لویی جرگه پیشنهادی؛
محفلی برای عبور از مردم و قانون

یکی از پیشنهاداتی که از روزهای ابتدایی آغازحوادث پس از انتخابات توسط بخشی از فتنه گران و احیانا چهرههای میانه رو و معتدلتر آنها برای پایان دادن به مناقشات پیشنهاد گردید، تشکیل گروهی متشکل از نخبگانی با گرایشهای سیاسی متنوع برای داوری در آنچه اختلافات سیاسی دو جناح خوانده میشد بود. (لویی جرگه) این در حالی بود که از سوی دیگر، راس فتنه سبز با شدت و حدت بر طبل سهم خواهی میکوفت و فریاد برمیآورد که «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد»!
این سناریوی فشار از پائین و چانه زنی از بالا که در غالب کشاندن اردوکشیهای خیابانی از یکسو و تشکیل "هیئت مورد اعتماد ملی" (مطابق آنچه در بیانیه شماره 5 موسوی آمده) از سویی دیگر دنبال میشد، بخشی از سناریوی عامتری بود که از آن به عنوان کودتای مخملین یاد میشود.
پیشنهاد تشکیل "لویی جرگه" بارها توسط برخی چهره ها مطرح شد که آخرین بار آن در برنامه تلویزیونی "رو به فردا" بود که توسط یکی از حامیان موسوی مطرح گردید، این در حالی است که نقدهای جدی به این طرح وارد است:
1- تشکیل "لویی جرگه" یا "محفل ریش سفیدان" در جوامع عقب ماندهای معنا دارد که مبتنی بر قانون اداره نشده و یا هنوز دارای قانون مدون و مصوبی برای اداره کشور نمیباشد. در چنین جامعهای که هیچ ملاک و معیاری برای حل مناقشات وجود ندارد، فصل الخطاب را محفلی قرار میدهند که از میان نخبگان و گروههای مرجع تشکیل شده است. اما در نظامهای قانون مدار، این قانون است که فصل الخطاب بوده و مراجعه به قانون راهگشای مناقشات می باشد. در جمهوری اسلامی نیز سه دهه است که قانون ملاک و معیار حل تمامی اختلافها بوده و این قانون گریزانند که برای عبور از قانون و میثاق ملی از تشکیل چنین محفل کذایی سخن میگویند.
بقیه در ادامه مطلب
2- از منظری دیگر باید گفت که نظام جمهوری اسلامی بیش از سه دهه است که از مرحله شکل دهی لویی جرگه گذشته است. سی سال پیش لویی جرگه بزرگ ملت با عنوان "مجلس خبرگان قانون اساسی" تشکیل گردید و بعد از دهها جلسه و ماهها برنامهریزی آنچه امروز قانون اساسی و میثاق ملی خوانده میشود را مصوب نمود و آن نوشته نیز به تائید آراء ملی رسید. در نتیجه لویی جرگه ملت ایران نظر خود را برای حل مناقشات مختلف از جمله اختلاف نظر در انتخابات، در غالب قانون اساسی ارائه کرده است.
3- در واقع باید گفت آنچه اینک مشکل سران فتنه است معلوم نبودن راه حل مناقشات نیست، چرا که مراجعه به نص قانون آن را مشخص کرده است، بلکه مشکل عدم تسلیم فتنه گران به حقیقت و تلاش برای تداوم فتنه به معنای ایجاد فضای غبارآلود است. به همین خاطر قابل پیشبینی است که در صورت تشکیل "هیئت مورد اعتماد ملی" نیز ضمانتی برای قبول نتیجه آن توسط فتنه گران وجود ندارد.
4- آنچه در پس پیشنهاد تشکیل "محفل ریش سفیدان سیاسی" نهفته است، تلاش برای سهم خواهی است تا در ازای آن فتنهگران حاضر به کوتاه آمدن و خواباندن آتش فتنهها باشند. لویی جرگه مذکور بدان معناست که سهم هر یک از گروههای سیاسی در ساختار قدرت مشخص گردد و ضمنانتهایی از سوی نظام سیاسی برای مصونیت قانون شکنان و فتنه گران ارائه گردد تا بتوانند به حیات سیاسی خود در انتخابات بعدی ادامه دهند. و تنها در این شرایط است که دوران اردوکشی و توجه و تاکید به پتانسیل مردم به سر آمده و سران جناحهای سیاسی با دریافت سهم خود از قدرت، از خدمات هواداران تشکر کرده و از آنها میخواهند تا آغاز زورآزمایی دیگر! به زندگی روزه مره باز گردند! در حقیقت تشکیل لویی جرگه مذکور پایان بازیچه قرار دادن ملت و اردوکشی خیابانی است!
5- نکته قابل توجه دیگر آن است که فتنه گران تنها به محفلی به عنوان "لویی جرگه ایرانی" تن خواهند داد که ترکیب اعضای آن مطابق نظر ایشان بوده و نتایج آن خواستههای فتنه گران را تامین نماید. و گرنه هیچ ضمانتی برای پذیرش نتایج لویی جرگهای بیطرف وجود ندارد! در محفل ریش سفیدان پیشنهادی فتنه گران،کسی در راس قرار خواهد گرفت که خود یکی از حامیان اصلی راس فتنه بوده و باور خود مبنی بر ضرورت "عبور از احمدی نژاد" را بارها اعلام داشته است.
6- نکته کلیدی اینکه، لویی جرگه پیشنهادی، محفلی برای عبور از قانون و مردم است که با روح نظام مردم سالار دینی در تعارض میباشد. در نظام مردم سالار دینی همه چیز از مدار انتخاب مردم میگذرد و قانون متضمن رای ملت است و جایی برای تفکرات اریستوکراتیک و تبار سالاری و ریش سفیدی باقی نمانده است.
7- در راس این نظام حکیم عادلی قرار دارد که خود را امانت دار و حافظ قانون اساسی و منافع ملت میبیند و از آن عدول نخواهد کرد و علیرغم تمامی موارد ذکر شده در پس پیشنهاد فتنهگران برای شکل گیری محفل ریش سفیدان، باید گفت که به فرض اگر قرار باشد لویی جرگهای هم شکل گیرد، تنها آن محفلی خواهد توانست متضمن حقوق ملت و مدافع اصول قانون اساسی باشد که با محوریت رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان عالیترین نماد مردم سالاری دینی تشکیل گردد. چرا که تنها ایشان صلاحیت حمایت از منافع ملت را داشته, نه احزاب و گروههایی که برای سهم خواهیو قدرت طلبی پیشنهاد تشکیل چنین محفلی را ارائه می دهند.
معظم له نیز بارها در سخنان خویش راهکار حل مناقشات اخیر را ارائه کردهاند که عمل به آنها میتواند پایان بخش اختلافات باشد.
8- پایان سخن آنکه جریانها و گروههای سیاسی میتواند تحت هر عنوان برای تفاهم و نزدیک تر شدن آراء و نظرات خود گرد هم آیند و ساعتها برای تنظیم چارچوب رقابت سیاسی و رفع سوء تفاهمات انتخاباتی با یکدیگر گفتگو نمایند و حتی ریش سفیدانی را هم برای آشتی همراه داشته باشند. اما قرار نیست در این محفل، قانون اساسی زیر پا نهاده شده و رای مردم نادیده گرفته شود و آنچه سهم ملت است تقسیم گردد.
|