اینجا هائیتی است!
دکتر مجتبی زارعی
اینجا فرودگاه پورتوپرنس است! فرودگاه یکی از فقیرترین کشورهای جهان در شبه جزیرة کارائیب . شهری که زمین لرزة هفت ریشتری کابوس مرگ را بر آن سایه انداخته است . جری امانوئل از مسوولان برنامة غذایی سازمان ملل می گوید که دویست سورتی پرواز طی هر روز از این فرودگاه درآیند و روند هستند ، حجمی از پرواز که دور از انتظار می باشد، امّا گمان مبرید که این پروازهای پرحجم برای آب و دارو تدارک شده اند بلکه قریب به اتفاق این پروازها متعلق به نظامیان آمریکا است ! گو اینکه در حال حاضر اولویت نخست فرودگاه این شهر مصیبت زده و حزن انگیز، پروازهایی است که تفنگداران و ژنرال های آمریکایی را به این مکان گسیل می کنند. در روزهای گذشته خبری منتشر شد که هر انسان آزاده ای با شنیدن آن از روح تمامیت خواهی میلیتاریسم آمریکا واستبداد لیبرال دموکراسی منزجر می شود و آن اینکه به دلیل بدست گرفتن مدیریت فرودگاه این شهر مصیبت زده از سوی ارتش آمریکا، سازمان پزشکان بدون مرز قادر نشد تجهیزات پزشکی خود را به این شهر برساند و پرسنل این سازمان بخاطر ضرورت انجام عمل قطع عضو یک آسیب دیدة زلزله، مجبور شد با تهیه یک « ارّه» !! از بازار محلّی بدین عمل تخصصی مبادرت نماید. به راستی بریدن پای یک مجروح در عصر غداّر دهکدة جهانی و در مجاورت مدّعیان حقوق بشر صحنه ای دهشناک است . وانگهی جامعه شناسی و مردم شناسی نقاط آسیب دیده در ساعات و روزهای پس از آغاز بلایا و حوادث طبیعی گویای آن است که مصیبت زدگان بیش از همه، با مشاهدة حضور و جنب و جوش گروه های امدادگر، و کادرهای پزشکی و خدماتی مسرور می شوند و بخشی از آلام و ناامنی های ذهنی و عینی خود را با آن تسکین می دهند. امّا مردمان هائیتی که دیری نیست رهایی خویش را از چنگال دیکتاتورهای وابسته به فرانسه و آمریکا جشن گرفته بودند، این روزها شاهد دو صحنة دلخراش هستند، صحنه ای از اجساد بر زمین مانده و مدفون شدة عزیزان و بی پناهی مجروحان و صحنه ای دیگر که حاکمیت ملّی ایشان را به هیچ انگارد و در این روزهای ماتم ، کشورشان را از زمین و هوا و دریا به محاصره در آورده و اشتغال کرده است.
پیاده کردن ده هزار نیروی نظامی در یک کشور زلزله زده، نه تنها موجب تسکین دردها و رنج ها نیست ، بلکه خود گویای روحیة تجاوز و اشغال و ناامنی و اضطراب است، چه اینکه امروز کیست که نداند از منظر جامعه شناسی بحران و حوادث ، مانور قدرت جنگنده ها، ناوها و نفربرهای نظامی آن هم از سوی کشور رقیب مردم سالاری در هائیتی ، خود تشدید کنندة جراحت های روحی و مادّی بر روح ملّی آسیب دیده در هائیتی است . مگر نه این است که لباس رسمی امدادگران ، نماد و نشانه ای غیر از نمادهای نظامی گری است؟ و مگر نه این است که آب و غذا و دارو درمان از مهمترین آرزوهای مددجویان هنگام وقوع بحران ها می باشد ، پس اگر چنین است ، مدعیان حقوق بشر ولیبرال دموکراسی از چه روی حق حاکمیت ملّی مردمان هائیتی را پاس نداشتند و پایتخت این کشور مصیبت زاده را به اشغال درآورده و در کمال بی شرمی نهاد ریاست جمهوری آن را به تصرف خویش درآوردند؟!
چرا صدایی از سازمان ملل به گوش نمی رسد؟! چرا صلیب سرخ جهانی فرماندة میدان امداد و نجات در این کشور به حساب نمی آید؟! چرا اشغالگران فراتر از قوانین سازمان ملل به بهانة امداد و نجات، تمامیت ارضی هائیتی را به سخره گرفتند؟! لشگرکشی نظامی چه نسبتی با زلزله زدگی دارد؟ اینجاست که سخنان هوگو چاوز محّل تأمل و تفکر می شود. وی اعتقاد دارد که زمین لرزة هائیتی نه معلول حوادث طبیعی که به علت آزمایش سلاحی فوق مدرن در دریای کارائیب و در راستای تخریب وجاهت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است ! از آن روی که با آفرینش این زلزلة تصنعّی، امریکا در نقش منجی بزرگ در آمریکای لاتین ظاهر شده و نفوذ خود را بر خرابه های شهرهایی مثل هائیتی بنا خواهد کرد. اگر حرف های چاوز را با دل مشغولی های پی درپی هیلاری کلینتون مبنی بر نگرانی از افزایش نفوذ ایران در آمریکای لاتین مقایسه کنیم؛ و لشگرکشی آمریکا را در این شهر ماتم زده مورد ارزیابی قرار دهیم نمی توان با مفروض های چاوز فی البداهه به مخالفت برخاست! امّا غرض از این گفتار نه نکات مهم یاد شده که خوانش تجربة زلزلة هائیتی و شبیه سازی آن در امور اجتماعی ایران در رخدادهای مشابه برای پایتخت جمهوری اسلامی ایران است. اگر چه ایران کشوری پهناور و برخوردار از روح شگفت انگیز همبستگی های اسلامی و ملّی برای گذار از هرگونه حوادث طبیعی ولو برای مرکزیت سیاسی و اداری کشور ام القری جهان اسلام می باشد، امّا باید دانست که ستاد مدیریت بحران کشور علاوه پر پیش بینی متغیرهای گوناگونی که در حال تمرین و مطالعة آن ، هنگام حوادث است، باید کارگروهی برای پائیدن و مراقبت کردارهای زشت و غیرانسانی دشمن غدّار و فرصت طلب در هرگونه حوادث طبیعی پایتخت سازمان دهد! . تهران همواره مرکز ایجاد زلزله های سیاسی برای موجودیت دشمن بود، گواینکه مقام وقت رژیم صهیونیستی ، انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی را بزرگترین زلزلة منطقه ارزیابی کرده بود؛ امّا دشمنان ایران به رسم عادات زشت و مألوف خویش که همواره از پشت به ما خنجر زده اند و همواره از گرد و غبارها به خلق فتنه ها شهرت یافته اند؛ شاید به مهندسی برخی شرارت ها در هنگام بروز حادثه های طبیعی بزرگ برای پایتخت دل بسته باشند! با اینکه ایران هائیتی نیست و تهران هرگز پورتوپرنس نخواهد بود و نیز با اینکه ، همه جای ایران بزرگ، تهران خواهد بود، همانگونه که همة ایران«خرمشهر» و «بم» بود، امّا شرط عقلانیت در ستاد مدیریت بحران کشور آن است که کارگروهی مرکب از آگاهان سیاسی ، اجتماعی و امنیت ملّی به سنجش روحیات شیطانی شیطان های کوچک و بزرگ پرداخته و بروز احتمالی کینه های آنها را در مواقع وقوع بلایا و حوادث طبیعی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.
|