوی را تبرئه کند.

او که در بسیاری از رویدادهای اخیر پیش از دیگر سران اصلاحات به موضع گیری تحریک شده، به جای محکوم کردن اقدام آشوبگران، در نامه‌ای به ضرغامی، رئیس رسانه ملی مدعی شد که فیلم‌ اهانت به امام راحل را هیچ یک از رسانه های خارجی منتشر نکرده و این فیلم از سوی نیروهای خبری صدا و سیما مونتاژ شده است.

اما پس از اینکه عاطفی، مدیرکل روابط عمومی سازمان صداوسیما ادعای کروبی را تکذیب کرد و گفت که "اصل تصاویر یاد شده در صدا و سیما موجود است"، نگاه افکار عمومی به پشت پرده نامه نگاری شیخ معطوف شد.

در همین زمان بود که گفته شد، تحریک برخی نیروهای اصلاح طلب موجب طرح زودهنگام و بدون تحقیق این ادعای از سوی کروبی شده است.

این موضوع با خبری که امروز یک منبع آگاه آنرا منتشر کرد، جامه واقعیت پوشید و مشخص شده که علت اصلی ادعای جدید کروبی چه بوده است.

به گزارش این منبع آگاه، نامه شیخ اصلاحات به رئیس رسانه ملی، با تحریک و قلم سراج الدین موسوی نوشته شده است.

سراج الدین موسوی که مسئولیت دفتر حضرت امام(ره) در قم را به عهده دارد، این دفتر را در ایام انتخابات ریاست جمهوری در اختیار مهندس موسوی قرار داده بود و در جریان رویدادهای اخیر هم مسئولیت هماهنگی علمای قم با میرحسین را بر عهده داشت.

به گزارش برخی منابع، سراج الدین موسوی همچنین برای حمایت از مهندس موسوی هماهنگی‌هایی با مجمع محققین و مدرسین و شیخ یوسف صانعی انجام داده است.

این عضو کلیدی مجمع روحانیون مبارز که موسساتی با رویکرد سیاسی در پاکستان را اداره می کند از ابتدا با شیخ حسینعلی منتظری روابط خوبی داشته و اخیرا نیز رابطه فامیلی خود را با او قوی تر کرده است.

سراج الدین موسوی در ایام ریاست جمهوری خاتمی هم سفیر ایران در پاکستان شد.

به هر حال، علاوه بر نقش محوری او در تهیه و انتشار نامه کروبی به ضرغامی، نکته دیگری هم در این میان روشن شد، اینکه نامه اخیر شیخ اصلاحات نشان داد که او ناکامی های گذشته را فراموش کرده است. کروبی پیش از این هم بدون داشتن سند و دلیلی به طرح ادعاهایی درباره انتخابات و بازداشتگاه‌ها پرداخته بود که در اثبات آن ها ناکام ماند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

از اهانت به خط امام تا اهانت به تصویر امام
از اهانت به خط امام تا اهانت به تصویر امام

 

حمید رسایی

در خبرها آمده بود که جماعتی از سبزپوشان حامی موسوی در تجمعات روز 16 آذر تصویری از امام راحل را پاره کرده اند . این صحنه دردناک از بخش های مختلف خبری صدا و سیما نیز بازتاب یافت و همین موضوع سبب شد تا دو نوع واکنش در برابر این اتفاق حزن آور بروز نماید . از یک سو شخصیت های دلسوز، تشکل های دانشجویی و حوزه های علمیه کشورمان با تقبیح این اقدام ، به محکوم کردن آن پرداختند و از سوی دیگر برخی از شخصیت های جبهه موسوم به اصلاح طلبان و پرچمداران سبز آن به جای تقبیح اقدام هواداران خود ، چنگ و دندانشان را به صدا و سیما نشان دادند که چرا این تصاویر را منتشر کرده است .

در این بین اما آقای کروبی این تصاویر را مونتاژ دانست و موسسه تنظیم و نشر آثار امام که همواره در برابر توهین های این جماعت نسبت به امام راحل سکوت کرده ، صلاح را در آن دانست که اصل صورت مساله را پاک کند و اعلام کرد که اساسا هیچ توهینی نسبت به تصویر امام راحل در تجمعات 16 آذر صورت نگرفته است!

قطعا شخصیت امام راحل در نگاه ملت ایران از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که هیچ کس نمی تواند درباره اهانت نسبت به تصویر ایشان بی تفاوت باشد اما تعجب از این جماعت است که به جای تغییر جهت خود، واقعیت ها را انکار می کنند. اگر از شما بپذیریم که سبزپوشان در 16 آذر به تصویر امام اهانتی نکرده اند اما آیا می توان اهانت هایی که در طول سال های اخیر نسبت به تفکر امام راحل از سوی این جماعت و هواداران و حامیانشان صورت گرفته هم تردید کرد؟

آیا تغییر شعارهای استراتژیک امام عظیم الشان همچون شعار محوری مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل در روز قدس آن هم توسط جماعتی که در ماه رمضان در یک دست بطری آب و در دست دیگرشان سیگار می سوخت ، کمتر از آتش زدن تصویر کاغذی امام راحل بود؟

آیا شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران که توسط سایت ها و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی ترویج شد و سپس در تجمعات سبزپوشان لجنی در روز قدس و روزهای پس از آن سر داده شد هم مونتاژ بود ؟

آیا سر دادن شعار جمهوری ایرانی به جای شعار اصیل جمهوری اسلامی بدتر از آتش زدن تصویر امام راحل نبود ؟

آیا اعتماد به نهضت آزادی و دست در دستان آنها فشردن برای جلب آرای این جماعت خائن توسط سران جریان سبز منحرف ، کمتر از به آتش کشیدن تصویر امام راحل بود؟

آیا وقتی سران جنبش سبز منحرف کاسه گدایی خود را در برابر بیت شیخ ساده لوح قم دراز کردند واز فردی که مطرود امام راحل بود و خون به دل او کرده بود ، در قامت رهبر دینی و سیاسی خود رهنمود خواستند ، شما شعله های آتش و سوختن دل مراد پیرتان را حس نکردید ؟

می دانید تصویر حقیقی امام راحل کی پاره شد؛ آن روز که سران فتنه اخیر بیانیه هایی درخصوص 13 آبان صادرکردند، اما شرم کردند که نام آمریکا و اسرائیل و حتی واژه استکبار جهانی را در بیانیه خود به کار ببرند !؟

حب و بغض های سیاسی چشمانتان را کور کرده بود اما مگر گوش هایتان هم نمی شنید که سال هاست این جماعت شعار توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد، سر می دهند و آیا این شعار چیزی جز تکه تکه کردن تفکر خمینی بود ؟ امامی که می فرمود : خمینی اگر تنها هم بماند در کنار بسیجیان این پابرهنگان مغضوب ستمکاران عالم تا آخر با ظلم و استبداد خواهد جنگید.

ای جماعت پر مدعا ! بسیاری ازاین شعارهای آتش زننده بر تفکر امام راحل در تجمعات سال های پس از دوم خرداد 76 بود که شنیده شد ، اگر آن روز که رسانه های بیگانه و دشمنان خونی امام راحل برای این جماعت کف زدند ، عصبیت های سیاسی را کنار می گذاشتید و به توصیه های مقتدایتان عمل می کردید و در راهی که در پیش گرفته اید شک می کردید ، امروز مجبور نبودید تا در واقعیت های پیش رویتان هم شک کنید.

نه شما که همه آنها که از بغض کف دادن قدرت حاضر شدید در برابر هر انحرافی سکوت کنید ، باید پاسخگوی این حرمت شکنی ها باشید ، از حرمت شکستن خط امام تا حرمت پاره کردن عکس امام . واقعیت این است که سال هاست این جماعت تصویر امام که نه ، اما تفکر امام راحل را به آتش کشیده اند و شما سکوت کرده اید و اگر نبود سر در برف فرو کردن امثال موسسه تنظیم و نشر آثار امام ، امروز هرگز جرأت نمی کردند که تا این حد جسور شوند و تصویر پیر مرادمان را هم به آتش بکشند . با این حساب باید گفت آنها که هتک حرمت نسبت به خط امام کردند ، بیش از آنها که نسبت به تصویر امام هتک حرمت کردند شایسته شماتت و سرزنش هستند.

اما امام به ما آموخت که برای حفظ انقلاب در برابر هیچ انحرافی سکوت نکنیم و به ما آموخت که اگر جماعتی خواستند در برابر دین و ولایتمان بایستند در برابر تمام دنیای آنها بایستیم .

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

امام(ره):هر کس جمهوری بدون اسلام بخواهد،دشمن ماست!
امام‌خمینی(ره):هر کس جمهوری بدون اسلام بخواهد، دشمن ماست

 

امام خمینی می فرمودند: هر کس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم که می‌خواهد باشد. هر کس جمهوری (بدون اسلام) را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است.

به گزارش فارس،گزیده ای از فرمایش امام راحل در سخنرانی حضرت امام در 2 خرداد 1358به شرح ذیل است:

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 456:
اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الان مشغول فعالیت هستند، جمهوری که می‌گویند «جمهوری» می‌گویند یا جمهور دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی. اگر این‌ها جمهوری گفتند، این همان معنایی است که دشمن‌های ما می‌خواهند، دشمن‌های ما از جمهوری نمی‌ترسند،‌از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند.

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 457:
دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر کس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم که می‌خواهد باشد. هر کس جمهوریبدون اسلام[ را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است. هر کس پهلوی جمهوری اسلامی «دموکراتیک» بگذارد، این دشمن ماست. هر کس جمهور دموکراتیک بگوید این دشمن ماست، برای این که اسلام را نمی‌خواهد ما اسلام می‌خواهیم. ما این همه فداکاری کردیم... برای این بود که اسلام را می‌خواستند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

موسسه تنظیم و نشر آثار امام و نواختن شیژور از سر گشاد آن
تلاش برای جابجا کردن متهم اصلی در هتک حرمت به ساحت امام راحل
موسسه تنظیم ونشر آثار امام و نواختن شیپور از سرگشاد آن

 

هتک حرمت به ساحت حضرت امام ره در مراسم روز دانشجو که در رسانه های داخلی و خارجی به صورت گسترده‌ای بازتاب داشت، در حالی موجی از خشم و نفرت مردم ایران و گروه ها و تشکل های مختلف حوزوی و دانشگاهی را به دنبال داشته است، که یکی از اصلی ترین نهادهای مسئول پاسداشت اندیشه و حفظ حرمت امام راحل، که با ردیف بودجه ای کلان سال هاست به این نام مشغول فعالیت است، در اقدامی سوال برانگیز، به جای اعتراض به هتاکان حضرت امام به منتشر کنندگان این خبر اعتراض واداشته است!

به گزارش رجانیوز، پس از انتشار تصاویر هتک حرمت حضرت امام ره در رسانه ها و صدا وسیما، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) با انتشار نامه ای که بیشتر به بیانیه حزبی یک گروه سیاسی خاص شباهت داشت و از اشتراک گفتمانی با نامه روز گذشته کروبی در همین رابطه برخوردار بود، به جای اعتراض به هتک کنندگان حرمت حضرت امام(ره) به عنوان متهمان اصلی این افتضاح ازئیس صدا وسیما به دلیل انتشار این خبر انتقاد کرده و سعی کرد صدا و سیما را متهم این ماجرا معرفی کند!

این نامه که به قلم حمید انصاری، قائم مقام این موسسه نوشته شده است، با ادبیاتی شبیه به ادبیات وکیل مدافع هتاکان، ابتدا منکر هتک حرمت نسبت به حضرت امام شده و بیان می کند: " نخست آنکه آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنه‌های تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشته‌اند، استفاده می‌شود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی (س)گزارش نشده است."

انصاری در بخش دیگری از نامه اش با انتقاد از صداو سیما به دلیل انتشار این تصاویر، می نویسد: " نکته حائز اهمیت آن است که هیچ‌ یک از شبکه‌های خارجی و رسانه‌های دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس نداده‌اند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است." و این در حالی است که بسیاری از این تصاویر از شبکه های خارجی از جمله العربیه و الجزیره در روزهای پیش از این منتشر شده بود.

در همین حال و با وجود آنکه موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) وجهه همت خود را به انتقاد از منتشر کنندگان این تصاویر گذاشته است، در هیچ بخشی از این نامه به هتاکان حضرت امام(ره) ، و زمینه های فکری و سیاسی این هتاکی ها در سال های گذشته اشاره ای نکرده و از آن انتقادی به عمل نیاورده است، چنانکه پیش از این و در سال های حاکمیت دولت اصلاحات نیز این سستی در موسسه مذکور نسبت در پاسداری از حرمت حضرت امام (ره) بارها مورد انتقاد دلسوزان انقلاب قرار گرفته بود.

در سال های گذشته مسئولین این موسسه در حالی در مقابل بسیاری از تحریفات در سخنان حضرت امام توسط برخی جریانات سیاسی نزدیک به خود ترجیح دادنده اند سکوت اختیار کنند، که در موارد سیاسی بسیار کم اهمیت‌تر، بارها به انتقاد و نامه نگاری پرداخته اند.

اما در این مورد نیز در حالی که مردم انتظار داشتند موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) ،با توجه به این هتک حرمت بی سابقه، به ساحت حضرت امام ره که موجب تعطیلی حوزه های علیمه نیز شد، میدان داری اعتراضات به هتاکان را برعهده بگیرد، باز هم شاهد حاکمیت نگاه سیاسی بر این موسسه و موضع گیری های تعجب برانگیز هستیم، به نحوی که با تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع که همانا هتک حرمت به بنیانگذار جمهوری اسلامی است، منتشر کنندگان این تصاویر را به عنوان متهم اصلی معرفی کند!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

سکوت معنادار سینه چاکان دیروز امام(ره)
واکنش دوگانه در قبال اهانت به امام راحل و منسوبین ایشان
سکوت معنادار سینه چاکان دیروز امام در قبال هتک حرمت به خمینی کبیر

 

هاشمی رفسنجانی در آن زمان در خطبه های نماز جمعه تهران توهین به خانواده امام(ره) را «حرکتی جاهلانه و اشتباه بزرگ» خواند و نسبت به پیدایش جریانی غیرطبیعی در کشور با هدف ضربه به نظام هشدار داد و گفت: " قاعدتا تحرکات پشت پرده ای وجود دارد یا اینکه از خارج از کشور این جریانات هدایت می شود."

به گزارش رجانیوز، اواخر سال 86، سایت نوسازی در مطلبی به انتقاد از دیدار سید حسن خمینی با اعضای حزب مشارکتپرداخت. این مطلب که متضمن توهین به فرزند سید احمد خمینی (ره) بود، موجب ناراحتی بسیاری از دوستداران امام شد و واکنش برخی از مسئولان نظام را برانگیخت.

در اولین واکنش ها به این اهانت به منسوبین حضرت امام (ره) دفتر سیدحسن خمینی ابراز امیدواری کرده بود که «با پیگیری قضایی امر سنت دروغ پراکنی و هتک حرمت بزرگان نظام و معتمدین مردم شریف ایران تکرار نشود.»

صانعی نیز، در نامه ای خطاب به سیدحسن خمینی، به توهین کنندگان هشداری سخت داد. صانعی در نامه اش نوشت: «بدخواهان بدانند که سکوت فرزندان امام و انقلاب هم حدی دارد که در موقع لزوم ناگفته ها و حرکت های منافقانه دشمنان حیله گر و عوام فریب را بیان داشته تا عرق شرم بر پیشانی داعیه داران چند چهره بنشیند.»

در ادامه واکنش ها مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و از مدعیان خط امام(ره)، در واکنشی بی سابقه اعلام کرد که «فرزندان انقلاب و امام خمینی(ره)، جوابی به اهانت کنندگان خواهند داد که هم خود آنها پشیمان شوند و هم کسانی که پشت پرده اینان را می گردانند...»

مهدی کروبی، با اعلام اینکه «اهانت و هتاکی به بیت امام (ره) را اصلا تحمل نمی کنیم» به خبرنگار ایسنا گفت: «در این مدت هر چه خواستند به من و امثال من گفتند اما دیگر اجازه نمی دهیم به بیت امام(ره) بی حرمتی شود.»

اما شاید قابل توجه ترین واکنش به مطالب منتشر شده پیرامون سید حسن خمینی، شش روز بعد و در خطبه‌های نماز جمعه تهران از سوی هاشمی رفسنجانی شنیده شد، هاشمی که خطیب آن روز نماز جمعه تهران بود، توهین به خانواده امام(ره) را «حرکتی جاهلانه و اشتباه بزرگ» خواند و نسبت به پیدایش جریانی غیرطبیعی در کشور با هدف ضربه به نظام هشدار داد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، ضمن غیرطبیعی خواندن این جریان گفت که «قاعدتا تحرکات پشت پرده ای وجود دارد یا اینکه از خارج از کشور این جریانات هدایت می شود.»

وی گفت: «البته بنده هیچ کسی را متهم نمی کنم ولی باید قبول کرد که جریاناتی می خواهند به نظام ضربه بزنند و نیروهایی را که برای نظام بسیار مفیدند، خراب کنند.»

با گذشت حدود دو سال از آن ماجرا علیرغم آنکه جریان برانداز و شکست خورده انتخابات در تبلیغات اتنخاباتی خود بر مواضع امام خمینی(ره) تاکید کرده و بارها بارها با تمثال مبارک حضرتش عکس یادگاری منتشر کردند، شاهد آن بودیم که در مراسم 16 آذر نه تنها مغایر با اصول کلی حرکت حضرت امام، شعارهایی همچون "جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران" سر دادند بلکه کار را در بی حرمتی به بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی به جایی رساندند که در حرکتی بی شرمانه تصویر امام راحل عظیم الشان را پاره و به آتش کشیدند.

هر چند این اقدام حامیان موسوی در دانشگاه تهران، با واکنش شدید مردم و دوستداران امام و انقلاب از جمله دانشجویان و طلاب مواجه شده است و بسیاری از مسئولان نظام و امامان جمعه علیه این اقدام موضع گیری کردند، مدعیان خط امام که در سالیان گذشته در مورد هتک حرمت به منسوبین حضرت امام (ره) شدیدترین واکنش ها را نشان دادند، در اظهارات جسته و گریخته خود، امروز با رد اصل این اهانت، بدون محکوم کردن این اهانت آشکار، از منتشر کنندگان تصاویر این اهانت انتقاد کرده اند. چنانکه میرحسین موسوی در جدیدترین اظهار نظر خود، تنها تلاش کرد از انجام این هتک حرمت توسط طرفداران خود برائت بجوید.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

جنبش سازی از اقلیت خودخواه؛چرا؟!
در انتقاد از سیاست رسانه ای برخی رسانه های اصولگرا
"جنبش" سازی از اقلیت خودخواه، چرا؟

 

گروه سیاسی ـآنچه غالب تحلیلگران سیاسی بر آن اذعان دارند این است که اقلیت مدعی تقلب که حرکت خود را "جنبش سبز" می نامد، در عین اینکه فاقد راهبرد و مباین مشخص تئوریک است، از حمایت های اولیه ای که از سوی مردم وجود داشت هم بی بهره شده. ریزش آرای سبزها در پی آشکار شدن هویت آنان و ناتوانی شان در اثبات مدعایی که داشتند، رقم خورد و این همه در حضورهای خیابانی هم بروز و ظهور داشت.

در واقع در شرایط کنونی خیلی ساده لوحانه است اگر گمان کنیم هنوز سبزها 13 میلیون رای را پشت سر خود دارند. این تحلیل غلطی است که به نظر می رسد برخی شخصیت ها را در موضع گیری دچار اشتباه کرده و می کند. در سایه این خطای فاحش است که اکثریت مردم نادیده انگاشته می شوند و اقلیتی خودخواه به جنبشی قابل توجه ارتقا پیدا می کنند.

نظریه پردازان علوم اجتماعی و سیاسی درخصوص مفهوم "جنبش" تعاریف متعددی را مورد توجه قرار داده اند که عمده این تعاریف بر محوریت ارزش ها و هویتی مشترک تکیه دارد. هویت مشترکی که نمی توان اثری از آن در میان معترضان سبز یافت. بخش دیگر شاخصه های یک جنبش به پشتوانه مردمی آن باز می گردد.

مطابق برخی تعاریف "ظرفیت و پتانسیل حرکت اجتماعی در داخل اجتماع وقتی بیش از قدرت جذب ساختار سیاسی باشد، جنبش اجتماعی شکل می گیرد." در واقع آنچه اکنون تحت لوای رنگ سبز خود را تعریف می کند، با هیچ یک از معیارهای تعریف علمی "جنبش" نسبت واقعی و منطقی ندارد و این حقیقتی است که نمی توان آن را انکار کرد.

اما اینکه چرا از بازندگان انتخابات دهم در همان آغاز تعبیر به جنبش شد و این تعبیر بر سر این جریان باقی ماند، طبیعتا به عزم بانیان جریان برای زنده و پویا و فراگیر نشان دادن آن برمی گردد. اصلاح طلبانی که سرخوش از استقبال های انتخاباتی بودند، گمان می کردند که اکنون جریانی فراگیر در سطح کشور به نفع آنها شکل گرفته است. آنها دقیقا در سایه همین توهم نتایج انتخابات را باورناپذیر دانستند و برای بقای خود عنوان "جنبش سبز" را برگزیدند.

در این میان آنچه محل توجه و تامل است، تلاشی است که برخی به اصولگرایان اصلاح طلب برای جنبش سازی از این اقلیت انجام داده و می دهند. چگونه است که 24 میلیون جمعیت حاضر در انتخابات که اکنون نیز بر سر رای خود هستند، مصداق "جنبش" نیستند و سخن گفتن از مطالبات و خواسته های آنان جایگاهی ندارد، اما سخن گفتن از جنبشی که وجود ندارد و جنبش ساختن از اقلیتی که روز به روز از تعدادشان کاسته می شود، موضوعیت پیدا می کند؟!

در این میان شاید مرور برخی تیترهای سایت خبری "الف" که یک سایت اصولگرا به شمار می آید خالی از لطف نباشد. "الف" طی مطالبی با تیترهایی نظیر "آسیب‏شناسی جریان موسوی و آینده آن"، "جنبش بی سر!"، "اشتباهاتی که میتواند جنبش سبز را زنده کند"، "چالش در مبدأ جنبش" و "بجای تحقیر موج سبز، اقناعشان کنید" دقیقا همین اشتباه استراتژیک را مرتکب شده است.

این سایت خبری عنوان "چالش در مبدأ جنبش" را برای تازه ترین مطلب خود برگزید. مطلبی که تنها در لید سه خطی صفحه اول آن سه بار لفظ جنبش استفاده شده بود! در این مطلب می خوانیم:«آیا جنبش سبز بد است یا خوب؟ برای پاسخ به این سوال بسیار زودهنگام است. اما آنچه هست اینکه جمهوری اسلامی، از نقطه‌ی عطف ژرفی در حال گذر است. گذری پرمخاطره و پر هزینه. هر چه باشد، جنبش سبز حتی اگر دربرگیرنده‌ی تعداد نه چندان انبوهی باشد، محکی برای سنجش شراحت صدر نظام برای مواجهه با تغییر و اعتراض و تعرض و «مسأله» است. محکی که در طی آن، بدنه‌ای از حکومت که در تماس مستقیم با مردم بود، به دلیل اشتباهاتش، هزینه‌ای بیش از حد برای همگان به بار آورد.» در همین مطلب دقیقا 21 بار لفظ "جنبش" مورد استفاده قرار گرفته است!!!

در واقع آنچه در این مطلب و مطالب این چنینی به چشم می خورد، پذیرفتن جنبش سبز به عنوان یک واقعیت کشور است! در حالی که چه از حیث علمی و مطابق تعاریف موجود و چه از حیث عملی نمی توان معترضان کنونی را مصداق این عنوان دانست.

حتی اگر سبزها مصداق واقعی این صفت باشند، که نیستند، سخن گفتن مکرر از آنها با این لفظ و تکرار عبارت "جنبش سبز" و سکوت در خصوص 24 میلیون جمعیتی که اکنون به مراتب بیشتر از 24 میلیون هستند، جز ظلم در حق اکثریت مظلوم کشور نیست.

کدام منطقی می پذیرد که در میدان جنگ نرم از اقلیتی خودخواه مدام تعبیر به جنبش کنیم، آن گونه که اتفاقا خود آنها انتظار دارند و در مقابل اکثریت مردم را که شهری و روستایی، پیر و جوان و زن و مرد را شامل می شود به کناری بنهیم؟ اینکه برخی افراد که همراه این جریان شده اند، از ماهیت آن مطلع نیستند و باید با منطق آنان را توجیه کرد، دلیلی برای این نمی شود که از اقلیت معترض یک جنبش بسازیم و برای به اصطلاح رهبران آن نامه نگاری کنیم.

به نظر اکنون بانیان این اعتراضات نیز دریافته اند که با این خط مشی راه به جایی نخواهند برد. اگر تا دیروز در تجمعاتشان شعار بر ضد فلسطین و لبنان داده می شد، امروز عکس امام در تجمعات معترضین به آتش کشیده می شود. طبیعتا در صورت ادامه این وضع آنچه در محرم رقم بخورد، چیزی از حیثیت سردمداران گیج این اعتراضات و راهروان آن باقی نخواهد گذاشت. ضروری است که در این میان جریانات اصولگرا نیز میدان را به درستی بشناسند و از اقلیتی معدود جنبشی 13 میلیونی در رویاهای خود نسازند.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

آن آقایی که ادعای دوستی با رهبری دارد امروز تدارکاتچی دشمن شده است
انتقاد آیت‌الله علم‌الهدی از بی تقوایی رسانه ها در انتشار سخنانش:
آن آقایی که ادعای دوستی با رهبری دارد امروز تدارکاتچی دشمن شده است

 

آیت الله "سید احمد علم الهدی" که در اجتماع مداحان اهل بیت در مهدیه تهران سخن می گفت، با بیان شباهت های موقعیت سیاسی کنونی کشور با موقعیت حضرت مسلم در شهر کوفه، به بیان ویژگی های گروه های مختلف سیاسی در کشور پرداخته و از نخبگان هیات های مذهبی خواست در این برهه حساس تاریخ انقلاب اسلامی، رسالت تاریخی خود را انجام دهند.

به گزارش رجانیوز، آیت الله علم الهدی که جمعه شب در جمع پر شور نخبگان و مداحان هیات‌های مذهبی در مهدیه تهران سخن می گفت، با اشاره به شرایط سیاسی کشور تصریح کرد: "امروز مقام معظم رهبری در شرایط و مظلومیتی قرار دارند که حضرت مسلم ابن عقیل در کوفه قرار داشت".

امام جمعه مشهد افزود: ‌سه گروه در آن روزگار، در جبهه مقابل حضرت مسلم قرار گرفتند. عده ای رودرو در قالب نیروهای محمد بن اشعث با حضرت مسلم جنگیدند، اما عده ای هم در آن روزگار تدارکاتچی لشکر مقابل حضرت مسلم ابن عقیل بودند، عده ای که در برهه ای ادعایی دوستی با اهل بیت و حضرت مسلم را هم داشتند به تدارکاتچی لشکر محمد ابن اشعث تبدیل شدند، عده ای هم تنها در گوشه ای ایستادند و برای آنکه در این نبرد هزینه ای پرداخت نکنند به تماشا ایستادند."

وی در ادامه با مقایسه شرایط آن دوره با شرایط کنونی عنوان داشت، امروز هم عده ای در قالب "فتنه سبز" بی رحمانه و با تمام قوا در مقابل رهبری این نظام ایستاده اند.

آیت الله علم الهدی خطاب به سران فتنه افزود: " انتخاباتی برگزار شد، انواع و اقسام حیله ها و منکرات را به کار گرفتید ولی باز هم مردم شما را در آن انتخابات شناختند، خدعه شما را شناختند و شما را انتخاب نکردند، تقصیر مقام معظم رهبری چه بود، حال باید جمع شوید، لشکرکشی کنید؟ از این خیابان به آن خیابان و از این دانشگاه به آن دانشگاه؟ توهین به رهبری و به حضرت امام بکنید؟"

علم الهدی با اشاره به دو دسته دیگر گفت: این دسته اول دشمن هستند و از دشمن انتظاری جز دشمنی نیست، اما حرف ما با دو دسته دیگر است که امروز تدارکاتچی دشمن هستند.

وی با بیان مشخصات یکی از این دو دسته، آنها را افرادی دانست که علی رغم ابراز علاقه نسبت به نظام و انقلاب، با رفتار و گفتار خویش، عملا لشکر دشمن را تدارک می کنند و ادامه داد: امروز طرف ما تدارکاتچی هایی هستند که خود را همسنگر رهبری می دانند، امروز هم می گویند ما مخلص رهبری هستیم، ولی تدارکاتچی لشگر "محمد ابن اشعث" شده اند و برای دشمن تدارک می کنند.

وی در ادامه با انتقاد از این رویکرد گفت: "این افراد که سابقه همسنگری با رهبری را نیز دارند، نباید تدارکاتچی دشمن شوند."

امام جمعه مشهد با اعلام اینکه "وقتی یک حزب ضعیف که دست دردست آمریکا و انگلیس دارد تشکیل می شود، آنگونه با آب و تاب به آن بها می دهند و مدعی می شوند، حال چه می شود یک تشکلی مثل بسیج که دنباله رو رهبری است را بیایید بکوبید و به آن اهانت کنید، آنوقت بگویید من دوست دار رهبری هستم؟!

علم الهدی با انتقاد از بی تقوایی برخی رسانه ها در تحریف سخنانش پیرامون هاشمی رفسنجانی گفت: "بنده چندی قبل در یک سخنرانی، با اشاره به وابستگی برخی چهره ها به نظام، از اینکه این چهره ها امروزتدارکاتچی های دشمن شده اند گله کردم که نکاتی از سخنانم تحریف شد. این جنگ بی رحم رسانه ای آمده فقط سخنان من در مورد وابستگی این آقا به نظام را بیان کرده ام را منتشر کرده است."

علم الهدی گفت: " بنده همچنان هم معتقدم که آن آقایی که مخاطب صحبت من بود، وابسته به نظام بوده اما امروز با سخنان خود تدارکاتچی دشمن هستند."

وی در توصیف دسته سوم، این دسته را افرادی دانست که در مقابل هجمه به رهبر انقلاب و ارزش های انقلاب اسلامی تنها نشسته و تماشا می کنند و با گرفتن ژست های دموکراتیک مآبانه، تصور می کنند که افراد بی دین به دنبال آنها به راه خواهند افتاد. وی با گلایه از این دسته، گفت: "این افراد نسبت به مسائل رخ داده در کوی دانشگاه اظهار نارضایتی می کنند اما درخصوص جرم بزرگ زیر سوال بردن انتخابات چیزی نمی گویند." وی افزود: در جریانات پس از انتخابات تعدادی بسیجی شهید شدند، چرا در این مورد صحبت نمی کنید.

علم الهدی خطاب به این افراد افزود: از شما که اعتبار خود را مدیون انقلاب هستید و منشا قدرت و اعتبار سیاسیتان دامان رهبری بوده است، شما که اگر اگر کلام گهربار مقام معظم رهبری شما را "فرزانه" معرفی نمی کرد،به این موقعیت سیاسی نمی رسیدید، پس حال که رهبری مورد تهاجم است چرا اینگونه عمل می کنید؟ با یک ژست دموکراتیک، به دنبال کمیته تشکیل دادن هستید؟

وی از افرادی که واقعا دوست نظام هستند خواست با بصیرت، سوژه عملیات روانی اردوگاه لامذهب های خیابانی نشوند.

امام جمعه مشهد گفت: اینکه برخی افراد به دلیل ترس از متهم شدن، صحبتی نمی کنند، گرفتار شدن در جنگ نرم است و باید حواسمان را جمع کنیم سوژه عملیات روانی نشویم.

وی با اشاره به برخی اظهار نظر ها گفت: " امروز اگر به بنده برچسب خشونت، برخورد، عبوسی و بداخلاقی زده می شود، برای این است که از یک طرف من را برای اینکه دیگر از این برچسب ها نخورم، از اظهار نظر بازدارند و از طرفی شما را نیز تحت تاثیر قرار دهند که اگر سخنان مرا شنیدید این احساس به شما دست بدهد. باید بسیار مراقب بود که در این موارد سوژه عملیات روانی دشمن قرار نگرفت.

وی خطاب به مداحان حاضر در جلسه گفت: شما باید به صورت جدی وارد خدمت شوید و اگر حساسیتی درمقابل این جریان ها نداشته باشید، امام حسین نوکری شما را نمی خواهد.

امام جمعه مشهد مقدس با اشاره به جنگ نرم و لزوم بصیرت در مقابل این جنگ گفت: دشمن همه امکانات خود از قبیل رسانه ها، اینترنت و ماهواره را برای تهاجم بسیج کرده است.
وی خطاب به مداحان گفت : باید حواستان جمع باشد گرفتار جنگ نرم دشمن نشوید و با محافظه کاری حرفهایتان را نزنید.

علم الهدی با بیان اینکه در ذهن مردم از زینب و امام حسین(ع) خواهر و برادر معمولی نسازید بلکه در نظر داشته باشید که یک طرف امام زمان است، گفت: حضرت ابوالفضل(ع) ، مجسمه تقوی و ایثار است و نباید آن ‌را در قالب شوالیه به مردم نشان دهید.

وی با بیان اینکه "نصرانی هایی که وحی و نبوت را قبول نداشتند، در جریان مباهله با دیدن سیمای آسمانی امام حسین(ع ) و پنج تن آل عبا تحت تاثیر قرار گرفتند و از مباهله منصرف شدند"، خطاب به حاضران در این جلسه گفت: شما باید چهره ای که از امام حسین(ع) به مردم جلوه می دهید، همچون جریان مباهله تاثیر گذار باشد.

وی ادامه داد: ‌"با این نبوغی که دارید می توانستید هنرمند و خواننده شوید اما حضرت ابوالفضل(ع) شما را انتخاب کرده و این لطف و درجه ای است که با هیچ چیزی قابل معاوضه نیست".

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

فاکس‌نیوز: با هر بار تحریم، ایران سانتریفوژهای جدیدتری نصب می‌کند
فاکس‌نیوز: با هر بار تحریم، ایران سانتریفوژهای جدیدتری نصب می‌کند

 

جیمز روزن خبرنگار شبکه تلویویزیونی فاکس نیوز در واشنگتن گفت: وزیر دفاع امریکا بار دیگر تهدید کرد شورای امنیت تحریم های بیشتری در سال آینده میلادی علیه ایران وضع می کند. در حالی که ما پیش‌تر نیز شاهد چنین سناریوهایی بودیم و همه این سناریوها نیز یکسان تمام شده اند؛ یعنی اینکه ایران سانتریفوژهای بیشتری را نصب کرده است تا غنی سازی کند.

به گزارش رجانیوز، روزن گفت: دیروز رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا با نیروهای امریکایی در شمال عراق دیدار و تاکید کرد در صورتی که ایران مسیر فعلی خود را تا پایان سال تغییر ندهد، دور پنجم تحریم ها در راه خواهد بود. روزن گفت اظهارات وی دو ماه پس از آنچه گشایشی در مساله اتمی ایران به نظر می رسید، مطرح شده است. در ان زمان به نظر می رسید ایرانیان با غنی سازی در بیرون از مرزهای خود موافقت کرده اند ولی بعد ها این طرح را رد کردند.

خبرنگار فاکس نیوز درباره واکنش تهران به تازه ترین تهدید امریکا گفت: البته این نیز شاید بخشی تکراری از همان سناریوهاست که پیش‌تر نیز دیده ایم. آیت الله خامنه‌ای رهبر عالی ایران گفته است تعیین سال و مهلت نمی تواند به عنوان ابزاری برای فشار استفاده شود و ایران می خواهد از این فناوری مدرن استفاده کند. ایران امضا کننده پیمان منع گسترش سلاح های اتمی است ولی در عین حال می خواهد از حق خود در بهرمندی از فناوری غیر نظامی اتمی استفاده کند.

در عین حال، نماینده سابق امریکا در سازمان ملل نیز تصریح کرد تا کنون قطعنامه های تحریم علیه ایران حتی ذره ای نیز از حرکت برنامه اتمی ایران نکاسته است.

جان بولتون درباره اظهارات اخیر رابرت گیتس درباره دور جدید تحریم های ایران گفت: البته موفق بودن تحریم ها به اندازه بسیار بسته به چیستی این تحریم ها و اینکه چه کشورهایی از ان حمایت می کنند، دارد. به نظر من، هر چه این تحریم ها شدید باشند نمی توانند این کشور را از دنبال کردن این توانمندی ها باز دارند. از این رو مسائل بسیاری در این میان باقی می ماند و اگر چه سخنان جسورانه ای درباره تحریم های جدید مطرح می شود ولی چشم اندازی از اقدام عملی به دیده نمی شود.

بولتون که از جنگ‌طلبان مشهور جمهوری‌خواه است، درباره راهبرد پیشنهادی خود در قبال ایران گفت: امریکا و اروپا 7 سال تلاش کرده اند تا ایران را از ساخت سلاح اتمی باز دارند. اروپایی ها در همه این مدت با ایران در حال گفتگو بودند و در تمام این مدت نیز تحریم ها وضع می شد ولی حتی یک ذره نیز نتوانست از شتاب ایران بکاهد، از این رو اکنون این کشور فاصله اندکی با به دست آوردن چیزی دارد که 20 سال دنبال می کرد. این باور که برخی تحریم های اقتصادی آنان را وادار می کند تا مسیر خود را تغییر دهند تا جایی که ما دیده ایم بی تاثیر بوده اند. به باور من، ما درس تلخی آموخته ایم و آن این بود که دیپلماسی و تهدید به تحریم ناکام مانده اند.

نماینده سابق امریکا در سازمان ملل ادعا کرد: اگر هم بخواهیم اکنون در این خصوص پیش بینی کنیم نتیجه این خواهد بود که ایران در نبود برخی اقدامات عملی بیرونی مانند استفاده از نیروی نظامی به سلاح اتمی دست می یابد یک احتمال عامل استفاده از این نیروی نظامی همواره امریکاست که در دولت اوباما هیچ شانسی برای استفاده امریکا از نیروی نظامی علیه برنامه اتمی ایران نمی بینم.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

پوشش زنانه که برای مرد عیب نیست/ بنی‌صدر هم فقط سبیلش را زده بود!
جدیدترین راهبردها برای فرار از رسوایی دانشجوی زن نما
پوشش زنانه که برای مرد عیب نیست/ بنی‌صدر هم فقط سبیلش را زده بود!

 

بازداشت مجید توکلی از آشوبگران دانشگاه امیرکبیر در عصر روز 16 آذر در حالی که با لباس زنانه قصد فرار از دانشگاه را داشت و انتشار تصاویر وی در پوشش زنانه، به موضوعی حیثیتی برای جریان آشوبگر تبدیل شده و وابستگان به این جریان به‌منظور توجیه این رفتار، اظهارات و پیشنهادهای عجیبی مطرح کرده‌اند.

به گزارش رجانیوز، در حالی که طی روزهای اخیر جریان سرخورده از این رفتار نوعی جنون سیاسی را در پیش گرفته و پیشنهاداتی مانند به سر کردن روسری و انتشار تصاویر آن به‌منظور عادی جلوه دادن فرار توکلی با لباس زنانه را مطرح کرده است، علیرضا نوری زاده ضدانقلاب فراری نیز گفت‏:‏ پوشیدن لباس زنانه برای یک مرد عیب نیست، زیرا همه می دانند(!) که مجید توکلی سمبل مبارزات دانشجویان است‏.‏

نوری زاده که در شبکه تلویزیونی تجزیه‌طلبان کرد سخن می گفت، افزود‏:‏ روز چهارشنبه گذشته روزنامه ایران عکسی از مجید توکلی را چاپ کرد و نوشت که وی با لباس زنانه در حال فرار از دانشگاه دستگیر شد‏.

این ضد انقلاب فراری در ادامه مدعی شد‏:‏ این عکس با فتو شاپ مونتاژ شده بود و اگر هم واقعی باشد، اشکالی ندارد. رژیم همین ترفند را در مورد ابوالحسن بنی صدر هم به کار برد و در عکسی، وی را با لباس زنانه هنگام فرار از کشور نشان داد، در حالی که بنی صدر فقط سبیل خود را زده بود‏!‏

نوری زاده که سابقه همکاری با رادیو اسرائیل را در پرونده کاری خود دارد، در توجیه اخراج توکلی از دانشگاه، چندین ترم مشروطی را دلیل اخراج وی ندانست و گفت‏:‏ همه ملت می دانند(!) که توکلی به خاطر شهامتش از دانشگاه اخراج شد و این مساله ربطی به معدل زیر ‏10‏ وی ندارد‏.

نوری زاده که همواره در برنامه های پیشین خود در ادامه سیاست فرافکنی خود تلاش می کرد تا سردارعلی فضلی از فرماندهان دلاور دفاع مقدس را فردی بریده از انقلاب و رهبری و مدافع جریان سبز معرفی کند، و حتی اظهارات وی در سیمای جمهوری اسلامی را در دفاع از خط ولایت و رهبری ساختگی و ظاهری خوانده بود، یک‌باره موضع خود را عوض کرد و در ادامه داستان‌سرایی‌های تمام‌نشدنی خود گفت‏:‏ دولت ایران علی فضلی که زمانی بسیجیان می گفتند وجودش با مردم است را با اعطای سمت معاون کل بسیج رژیم خرید و حتما وی از این مساله خیلی خوشحال است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

باز هم اهانت به امام،باز هم خروش ملت
از قیام 19دی 56 تا خروش مردم در آذر88
باز هم اهانت به امام، باز هم خروش ملت

 

گروه سیاسی- در سال های قبل از پیروزی انقلاب اگه چه شاه در ظاهر می کوشید تا حرمت امام را نگه دارد، اما در پس این همه نیتی دیگر وجود داشت که در مقاله روزنامه اطلاعات با عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" بروز پیدا کرد و به این ترتیب سرحلقه به خیابان آمدن انقلابیون و خروش ملت شکل گرفت و امروز گویی پس از سال ها از آن روز برملا شدن نیت پنهان آشوبگران خیابانی کارکردی مشابه را رقم زده است.

اگر شعارهای ساختار شکنی چون "مرگ بر دیکتاتور"، "نه غزه، لبنان، جانم فدای ایران"، "نه احمدی، نه موسوی، فقط رژیم پهلوی" و... که هشدار انقلابیون و نگرانی سیاسیون را به دنبال داشت، مورد بی اعتنایی رهبران معترض به انتخابات قرار گرفت، امروز اما به واسطه روشن تر شدن مواضع انقلاب ستیز اغتشاشگران، دیگر حتی بانیان طرح "ادعای تقلب گسترده" هم به صرافت افتاده اند، و این البته دیر اما قابل پیش بینی بود.

از قیام 15 خرداد 42 که کشته ها بر جای گذشت، چیزی حدود 14 سال می گذاشت و انتشار مقاله ای توهین آمیز در رزونامه اطلاعاتِ آن روز، جرقه خروشی دوباره را فراهم کرد. خروشی که پی در پی کلید خورد و کم کم بسترساز پیروزی نهضت شد. کارتر در آبان 56 به ایران آمده بود و ایران را "جزیره ثبات منطقه" خوانده بود. پس از اطمینان شاه از پشتیبانی شاه بود که دستور انتشار مقاله یا توهین آمیز برای تضعیف روحانیت داده شد.

روزنامه اطلاعات طی مقاله ای که با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق" منتشر شد، امام را شاعری عاشق پیشه و سیدی هندی لقب داد. در این مقاله آمده بود:«تنها خمینی با دولت و قوانین و انقلاب-که همه با اسلام همراه است- با تحریک مالکین، به مخالفت برخاست! وگرنه همه روحانیون دیگر با این قوانین موافقند و احترامشان نیز محفوظ است.»

انتشار مقاله اهانت آمیز روزنامه اطلاعات که به "داریوش همایون" نسبت داده می شد، کافی بود تا جرقه دوباره اعتراضات مردمی و خروش ملی زده شود و به این ترتیب مردم قم 19 دی ماه 56 به خیابان ها ریختند. مردم نمی توانستند توهین به امام و نسبت وابستگی به بیگانگان دادن به او را تحمل کنند. امام در عین اینکه رهبر نهضت به شمار می آمد، در زمره مراجع تراز اول شناخته می شد.

نمازهای جماعت و کلاس های درس به صحنه اعتراض تبدیل شده بود و 19 دی ماه نیز تجلی اعتراض گسترده مردم قم بود. این تظاهرات به درگیری با پلیس انجامید و طی آن 90 نفر به شهادت رسیدند و تعداد زیادی هم مجروح شدند.

امام طی سخنانی کشتار مردم قم را محکوم کرد. او در پیامی تصریح کرد:«نهضت اخیر (قیام 19 دی قم) که پرتوی از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر کشور نورافکنده ، خود کوبندگی خاصی دارد که شاه را از خود بی خود کرده و او و دار و دسته چاقوکشش را به تلاش مذبوحانه واداشته، جنایات 29 محرم امسال نقطه عطفی است به جنایات شاهانه دوازده محرم آن سال. شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد.»

در واقع توهین به امام سرفصلی جدید در مبارزات انقلابیون شد. سکوت انقلابیون شکسته شد و مردم همراه موج انقلاب بسیج شدند و به صحنه آمدند. تسلسل قیام هایی که از این پس رخ داد بیش از پیش نهضت را در مسیر تحقق انقلاب اسلامی سرعت بخشید.

29 دی ماه و در چهلمین روز کشتار مردم قم، تبریز به خروش آمد. آیت الله قاضی طباطبایی و یازده تن از علمای طراز اول تبریز خواستار تعطیلی بازار و به صحنه آمدن مردم شده بودند. و این گونه بود که فریاد "لااله الا الله" و "درود بر خمینی" در شهر طنین انداز شد. تعداد شهدای 29 بهمن قم 6 نفر و تعداد زخمی ها 125 نفر در گزارشات رسمی اعلام شد.

در پی این کشتار نوبت به مردم سایر شهرها و استان ها رسید. اگر چه مردم استان های مختلف نظیر یزد، مشهد، کرمان، جهرم، اصفهان و... به صحنه آمدند، اما اعتراضات مردم یزد توجه بیشتری را به خود جلب کرد. این اعتراضات که در چهلم شهدای تبریز در تاریخ 9 فروردین 57 کلید خورد، تا 12 فروردین هم ادامه یافت. امام عید را در این سال تحریم کرده بودند و مردم بیش از پیش برای اعتراض، بسیج می شدند.

در واقع اهانت آن روز کسانی که برای کارتر فرش قرمز پهن کرده بودند به امام، رویشی دوباره در نهضت را کلید زد. رویشی که کم کم زمینه های فرار شاه را فراهم آورد و انقلاب را به ثمر رساند.

و امروز گویا از پس تمامی این سال ها تاریخ در حال تکرار است. انگار قرار است باز سکوت مردم بشکند و جلوی بی حرمتی های احتمالی ایام محرم را بگیرد. اگر آن روز که "مرگ بر دیکتاتور" گفته می شد و "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" از سوی بانیان اغتشاش توجیه می شد، کار خاتمه پیدا کرده بود، هیچ گاه نوبت به پاره کردن عکس امام نمی رسید و امروز اگر بی حرمتی به ساحت امام هم تحمل شود، محرم از آنچه رخ خواهد داد، باید خون گریه کرد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

در پیش چشم ملت نابود خواهید شد+فیلم و صوت
انذار روح اللهی نایب الامام به سران فتنه:
در پیش چشم ملت نابود خواهید شد/قانون‌شکنی و اغتشاش زمینه جسارت به امام شد+فیلم و صوت

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی امروز در آستانه ماه محرم در دیدار هزاران نفر از طلاب، روحانیون، فضلاء، اساتید حوزه های علمیه و جمعی از ائمه جماعات مساجد تهران، در سخنان بسیار مهمی، تبلیغ صحیح را ایجاد روشنگری و شاخص سازی در جامعه بخصوص در دوران فتنه دانستند و با اشاره به قضایای بعد از انتخابات بویژه اقدام اخیر دشمنان ملت ایران در اهانت به امام راحل (ره)، از حضور آگاهانه مردم در صحنه، قدردانی و همه آحاد مردم به‌ویژه دانشجویان را به آرامش دعوت و خاطرنشان کردند: این بنای استوار که هندسه آن الهی است و بنای آن‌هم با دست یک مرد الهی پایه ریزی شده و بقای آن نیز به پشتوانه یک ملت الهی است، استوار خواهد ماند، و مخالفان آن به اهداف خود نخواهند رسید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین نقش تبلیغ و روشنگری صحیح در دوران فتنه به قضایای بعد از انتخابات اشاره کردند و افزودند: بعد از انتخابات، متأسفانه عده ای قانون شکنی، و ایجاد اغتشاش کردند و زمینه ای را به وجود آوردند که دشمنِ مأیوس و ناامید، جان بگیرد و آنقدر جسارت پیدا بکند، که در مقابل چشم انبوه دانشجویان علاقه مند به امام، انقلاب و نظام اسلامی به امام (ره) اهانت کند.

فایل صوتی:

کیفیت پایین 16K و حجم 2.50 مگابایت

کیفیت متوسط 24K و حجم 3.76 مگابایت

کیفیت بالا 64K و حجم 9.98 مگابایت

برای دیدن فیلم کلیک کنید.

ایشان خاطرنشان کردند: این اهانت بزرگ، نتیجه آن قانون شکنی ها و دل خوش کردن به تشویق های رسانه های بیگانه بود و حالا که این خطاها و کارهای اشتباه انجام شده، برای پنهان کردن آن، به فلسفه بافی و استدلال تراشی روی آورده اند.

رهبر انقلاب اسلامی اینگونه فلسفه بافی ها بعد از خطاهای مکرر را عامل اصلی فتنه و غبارآلود شدن فضا دانستند و تأکید کردند: عده ای با شعار طرفداری از قانون، عمل خلاف قانون انجام می دهند، این عده شعار طرفداری از امام می دهند، اما کاری می کنند که نسبت به امام (ره) چنین گناه بزرگی انجام شود و دشمنان با خوشحالی براساس این اقدامات، تحلیل کنند و بعد هم برضد مصالح ملی و ملت ایران، تصمیم بگیرند. مشکل اصلی همین حرف ها و عمل های فریبکارانه و غبارآلودگی فضا است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: آن کسی که برای اسلام، انقلاب، و امام کار می کند، به محض اینکه ببیند، حرف و حرکت او موجب ایجاد جهت گیری بر ضد اصول شده، بلافاصله متنبه می شود و مسیر خود را اصلاح می کند. اما چرا این آقایان متنبه نمی شوند.

ایشان خاطرنشان کردند: وقتی از اصلی ترین شعار جمهوری اسلامی، یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، اسلام آن حذف می شود، آقایان باید به خود بیایند و بفهمند که راه غلطی را می روند، وقتی در روز قدس که اساس آن برای دفاع از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی است، به نفع رژیم غاصب و برضد فلسطین شعار داده می شود، باید متنبه شوند و تبری خود را از این جریان اعلام کنند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: چرا هنگامی که سران ظلم و استکبار که مظهر آن امریکا، فرانسه و انگلیس است از آنها حمایت می کنند، متنبه نمی شوند. چرا هنگامی که افراد فاسد فراری و سلطنت طلب و توده ای از انها حمایت می کنند، به خود نمی آیند و متوجه نمی شوند که مسیر آنها غلط و اشتباه است؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: چشم خود را باز کنید و از این جریان تبری بجویید. آیا می شود به بهانه عقلانیت، این حقایق روشن را نادیده گرفت. نادیده گرفتن این حقایق، درست نقطه مقابل عقل است.

ایشان خاطرنشان کردند: عقل حکم می کند، در قضیه اهانت به امام (ره) بجای آنکه منکر اصل قضیه شوید، اهانت را محکوم کنید و بالاتر از آن به حقیقت و عمق این اقدام پی ببرید و متوجه شوید که دشمن کجا را هدف گرفته و بدنبال چیست.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این برادران سابق ما که اسم و رسم خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند، چرا به خود نمی آیند و چرا نمی بینند که دشمنان انقلاب و امام چگونه از سخنان و اقدامات آنان خوشحالند و کف و سوت می زنند و عکس آنان را سردست گرفته اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه انتخابات براساس قانون انجام و تمام شد و اشکالی هم بر آن وارد نبود، خاطرنشان کردند: پایبندی به قانون اقتضا می کند که اگر رئیس جمهور منتخب را هم قبول نداشته باشیم، اما در مقابل قانون خاضع باشیم و به آن احترام بگذاریم.

ایشان با اشاره به جدایی برخی یاران امام و انقلاب در دوران امام و زاویه پیدا کردن آنان با امام (ره) و مطرود شدنشان، افزودند: این مسائل باید برای همه ما عبرت باشد البته من همانگونه که در نمازجمعه گفتم قائل به جذب حداکثری و دفع حداقلی هستم ولی برخی افراد ظاهراً خودشان اصرار بر فاصله گرفتن از نظام، و طرد شدن دارند.

رهبر انقلاب اسلامی عده قلیلی را که بواسطه سخنان و حرکات برخی افراد جسارت پیدا کرده و در مقابل نظام ایستاده اند، در برابر عظمت ملت ایران، صفر دانستند و تأکید کردند: این نظام، نظام الهی است و در طول سی سال گذشته، خداوند متعال بارها لطف و حمایت خود را در حق نظام اسلامی نشان داده است و اگر ما با خدا باشیم قطعاً خدا هم با ما خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: مطمئناً دشمنان نظام اسلامی و جهانخوارانی که می خواهند با منطق های مغلوط بر دنیا مسلط شوند، از این ملت و ملت های مستقل تو دهنی خواهند خورد.

ایشان با تأکید بر اینکه دشمنان نظام، همچنان انقلاب اسلامی، امام راحل عظیم الشأن، ملت مقاوم ایران و جوانان این ملت را نشناخته اند، افزودند: دانشجویان، امروز از لحاظ علمی و معنوی جزو برترین دانشجویان هستند و همواره هوشیارانه در صحنه حضور دارند و در قضایای اخیر هم بارها امتحان خوبی داده اند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به خشم و ناراحتی قشرهای مختلف مردم، در پی اهانت به امام راحل (ره)، این واکنش ها و اعلام برائت ها را به حق و مناسب دانستند و تأکید کردند: همه باید آرامش خود را حفظ کنند و بدانند کسانی که در مقابل ملت قرار گرفته اند، بی ریشه هستند و در برابر عظمت ملت ایران و انقلاب اسلامی توانایی ماندن نخواهند داشت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه اگر لازم باشد مسئولان و حافظان قانون، به وظیفه خود عمل خواهند کرد، افزودند: البته دانشجویان موظفند، افرادی را که منشأ فساد هستند، شناسایی و به دیگران معرفی کنند اما همه کارها باید با آرامش انجام شود.

ایشان حفظ آرامش و امنیت را مهمترین وظیفه برشمردند و خاطرنشان کردند: دشمنانی که به دنبال ایجاد ناامنی و اغتشاش هستند با مردم طرف هستند و البته دستگاههای قانونی هم وظایفی دارند که باید به وظایف خود عمل کنند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: دشمنان ملت ایران و نظام اسلامی همچون کف روی آب هستند که از بین خواهند رفت و آن چیزی که باقی می ماند اصل نظام اسلامی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سه مناسبت مهم روز مباهله، ماه محرم، و سالروز وحدت حوزه و دانشگاه، پیام اصلی این سه مناسبت را ابلاغ حقیقت و روشنگری مردم بیان کردند و افزودند: پیامبر اسلام (ص) در روز مباهله، به منظور روشنگری مردم و شاخص سازی برای حق و باطل، عزیزترین انسانها را به صحنه آورد و در روز عاشورا نیز امام حسین (ع) برای بیان حقیقت و روشنگری در طول تاریخ، عزیزترین عزیزان خود را به وسط میدان آورد و با گفتار و عمل و با پرداخت هزینه ای سنگین، به ابلاغ حقیقت پرداخت.

ایشان هدف اصلی وحدت حوزه و دانشگاه را نیز، برقراری پیوند حقیقی و استفاده از ظرفیت های معنوی و مادی این دو مجموعه اثرگذار دانستند و تأکید کردند: در این مناسبت نیز هدف اصلی تبلیغ پیام الهی و ابلاغ حقیقت است.

رهبر انقلاب اسلامی، پایه های اصلی تبلیغ را، بصیرت، یقین و عمل برشمردند و خاطرنشان کردند: در تبلیغ باید بصیرت و ایمان قلبی متعهدانه و یقین به پیام وجود داشته باشد تا براساس آن عمل و حرکت شکل گیرد و در واقع چنین تبلیغی، عمل صالح خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه لازمه و شرط اصلی تبلیغ صحیح، جریان سازی، گفتمان سازی، و شاخص سازی است، افزودند: این جریان سازی و شاخص سازی نیازمند برنامه ریزی دقیق و مستمر است و یکی از نیازهای اصلی حوزه های علمیه برای تبلیغ، لزوم وجود مرکز برنامه ریزی و نیازسنجی به منظور تبلیغ صحیح و جریان سازی است.

ایشان هدف از گفتمان سازی در تبلیغ را، ارتقای اندیشه و معرفت دینی در مردم دانستند و خاطرنشان کردند: رشد معرفت دینی مردم اگر همراه با تعهد باشد، عمل را در جامعه بوجود خواهد آورد.

رهبر انقلاب اسلامی ماه محرم را بهترین فرصت برای تبلیغ صحیح، و شاخص سازی در جامعه بویژه در دوران فتنه، برشمردند و افزودند: در دنیایی که اساس کار دشمنانِ حقیقت بر فتنه سازی است، اساس کار طرفدارانِ حقیقت باید بر بصیرت و راهنمایی باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین دو شرط اصلی تبلیغ افزودند: تبلیغ و بیان حقیقت اگر در مسیر الهی و برای خدا و همراه با اخلاص باشد و در این مسیر هم از غیرخدا یعنی قدرتمندان و طواغیت هراسی به دل راه داده نشود، قطعاً نتیجه بخش و اثرگذار خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع بندی موضوع تبلیغ صحیح و شرایط و لوازم آن تأکید کردند: اقدام همراه با یقین و شجاعت، و حساب و کتاب آن را به عهده خدا گذاشتن، چارچوب اصلی تبلیغ اسلامی است.

ایشان نکاتی را هم درخصوص تبلیغ و عزاداری در ماه محرم بیان کردند و افزودند: باید سعی شود همانگونه که امام راحل (ره) در سخنی ژرف نگرانه فرمودند، عزاداریها در محرم به شکل سنتی و همراه با روضه خوانی و اشک برای مصائب امام حسین (ع) و خاندان ایشان باشد.

رهبر انقلاب اسلامی روضه خوانی و ذکر مصیبت را پیوند عاطفی با اولیاء الهی و پشتوانه بسیار ارزشمند برای پیوند فکری و عملی با معارف دینی دانستند و افزودند: این پیوند عاطفی در واقع همان مودتی است که در قرآن کریم آمده و اگر این مودت نباشد، ولایت و اطاعت هم وجود نخواهد داشت و ممکن است همان بلایی که بر سر امت اسلامی در دوران های اول بدلیل کنار گذاشتن مودت آمد، تکرار شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: تشریح حوادث عاشورا و ذکر مصیبت لازم است و عده ای از موضع روشنفکری نگویند که چه نیازی به ذکر مصیبت و گریه است.

ایشان درخصوص عزاداری سنتی خاطرنشان کردند: انجام عزاداری به شکل متعارف آن و حرکت بصورت دستجات سینه زنی و ذکر مصیبت موجب بیشتر شدن ارتباطات عاطفی مردم خواهد شد اما باید از برخی اشکال عزاداری، همچون قمه زنی که بد و ناصحیح است و قبلاً هم بر ترک آن تأکید شده پرهیز شود.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنان خود و در تشریح اهمیت تبلیغ و روشنگری حقیقت، در زمان فتنه، به دوران پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) اشاره کردند و افزودند: در زمان پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) اشاره کردند و افزودند: در زمان پیامبر (ص) بیشترین مسائل در خصوص روشنگری، مربوط به منافقین بود و در زمان حضرت علی (ع) هم اصلی ترین چالش، مواجهه با افراد مدعی اسلام بود که به دلیل هواهای نفسانی در مسیر اشتباه، حرکت می کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، چنین شرایطی را، دشوار و پیچیده خواندند و خاطرنشان کردند: در چنین شرایطی، مسائل برای مردم مشتبه می شود و خواص گرفتار شک و تردید می شوند و این شکِ خواص، پایه حرکت صحیح جامعه اسلامی را همچون موریانه می جَوَد.

ایشان یکی از مشکلات کنونی جامعه بین المللی را در شرایط کنونی، همین مسئله دانستند و افزودند: در سطح بین المللی، دشمنان از همه ابزارها برای مشوه کردن اذهان مردم اعم از عوام و خواص استفاده می کنند که از جمله آنها میتوان به شعارها و ادعاهای قانونگرایی، حمایت از حقوق بشر، و طرفداری از مظلوم اشاره کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان چند روز پیش رئیس جمهور امریکا که مدعی لزوم پاسخگویی دولتهای قانون شکن شده بود، خاطرنشان کردند: کدام دولت قانون شکن تر از دولت امریکا است که براساس یک دروغ، عراق را اشغال و این همه مصائب را بر ملت عراق وارد کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: دولت امریکا براساس کدام قانون، به اشغالگری خود در عراق ادامه می دهد و براساس کدام قانون، نیروهای نظامی خود را در افغانستان افزایش می دهد و هر روز تعدادی از مردم بیگناه این کشور را به به خاک و خون می کشد.

ایشان با تأکید بر اینکه دولت امریکا مظهر بی قانونی در جهان است ولی در ظاهر به گونه ای دیگر عمل می کند، افزودند: معنی فتنه همین است و برای مقابله با این جریان گنداب فاسد که تلاش دارد با ابزارهای مختلف خود در افکار عمومی جهان رسوخ پیدا کند، تنها راه، روشنگری و بیان حقیقت است، که وظیفه ای سنگین به‌شمار می رود.

رهبر انقلاب اسلامی، ترویج اختلافات مذهبی را یکی دیگر از شیوه ها، برای ایجاد تردید و اختلاف در میان مسلمانان دانستند و تأکید کردند: تنها راه مقابله با اختلافات مذهبی، بصیرت، روشنگری، تبلیغ صحیح و در دام دشمن نیفتادن است.

در ابتدای این دیدار آیت الله مقتدایی مدیر حوزه علمیه قم در سخنانی، تبیین معارف اهل بیت علیهم السلام و اسلام ناب، و راه امام (ره) را محورهای اصلی فعالیتهای حوزه های علمیه و مبلغان دانست و گفت: به منظور هماهنگی و سیاستگذاری کلان تبلیغ و استفاده از همه ظرفیت ها، و پاسخگویی به نیازهای روز، یک شورای مرکزی تبلیغ طراحی و راه اندازی شده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف+کلیپ صوتی

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف به همراه متن کلیپ صوتی
http://www.4shared.com/file/164013144/bca874b3/13880418_2138_32k.html

وضع جامعه ما از لحاظ مصرف وضع خوبی نیست. 33% نان ضایعات است باید الگوی
مصرف جامعه ، کشور اصلاح شود ما الگوی مصرفمان غلط است تلفات آب در مصرف
خانگی تا حدود 22 % گفته اند کشور ما کشور پر آبی نیست این مناسب یک
جامعه اسلامی است این جوری می شود به عدالت رسید باید اصلاح کنیم خودمان
را .

در مصارف گوناگون شخصی ، خانوادگی ، اسراف فردی ، تجملگری ها  ، چشم و هم
چشمی ها ، هوسرانی افراد خانواده ، مرد خانواده ، زن خانواده ، جوان
خانواده ، برای خرید چیزهای غیر لازم این یکی از موارد اسراف است . وسایل
تجملات ، وسایل آرایش مبلمان خانه ، تزیینات داخل خانه، آبروداری های
خیالی ، مسافرت می روند ، می آیند مهمانی درست می کنند . گاهی خرج آن
مهمانی از مسافرت مکه ای که رفتند بیشتر است عروسی می گیرند عزا می گیرند
هزینه ای که برای این مهمانی ها مطرح می کنند یک هزینه های گزافی است
انواع غذاها ، چرا چه خبره ؟!!!

تلفن همراه توی جیبمان گذاشتیم به مجرد اینکه یک مدل بالاتر وارد بازار
می شود. این را که عنه می اندازیم دور آن مدل جدید را باید بخریم چرا این
چه هوس بازی است که ما به او دچار هستیم در کشور ما هنوز هستند کسانی که
از اولیات هم محرومند.
http://amir215.persianblog.ir/post/114/

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

معادله دو مجهولی!!!

آقای X را سالهاست دورا دور می شناسیم.

اقای X وزیر کار کابینه اقای Y بود.

اقای X کسی بود که قبل ازآقای Y  برای اولین بار خط و مشی استعفا دادن در
بحران را ابداع کرد !
استعفا یا همان از زیر بار مسئولیت فرار کردن و اشکالات را به گردن
دیگران انداختن همان روشی ست که  شرایط بحرانی را وخیم تر می کند وحتی
گاهی – اگر امام نباشد  - منجر به سقوط یک کابینه و یا یک دولت می شود !

سالها بعد آقای X در نقش یک اپوزیسیون منتقد و رقیب آقای هاشمی شد .اما
جالب اینکه او در تبلیغات انتخاباتی اش بدون اشاره به راهکارهای عملی حل
مشکلات ، فقط به ترسیم اوضاع سیاه کشور می پرداخت جلب است که این خط مشی
درست شبیه سخنرانی های انتخاباتی موسوی ست! آن سالهاهم شاه بیت اصلی
سخنان آقای X ایجاد یاس و نامیدی از آینده و سیاه نمایی موفقیت های دولت
در نگاه ملت  بود. یعنی همان راهکار عینک سیاه برچشم مردم!

آقای X رای نیاورد. اما با استفاده از دیالوگهای مد روز که شباهتی به
درد مردم داشت کاندید مجلس شد و این بار از تهران رای آورد!
آقای X همزمان با حفظ ژست مخالف در سخن ،و بر دوش کشیدن القاب و عناوین
جالبی مانند اصولگرایی و عدالتخواهی، در عمل در مجلس یکی ازجاده صاف کن
های قانون گذاریهای تبعیض آلود بود.

من خاطره ی جالبی ازآقای X دارم .او به یکی از منتقدان سر سخت رانت ها و
فسادهای قانونی شده در دولت سازندگی در یک جمع خصوصی گفته بود : تو یا با
رهبری یا بر ضد رهبر ! اگر با رهبری نباید در پیگیری این اشکالات پافشاری
کنی چون هاشمی مورد تایید رهبر است !واگر برضد رهبری ما تو را کنار می
گذاریم!

آقای X   با گفتن این سخن توانست دوکار مهم انجام دهد . اول اینکه فسادها
و رانت های قانونی شده را به گردن رهبر بیندازد ! دوم توانست با جازدن
خود به عنوان  یک فرد نزدیک به رهبر آن فرد را از ادامه مجاهده و تلاش
عملی برای افشاگری و تغییرو اصلاح بی عدالتی های آن زمان منصرف کند ! آن
فرد خانه نشین شد !

اقای X در زمان دولت اصلاحات با کمک دوست خود دکتر معین بدون کنکور به
انگلیس اعزام شد و با بودجه دولتی تحصیل کرد و از دانشگاه ناتینگهام
دکترا گرفت  !  بعد از بازگشت او همچنان ژست اپوزیسون را بصورت رقیق تر
حفظ کرد اما در عمل هر قانونی که در جهت ایجاد رانت و بی عدالتی بود مورد
حمایت ایشان قرار می گرفت ! آیا کسی که برای تحصیل و زندگی خود در لندن
از رانت استفاده کرده می تواند مدافع عدالت و ولایت باشد ؟!

هیجان انگیز ترین برهه نمایش های سیاسی آقای X  سال 84 از جلوی چشمان
مردم عبور کرد و ان زمانی بود که احمدی نژاد در برابر هاشمی قرار گرفت!

اقای X  با وجود این همه اپوزسیونیسم و با وجود این همه سیاه نمایی اوضاع
کشور و اشکالاتی که به هاشمی و خاتمی وانواع و اقسام سیاست های اقتصادی
کشور می گرفت ناگهان در نقش یک مدافع تمام قد به پاخواست و نامش در کنار
تمامی گردن کلفت های پر اسم و رسم دنیای سیاست در لیست حامیان هاشمی قرار
گرفت !

گویا در عرض یک شب تمامی آن مخالفت ها و آن عیبجوبی ها و سخنرانی های پر
شور تمام شد !
اما این هنوز پایان نقش اقای X  نبود !
اقای X   همچنان بارها و بارها در اوایل دولت نهم بر پرده خوش رنگ
تلویزیون ظاهر شد و در نقش یک کارشناس اقتصادی مبرز به حمله های شدید به
سیاست های اقتصادی دولت اقای احمدی نژاد پرداخت . او به عنوان یک حامی سر
سخت ولایت هرگز سخنان رهبر را مبنی بر حمایت و یاری دولت نشنید و با وجود
اخطار های رهبر به پایان دادن به فضای سیاهنمایی و ناامیدی هرگز در سایت
خود دست از سیاه نمایی اوضاع کشور برنداشت ! در موضع گیری های آقای X
تقدیر و تشکری از تلاشهای دولت دیده نمی شود !

نکته جالب در مقاله ها و گفته های ایشان استفاده  از مدلی ست که ویژگی
های زیر را دارد :

اول : استفاده ازالفاظی با پیچیدگی و اغلب حاوی اصطلاحات اقتصادی مانند
سیاست تعدیل -اقتصاد  مدل صندوق نئوکلاسیک- اقتصاد کاپیتالیستی و...

دوم : بعد از بکار بردن ترکیبات مخاطب مقهور کن بالا نتیجه دلخواه خود را
با زبان ساده و اغلب آمیخته با مفاهیم همه فهم  مانند عدالت و قشر محروم
و.... نتیجه می گیرند و بدون اینکه آن مقدمات پیچیده نتیجه ی مورد نظر را
در پی داشته باشد مخاطبان ساده خود را به پذیرش رای و نظر خود مقهور
میکند !

سوم : هرکس با این الفاظ قانع نشده باشد با انواع انگ ها وبرچسب ها مانند
غیر علمی . نفهم اقتصادی . غیر کارشناسی . عوام پسند . ضد عدالت و...مورد
عنایت ویژه قرار می گیرد!

اقای X  در مقاله های متعددی از سایت خود که بودجه آن نیز جای سوال دارد
همواره با همین استراتژی مخاطبان خود را به سمت نتیجه های مورد دلخواهش
سوق می دهد . این سیاه نمایی ها حتی گاهی از زبان مخاطبان سایت با لحنی
زننده به توهین و طنز احمدی نژاد ودولت را آماج حملات خود قرار می دهد و
ولایت مداری ایشان هرگز تذکری برای توقف این رویه نیست ! نمونه این طنز
که در آن تشویق حامیان موسوی به ادامه جنجال آفرینی هم دیده می شود را
ببینید :پاسخ خدا به درد دلی درباره احمدی نژاد ! این طنز سبزها را به
ادامه اعتراض های خیابانی دعوت می کند انهم از زبان خدا!!! آیا خون شهدا
بسیجی که در ناآرامی ها جان دادند برای اصولگرایی اقای X کافی نبود ؟
اقای اصول ادا ! یک سوزن به خود بزنید بعد یک جوال دوز به ملت !


در اوایل دولت نهم آنچه کاملا به یاد دارم سخنان جالب ایشان درباره
سفرهای استانی و کارهای عمرانی دولت بود. اقای X به جد معتقد بود این
کارهای عمرانی که در اقصا نقاط ایران انجام می شود سبب تورم شدید در کشور
می شود .
جالب تر آنکه پیش ازین با اعطای ده برابری وامهای کلان  به افراد خاص
هرگز هشداری درباره تورم و اقتصاد از ایشان شنیده نشد .عدالت خواهی آقای
X  موجب می شودکه افراد خاصی هرگز حمله نکند!

اما حمله شدید دیگر ایشان در اوائل دولت نهم به  سهمیه بندی بنزین بود .
کاری بزرگ که موجب عدالت در مصرف بود .جلوی قاچاق سوخت را می گرفت و به
دولت در برنامه ریزی و مدیریت کلان انرژی کمک می کرد.

. اقای X  اصولگرای سر سخت و فامیل سببی آقای زیبا کلام است که علی
الاصول طرفدار ارتباط بدون قید و شرط با آمریکاست و نادیده گرفتن خطاهای
کوچک آمریکا و انگلیس است ! او در میزگرد تلویزونی خود از آمریکا دفاع
کرد و گفت شما همه خرابکاری های خود را گردن آمریکا می اندازید ! بدگفتن
به آمریکا تندروی ست! (امام فرمود  : امریکا شیطان بزرگ است!)

آقای X در انتخابات دهم در نقش یک ابوموسی اشعری عمل کرد . یعنی سعی کرد
احمدی نژاد و موسوی را به یک چوب بزند تا اگر موسوی باطل شد احمدی نژاد
هم همراه او در ذهن اصولگرایان باطل شود. نقش اودر این برهه از تاریخ
سیاسی اش ،  تغییر تفکر حامیان اصولگرای دولت و تولید مخالف دولت در طیف
مذهبی های مخالف عملکرد موسوی ست و همزمان وظیفه ی تطهیر منطقی عملکرد
سبزها را نیز انجام می دهد!


بعد از رای آوردن دولت دهم آقای X  در معرفی کابینه به مجلس سنگین ترین
سیاه نمایی ها و توهین ها رابه رئیس جمهورمورد حمایت رهبری در دستور کار
خود قرار داد و اعتراض نمایندگان هم باعث نشد تا آقای لاریجانی جلوی این
مدل سخن گفتن را بگیرد !

اقای X در جبهه  جنگ نرم مروج افکاری ست که با سیاه بینی و استدلالهای
اقتصادی و توهین، مردم و نمایندگان   را از همدلی و همراهی  با دولت
منصرف می کند. دولتی که رهبر این صفات را درباره آن به کاربرد:دولت مردمی
ولایی خدمتگزار ساده زیست فعال کوشا.....

نقش بعدی آقای X حمله به  لایحه هدفمند کردن یارانه ها بود. هرچند که
حتما در این مدت ایشان خدمات دیگری هم انجام داده اند مثلا در زمین زدن
لایحه حمل و نقل عمومی کشور  و لوایح عدالت گستر دیگرکه من نمی دانم !
زیرا رسانه ملی  اگر چه طبق قانون اساسی ملزم است اما اطلاعات شفافی
درباره عملکرد نمایندگان در اختیارمان قرار نمی دهد و سایت مجلس هم برعکس
سایت الف ! کاملا غیر فعال است !

با وجود آنکه رئیس جمهور لایحه هدفمند کردن یارانه ها را مهمترین لایحه
اقتصادی در طول سی سال گذشته نامید و آن را به تنفس تازه اقتصادی و خون
تازه تشبیه کرد اما اسفند پارسال با پیشنهاد آقای X و پاسکاری آن به سمت
چند همکار دیگر ناگهان بند 31 که شامل لایحه هدفمند کردن یارانه ها بود
حذف شد  ! این در حالی بود که بودجه مرکز پژوهش های مجلس 7 برابر و بودجه
مجمع تشخیص مصلحت نظام ده برابرشده بود ! یک نمونه کوچولوی دیگر هم تخصیص
راحت و آسان بودجه یک میلیارد دلاری  برای مترو ی تهران از حساب ذخیره
ارزی در سکوت کامل رسانه ای ست! (لازم به ذکر است که مدیر عامل متروی
تهران پسر هاشمی ست!)

آخر اقای X رئیس مرکز پژوهش های مجلس است ! و آقای لاریجانی هم از سینه
چاکان آقای هاشمی ! مردم هم که مهم نیستند ! نه مثل آقای توکلی سایت
دارند نه مثل لاریجانی رسانه ملی !! با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن !
این است عدالت مورد نظر این مدل اصول ادایی !
به این ترتیب لایحه هدفمند کردن یارانه ها که گام مهمی در جهت عدالت
اجتماعی بود با ضربه کاری ایشان و همکاری آقای لاریجانی به کنار رانده
شد  .

ضربه ای که باعث شد رهبر در ابتدای سال 88 در مشهد درباره آن موضع گیری
صریح کند و تا متذکر اهمیت تصویب این لایحه شود.

بازتاب سخنان رهبر در سایت اقای X  هم جالب بود .این سایت بدون تیتر بندی
و جلب توجه مخاطب به نقطه عطف سخن رهبرتنها به این تیتر بسنده کرده بود :
"سخنان رهبر معظم انقلاب در مشهد!"

نبض ولایت مداری تند آقای X  که در ماجرای مشایی کنتورساعت شمار! می
انداخت،  باعث نشد هیچ ناراحتی از بابت حذف لایحه و دلسوزی های رهبر بر
وجود اقای X  مستولی شود و این لایحه با وجود تمام تلاش دولت و بعد از سه
بار تاخیر بررسی توسط رئیس مجلس... بالاخره به صحن مجلس وارد شد . اما
تغییرات گسترده آقای X  و همراهان باعث شد لایحه ای دست وپا شکسته مصوب
شود .

رئیس جمهور به صحن مجلس رفت ! پیامهای رهبر به نمایندگان برای تعامل مجلس
و دولت باهم نیز باعث نشد رگ ولایتمداری اقای X  کمی ورم کند !البته پیش
ازین وقتی رهبر تهمت تقلب زدن به نظام و اقدام علیه امنیت ملی را جرم
بزرگ خوانده بود باز هم اقای X  ولایت مدار گوشی برای شنیدن نداشت !

و دیروز بعد از دوهفته تعامل مجلس و دولت و توافق بر راهکار اجرایی
سازمان هدفمندی یارانه ها بااخطار قانونی آقای X و پذیرش سریع آقای
لاریجانی در میان بهت و حیرت نمایندگان، ناگهان پرونده این لایحه بسته
شد !

اقای x  اولین نفری نیست که با ظاهری آراسته به شعارهای اصولگرایی و
ولایت مدار و ....اهدافی کاملا متضاد با آن را دنبال می کند و آخرین نفر
هم نخواهد بود!

این هم تقدیم به !


مطلب مرتبط از سایت همسنگران :

چرایی مخالفت اقای.... باطرحهای دولت!

کاریکاتور: در ادامه وحدت آفرینی لاریجانی سازمان هدفمندی یارانه ها
منتفی شد!
http://saharyar.blogfa.com/post-318.aspx

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

از تیم تحقیقاتی زمین به کنفدراسیون راه شیری؛گزارش هشتاد و هشتم!

از تیم تحقیقاتی زمین به سلطان قلب ها زرگ !  در ادامه تحقیقات گسترده ما
در زمینه دیکتاتوری در زمین ما به رفتارهای جالبی در نوع انسان ها پی
بردیم.دیکتاتور به فردی گفته میشود که جز خودش کسی را قبول ندارد.به طور
مثال اگر الان روز باشد و او بگوید شب است شما هم باید بگوئی شب است که
خوشبختانه چون در سیاره ما همواره شب میباشد ما از این مدل دیکتاتوری بی
بهره مانده ایم.  اگر بخواهم چند نمونه دیکتاتوری را برایتان بیان کنم
میتوانم به گروه موسوم به  جنبش سبز اشاره کنم.  چند روز
پیش که طبق معمول هر روز برای دیدن اخبار زمین سایت  انصار نیوز
 را باز کردم متوجه شدم این سایت هک شده است !! در پی تحقیقات
گسترده اینجانب و سرهنگ ناهید کاشف به عمل آمد این کار توسط سران جنبش
سبز انجام گرفته است.شاید در وهله اول این مورد از نظر شما بسیار بی
اهمیت باشد.  ولی جالب است بدانید شعار این افراد آزادی بیان
; زنده باد مخالف من ; و. . . میباشد که شخصی به اسم
محمد خاتمی اینگونه شعارها را در اذهان جوان برخی انسان های ساده لوح
قرار داد.  حال ما در حال بررسی مجدد این موضوع هستیم که چطور مدعیان
آزادی،یک سایت خبری را برای خفه کردن صدایش هک میکنند و در عین حال شعار
های پوپولیستی در حمایت از آزادی بیان و تنوع فکر و اندیشه مطرح میکنند.
این افراد که حتی تحمل دیدن چند خط مخالف خود را نداشتند چه برسد به
شنیدن آن ( !!؟) در حین شعار آزادی بیان با افتخار نام خود را به عنوان
 هکرهای این سایت معرفی کردند و اصلا فکر نکردند که دیگر
هزار چادر مثل لیدر دانشجوئیشان هم نمی تواند گند دروغ بودن این ادعای آن
ها را بپوشاند.  اینک برای ما تا حدودی روشن شده که حتی ریزش این افراد
به کف خیابان ها هم به بهانه تقلب نبوده و این به همین روح پرورش یافته
دیکتاتوری برمیگردد که در این افراد سازماندهی شده است.به عنوان مثال در
زمین وقتی مردم به موسوی نه گفتند با تحریک او برخی افراد که هنوز فرهنگ
دموکراسی را درک نکرده اند در اقدامی عجیب با چوب و چماق به خیابان ها
میریزند و به زور خودشان را به مردم میچسبانند و میگویند ما
میدانیم مردم ما را می خواهند.مخالفان ما عمدا آرای ما را خط خطی کرده
اند تا عشق مردم به ما را پنهان نگه دارند !! اما این تنها بخش
کوتاهی از دیکتاتوری های اقلیت هائی در زمین بود.به طور مثال اینها چند
روز پیش در اقدامی عجیب تر عکس امام خمینی (ره) بنیان گذار بزرگ ایران و
رهبر استقلال طلب ایران و کسی که پس از سال ها ایران را از زیر پرچم
آمریکا و انگلیس و. . . نجات داد به آتش کشیدند تا بار دیگر ادعاهای
صادقانه خود را نشان دهند.  راستی چندی پیش فیلمی با عنوان اخراجی
ها به کارگردانی مسعود دهنمکی برایتان فرستاده بودم که شما بسیار
از دیدن این فیلم خرسند شده بودید.  متاسفانه این افراد به وبلاگ این
کارگردان هنری هم رحم نکرده بودند و سابقا وبلاگ شخصی ایشان را هم هک
کرده بودند تا باز هم نشان دهند چقدر در دموکراسی و آزادی بیان از ما
پائین تر هستند !  برای تحقیقات بیشتر یک عدد موسوی همراه
نامه پیوست میگردد.  گل سرخ و سفید و لوله لوله ، فراموشم نکن زرگ
کوتوله !  تماس فرت !

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

خارج کردن امام(ره)از زندان تاریخ!

خارج کردن امام از زندان تاریخ؛ رسالت نسل امروز

دفتر گفتمان انقلاب اسلامی عصر چهارشنبه یکی دیگر از نشست های اندیشه ای خود را با عنوان "راه و رسم امام آنچنان که بود" برگزار کرد

."امیر حسین ترکش دوز" محقق و جریان شناس سیاسی بحث این جلسه را با تشریح انحاء سخن گفتن از امام آعاز کرد و اظهار داشت:نخستین شیوه، سیاست مدارانه سخن گفتن از امام یعنی تلقی امام به عنوان یک رهبر سیاسی است که این نوع سخن گفتن از امام ، گروه ها و افراد مختلفی را شامل می شود؛ نخست عده ای که نسبت به امام احساس محبت و عاطفه قلبی داشتند، اما علیرغم این عواطف مثبت، نظام فکری امام را نپذیرفته بودند و امام را تنها از حیث قدرت بسیج کنندگی به عنوان یک رهبر سیاسی پذیرفتند و نگاهشان  به امام از سطح یک رهبر سیاسی فراتر نمی رفت. افراد دیگری از جمله پیروان جبهه ملی بودند که دارای خط مشی خاص خود و دیدگاهی متفاوت از سمت و سوی امام بودند اما پس از انتخاب امام به عنوان رهبر ، ناچار شدند از گفتمان امام به عنوان گفتان غالب تمکین کنند. در این گروه نشانی از عواطف مثبت و اذعان به برتری سیاسی امام دیده نمی شود و چه بسا اگر هم دیده شود از سر ناچاری است.

 

مطهری؛ شاگرد روزگار غربت امام

به گفته ترکش دوز، گونه دوم سخن گفتن از امام مختص کسانی بود که نظام فکری- سیاسی امام را پذیرفته بودند اما از آنجایی که همه این افراد به یک اندازه نظام فکری امام را تبعیت نمی کردند،  می توان برای ایشان قائل به مراتبی بود.

این پژوهشگر سیاسی از استاد "مطهری" به عنوان نمونه بارز و سر سلسله افرادی یاد کرد که نظام فکری سیاسی امام را به طور کامل درک کرده بود و پس از پیروزی انقلاب جهت گیری های فکری امام در رفتار ایشان ظهور داشت.

ترکش دوز در ادامه اظهار داشت: شهید مطهری از دهه 20 شاگرد امام بود و به نوعی می توان ایشان را شاگرد روزگار غربت امام نامید. امام نیز ارادت خاصی نسبت به ایشان داشت و در موارد متعدد از جمله دوران مبارزات اوایل انقلاب ، شهید مطهری رابه عنوان نماینده خود در داخل کشور معرفی کرد.

وجه مذهبی امام ، نوع دیگر سخن گفتن از امام بود که ترکش دوز از آن نام برد و گفت: این گونه سخن گفتن از امام متعلق به عامه مردم بود. مردم به واسطه صلاحیت های مذهبی ایشان و اینکه امام واجد ویژگی های نایب خاص امام زمان (عج) بود، اعتماد عقلانی به امام یافته و از این رو سمت و سوی مذهبی که امام در جامعه رواج داد در نظر مردم کفایت می کرد. وجه سیاسی امام نیز در سایه این وجه مذهبی معنا می شد. البته این نحو سخن گفتن از امام گاه از سوی برخی گروه ها مورد سوء استفاده قرار می گرفت که البته مدیریت هوشمندانه امام خمینی (ره) راه را بر این گونه سوء استفاده ها می بست. 

انقلاب اسلامی ایران؛ یک انقلاب تک گفتمانی

ترکش دوز در بخش دیگری از سخنانش انقلاب اسلامی را یک انقلاب تک گفتمانی دانست و با رد این ادعا که امام با ائتلافی از نیروها انقلاب را سامان داد، اظهار داشت: امروز شاهد هستیم کسانی با ادعای پیروی از خط امام برای دشمنان این ملت و استکبار جهانی فرصت آفرینی می کنند و  در جواب منتقدان خود با یک تردستی فکری- سیاسی اذعان می دارند امام نیز با ائتلافی از نیروها انقلاب کرد در حالیکه اگر چه امام در جریان انقلاب نیروهایی را در اطراف خود پذیرفت، اما این افراد صرفاً با شرط عدول از گفتمان سنتی خود و بیان ایده های مد نظر امام می توانستند در حلقه یاران امام جای گیرند.

به گفته این تحلیلگر سیاسی بعد از پیروزی انقلاب و به دلیل غلبه گفتمان واحد یعنی گفتمان امام، فضا برای گفتمان های سنتی مانند انجمن حجتیه و متجدد از جمله نهضت آزادی تنگ شد و این دسته افراد ناگریز به اصلاحاتی در گفتمان خود شدند.

 

مردودی های مدرسه اصلاحات

ترکش دوز فضای سخن گفتن از امام را فضای معمول و رایج جامعه دانست و افزود: در فضای آن روز کشور که انتظار می رفت امام به عنوان یک سیاستمدار در گرماگرم یک چالش سیاسی ،  جهت افزودن نیروهای پیرامون خود، ایدئولوژی خاص خود را تغییر دهد یا لااقل کمی به حاشیه بکشاند، اما با کمال تعجب با یک رهبر سیاسی مواجه می شویم که کاملاً بر خلاف سیاستمداران متعارف حرف می زند و عمل می کند. حتی در اوج مبارزات سیاسی بر ملاحظات ایدئولوژی و عقیدتی پافشاری می کند و لحظه ای از آن کوتاه نمی آید و این امر در تمامی برهه های زندگی سیاسی امام به وضوح قابل مشاهده بود. به عنوان نمونه در آبان ماه سال 57 و زمان اوج حساسیت ها و مبارزات انقلابی، امام در دیدار جمع کثیری از دانشجویان در "نوفل شاتو" نسبت به اهمال جوانان به احکام ظاهری اسلام هشدار دادند. ایشان در آن فضا نیز به چند بعدی بودن مکتب اسلام تأکید می کند.

ترکش دوز در ادامه از جهت گیری های عقیدتی امام یاد کرد و گفت: آنچه در جریان مبارزات سیاسی همواره مورد تأکید حضرت امام بود، سمت گیری های عقیدتی ایشان بود، تا حدی که مشکل عقیدتی یک گروه را مشکل انقلاب می دانستند. ایشان در نامه ای به اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان، التزام کامل عملی و فکری به احکام اسلام و سمت گیری های عقیدتی را مورد تأکید قرار دادند.

وی پایبند بودن به این دغدغه ها و حساسیت ها را وظیفه پیروان خط امام دانست و گفت: مدعی پیرو خط امام هم باید به گونه ای باشد که با عملکرد او شاهد دیندار شدن مخاطبانش باشیم. اما علیرغم این همه تأکید از جانب امام، متأسفانه در دوران اصلاحات به وضوح مشاهده می شد که انجمن های اسلامی از جمله دفتر "تحکیم وحدت" در داخل جبهه خود مارکسیسم پرورش داد. و اینجا لازم است به این آقایان که کاستی ها و خلل تربیت دینی را به بد رفتاری های دینی افرادی چون  آقای "مصباح یزدی"و یا گروه هایی از حزب اللهی ها نسبت می دادند، متذکر شد: اگر به فرض، آنها از اسلام بد گفتند  و بد عمل کردند، شما در گفتار و کردار خود چگونه عمل کردید و در جهت مسلمان کردن مخاطبان چقدر جاذبه داشتید؟ از قبل گفتار امثال آقای "خاتمی" و سایر رهبران اصلاحات در دوره دوم خرداد چه تعداد نیروی دیندار تربیت شد؟ و نهضت اصلاحات جز بی اعتقاد کردن افراد چه رهاوردی داشت؟

ترکش دوز با بیان اینکه امام نه تنها در زمان قبل از انقلاب که در تمام برهه ها این دغدغه ها را داشتند، از نامه مهجور(!) ایشان به وزیر کشور وقت در بهمن ماه سال 66 یاد کرد که نهضت آزدی را فاقد صلاحیت هرگوته فعالیت رسمی دانستند و تأکید داشتند: ضرر نهضت آزادی به عنوان جریان متظاهر به اسلام که با این حربه جوانان را از راه اسلام منحرف می کند و با دخل و تصرف در تفسیر قرآن و احادیث و نیز تأویل های جاهلانه موجب فساد عظیم می شود، از ضرر گروه های دیگر حتی منافقین بیشتر است.

 

تاریخچه پر فراز و نشیب یک مفهوم

ترکش دوز در بخش دوم و پایانی این جلسه سیر تاریخی کاربردهای مفهوم خط امام در جامعه را مورد بررسی قرار داد و اظهار داشت: اولین کاربرد مفهوم خط امام از پاییز سال 58 آغاز می شود. به طور کل خط امام در این دوره صرفاً دلالت هایی در حوزه سیاست خارجه داشت. اکثریت این افراد عاشق امام بودند اما صرف نظر از وجهه عاطفی، مسأله مهم تر ، چارچوب فکری امام بود که در میان افراد پیرو خط امام این دوره، درک تمام و کمال را به همراه نداشت. در خط مشی این افراد به وضوح رسوباتی از گفتمان های قبل از هژمونی گفتمان امام وجود داشت که نمونه آن  در مسأله معرفی مراجع فکری دانشجویان پیرو خط امام مشاهده می گردد.در این زمان افرادی به عنوان مراجع فکری معرفی شدند که در میانشان به جز شخص مقام معظم رهبری، کسانی چون "بنی صدر"، "محمد مجتهد شبستری" ، "حبیب اله پیمان" و .... قرابت فکری با چارچوب فکری امام نداشتند. اما بعد از پاییز سال 59 با حضور دو جبهه سیاسی، مفهوم خط امام وارد دوره جدیدی شد در این زمان یک طیف افرادی ازجمله شهیدان "بهشتی"، "رجایی و آقای"هاشمی رفسنجانی" معتقد بودند تنها گفتمان امام باید محور قرار گیرد، در مقابل جبهه ای از نیروهای مخالف بودند که هریک برای انقلاب سمت و سویی قائل شده و تفاوت آشکار فکری و عقیدتی با اعتقادات امام داشتند. خط امام در این دوره ،  مفهومی عمدتاً اجمالی و ضدی داشت.

به گفته این جریان شناس سیاسی، از دهه 60 شاهدیم که مفهوم خط امام کاربرد جدید می یابد و این امر عمدتاً در ارتباط با چالش های درون نظام در دهه 60 است. در این دوره شاهد ظهور دو جریان چپ و راست هستیم که جریان چپ قائل به دخالت دولت در عرصه اقتصاد بود و در مقابل جریان راست یا اسلام فقاهتی معتقد به محدودیت دولت در عرصه اقتصاد و سامان دادن اقتصاد با فقه موجود بود.

ترکش دوز با بیان اینکه ولایت فقیه از عمده موارد اختلاف جریان چپ و راست در این دوره محسوب می شد، اظهار داشت: حیطه گسترده ولایت فقیه مشخصه طرفداران خط امام بود و اعتقاد به اختیارات گسترده ولی فقیه، ضابطه قرار گرفتن در جرگه پیروان خط امام بود. اما در مجموع اگر عملکرد دو جریان چپ و راست را در دهه 60 در نظر بگیریم، هر دو جناح با گفتار امام فاصله داشتند. امام از یک طرف با ایده ولایت مطلقه فقیه مواضع جناح راست در حوزه اختیارات ولی فقیه را نقد می کرد و از طرفی به شدت منتقد دولت سالاری مورد نظر جریان چپ در عرصه اقتصاد بود. نهایتاً بعد از دهه 70 نیز مفهوم خط امام توسط پیروان خط امام به راحتی به حاشیه برده شد و با جریاناتی چون دوم خرداد و جبهه اصلاحلات علاوه بر ترک مضمون خط امام، عنوان خط امام هم کنار گذاشته شد.

 

امام را از زندان تاریخ خارج کنیم!

ترکش دوز در خاتمه، وظیفه جوانان و تمامی مدعیان پیرو خط امام را گوشزد کرد و اظهار داشت: سخنان و متون باقی مانده از امام مربوط به موضع گیری های موردی و اقتضائات تاریخی بوده  و امروز باید سعی کنیم از این موضع گیری های موردی و تاریخی، اصولی را استخراج کرده و این اصول را راهنمای عمل امروز خود قرار دهیم. مطالعه متون به یاد مانده از امام حق همه است اما باید برداشت های مختلف از متون را با خود متن تطبیق دهیم و قرائتی را که بیشترین هم پوشی با گفتار و نظرات امام  دارد انتخاب کنیم. ما امروز نیازمند قرائتی هستیم که منطبق با متن باشد و امام را از زندان تاریخ خارج کند.

خاطر نشان می سازد ادامه مباحث پیرامون این موضوع به جلسات بعدی دفتر گفتمان انقلاب اسلامی موکول شد.

 

دفتر گفتمان انقلاب اسلامی



 

--
teribon.ir
گروه خصوصی سایت تریبون دات آی آر
تریبون مستضعفین؛ جنبش حراست از آرای مستضعفین
teribon@googlegroups.com

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

جدیدترین نظرسنجی درباره ایران-حتما بخوانید!

جدیدترین نظرسنجی درباره ایران

مؤسسه آمریکایی نظرسنجی پیپا (PIPA) با همکاری دانشگاه مریلند آمریکا به
روش تلفنی و با استفاده از پرسشگران ایرانی اقدام به انجام یک نظرسنجی در
ایران کرده که نتایج جالب و قابل‌توجهی داشته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، جامعه آماری این نظرسنجی متشکل از همه
استان‌های کشور بوده و جمعیت شهری و روستایی را در برگرفته است. حجم
نمونه این نظرسنجی متشکل از 1003 نفر بزرگسال با ترکیب جنسیتی 51 درصد زن
و 49 درصد مرد بوده‌ است. نظرسنجی مذکور از تاریخ 27 آگوست تا 10 سپتامبر
2009 (5 تا 19 شهریور 1388) صورت گرفته و نتایج آن در تاریخ 20 سپتامبر
2009 (29 شهریور 1388) انتشار یافته است.
.

درباره انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری از پاسخگویان سوالات زیر پرسیده شده
است
:
آیا شما در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری شرکت داشتید؟

از پاسخگویان 87 درصد به این سوال پاسخ بلی و 12درصد پاسخ خیر داده‌اند.
یک ‌درصد نیز از پاسخ به این سوال امتناع کرده‌اند
شما در انتخابات به چه کسی رای دادید؟

اعلام شده که 55 درصد به احمدی‌نژاد،14 درصد به میرحسین موسوی، 3 درصد
به محسن رضایی و 1 درصد به مهدی کروبی رای داده‌اند. 24 درصد از پاسخ به
این سوال امتناع کرده‌ و 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند
.
به نظر شما این انتخابات تا چه میزان آزاد و عادلانه بود؟

از نظر 66 درصد پاسخگویان، دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاملا آزاد
و عادلانه و‌ از نظر 17 درصد تا حدی آزاد و عادلانه بوده و از نظر 5درصد
چندان آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد نیز بر این عقیده‌اند که
انتخابات اصلا آزاد و عادلانه نبوده است. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را
برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
.
تا چه میزان به نتایج اعلام شده این انتخابات اعتماد دارید؟

از پاسخگویان 62 درصد به نتایج اعلام شده در حد «زیاد» و 21 درصد «تا
حدی» اعتماد دارند،6 درصد گفته‌اند به نتایج اعلام شده چندان اعتمادی
ندارند و 7‌درصد نیز اصلا به این نتایج اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه
«نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.

اگر همین فردا انتخابات مجددا برگزار شود شما به چه کسی رای خواهید داد؟
از پاسخگویان 49 درصد به احمدی‌نژاد،8 درصد به میرحسین موسوی، 2 درصد به
محسن رضایی و 1 درصد به کروبی رای خواهند داد.13 درصد گفته‌اند در
انتخابات شرکت نخواهم کرد. 19 درصد از پاسخگویی امتناع کرده و 8 درصد
گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند
.
با توجه به مسائل پیش آمده قبل، حین و پس از انتخابات، آیا به نظر شما
آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور مشروع ایران است یا خیر؟
از پاسخگویان 81 درصد آقای احمدی‌نژاد را رئیس‌جمهور مشروع ایران دانسته
و 10 درصد با این موضوع مخالفت کرده‌اند، 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را
برگزیده‌ و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
‌.
شما فکر می‌کنید آقای احمدی‌نژاد به هنگام صحبت با مردم تا چه حد صادق
است؟
  از پاسخگویان 48 درصد احمدی‌نژاد را «بسیار صادق» و 33 درصد وی را «تا
حدی صادق» می‌دانند، 6 درصد احمدی‌نژاد را چندان صادق نمی‌دانند و 5 درصد
نیز وی را اصلا صادق نمی‌دانند. 5 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند
و 3 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
.
به نظر شما آیا مقام رهبری پس از برگزاری انتخابات باید از آقای
احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد یا خیر؟
از پاسخگویان 76 درصد بر این عقیده‌اند که باید از ایشان حمایت می‌کرد و
13 درصد معتقدند نباید از ایشان حمایت می‌کرد. 6درصد گزینه «نمی‌دانم» را
برگزیده‌اند و 5 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
.
تا چه حد به عملکرد دولت در انجام اقدامات صحیح اعتماد دارید؟
  از پاسخگویان 54 درصد «اکثر اوقات»، 31 درصد «بعضی اوقات» و 9 درصد به
ندرت به عملکرد دولت اعتماد دارند. 2 درصد نیز گفته‌اند اصلا به عملکرد
دولت اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و یک درصد
از پاسخگویی امتناع کرده‌اند.
مقایسه نتایج سوال مذکور در این نظرسنجی با نظرسنجی سال گذشته حاکی از
افزایش اعتماد به عملکرد دولت نسبت به سال گذشته است
.
در مجموع رضایت شما از نظام حکومتی ایران به چه میزان است؟
  از پاسخگویان 41 درصد اظهار داشته‌اند از نظام حکومتی ایران «بسیار
راضی»،‌46 درصد تا حدی راضی و 7 درصد تا حدی ناراضی بوده و 3 درصد نیز
کاملا ناراضی هستند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و یک درصد
از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
.
از پاسخگویان پرسیده شده است: به نظر شما روش گزینش مقام رهبری با اصول
دموکراسی انطباق دارد یا خیر؟
از پاسخگویان 55 درصد  روش گزینش مقام رهبری را با اصول دموکراسی سازگار
و 14 درصد با اصول دموکراسی ناسازگار دانسته‌اند. 5 درصد در پاسخ
گفته‌اند بستگی دارد. 19 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 7 درصد
از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
.
آیا فکر می‌کنید حمایت از یک داوطلب در انتخابات توسط اعضای شورای نگهبان
مناسب است یا فکر می‌کنید که آنها همیشه باید بی‌طرف باشند؟
  از پاسخگویان 75 درصد بر این عقیده‌اند که شورای نگهبان باید همیشه
بی‌طرف بماند، 16 درصد گفته‌اند مناسب است که در انتخابات از کاندیدایی
خاص حمایت کند و 2 درصد اظهار داشته‌اند بستگی دارد. 5 درصد گزینه
«نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
.
از پاسخگویان پرسیده شده است: نظر شما درباره قدرت مقام رهبری در قانون
اساسی چیست؟
از پاسخگویان 61 درصد معتقدند قانون اساسی به مقام رهبری به اندازه لازم
قدرت داده است،‌17 درصد بر این باورند که قدرتی بیش از حد لازم داده است
و 6 درصد بر این عقیده‌اند که قدرتی کمتر از حد لازم داده است. 12 درصد
گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 4 درصد از پاسخگویی امتناع کرده‌اند
.
مقایسه وضع فعلی با 4 سال گذشته
از پاسخگویان 42 درصد معتقدند که وضع اقتصادی آنها نسبت به 4 سال پیش
تغییر نکرده است. از نظر 31 درصد وضع اقتصادی آنها بدتر و از نظر 27 درصد
وضع اقتصادی آنها بهتر شده است
.
وضع اقتصادی کشور
از پاسخگویان 45 درصد بیان داشته‌اند که وضع اقتصادی کشور بدتر شده است.
از نظر 29 درصد وضع اقتصادی کشور بهتر و از نظر 14 درصد تغییری نکرده
است. 10 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ به
این سؤال امتناع کرده‌اند
.
میزان عدالت اقتصادی در سراسر کشور
از پاسخگویان 35 درصد معتقدند وضع عدالت اقتصادی بدتر شده است. از نظر
30 درصد وضع عدالت اقتصادی در کشور بهتر شده و از نظر 18 درصد تغییری
نکرده است14 درصد نیز گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 13 درصد از پاسخ
دادن امتناع کرده‌اند.
توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی
به اعتقاد 57 درصد پاسخگویان توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی رشد
یافته است. از نظر 14درصد توانایی ایران در برابر فشارهای خارجی کاهش
یافته و از نظر 13درصد تغییری نکرده است. 14درصد گزینه «نمی‌دانم» را
برگزیده‌اند و 2 درصد از پاسخ دادن به سؤال امتناع کرده‌اند.
میزان آزادی‌های شهروندان در جامعه ایران
از پاسخگویان 48 درصد بر این عقیده‌اند که میزان آزادی‌های شهروندان در
جامعه ایرانی افزایش یافته، از نظر 33 درصد میزان آزادی‌های شهروندان
کاهش یافته و از نظر 22 درصد تغییری نکرده است. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم»
را برگزیده‌اند و یک درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
روابط ایران با کشورهای غربی
از پاسخگویان 33 درصد معتقدند که روابط ایران با کشورهای غربی بهتر شده
است. از نظر 30 درصد روابط ایران با کشورهای غربی بدتر شده و از نظر 16
درصد تغییری نکرده است. 18 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده‌اند و 3
درصد از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند
.
از پاسخگویان پرسیده شده است: میزان اعتماد شما نسبت به هر یک از نهادهای
کشور تا چه حدی است؟

الف) مجلس:
از پاسخگویان 40 درصد در حد «زیاد» به مجلس شورای اسلامی اعتماد دارند،
39 درصد پاسخگویان تا حدی به مجلس اعتماد داشته و 7 درصد گفته‌اند چندان
اعتمادی ندارند. 8 درصد نیز اصلاً به مجلس شورای اسلامی اعتماد
نداشته‌اند. 4 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از پاسخ به
سؤال امتناع کرده‌اند
.
ب) وزارت کشور:
از پاسخگویان 38 درصد در حد زیاد به وزارت کشور اعتماد داشته، 34 درصد
پاسخگویان تا حدی به وزارت کشور اعتماد دارند، 6 درصد گفته‌اند چندان
اعتمادی نداشته و 6 درصد نیز اصلاً به وزارت کشور اعتماد ندارند.13 ‌درصد
گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 3 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع
کرده‌اند.
ج) رئیس‌جمهور:
از پاسخگویان 64 درصد در حد زیاد به رئیس‌جمهور اعتماد داشته و 21 درصد
تا حدی اعتماد دارند، 5 درصد چندان اعتماد نداشته و 6 درصد نیز به
رئیس‌جمهور اصلاً اعتماد ندارند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2
درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند.
.
د)قوه قضائیه:
از پاسخگویان 43 درصد در حد زیاد به قوه قضائیه اعتماد داشته و 30 درصد
تا حدی اعتماد دارند، 7 درصد چندان اعتماد نداشته و 7 درصد نیز به قوه
قضائیه اصلاً اعتماد ندارند. 11 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2
درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند
.
هـ) شورای نگهبان:
از پاسخگویان 42 درصد در حد زیاد به شورای نگهبان اعتماد داشته و 29
درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد پاسخگویان چندان اعتماد نداشته و 6
درصد نیز به شورای نگهبان اصلاً اعتماد ندارند. 15 درصد گزینه «نمی‌دانم»
را برگزیده‌ و 2 درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند
.
و) نیروی انتظامی:
از پاسخگویان 52 درصد در حد زیاد به نیروی انتظامی اعتماد داشته و 31
درصد تا حدی اعتماد دارند، 6 درصد چندان اعتماد نداشته و 7 درصد نیز به
نیروی انتظامی اصلاً اعتماد ندارند. 3 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده
و یک درصد نیز از پاسخ به سؤال امتناع کرده‌اند
.
از پاسخگویان پرسیده شده است، به نظر شما در زمانی که نگرانی‌هایی درباره
عادلانه بودن برگزاری انتخابات در کشورها وجود دارد، ناظران بین‌المللی
سازمان ملل برای اعمال کنترل بر روند انتخابات باید اجازه حضور داشته
باشند یا خیر؟
از پاسخگویان 55 درصد مخالف حضور ناظران بین‌المللی و 37 درصد موافق
حضور آنان بوده‌اند. 6 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و 2 درصد نیز از
پاسخ امتناع کرده‌اند.
از پاسخگویان پرسیده شده است: تا چه اندازه از روش‌ها و فرایندهای انتخاب
مقامات کشور احساس رضایتمندی می‌کنید؟
از پاسخگویان 40 درصد از روش‌ها و فرایندهای انتخاب مقامات کشور «بسیار
راضی» بوده‌اند، 41 درصد از این روش‌ها تا حدی رضایت داشته و 10 درصد
چندان رضایتی از آن ندارند. 6 درصد نیز اصلاً از روش‌ها و فرایندهای
انتخاب مقامات راضی نبوده‌اند. 2 درصد گزینه «نمی‌دانم» را برگزیده و یک
درصد از پاسخگویان از پاسخ به این سؤال امتناع کرده‌اند.
درباره این سؤال، مقایسه نتایج نظرسنجی جدید با نظرسنجی فوریه 2008 همین
مؤسسه نشان می‌دهد درصد افرادی که از روند انتخاب مقامات کشور بسیار
رضایت دارند افزایش چشمگیری داشته است. همچنین در نظرسنجی جدید، درصد
افرادی که چندان رضایت ندارند تقریبا به نصف نتایج نظرسنجی پیشین کاهش
یافته است
.
نتایج این نظرسنجی حاوی نکات زیر است:
- پاسخگویان وضع اقتصادی خود، کشور و میزان عدالت اقتصادی را در مقایسه
با 4 سال پیش بدتر ارزیابی کرده‌اند که این امر درباره بدتر شدن وضع
اقتصادی کشور و عدالت اقتصادی چشمگیرتر است
.
- در میان اشخاص و نهادهایی که بالاترین میزان اعتماد پاسخگویان را کسب
کرده‌اند شخص رئیس‌جمهور با 64 درصد و سپس نیروی انتظامی با 52درصد‌
بالاترین میزان اعتماد را به خود اختصاص داده‌اند
.
- روحیه عدم اجازه دخالت بیگانگان در امور کشور در میان ایرانیان همچنان
بالاست که این امر بویژه درباره مخالفت با حضور ناظران بین‌المللی برای
نظارت بر انتخابات کشور هویداست
.
- نتایج میزان رضایتمندی پاسخگویان از روند انتخابات کشور (81 درصد) که
خود شاخص مهمی برای میزان مشروعیت یک نظام سیاسی به شمار می‌آید نشان از
مشروعیت بالای جمهوری اسلامی است که نسبت به نظرسنجی پیش‌تر همین موسسه
در این مورد افزایش چشمگیری (19 درصد) داشته است
.
- بر حسب این نظرسنجی، میزان مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری 87 درصد
است که با میزان مشارکت واقعی مردم در این انتخابات (4/84 درصد) تا حدود
زیادی منطبق بوده و حتی افزون بر آن است که این امر نشان‌دهنده عدم وقوع
تخلف یا به ادعای مخالفان، تقلب است
.
نتایج این نظرسنجی درباره رای پاسخگویان به داوطلبان ریاست‌جمهوری حاکی
از رای قاطع آقای احمدی‌نژاد و پیروزی ایشان در مرحله اول است
. .
- نتایج مربوط به سوالات «میزان آزاد و عادلانه بودن انتخابات» (66درصد)،
«میزان اعتماد به نتایج اعلام شده انتخابات» (62 درصد)‌ و مشروعیت آقای
احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور نشان‌دهنده مشروعیت این انتخابات و شخص
ایشان (81 درصد) با وجود مخالفت‌ها و جوسازی‌های داخلی و خارجی بوده است
.
- اگر چه نتایج سوال مربوط به رای پاسخگویان در صورت برگزاری مجدد
انتخابات نشان‌دهنده کاهش چند درصدی رای رئیس‌جمهور است اما در مقایسه با
آن، رای رقبا که فضای جامعه را با اقدامات خود ملتهب کردند بشدت کاهش
یافته و نکته مهم‌تر افزایش میزان عدم شرکت در انتخابات است که از خواست
مردم برای وجود آرامش در جامعه و نارضایتی آنان از بر هم خوردن امنیت
جامعه حکایت دارد
.
- نتایج مربوط به «صداقت رئیس‌جمهور در سخن با مردم» (48 درصد)
‌نشان‌دهنده رد ادعا و اتهامات مخالفان ایشان درباره عدم صداقت ایشان
است.
- نظر پاسخگویان درباره ضرورت حمایت رهبری از آقای احمدی‌نژاد (76 درصد)
نشان‌دهنده درستی اقدام رهبری و رد ادعای مخالفان است.
-
میزان اعتماد پاسخگویان به اقدامات دولت (54 درصد اکثر اوقات و 31 درصد
بعضی اوقات) نشان‌دهنده اعتماد بالای مردم به اقدامات دولت است که در
قیاس با نتایج سال 2008 افزایش یافته است.
-
میزان رضایت پاسخگویان از نظام حکومتی ایران (41 درصد بسیار راضی و 46
درصد تا حدی راضی) نشان‌دهنده مشروعیت و رضایت بسیار بالا از نظام نزد
مردم است.
-
درباره روش گزینش مقام معظم رهبری و انطباق آن با اصول دموکراسی، نتایج
حاکی از اعتماد پاسخگویان (55 درصد) به انطباق روش گزینش با اصول
دموکراسی است که نشان‌دهنده مقبولیت بالای این روش و رد ادعای مخالفان و
معاندان و ایجاد شبهات در این زمینه است. همچنین درباره قدرت مقام معظم
رهبری در قانون اساسی نیز نتایج دلالت بر تایید کامل این میزان اختیارات
از سوی پاسخگویان (61 درصد) دارد.
-
ضرورت بی‌طرفی از سوی اعضای شورای نگهبان درباره داوطلبان انتخابات مورد
تاکید پاسخگویان (75 درصد) قرار گرفته است
.
http://www.dolat.ir/Nsite/FullStory/?Id=184479

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

پاسخ قائم مقام صدا و سیما به موسسه نشر آثار امام(ره)

پاسخ قائم مقام صدا و سیما به موسسه نشر آثار امام(ره)

علی دارابی قائم مقام سازمان صدا و سیما خطاب به حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) که اهانت به ساحت امام را دروغ مسلم و بین دانسته بود نامه سرگشاده ای نوشت و از کم کاری این موسسه در دفاع از آرمان های امام انتقاد کرد.

به گزارش جهان ، علی دارابی در این نامه خطاب به حمید انصاری تاکید کرده است: آگاه باشید که متأسفانه این حادثه واقعی است و با کمال تأسف بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی بیگانه تصاویر و گزارش‌های مشروح‌تری را در این خصوص با آب و تاب پخش کرده‌اند.
متن نامه قائم مقام سازمان صدا و سیما که طی آن خواستار برخورد مسئولانه و به دور از ملاحظات سیاسی و بازخوانی دوباره مواضع و دیدگاههای امام در موسسه تنظیم و نشر آثار امام شده، به شرح ذیل است:

برادر گرامی جناب آقای حمید انصاری
قائم مقام محترم مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره)

سلام علیکم
نامه جنابعالی به رئیس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در خصوص حوادث 16 آذر سال جاری و اسائه ادب و هتک حرمت نسبت به ساحت حضرت امام خمینی (ره) واصل شد. از اینکه مؤسسه تنظیم و نشر آثار پس از ماه ها سکوت و مشاهده هجوم سامان یافته استکبار جهانی با پشتیبانی برخی خواص ناآگاه و همراهی عناصر فتنه به بنیان های مرصوص رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) با تأخیر بس فراوان اقدام به واکنش کرده است، آن را به فال نیک می گیریم.
جنابعالی در نامه خود که قبل از وصول در پایگاه‌های اطلاع رسانی بازتاب یافته بود، آنقدر از هتک حرمت و اسائه ادب به ساحت مقدس حضرت امام خمینی (ره) برآشفته شدید که اصل موضوع را "دروغ بین و مسلم " انگاشتید. استدلال شما هم عدم گزارش شبکه‌های ماهواره‌ای و دیگران از پاره شدن تصویر امام (ره) بوده است . تردیدی نیست که برای همه عاشقان و دوستداران انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) بروز چنین واقعه ای یک عزا و سوگ بزرگ است و باید نه تنها ملت ایران بلکه امت اسلام و بالاتر جهان بشریت در این حادثه به سوگ بنشیند. اما آگاه باشید که متأسفانه این حادثه واقعی است و با کمال تأسف بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی بیگانه تصاویر و گزارش‌های مشروح‌تری را در این خصوص با آب و تاب پخش کرده‌اند.

جناب انصاری!
- اگر آن موقع که برخی مدعیان اصلاح طلبی که امروز هم‌صدا با ضد انقلابیون فراری و خوانندگان دوران ستم شاهی علیه نظام اسلامی و ارزشهای آن متحد شده‌اند و از سپردن افکار و اندیشه های امام خمینی (ره) به موزه ها سخن می‌گفتند، شما و دوستان مؤسسه موضع گیری به موقع می کردید،
- اگر در روز جهانی قدس ـ که امام خمینی (ره) آن را روز اسلام و روز رسول ا... (ص) نامیدند ـ شعارهای انحرافی "نه غزه، نه لبنان " را سر دادند، موضع گیری می‌کردید،
- اگر در روز 13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی ـ که امام خمینی (ره) آن را انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول نامیدند و همچنین فرمودند: "خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود. " ـ در ارتباط با شعارهای انحرافی از قبیل مرگ بر روسیه و... موضع می‌گرفتید،
- اگر "مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) " در برابر شعار اغتشاشگران و عوامل فتنه که خواهان "جمهوری ایرانی " بودند موضع گیری می کرد و جمهوری اسلامی را که امام خمینی (ره) فرمود: "نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم " حمایت و پشتیبانی می کردید و صراحتاً برائت خود را از شعارهای ساختار شکنانه اعلام می نمودید،
- اگر شما در برابر فتنه گران که نظام اسلامی را که امام خمینی (ره) حفظ آن را اوجب واجبات برشمردند موضع می گرفتید،
- اگرشمادربرابر اهانت‌های مکرر اغتشاشگران به‌ اصل ولایت فقیه که امام خمینی(ره) آن را مترقی‌ترین اصل قانون اساسی برشمردند و فرمودند مخالف دیکتاتوری است و پشتیبانی از آن ضامن سلامت و آسیب‌ناپذیری نظام است، موضع‌گیری می‌کردید،
- و دهها اگر دیگر، امروز شاید شاهد این روزها و چنین صحنه‌هایی نبودیم.

جناب آقای انصاری!
از شما و مسئولان مؤسسه تنظیم و نشر آثار که بزرگترین افتخار زندگی خود را خدمت در آن مؤسسه می‌دانید، انتظار می رفت و می رود که مسئولانه و به دور از پاره‌ای ملاحظات سیاسی و رودربایستی‌های معمول، در چنین شرایط حساس و خطیر شجاعانه وارد عمل شوید و به بازخوانی دوباره مواضع و دیدگاههای امام عزیز همت گمارید و به موقع اقدام کنید و خود را مخاطب اول این فرمایشات امام خمینی (ره) بدانید که فرمودند:
"... مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می‌شود و با این نشانه گیریهایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهم واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی‌کند ... " (صحیفه - ج19 - ص153)
"... این مسئله که نظام در اهداف خود جدی است و با هیچکس شوخی ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزشهای اسلامی با هر کس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می نماید، باید به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران و مردم تبلیغ شود ... " (صحیفه - ج21- ص 339)
"... من به بعضی از مسئولین هشدار می دهم که به شدت باید مراقب بود که خدایی ناکرده آب به آسیاب دشمنان نریزیم و آنان را با اقوال و جبهه گیریهایمان شادمان نگردانیم . ... و اگر مصلحت نظام و اسلام سکوت است، دردمندانه سکوت کنید که اجر سکوت برای پیشبرد اهداف نظام و اسلام به مراتب بیشتر از دفاع از اتهام وابستگی است. ... " (صحیفه امام - ج21 - ص 156)

جناب انصاری!
همه ما باید در روز رستاخیز و در پیشگاه عدل الهی، شهیدان و امام خمینی (ره) پاسخگو باشیم و بخصوص شما که مسئولیت حفظ و اشاعه اندیشه ها و آثار امام خمینی (ره) را بر عهده دارید. رسانه ملی که شما آن را متهم به انتشار دروغ مسلم و بین می کنید همان رسانه ای است که بارها از سوی مؤسسه و یادگاران امام به دلیل اشاعه و ترویج افکار و اندیشه های امام به خصوص آشنا سازی بیشتر جوانان با معمار کبیر انقلاب مورد تأیید و تجلیل قرار گرفته است.
از جنابعالی انتظار می رفت که بجای حمله به صدا و سیما، هتاکان و اغتشاشگران را که نه تنها تصویر امام، بلکه اندیشه، آرمان و میراث ماندگار او را نشانه رفته‌اند را مورد انتقاد قرار دهید و اعلام بیزاری نمایید.
از خداوند سبحان بصیرت، زمان شناسی، احساس مسئولیت و عمل حقیقی به رهنمودهای تاریخ ساز و پاسداشت میراث گرانبهای آن یگانه دوران را برای همگان خواهانیم.
با آرزوی سلامتی و طول عمر رهبر معظم انقلاب اسلامی
علی دارابی قائم مقام رئیس سازمان صدا و سیما

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

آنها بی شمارند؟؟؟؟!!!

آیا آنها بی شمارند؟؟؟؟!!!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

کودتا همان کودتا است!

امروز 16 آذر 1332 است.

نیکسون رئیس دولت ایالات متحده به ایران آمده است.

3 ماه و 18 روز از کودتای 28 مرداد گذشته است.

و کودتای 28 مرداد یعنی...

            سقوط دولت ملی ایران

            نابودی آرزوهای مردم

            بی سرانجام ماندن نهضت ملی شدن نفت

            بازگشت دوباره استعمار

            بازگشت دوباره استبداد

16 آذر 1332 فریاد خون گرفته ی دانشجویان آگاه این سرزمین است.

16 آذر نماد بصیرت و تیزهوشی ملت ایران است.

16 آذر یعنی...

            رسوایی پشت پرده کودتا

            رو شدن دست استکبار در خیانت به ملت

امروز 16 آذر 1388 است.

روز دانشجوست.

در این دانشگاه و خیلی از دانشگاه های ما، هیچ کس نمی داند روز دانشجو چه روزی است.

بعضی ها جشن میگیرند،

            پای می کوبند،

                        سوت می زنند.

و بعضی ها حرفهایی میزنند که ... خوشش بیاید.

و بعضی ها شعارهایی می دهند باب میل ... .

و ... همان نیکسون است.

و کودتا همان کودتاست،

            یک روز به زور چماق و اسلحه، یک روز به زور تئویتر و فیس بوک.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

مشکل علی(ع)،عدالت او بود!

ضمن عرض سلام و تبریک فرخنده عید سعید غدیرخم خدمت شما دوست گرامی
متن ارسال شده ،سخنرانی حجةالاسلام روح از اساتید حوزه و دانشگاه در مشهد پیرامون موضوع غدیرخم و اثبات آن بوده که به پیوست آن، فایل صوتی این سخنرانی که در روز عید غدیرخم در سال 87 می باشد ،الصاق گردیده است .چکیده این جلسه را در همین ایمیل می توانید بخوانید.
فایل WORD جلسه سخنرانی
فایل صوتی جلسه سخنرانی
فایل PDF جلسه سخنرانی

التماس دعا


چکیده جلسه غدیر خم :
- در این جلسه با محور قرار دادن دو آیه3 و 67 سوره مائده ،مطالبی پیرامون واقعه غدیر بیان گردیده است .
- در ابتدای جلسه مقدماتی پیرامون تقدم و تأخر آیات قرآن کریم از حیث شأن نزول آورده شده . در این زمینه بیان می شود که در مقام نزول ، آیه 67 زودتر از آیه سوم نازل شده است و این تنها مورد در قرآن کریم نمی باشد.


- در ادامه ابتدا آیه 67 را به 4 قسمت تقسیم و در 4 سطر بدین صورت مورد بررسی قرار می گیرد :
- یا أیهالرسول بلّغ ما اُنزل إلیک من ربّک
- وَ إن لم تفعل فما بلّغت رسالتهُ
- والله یعصمکَ مِن النّاس
- إنّ اللهَ لایهدی القوم الکافرین

در رابطه با پیامهای این آیه استاد روح به نکات متعددی اشاره نموده که فرازهایی از آن بدین شرح است :
(... پیغمبر مأمور شده تا به مردم حرفی را برساند. این را از کجای آیه کریمه فهمیدیم؟ از کلمه بلّغ... این مطلب هر چه هست ، این قدر مهم می باشد که پیغمبر خدا ، از جانب خدا تهدید شده است... این مطلب این قدر مهم است که اگر انجام نگیرد کل بیست و سه سال تبلیغ پیغمبر اکرم در مقابل آن قرار دارد .از اینجا معلوم می شود که مطلب، مطلب تازه ای است ... تازگی این پیام بگونه ای است که خطرناک می باشد . از کجای آیه فهمیده می شود که خطرناک است؟ از (والله یعصمکَ مِن النّاس)... پیام آیه به ربوبیت خدا بازگشت می کند .به تربیت الهی بازگشت می کند، از کجا این را فهمیدیم؟ ما اُنزل إلیکَ از جانب چه کسی است؟ مِن ربّک. چنانچه در سوره حمد فرمود ألحمدلله ربِّ العالمین ... )

- در ادامه بررسی آیه 67 سوره مائده ،به بررسی خطر اعلام جانشین رسول خدا و اینکه این خطر از ناحیه چه کسانی برای دین اسلام بوده ،پرداخته می شود و در این خصوص آشکار می گردد که این خطر از ناحیه اهل کتاب یعنی مسیحیان و یا یهودیان نبوده ،بلکه از ناحیه منافقین میان امت بوده است .در این رابطه استاد روح اینچنین بیان داشته که :
(... در قرآن کریم اینگونه می گوید : که یا رسول الله دور و بر شما ، آدم های خطرناکی هستند. در قرآن کریم فرمود: وَ مِن أهل المدینة مردوا علی النفاق. یعنی اینکه در مدینه بعضی ها دور و بر شما هستند که فوق العاده ورزیده بر نفاق اند. بعد به پیغمبر اسلام می فرماید: لا تعلمهم نحن نعلمهم (سوره توبه آیه 101) ، شما نمی دانید که این ها چه عجوبه هایی هستند، من می دانم این ها چه کسانی هستند. لا تعلمهم نحن نعلمهم همُ العدو فاحذرهم قاتلهم الله أنّی یؤفکون (سوره منافقون آیه4) . یک دفعه منافق می شود، یعنی به ظاهر نماز می خواند و ته دلش حرف های خطرناکی هست ...)

- در ادامه به شرح حادثه غدیر و مدیریت الهی پیغمبر خدا در اجرای این مراسم بزرگ و ابلاغ این پیام مهم اشاره می گردد .در این خصوص آمده است :
(...امام صادق (ع) فرمود: در تمام عمر 63 ساله پیغمبر، وجود مبارک رسول خدا هرگز به اندازه عقل خودش با مردم حرف نزد . این عقل الهی رسول خدا همه را جمع کرده است .ذهن ها را می خواسته است که از ماجرا تا زمان موعود دور نگه دارد و بدین واسطه علی مرتضی را فرستاده یمن .حضرت امیر در قضیه حجة الوداع از یمن آمده است. ذهن ها را حضرت کاملا نگه داشته است آن هم بدلیل وجود موجودات خطرناکی بنام منافقین ...)

- چگونه صدای رسول خدا به جمعیت صدهزار نفره رسید ؟ در این رابطه با مراجعه به متن اصلی سخنرانی ،از هوشیاری پیغمبر اسلام سخن به میان آمده و در این خصوص اینچنین بیان می گردد :
(...خوب نگاه کنید و ببنید که پیغمبر اسلام (ص) چه طور از نحوه انتقال کلامشان از 110 هزار نفر امتحان بعمل می آورد . رسول خدا به هنگام شروع خطبه برای اینکه بفهمند صدا به همه می رسد ، به قدری هوشیارانه سخن گفتند ؛اول شروع کردند درباره توحید حرف زدن ،از خدایی خدا حرف زدند ، بعد از نبوت خودشان حرف زدند و سپس از معاد سخن گفتند. تا اینجا حرف هایی بود که 23 سال حاضرین شنیده بودند ، کمی جلوتر حضرت می خواهد از اینکه حرفش تا آخر می رسد یا نمی رسد ، تست بگیرد .رسول خدا می فرمایند یک خبر می خواهم به شما بدهم که امسال آخرین سالی است که مرا می بینید و دیگر هم دیگر را نمی بینیم .در این لحظه جمعیت شروع کردن به های های گریه کردن ، همه دارند گریه می کنند و پیغمبر به چی پی می برد ؟به اینکه صدا به همه می رسد ...)

سایر عناوین مطرح شده عبارتند از :
- ناقلان غدیر چه کسانی هستند ؟
- با وجود اینهمه نقل کننده خبر غدیر ،پس مشکل کار کجاست؟
- اشکال کنندگان به ماجرای غدیر بر چه چیزی ایراد می گرفتند ؟
- مشکل علی مرتضی، عدالت او بود !
- امروز هم دعوا بر سر عدالت است !
- غدیر قابلیت انکار ندارد ،پس بایستی محتوا را عوض کنند !

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

سیر تاریخی مواضع سیاسی منتظری8

فصل نهم : عزل منتظری از قائم مقامی

با مروری گذرا به مواضع و عملکردهای منتظری به خصوص در چند ماه پیش از برکناری وی ، به خوبی می توان دریافت که منتظری تا چه میزان تحت تاثیر القائات نادرست و تحلیل های غلط و اخبار مغرضانه اطرافیان ناصالح خود بوده است. به طوری که تلاش امام و علاقه مندان به انقلاب، نتوانست کمکی به وی در جهت خارج شدنش از نفوذ ضد انقلاب بکند. او که تا چندی پیش از اینها به عنوان عالمی با سابقه مبارزاتی و روحیه انقلابی ، پشتوانه محکمی برای نهادها و نیروهای انقلابی در برخورد با گروهک ها، لیبرال ها، دشمنان خارجی و داخلی بود، کارش به جایی رسید که همه عملکردها و مواضع اصولی مسئولان نظام از جمله برخورد با منافقین و گروهک های ضد انقلاب، جنگ تحمیلی، برخورد با جهان استکبار و مستکبرین را زیر سوال برد.

منتظری در یکی از مصاحبه ها در بهمن 1367 می گوید :

متاسفانه ما به جای عمل و حفظ ارزش ها، شعار دادیم و به جای بها دادن به مردم و حفظ آنان در صحنه، روز به روز نیروی عاقل و فعال آنان را ناراضی و منزوی از صحنه کنار زدیم. قهرا کارمان به جایی رسید که برای حفظ خود، ناچار باید در عمل برخلاف شعارهای اولیه خود قدم برداریم و همه ارزش ها را فراموش کنیم. (ر.ک جریان شناسی سیاسی در ایران، نوشته علی دارابی ص 471)

قبل از اینکه به حکم امام در خصوص عزل منتظری بپردازیم – فارغ از ویژگی های شخصیتی و روان شناختی وی - لازم است به مهمترین مواضع سیاسی وی که منجر به تصمیم امام در خصوص عزل او گردید اشاره کنیم . این مواضع عبارت بودند از:

- تضعیف نهادهای انقلاب اسلامی برآمده از بطن مردم .

- تضعیف دادگاه های انقلابی و زیر سوال بردن احکام صادره توسط مراجع قضایی به خصوص در رفتار با گروهک های محارب، معاند و برانداز.

- انتقاد مستمر از نیروهای ارزشی و انقلابی و نزدیکی و همفکری و غالبا حمایت از لیبرال ها و ملی گرایان.

- ساختارشکنی و حرمت شکنی در نادیده انگاشتن فصل الخطاب بودن رهنمودها و دیدگاه های رهبری و غالبا نوعی صف آرایی و رودرویی در برابر امام خمینی ره.

- حمایت بی حد و حصر از باند تبهکار و جنایتکار مهدی هاشمی.

- تضعیف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کوران دفاع مقدس و تن دادن به القائات مهدی هاشمی در این خصوص.

- تضعیف شعارهای اساسی انقلاب اسلامی و متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به اتهاماتی نظیر سلب آزادی از مردم، لجبازی مسئولان و ...

آیا این همه مواضع منفی علیه تمامیت نظام، آرمان ها و ارزش های اصیل آن و بالاخص ایستادگی در مقابل فرامین امام خمینی ره برای برکناری و عزل منتظری کفایت نمی کرد ؟

اینجا بود که معمار انقلاب پس از ناامید شدن از تذکرات، راهنمایی ها، پیام ها و هشدارها وارد عمل شد و در تاریخ 6/1/1368 در نامه ای خطاب به منتظری دردهای چندین ساله‌ی خود را از سینه برون ریخت و به ناچار وی را از قائم مقام رهبری بر کنار کرد. متن نامه امام خمینی ره به منتظری به شرح زیر است : ( صحیفه امام، جلد 21 صفحه 332)

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا ‌مردم روزی در جریان امر قرار گیرند.

 شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید ‌که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. ‌از آنجا ‌که روشن شده ‌است ‌که شما ‌این کشور و انقلاب اسلا‌می عزیز ‌مردم مسلمان ایران را پس ‌از من به دست لیبرال‌ها و ‌از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را ‌از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید ‌که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی ‌که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود ‌که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلاً در همین دفاعیه شما ‌از منافقین تعداد بسیار معدودی ‌که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین ‌از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید ‌که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید. در مسأله مهدی هاشمی قاتل، شما او را ‌از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود ‌که او قاتل ‌است مرتب پیغام می‌دادید ‌که او را نکشید. ‌از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی ‌که بسیار ‌است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم.

 شما ‌از ‌این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی ‌که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله ‌از ‌این پس شما مسأله مالی ‌هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید ـ ‌که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید ‌که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند ـ با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته ‌از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما ‌که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:

1ـ سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

2ـ ‌از آنجا ‌که ساده‌لوح ‌هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا ‌از سر تقصیرات شما بگذرد.

3ـ دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت ‌است را به رادیوهای بیگانه دهند.

4ـ نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین ‌که به وسیله شما ‌از رسانه‌های گروهی به ‌مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان ـ روحی له الفدا ـ و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.

و الله قسم، من ‌از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم ‌که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده ‌که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‌دانید ‌که ‌از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را ‌هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رأی به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

سخنی ‌از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر ‌از غم و اندوه با ‌مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم ‌که ‌از بدی افرادی ‌که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم.  من با خدای خود پیمان بسته‌ام ‌که رضای او را بر رضای ‌مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست ‌از حق و حقیقت برنمی‌دارم.

من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم.

 من بعد ‌از خدا با ‌مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام ‌که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم.

 تاریخ اسلام پر ‌است ‌از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تأثیر دروغ‌های دیکته شده ‌که ‌این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. ‌از خدا می‌خواهم ‌که به پدر پیر ‌مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و ‌از ‌این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش ‌از ‌این نچشد.

 ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ ‌از خود ‌که چیزی نداریم، هر چه هست اوست.

 و السلام.

روح‌الله الموسوی الخمینی

نامه منتظری به امام خمینی ره

منتظری در کتاب خاطرات خود با ذکر متن نامه حضرت امام می نویسد :

حدودا یکی دو ساعت بعد از ظهر ، آقای حاج شیخ عبدالله نوری از تهران وارد شد و گفت : « قرار بوده این نامه را در رادیو تلویزیون بخوانند ... » و با حالت گریه، متنی را از جیبشان درآوردند و گفتند : « من در ماشین این متن را نوشته ام که شما این مضمون را به امام بنویسید». در حقیقت یک چیزی متضمن اعتراف به گناه و همکاری با منافقین و توبه نامه بود که می خواستند از من امضا بگیرند. آقای دری هم متن مشابهی را آماده کرده بود. به خیال خودشان می خواستند بیت امام را راضی کنند تا نامه ایشان در رسانه ها پخش نشود. من گفتم :« آخر این چه حرف هایی است که شما می زنید؟ من گناه کار نیستم که توبه کنم. اعتراف به امر دروغ گناه است ... حالا که اصرار دارید ، من خود سر فرصت یک چیز مناسبی با فکر خودم می نویسم». آنها رفتند و من به فکر خود، نامه 7/1 را – که از رسانه ها منتشر شد- نوشتم و به وسیله آقای نوری برای دفتر امام فرستادم. (خاطرات آقای منتظری ص 677-678)

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک آیت الله العظمی امام خمینی مد ظله العالی

پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه مورخ 6/1/68 واصل شد. ضمن تشکر از ارشادات و راهنمایی حضرت عالی به عرض می رساند، مطمئن باشید همان طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل، همچون سرباز فداکاری و از خود گذشته و مطیع در کنار حضرت عالی و در مسیر اسلام و انقلاب بوده ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجرای دستورات حضرت عالی می دانم؛ زیرا بقا و ثبات نظام اسلامی مرهون اطاعت از مقام معظم رهبری است. برای هیچ کس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم، تاکنون در سایه رهبری و ارشادات حضرت عالی از خطرات مهمی گذشته و دشمنان زیادی همچون منافقین کوردل – که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیت های عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من آغشته است – و سایر جناح های مخالف و ضد انقلاب و سازش کار و لیبرال مآب های کج فکر را رسوا و از صحنه خارج نموده است. آیا جنایات هولناک و ضربات ناجوانمردانه این روسیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش شدنی است؟ و اگر بلندگوهای آنان و رادیوهای بیگانه خیال می کنند با جوسازی ها و نشر اکاذیب و شایعه پراکنی ها به نام اینجانب می توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگی ملت ما رخنه کنند، سخت در اشتباه اند .

و راجع به تعیین این جانب به عنوان قائم مقام رهبری، خود من از اول مخالف بودم و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین این جانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگی خود را صریحا اعلام می کنم و از حضرت عالی تقاضا می کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه بفرمایید همچون گذشته، یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیت های علمی و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبری حکیمانه حضرت عالی اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعف هایی که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، ان شاء الله با رهبری های حضرت عالی مرتفع گردد.

و از همه برادران و خواهران عزیز و علاقه مند تقاضا می کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبری و خبرگان محترم، به بهانه حمایت از من کاری انجام دهند و یا کلمه ای بر زبان جاری نمایند؛ زیرا مقام معظم رهبری و خبرگان، جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمی خواهند.

امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنمایی های ارزنده خود بهره مند و از دعای خیر فراموش نفرمایید. . و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

۶۸/۱/۷حسینعلی منتظری

(آقای ری شهری در کتاب سنجه انصاف می نویسند : نواده حضرت امام، حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید حسن خمینی برای اینجانب نقل کرد موقعی که صدای جمهوری اسلامی متن این نامه را در ساعت 14 پخش کرد، من در منزل نزد امام ره بودم و کسی در منزل نبود، حضرت امام با شنیدن آن سه بار فرمود: «خدا لعنت کند مهدی هاشمی را»! )

آخرین نامه امام خمینی ره به منتظری

جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری ـ دامت افاضاته

با سلام و آرزوی موفقیت برای شما، همان طور ‌که نوشته‌اید رهبری نظام جمهوری اسلا‌می کار مشکل و مسؤولیت سنگین و خطیری ‌است ‌که تحملی بیش ‌از طاقت شما می‌خواهد. و به همین جهت، ‌هم شما و ‌هم من ‌از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم، و در ‌این زمینه هر دو مثل ‌هم فکر می‌کردیم. ولی خبرگان به ‌این نتیجه رسیده بودند؛ و من ‌هم نمی‌خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم. ‌از اینکه عدم آمادگی خود را برای پست قائم مقامی رهبری اعلام کرده‌اید پس ‌از قبول، صمیمانه ‌از شما تشکر می‌نمایم.

 همه می‌دانند ‌که شما حاصل عمر من بوده‌اید؛ و من به شما شدیداً علاقمندم. برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت می‌کنم ‌که بیت خود را ‌از افراد ناصالح پاک نمایید؛ و ‌از رفت و آمد مخالفین نظام، ‌که به اسم علا‌قه به اسلام و جمهوری اسلا‌می خود را جا می‌زنند، جدا جلوگیری کنید.

 من ‌این تذکر را در قضیه "مهدی هاشمی" ‌هم به شما دادم.

 من صلاح شما و انقلاب را در ‌این می‌بینم ‌که شما فقیهی باشید ‌که نظام و ‌مردم ‌از نظرات شما استفاده کنند.

 ‌از پخش دروغ‌های رادیو بیگانه متأثر نباشید.

 ‌مردم ما شما را خوب می‌شناسند، و حیله‌ های دشمن را ‌هم خوب درک کرده‌اند ‌که با نسبت هر چیزی به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان می‌دهند.

طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه‌ها، و رادیو ـ تلویزیون، باید برای ‌مردم ‌این قضیه ساده را روشن کنند ‌که در اسلام مصلحت نظام ‌از مسائلی ‌است ‌که مقدم بر هر چیز ‌است، و همه باید تابع آن باشیم.

 جنابعالی ان شاء الله با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی می‌بخشید.

 و السلام علیکم.

۶۸/۱/۸

روح‌الله الموسوی الخمینی

نامه امام ره خطاب به نمایندگان مجلس و وزیران

پس از برکناری منتظری، طبعا زمزمه هایی به طرفداری از ایشان در میان برخی از شخصیت های سیاسی مطرح شد. امام خمینی برای پیش گیری از هر نوع فتنه انگیزی و تبیین این موضوع که برکناری منتظری اقدامی سنجیده و برپایه مطالعه دو ساله در جهت حفظ نظام بوده، در نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی و وزیران می نوشتند: (صحیفه امام، جلد 21 صفحه 350)

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت فرزندان عزیز، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلا‌می، و وزرای محترم ـ دامت افاضاتهم

با سلام

شنیدم در جریان امر حضرت آقای منتظری نیستید و نمی‌دانید قضیه ‌از چه قرار ‌است.

 همین قدر بدانید ‌که پدر پیرتان بیش ‌از دو سال ‌است در اعلامیه‌ها و پیغام‌ها تمام تلاش خود را نموده ‌است تا قضیه بدین جا ختم نگردد، ولی متأسفانه موفق نشد.

 ‌از طرف دیگر وظیفه شرعی اقتضا می‌کرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد.

 لذا با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم.

انشاء الله خواهران و برادران در آینده تا اندازه‌ای روشن خواهند شد.

 سفارش ‌این موضوع لازم نیست ‌که دفاع ‌از اسلام و نظام شوخی بردار نیست؛ و در صورت تخطی، هر کس در هر موقعیت بلافاصله به ‌مردم معرفی خواهد شد.

 توفیق همگان را ‌از خداوند متعال ‌خواستارم.

 و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

۶۸/۱/۲۶

روح‌الله الموسوی الخمینی

دقیقا 50 روز بعد از این پیام به مجلس شورای اسلامی، امام خمینی با دلی پرخون از خیانت دوستان از دنیا رحلت کرده و به جایگاه ابدی سفر می کنند. رضوان الله علیه

ادامه دارد ...

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

سیر تاریخی مواضع منتظری7

فصل هشتم :منتظری و کوبیدن دستاوردهای انقلاب

 بزرگترین اشتباه منتظری

شاید بزرگترین اشتباه منتظری، سخنرانی تند وی در 22 بهمن 1367 ، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود. منتظری در این سخنرانی دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران بویژه جنگ تحمیلی را به شدت زیر سوال برد. امام خمینی ره با ملاحظه این سخنرانی در کنار مواضع گذشته وی، به این جمع بندی رسید که مشکل وی بیش از آن است که تاکنون تصور می کرده و در صورتی که او زمام رهبری جمهوری اسلامی ایران را به دست گیرد، همه چیز دگرگون خواهد شد و نهال نوپای انقلاب اسلامی خواهد خشکید . بدین جهت ، رهبری او برای آینده جمهوری اسلامی خطرناک است.

کسی که قرار است سکاندار جمهوری اسلامی بعد از امام شود به جای آنکه در دهمین سالگرد انقلاب اسلامی، مردم را به آینده امیدوار  و دشمنان را ناامید کند، به قدری فاقد بینش سیاسی است که با زیر سوال بردن تلاش های هشت سال دفاع مقدس و پیروز جلوه دادن دشمن، دشمنان انقلاب را شاد و دوستان را ناامید می کند. او امام و استاد خود و مدیران ارشد جمهوری اسلامی را متهم به لجبازی و دعوت به توبه می کند، شعارهای انقلاب را غلط توصیف می کند و مسئولان جمهوری اسلامی را به سلب آزادی از مردم متهم می کند و ...

اینک به قسمت هایی از سخنان وی توجه کنید : (منبع روزنامه کیهان 23/11/ 1367 – گفتنی است که بخش های اصلی این سخنرانی در کتاب خاطرات منتظری نیامده است!! ر.ک : خاطرات آقای منتظری ص 1225)

بعد از دهسال باید عملکرد خود را حساب کنیم ... باید حساب کنیم در ظرف این دهسال که جنگ را به ما تحمیل کردند آیا جنگ را خوب طی کردیم یا نه، دشمنان ما که این جنگ را تحمیل کردند آنها پیروز از کار درآمدند. چقدر نیرو از ایران و از دست ما رفت و چقدر جوانهائی از دست دادیم که هر کدام یک دنیا ارزش داشتند و چه شهرهایی از ما خراب شد. باید اینها بررسی شود و ببینیم اگر اشتباهی کرده ایم اینها توبه دارد و اقلا متنبه شویم که بعدا تکرار نکنیم . چقدر در این مدت شعارهایی دادیم که غلط بود و خیلی از آنها ما را در دنیا منزوی کرد و مردم دنیا را به ما بدبین کرد و هیچ لزومی هم برای این شعارها نداشتیم. اینها راه عاقلانه تری داشته و ما سرمان را پایین انداختیم و گفتیم همین است که ما می گوئیم بعد هم فهمیدیم که اشتباه کرده ایم. باید بفهمیم که اشتباه کرده ایم و بعد بگوئیم خدایا و ای ملت ایران ما اینجا اشتباه کرده ایم ...

ما در جنگ خیلی اشتباه کردیم و خیلی جاها لجبازی کردیم و شعارهایی دادیم که می دانستیم نمی توانیم آنرا انجام دهیم...

ما خیلی جاها لجبازی کرده ایم و گویی به حرف و تذکرات افراد عاقل در روزنامه ها، رادیو تلویزیون و اعلامیه های خارج و داخل که راهنمایی و وساطت می کردند در بعضی مسائل نداده ایم و قبول نمی کردیم و توجه نداشتیم اما حالا چیزهایی که قابل جبران است باید جبران کنیم و مواظب باشیم که حالت لجاجت ، گوش نکردن به حرف و نصیحت دیگران، خود محوریها ، کنار زدن نیروهای خوب، بی اعتنایی به افراد، منزوی کردن افراد دلسوز و فشار آوردن به بعضی مردم را کنار بگذاریم ...

رادیو و تلویزیون در دست چند نفر انحصاری نباشد که هرجا را خواستند سانسور کنند. وقتی کار به جایی می رسد که صحبت من طلبه که از اول در انقلاب بوده ام و دلسوز انقلاب بودم و هستم سانسور شود وای بحال دیگران. اینها را باید فکر کرد که یعنی چه . رسانه های گروهی مال ملت است و همه ملت انقلاب کردند . این معنی ندارد که دو یا سه نفر تصمیم گیرنده باشند و برای همه تصمیم بگیرند ...

یکی از خواسته های ما آزادی بود اما نه به معنی فساد و فحشاء . به این معنی که اگر کسی انتقاد دارد بکند. تا کسی حرفی زد نباید برای او پرونده سازی کرد ... زندان پر کردن دردی را دوا نمی کند، فکر غلط را نمی توان زندانی کرد...

بنابراین قائم مقام رهبری با این سخنان که در جمع عمومی مردم ایراد نمود، برای اولین بار به طور علنی جمهوری اسلامی و دستاوردهای انقلاب را زیر سوال برد و بدین وسیله ، خوراک تبلیغاتی برای رسانه های بیگانه جهت ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی فراهم نمود. حال دیگر وقت آن رسیده بود که امام خمینی به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی در مقابل گستاخی های منتظری ساکت ننشینند و از خود واکنش نشان دهند و امام نیز واکنشی قاطع در مقابل این سخنان از خود نشان دادند.

پاسخ تند امام به اظهارات منتظری

امام خمینی ره که تا آن زمان در برابر انتقادهای خصوصی منتظری صبر و حوصله به خرج داده بود و موضع گیری او را در جریان پرونده مهدی هاشمی و دفاع او از منافقان و امثال آنها را ناشی از سادگی او می دانست، پس از این سخنرانی که اساس نظام را از جایگاه قائم مقام رهبری زیر سوال می برد، موضع خود را در برابر منتظری به کلی تغییر داد و چند روز پس از این سخنرانی، در تاریخ 3/12/1367 ضمن پیام مهمی به مراجع تقلید، روحانیون ، مدرسین ، طلاب و ائمه جمعه و جماعات، پاسخ تندی به اظهارات منتظری داد.

امام در این پیام ، بدون نام بردن از منتظری ، تحلیل وی از جنگ را غلط ارزیابی کرد و به خاطر این تحلیل، رسما از خانواده های شهدا و جانبازان عذرخواهی نمود و در پاسخ به دعوت منتظری به توبه از اشتباهات و لجبازی ها ، اعلام کردکه : « ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم».  متن سخنان امام در این باره چنین است: (جلد 21 صحیفه امام صفحه 293)

خشم امام خمینی از گستاخی های شیخ ساده لوح

...ممکن ‌است هر کس در فضای ذهن و ایده‌های خود نسبت به عملکردها و مدیریت‌ها و سلیقه‌های دیگران و مسؤولین انتقادی داشته باشد، ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را ‌از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرت‌ها ‌که همه مشکلات و نارسایی‌ها ‌از آنان سرچشمه گرفته ‌است، به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعف‌ها و مشکلات به حساب مدیریت و مسؤولین گذاشته شود و ‌از آن تفسیر انحصارطلبی گردد ‌که ‌این عمل کاملاً غیر منصفانه ‌است و اعتبار مسؤولین نظام را ‌از بین می‌برد و زمینه را برای ورود بی‌تفاوت‌ها و بی‌دردها به صحنه انقلاب آماده می‌کند.

من امروز بر ‌این عقیده‌ام ‌که مقتدرترین افراد در مصاف با آن همه توطئه‌ها و خصومت‌ها و جنگ‌افروزی‌هایی ‌که در جهان علیه انقلاب اسلا‌می ‌است، معلوم نبود موفقیت بیشتری ‌از افراد موجود به دست می‌آوردند.

 در یک تحلیل منصفانه ‌از حوادث انقلاب خصوصاً ‌از حوادث ده سال پس ‌از پیروزی باید عرض کنم ‌که انقلاب اسلا‌می ایران در اکثر اهداف و زمینه‌ها موفق بوده ‌است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه‌ای مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی ‌از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات چیزی به دست نیاوردند.

البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می‌نگریستیم و می‌رسیدیم ولی ‌این بدان معنا نیست ‌که در هدف اساسی خود ‌که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده‌ایم.

 هر روز ما در جنگ برکتی داشته‌ایم ‌که در همه صحنه‌ها ‌از آن بهره جسته‌ایم.

 ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم، ما در جنگ، پرده ‌از چهره تزویر جهان‌خواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ایم، ما در جنگ به ‌این نتیجه رسیده‌ایم ‌که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پر بار اسلامیمان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به ‌مردم جهان و خصوصاً ‌مردم منطقه نشان دادیم ‌که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد ‌که تمامی سردمداران نظام‌های فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود ‌که صنایع نظامی ما ‌از رشد آنچنانی برخوردار شد و ‌از همه اینها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلا‌بی در پرتو جنگ تحقق یافت.

همه اینها ‌از برکت خون‌های پاک شهدای عزیز هشت سال نبرد بود، همه اینها ‌از تلاش مادران و پدران و ‌مردم عزیز ایران در ده سال مبارزه با آمریکا و غرب و شوروی و شرق نشأت گرفت.

 جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و ‌این جنگ ‌از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.

 چه کوته‌نظرند آنهایی ‌که خیال می‌کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیده‌ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و ‌از خودگذشتگی و صلابت بی‌فایده ‌است! در حالی ‌که صدای اسلام‌خواهی آفریقا ‌از جنگ هشت ساله ماست، علا‌قه به اسلام‌شناسی ‌مردم در آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی در کل جهان ‌از جنگ هشت ساله ماست.

من در اینجا ‌از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط ‌این روزها رسماً معذرت می‌خواهم و ‌از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.

 ما در جنگ برای یک لحظه ‌هم نادم و پشیمان ‌از عملکرد خود نیستیم.

 راستی مگر فراموش کرده‌ایم ‌که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده ‌است.

 ملت ما تا آن روز ‌که احساس کرد ‌که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود.

 و خوشا به حال آنان ‌که تا لحظه آخر ‌هم تردید ننمودند، آن ساعتی ‌هم ‌که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده ‌است، آیا ‌از اینکه به وظیفه خود عمل کرده ‌است نگران باشد؟ نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم ‌که ‌حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلا‌می دارد ‌از مواضع اصولیش عدول می‌کند.

 تحلیل ‌این مطلب ‌که جمهوری اسلا‌می ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده ‌است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد ‌مردم منجر نمی‌شود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی‌شود ‌که ما ‌از اصول خود عدول کنیم.

 همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه.

 اگر همه انبیاء و معصومین ـ علیهم السلام ـ در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمی‌بایست ‌از فضای بیشتر ‌از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و ‌از اهداف کلی و بلند مدتی ‌که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده ‌است ذکری به میان آورند.

 در حالی ‌که به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته ‌است در اکثر زمینه‌هایی ‌که شعار داده ‌است به موفقیت نایل شود.

 ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‌ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‌ایم، ما شعار "مرگ بر آمریکا" را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لا‌نه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده‌ایم، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده‌ایم.

 البته معترفیم ‌که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده ‌است ‌که مجبور شده‌ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض نماییم.

 ما چرا خودمان و ملت و مسؤولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟من به طلاب عزیز هشدار می‌دهم ‌که علاوه بر اینکه باید مواظب القائات روحانی نماها و مقدس‌مآب‌ها باشند، ‌از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلا‌بی نماها و به ظاهر عقلای قوم ‌که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده‌اند عبرت بگیرند ‌که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی‌های بی‌مورد و ساده‌اندیشی‌ها سبب مراجعت آنان به پستهای کلیدی و سرنوشت‌ساز نظام شود.

من امروز بعد ‌از ده سال ‌از پیروزی انقلاب اسلا‌می همچون گذشته اعتراف می‌کنم ‌که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمه کشور به گروهی ‌که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده ‌است ‌که تلخی آثار آن به راحتی ‌از میان نمی‌رود، گر چه در آن موقع ‌هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاح‌دید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن ‌هم سخت معتقدم ‌که آنان به چیزی کمتر ‌از انحراف انقلاب ‌از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهان‌خوار قناعت نمی‌کنند، در حالی ‌که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند.

 امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم ‌که آنان در کنار ما نیستند چرا ‌که ‌از اول ‌هم نبوده‌اند.

 انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز ‌هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می‌خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی ‌که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده ‌است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان ‌از همه اصول، ‌که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضد انقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لا‌نه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر.

 و نکته مهم در ‌این ر‌ابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحم‌های بی‌جا و بی‌مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه‌ای تبلیغ کنیم ‌که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند.

 من بعض ‌از ‌این موارد را نه تنها به سود کشور نمی‌دانم ‌که معتقدم دشمنان ‌از آن بهره می‌برند، من به آنهایی ‌که دستشان به رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات می‌رسد و چه بسا حرف‌های دیگران را می‌زنند صریحاً اعلام می‌کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام ‌این ‌مردم بی‌پناه را ‌از بین ببرند، تا من هستم ‌از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه‌ها کوتاه می‌کنم و اطمینان کامل دارم ‌که تمامی ‌مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلا‌می خود هستند ‌که علاوه بر ده‌ها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی 22 بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده کردند ‌که تا کجا حاضر به فداکاریند.

 من در اینجا خود را شرمنده و کوچک‌تر ‌از آن می‌دانم ‌که زبان به وصف و تقدیر ‌از آنان بگشایم.

 خداوند پاداش عظیم این همه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان ‌که ناآگاهانه ‌مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی ‌از اصول و انقلاب و روحانیت می‌کنند سفارش و نصیحت می‌کنم ‌که در گفتار و کلمات و نوشته‌ها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشت‌ها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و ‌مردم نگذارند...

  دستور عدم انتشار مطالب منتظری از رسانه ها

بعد از این پیام امام خمینی ره ، وزیر اطلاعات جناب آقای ری شهری خدمت امام می روند و گزارشی از آنچه در رسانه ها درباره مواضع منتظری منتشر می شد ، تقدیم حضرت امام می کنند. امام می فرمایند : « از این به بعد مطالب آقای منتظری در رسانه ها منتشر نشود» .

دستور امام خمینی مبنی بر عدم انتشار رسمی سخنان منتظری ، نخستین اقدام عملی امام در برخورد با منتظری بود که نشان می داد امام نسبت به برکناری منتظری تصمیم گرفته یا به تصمیم نزدیک شده است.

تندتر شدن مواضع امام ره در قبال منتظری

چند روز بعد از پیام امام خمینی ره ، به مناسبت نیمه شعبان 1409 و میلاد فرخنده امام زمان عج ، امام خمینی در تاریخ 2/1/1368 پیام دیگری  خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی منتشر می کنند که نشان می داد خبرهای مهمی در راه است. در این پیام ، امام ره ضمن تاکید بر لزوم استقامت در مقابل هجوم نظامی ، سیاسی و فرهنگی جهانخواران ، مجددا سخنان منتظری در 22 بهمن سال 67 را به شدت مورد حمله قرار می دهند. قسمت هایی از پیام امام به این شرح است :

نفوذی‌ها بارها اعلام کرده‌اند ‌که حرف خود را ‌از دهان ساده‌اندیشان موجه می‌زنند. من بارها اعلام کرده‌ام ‌که با هیچ کس در هر مرتبه‌ای ‌که باشد عقد اخوت نبسته‌ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته ‌است. دفاع ‌از اسلام و حزب الله اصل خدشه‌ناپذیر سیاست جمهوری اسلا‌می ‌است.

 ما باید مدافع افرادی باشیم ‌که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم ‌که پرونده‌های همکاری آنان با آمریکا ‌از لا‌نه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ.

 کسانی ‌که ‌از منافقین و لیبرال‌ها دفاع می‌کنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند.

 اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده ‌که بدون توجه بلندگوی دیگران شده‌اند، ‌از ‌این حرکات دست برندارند، ‌مردم ما آنها را بدون هیچ گونه گذشتی طرد خواهند کرد.

انتشار این پیام به روشنی نشان می داد که امام تصمیم دارد به زودی منتظری را از رهبری برکنار کند. منتظری خود در این باره می گوید : (خاطرات آقای منتظری ص 671-672)

من وقتی این قبیل نامه ها و لحن تند امام را دیدم ، فهمیدم به زودی تصمیماتی درباره من گرفته خواهد شد و برای اینکه بعضی شبهات را از ذهن امام برطرف کرده باشم و چنان که امام تصمیمی دارند این کار را راحت انجام دهند، دو نامه برای امام نوشتم . یکی به تاریخ 3/1 و دیگری 4/1/68 که همانطور که گفتم نامه اول را آقای قاضی خرم آبادی مانع شد بفرستم و فقط نامه دوم را برای بیت امام ارسال کردم.

متن نامه منتظری به امام خمینی ره

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک آیت الله العظمی امام خمینی – مدظله العالی-

پس از سلام و تحیت و تبریک ایام نوروز و ولادت باسعادت حضرت ولی عصر – عجل الله تعالی فرجه الشریف – در رابطه با پیام اخیر حضرت عالی لازم دیدم به عرض برسانم :

1 – این جانب تا حال، خود و بیت خود را شعبه ای از بیت حضرت عالی می دانستم و مراجعات گوناگون مردم در مسائل شرعیه و مسائل اجتماعی و درد دل های مسئولین و ارگان ها و مشکلات ذوی الحاجات که دستشان به حضرت عالی کمتر می رسد را به عنوان حضرت عالی پاسخ می داده ام و در حد توان و قدرت ، سعی من و بیت من بر راضی نمودن افراد و توجیه آنان و کم کردن توقعاتشان از حضرت عالی بوده است. در مقایسه با وضعیت حاکم بر بعضی از بیوت و بر بسیاری از محافل حوزوی، تنها بیت این جانب است که از انقلاب و نظام و مقام معظم رهبری دفاع می کند و ملجای برای قشر وسیع طلاب جوان انقلابی و زجر کشیده می باشد.

2 – در مورد منابع اطلاعاتی این جانب نیز به عرض می رسانم : یکی از مهمترین منابع، بسیاری از مسئولین ارگان های انقلابی و دولتی است که دائما مشکلات ارگان های خود و راه حل ها را مستقیما با من مطرح می کنند و برای حل آنها از من استمداد می جویند و دیگری ، بولتن های محرمانه کشور است از قبیل بولتن مجلس، سپاه، وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد، وزارت خارجه، تلکس ها و غیر ذلک که حاوی اخبار و گزارش ها و تحلیل های مختلفی می باشند و به علاوه ، مراجعات متفرقه مردم و ائمه جمعه و سایر شخصیت های روحانی مورد مراجعه مردم اند مه در اکثر ایام هفته ، هر روز دو ساعت با آنان ملاقات و گفتگوی بدون حاجب و مانع دارم و بدیهی است که وقتی یک سری مشکلات و نارسایی ها و یا احیانا خلافکاری ها از منابع ذکر شده را هر روز انسان مطلع می شود، تحت تاثیر قرار می گیرد و قهرا احساس تکلیف می کند . البته ممکن است بعضی از افراد ناراضی بازداشتی یا آزاد، به دلایل و انگیزه های سیاسی و غیره – که قطعا از حضرت عالی پوشیده نیست – اظهاراتی نموده باشند که لازم است انگیزه ها و شرایط آنان بررسی شود و قهرا قابل اعتماد و استناد نخواهد بود.

3- این جانب تا به حال معتقد بوده ام که تذکرات و انتقادات من نه فقط موجب تضعیف نظام نمی شود، بلکه از این نظر که اکثریت مردم را امیدوار ساخته و مسئولین را نیز در صدد رفع نواقص و توجه بیشتر به مسائل می سازد، موجب تقویت انقلاب و نظام هم می باشد. مع ذلک اگر حضرت عالی تشخیص می دهید که این شیوه به مصلحت نیست و موجب تضعیف نظام و انقلاب می باشد، این جانب شرعا نظر حضرت عالی را بر نظر خود مقدم می داند و هیچ گاه غیر از خیر اسلام و انقلاب را در نظر نداشته ام.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

حسینعلی منتظری 4/1/68

انتشار نامه محرمانه منتظری به امام خمینی ره از بی بی سی

همانطور که اشاره شد، پیام امام به مهاجرین جنگ تحمیلی به روشنی نشان می داد که ایشان تصمیم خود را در مورد برکناری منتظری گرفته ؛ اما دو روز بعد از این پیام ، حادثه ای پیش آمد که ظاهرا موجب تسریع در این امر و تشدید برخورد امام با منتظری شد و آن این بود که نامه محرمانه منتظری به امام که مربوط به هشت ماه قبل می شد و در آن نامه ، منتظری نسبت به اعدام منافقین اعتراض کرده بود از رادیو بی بی سی منتشر شد.

آقای ری شهری در این باره می گوید : برای این جانب تاکنون مشخص نیست که چه کسی نامه یاد شده را به بی بی سی داده؛ لیکن به نظر می رسد پس از انتشار پیام امام به مهاجرین جنگ و روشن شدن تصمیم امام در مورد برکناری آقای منتظری، برخی از هواداران ایشان که دسترسی به آن نامه داشته اند، برای نشان دادن منشا اختلاف امام و آقای منتظری، نامه مورد اشاره را منتشر کرده باشند.

منتظری در مورد پخش نامه خود به امام از رادیو بی بی سی می گوید : (خاطرات آقای منتظری ص 672)

با کمال تعجب مشاهده شد فردای آن روز که من نامه 4/1 را برای بیت امام فرستادم، نامه محرمانه من خطاب به مرحوم امام که درباره اعدام ها بود و مربوط به هشت ماه قبل می شد، از طریق بخش فارسی رادیو بی بی سی خوانده شد و پیدا بود که اگر امام این قضیه را می فهمیدند به شدت عصبانی می شدند، بخصوص اگر به ایشان بگویند این نامه از طریق بیت من برای بی بی سی فرستاده شده است.  

قبل از اینکه به بررسی پیام امام در مورد عزل منتظری بپردازیم لازم است به برخی از ویژگی های شخصیتی منتظری اشاره کنیم. در مورد ویژگی های شخصیتی منتظری می توان به عواملی چون عدم استقلال شخصیت سیاسی و اجتماعی، سادگی، خود محوری، خودبزرگ بینی ، عدم اعتقاد قلبی به باورها، عدم ثبات فکری ، تاثیر پذیری از لیبرالها و منافقین، قدرت طلبی، نداشتن تحلیل جامع از اوضاع ایران و جهان اشاره کرد.

آیت الله مهدوی کنی از مبارزان پیشتاز و یاران حضرت امام خمینی ره درباره منتظری بر این باور است که :

آقای منتظری نوعی تکروی در مسائل داشت و نظرات خودشان را بیان می کردند . نقدهایی نسبت به مسائل سیاسی کشور از جمله سپاه ، قوه قضائیه و دولت داشتند . گاهی به خود امام ره مستقیم و غیر مستقیم اشکال وارد می کرد ... یکبار آقای منتظری خودش به من گفت : امام مرا خواسته است و گفتند چرا حرف هایی می زنید که رادیو بغداد اینها را می گوید؟ (خاطرات آیت الله مهدوی کنی ص 359)

منتظری بارها از منافقین حمایت کرده و در طی نامه ای به امام خمینی ره از منافقین با عنوان « جوان های مسلمان ومتدین که تصلب آنان نسبت به شعایر اسلامی و اطلاعات عمیق و وسیع آنان بر احکام و معتقدات مذهبی معروف است» یاد می کند و از امام خمینی ره « جهت تقویت و حفظ دماء آنان که مخالفین سعی می کنند آنها را منحرف قلمداد کنند» استمداد می طلبد! .

امام خمینی ره با صبر و تحملی وصف ناپذیر مصائب و مشکلات را تحمل می کردند و تا آنجا که امید به هدایت و اصلاح وی داشتند سعی می کردند تا او را راهنمایی و هدایت نمایند . بدون شک انحراف منتظری برای امام بسیار جانگداز بود. ایشان یکی از شاگردان مورد علاقه خود را که عنوان قائم مقام رهبری داشت و امید امام وامت خوانده می شد را همسو با انقلاب نمی دید و پس از ماهها مطالعه و بررسی، در یک آینده نگری خردمندانه به دلیل عدم تاثیر نصایح، به این نتیجه می رسند که رهبری منتظری برای آینده انقلاب زیانبار است و وی را از سمت قائم مقامی عزل می کند.

ادامه دارد ... 

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

سیر تاریخی مواضع سیاسی منتظری6

فصل هفتم: روند رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی

بازداشت هادی هاشمی

سید هادی هاشمی داماد منتظری

همانطور که در قسمت قبل اشاره کردیم هادی هاشمی (برادر مهدی هاشمی و داماد منتظری) در بخشی از اتهامات برادرش سهیم و در مواردی متهم اصلی بود. او پس از دستگیری برادرش نیز مرتکب جرایمی از جمله شرکت در تهیه و توزیع اعلامیه های کذب بر ضد مسئولان شد. با این همه چون هادی هاشمی داماد و رئیس دفتر منتظری بود، در صورت دستگیری وی ، واکنش تند منتظری قطعی به نظر می رسید. به همین سبب تصمیم گیری در مورد چگونگی برخورد با او ، مشکل بود. ابتدا به منتظری پیشنهاد داده شد که برای مدتی او را از بیت خود دور کند ولی این پیشنهاد مورد موافقت وی قرار نگرفت. با گذشت زمان و جمع شدن اعترافات مهدی هاشمی و سایر متهمان، اتهامات بیشتری متوجه هادی شد. او دیگر به صورت یکی از متهمان اصلی پرونده درآمده بود. از سوی دیگر، دستگیری مهدی هاشمی و فشار وارد شده بر نزدیکان او ، هادی هاشمی را به صورت ملجا و کارگردان و بیت آقای منتظری را به پایگاهی برای هواداران باقی مانده مهدی هاشمی مبدل کرده بود.

ضرورت دستگیری هادی هاشمی و بازجویی از وی با حضرت امام در میان گذاشته شد. سرانجام ، علی رغم مخالفت سران قوا با دستگیری هادی هاشمی، با موافقت امام برای دستگیری و جلب او ، وی از طرف اداره اطلاعات قم احضار شد.

آقای ری شهری در کتاب سنجه انصاف می نویسد: "یک شب پس از نماز مغرب و عشا ، به خدمت حضرت امام رسیدم و گزارشی از دستگیری هادی هاشمی و ادامه بازجویی از مهدی هاشمی عرضه کردم. در این ملاقات، دو نکته مهم مطرح شد: نکته اول درباره نوع برخورد با هادی هاشمی بود. حضرت امام تاکید کردند که او با دیگران فرقی ندارد و باید با او مثل یک بقال رفتار کنید. نکته دیگر در مورد شخصیت آقای منتظری بود. به ایشان عرض کردم که: « در این ماجرا، بر حیثیت اجتماعی آقای منتظری ، ضربه سختی وارد شده که ترمیم آن، جز با تایید جناب عالی ، ممکن نخواهد بود.» ایشان با لحنی که از آن تندی احساس می شد، فرمودند: «من تایید نمی کنم». پس (احتمالا با کمی مکث) اضافه کردند: « تا ایشان این جور است». و بعد با همان لحن ادامه دادند: « شما هم اگر طرفدار ایشان هستی ، مصلحت ایشان این است که با این جریان ، قوی برخورد کنید»."

سرانجام پس از مذاکرات فراوان هادی هاشمی از قم به سمنان تبعید می شود . (به دلیل رعایت اختصار، از ذکر جزئیات آن صرف نظر می کنم. علاقه مندان می توانند جهت اطلاع از جزئیات مسئله به کتاب سنجه انصاف مراجعه کنند)

محاکمه مهدی هاشمی

مراحل تکمیل پرونده مهدی هاشمی سپری شد و در تاریخ 19/4/66 محاکمه وی در دادگاه ویژه روحانیت آغاز گردید.

گزیده ای از کیفرخواست

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم دادگاه ویژه روحانیت

در این پرونده، آقای مهدی هاشمی، فرزند سیدمحمد... متهم است به «محاربه، افساد، ایجاد فتنه، رعب و وحشت در بین مردم» از طریق ذیل:

1-   سازماندهی و رهبری گروه های ترور و آدم ربایی، قبل و بعد از انقلاب.

2-   تلاش در تأسیس و اداره سپاه خودمختار و مستقل لنجان سفلی و تغذیه تدارکاتی و تسلیحاتی آن و ایجاد درگیری با کمیته انقلاب اسلامی محل که منجر به کشته و زخمی شدن ده ها نفر گردید.

3-   خارج کردن بیش از 280 قبضه سلاح و مهمات و اموال بسیاری از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جاسازی و اختفای آنها.

4-   ایجاد شبکه نفوذ در ارگان ها و ادارات مختلف و سرقت اسناد و مدارک طبقه بندی شده و کسب اخبار و اطلاعات.

5-   به انحراف کشاندن جوانان و تشکل و سازماندهی افراد مسأله دار و افراطی و اخراجی از ارگان ها و نهادهای انقلاب اسلامی

6-   تلاش در تضعیف رهبری انقلاب و قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین.

7-   ایجاد سو ظن و بدبینی نسبت به مسئولین و نظام جمهوری اسلامی به وسیله نشر اکاذیب و افترا و تهمت در قالب اطلاعیه و شب نامه های بی نام و نشان و با عناوین و امضاهای جعلی.

8-   مخالفت و اقدام علیه سیاست های خارجی جمهوری اسلامی که منجر به اختلال در روابط و مناسبات خارجی کشور شده است، که از عواقب آن کشته شدن صدها نفر بر اثر درگیری های نظامی بوده است.

سید مهدی هاشمی در جلسه دادگاه قبل از انقلاب

شرح دلایل و مستندات اتهامات (در این جا تنها به شرح بند اول و ششم می پردازیم و علاقه مندان می توانند شرح باقی موارد را در کتاب سنجه انصاف ملاحظه نمایند):

1-سازماندهی و رهبری متعدد گروه های ترور و آدم ربایی، قبل و بعد از انقلاب

از قبل از انقلاب، قتل ها و جنایات مرموزی در منطقه قهدریجان و اصفهان و حوالی اتفاق افتاده و هر کدام به نحوی به مهدی هاشمی و گروهش منتسب می باشد؛ ولیکن آنچه که بر اساس محتویات پرونده و اقاریر و اعترافات صریح شخص وی توسط گروه او صورت گرفته است، به شرح زیر می باشد:

الف) قتل های قبل از انقلاب به ترتیب وقوع حادثه:

1. قتل جهان سلطان آقایی: متهم در صفحه 205 جلد 2 پرونده پس از تشریح فساد اخلاقی وی اعتراف می نماید: «من افرادی را مأمور می کردم و همین که احساس خطر جدی کردم، به دوستانی که آنان نیز مُصِر بر جلوگیری از این مفاسد بودند گفتم شرعا قلع و قمع این فساد بلاشکال است».

2. قتل رمضان مهدی زاده: متهم در صفحات 211 و 212 جلد 2 پرونده چنین اقرار می نماید که: «من گفتم سنت نهی از منکر اسلامی را زنده کنیم. آن گاه روایت امام باقر را برای آنان ترجمه کردم و گفتم طبق روایت، توسل به خشونت، هنگامی که سایر راه ها به بن بست رسید مجاز است و تصمیم آنان برای این اقدام قطعی شد». در صفحه 205 جلد 2 پرونده اظهار می دارد: «به بعضی از دوستان گفتم اگر توان داشته باشید از نظر شرعی معدوم ساختن او بلا اشکال است».

3. قتل شیخ قنبرعلی صفرزاده: متهم در صفحه 732 جلد 5 پرونده در خصوص همین قتل می گوید: «من گفتم او را تمام کنید یعنی نابودش کنید و آنها پس از مدتی تعقیب و مراقبت او را از بین بردند». متهم در صفحه 616 نیز اعتراف مشابهی دارد.

شیخ قنبر علی صفرزاده

 محل اختفای جنازه شیخ قنبر علی صفرزاده

مامورین انتظامی در حال بیرون کشیدن جسد شیخ قنبر علی صفرزاده از چاه

جنازه شیخ قنبر علی صفرزاده 82 روز پس از قتل از چاه متروکی در راه نجف آباد بیرون کشیده شد.

4. قتل سید ابوالحسن موسوی شمس آبادی: متهم تا مدتی نقش خویش را در قتل فوق تکذیب نموده و تحلیل می نماید که بیگانگان و دست های مرموز آنان است که با پیش کشیدن قتل شمس آبادی و نسبت دادن آن به وی با توجه به قرابتی که با آیت الله العظمی منتظری دارد قصد زیر سئوال بردن معظم له را دارد (صفحات 70-67 پرونده) در صفحه 91 پرونده می گوید: «از آن جا که در محضر عدل الهی و دادگاه اخروی، ارزشی بیش از محاکم دنیوی قائلم، خدا را گواه می گیرم که قبل از حوادث مزبور کوچک ترین اطلاعی از آن نداشتم».

آیت الله شمس آبادی

آیت الله شمس آبادی در حالی که برای ادای نماز صبح عازم مسجد بود، به دست باند مهدی هاشمی ربوده و به قتل می رسد

در صفحات 731 و 732 پرونده جریان را این گونه توضیح می دهد: «آقای جعفرزاده  و شفیع زاده، به حسب فطرت اسمی و مبارزاتی، خود را برای عملیات بر ضد ساواکی ها و عوامل رژیم، آماده ساخته بودند و با من به مشورت پرداخته بودند. من این انحراف را در آنان دامن زدم که فعلا خطر آخوندهایی که یا ساکتند یا هوادار رژیمند بیشتر است و از جمله آنان مرحوم شمس آبادی را به عنوان محور تعیین کردند. گفتم به دلایلی نابودی ایشان ارجحیت دارد. آنان اول مخالفت می کردند بعدا من اطلاعات و دلایل خودم را به طور قوی برای آنان تشریح ساختم و آنان را به لزوم انجام قتل معتقد ساختم و آنان نیز دو نفره برای این کار برنامه ریزی کردند. بعدا محمداسماعیل ابراهیمی را همدست خودشان ساختند و او از من پرسید: "اشکالی ندارد؟"  گفتم: "نه، بلا اشکال است". بعدا از لحاظ وسیله نقلیه در مضیقه بودند. به محمد ایمانیان تلفن کردم که یک ماشین در اختیارشان بگذارد.»

ب) قتل های بعد از انقلاب

1. قتل مهندس امیر عباس بحرینیان : متهم ابتدا در صفحه 97 پرونده اظهار می دارد: « اطلاعات من از حادثه مزبور، یک سلسله مسموعات بیش نیست ... گفته می شد برخی از برادران سپاه و دادستانی، در رابطه با قتل بحرینیان دستگیر شدند که یکی دو نفرشان از اعضای سپاه لنجان سفلی بودند که یکی از آنها حسین جعفرزاده است». ...

نهایتا در صفحه 733 جلد پنجم پرونده ، نقش خویش را به طور واضح تشریح نموده و می گوید: « به هنگام اوج گیری اختلافات سپاه و کمیته در اصفهان که به صورت یک ماجرای عمومی درآمده بود، من یک شب در راه دزفول به جعفرزاده گفتم : "مهندس بحرینیان در این اختلاف محور اصلی است و اگر او زده شود، ماجرا تمام خواهد شد". او نیز همین عقیده را داشت.به او گفتم برو اصفهان با دوستان دیگر نیز همکاری کنید و ترتیب زدن او را بدهید". او رفته بود با حسن ساطع و حسن ساطع نیز با آقای امید، که حاکم شرع اصفهان بود، مقدمات را فراهم کرده بود و توسط چند نفر که دو نفرشان به نام مهدی زاده و جعفرزاده – که عضو واحد اطلاعات سپاه لنجان بودند – قتل بحرینیان را انجام داده بودند».

2 و 3 و 4. قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش به نام های همایون و سعید: قبل از انقلاب ، منزل نامبرده مورد حمله مسلحانه قرار می گیرد و به آن تیراندازی می شود؛ ولی کسی کشته نمی شود.متهم ابتدا خود را بی اطلاع از آنچه به دستور خودش صورت پذیرفته قلمداد می نماید و می گوید: « من از کم و کیف آنچه قبل از انقلاب اتفاق افتاده خبر ندارم» ولی با شنیدن اعترافات ضبط شده یکی از متهمین به نام اسماعیل ابراهیمی مبنی بر دخالت و اطلاع نامبرده ، اظهار می دارد: « من در یکی دو جلسه به دوستان گفته بودم که از قرار اطلاع ، منزل آقای حشمت مرکز افراد خوش گذران و لاابالی و به هر حال ، یک منکر اجتماعی است و باید در فکر کاری باشید». و بالاخره در صفحه 606  جلد چهارم پرونده ، حمله به مقر عباسقلی حشمت و تیراندازی به آن را از جمله اقدامات قبل از انقلاب بر می شمرد.

بقایایی از اجساد حشمت و فرزندانش

پس از انقلاب ، متهم با عواملش باز در صدد ضربه زدن به حشمتی ها بر می آیند. متهم در صفحه 535 چنین بیان می کند : « در این رابطه پس از یک سلسله اخباری که به من رسیده بود که او قصد ترور مرا دارد، و چند بار از قرار نقل محافظینم تعقیب هایی صورت گرفته بود، به غلامرضا مرادی گفتم : " برو با رضا مرادی و دوستان دیگر جلسه کنید و ترتیب نابودی عباسقلی را بدهید؛ زیرا او علاوه بر اینکه آدم فاسدی است، فعلا پشتوانه منافقین محلی گشته است". غلامرضا نیز پیغام را برد و رضا مرادی و محمد کاظم زاده قتل را انجام دادند» .

مرادی در صفحه 785 جلد پنجم پرونده اظهار می دارد: " در اوائل سال 64 بود که توسط آقای هاشمی ، پیغامی برای ما رسید که عباسقلی حشمت با چند نفر دیگر ، قصد ترور آقای هاشمی را دارند و گفت که ما باید قبل از اینکه آنها موفق به ترور آقای هاشمی بشوند، زودتر دست به اقدام بزنیم و عباسقلی حشمت را ترور کنیم». سپس در ادامه اعترافات ، چگونگی ربودن و انجام قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش را ، با همکاری محمد کاظم زاده تشریح می نماید که مشروح آن ، در کیفر خواست صادره علیه نامبردگان آمده است.

ریاست محترم دادگاه ! علاوه بر قتل های مذکور – که متهم به آنها اعتراف نموده – موارد عدیده ای از درگیری های خونین و ضرب و جرح و غارت و تصرفات عدوانی اموال و اراضی در منطقه انجام گرفته است و همگی منتسب به او و ایادی وی می باشد که متهم ، در صفحات 606 و 607 پرونده ، به نمونه هایی از آنها اشاره نموده است. متهم با ارتکاب چنین جنایات و جرائمی است که می تواند منطقه را به صورت قلعه تسخیر شده درآورد و آنچنان جوی از ارعاب و وحشت در منطقه حاکم و امنیت اجتماعی را سلب نماید که حتی پس از ماهها که از دستگیری نامبرده و ایادیش می گذرد، ذره ای از ترس و وحشت مردم کاسته نگردیده و از خوف آنکه عوارض و عواقب نامعلومی متوجه آنان گردد، از ادای هرگونه شهادت و بیان اجحافاتی که بر آنها وارد شده خودداری می نمایند.

بند ششم: تلاش در تضعیف رهبری انقلاب و قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین. در این رابطه ، نخست دیدگاه های متهم نسبت به مقام معظم رهبری انقلاب ذکر می گردد. سپس اقدامات و تلاش های بیهوده وی در تضعیف قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین بیان می گردد.

الف) متهم در صفحه 305 جلد دوم پرونده اظهار می دارد : « اعتماد زیادی که به امام داشتم ، در طول زمان در اثر حوادث سیاسی و فعل و انفعالات تدریجا کم شد». و در صفحه 754 جلد پنجم پرونده می گوید: « فکر می کردم در مسئولین کشور یک جریان دارد شکل می گیرد. اولا به موقعیت کلی انقلاب و جنگ توجه نمی کردم و من در عالم خود و خط و ربط خودم بودم. کاری به انقلاب و جنگ نداشتم . می گفتم حضرت امام دارد تدریجا اشراف خود را بر اوضاع کشور از دست می دهد».

و در صفحه 180 جلد اول پرونده اظهار می دارد: « در این اواخر چنین پنداری در من بوجود آمده بود که – العیاذ بالله – معظم له توسط سه نفر کانالیزه شده اند و تنها از مجاری مزبور مسائل کشور را حل و فصل می نمایند».

ب) اقدامات و تلاشهای بیهوده متهم در تضعیف قائم مقام رهبری و ایجاد اختلاف بین مسئولین:

متهم با تعدادی از همفکران ، با دلسوز نشان دادن خویش نسبت به اسلام و انقلاب، خود را به دفتر فقیه عالی قدر نزدیک کرده و از موقعیت حاصله در جهت پوشانیدن نقاط ضعف و اهداف شیطانی ، حداکثر سوء استفاده را می نموده اند. متهم در این زمینه در صفحه 756 پرونده اظهار می دارد: « عوامل نفسانی و ذهنی مرا به اینجا کشاند که دفتر فقیه عالی قدر را به عنوان یک پایگاه برای اهداف خودم انتخاب کنم». و نیز در صفحه 330 نیز می گوید: « از طرفی بودن شخص اخوی در مسئولیت دفتر، عاملی بود که مرا و هر فرد دیگری را که در شرایط من بود، تشویق به همکاری با دفتر می کرد».

متهم در صفحه 739 چنین می گوید: « یکی از گناهان اصلی من این بود که نقاط ضعف فکری و عملی خود را که از قبل و بعد از انقلاب داشتم، با حضرت آیت الله منتظری مطرح نساختم تا یا زمینه اصلاح من فراهم شود و یا حداقل این همه به من اعتماد نکنند؛ بلکه در هر مسئله سعی می کردم در حضور ایشان ، خود را مظلوم جلوه داده و ترحم و حمایت ایشان را به خود جلب کنم»....

متهم در صفحه 740 جلد پنجم پرونده اظهار می دارد: « از یک سال قبل از بازداشتم، رفت و آمد مسئولین محترم جمهوری اسلامی خدمت آقا شروع شد و همه آنان نسبت به سوابق من قبل از انقلاب و نقاط ضعف بعد از انقلاب ، خدمت آقا صحبت هایی را مطرح می ساختند از قبیل رابطه با ساواک، جمع کردن نیروهای تندرو ، داشتن اسلحه و مهمات ، جریان آقای شمس آبادی و.... این روند چندین ماه به طول انجامید و حضرت آیت الله منتظری همچنان در مقابل صحبت های آنان مقاومت می کردند. من از اخبار رفت و آمد ها توسط اخوی که در جلسات آنان حضور داشت، مطلع می شدم و سعی نمودم با نوشتن گزارشاتی خدمت آقا ، تحلیل هایی غلط و انحرافی را در جهت جلب نظر ایشان به خودم و انتقاد از مسئولین کشوری و این که منشا این بدگویی ها، حسد آنان و ناراحتی ایشان از من است و ... القا کنم تا بلکه نظر حمایت معظم له از خود را تقویت کرده باشم. اخوی نیز سهم موثری داشت و او نیز همین تحلیل ها را حضورا با آقا مطرح می ساخت».

متهم در صفحه 741 جلد پنجم پرونده چنین اظهار می دارد: « ... شرمنده ام که بگویم ما در آن روزها به خاطر توهم شیطانی که داشتم – که حضرت امام نیز در این خط بازی ها وارد شده و تحت تاسیر مسئولین قرار گرفته – سعی می کردیم حتی الامکان موضع فقیه عالی قدر، چیزی بر خلاف موضع حضرت امام باشد»....

ریاست محترم دادگاه !

با توجه به دلایل و مستندات کیفرخواست، روشن شد متهم با سازماندهی و رهبری گروه های ترور و آدم ربایی، کشتن افراد قبل و بعد از انقلاب ، انباشتن سلاح و مهمات ، ایجاد شبکه نفوذ در نهادها و ارگان های مختلف، سرقت اسناد و جمع آوری اخبار طبقه بندی شده و ایجاد تشکیلات (به اصطلاح حزب الله) و سازماندهی افراد مسئله دار و انحرافی، در صدد کسب قدرت و رسیدن به حاکمیت و جایگزینی تشکیلات جدید در راستای افکار انحرافی خویش و با فتنه انگیزی و ایجاد رعب و وحشت در جمهوری اسلامی، سبب بروز اختلالاتی خطرناک در نظام جمهوری اسلامی گردیده است، علی هذا با عنایت به مراتب فوق و با توجه به :

1.اقاریر و اعترافات صریح متهم؛

2.اقاریر و اعترافات سایر متهمین؛

3.مصاحبه انجام شده توسط متهم؛

4.صورت مجالس کشف سلاح و مهمات و گزارشات مصور مربوط به آن ؛

5.گزارش مصور ویدئویی کشف اجساد مقتولین؛

6.طومار و گزارشات مردمی مندرج در پرونده؛

7.اعلامیه ها، مهر ها، وسائل جعل اسناد و مدارک سرقت شده منعکس در پرونده؛

8.سایر محتویات پرونده؛

9.و به استناد ماده 199 قانون مجازات اسلامی، قانون حدود و قصاص و مواد 10، 12،20،21، 34، 35، 86، 87، 88، 140، 141 قانون مجازات اسلامی تعزیرات، مجرمیت نامبرده محرز و مسلم است و از مصادیق بارز محارب و مفسد فی الارض می باشد. از آن دادگاه محترم تقاضای مجازات وی را طبق موازین شرعی و قانونی دارم. ضمنا در مورد سایر متهمین و مرتبطین وی، پرونده هایی مجزا تشکیل و در دادگاه جداگانه ای مطرح خواهد شد.

دادستان دادسرای ویژه روحانیت

علی فلاحیان

تشدید تلاش منتظری برای نجات جریان مهدی هاشمی

  از همان اوایل پیگیری جریان مهدی هاشمی، منتظری تلاش می کرد با بدبین کردن امام ره به وزارت اطلاعات، مانع پیگیری جدی اتهامات مهدی هاشمی شود؛ اما پس از علنی شدن جرایم این جریان و آغاز محاکمه مهدی هاشمی، اقدامات منتظری شکل جدی تری پیدا کرد. یکی از اقدامات ایشان ارسال شکایت نامه آقایان امید نجف آبادی و مرتضی امینی ( که در ارتباط با جریان مهدی هاشمی دستگیر شده بودند) به حضرت امام بود. امام پس از آگاهی از مضمون شکایت نامه ، پیغامی بدین مضمون به وزیر اطلاعات می فرستند که مبادا به آنها ظلم شود و مامورین اطلاعات ، به گونه ای که مسئولین آنها خبر ندارند، با زندانیان بد رفتاری کنند. آقای ری شهری در جواب پیغام امام می نویسد: "... افرادی که از کشتن مردم بدون مجوز شرعی باک ندارند، از متهم نمودن کسانی که بدون در نظر گرفتن هیچ چیز جز رضای خداوند متعال، آنها را به پای میز محاکمه کشانده اند، باکی نداشته باشند. البته در جایی که فقیه عالی قدر ، جناب آقای منتظری، به جای تقدیر و تشکر از سربازان گمنام ولی عصر عج ، که به دستور حضرت عالی و با عنایت خداوند متعال ایشان را از مهدی هاشمی و اعوان او نجات دادند، بزرگترین اتهامات را نثار آنها می نمایند و آنها را «بدتر از ساواک » لقب می دهند و هر جا که دست دهد علیه وزارت اطلاعات صحبت می فرمایند، ما از متهمین این پرونده انتظار انصاف نداریم."

منتظری در نامه ای به وزیر اطلاعات، انتقادات تندی از این نهاد می کند. در قسمتی از این نامه آمده است: « امام دستور داد آقا هادی آزاد شود. شما مانع شدید و به امام هم شما خط می دهید».

وزیر اطلاعات در پاسخ این مطلب می نویسد: « استاد بزرگوار! یک روز در آغاز کار رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی، مرا متهم می کنید که از آقای هاشمی و حاج احمد آقا خط می گیرم و امروز در پایان کار می فرمایید به امام خط می دهم! نمی دانم با کدام حجت شرعی شما این نسبت ها را می دهید؟ به هر حال اگر مقصودتان از خط دادن این است که وزارت اطلاعات به عنوان کارشناس مورد اعتماد رهبری، پس از نظرخواهی رهبر ، نظر کارشناسی خدمت ایشان ارسال می دارد، درست است و عیب نیست؛ ولی تعبیر اهانت آمیز است. و اگر مقصودتان این است که بنده بر اساس هواهای نفسانی و خصومت شخصی با بیت شما ، نظری داده ام و رهبری هم بدون بررسی نظر بنده را تایید کرده است، از سوء ظن خود استغفار کنید.»

قسمتی از رای دادگاه در مورد مهدی هاشمی

... با توجه به موارد مذکور ، متهم به دلیل تشکیل گروههای ترور و ایجاد رعب و وحشت در منطقه قهدریجان، با انجام کارهایی نظیر قتل، تیر اندازی، تخریب مزارع و چاه های آب توسط ایادی وی و به دلیل تسلط بر سپاه و سایر ارگان های قهدریجان و خارج کردن منطقه از کنترل مسئولین مرکزی و جمع آوری و اخفای سلاح و مهمات غیر مجاز فراوان جهت تحقق اهداف قدرت طلبانه خود، محارب است و نیز به دلیل گمراه نمودن تعداد قابل توجهی از جوانان منطقه و غیر آن و کشاندن آنان به مسیر انحرافی خود و اخلال و کارشکنی در تحقق اهداف مقدس جمهوری اسلامی در داخل و خارج و توطئه و تحریک فراوان علیه مسئولین جمهوری اسلامی، در حدی که توطئه علیه نظام اسلامی محسوب می شود، مفسد فی الارض می باشد.... لذا در اجرای آیه کریمه « إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّه وَرَسُوله وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا ...» و آیات شریفه : « لئن لم ینته المنفقون والذین فی قلوبهم مرض والمرجفون فی المدینة لنغرینک بهم ثم لایجاورونک فیهآ الا قلیلا * ملعونین اینما ثقفوا اخذوا وقتلوا تقتیلا ×» و به استناد فتاوای فقهای عظام در مورد حد محارب و مفسد، نام برده به عنوان محارب و مفسد به اعدام محکوم می گردد. حکم صادره قطعی و لازم الاجراست.

آخرین تلاش های منتظری برای ممانعت از اجرای حکم دادگاه

پس از اینکه منتظری از حکم دادگاه در مورد مهدی هاشمی اطلاع یافت، برای پیشگیری از اجرای حکم، توسط آقای سراج الدین موسوی یادداشتی را برای امام ره ارسال نمود و ضمنا از آقای سراج خواست که متن نوشته را به حاج احمد آقا بدهد و از ایشان بخواهد که آن را بخواند و بهترین راه را برای اخذ موافقت امام در توقف اجرای حکم انتخاب کند. اگر ملاحظه کرد متن نوشته آقای منتظری موثرتر است، آن را به امام بدهد؛ و اگر تشخیص داد که خواندن متن مکتوب موجب ناراحتی امام می شود ، فقط مضمون آن را به امام منتقل نماید.

متن پیام آقای منتظری به قرار زیر است:

1. سید مهدی هرچه بود و شد، بالاخره بیست سال سنگ اسلام و انقلاب و امام را به سینه زد.

2.او از خیلی از کسانی که مورد عفو امام قرار گرفته اند بدتر نیست و مادر پیر او و زن و فرزندان خردسال او مورد ترحم اند و خانواده و بیت آنان مورد احترام است.

3.او نه مرتد است و نه محارب و نه مفسد و بالاخره به انقلاب و اسلام، اعتقاد کامل دارد، هرچند در سلیقه خطاکار باشد و هست.

4.او هنوز طرفداران زیادی از حزب الهی ها و جبهه بروها و افراد انقلابی دارد و اعدام او در روح آنان اثر بد باقی می گذارد.

5.اعدام او سبب می شود در شهرهای مختلف، افراد خوب را به اتهام ارتباط با او خراب و منزوی سازند و قطعا حضرت عالی به این امر راضی نیستید.

6.اعدام او پیروزی بزرگی برای دشمنان و سوژه طلبان می باشد.

7.و بالاخره آنچه گفته شد، نه به خاطر علاقه شخصی است – که من فعلا هیچ علاقه شخصی ندارم – بلکه فقط از نظر مصالح اسلام و آینده انقلاب است و اینکه اعدام و خونریزی بالاخره بسا کدورت و خون در پی دارد. اعدام همیشه میسر است؛ ولی کشته را نمی شود زنده کرد.

منتظری در خاطرات سیاسی خود در توجیه این اقدام خود می گوید: « ... مادرش می گفت بچه من به دستور شما رفته و خود را معرفی کرده است و من بچه ام را از شما می خواهم . بعد که حکم اعدام سید مهدی صادر شد، من نامه به امام ننوشتم ، بلکه چند خط به عنوان یادداشت نوشتم و به سراج الدین موسوی دادم که به امام و دفتر امام منتقل کند»

این پیام ، پس از اجرای حکم مهدی هاشمی در تاریخ 6/7/1366 به حاج احمد آقا رسید. ایشان می گوید من مشغول خواندن پیام آقای منتظری بودم که آقای رازینی به من خبر داد: « حکم دادگاه اجرا شد».

ادامه دارد ...

باقی قسمت ها را در اینجا بخوانید:

قسمت اول / قسمت دوم / قسمت سوم / قسمت چهارم / قسمت پنجم / قسمت هفتم / قسمت هشتم

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

سیر تاریخی مواضع سیاسی منتظری5

فصل ششم : کشف جنایاتی هولناک

مهدی هاشمی با مصاحبه ای که انجام داد ، همه اتهامات خود را به استثنای « قتل و آدم ربایی پس از پیروزی انقلاب » پذیرفت. اما در این مورد به هیچ وجه حاضر به همکاری نبود. دلایل و قرائن اطلاعاتی ، وقوع چنین جرمی را تایید می کرد و در صورت اثبات آن ، می توانست چهره واقعی مخوف جنایتکارانی را که خود را در پشت قائم مقام رهبری پنهان کرده بودند ، آشکار نماید. در واقع مهدی هاشمی با همه توان ، تلاش می کرد که با اظهارات خود در مورد سایر اتهامات مربوط به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ، وزارت اطلاعات را فریب دهد تا جنایات پس از پیروزی انقلاب ، در بوته ابهام بماند و این همان نکته ای بود که امام خمینی ره با فراست الهی ، از چگونگی اظهاراتش دریافته بود.

دیدار وزیر اطلاعات با مهدی هاشمی

مهدی هاشمی از بازجوی خود تقاضا می کند تا با وزیر اطلاعات دیداری داشته باشد.  هدف او از این دیدار این بود که وی را قانع کند که همه گفتنی ها را گفته و دیگر سخنی برای گفتن ندارد. وی در این دیدار به وزیر اطلاعات می گوید : " شما در ملاقات قبلی ، به من وعده داده بودید که اگر مسائلی را که دارم بگویم، به من کمک می کنید تا از این وضع نجات پیدا کنم. ولی خبری نشده است. تا کی این وضع باید ادامه پیدا کند ؟ "

آقای ری شهری در پاسخ می گوید : " وعده من مشروط به بیان همه نادرستی ها بود، ولی تو هنوز در مورد چند موضوع ، مانند قتل، آدم ربایی، ارتباط با بیگانگان و ... سکوت کرده ای ! ما مدارکی در اختیار داریم که دست کم، آگاهی تو از ماجرای ناپدید شدن حشمت و فرزندانش را اثبات می کند. تو باید آنچه را می دانی ، بگویی... و در ادامه به نکته ای اشاره کردم که ناخودآگاه ضمیر خود را آشکار کرد. گفتم : وقتی حضرت امام ، نوار مصاحبه شما و گریه و ندبه انتهای آن را ملاحظه کردند ، فرمودند : « فریب نخورید. او دروغ می گوید» .

به اینجا که رسیدم ، چهره اش به شدت دگرگون شد و با اضطراب پرسید: « امام فرموده : دروغ می گه ؟ » .

گفتم : « بله ».

اینجا بود که رازهای درونی او ناخودآگاه در چهره اش اشکار شد و من احساس کردم که مطالبی در دل دارد که نمی خواهد بیان کند... لذا کمی او را نصیحت کردم."

بعد از این دیدار مهدی هاشمی در حالی که آمادگی پیدا می کند تا بخشی از حقایق را بگوید ولی باز هم مقاومت می کند و چیزی نمی گوید.

امداد الهی در کشف رویدادی هولناک

جریان بازجویی از مهدی هاشمی مجددا به بن بست کشیده می شود که عنایت الهی به کمک وزارت اطلاعات می آید و پرده از راز رویدادی هولناک و جان خراش برمی دارد :

روزی یکی از مامورین ، متوجه رفتار غیرعادی مهدی هاشمی هنگام استفاده از دستشویی شد. او متوجه شد که مهدی هاشمی ، چیزی را در سوراخی که زیر دستشویی بود قرار داد. آن ، نامه ای کوتاه بود که در تکه کاغذی ، خطاب به رضا مرادی ( یکی از متهمان این پرونده و از عوامل اصلی مهدی هاشمی در جریان قتل و آدم ربایی ) نوشته شده بود.

کشف این رابطه و آگاهی از مفاد آن نامه و نامه های بعدی ، بهترین سرنخ برای حل معمای مهدی هاشمی و فجایع او شد. مکاتبات این دو مدتی ادامه داشت. موضوع اصلی این ارتباط، تبادل اطلاعات درباره بازجویی ، موارد اعتراف شده ، موارد مکتوم، دعوت به سکوت در موارد افشا نشده و جلوگیری از احساس تنهایی بود . این اوراق ، به تدریج زیاد شدند و پرونده نسبتا قطوری از آنها تشکیل شد.

بخشی از مکاتبات مرموز

رضا مرادی از عوامل اصلی باند سید مهدی هاشمی    سید مهدی هاشمی معدوم

اینک به بخشی از مکاتبات مرموزی که پرده از ماجرایی هولناک برداشت ، توجه فرمایید. گفتنی است که طرف خطاب در این نامه ها رضا مرادی است :

*  این یک خبر خوش احتمالی است؛ زیرا چند احتمال وجود دارد : یکی اینکه واقعا فریب خورده باشند و حرفهایمان را باور کرده باشند. دیگر اینکه چون من به آیت الله منتظری خبر داده ام که دارند مرا شکنجه می کنند، بعید نیست آقا اقدام کرده باشند و احتمال هم هست که یک دام باشد. در هر