جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

سیر تاریخی مواضع سیاسی منتظری1 - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

سیر تاریخی مواضع سیاسی منتظری1

امام خمینی ره خطاب به منتظری:

باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما به چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نکرده، فاجعه به بار آورند. با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود....

روز شنبه ای که گذشت فراغتی دست داد و به همراه جمعی از دوستانم در دانشگاه مشغول تماشای اخبار BBC فارسی شدیم.  طبق معمول ابتدا به مهمترین اخبار روز ایران پرداخته شد. در میان اخبار گزارش شده یکی از آنها بیش از همه توجه مرا به خود جلب نمود و منشا نگارش این سطور گردید . خبری که با آب و تاب از زبان گزارشگر قرائت می شد :

آیت الله منتظری اعلام کردند به تبعیت از امام خمینی و اینکه ایشان در دوران شاهنشاهی به نشانه اعتراض به جنایات شاه، نیمه شعبان را جشن نگرفتند، بنده نیز روز میلاد امام رضا علیه السلام را جشن نمی گیرم.

بعد از شنیدن این خبر و با توجه به سابقه ایشان می دانستم که چنین کاری از سوی وی دور از ذهن نمی باشد ولی برای اطمینان بیشتر به سایت منتظری مراجعه کردم و خبر را تایید شده یافتم.

در سایتشان چنین آمده بود : ‏ ‏"در عین حال که امروز روز بزرگى است و تولد حضرت امام رضا(ع ) است ،‏ ‏ولى چون بسیارى از نخبگان ما و کسانى که هم متدین هستند و هم براى این‏ ‏انقلاب و این کشور زحمت کشیدند اما متأسفانه به بهانه هاى واهى در زندان‏ ‏هستند، و به خاطر ابراز همدردى با خانوادهاى محترم این عزیزان ، ما هم‏ ‏امروز را عید نگرفتیم ... در زمان شاه چون بسیارى مورد ظلم واقع شده بودند، مرحوم امام‏ ‏خمینى (ره ) فرمودند: نیمه شعبان را عید نگیرید."

با توجه به دخالت‌های پی در پی این شیخ مطرود امام  در حوادث پس از انتخابات و حمایت ایشان از اغتشاشگران و سران کودتای مخملی و محکوم کردن دادگاه اغتشاشگران ، مروری هر چند کوتاه بر «احوال و سرگذشت»وی را ضروری دانستم.

با توجه به فراز و نشیب های ایشان در مسائل سیاسی ، مقاله ام را به چند بخش تقسیم می کنم و از آنجایی که مطالب بسیاری را جمع آوری و تنظیم نموده ام ، قرار دادن آن در یک پست را جایز ندانستم و چون احتمال می دادم ممکن است خواندن یکجای آن خارج از حوصله دوستان باشد لذا در چند قسمت آن را ارائه می کنم و هر روز یک قسمت از آن را روی وبلاگ قرار می دهم و از همه دوستان عزیز تقاضا می کنم با صبر و حوصله مطالب را دنبال کنند.

سعی کرده ام سیر تاریخی مطالب حتی الامکان حفظ شود ولی ممکن است در بعضی جاها تقدم و تاخر مطالب اشتباه شده باشد . لازم به ذکر است که برای نوشتن این مطالب از دو کتاب بیش از همه بهره بردم :1- خاطرات سیاسی 2- سنجه انصاف که هر دو کتاب از آقای ری شهری وزیر اطلاعات زمان امام می باشد . همچنین بعضا از مطالب سایت های مختلف نیز بهره برده ام.

 

 


 

    

تقدیم به روح پر فتوح رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره و تقدیم به رهبر عظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه ای متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف.

 


 

 

فصل اول : منتظری سرمایه امام و امید ملت

منتظری از مبارزان برجسته دوران مبارزات ضد رژیم شاه بود. او از شاگردان خاص امام خمینی ره محسوب می گردد به گونه ای که امام درباره ایشان فرمودند :"من ایشان را بزرگ کرده ام".همین امر نشان از عمق محبت امام نسبت به ایشان دارد. او در دوران زندگی متحمل شکنجه ها و تبعید های فراوانی شد و در میان مبارزین از جایگاه والایی برخوردار شد. اما عصر طلایی زندگی منتظری با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز می شود. ایشان بر مسند رئیس مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی تکیه می زند. با فوت آیت الله طالقانی و حکم امام خمینی به عنوان امام جمعه تهران برگزیده می شود و سالها نیز ریاست هیئت امنای دانشگاه امام صادق علیه السلام را بر عهده می گیرد.

امام خمینی در شهریور 1358 هنگامی که او را به عنوان امام جمعه تهران منصوب می کنند چنین می نویسند: ‌«بسم الله الرحمن‌الرحیم. خدمت جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت افاضاته. مرحوم مجاهد بزرگوار آقای طالقانی، پس از عمری مجاهدت و پاسداری از اسلام به رحمت خداوند پیوست و ما را سوگوار کرد. تکلیف پاسداری از اسلام به عهده همه ماست و من شما را – که مجاهدی بزرگوار و فقیهی عالیقدر می‌دانم – برای دژ محکمی که آن فقید سعید پاسدار آن بود انتخاب و منصوب نمودم...» (21 شهریور 1358).

همچنین در جای دیگر درباره شخصیت ایشان فرمودند: «من ایشان را سالیان درازى است که مى‎شناسم، ایشان امروز از‏ ‏علماى بزرگ ایران و مورد احترام مردم مسلمان است.»( صحیفه نور، ج 4، ص 216، ‏1357/10/23‏)

اوج قدرت نمایی منتظری ، اعلام قائم مقام رهبری او توسط مجلس خبرگان رهبری است. با این انتخاب وی شخص دوم کشور بعد از امام می شود. بخش زیادی از اختیارات حکومتی و اداره کشور از سوی امام خمینی ره به ایشان تنفیض می شود :

-  عزل و نصب قضات سراسر کشور

-  ارجاع بسیاری از احتیاطات فقهی از سوی امام خمینی ره به منتظری

- بسیاری از عزل و نصب های نمایندگان رهبری در نهادهای انقلابی و وزارتخانه ها با نظر ایشان صورت می گرفت. و ...

و در نهایت امام در وصیت نامه مورخ 29 دی ماه 58 او را به عنوان وصی خودشان در همه امور تعیین کرده بودند.

 


 

فصل دوم : نظریه پرداز "ولایت فقیه" در آزمون "ولایت" و مدارای عجیب امام

ایام گذشت تا اینکه شواهد خطرناکی از وجود یک باند تروریستی آن هم در بیت منتظری بدست آمد و آن چیزی نبود جز باند مهدی هاشمی که مورد حمایت و اعتماد بی حد و حصر منتظری قرار داشت.

سید مهدی هاشمی معدوم

شواهد نشان از این امر داشت که قبل از انقلاب آیت الله شمس آبادی از روحانیون سرشناس اصفهان به همراه تنی چند از مردم اصفهان به دست باند مهدی هاشمی به قتل رسیده اند. همچنین مدارکی دال بر همکاری مهدی هاشمی با ساواک بدست آمد که تمامی اینها ضرورت رسیدگی هرچه سریع تر به اعمال وی را نشان می داد. اما منتظری از آنجایی که اعتماد صد در صد به مهدی هاشمی داشت از دستگیری ایشان ممانعت به عمل می آورد و وی را زیر چتر حمایت خود قرار داده بود. امام از منتظری می خواهند تا به حمایت از مهدی هاشمی و منافقین پایان دهد و در نامه خود به صراحت در خصوص باند مهدی هاشمی و منافقین به منتظری هشدار می دهند:

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم. حضرت حجت الاسلام و المسلمین، فقیه عالیقدر، آقاى منتظرى- دامت ایام برکاته. پس از اهداى سلام و تحیت، علاقه اینجانب به جنابعالى بر خود شما روشن‌تر از دیگران است. به حسب قاعده طول آشنایى صمیمانه و معاشرت از نزدیک، مقام ارجمند علمى و عملى شما، مجاهدت با ستمگران و قلدران، و رنجهاى فراموش نشدنى جنابعالى در سال هاى طولانى براى اهداف اسلامى، قداست و وجاهت و وارستگى کم نظیر آن جناب، و بالاتر حیثیت بلند پایه‏اى که دنباله این امور به خواست خداوند تعالى براى شما فعلًا حاصل است، و احتیاج مبرمى که جمهورى اسلامى و اسلام به مثل جنابعالى دارد، انگیزه علاقه مبرم است. لهذا این حیثیت مقدس باید از هر جنبه محفوظ و مصون باشد. حفظ این حیثیت به جهات عدیده بر شما و همه ماها واجب، و احتمال خدشه‏دار شدن آن نیز منجز است براى اهمیت بسیار آن . با این مقدمه باید عرض کنم این حیثیت واجب المراعاة به احتمال قوى، بلکه ظن نزدیک به قطع، در معرض خطر است؛ خصوصاً با داشتن مخالفین مؤثر در حوزه قم، که ممکن است دنبال بهانه‏اى باشند. این خطر بسیار مهم از ناحیه انتساب آقاى سید مهدى هاشمى است به شما. من نمى‏خواهم بگویم که ایشان حقیقتاً مرتکب چیزهایى شدند؛ بلکه مى‏خواهم عرض کنم ایشان متهم به جنایات بسیار، از قبیل قتل، مباشرت یا تسبیباً، و امثال آن مى‏باشند. و چنین شخصى، ولو مبرا باشد، ارتباطش موجب شکستن قداست مقام جنابعالی است که بر همه حفظش واجب موکد است ... آنچه از شما مى‏خواهم در رتبه اول پیشنهاد مستقیم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسیدگى به این امور است. و اگر براى شما محذور دارد، به طورى که تکلیف شرعى از شما ساقط است، سکوت است. حتى در محافل خصوصى دفاع از یک همچو شخصى که خطر براى حیثیت شما است و احتمال فساد و خونریزى بیگناهان است، سَم قاتل است. باید تمام فعالیت ها که به اسم کمک به سازمان هاى به اصطلاح آزادیبخش است، قطع شود، و تمام کسانى که در این امور دخالت داشته‏اند، محاکمه شوند. و آنچه مسلّم است و مایه تأسف، حسن ظن جنابعالى به اعمال و افعال و گفته‏ها و نوشته‏هاست که به مجرد وصول به شما ترتیب اثر مى‏دهید و در مجمع عمومى صحبت مى‏کنید و به قوه قضاییه و غیره سفارش مى‏دهید. و من از شما، که دوست صمیمى سابق و حال من هستید و مورد علاقه ملت، تقاضا مى‏کنم که با اشخاص صالح آشنا به امور کشور مشورت نمایید، پس از آن ترتیب اثر بدهید، تا خداى نخواسته لطمه به حیثیت شما، که‏ برگشت به حیثیت جمهورى است، نخورد. آزادى بى‏رویّه چند صد نفر منافق، به دستور هیأتى که با رقت قلب و حسن ظنشان واقع شد، آمار انفجارها و ترورها و دزدی ها را بالا برده است. ترحم بر پلنگ تیز دندان- ستمکارى بود بر گوسفندان. من تأکید مى‏کنم که شما دامن خود را از ارتباط با سید مهدى پاک کنید که این راه بهتر است؛ و الّا هیچ عکس العملى در رسیدگى به امر او از خود نشان ندهید که رسیدگى به امر جنایاتِ مورد اتهام حتمى است. سلامت و توفیق جنابعالى را خواهانم. 12 مهر ماه 65. روح اللَّه الموسوى الخمینى»

اما منتظری هیچ توجهی به سخنان امام و استاد خود نکرد و بر حمایت بی حد و حصرش از مهدی هاشمی افزود. وی معتقد بود : سید مهدی آدم درستی است و او را فردی سودمند و مفید می شناسم.

امام در پیام دیگری بازهم به ایشان تذکراتی را گوشزد کردند : " باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما به چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نکرده، فاجعه به بار آورند. با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود. الله الله در تعجیل در تصمیم گیری خصوصا در امور مهمه، و باید بدانید و می دانید که انسان از اشتباه و خطا مامون نیست، به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید که آن کمال انسانی است و توجیه و پافشاری در امر خطا، نقص و از شیطان است. در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید."

ولی این تذکر مانند تذکرات قبلی منتظری را متقاعد نکرد تا از دستورات ولایت فقیه که خود یکی از بنیانگذاران آن بود پیروی کند.

امام باز هم مدارا کرد و مدارا کرد. چون از یک سو می دانست کنار گذاشتن فردی چون منتظری چه آسیب هایی را برای انقلاب دارد و از سوی دیگر بنای بر جذب حداکثری داشت. اما هر چه گذشت نفوذ منافقین و باند مهدی هاشمی بیشتر و بیشتر شد.

 سید احمد خمینی در رنجنامه تاریخی خود خطاب به منتظری می نویسد : «حضرت آیت الله: نامه های اخیر شما در دفاع از منافقین خیال می کنید کار خودتان بوده است بعداً سخنان آقای مهدی هاشمی را می آورم که چگونه این طیف در طول چند سال کار روی شما موضع شما را به طرف دفاع از منافقین سوق دادند و جنابعالی را به سقوط کامل پیش حزب الله کشیدند. یادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نیم ساعت حرف زدید و امام سکوت کردند وقتی بلند شدید بروید امام فرمودند: "بیشتر حرف های شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشاید و مرگم را برساند. " امام تنها همین دو جمله را فرمودند آیا از خود پرسیده اید که چه کردید که امام مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»

پاسخ گستاخانه منتظری به امام خمینی ره :

مهدی هاشمی در بازجویی های خود می گوید : روز آخری که قصد داشتم خود را به وزارت اطلاعات معرفی کنم ، آقا (منتظری) مرا احضار کردند و گفتند حضرت امام ، نامه ای برای من نوشته اند و قسمتی از آن را که درباره من بود خواندند . بعد اضافه کردند که من هم یک نامه ای برای امام نوشتم و آن قسمتی را که درباره من بود، برایم خواندند . بعد گفتند :« امام با نامه خودشان خواب را از چشم من گرفته اند . من هم نامه ای نوشتم که خواب را از امام بگیرد.»(پرونده بازجویی مهدی هاشمی ص 23)

اوج مدارای امام با منتظری :

سید هادی هاشمی برادر سید مهدی هاشمی و داماد منتظری

منتظری در کتاب خاطرات سیاسی خود می نویسد : " به دعوت آقای حاج سید احمد خمینی، در تاریخ 27/7/67 آقای سید هادی هاشمی(داماد و مسئول بیت ایشان) با مرحوم امام ملاقات می کند... امام می فرمایند : « ایشان (منتظری) – ان شاء الله – از مراجع بزرگ می شوند و از آنجا که امروز، قدرت تدریس هم دارند، مفید هایده هستند. روی این جهت آقای منتظری برای مرجعیت باید حفظ شوند و صدمه ای به ایشان وارد نشود. من احساس می کنم دست هایی در غیر معممین، نظیر نهضت آزادی، و بیشتر در معممین هست که می خواهند مرجعیت آقای منتظری صدمه بخورد و ایشان ملکوک شوند و باید نگذاشت اینها چنین کاری کنند. در بین معممین افرادی هستند که حسادت می ورزند و روی آقای منتظری و مرجعیت ایشان حساسیت دارند. شما در بیت آقای منتظری هستید. باید نگذارید اینگونه افراد به مرجعیت ایشان صدمه ای بزنند و موجب ناراحتی بشوند . چراکه شکی نیست اینگونه افراد به آینده ایشان ضربه می زنند.» " (خاطرات آقای منتظری ص 619)

این سخنان که حدودا شش ماه قبل از برکناری منتظری بیان شده است نشان دهنده اوج مدارای امام نسبت به شاگردشان است. شاگردی که بعدها طوری عمل نمود که امام ره از خداوند تقاضای مرگ خود را کردند تا خیانت دوستان خود را نبینند.

ادامه دارد ...

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢۱ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس