فصل نهم : عزل منتظری از قائم مقامی
با مروری گذرا به مواضع و عملکردهای منتظری به خصوص در چند ماه پیش از برکناری وی ، به خوبی می توان دریافت که منتظری تا چه میزان تحت تاثیر القائات نادرست و تحلیل های غلط و اخبار مغرضانه اطرافیان ناصالح خود بوده است. به طوری که تلاش امام و علاقه مندان به انقلاب، نتوانست کمکی به وی در جهت خارج شدنش از نفوذ ضد انقلاب بکند. او که تا چندی پیش از اینها به عنوان عالمی با سابقه مبارزاتی و روحیه انقلابی ، پشتوانه محکمی برای نهادها و نیروهای انقلابی در برخورد با گروهک ها، لیبرال ها، دشمنان خارجی و داخلی بود، کارش به جایی رسید که همه عملکردها و مواضع اصولی مسئولان نظام از جمله برخورد با منافقین و گروهک های ضد انقلاب، جنگ تحمیلی، برخورد با جهان استکبار و مستکبرین را زیر سوال برد.
منتظری در یکی از مصاحبه ها در بهمن 1367 می گوید :
متاسفانه ما به جای عمل و حفظ ارزش ها، شعار دادیم و به جای بها دادن به مردم و حفظ آنان در صحنه، روز به روز نیروی عاقل و فعال آنان را ناراضی و منزوی از صحنه کنار زدیم. قهرا کارمان به جایی رسید که برای حفظ خود، ناچار باید در عمل برخلاف شعارهای اولیه خود قدم برداریم و همه ارزش ها را فراموش کنیم. (ر.ک جریان شناسی سیاسی در ایران، نوشته علی دارابی ص 471)
قبل از اینکه به حکم امام در خصوص عزل منتظری بپردازیم – فارغ از ویژگی های شخصیتی و روان شناختی وی - لازم است به مهمترین مواضع سیاسی وی که منجر به تصمیم امام در خصوص عزل او گردید اشاره کنیم . این مواضع عبارت بودند از:
- تضعیف نهادهای انقلاب اسلامی برآمده از بطن مردم .
- تضعیف دادگاه های انقلابی و زیر سوال بردن احکام صادره توسط مراجع قضایی به خصوص در رفتار با گروهک های محارب، معاند و برانداز.
- انتقاد مستمر از نیروهای ارزشی و انقلابی و نزدیکی و همفکری و غالبا حمایت از لیبرال ها و ملی گرایان.
- ساختارشکنی و حرمت شکنی در نادیده انگاشتن فصل الخطاب بودن رهنمودها و دیدگاه های رهبری و غالبا نوعی صف آرایی و رودرویی در برابر امام خمینی ره.
- حمایت بی حد و حصر از باند تبهکار و جنایتکار مهدی هاشمی.
- تضعیف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کوران دفاع مقدس و تن دادن به القائات مهدی هاشمی در این خصوص.
- تضعیف شعارهای اساسی انقلاب اسلامی و متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به اتهاماتی نظیر سلب آزادی از مردم، لجبازی مسئولان و ...
آیا این همه مواضع منفی علیه تمامیت نظام، آرمان ها و ارزش های اصیل آن و بالاخص ایستادگی در مقابل فرامین امام خمینی ره برای برکناری و عزل منتظری کفایت نمی کرد ؟
اینجا بود که معمار انقلاب پس از ناامید شدن از تذکرات، راهنمایی ها، پیام ها و هشدارها وارد عمل شد و در تاریخ 6/1/1368 در نامه ای خطاب به منتظری دردهای چندین سالهی خود را از سینه برون ریخت و به ناچار وی را از قائم مقام رهبری بر کنار کرد. متن نامه امام خمینی ره به منتظری به شرح زیر است : ( صحیفه امام، جلد 21 صفحه 332)

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای منتظری
با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند.
شما در نامه اخیرتان نوشتهاید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم میدانم؛ خدا را در نظر میگیرم و مسائلی را گوشزد میکنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین میسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید. شما در اکثر نامهها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که میگفتید دیکته شده منافقین بود که من فایدهای برای جواب به آنها نمیدیدم. مثلاً در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و میبینید که چه خدمت ارزندهای به استکبار کردهاید. در مسأله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدینتر میدانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام میدادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم.
شما از این پس وکیل من نمیباشید و به طلابی که پول برای شما میآورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مسأله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود میدانید ـ که مسلماً منافقین صلاح نمیدانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی میشوید که آخرتتان را خرابتر میکند ـ با دلی شکسته و سینهای گداخته از آتش بیمهریها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت میکنم دیگر خود دانید:
1ـ سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد.
2ـ از آنجا که سادهلوح هستید و سریعاً تحریک میشوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
3ـ دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4ـ نامهها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانههای گروهی به مردم میرسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان ـ روحی له الفدا ـ و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را سادهلوح میدانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و میدانید که از تکلیف خود سرپیچی نمیکنم. و الله قسم، من با نخستوزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی میدانستم. و الله قسم، من رأی به ریاست جمهوری بنیصدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشمپوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بستهام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمیدارم.
من کار به تاریخ و آنچه اتفاق میافتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم.
من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بستهام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم.
تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تأثیر دروغهای دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش میکنند نگردند. از خدا میخواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد.
ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست.
و السلام.
روحالله الموسوی الخمینی
نامه منتظری به امام خمینی ره
منتظری در کتاب خاطرات خود با ذکر متن نامه حضرت امام می نویسد :
حدودا یکی دو ساعت بعد از ظهر ، آقای حاج شیخ عبدالله نوری از تهران وارد شد و گفت : « قرار بوده این نامه را در رادیو تلویزیون بخوانند ... » و با حالت گریه، متنی را از جیبشان درآوردند و گفتند : « من در ماشین این متن را نوشته ام که شما این مضمون را به امام بنویسید». در حقیقت یک چیزی متضمن اعتراف به گناه و همکاری با منافقین و توبه نامه بود که می خواستند از من امضا بگیرند. آقای دری هم متن مشابهی را آماده کرده بود. به خیال خودشان می خواستند بیت امام را راضی کنند تا نامه ایشان در رسانه ها پخش نشود. من گفتم :« آخر این چه حرف هایی است که شما می زنید؟ من گناه کار نیستم که توبه کنم. اعتراف به امر دروغ گناه است ... حالا که اصرار دارید ، من خود سر فرصت یک چیز مناسبی با فکر خودم می نویسم». آنها رفتند و من به فکر خود، نامه 7/1 را – که از رسانه ها منتشر شد- نوشتم و به وسیله آقای نوری برای دفتر امام فرستادم. (خاطرات آقای منتظری ص 677-678)

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت الله العظمی امام خمینی مد ظله العالی
پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه مورخ 6/1/68 واصل شد. ضمن تشکر از ارشادات و راهنمایی حضرت عالی به عرض می رساند، مطمئن باشید همان طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل، همچون سرباز فداکاری و از خود گذشته و مطیع در کنار حضرت عالی و در مسیر اسلام و انقلاب بوده ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجرای دستورات حضرت عالی می دانم؛ زیرا بقا و ثبات نظام اسلامی مرهون اطاعت از مقام معظم رهبری است. برای هیچ کس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم، تاکنون در سایه رهبری و ارشادات حضرت عالی از خطرات مهمی گذشته و دشمنان زیادی همچون منافقین کوردل – که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیت های عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من آغشته است – و سایر جناح های مخالف و ضد انقلاب و سازش کار و لیبرال مآب های کج فکر را رسوا و از صحنه خارج نموده است. آیا جنایات هولناک و ضربات ناجوانمردانه این روسیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش شدنی است؟ و اگر بلندگوهای آنان و رادیوهای بیگانه خیال می کنند با جوسازی ها و نشر اکاذیب و شایعه پراکنی ها به نام اینجانب می توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگی ملت ما رخنه کنند، سخت در اشتباه اند .
و راجع به تعیین این جانب به عنوان قائم مقام رهبری، خود من از اول مخالف بودم و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین این جانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگی خود را صریحا اعلام می کنم و از حضرت عالی تقاضا می کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه بفرمایید همچون گذشته، یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیت های علمی و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبری حکیمانه حضرت عالی اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعف هایی که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، ان شاء الله با رهبری های حضرت عالی مرتفع گردد.
و از همه برادران و خواهران عزیز و علاقه مند تقاضا می کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبری و خبرگان محترم، به بهانه حمایت از من کاری انجام دهند و یا کلمه ای بر زبان جاری نمایند؛ زیرا مقام معظم رهبری و خبرگان، جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمی خواهند.
امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنمایی های ارزنده خود بهره مند و از دعای خیر فراموش نفرمایید. . و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
۶۸/۱/۷حسینعلی منتظری
(آقای ری شهری در کتاب سنجه انصاف می نویسند : نواده حضرت امام، حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید حسن خمینی برای اینجانب نقل کرد موقعی که صدای جمهوری اسلامی متن این نامه را در ساعت 14 پخش کرد، من در منزل نزد امام ره بودم و کسی در منزل نبود، حضرت امام با شنیدن آن سه بار فرمود: «خدا لعنت کند مهدی هاشمی را»! )
آخرین نامه امام خمینی ره به منتظری
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری ـ دامت افاضاته
با سلام و آرزوی موفقیت برای شما، همان طور که نوشتهاید رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسؤولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما میخواهد. و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم، و در این زمینه هر دو مثل هم فکر میکردیم. ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند؛ و من هم نمیخواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم. از اینکه عدم آمادگی خود را برای پست قائم مقامی رهبری اعلام کردهاید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر مینمایم.
همه میدانند که شما حاصل عمر من بودهاید؛ و من به شما شدیداً علاقمندم. برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت میکنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید؛ و از رفت و آمد مخالفین نظام، که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا میزنند، جدا جلوگیری کنید.
من این تذکر را در قضیه "مهدی هاشمی" هم به شما دادم.
من صلاح شما و انقلاب را در این میبینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند.
از پخش دروغهای رادیو بیگانه متأثر نباشید.
مردم ما شما را خوب میشناسند، و حیله های دشمن را هم خوب درک کردهاند که با نسبت هر چیزی به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان میدهند.
طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامهها، و رادیو ـ تلویزیون، باید برای مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است، و همه باید تابع آن باشیم.
جنابعالی ان شاء الله با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی میبخشید.
و السلام علیکم.
۶۸/۱/۸
روحالله الموسوی الخمینی
نامه امام ره خطاب به نمایندگان مجلس و وزیران
پس از برکناری منتظری، طبعا زمزمه هایی به طرفداری از ایشان در میان برخی از شخصیت های سیاسی مطرح شد. امام خمینی برای پیش گیری از هر نوع فتنه انگیزی و تبیین این موضوع که برکناری منتظری اقدامی سنجیده و برپایه مطالعه دو ساله در جهت حفظ نظام بوده، در نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی و وزیران می نوشتند: (صحیفه امام، جلد 21 صفحه 350)
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت فرزندان عزیز، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، و وزرای محترم ـ دامت افاضاتهم
با سلام
شنیدم در جریان امر حضرت آقای منتظری نیستید و نمیدانید قضیه از چه قرار است.
همین قدر بدانید که پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیهها و پیغامها تمام تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نگردد، ولی متأسفانه موفق نشد.
از طرف دیگر وظیفه شرعی اقتضا میکرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد.
لذا با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم.
انشاء الله خواهران و برادران در آینده تا اندازهای روشن خواهند شد.
سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی بردار نیست؛ و در صورت تخطی، هر کس در هر موقعیت بلافاصله به مردم معرفی خواهد شد.
توفیق همگان را از خداوند متعال خواستارم.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
۶۸/۱/۲۶
روحالله الموسوی الخمینی

دقیقا 50 روز بعد از این پیام به مجلس شورای اسلامی، امام خمینی با دلی پرخون از خیانت دوستان از دنیا رحلت کرده و به جایگاه ابدی سفر می کنند. رضوان الله علیه
ادامه دارد ...
|