خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

پرونده قطور مهدی هاشمی
ماجرای لب‌گشودن مهدی هاشمی درباره جنایاتش و نامه ری‌شهری به منتظری

 

محمد شاکری

فصل ششم: کشف جنایاتی هولناک

مهدی هاشمی با مصاحبه ای که انجام داد، همه اتهامات خود را به استثنای «قتل و آدم ربایی پس از پیروزی انقلاب» پذیرفت. اما در این مورد به هیچ وجه حاضر به همکاری نبود. دلایل و قرائن اطلاعاتی، وقوع چنین جرمی را تایید می کرد و در صورت اثبات آن، می توانست چهره واقعی مخوف جنایتکارانی را که خود را در پشت قائم مقام رهبری پنهان کرده بودند، آشکار کند. در واقع مهدی هاشمی با همه توان، تلاش می کرد که با اظهارات خود در مورد سایر اتهامات مربوط به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، وزارت اطلاعات را فریب دهد تا جنایات پس از پیروزی انقلاب، در بوته ابهام بماند و این همان نکته ای بود که امام خمینی(ره) با فراست الهی، از چگونگی اظهاراتش دریافته بود.

دیدار وزیر اطلاعات با مهدی هاشمی

مهدی هاشمی از بازجوی خود تقاضا می کند تا با وزیر اطلاعات دیداری داشته باشد. هدف او از این دیدار این بود که وی را قانع کند که همه گفتنی ها را گفته و دیگر سخنی برای گفتن ندارد. وی در این دیدار به وزیر اطلاعات می گوید: "شما در ملاقات قبلی، به من وعده داده بودید که اگر مسائلی را که دارم بگویم، به من کمک می کنید تا از این وضع نجات پیدا کنم. ولی خبری نشده است. تا کی این وضع باید ادامه پیدا کند؟"

بقیه در ادامه مطلب-بسیار مفصل


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸٩/۱/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

"اخراجی ها" ها!!!

بهانه من برای نوشتن مطلبی حول «اخراجی‌ها»، نمایش تلویزیونی این اثر فاخر و ارزشمند ساعاتی پیش از سال تحویل بود؛ که ما متحجران دگماتیست، سال را با رنجش خاطر به پایان برده باشیم، ان شاء الله. و با خون دل و اشک دیده …

در این نقد سعی شده به هیچ وجه به شخصیت کارگردان پرداخته نشود و هر جا چنین چیزی مشاهده فرمودید، خاضعانه درخواست دارم آن را تذکر دهید تا اصلاحش کنم.

بقیه در ادامه مطلب-جالبه! از دستش ندین!


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸٩/۱/۱ | موضوع: | نظرات ()

به بهانه تشریف فرمایی آقا به مشهدالرضا

سلام دوستان!

از اینکه چند وقته به روز نیستم معذرت میخوام.

راستش فشارهای درسی امونم رو بریده!

ولی سعی می کنم توی سال همت مضاعف،همتم برای این وبلاگ مضاعف بشه.

امروز رفتم حرم برای سخنرانی آقا؛مثه هر سال...

اما...

واقعا نمیدونم از دست کی باید ناراحت باشم؟از دست خودم که لیاقت دیدارشون رو نداشتم؟ از روزگار و تقدیر و قسمت؟یا از دست این آستان قدس که جلوی پای همه سنگ می اندازه!

زمان انتخابات،جناب رئیس جمهور توی حرم سخنرانی داشتن،جمعیتی جمع شده بود غیر قابل وصف!تمام خیابونای منتهی به حرم غلغله بود،کلی جمعیت از زائرین و مسافرین گرفته تا مجاورین توی حرم جمع شده بودن.ولی آستان قدس رواق امام خمینی(ره)رو برای سخنرانی ایشون بهشون اختصاص داده بود!

رواقی که برای یک دعای کمیل ساده،جا کم میاره! از زمان انتخابات این سومین بار بود که یه همچین مراسمات مهمی رو توی این رواق کوچیک انداختن؛درحالی که حرم صحن های بزرگی مثه صحن جامع داره!

اولی اش،همین سخنرانی احمدی نژاد در زمان اوج انتخابات-روز مناظره حساس با دیرحسین-بود؛واقعا در حق همه مردمی که برای دیدن احمدی نژاد اومده بودن و همچنین در حق شخص رئیس جمهور اجحاف شد.

دومی اش،روز بعد از عاشورا و قضایای اون روزها بود که آقای طبسی-تولیت محترم(!) آستان قدس-در حرم سخنرانی داشتن،اون روز واقعا مردم جوش آورده بودن و جمعیت زیادی برای برگزاری راهپیمایی و شنیدن سخنرانی جمع شده بودن؛اونوقت این جمعیت بسیار زیاد رو بردن توی یک رواق کوچیک(یعنی رواق امام خمینی) باز هم در حق مردم اجحاف شد...

سومی اش هم که دیگه واقعا نوبرش بود،امروز و مراسم سخنرانی آقا بود.

این جمعیت میلیونی رو-به واقع و به جرات میشه گفت جمعیت میلیونی-رو بردن توی یک رواق کوچیک که همون رواق امام خمینی ست!

همه جور آدمی از راه دور و نزدیک فقط به عشق دیدار با آقا اومده بودن،توی تمام صحن ها آدم بود،همه اومده بودن که یه لحظه،فقط یه لحظه آقا رو ببینن،لحظه ای که شاید دیگه هیچوقت واسشون تکرار نشه!

این واقعا ظلمه که توی فضای کوچیک رواق امام،بخوان جمعیتی میلیونی رو جا بدن،نمیدونید جوونا بیرون درب ها چقدر شعار دادن که شاید درها باز بشه و برن داخل؛اما افسوس...

ولی جمعیت،به کوری چشم حسودای آقا،توی صحن ها نشستن و با وجود هوای بسیار سرد و سوز سرما،صحبت های دلنشین و باصفای آقا رو تا انتها گوش کردن!

تا کور شود هر آنکه نتواند دید...

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸٩/۱/۱ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس