جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

هرکه جمهوری بدون اسلام بگوید؛دشمن ماست! - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

هرکه جمهوری بدون اسلام بگوید؛دشمن ماست!

امام خمینی(ره):

هر کس جمهوری بدون اسلام بخواهد، دشمن ماست

             

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 456:
اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الان مشغول فعالیت هستند، جمهوری که می‌گویند "جمهوری " می‌گویند یا جمهور دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی. اگر این‌ها جمهوری گفتند، این همان معنایی است که دشمن‌های ما می‌خواهند، دشمن‌های ما از جمهوری نمی‌ترسند،‌از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند.


                                                      

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 457:
دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر کس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم که می‌خواهد باشد. هر کس جمهوری بدون اسلام[ را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است. هر کس پهلوی جمهوری اسلامی "دموکراتیک " بگذارد، این دشمن ماست. هر کس جمهور دموکراتیک بگوید این دشمن ماست، برای این که اسلام را نمی‌خواهد ما اسلام می‌خواهیم. ما این همه فداکاری کردیم... برای این بود که اسلام را می‌خواستند.


 

 

نبود بصیرت در اهل مدینه موجب تنهایی امام حسین (ع) شد

                                            

حجت‌الاسلام طائب در تحلیلی از بی‌تفاوتی اهل مدینه با امام حسین (ع) گفت: این دسته از مسلمانان به دلیل نداشتن بصیرت نسبت به امام و نشناختن دشمن، نتوانستند حسین (ع) را در مقابل یزید یاری کنند.
حجت‌الاسلام مهدی طائب در گفت‌وگو با فارس در واکاوی و بررسی علل حمایت نکردن و نبود پشتیبانی اهل مدینه از اباعبدالله‌الحسین (ع) به نداشتن بصیرت آنان در دو زمینه امام‌شناسی و دشمن‌شناسی اشاره کرده و آن را علت عمده بیعت مردم مدینه با یزید و همراهی نکردن با حسین‌بن‌علی علیه‌السلام دانست.
کارشناس حوزه و دانشگاه با عنوان اینکه، اعتقاد ساکنین مدینه در زمان امام‌حسین علیه‌السلام نسبت به رهبری «انتخابی» بوده، اظهار داشت: در این جریان‌شناسی باید به خواسته سیدالشهداء علیه‌السلام از مردم و علت مخالفت آنان نیز توجه کرد. ایشان از اهل‌ مدینه خواسته بودند تا با یزید بیعت نکنند.
وی در توصیفی از تفکرات اهالی مدینه که به «انتخاب کردن جانشین از سوی رسول خدا پس از خود اعتقاد نداشتند»، یاد‌آور شد: آنها همچنین به امامت علی‌بن‌ابی‌طالب، حسن و حسین علیهم‌السلام اعتقادی نداشتند، زیرا معاویه را منتخب خلفا دانسته و بر این اساس او را پذیرفته بودند.
طائب در ادامه مطلب بالا، انتخاب و جانشینی یزید از سوی معاویه را مورد پذیرش اکثریت مدینه عنوان کرد، که براساس همین، قصد بیعت با معاویه را داشتند.

* اهالی مدینه فسق و فحشای یزید را نپذیرفتند
استاد حوزه و دانشگاه، تذکر امام‌حسین علیه‌السلام به بیعت‌کنندگان را اینگونه تشریح کرد: «اگر شما رئیس و رهبر خود را بر اساس گفتار و آئینتان انتخاب می‌کنید، بدانید که رهبر اسلامی و جانشین رسول‌ خدا باید دارای شرایطی باشد. حداقل طبق موازین دینی، نماز بخواند، روزه بگیرد، شراب نخورد، اهل فحشا نباشد، عادل باشد و ... ای مردم! براساس آنچه که به آن معتقد هستید، یزید، چون فاسد، اهل فحشا، فاسق، شرابخوار و ... است، صلاحیت انتخاب شدن را ندارد.»
بررسی فوق طبق بیان این کارشناس آن است که: امام علیه‌السلام که دروغ نمی‌گویند، پس اگر فسق و فحشای یزید ثابت شده باشد، دو حالت برای اهل این شهر متصور است. مردم مدینه بی‌دین هستند و یا دارای اشکال در پذیرش دین بوده‌اند. از آنجا که این مردم، خدا و رسولش را رها نکرده بودند، از طرفی هم حداقل حسین‌بن‌علی را به عنوان فرد با تقوا قبول داشتند، می‌توان گفت که آنان حداقل آموزه‌های دینی خود را قبول داشتند، ولی اعتقادی به این سخن حسین (ع) نداشتند.

* مدعیان خدمت به رسول خدا، حکومت معاویه را مثبت جلوه دادند
سخنور و خطیب کشور با موشکافی دقیق‌تر از علت نپذیرفتن سخن امام علیه‌السلام، با گریزی به گذشته نه چندان دور، دوباره حکومت معاویه را پیش کشیده و اظهار داشت: معاویه با هر فریب و نیرنگی بود، ظاهر را حفظ می‌کرد، یعنی نماز، روزه و ... را حداقل در آشکار رعایت می‌کرد و در بین مردم به فرد متدینی شهرت یافته بود و اگر یزید، تدین پدر را نداشت و اگر انجام اندکی از او می‌دیدند، به این راضی بودند، و همین را از جانشین رسول خدا کافی می‌دانستند و نه بیشتر. چرا که در تفکر آنان علم و عادل بودن جایگاهی نداشت.
وی با تاکید بر اینکه مردم از شرابخوار بودن یزید اطلاعی نداشتند و از طرفی هنوز به صفت «علم به غیب داشتن» ائمه اطهار علیم‌السلام پی نبرده‌ بودند، به همین دلیل سخن امام علیه‌السلام را باور نداشتند، اضافه کرد: مردم مدینه مدعی بودند که حسین به شام نرفته و بر اساس ادعای برخی از افراد این گونه سخنان را می‌گوید.
طائب طبق آنچه که در تاریخ آمده، گفت: معاویه حدود 5 ـ 6 سال قبل از مرگش، یزید را به عنوان جانشین انتخاب و به مردم اعلام کرد و همان موقع افرادی مانند سعد بن‌ ابی ‌وقاص و ... که زنده بودند، بر این انتخاب اعتراض کرده و به مخالفت پرداختند و حاکمیت یزید قبل از خلافتش مورد تردید قرار گرفت.
کارشناس سیاسی ـ مذهبی، سکوت خواص را در روشنگری جامعه اسلامی و جهت گیری آنها موثر دانسته و با تشریح عملکرد بخشی از دستگاه معاویه ابراز داشت: از طرفی دیگر افرادی چون انس‌ ابن ‌مالک و ... که خود را به عنوان خادم رسول خدا معرفی می‌کردند در این حاکمیت مشغول به کار بودند و حضور آنان در اینجا مهر تائیدی بود بر حاکمیت معاویه و سکوتشان امضایی بود بر انتخاب یزید و از معاویه حقوق دریافت می‌کردند؛ ولی در برابر انتخاب یزید سکوت کرده بودند و علت این سکوت، منفعت‌طلبی و هر چیز دیگری می‌تواند باشد که اعتماد مردم به حاکمیت معاویه و اقدام‌هایش را همین افراد بالا برده بودند.
این مبلغ فعال علوم دینی، اقدام دیگر این افراد ـ که ضد اسلام و به نفع معاویه بود ـ را مقابله و مخالفت انس ‌بن ‌مالک‌ها در برابر سعد بن‌ ابی ‌وقاص‌ها برشمرد و گفت: نتیجه‌گیری مسلمانان از آنچه که در مقابل دیدگانشان صورت می‌گرفت، این بود که اگر یزید، صالح و شایسته حکومت‌داری نباشد، اصحاب رسول خدا و بزرگان با آن مخالفت کرده و اجازه چنین کاری را نمی‌دادند.
وی تلاش دستگاه تبلیغ معاویه را برای معرفی یزید به عنوان فرد خوب و لایق حکومت‌داری موثر دانست و افزود: معاویه با این روش‌ها توانست مقدمات حکومت یزید را فراهم و پایه‌های آن را مستحکم کند و دائم به مردم جاهل و دهان‌بین، اینگونه القا می‌کرد که «دلیل برخی مخالفان با این انتخاب «حسادت و دوری آنان از حکومت و مقام خلافت» است که حسودانه علیه یزید موضع گرفته‌اند».
طائب اقدامات معاویه در زمینه‌سازی اذهان مردم مبنی بر اینکه «اگر با یزید مخالفت کردند از روی حسادت است»، موفقیت‌آمیز توصیف کرد که اگر کسی هم با یزید مخالفت می‌کرد، براساس همان اعتماد، او را به حسادت‌وزری علیه یزید متهم می‌کردند و همین باعث شده بود که حتی این تردید ذهنی آنان را هیچ گاه به تحقیق وادار نکند.

* مردم امام حسین را راستگو می‌دانستند، اما به او اعتماد نکردند
کارشناس حوزه سیاست و دین، علت مخالفت مردم با سخن سیدالشهدا علیه السلام را «بی اعتمادی به منابع سخنان ایشان» عنوان کرده و افزود: اهل مدینه، حسین (ع) را راستگو می‌دانستند، ولی مدعی بودند که «پسر علی این سخنان را براساس گزارش‌ها و صحبت‌های عده‌ای از حسودان مخالف یزید که به خاطر دسترسی نداشتن به خلافت، علیه او به راه انداخته‌اند، می‌گوید.» ولی اگر امام علیه‌السلام را علی‌الظاهر می‌دیدند که به شام رفته و احوالات یزید را از نزدیک دیده است، باور می‌کردند، والا با یزید بیعت نمی‌کردند.
وی با اظهار تعجب از برخورد اهل مدینه نسبت به زیر سئوال بردن سخن صریح و متقن امام ‌حسین علیه‌السلام با وجود اینکه ایشان را رد نمی‌کردند؛ اوضاع مدینه را به خاطر آنکه حاکمش (پسر عموی یزید) از حسین شناختی داشت و با او مماشات می‌کرد و امام علیه السلام را در بیعت با یزید مخیر کرده بود، آرام و به دور از جنگ توصیف کرد.
طائب علت تغییر حاکم مدینه را مدارا کردن با پسر فاطمه خواند و گفت: این کار، یزید را واداشت تا حاکم مستقیم خود را بر مدینه بگمارد.
این سخنران و کارشناس مسائل سیاسی ـ مذهبی در انتهای این مصاحبه اقدام یزید را برای کشتن امام‌حسین علیه‌السلام این‌گونه توضیح داد: یزید برای آنکه مردم را فریب داده و کشتن سیدالشهدا را به او و دستگاه حکومتی نسبت ندهند، گروهی را برای کشتن مخفیانه امام علیه‌السلام به سمت مدینه روانه می‌کند. سالار شهیدان پس از آگاهی از این موضوع قبل از ورود تیم ترور به مدینه، از این شهر خارج می‌شود. متاسفانه مردم مدینه پس از شنیدن حوادث نینوا در روز عاشورا به بی‌لیاقتی یزید پی برده و از فاسق و فاجر بودن ملعون ‌بن ‌ملعون آگاه می‌شوند.

 

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٩ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس