چند روز پیش یکی از فعالان دانشجویی مطرح در حین فرار با چادر زنانه از دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و پخش تصاویر زنانه او عکس العمل های جالبی در بر داشت.
عده ای از دوستان خانم توکلی در یک اقدام سنجیده اقدام به تشکیل کمپین "مردان با حجاب" نموده و عکس های زنانه شان را منتشر کرده اند.
سطور زیر را از سایت خبرنامه امیرکبیر بخوانید:
"سرت را همانند همیشه بالا بگیر! کار تو بزرگ بود، شاید پوشش زنانه به تن کردن تو، برای جان به در بردن از آن التهاب، بوده باشد، اما با این کار، باز هم چهره ایی دیگر از این جماعت را افشا کردی! و آن چهره زن ستیز این جماعت رو به زوال بود"
"در این ماجرا، ذوق زدگی بیش از حد، مانع از اندکی تدبیر در این جماعت گردید، که این کار آنان، پیامی رساتر از آن چیزی داشت که به زعم خودشان دنبال می کردند و شاید مصداقی بجا از مثالی مشهور شد که "از قضا سرانگبین صفرا فزود" و این بازی مبتذل بدل به نمایش روح زن ستیز این طایفه در این کار به اصطلاح رسانه ایی گردید و ضمیر ناخود آگاه آنان را، دراین باره، هویدا ساخت."
"این اتفاق بازتابی است روشن از اندیشه آنانی که به نگاهشان به زن و تمام نشانه های زنانه تحقیر آمیز است. حجاب که همیشه فراتر از اختیار و انتخاب، "افتخار اجباری" زنان این سرزمین بوده است حالا به عنوان نشانه سرافکندگی مورد استفاده قرار می گیرد. آنان لباس زنانه بر تن او می کنند و از او عکس می گیرند و تصور می کنند تمام سرافرازی توکلی را از او گرفته اند."
"تصویر های زننده منتشر شده از این دانشجوی حق طلب و مبارز، بیان گر عقاید بیمار و کوتاه ریشه دوانده در ضمیر ناخودآگاه سرکوب گران است. کاریکاتوری است منعکس کننده اعتقادات ضد و نقیض آنان! بار دیگر به آن عکس های باور نکردنی نگاه کنید. آیا تصویری بهتر از این می توانست تلخی و تحقیر پوشش اجباری را این طور صریح و واضح منتقل کند؟ "
"باید به کسانی که نا آگاهانه و ساده لوحانه ارزش های خودشان را به لجن می کشند خندید و از سویی باید غمگین بود برای کسانی که به حجاب باور درونی دارند و با نمایش مضحک اجبار در ایران سالهات که آنها نیز تحقیر می شوند."
"فردی را تصور کنید که خالی الذهن با این خبر و این حد از ذوق زدگی روبرو شود، چه پرسشی برای او شکل می گیرد؟ به یقین اولین پرسش برای او این خواهد بود که مگرشبیه زن شدن می تواند اینقدر مایه تحقیر و ناچیزشمردن شود؟! و آیا زن در این وادی به این اندازه نماد ضعف است که پوشش او را به تن کردن، چنین مایه تحقیر و ناچیز شدن می گردد؟ و هیاهو می آفریند؟"
آنچه خواندید یعنی: اگر گمان می کنید با انتشار این تصاویر سبزعلی ها از رو می روند کور خوانده اید.
خواستم به سراغ پاسخگویی منطقی به نوشته هایشان بروم و بنویسم:
دوستان روشنفکر (!!)، خداوند مرد را مرد آفرید که مرد باشد و زن را زن که زن باشد. به فراخور جنس دوگونه شان هر یک بایسته گی هایی دارند که برای گونه دیگر روا نیست. شمایل زنانه برای مرد همانقدر مضحک است که شمایل مردانه برای زن بی شرمانه. این یعنی انتقاد از مردی که در هیکل زنانه ظاهر می شود، ربطی به تمسخر زنانگی ندارد. زنانگی در قامت زن همانقدر ستوده است که در هیکل مرد مضحک. اگر درک این مطلب دشوار است ساده تر می گویم: اگر پوشیدن چادر بر مردان روا و مضحک نیست چرا همیشه با لباس زنانه و البته بزک و کفش های پاشنه سی سانتی به دانشگاه نمی آیید!؟ چرا از فرو رفتن در قامت زنانه شرم دارید؟ مگرشبیه زن شدن می تواند اینقدر مایه تحقیر و ناچیزشمردن شود؟! چرا به مقام شامخ زن توهین می کنید؟! بماند که مگر تمسخر چادر و پوشش، شما را آزرده می کند؟! شما را که با این "افتخار اجباری" نسبتی نبود. پیشترها که مرام و مسلکتان چیز دیگری بود عزیزان! یادتان نمی آید!؟
خواستم بیشتر بنویسم ولی ... "برای که می نویسی؟ اگر قرار بود سخن عقلانی و منطقی را بشنوند اینجا نبودند برادر. با که سخن می گویی؟!" اینگونه بهتر است:
اول اینکه دوستان مراقب باشند با این تحلیل های منطقی ممکن است گوی سبقت را از پرنسسشان بربایند و از سوی مجله foreign policy به عنوان متفکر دوم سال 2009 مطرح شوند. عواقب متفکر شدن به عهده خود دوستان است!
ثانیا اگر واقعا ایشان تصمیم گرفته اند تمام کارکردهای زنانه را نیز به عهده بگیرند (که در این صورت کار سبز ها به عجب جای باحالی رسیده!) در کمپین دیگری با نام "اوا خواهر" این موضوع را مطرح کنند! دوستان ناراحت نشوید، به قول خودتان :سرت را همانند همیشه بالا بگیر!
بازم ثانیا این که بایستی سریعا مقدمات ایجاد رشته دانشگاهی "مردان و زایمان" توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مهیا شود.
ثالثا:
فیلترینگ گاهی حتی حرف های ما را هم نا تمام می گذارد!!!!!!