جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

شمس العماره - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

سیمای زن در صدا و سیما

سیمای زن در صدا و سیما

اخیرا شاهد پخش سریال های روتینی از صدا و سیما هستیم که کما فی السابق،«زن» جزء لاینفک این سریال هاست. اما آیا شخصیت پردازی این زنان نیز به درستی انجام گرفته و بیننده را اقناع می کند؟!

با نگاهی اجمالی به این شخصیت ها در می یابیم که در این ضمینه بسیار ضعیف عمل شده و متأسفانه با یک دید غربی به آن پرداخته شده است. در واقع ما الگویی از یک زن مسلمان ایرانی را در این سریال ها نمی بینیم. در ادامه شخصیت بانوان این سریال ها بررسی خواهد شد.

دلنوازان

رعنا : با توجه به اینکه رغنا ، نمونه ی یک زن فهمیده ، صبور،فداکار و ضمنا زیرک است،اما به راحتی به همسرش که در بحرانی ترین حالات به دادش رسیده،شک نموده و پشت می کند و در

عوض،به شوهر سابقش که به مجرم بودنش نیز اذعان دارد،اعتماد می کند!ِ این یک امر کاملا غیر طبیعی است. رعنا، ناظم یک مدرسه است که ظاهرا در مدیریت محل کارش، بسیار قوی تراز محیط خانه عمل کرده است. (البته این یکی از معضلات زنان امروز جامعه ی ماست.)

یلدا : دختری مرموز، متهم به کلاهبرداری، با ظاهری ساده و مظلوم.

او به هنگام ازدواج مهم ترین مسائل زندگیش را از همسر آینده اش، پنهان می سازد و از ابتدا با بی صداقتی وارد زندگی مشترک می شود.

مهتاب : شاید تنها شخصیتی که تا حدودی توانسته از اینگونه آسیب ها،دور بماند،«مهتاب»باشد.او شخصیتی است کاملا سفید و به دور از هر گونه ناپاکی،به طرز اغراق آمیزی، خود را فراموش کرده است و

به «حلال مشکلات این و آن» بدل شده است!

«مهتاب» نمونه ی یک دختر مذهبی است. پس از او انتظار می رود موازین و شئون اسلامی را به طور کامل اجرا کند. اما در طول سریال می بینیم که از روابط غیر ضروری با نامحرم اجتناب نمی ورزد.

روشنک : او دختری است که مداوم با اطرافیانش و حتی با خودش(!)

درگیر است. بسیار لجباز و غیر منطقی است. ویژگی های اخلاقی منفی، زیاد دارد و اصلا هم حاضر نیستبرای بهتر شدن روابط تیره ای که با همسرش دارد ، خود را عوض کند و در رفتارش تجدید نظر نماید. در واقع، او تبدیل به یک «نقطه ی انفجار» شده است! مبنای ازدواج او با همسرش،شباهت های اخلاقی بچگانه ی آن دوست. اودر روابط با همسر،بسیار تند و عصبی و از موضع اقتدار وارد می شود. در واقع،بر شوهرش ریاست می کند و ضمنا جایگاهش در خانه و خانواده به عنوان یک «زن» معلوم نیست!

خواهر رامین : او که نقش خواهر شوهر روشنک را ایفا می کند، بیش از حد حسود و فضول نمایانده می شود.

شمس العماره

پری خانم : عفت و حیای زن مسلمان ایرانی، هرگز به او اجازه ی عرضه به نامحرم را نمی دهد!پری خانم داستان،زن سنتی ایرانی است و نه زن مدرن غربی. بلکه چهره ی غلو شده ای است که حرمت زن ایرانی را خدشه دار می کند. زنی با احساسات مادرانه که نشان از مهر و محبت یم زن ایرانی دارد. این زن ایرانی، در طول سریال، به بیننده القاء می کند که زنان نیز می توانند در امرخواستگاری و ازدواج پیش قدم باشند. علاوه بر ناز و کرشمه ای که مختص زندگی زناشویی است، به راحتی به«هرمز»که مردی کاملا بیگانه است،عرضه می شود. گویی زن، فقط مجموعه ای از احساسات بی پایه است.....!

عمه شمسی : او به پای عشقی دیرینه نشسته و قرار نیست که اصلا ازدواج کند. تا اینکه در انتهای سریال،این عشق قدیمی باز می گردد و این دو بالاخره به وصال یکدیگر می رسند و اصلا اهمیتی ندارد که شمسی خانم سالهای طولانی عمرش را هدر داده باشد!!

لیلا : ظاها این سریال به دنبال تبیین جایگاه خواستگاری سنتی و اصول ایرانی است. اما خواستگاری لیلا به هیچ وجه شباهتی به آن ندارد. مراسم خواستگاری یک مراسم کاملا رسمی است و شخص خواستگار هنوز یک «نامحرم» است، اما در مورد لیلا ، بیشتر شبیه برقراری نوعی روابط دوستانه با طرف مقابل بود که متاسفانه در قالب محیط خانواده، به نحوی توجیه می شد.... ملاک های ازدواج لیلا،معیارهایی است از قبیل صداقت، دیانت ، اخلاق،تحصیلات و...اما در انتهای سریال، خط بطلانی بر همه ی اینها کشیده و به یک باره عاشق می شود..! و ازدواج هایی از این دست را می پسندد.

دریا : شخصیتی بچگانه و بی ظرفیت که متاسفانه همانند مادرش، یک ازدواج عاشقانه داشته و اکنون گویا به بن بست رسیده است. دریا اصلا حمت شوهرش را رعایت نمی کند و مدام در حال داد و فریاد زدن بر سر اوست و این در حالی است که در اسلام،مرد نسبت به زن مرتبه ای از «ولایت» را داراست. اما ظاهرا دریا کاری جز تحقیر و سرزنش همسرش و مقایسه ی او با خواستگاران لیلا ندارد.

موضوعی که در این سریال بسیار جلب توجه می کند و در مورد تمام زنان آن صدق می کند،مسئله ی انواع لباس های مختلف و ست کردن رنگ لباس هاست.به نحوی که گویا عمل بدان،یک مستحب مؤکداست! البته تذکر این نکته، لازم می نماید که : نفس این عمل به خودی خود، هیچ اشکالی ندارد بلکه نشان از توجه فرد به ظاهرش دارد. اما اگر به حدی برسد که «مصرف گرایی» را به مخاطب القا کند، مذموم می باشد.

بهتر است از سریال طنز این شبها – مسافران – همبگذریم که زن یک موجود تحقیر کننده،مایه ی سلب آسایش،عصبی،عامل تنش و دعوا و ...معرفی می کند. آدم فضایی های قصه هم برای الگوبرداری،زن بد اخلاق،خاله زنک و بی توجه به خانواده را برمی گزیند که متاسفانه از گفتن کلمات رکیک هم ابایی ندارد. در این سریال، «تجرد» یک افتخار محسوب می شود. در چنین اوضاع و احوالی ، مردان،دیگر چاره ای جز پناه بردن به «صفاسیتی» ندارند!!

روزگاری، امام بزرگوارمان، امید آن را داشت که صدا و سیما تبدیل به یک دانشگاه عمومی شود. اما نه تنها چنین نشد، بلکه اکنون می بینیم عملا الگوهای غربی در رسانه ی ملی ما ترویج می شوند. به راستی؛ چه قدر از فرهنگ ایرانی – اسلامی مان فاصله گرفته ایم که به راحتی زن ممتاز ایرانی،با همه ی عفت و پاکی و مهربانی و عطوفت و از خودگذشتگی و شجاعتش،جای خود را به یک زن بی هویت دهد؟!!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/٧ | موضوع: | نظرات ()

شمس العماره

نقد محتوایی سریال «شمس‌العماره» همزمان با پخش آخرین قسمت

برتری‌های‌فنی در مقابل ترویج‌تجمل‌گرایی و شخصیت‌پردازی‌های قابل‌تأمل

 

 این سریال 50 قسمتی که پخش آن از تابستان سال جاری آغاز شد، در حالی به‌پایان می‌رسد که در کنار موفقیت در جذب مخاطب و تکنیک‌های حرفه‌ای تولید، با اشکالات محتوایی نیز همراه بود که نقد آن همزمان با پخش آخرین قسمت سریال می‌تواند در حکم یک جمع‌بندی باشد. رجانیوز همچنین آماده انتشار پاسخ احتمالی کارگردان و گروه نویسندگان این سریال به نقدهای وارده است:

مقدمه

یکی از بدیهی ترین انتظاراتی که از رسانه های تصویری می رود آن است که بتوانند با جذب حداکثری مخاطب، توفیق بیشتری در القای پیام های مورد نظر خود بیابند. در این جهت رسانه های دنیا تلاش خود را مصروف تولید آثاری بدیع تر و جذاب تر می نمایند و می کوشند با نوآوری در ساخت محصولات مختلف، خود را بیش از پیش در میان شبکه های تلویزیونی دیگر مطرح نمایند.

سیمای جمهوری اسلامی نیز هرچند در سال های ابتدایی فعالیت خود توجه چندانی به این مسئله نداشت اما به تدریج دریافت که تمرکز صرف بر مضامین اخلاقی و دینی بدون توجه به احراز شاخصه های رسانه ای، نمی تواند توفیق چندانی برای آن به همراه داشته باشد. به ویژه آن که وجود رقبای رسانه ای نیز بیشتر احساس می شد. لذا سازمان در سال های اخیر در کنار عموم آثار متوسط و ضعیف، برخی آثار فاخر و جذاب نیز تولید کرده و در این مسیر نیز توفیقاتی را به همراه داشته است و کیفیت فنی و هنری این آثار (به ویژه محصولات نمایشی) در سال های اخیر رشد داشته است. البته تأکید می گردد این بدان معنا نیست که کیفیت تمامی برنامه های سیما رشد داشته اما به هر تقدیر رشد فنی وهنری عمومی قابل انکار نیست.

از اوایل تابستان سال 88 پخش سریالی با عنوان «شمس العماره» از شبکه دو سیما آغاز شده که توانسته در جذب مخاطبان روندی صعودی را طی نماید. نقد زیر به بررسی برخی موارد محتوایی این سریال همزمان با پخش قسمت آخر آن اختصاص دارد.

معرفی سریال

«شمس العماره» روایتگر داستان خانواده ای اشرافی در زمان حال است که در عمارتی بسیار مجلل و وسیع زندگی می کنند و دختر خانواده بنا به وصیت پدر تازه در گذشته اش باید با یکی از خواستگاران متعددش ازدواج کند تا بتواند این عمارت را از آن خود نماید. داستان سریال در واقع به خواستگاری های متعدد و خواستگارهای مختلف دختر (لیلا) می پردازد.

ارزیابی مجمل فنی و هنری

با وجود بهره گیری از یک لوکیشن محدود و فیلمبرداری داخلی تمام سریال، کارگردانی و تدوین مناسب سریال باعث شده است تا مجموعه ریتم مناسبی داشته باشد. از سوی دیگر، فیلمنامه مناسب سریال (به ویژه در قسمت های ابتدایی) در کنار مهارت بازیگران در ارائه صحیح کاراکترهای داستان، باعث شده است تا مجموعه شمس العماره به لحاظ ویژگی های هنری در سطح قابل قبولی قرار گیرد. به ویژه آن که «شمس العماره» از این جهت می تواند نمونه ای برای ساخت برنامه های با کیفیت و کم هزینه به حساب آید که با به‌کارگیری کارگردان تلویزیونی و استفاده بیش از یک دوربین هم به بازیگران اجازه اجرای بهتر و طبیعی تری می دهد و هم در مراحل تصویربرداری باعث تسریع می شود. البته استفاده از این شیوه موجب افت کیفی سریال نیز نشده و به طور محسوسی از آثار طنزی که با این روش ساخته شده اند، (به عنوان نمونه کارهای شاخص طنز مهران مدیری) با کیفیت تر ارزیابی می شود.

ترویج زندگی تجملاتی

خانواده گشایش در خانه ای ویلایی در میان یک باغ زندگی می کنند که (به بیان شخصیت های سریال) 9 هزار متر وسعت دارد. در حالتی خوش بینانه، قیمت این عمارت حدود 50 میلیارد تومان است. زندگی در چنین عمارتی که خرید آن در میان قشر ثروتمند جامعه نیز به آسانی ممکن نیست، فاصله زیاد سطح زندگی کاراکترهای سریال با واقعیت موجود در جامعه را به وضوح نشان می دهد.

اشاره های مستقیم افراد خانواده گشایش به سبک زندگی اشرافی خود در مقاطع بسیاری از سریال قابل مشاهده است. در یکی از قسمت‌های سریال لیلی می گوید: «من کفشای زیادی دارم، یکی برای کوه، یکی برای...» در جای دیگری، یکی از خواستگاران لیلا تفریحات خود را اسب سواری، ماهی‌گری و... می شمارد که از تفریحات اقشار ثروتمند محسوب می شود و از بضاعت قشر متوسط دور است.

نکته مهم دیگری که دلالت بر زندگی مرفه و اشرافی خانواده گشایش دارد، بیکاری اعضای این خانواده است. به نظر نمی رسد هیچ کدام از کارکتراهای اصلی خانواده گشایش (به غیر از رحمت و زیور که خدمتکاران خانه به حساب می آیند) شاغل باشند. در زندگی این کاراکترها، دغدغه تأمین مخارج زندگی روزمره به چشم نمی خورد و شخصیت های سریال برای کسب درآمد تلاشی نمی کنند.

در واقع بیننده با شخصیت های خانواده گشایش و به طور ویژه با لیلا همذات پنداری می کند و این امر باعث می شود که فشار شدیدی بر اثر تفاوت محسوس طبقاتی، بر مخاطبان طبقه ضعیف به لحاظ اقتصادی، وارد شود.

این در حالی است که با توجه به نامگذاری سال جاری به نام "اصلاح الگوی مصرف"، رسانه ملی باید توجه جدی به این امر داشته باشد و در آثاری از این دست نسبت به ترویج تجمل گرایی و ایجاد «فقر احساسی» در میان اقشار مختلف مخاطب حساس باشد. امری که پیش از این نیز هم در رهنمودهای مقام معظم رهبری و هم در نقدهای مشفقانه‏ی کارشناسان بر آن تأکید شده بود.

 


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۱ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس