پرونده انفجار 8شهریور بایدمجدداً بررسی شود
حجتالاسلام احمد سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز همان شخصی است که بهزاد نبوی یکی از چهرههای شاخص اصلاحطلبان و از دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات را با توجه به اسناد و مدارک موجود یکی از عوامل انفجار دفتر نخست وزیری سال 60 میداند. ایشان که در سال 60 به عنوان مسؤول بسیج کل کشور و یکی از مشاوران شهید رجایی بوده است، خاطراتی بس گرانبها در این رابطه دارد. علل حضور کمرنگ و انگشتشمار فتنهگران و آشوبطلبان در روز 13 آبان و 16 آذر هم یکی دیگر از محورهای گفتوگوی روزنامه جوان با معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت (ع) است.
--------------------------------------------------------------------------------
با نظر به اینکه اصلاحطلبان تبلیغات گستردهای برای 16 آذر ماه، روز دانشجو صورت داده بودند و با حضور بسیار کمرنگ طرفداران خود مواجه شدند، این گروه سیاسی پس از این چه رویه و روشی را در پیش خواهند گرفت؟
برای پاسخ به این سؤال چند نکته را باید ذکر کرد، اول آنکه درباره اصلاحطلبان باید تجزیه و تحلیل تاریخی صورت بگیرد و اینکه بررسی شود که منشأ چنین جریانی در جامعه اسلامی ما از کجا بوده و چرا این اتفاق افتاد. دوم اینکه اهداف اصلاحطلبان چه هست، آیا حرکاتشان بر اساس رعایت خطوط قرمز نظام بود یا اینکه قصد شکستن خطوط قرمز نظام از جمله امام (ره)، رهبری و انقلاب را داشتهاند و در نهایت باید عملکرد آنها در سالیان اخیر (که در داخل کشور از طرق مختلف افکار و عقاید خودشان را به نمایش گذاشتند) مورد بررسی و رسیدگی قرار بگیرد. جمعبندی بنده در این چند جمله این است که اصلاحطلبان نتوانستند در طول مدت حضورشان در صحنه به اصول، مبانی و ارزشهایی که حضرت امام (ره) تعقیب میفرمودند، خودشان را تطبیق بدهند. ما قرائن و شواهدی داریم که نشاندهنده این انحراف است، به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری، اصلاحطلبان دقیقاً نشان دادند که حلقه درونی فتنه و آشوب پس از انتخابات را برعهده داشتند و حلقه بیرونی آن آمریکا و 17 اپوزیسیون در خارج از کشور است و این حلقه درونی عناصری از کارگزاران و دیگر جریانات اصلاحطلب بود که ماجرای فتنه پس از انتخابات را به وجود آوردند. اصلاحطلبان باید از ملت عذرخواهی کنند به خاطر حرکاتی که پس از انتخابات نشان دادند به خصوص سران آنها و در مقابل قانونگریزی و مقولاتی که در این زمینه انجام دادند باید تحمل کیفر قضایی را داشته باشند و این مسأله، مسأله مهمی است و نباید ساده از آن گذشت. مطالبه مردم این است که میگویند جوانان ما را دستگیر میکنند؛ جوانانی که به هدایت سران آشوب به خیابانها آمدهاند ولی سران فتنه و آشوب آزاد هستند، این چه نوع عدالتی است که سرکردگان اصلی جریان فتنه آزاد هستند ولی عدهای که فریب خوردهاند گرفتار دستگاه قضایی هستند. نکته بعد این است که اصلاحطلبان نمیتوانند با تغییر تاکتیک رنج و مشقتی که پس از انتخابات به مردم تحمیل کردند را نادیده بگیرند، چون ما در بیانیهها و اظهاراتشان شاهد تغییر موضع آنها هستیم و این نکته قابل توجهی است که آیا این تغییر موضع واقعیت دارد یا نه، این هم یک نوع ظاهرسازی است، مثل اعترافاتی که آقای عطریانفر، ابطحی یا حجاریان انجام دادند، البته در آن اعترافات جای سؤال زیاد است. آیا واقعاً آقایان آنطور که گفتهاند تغییر کردهاند، این هنوز برای ما روشن نیست و آینده این را روشن میکند. بعد از تحمل حکم قضایی، همانطور که شما هم اشاره کردید جای سؤال دارد که این گروه در آینده خطوط قرمز نظام را رعایت خواهند کرد و بازهم مقابل نظام و رهبری میایستند یا نه. این مسائل هنوز در هالهای از ابهام است.
حمایتهای افرادی مانند مخملباف، شیرین عبادی و عبدالکریم سروش که به دلیل مخالفت با نظام و انقلاب زبانزد هستند در کنار آمریکا و انگلیس را از موسوی، کروبی و خاتمی چگونه میبینید؟
ما در این فتنه شاهد بودیم که کشورهای غربی از جمله آمریکا، انگلیس و حتی رژیم صهیونیستی حمایت بسیار سنگین و سرسختی از این جریان در داخل کشور انجام دادند اگر قرار است تغییری در رویکرد آنها صورت بگیرد، ضرورتاً باید به صورت عملی آمریکا، انگلیس و اسرائیل را مأیوس کنند. در این رابطه اصلاحطلبان چقدر پایبند هستند در حالی که آقای مخملباف در هفتههای گذشته از آمریکا درخواست کرده است که جریان سبز را در داخل کشور مورد حمایت قرار بدهند یعنی هنوز هم ما شاهد هستیم که عکسالعملی در مقابل استکبار جهانی نشان ندادهاند برای آنکه دستشان به سوی آنها دراز است.
سؤال دیگری که در این موضوع به ذهن خطور میکند این است که آیا آنها میخواهند به آغوش ملت برگردند؟ سازوکار برگشتن به آغوش ملت را چگونه میبینید؟ آیا بر اساس معیارهای اسلامی و انقلابی میخواهند عمل کنند که البته لازمه آن تبعیت از قانون و اعتراف به گناه و تطبیق با ارزشهای اسلامی و ایرانی است. مجموع این مسائل را اگر با هم در نظر بگیریم شاید بتوانیم آیندهای را برای آنها در نظر بگیریم اگر چه باید منتظر زمان بمانیم و ببینیم که اصلاحطلبان چه رویکردی را پیش خواهند گرفت.
آقایان حجاریان، عطریانفر و ابطحی که در هفتههای اخیر آزاد شدهاند پس از این چه روشی را برای ادامه حیات سیاسی خود در پیش خواهند گرفت؟
بحث اعتقادات، اندیشه و نوع تفکر و خط مشی هر فرد نشاندهنده هویت شخصیت اثباتی و ثبوتی است. اگر کسی به مارکسیست اعتقاد دارد و به اندیشه مارکس معتقد است و در حوادثی گرفتار میشود و سخنانی را طبق همان گرفتاری به زبان میآورد دلیل بر این نیست که از اعتقادات گذشته خود دست برداشته است یا اگر کسی اعتقاد به اسلام راستین دارد در شرایط سختی مثل زمان شاه گرفتار ساواک بشود و طبق شرایط، تاکتیکی را اتخاذ کند دلیل بر این نیست که از اعتقاداتش دست بردارد اما در یک صورت این موضوع قابل پذیرش است و آن اینکه آن فرد توبه کرده باشد یعنی خودش به این نتیجه رسیده باشد که افکار گذشته او خطا بوده و باید مسیر حرکت خود را در اندیشه عوض کند. آقایان اعتراف کردند که ما طرفدار «ماکس وبر» بودیم و افکار دموکراسی لیبرالیسم را در اینجا تدریس کردیم و از آموزههای آنها برای تعلیم استفاده کردیم و مقاله نوشتیم. پس آنها به افکار ماکسوبر اعتقاد داشتند، سؤال اینجاست که مدتی که این افراد در ندامتگاه قرار گرفتند و به خودشان آمدند افکار و عقایدشان واقعاً عوض شده است یا نه. اگر توبه آنها واقعی است و از نوع انتشار افکار «ماکس وبر» و امثال او پشیمان هستند، این ارزشمند است و رویکرد خوبی است و باید از آن استقبال کرد ولی اگر تغییر تاکتیک باشد برای نجات این قابل تأمل است البته زود است قضاوت کردن اینکه آینده آنهاچه خواهد بود با اینکه این افراد آزاد شدهاند، باید ببینیم آزادشدگان با این احکام تعلیقی در روزهای آینده به لحاظ اندیشه به مسیر اندیشههای ناب اسلامی گرایش پیدا میکنند یا نه همان اندیشههای «ماکس وبر» را با رنگ و لعاب اسلامی به خورد مردم و جامعه میدهند و این جای تأمل دارد. ما امیدواریم که این افراد تغییر ماهوی پیدا کرده باشند.
سعه صدر و مدارای نظام را تا چه حدی در از دست رفتن پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان که نمود آن را در 16 آذر دیدیم مؤثر میدانید؟
دو تا موضوع در این رابطه قابل توجه است؛ یکی اینکه سعه صدر و رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران آنقدر زیاد و عجیب است که ما شاهد سوءاستفاده زیادی از این صبر و بردباری مسؤولان نظام در گذشته و الان که صورت گرفته است، هستیم. هم در زمان امام(ره) نسبت به نهضت آزادی و موضوعات مرتبط با آن و تحمل بنیصدر و امثالهم و چه در زمان حال و قضایای پس از انتخابات. رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران نشأت گرفته از رحمت واسعه مکتب اسلام است. اسلام همه را بهخوبی نگاه میکند و به همه میدان میدهد ولی در همین میدان عدهای از این رحمت سوءاستفاده میکنند، اگر این نوع حرکات که پس از انتخابات بهوجود آمده در کشور دیگری رخ میداد مطمئناً به این راحتی از افراد آشوبگر و سران آن نمیگذشتند بلکه با سران آن برخورد قاطع حذفی میکردند و ما در شوروی فروپاشیده گذشته شاهد این موضوع بودهایم.
در کشورهای دیگر این طور نیست که به رسانههای گروهی مثل روزنامههای زنجیرهای فرصت بدهند تمام مقدسات را زیر سؤال ببرند و هر مطلبی که دوست دارند بنویسند. هشت سال آقایان درباره جدایی دین از سیاست در جاهای مختلف مطلب نوشتند. آنها هر چه دوست داشتهاند در طول این سالها نوشتهاند اگر چه مدعی هستند که آزادی بیان و قلم نیست، آنها حرفشان را میزنند و فعالیتهای مختلف، سخنرانی و جلساتی دارند بعد هم میگویند آزادی نیست. به عقیده من آقایان سوءاستفاده از سعهصدر نظام و رحمت واسعه جمهوری اسلامی ایران کردهاند.
نقش مقام معظم رهبری را در این رابطه چگونه ارزیابی میکنید؟
نقش مقام معظم رهبری، نقش ماهیت ولایت مطلقه فقیه است. به تعبیر حضرت امام (ره) همان مسؤولیت پیغمبر و ائمه اطهار در این جهت بر دوش ولی فقیه است البته در یک نازل منزله پایینتر، بیتردید نقش مقام معظم رهبری، نقش رهبری و پدری بوده است یعنی هم در جایگاه رهبری بر اساس قوانین و مقررات قابل مشاهده است و هم نقش پدری که مقام معظم رهبری در این فتنه، به سران معترض (موسوی و کروبی) تذکر خصوصی داده است، تذکر عمومی داده، مسؤولان ستادهای این افراد را پذیرفته است و آقایان در آن جلسه هر چه خواستهاند به زبان آوردهاند و در کل مقام معظم رهبری با بزرگی و پدری به این موضوعات نگاه کردهاند و به هر حال مقام معظم رهبری با مهر و عطوفت و مهربانی با مسائل برخورد کرده است و در جایگاه خودش قاطعیت و جسارت رهبری را مشاهده میکنیم که از جمله آن سخنرانی تاریخی ایشان در نماز جمعه 29خرداد ماه امسال است. ایشان در یکی از فرمایشاتش میفرمایند: «انقلابیون فرسوده و پشیمان از مبارزه» که سخنی بسیار سنگین برای کسانی بود که قبل از انقلاب مبارزه کردند و بعد از انقلاب در صحنه بودند که نشاندهنده قاطعیت و بصیرت نگاه در بعد رهبری است. رهبری در قضایای اخیر در جاهایی که نباید کوتاه بیایند، کوتاه نیامدند و در بسیاری از جاها نگاه وحدتبخش و انسجام درونتشکیلاتی داشتند.
روح سرد و ناامیدی که مخصوصاً پس از 16 آذر در جناح اصلاحطلبان دمیده شده است ناشی از چه عواملی میتواند باشد؟ بقیه را در ادامه مطلب بخوانید!
ادامه مطلب |