جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

شمس العماره - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

شمس العماره

نقد محتوایی سریال «شمس‌العماره» همزمان با پخش آخرین قسمت

برتری‌های‌فنی در مقابل ترویج‌تجمل‌گرایی و شخصیت‌پردازی‌های قابل‌تأمل

 

 این سریال 50 قسمتی که پخش آن از تابستان سال جاری آغاز شد، در حالی به‌پایان می‌رسد که در کنار موفقیت در جذب مخاطب و تکنیک‌های حرفه‌ای تولید، با اشکالات محتوایی نیز همراه بود که نقد آن همزمان با پخش آخرین قسمت سریال می‌تواند در حکم یک جمع‌بندی باشد. رجانیوز همچنین آماده انتشار پاسخ احتمالی کارگردان و گروه نویسندگان این سریال به نقدهای وارده است:

مقدمه

یکی از بدیهی ترین انتظاراتی که از رسانه های تصویری می رود آن است که بتوانند با جذب حداکثری مخاطب، توفیق بیشتری در القای پیام های مورد نظر خود بیابند. در این جهت رسانه های دنیا تلاش خود را مصروف تولید آثاری بدیع تر و جذاب تر می نمایند و می کوشند با نوآوری در ساخت محصولات مختلف، خود را بیش از پیش در میان شبکه های تلویزیونی دیگر مطرح نمایند.

سیمای جمهوری اسلامی نیز هرچند در سال های ابتدایی فعالیت خود توجه چندانی به این مسئله نداشت اما به تدریج دریافت که تمرکز صرف بر مضامین اخلاقی و دینی بدون توجه به احراز شاخصه های رسانه ای، نمی تواند توفیق چندانی برای آن به همراه داشته باشد. به ویژه آن که وجود رقبای رسانه ای نیز بیشتر احساس می شد. لذا سازمان در سال های اخیر در کنار عموم آثار متوسط و ضعیف، برخی آثار فاخر و جذاب نیز تولید کرده و در این مسیر نیز توفیقاتی را به همراه داشته است و کیفیت فنی و هنری این آثار (به ویژه محصولات نمایشی) در سال های اخیر رشد داشته است. البته تأکید می گردد این بدان معنا نیست که کیفیت تمامی برنامه های سیما رشد داشته اما به هر تقدیر رشد فنی وهنری عمومی قابل انکار نیست.

از اوایل تابستان سال 88 پخش سریالی با عنوان «شمس العماره» از شبکه دو سیما آغاز شده که توانسته در جذب مخاطبان روندی صعودی را طی نماید. نقد زیر به بررسی برخی موارد محتوایی این سریال همزمان با پخش قسمت آخر آن اختصاص دارد.

معرفی سریال

«شمس العماره» روایتگر داستان خانواده ای اشرافی در زمان حال است که در عمارتی بسیار مجلل و وسیع زندگی می کنند و دختر خانواده بنا به وصیت پدر تازه در گذشته اش باید با یکی از خواستگاران متعددش ازدواج کند تا بتواند این عمارت را از آن خود نماید. داستان سریال در واقع به خواستگاری های متعدد و خواستگارهای مختلف دختر (لیلا) می پردازد.

ارزیابی مجمل فنی و هنری

با وجود بهره گیری از یک لوکیشن محدود و فیلمبرداری داخلی تمام سریال، کارگردانی و تدوین مناسب سریال باعث شده است تا مجموعه ریتم مناسبی داشته باشد. از سوی دیگر، فیلمنامه مناسب سریال (به ویژه در قسمت های ابتدایی) در کنار مهارت بازیگران در ارائه صحیح کاراکترهای داستان، باعث شده است تا مجموعه شمس العماره به لحاظ ویژگی های هنری در سطح قابل قبولی قرار گیرد. به ویژه آن که «شمس العماره» از این جهت می تواند نمونه ای برای ساخت برنامه های با کیفیت و کم هزینه به حساب آید که با به‌کارگیری کارگردان تلویزیونی و استفاده بیش از یک دوربین هم به بازیگران اجازه اجرای بهتر و طبیعی تری می دهد و هم در مراحل تصویربرداری باعث تسریع می شود. البته استفاده از این شیوه موجب افت کیفی سریال نیز نشده و به طور محسوسی از آثار طنزی که با این روش ساخته شده اند، (به عنوان نمونه کارهای شاخص طنز مهران مدیری) با کیفیت تر ارزیابی می شود.

ترویج زندگی تجملاتی

خانواده گشایش در خانه ای ویلایی در میان یک باغ زندگی می کنند که (به بیان شخصیت های سریال) 9 هزار متر وسعت دارد. در حالتی خوش بینانه، قیمت این عمارت حدود 50 میلیارد تومان است. زندگی در چنین عمارتی که خرید آن در میان قشر ثروتمند جامعه نیز به آسانی ممکن نیست، فاصله زیاد سطح زندگی کاراکترهای سریال با واقعیت موجود در جامعه را به وضوح نشان می دهد.

اشاره های مستقیم افراد خانواده گشایش به سبک زندگی اشرافی خود در مقاطع بسیاری از سریال قابل مشاهده است. در یکی از قسمت‌های سریال لیلی می گوید: «من کفشای زیادی دارم، یکی برای کوه، یکی برای...» در جای دیگری، یکی از خواستگاران لیلا تفریحات خود را اسب سواری، ماهی‌گری و... می شمارد که از تفریحات اقشار ثروتمند محسوب می شود و از بضاعت قشر متوسط دور است.

نکته مهم دیگری که دلالت بر زندگی مرفه و اشرافی خانواده گشایش دارد، بیکاری اعضای این خانواده است. به نظر نمی رسد هیچ کدام از کارکتراهای اصلی خانواده گشایش (به غیر از رحمت و زیور که خدمتکاران خانه به حساب می آیند) شاغل باشند. در زندگی این کاراکترها، دغدغه تأمین مخارج زندگی روزمره به چشم نمی خورد و شخصیت های سریال برای کسب درآمد تلاشی نمی کنند.

در واقع بیننده با شخصیت های خانواده گشایش و به طور ویژه با لیلا همذات پنداری می کند و این امر باعث می شود که فشار شدیدی بر اثر تفاوت محسوس طبقاتی، بر مخاطبان طبقه ضعیف به لحاظ اقتصادی، وارد شود.

این در حالی است که با توجه به نامگذاری سال جاری به نام "اصلاح الگوی مصرف"، رسانه ملی باید توجه جدی به این امر داشته باشد و در آثاری از این دست نسبت به ترویج تجمل گرایی و ایجاد «فقر احساسی» در میان اقشار مختلف مخاطب حساس باشد. امری که پیش از این نیز هم در رهنمودهای مقام معظم رهبری و هم در نقدهای مشفقانه‏ی کارشناسان بر آن تأکید شده بود.

 


اختلاط محرم و نامحرم

در روابط میان شخصیت‏ها (مانند رابطه میان هرمز و پری، لیلا و شکور، شریفه و شکور، دریا و هرمز، شریفه و هرمز و...) نشانی از پایبندی به اصول محرمیت دیده نمی‌شود. اضافه بر این، نوع زندگی نزدیک کاراکترها در کنار هم به گونه ای است که امکان پایبندی آنها به حدود شرعی و عرفی معمول جامعه را از بین برده است.

این روابط با حضور خانواده خواستگاران جدید در خانه نه تنها تغییر نمی کند بلکه رابطه صمیمانه ای با این افراد نیز برقرار می شود. خواستگاران مختلف به راحتی و مانند یکی از اعضای خانواده به «شمس العماره» رفت و آمد دارند.

عدم پایبندی کاراکترها به حفظ حدود محرمیت در این روابط مشهود است. اشاره های صریحی نیز به این عدم پایبندی می شود. به عنوان مثال در یکی از قسمت های سریال، لیلا خاطره سفر مشترک خانواده با مهران مقرنی را ذکر می کند و او پاسخ می دهد که در آن سفر «مادرم هی سر به سرم می‏گذاشت که یه جوری بیام سر صحبت را با شما باز کنم» در این زمینه نیز ذکر این نکته ضروری است که سریال، خانواده گشایش را خانواده ای متعارف و معمولی معرفی می کند و از این جهت عدم رعایت شئون مربوط به محرمیت آشکارا حساسیت زدایی از این مسئله است.

با ورود هرکدام از خواستگاران به شمس العماره، لیلا روابط آزاد و راحتی با آنها برقرار می کند. او با آنها درباره مسائل شخصی و خصوصی خود صحبت می کند. بدیهی است که صرف محدود شدن رابطه به اطلاع و حضور خانواده نمی تواند دلیل مناسبی برای برقراری ارتباط صمیمانه با خواستگاران باشد.

از سوی دیگر بی تفاوتی و خونسردی لیلا در برخورد با خواستگاران این امر را القا می کند که مسئله خواستگاری چندان جدی و حساس نیست و این روابط بیشتر به یک تفریح شباهت پیدا می کند. لیلا با خواستگاران خود بحث می کند واز موضعی آسوده و فارغ البال، مشکلات رفتاری و اخلاقی آنها را گوشزد می کند. او عزم جدی و قابل باوری برای تشکیل زندگی از خود نشان نمی دهد. لیلا با صراحت از دیدن آدم های مختلف ابراز رضایت می کند و برخوردی نه چندان جدی با چنین مسئله حساس و مهم دارد.

رابطه صمیمانه لیلا با خواستگاران اثر نامطلوبی بر مخاطبان تلویزیون به ویژه در شهرها و روستاهای با بافت سنتی می گذارد و به صورت غیرمستقیم، فرهنگ سنتی آنان را مورد تهاجم و تهدید قرار می‏دهد. به ویژه آن که مطابق آنچه پیشتر نیز آمد، شخصیت لیلا به عنوان قهرمان داستان -بیش از سایر شخصیت‏ها- شرایط همذات پنداری با مخاطب را داراست.

شخصیت پردازی تأمل برانگیز

یکی دیگر از اشکلااتی که به شمس العماره وارد است نحوه شخصیت پردازی در متن سریال است که در آن شخصیت خدمتکار، فردی معرفی می شود که هم ظاهری مذهبی دارد و هم از ادبیات دینی نظیر "توکل" و "دعا" و... استفاده می کند. این در حالی است که خصوصیات فردی وی و نوع برخوردش از وی شخصیتی بی سواد و خرافاتی و سطحی نگر و نامتعادل نمایش می دهد. در نقطه مقابل، شخصیت هرمز قرار دارد که کاملاً مطابق استانداردهای شخصیت غربی است. به طور ویژه، سریال تلاش دارد به گونه ای نشان دهد که وی اساساً در ایجاد روابط محبت آمیز با خانم ها تبحر ویژه ای دارد. با این حال به واسطه نوع شخصیت پردازی وی به شدت مورد همذات پنداری مخاطب قرار می گیرد و حتی موقعیتی دارد که امین سایر شخصیت ها (حتی شخصیتی مانند شریفه) محسوب می شود و افراد ضمن درمیان گذاشتن مشکلات خود با وی، از مشورت او نیز بهره می گیرند. البته به نظر می رسد که سریال به سبب محذوریت‏های سیما بار جنسی این شخصیت راکاهش داده و علی رغم تصویری که در قسمت اول سریال از وی ترسیم شد، وی در ادامه چندان شخصیت هوسرانی از خود نشان نمی دهد، اما به هر تقدیر مخاطب آگاه به این موضوع واقف است که وی اینگونه فردی است و از قضا نشانه هایی نیز در طول سریال مبنی بر تأیید این برداشت وجود دارد. از جمله این که شخصیت هرمز به مجرد ورود هر خانم میانسالی به داستان به ایجاد رابطه ای دوستانه با وی مبادرت می ورزد. در همین زمینه می توان به شائبه وجود شوخی های جنسی در سریال اشاره نمود که در مواردی به قطعیت نیز می رسند. به طور مثل موضوع "بچه دار شدن" شکور و دریا به وضوح بستر طرح برخی شوخی های جنسی می شود. البته برنامه با زیرکی خاصی در بیشتر موارد موقعیت را به گونه ای ترتیب داده که نتوان به صراحت از وجود شوخی های مذکور سخن گفت.

جدیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که توجه شود بخشی از داستان پردازی و شخصیت پردازی سریال "شمس العماره" مبتنی بر سریال "دائی جان ناپلئون" از محصولات پیش از انقلاب تلویزیون ملی ایران است که اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته ایرج پزشکزاد محسوب می شود. در این سریال شخصیت "مش قاسم" با بازی "پرویز فنی زاده" که خدمتکار دایی جان است، تقریباً معادل شخصیت "مش رحمت" است. به طور مثال "مش قاسم" مدام از "غیاث آباد" که روستایی در اطراف قم است، به عنوان زادگاه خود یاد می کند و "مش رحمت" نیز از "نهرآباد" به عنوان زادگاه خود نام می برد. بسیاری از ظرافت های بیان و بدن "فرهاد آییش" نیز از بازی شخصیت "مش قاسم" گرفته شده است.

نکته قابل تأمل اما آن است که سریال "دایی جان" که قاعدتاً در راستای اهداف نظام سلطنتی پهلوی تولید شده، همان شخصیت هایی را ارائه می کند که سریال شمس العماره محصول سیمای جمهوری اسلامی ایران.

نتیجه گیری

سریال "شمس العماره" هرچند به لحاظ جذب مخاطب همراه توفیق بوده است، اما اشکالات محتوایی آشکار و غیرقابل اغماضی دارد که باید ضمن رسیدگی به آنها به صورت ریشه ای مضامین و اشارات محل اشکال اصلاح شود. به طور ویژه ترویج تجمل گرایی از مواردی است که به صورت مکرر در تولیدات سازمان وجود دارد و لازم است توجه جدی به این مسئله شود. لزوم توجه به محرمیت در میان شخصیت ها نیز باید مد نظر تصمیم گیران سازمان قرار گیرد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۱ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس