جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

برنامه90 - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

دلتون بســــــــــوزه!!
غلط کردید بی‌شمارید!

 

حسین قدیانی

. . . نه، آب لازم نبود؛ به اندازه کافی شسته بود باران، مزار یاران را. «به لاله در خون خفته»، اگر دعای مادران شهدا نبود باران نمی‌آمد. خدا جای حقی نشسته است؛ آقای قالیباف، تونل توحید را دیدم؛ زیباست اما شیفتگان خدمت هر از چندی یک دفاعی هم از ولایت کنند راه دوری نمی‌رود. تونل توحید زیباست اما دفاع از ولایت، از آن زیباتر است.

جناب شهردار، با وجود این همه شن و ماسه و سایت‌های برف‌روبی و بیل و کلنگ مکانیکی، که از تابستان در خیابان‌های تهران کار گذاشته‌اید، می‌دانید چرا برف نیامد؟ شما می‌خواهید با سوء‌استفاده از نزولات آسمانی، مدیریت شهری را به رخ شهروندان بکشید. خدا غرور دارد و اجازه استفاده ابزاری از نعمات آسمانی‌اش را به شهرداری، به مجلس، به دولت؛ حتی به سران فتنه نمی‌دهد. دم خودم گرم؛ همه را با هم زدم! خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را که نگه نداشتی اما از نهضت خمینی محافظت بفرما. کارهای خدماتی با ما، دفاع از ولایت فقیه با تو. افتتاح تونل توحید با ما، اقتدار نظام با تو. خدمت به ملت با ما، پاسداری از آرمان‌های انقلاب با تو. سکون از ما، حرکت از تو. سکوت از ما، حرف زدن با تو. خوردن نان امام با ما، تنظیم و نشر آثار حضرت امام با تو. در ثانی، الان سازمان بازرسی به دوشغله‌ها گیر می‌دهد و عده‌ای هم دفاع از ولایت را شغل حساب می‌کنند. البته یک عده هم شغل حساب نمی‌کنند؛ چون به جای حقوق و مزایا دردسر دارد و از همه بدتر بازنشستگی‌اش پیش از موعد نیست!

بقیه در ادامه مطلب-حتما بخوانید


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ | موضوع: | نظرات ()

شیخ بی سواد در برنامه90(طنز)
شیخ بی‌سواد در 90

 

علی‌اکبر بهشتی

فردوسی‌پور: خیلی‌خیلی خوشحالیم از اینکه در خدمت شما هستیم. امشب برنامه‌مون یه‌مقدار دیر شروع شد.

الان ساعت یک ربع به 11 است و فکر کنم تا حول و حوش بوق سگ در خدمت‌تان باشیم. در هفته گذشته اتفاقاتی عجیب و غریب افتاد که ما در این برنامه به همه آنها خواهیم پرداخت. ما امشب در خدمت شیخ از خدا بی‌خبر یا همان شیخ‌بی‌سواد(شین)هستیم. خیلی خوش‌ آمدید.

شین: به شما که عرض کنم، الان من چقدر وقت دارم؟

فردوسی‌پور: ما حالا حالا‌ها در خدمت شما هستیم. جناب شیخ ما اول برنده‌های هفته گذشته را انتخاب کنیم؛ از

یک تا 150000؟

شین: بشمارم؟

فردوسی‌پور: نه باید انتخاب کنید.

شین: چی‌رو انتخاب کنم؟

فردوسی‌پور: ‌برنده‌های مارو.

شین: برنده‌های شما کجان؟

فردوسی‌پور: هیچی‌بابا، یه شماره بگو.

شین: به شما که عرض کنم موبایلم رو که حفظ نیستم، شماره دفترم رو می‌دم!

فردوسی‌پور:‌ ببینین، یه شماره از یک تا 150000 بگین.

شین: من الان چقدر وقت دارم؟

فردوسی‌پور: از وقت خیالتان راحت باشه. یه شماره بگو از یک تا 150000. از یک تا 150000، 150000 عدد است،‌یکی را انتخاب کنید. خیلی راحت است.

شین:‌ چه‌جوری از بین 150000 تا عدد، یکی را انتخاب کنم؟ 150000 عدد است، یکی دو تا که نیست!!

فردوسی‌پور:‌کاری نداره که. یه عدد بگو از یک بزرگ‌تر، از 150000 کوچک‌تر!

شین: خود یک هم حسابه؟

فردوسی‌پور: آره حسابه.

شین: 150000 چی؟

فردوسی‌پور: اونم حسابه، تو رو خدا یه عدد بگو قال قضیه رو بکن. الان اتاق فرمان دارن بال بال می‌زنن!

شین: به شما که عرض کنم دقیقاً چقدر از وقتم مونده؟

فردوسی پور:‌ از یک تا 150000 لطفاً. از وقتم نگران نباش.

شین: بالاخره من باید بدونم چقدر وقت دارم. به شما که عرض کنم....

فردوسی‌پور: ما تا آخر برنامه در خدمت شما هستیم. جان من یه شماره بگو.

شین: از یک تا 150‌هزار، یا اینکه هر شماره‌ای دلم خواست؟!

فردوسی‌پور: اصلاً هر شماره‌ای که دلت خواست، فقط جان من یه شماره بگو. بابا الان نصف وقت برنامه گذشت، یه شماره نگفتی.

شین: به شما که عرض کنم، شماره‌ چی‌رو نگفتم؟

فردوسی‌پور: یه شماره از یک تا 150000.

شین: حالا چرا از یک تا 150000؟!

فردوسی‌پور: ما در برنامه‌مون هر هفته یه مسابقه SMS داریم و هفته بعدش برنده‌ها رو انتخاب می‌کنیم.

شین: اِ، چه خوب!

فردوسی پور: ببینید؛ هفته گذشته 1100000 نفر به برنامه‌مون SMS دادن. خب؟!

شین: خب!

فردوسی‌پور: حالا ما این شماره‌ها رو به چند دسته تقسیم کردیم و از میهمان برنامه می‌خواهیم میان هرکدام از این دسته‌ها یک عدد را به صورت رندوم انتخاب کنند.

شین: ‌هفته پیش چند نفر SMS دادن؟

فردوسی‌پور: 1100000.

شین: خب حالا من چه‌کار کنم.

فردوسی‌پور: یه شماره بگو.

شین: همان 1100000!

فردوسی‌پور: از یک تا 150‌هزار.

شین: مگه نگفتی 1100000 نفر SMS دادن؟

فردوسی‌پور: آره،‌ اما از یک تا 1100000 را ما تقسیم کردیم در چند دسته. دسته اول از یک تا 150000 است.

شین: دسته دوم از چند تا چند است؟

فردوسی‌پور: از 150000 تا 300000.

شین: 200785.

فردوسی‌پور: 200785 چی؟

شین: از 150000 تا 300000، یه عدد انتخاب کردیم دیگه.

فردوسی پور: نه، شما پرسیدی دسته دوم از چند تا چند است، من هم جواب دادم.

شین: اِ ! من خیال کردم پرسیدی از 150000 تا 300000 یه عدد انتخاب کنم.

فردوسی‌پور: مشتی، 2 ساعته از یک تا 150000 یه شماره انتخاب نکردی، اون‌وقت از 150000 تا 300000 یکی را انتخاب می‌کنی؟! اول از یک تا 150000 انتخاب کن.

شین: 25/1.

فردوسی‌پور:‌ اعشاری قبول نیست.

شین: 1 بر روی 25.

فردوسی‌پور: کسری هم قبول نیست.

شین: 1 به توان 25.

فردوسی‌پور:‌ توان، حساب نیست. اصلا یه شماره رند بگو.

شین: 09122000000

فردوسی‌پور: شماره موبایل نه، از یک تا 150000.

شین: 1 رادیکال 25.

فردوسی‌پور: 1 رادیکال 25، کوفت! 1 رادیکال 25،‌درد! 1 رادیکال 25، حناق! خون جیگرم کردی یه شماره بگی. پاشو برو بیرون بابا.

شین: ‌به شما که عرض کنم، من هنوز تا پایان برنامه وقت دارم؛ بیرون هم نمی‌رم! چه کار می‌خوای بکنی؟!‌

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/٧ | موضوع: | نظرات ()

میانه روی ابوموسی اشعری در برنامه90(طنز)
میانه‌روی ابوموسی در برنامه 90

 

حسین قدیانی

فردوسی‌پور: به نام خدا. خیلی‌ خیلی خوشحالیم از اینکه در خدمت شما هستیم. در هفته گذشته اتفاقات بسیار مهمی در صحنه سیاست افتاد و ما برای اینکه بدانیم الان آیا ابتکار عمل دست میانه‌روها افتاده یا نه و یک مقدار در این‌باره ریز شویم از جناب ابوموسی اشعری دعوت کرده‌ایم و مفصل راجع به این موضوع صحبت خواهیم کرد. اما در برنامه هفته قبل یک میلیون و خورده‌ای به ما SMS دادند که چون پولش رفت در جیب مخابرات ما از بین همه عزیزانی که SMS دادند، قرعه‌کشی می‌کنیم. جناب ابوموسی! از یک تا 200 هزار؟

ابوموسی اشعری: از یک تا 200 هزار، چی؟!

فردوسی‌پور: از یک تا 200 هزار، یک عدد را انتخاب کنید.

ابوموسی اشعری: 3 میلیون.

فردوسی‌پور: از یک تا 200 هزار.

ابوموسی اشعری: همان یک.

فردوسی‌پور: 0912639 آخرش 53، از 200 هزار تا 400 هزار؟

ابوموسی اشعری: ما رو آوردی جدول ضرب بپرسی یا درباره میانه‌روی صحبت کنیم؟ عادل‌خان! سری پیش هم ما رو آوردی اینجا به بهانه حکمیت اما...

فردوسی‌پور: حالا البته به بحث میانه‌روی هم می‌رسیم. الان آقای غیاثی پشت خط هستند. سلام آقای غیاثی.

غیاثی: به نام یزدان بخشاینده.

فردوسی‌پور: از 400 هزار تا 600 هزار؟

غیاثی: مشتی! حالا بذار برسیم؛ خب حالا 500 هزار و پنجاه.

فردوسی‌پور: 094442 آخرش 78.

ابوموسی اشعری: اِ، اینکه شماره ابن‌ملجم است. این ذلیل مرده چطوری SMS داده؟ سیم‌کارتش رو که سوزونده بودن.

فردوسی‌پور: چه جالب، ابن ملجم برنده یک دستگاه موبایل LG KP199 شدند با ضمانت گلدیران. اگر آقای ملجم بیدارند فردا به سایت 90.TV.ir مراجعه کنند. اما آقای غیاثی، درباره لخت شدن عمروعاص این روزها حرف و حدیث در محافل سیاسی زیاد مطرح شده. الان شما تصویر را ببینید. در تصویر عمروعاص مشغول اون کار بوده، با دایره مشخص شده.

غیاثی: ببینید آقای فردوسی‌پور!

فردوسی‌پور: اگر ممکنه صدای گیرندتونو ببندید، ممنون می‌شم.

غیاثی: داور باید به عمروعاص کارت قرمز بدهد و او را از حضور در میادین به دلیل حرکت زننده و غیر ورزشی محروم کند.

ابوموسی اشعری: به نظر من داور فقط باید یک تذکر بدهد، فوقش کارت زرد.

غیاثی: شما مثل اینکه کلا آدم میانه‌رویی هستین. این حرکت الان طبق مقررات فیفا محرومیت داره و فیفا با این حرکات بشدت برخورد می‌کنه.

ابوموسی اشعری: اما کاری که آقای عمروعاص کرد یک اعتراض مدنی بود و شما باید ببینید که بقیه چی کار کرده بودند که عمروعاص مجبور شد همچین حرکت شنیعی را مرتکب بشه.

غیاثی: من کارشناس داوری هستم یا ابوموسی؟ اصلا این اشعری یک عکس با شورت ورزشی داره؟

ابوموسی: این حرف شما مصداق بارز تندروی است؛ به جای این حرف‌ها ابتکار عمل را باید میانه‌روها دست بگیرند. من خودم در تاریخ به میانه‌روی مشهور هستم. مواضع من در آرشیو روزنامه «کوفه امروز» متعلق به سازمان موتوری شهرداری کوفه موجود است.

فردوسی‌پور: الان آقای دکتر دودمان پشت خط هستند، رئیس اسبق‌ فدراسیون فوتبال کوفه.

دودمان: با سلام خدمت میهمانان برنامه‌تان آقایان ابوموسی اشعری و غیاثی.

فردوسی‌پور: شما درباره این صحنه نظرتان چیست؟ الان آقای غیاثی معتقد به کارت قرمز است و جناب اشعری تنها راه برون‌رفت از بحران را ماله‌کشی و به نوعی سرهم‌بندی مسائل می‌داند.

اشعری: من گفتم میانه‌روی،‌نه ماله‌کشی.

دودمان: در دوره من هیچ‌کس بدون اجازه من،‌دست به آب نمی‌زد.

فردوسی‌پور: آقای دودمان! این دیکتاتوری نیست؟

دودمان: من بیش از 4 سال رئیس فدراسیون بودم و 3 تا افتخار داشتم! غلط کردند من را برداشتند.

ابوموسی‌اشعری: این یعنی میانه‌روی.

فردوسی‌پور: نظر شما درباره صحنه مذکور چیست؟

دودمان: اشتباه اینها این بود که من را برداشتند.

فردوسی‌پور: از شما و آقای غیاثی خداحافظی می‌کنم. می‌ریم به بخش دوربین 90. این تصویر رو یکی از علاقه‌مندان برنامه 90 برایمان فرستاده. واقعاً محبت و لطف شما به برنامه 90، ما رو شرمنده کرده.

ابوموسی‌اشعری: آقای عادل‌خان! در این تصویر که مربوط به «فیفا 2000» است،‌من اوناهاشم؛ اونی که لباس و شورت مشکی تنش کرده. من اونجا دارم میانه‌روی می‌کنم؛ فقط در محورهایی که با فلش دوطرفه مشخص شده حرکت می‌کنم.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس