ماییم و ملاکهای نوعی؛ چه کسی دروغ میگوید؟
عطاءالله بیگدلی
1-کسانی که با علم حقوق آشنایی دارند میدانند که در علم حقوق برای تشخیص امر حقوقی دو ملاک سترگ وجود دارد. معیارهای «شخصی» و معیارهای «نوعی». آنان که به ارادههای باطنی توجه بیشتری دارند، توجه مضاعفی بر ملاکهای شخصی دارند (مانند حقوق آلمان) و قائلان به ارادههای ظاهری، نظام نوعی را ترجیح میدهند. در فقه نیز غالباً ملاکها نوعی است و این مسأله در فقه امامیه آشکارتر است. به عنوان مثال و برای توضیح بحث در ملاکهای شخصی آن چه اهمیت دارد قصد واقعی شخص (یا طرفین معامله) است، در حالی که در ملاکهای نوعی بیش از اصالت قصد درونی طرفین یا طرف، ملاکهای عرفی و دلالتهای نوعی اعمال و الفاظ اصالت مییابد. درملاکهای نوعی؛ شخص، با فردی متعارف (Raisonnable person) سنجیده میشود و فرض میشود که یک «پدر خوب خانواده» در شرایط مشابه(Bon père de famille) چه میکرد. به عبارتی عمل هر فردی (حتی مجانین) با فردی متعارف در جامعه سنجیده میگردد و نه با نیتها و عناصر معنوی درونی و روشهای خودش.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |