شهامت و صداقت را از امام(ره) ارث ببرید
مهران موزونی
جناب آقای سید حسن خمینی، چند روز قبل، متنی را در پاسخ به نوشتهی غیرمنصفانه شما به ریاست صداوسیما، نوشته بودم که همان محتوا را با انشایی سلیستر و قلمی تواناتر، از قول آقای شریعتمداری در کیهان خواندم و از آنجا که درج پاسخ شما را بر خود "واجب کفایی" دانسته و داستان را همان داستانِ "در خانه اگر کس است، یک حرف بس است"، می دانم، نوشتههای خویش را کان لم یکن تلقی کرده و با اجازه از محضر بزرگترهای عرصهی قلم، تنها نکتهی باقی مانده اما مهم را، به محضر شریف جنابعالی گوشزد می کنم:
حضرت حجتالاسلام، شما را از آن رو حجتالاسلام خطاب می کنم که یادآوری کنم رفتار و گفتارتان، باید برای اسلامجویان جامعه حجت باشد (انشاءلله)، متاسفانه چندی است به این نتیجه رسیدهام که شما عنایت زیادی به بازتاب شخصیتی خود در بطن و متن جامعه امروز ایران نداشته و ندارید و این چیزی نیست که بتوان ساده از کنار آن گذشت. همانگونه که مدیرمسئول کیهان نیز گفتند، اگر نسبت جنابعالی با حضرت امام نباشد، شما فردی معمولی بیش نیستید، چرا که در تمام پانزده سالی که از فوت پدر بزرگوارتان می گذرد، آنچنان که باید و شاید در حد و نام "خمینی" ظاهر نشده اید.
واضح است که چرا در پایان نامهتان به آقای ضرغامی، عنوان مدیریت مؤسسه نشر و تنظیم امام(ره) را ذکر نفرمودهاید! تا خدای نکرده، نزد اذهان عموم، این سوال ایجاد نشود که: اگر حجتالاسلام سید حسن خمینی به عنوان مسئول حفظ و تنظیم آثار امام، نگران انحراف آثار امام روی آنتن ملی است، پس در تمام این سالها و خصوصاً در 8 ماه گذشته کجا بوده است؟ چرا در قبال ادعای شنیع شیخ نامتعادل اصلاحات که برای تصاحب قدرت، امام و احکامش را به حراج ملی گذاشت، چیزی نگفت؟ آن هنگام که وی حتی دریافت وجوه ناسالم از شهرام جزایری را با داشتن حکم از امام راحل توجیه کرد؛ اکنون از شما می پرسم حضرت مستطاب؟ آیا قبول دارید که کروبی برای گرفتن وجوه ناپاک از جرثومههایی امثال جزایری، از جد بزرگوارتان حکم داشت؟ اگرنه، چرا سکوت کردید؟
جناب آقای سید حسن خمینی:
اجازه دهید تا شاه بیت ناگفتهی دوستان را بگویم و عرضم خلاص!
شما یکی از کسانی هستید که در این روزها، پیش و بیش از هر کسی نیاز به شفافیت در مواضع دارید، نیاز به رو راستی در سخن و رفتار دارید، نیاز به عدم دوپهلویی در گفتار و نوشتار دارید.
اگر می خواهید در حد و نام "خمینی" ظاهر شوید، برای شما هیچ الگویی بهتر از شخصیت والای پدر بزرگوارتان نیست. "حاج سید احمد" هیچگاه نسبت پدر و فرزندی خود را با حضرت امام، بر نسبت اطاعت از امام از منظر ولایی مقدم ندانست و دیدید و همه دیدند که چگونه پشتیبان ولایت فقیه بود، چه در زمان امام و چه بعد از امام. حاج احمد آقا هیچگاه از لفظ کوچه بازاری "خوش داشتم چنین و چنان..." استفاده نکرده و هیچوقت برای انجام خدمت در مسیر انقلاب از نسبت فرزندی خویش با امام بهره نگرفت، چه برسد به شما که فرزند امام نیستید و فرزندِ فرزند او هستید. شما از موضع بالا به کسی تذکر کتبی دادهاید که نه منصوب شما است و نه معزول شما خواهد بود، آیا این رفتار جنابعالی، بودنِ در خط ولایت است؟ اگر به عنوان یکی از اعضای بیت محترم خمینی کبیر، اعتراضی به محتوای برنامه شاخص دارید و فرضاً که گوش آقای ضرغامی نیز به شما بدهکار نباشد، مگر راه گلایه محترمانه و خصوصی به محضر حضرت آقا برای شما باز نیست؟ واگر به عنوان متولی حفظ آثار و گفتار امام امت(ره) اعتراضی دارید، چرا عنوانتان را در ذیل نامه مرقوم ننموده اید؟ چرا مراتب تحریف در برنامه شاخص را دقیقا ذکر نفرموده اید؟ نکند نگران برداشتِ آزادِ ملت، از سخنان گهربار معمار بزرگ انقلاب هستید؟ یقیناً شما با بدخواهانی که خواهان به موزه رفتن وجوهات عاشورایی مکتب روح الله بودند، فاصله دارید.
سید بزرگوار! شاید چشمان شما همان چشمان حضرت روح الله باشد، شاید قامت رعنایتان همچون قامت نازنینش بالاست، اما دیدگاهتان نیز همان دیدگاه "والاست"؟ چه خوب است که علاوه بر قامت رعنایتان، افکارتان نیز به بالای بلند افکار و منش پدر ولایتمدارتان باشد. بدانید که ملت، رفتار و اعمال امثال حضرتعالی را بیش از دیگران زیر ذره بین دارد، آنهم بابت خونی که در رگتان جاریست، که اگر در حد و اندازه این نسبت ظاهر نشوید، نزد مردم فرقی با همخون دیگرتان که اتفاقا بر شما ارشدیت سنی نیز دارد، ندارید.
جناب سید حسن خمینی، اگر رسانه ملی را به تحریف فرمودههای امامی که 20 سال از رحلتش میگذرد، متهم میکنید، شما که پیش چشم ولایت، فرمایشاتشان را در جهت خواست خود تفسیر کرده و با زیرکی، از گفته های ایشان برای القای منظور خویش و دفاع از افرادی که بعداً مسبب حوادث پس از انتخابات شدند، استفاده کردید. 14 خرداد امسال و سخنانتان در مرقد حضرت امام و در برابر چشمان تیزبین حضرت آقا را بهیاد دارید؟
اگر کسی پاسخ آن سفسطه کلامی را نداد، به این معنا نیست که در این کار موفق بوده اید، بلکه همهی ما فرزندان معنوی امام(ره) به حرمت ولیمان و نام خمینی و همان خونی که در رگتان جاریست، سکوت می کنیم.
روز بعد نیز به جماران آمده و در پای منبر پرفیض شما نشستم، سخنان پر از کنایهتان یادتان هست؟ در پایان سخنرانی وزینتان! به شما گفتم: «سید! در خطِ ولایت باشید، ما به شما نیاز داریم، شما ذخیره دهه های آیندهی ما هستید.»
پاسخ شما چه بود؟... با خندهای مبهم گونهی مرا گرفته و تکانی دادید و رفتید.
رفتارتان در دوازدهم بهمن امسال یادتان هست؟ همه دیدند که در چنین روز عزیزی با چه روی بشاشی! میزبان رییسجهمور مردمی ایران بودید. همه دیدند که چه استقبال گرمی! از ایشان داشتید. وهمه شنیدند که بلافاصله از آنجا به زیارت اهل فتنه مشرف شدید. این رفتار دوپهلو نیست؟
نوشتهی شما به آقای ضرغامی نیز سرشار از مواضع دوپهلو و مبهم است.
حضرت مستطاب، اگر تنها و تنها همین یک نکته را از فضایی که در آن زاده شده اید، به ارث ببرید، همهی دوستداران حقیقی حضرت روحالله را شاد فرموده اید، و آنهم شهامت و صداقت، در رفتار و گفتار است.
ضمناً ابراز لطف بفرمایید و به دوستان صاحب قلمتان تذکر دهید که عنوان استثنایی "یادگار امام" را که مختص پدربزرگوارتان است، برای جنابعالی بکار نبرند، چرا که شما "یکی از یادگاران محترم و معززِ یادگارِ امام" هستید و بس.
والعاقبه للمتقین
|