جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

اینگو نبیل - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

شباهت های بین فتنه ایران و کودتای هندوراس
متن تکمیلی مقاله "اینگو نیبل "، تحلیل‌گر مسائل بین‌المللی
وجوه مشترک بسیار میان "سبز "های ایران و "کودتاچی "های هندوراس

خبرگزاری فارس: یک تحلیل‌گر برجسته مسائل بین‌المللی گفت: سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) به همراه همتای اسرائیلی‌اش موساد برای ضربه زدن به منافع ایران گروهی را که خودشان آن را به نام "فدائیان انقلاب اسلامی " می‌خوانند تاسیس کرده‌اند.

به گزارش فارس، "اینگو نیبل "، تحلیل‌گر برجسته مسائل بین‌المللی، با انتشار مقاله‌ای در مجله "گهایم "، با اشاره به پیوندهای مستحکم روابط ایران و کشورهای عضو اتحادیه آلبا در آمریکای لاتین، به تشریح برنامه‌های بی‌ثبات‌سازی دولت ایالات متحده آمریکا در این کشورها پرداخت. به نوشته این تحلیل‌گر سیاسی، هنوز 24 ساعت از اعلام پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران نگذشته و اولین تظاهرات مخالفان به جریان نیفتاده بود که لدین در وبلاگ خود نوشت، شایعاتی وجود دارد که پرسنل امنیتی ونزوئلا نیز برای مقابله با تظاهرات شرکت کرده‌اند. اینگو نیبل در ادامه می‌نویسد: دریافت‌کنندگان این پیام هواداران موسوی در ایران بودند و حامیان آن از کشورهای خارجی. این شایعه از یک سو توسط وبلاگ‌نویسان صهیونیست گسترش پیدا کرد و از سوی دیگر راه خود را به سمت تهران، یعنی جایی که تظاهرات‌کنندگان شعارهای سیاسی ضد ونزوئلایی سر می‌دادند پیدا کرد.
متن کامل مقاله مذکور در ادامه می‌آید./
کودتای نظامی روز 28 ژوئن سال 2009 در هندوراس که در جریان آن "مانوئل سلایا " رئیس‌جمهور این کشور از قدرت برکنار شد، پس از شکست طرح "تغییر رژیم " در تهران، دومین تلاش برای اجرای کودتا بود که توسط باراک اوباما، رئیس‌جمهور جدید آمریکا انجام گرفت. این اولین حمله مستقیم آمریکا و اتحادیه اروپا به "اتحادیه بولیواری برای آمریکای لاتین " (آلبا) است.
کشورهای ونزوئلا، کوبا، بولیوی، نیکاراگوئه و اکوادور، هندوراس و چند کشور جزیره کارائیب به اتحادیه آلبا تعلق دارند. پس از آن که سلایا موفق نشد در روز 5 ژوئیه به کشور خود بازگردد، "هوگو چاوز "، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در شبکه تلویزیونی فراملیتی آمریکای لاتین موسوم به "تله‌سور " حاضر شده و اعلام کرد: "دولت کودتا در هندوراس توسط امپراطوری یانکی‌ها حمایت می‌شود. " کودتا در هندوراس برای فرمانده انقلاب بولیواری "آغاز یک حمله " است که هم اکنون در بولیوی نمایان شده است. این فرمانده بازی را با تلاش برای متزلزل ساختن موقعیت "اوو مورالس "، از هم‌پیمانان خود در اتحادیه آلبا آغاز کرد.
در ادامه، جریان به این صورت است که بحران سیاسی هندوراس هم‌سو با مسائلی همچون سیاست‌های منطقه‌ای و ژئواستراتژیکی منسجم شده است. این بحران نباید به طور جداگانه به عنوان نتیجه یک کودتا مورد نظر قرار بگیرد، بلکه به عکس، باید به عنوان پیش‌درآمدی در نظر گرفته شود که با نیروهای مشخصی در آمریکا و اروپا "استعمار طلبی " دولت‌های چپ‌گرا در اتحادیه آلبا را به دقت مورد بررسی قرار داده و می‌خواهد به آنها تجاوز کند. به همین جهت، هندوراس اولین مهره این بازی است که باید سقوط کند تا بقیه کشورهای عضو اتحادیه آلبا را به همراه خود از پا در آورد. از طرفی، چون کشورهای ونزوئلا، کوبا، بولیوی و نیکاراگوئه که از اعضای آلبا هستند روابط سیاسی و اقتصادی خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارند، نمی توانند در خصوص پیشرفت در خاورمیانه و نقش اسرائیل در آمریکای لاتین بی‌تفاوت بمانند.
* ایران و ونزوئلا؛ هم‌پیمانان ژئواستراتژیکی
دو کشور ونزوئلا و کوبا در سال 2004 اتحادیه آلبا را تاسیس کردند و پیامد آن، برقراری روابط دو جانبه موجود بین این دو کشور در حال حاضر در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. کاراکاس با نرخ ویژه به هاوانا نفت ارسال می‌کرد و در مقابل آن، دانش کوبایی‌ها در خصوص تامین تجهیزات پزشکی در محله‌های فقیرنشین، از بین بردن بی‌سوادی و رونق دوباره کشاورزی را به دست می‌آورد. جهت برقراری روابط دو جانبه، اولین گام برای هر دو کشور این بود که خود را از نفوذ صنعت و اقتصاد اعتباری آمریکای شمالی جدا کنند و نمونه‌ای باشند تا نشان دهند کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب چطور می‌توانند از یک زیان اساسی که در همه آنها مشترک است رهایی یابند. این زیان، در اولین مرحله به مسائلی چون فقر و کمبود مواد غذایی، بیکاری و بی‌سوادی، فقدان تکنولوژی و همچنین بدهکاری به کشورهای خارجی مربوط می‌شود. همسو با این مسائل، تاسیس آلبا همچنین به معنی توسعه نوعی دیوار حفاظتی در برابر سیاست خارجی بود که رهبران انقلابی دو کشور ونزوئلا و کوبا به آن نیاز داشتند تا از طریق آن در برابر هر نوع دخالت آمریکا و اتحادیه اروپا از خود محافظت کنند.
در عواقب منطقی این سیاست، از یکسو توسعه آلبا از طریق پذیرش اعضای جدید و انجام اقدامات جانبی همچون توزیع نفت ونزوئلا در پتروکاریبه قرار داشت و از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری بر روی پروژه‌های مشترک در بانک آلبا. در ژوئن 2009، کشور اکوادور به عنوان جدیدترین عضو در اتحادیه بولیواری وارد شد و همچنین "مائوریسیو فونس "، رئیس‌جمهور جدید السالوادور، پس از انتخابات اعلام کرد که می‌خواهد روش نیکاراگوئه و هندوراس، دو کشور واقع در آمریکای مرکزی را دنبال کرده و به آلبا بپیوندد. این مساله موجب شد که در آمریکای مرکزی گروه پیوسته منطقه‌ای آن اتحادیه، به یک جایگزین حقیقی برای الگوی اقتصادی سرمایه‌داری آمریکا و اتحادیه اروپا تبدیل شود که در 100 سال اخیر هیچ قدرت خاصی نتوانسته بود مشکلات اساسی نام برده شده در آمریکای لاتین را تعدیل کرده و یا از میان بردارد.
از آنجایی که دو کشور صاحب قدرت در شمال با شعار سرمایه‌داریِ "برای خودت هیچ رقیبی ایجاد نکن بلکه او را از خودت جدا کن! " علاقه چندانی نداشتند که تکنولوژی‌های خود را با جوامع آمریکایی تقسیم کنند، کشورهای عضو آلبا باید بخش‌های دیگر جهان را نیز در نظر می‌گرفتند که ببینند آیا در آن قسمت‌ها هیچ کشوری آمادگی آن را داشت که به جرات آنها را تحت حمایت خود قرار دهد یا خیر. پس از مدتی آنها متوجه شدند که در کنار روسیه و چین، "محمود احمدی‌نژاد "، رئیس‌جمهور ایران، نیز علاقمند است به آنها در زمینه انتقال دانش و فناوری کمک کند. دولت تهران به رغم وجود همه تفاوت‌های سیاسی، مذهبی و فرهنگی، بر آن شد که درهای خود را به سوی آمریکای لاتین باز کند، زیرا این اقدام امکان آن را برای ایران فراهم می‌کرد که بر روی سودهای ناشی از قیمت بالای نفت سرمایه‌گذاری کند و از طرف دیگر، بر تلاش کشورهای غربی برای انزوای این کشور غلبه کند. ایران برای کشورهای آمریکای لاتین یک هم‌پیمان واقعی بوده و هست، زیرا توانسته به رغم وجود تحریم‌هایی که توسط کشورهای غربی به آن تحمیل شده، فناوری خود را به طور وسیعی مستقل از تولیدات آمریکا و اتحادیه اروپا توسعه دهد.
* ایران و ونزوئلا دست‌های آمریکا را بسته‌اند
مسئله دیگر، توسعه همکاری‌های بین قاره‌ای است که در اولین گام برای این هدف، ونزوئلا و ایران توانستند آمریکا را تحت فشار قرار دهند. این دو کشور و همچنین بقیه کشورهای عضو آلبا طی دهه‌های پیش چندین بار تجربه کرده‌اند که واشنگتن هنگامی که منافعش ایجاب کند هیچ منعی از این بابت ندارد که با ابزارهای سیاسی، نظامی و سرویس اطلاعات مخفی خود در امور این کشورها دخالت کند. آمریکا به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده نفت خام در جهان، به همان اندازه به واردات این دو کشور وابسته است. بنابراین وضعیتی تکرار می‌شود که واشنگتن در سال 2002، زمانی که نئوکان‌های "جرج بوش "، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، جنگی خلاف حقوق ملل علیه عراق طراحی کردند، در آن قرار داشت. از آن جایی که کارشناسان امور استراتژیکی در پنتاگون باید تلاش می‌کردند که مانع از انتقال نفت "صدام حسین " از طریق تنگه هرمز شوند، مجبور بودند که پیش از آغاز جنگ تامین نفت از ونزوئلا را تضمین کنند. بنابراین، می‌توان این مساله را از علل شکست کودتای روز 11 آوریل 2002 در ونزوئلا دانست. این کودتا، به دلیل این که مردم چاوز را - که دستگیر شده بود- مطابق قانون اساسی دوباره به سمت خود بازگرداندند، منجر به شکست شد.
همین وضعیت هم‌اکنون دوباره تکرار می‌شود، تنها با این تفاوت که به جای عراق، ایران وارد ماجرا شده است. برای آمریکا این مشکل وجود دارد که نمی‌تواند به هیچ یک از این دو کشور به طور جداگانه حمله کند (یا به اسرائیل اجازه دهد که ایران را بمباران کند)، چرا که دیگر هیچ نفتی از ونزوئلا یا کشورهای حوزه خلیج فارس به دست نمی‌آورد. با این پیش زمینه، هر گونه حمله از جانب آمریکا یا اسرائیل به ایران، نوعی حمله به ونزوئلا- و بالعکس- ارزیابی می‌شود. هر کس که در تحلیل خود، از روابط بین ونزوئلا و ایران چشم‌پوشی کند، یا معلومات وی در این خصوص بسیار محدود است و یا آگاهانه به عنوان دشمن انقلاب ایرانی و بولیواری فعالیت می‌کند.
* تدابیر اسرائیل برای جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در آمریکای لاتین
رژیم‌ها در تل‌آویو به این مساله توجه نمی‌کنند که چطور ایران از یک سو حضورش را در آمریکای لاتین پی در پی گسترش می‌دهد و از سوی دیگر موضع‌گیری قطعی هم‌پیمان خود، چاوز، را در خصوص جنگ تهاجمی صهیونیست‌ها علیه لبنان (2006) و غزه (2009/2008) دریافت می‌کند. سه سال پیش دیپلماسی اسرائیل در خصوص روابطش با آرژانتین موفق شد در "بازار مشترک جنوب " در آمریکای لاتین (مرکوسور) موقعیت خوبی به دست آورد، در حالی که ونزوئلا هنوز هم درباره پذیرش عضویت کامل این بازار تجاری مردد است و آخرین بار احزاب مخالف راست‌گرا در پارلمان برزیل مانع از عضویت آن شدند. کشور برزیل به همراه آرژانتین، پاراگوئه و اوروگوئه، مرکوسور را تاسیس کردند. طبق اخباری که در روز 30 می سال 2009 از وزارت خارجه اسرائیل به بیرون درز کرد، "دنی آیالون "، معاون وزیر امور خارجه این رژیم در نظر داشت در نشست سازمان کشورهای آمریکایی (OAS) که قرار بود در روز دوم و سوم ژوئن در هندوراس برگزار شود، با نمایندگان چند کشور آمریکای لاتین ملاقات کند. در ادامه این خبر، اعلام شده بود که آنها در نظر دارند از این طریق از پیشروی ایران جلوگیری کنند. این اطلاعات، بخشی از مبارزه وزارت خارجه تل‌آویو بود که "آویگدور لیبرمن " اولترا صهیونیست آن را هدایت می‌کرد.
در روز 26 می سال 2009، بسیاری از خبرگزاری‌های اروپایی با مراجعه به یک گزارش محرمانه وزارت خارجه اسرائیل گزارش دادند، ونزوئلا و بولیوی از طریق تامین اورانیوم تهران از برنامه هسته‌ای ایران حمایت می‌کنند. این گزارش، تاکنون صریح‌ترین حمله رژیم صهیونیستی به دو رقیبش در آمریکای لاتین است. تا امروز، اسرائیل این مساله را که "شرکت‌های امنیتی محرمانه " توسعه سیاسی منطقه را تحت تاثیر قرار داده‌اند پنهان کرده بود.(1) گذشته از این، سفارتخانه‌های اسرائیل در کشورهای آمریکای مرکزی، به طور مرتب شرکت در سمینارهای آموزشی را برای کارمندان شاغل در شعبه‌های وزارت‌خانه‌های اسرائیل در شهرهای مختلف پیشنهاد می‌کردند. این واقعیت‌ها ثابت می‌کند که تل‌آویو نه تنها ایران، بلکه هم‌پیمانان آلبا را نیز به دقت زیر نظر داشته است.
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس