جهانگیر:به نام خدا.ما از الان،امید جان ساعت چنده؟
گلمکانی:من امروز ساعت نبستم.
شیخ:به شما که عرض کنم؛الان ساعت...
جهانگیر:ما که هنوز شما رو به بیننده ها معرفی نکردیم.
شیخ:منو همه می شناسن، نیازی به معرفی ندارم.
جهانگیر:گفتم "امید" این مصیبت رو دعوت نکنیما؟!
گلمکانی:باحاله می خندیم.
شیخ:چی گفتین؟
جهانگیر:هیچی،داشتم می گفتم از الان به مدت چند ساعت در خدمت شما هستیم و به همه رشته های ورزشی خواهیم پرداخت.یک بخشی داریم به نام نامه های مردمی که امید گلمکانی زحمت آنرا می کشد.این نامه ها به قدری زیاده که ما اگر بخوایم تا صبحم بخونیم تموم نمی شه.ایمیل برنامه هم هست.
شیخ:نوش جان،من میل ندارم.
جهانگیر:میل چی رو ندارین؟
گلمکانی:شیخ مزاح می کنه.
جهانگیر:بله،خدا این برنامه رو ختم به خیر کنه.ما امروز یک کارشناس هم به برنامه دعوت کردیم که تا آخر برنامه در خدمت ایشان هستیم.جناب شیخ که معرف حضور همه هستن.یک سلامی با بینندگان ما بکنید.
شیخ:به شما که عرض کنم؛داشتی یه چیز دیگه میگفتی! من کلا چقدر وقت دارم؟
جهانگیر:نگران وقت نباشید.
شیخ:این جوری که نمی شه.من می خوام زمان خودمو حساب کنم.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |