جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

خارج کردن امام(ره)از زندان تاریخ! - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

خارج کردن امام(ره)از زندان تاریخ!

خارج کردن امام از زندان تاریخ؛ رسالت نسل امروز

دفتر گفتمان انقلاب اسلامی عصر چهارشنبه یکی دیگر از نشست های اندیشه ای خود را با عنوان "راه و رسم امام آنچنان که بود" برگزار کرد

."امیر حسین ترکش دوز" محقق و جریان شناس سیاسی بحث این جلسه را با تشریح انحاء سخن گفتن از امام آعاز کرد و اظهار داشت:نخستین شیوه، سیاست مدارانه سخن گفتن از امام یعنی تلقی امام به عنوان یک رهبر سیاسی است که این نوع سخن گفتن از امام ، گروه ها و افراد مختلفی را شامل می شود؛ نخست عده ای که نسبت به امام احساس محبت و عاطفه قلبی داشتند، اما علیرغم این عواطف مثبت، نظام فکری امام را نپذیرفته بودند و امام را تنها از حیث قدرت بسیج کنندگی به عنوان یک رهبر سیاسی پذیرفتند و نگاهشان  به امام از سطح یک رهبر سیاسی فراتر نمی رفت. افراد دیگری از جمله پیروان جبهه ملی بودند که دارای خط مشی خاص خود و دیدگاهی متفاوت از سمت و سوی امام بودند اما پس از انتخاب امام به عنوان رهبر ، ناچار شدند از گفتمان امام به عنوان گفتان غالب تمکین کنند. در این گروه نشانی از عواطف مثبت و اذعان به برتری سیاسی امام دیده نمی شود و چه بسا اگر هم دیده شود از سر ناچاری است.

 

مطهری؛ شاگرد روزگار غربت امام

به گفته ترکش دوز، گونه دوم سخن گفتن از امام مختص کسانی بود که نظام فکری- سیاسی امام را پذیرفته بودند اما از آنجایی که همه این افراد به یک اندازه نظام فکری امام را تبعیت نمی کردند،  می توان برای ایشان قائل به مراتبی بود.

این پژوهشگر سیاسی از استاد "مطهری" به عنوان نمونه بارز و سر سلسله افرادی یاد کرد که نظام فکری سیاسی امام را به طور کامل درک کرده بود و پس از پیروزی انقلاب جهت گیری های فکری امام در رفتار ایشان ظهور داشت.

ترکش دوز در ادامه اظهار داشت: شهید مطهری از دهه 20 شاگرد امام بود و به نوعی می توان ایشان را شاگرد روزگار غربت امام نامید. امام نیز ارادت خاصی نسبت به ایشان داشت و در موارد متعدد از جمله دوران مبارزات اوایل انقلاب ، شهید مطهری رابه عنوان نماینده خود در داخل کشور معرفی کرد.

وجه مذهبی امام ، نوع دیگر سخن گفتن از امام بود که ترکش دوز از آن نام برد و گفت: این گونه سخن گفتن از امام متعلق به عامه مردم بود. مردم به واسطه صلاحیت های مذهبی ایشان و اینکه امام واجد ویژگی های نایب خاص امام زمان (عج) بود، اعتماد عقلانی به امام یافته و از این رو سمت و سوی مذهبی که امام در جامعه رواج داد در نظر مردم کفایت می کرد. وجه سیاسی امام نیز در سایه این وجه مذهبی معنا می شد. البته این نحو سخن گفتن از امام گاه از سوی برخی گروه ها مورد سوء استفاده قرار می گرفت که البته مدیریت هوشمندانه امام خمینی (ره) راه را بر این گونه سوء استفاده ها می بست. 

انقلاب اسلامی ایران؛ یک انقلاب تک گفتمانی

ترکش دوز در بخش دیگری از سخنانش انقلاب اسلامی را یک انقلاب تک گفتمانی دانست و با رد این ادعا که امام با ائتلافی از نیروها انقلاب را سامان داد، اظهار داشت: امروز شاهد هستیم کسانی با ادعای پیروی از خط امام برای دشمنان این ملت و استکبار جهانی فرصت آفرینی می کنند و  در جواب منتقدان خود با یک تردستی فکری- سیاسی اذعان می دارند امام نیز با ائتلافی از نیروها انقلاب کرد در حالیکه اگر چه امام در جریان انقلاب نیروهایی را در اطراف خود پذیرفت، اما این افراد صرفاً با شرط عدول از گفتمان سنتی خود و بیان ایده های مد نظر امام می توانستند در حلقه یاران امام جای گیرند.

به گفته این تحلیلگر سیاسی بعد از پیروزی انقلاب و به دلیل غلبه گفتمان واحد یعنی گفتمان امام، فضا برای گفتمان های سنتی مانند انجمن حجتیه و متجدد از جمله نهضت آزادی تنگ شد و این دسته افراد ناگریز به اصلاحاتی در گفتمان خود شدند.

 

مردودی های مدرسه اصلاحات

ترکش دوز فضای سخن گفتن از امام را فضای معمول و رایج جامعه دانست و افزود: در فضای آن روز کشور که انتظار می رفت امام به عنوان یک سیاستمدار در گرماگرم یک چالش سیاسی ،  جهت افزودن نیروهای پیرامون خود، ایدئولوژی خاص خود را تغییر دهد یا لااقل کمی به حاشیه بکشاند، اما با کمال تعجب با یک رهبر سیاسی مواجه می شویم که کاملاً بر خلاف سیاستمداران متعارف حرف می زند و عمل می کند. حتی در اوج مبارزات سیاسی بر ملاحظات ایدئولوژی و عقیدتی پافشاری می کند و لحظه ای از آن کوتاه نمی آید و این امر در تمامی برهه های زندگی سیاسی امام به وضوح قابل مشاهده بود. به عنوان نمونه در آبان ماه سال 57 و زمان اوج حساسیت ها و مبارزات انقلابی، امام در دیدار جمع کثیری از دانشجویان در "نوفل شاتو" نسبت به اهمال جوانان به احکام ظاهری اسلام هشدار دادند. ایشان در آن فضا نیز به چند بعدی بودن مکتب اسلام تأکید می کند.

ترکش دوز در ادامه از جهت گیری های عقیدتی امام یاد کرد و گفت: آنچه در جریان مبارزات سیاسی همواره مورد تأکید حضرت امام بود، سمت گیری های عقیدتی ایشان بود، تا حدی که مشکل عقیدتی یک گروه را مشکل انقلاب می دانستند. ایشان در نامه ای به اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان، التزام کامل عملی و فکری به احکام اسلام و سمت گیری های عقیدتی را مورد تأکید قرار دادند.

وی پایبند بودن به این دغدغه ها و حساسیت ها را وظیفه پیروان خط امام دانست و گفت: مدعی پیرو خط امام هم باید به گونه ای باشد که با عملکرد او شاهد دیندار شدن مخاطبانش باشیم. اما علیرغم این همه تأکید از جانب امام، متأسفانه در دوران اصلاحات به وضوح مشاهده می شد که انجمن های اسلامی از جمله دفتر "تحکیم وحدت" در داخل جبهه خود مارکسیسم پرورش داد. و اینجا لازم است به این آقایان که کاستی ها و خلل تربیت دینی را به بد رفتاری های دینی افرادی چون  آقای "مصباح یزدی"و یا گروه هایی از حزب اللهی ها نسبت می دادند، متذکر شد: اگر به فرض، آنها از اسلام بد گفتند  و بد عمل کردند، شما در گفتار و کردار خود چگونه عمل کردید و در جهت مسلمان کردن مخاطبان چقدر جاذبه داشتید؟ از قبل گفتار امثال آقای "خاتمی" و سایر رهبران اصلاحات در دوره دوم خرداد چه تعداد نیروی دیندار تربیت شد؟ و نهضت اصلاحات جز بی اعتقاد کردن افراد چه رهاوردی داشت؟

ترکش دوز با بیان اینکه امام نه تنها در زمان قبل از انقلاب که در تمام برهه ها این دغدغه ها را داشتند، از نامه مهجور(!) ایشان به وزیر کشور وقت در بهمن ماه سال 66 یاد کرد که نهضت آزدی را فاقد صلاحیت هرگوته فعالیت رسمی دانستند و تأکید داشتند: ضرر نهضت آزادی به عنوان جریان متظاهر به اسلام که با این حربه جوانان را از راه اسلام منحرف می کند و با دخل و تصرف در تفسیر قرآن و احادیث و نیز تأویل های جاهلانه موجب فساد عظیم می شود، از ضرر گروه های دیگر حتی منافقین بیشتر است.

 

تاریخچه پر فراز و نشیب یک مفهوم

ترکش دوز در بخش دوم و پایانی این جلسه سیر تاریخی کاربردهای مفهوم خط امام در جامعه را مورد بررسی قرار داد و اظهار داشت: اولین کاربرد مفهوم خط امام از پاییز سال 58 آغاز می شود. به طور کل خط امام در این دوره صرفاً دلالت هایی در حوزه سیاست خارجه داشت. اکثریت این افراد عاشق امام بودند اما صرف نظر از وجهه عاطفی، مسأله مهم تر ، چارچوب فکری امام بود که در میان افراد پیرو خط امام این دوره، درک تمام و کمال را به همراه نداشت. در خط مشی این افراد به وضوح رسوباتی از گفتمان های قبل از هژمونی گفتمان امام وجود داشت که نمونه آن  در مسأله معرفی مراجع فکری دانشجویان پیرو خط امام مشاهده می گردد.در این زمان افرادی به عنوان مراجع فکری معرفی شدند که در میانشان به جز شخص مقام معظم رهبری، کسانی چون "بنی صدر"، "محمد مجتهد شبستری" ، "حبیب اله پیمان" و .... قرابت فکری با چارچوب فکری امام نداشتند. اما بعد از پاییز سال 59 با حضور دو جبهه سیاسی، مفهوم خط امام وارد دوره جدیدی شد در این زمان یک طیف افرادی ازجمله شهیدان "بهشتی"، "رجایی و آقای"هاشمی رفسنجانی" معتقد بودند تنها گفتمان امام باید محور قرار گیرد، در مقابل جبهه ای از نیروهای مخالف بودند که هریک برای انقلاب سمت و سویی قائل شده و تفاوت آشکار فکری و عقیدتی با اعتقادات امام داشتند. خط امام در این دوره ،  مفهومی عمدتاً اجمالی و ضدی داشت.

به گفته این جریان شناس سیاسی، از دهه 60 شاهدیم که مفهوم خط امام کاربرد جدید می یابد و این امر عمدتاً در ارتباط با چالش های درون نظام در دهه 60 است. در این دوره شاهد ظهور دو جریان چپ و راست هستیم که جریان چپ قائل به دخالت دولت در عرصه اقتصاد بود و در مقابل جریان راست یا اسلام فقاهتی معتقد به محدودیت دولت در عرصه اقتصاد و سامان دادن اقتصاد با فقه موجود بود.

ترکش دوز با بیان اینکه ولایت فقیه از عمده موارد اختلاف جریان چپ و راست در این دوره محسوب می شد، اظهار داشت: حیطه گسترده ولایت فقیه مشخصه طرفداران خط امام بود و اعتقاد به اختیارات گسترده ولی فقیه، ضابطه قرار گرفتن در جرگه پیروان خط امام بود. اما در مجموع اگر عملکرد دو جریان چپ و راست را در دهه 60 در نظر بگیریم، هر دو جناح با گفتار امام فاصله داشتند. امام از یک طرف با ایده ولایت مطلقه فقیه مواضع جناح راست در حوزه اختیارات ولی فقیه را نقد می کرد و از طرفی به شدت منتقد دولت سالاری مورد نظر جریان چپ در عرصه اقتصاد بود. نهایتاً بعد از دهه 70 نیز مفهوم خط امام توسط پیروان خط امام به راحتی به حاشیه برده شد و با جریاناتی چون دوم خرداد و جبهه اصلاحلات علاوه بر ترک مضمون خط امام، عنوان خط امام هم کنار گذاشته شد.

 

امام را از زندان تاریخ خارج کنیم!

ترکش دوز در خاتمه، وظیفه جوانان و تمامی مدعیان پیرو خط امام را گوشزد کرد و اظهار داشت: سخنان و متون باقی مانده از امام مربوط به موضع گیری های موردی و اقتضائات تاریخی بوده  و امروز باید سعی کنیم از این موضع گیری های موردی و تاریخی، اصولی را استخراج کرده و این اصول را راهنمای عمل امروز خود قرار دهیم. مطالعه متون به یاد مانده از امام حق همه است اما باید برداشت های مختلف از متون را با خود متن تطبیق دهیم و قرائتی را که بیشترین هم پوشی با گفتار و نظرات امام  دارد انتخاب کنیم. ما امروز نیازمند قرائتی هستیم که منطبق با متن باشد و امام را از زندان تاریخ خارج کند.

خاطر نشان می سازد ادامه مباحث پیرامون این موضوع به جلسات بعدی دفتر گفتمان انقلاب اسلامی موکول شد.

 

دفتر گفتمان انقلاب اسلامی



 

--
teribon.ir
گروه خصوصی سایت تریبون دات آی آر
تریبون مستضعفین؛ جنبش حراست از آرای مستضعفین
teribon@googlegroups.com

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٢ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس