جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

هاشمی - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

هاشمی و حذف شورای نگهبان

این نوشته در پی آن نیست که آیت الله هاشمی رفسنجانی ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا افرادی نظیر آقایان دکترحسن روحانی رئیس محترم کمیسیون سیاسی، دفاعی، امنیتی مجمع و دکتر محسن رضایی، دبیرمحترم این مجمع را به تلاش برای دور زدن قانون اساسی متهم کند و یا انگیزه آنان از اقدامی که در پی آن هستند را- خدای نخواسته- تأمین خواسته ها و منافع بر زمین مانده دشمنان اسلام و انقلاب بداند! ولی متاسفانه و با عرض پوزش باید گفت، نتیجه طرحی که آقایان در دست تهیه داشته و برای قانونی شدن آن تلاش می کنند، چه بخواهند و چه نخواهند -والبته که نمی خواهند- از یکسو «دور زدن قانون اساسی» و از سوی دیگر، تامین خواسته ای است که دشمنان بیرونی نظام و دنباله های داخلی آن طی 20 سال گذشته با همه توان برای دسترسی به آن تلاش کرده و می کنند. ماجرا در یک کلمه، حذف شورای نگهبان از چرخه تعیین صلاحیت نامزدهاست. این طرح که امروزه با قید «فوریت» و «خارج از نوبت» در دستور کار مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد، به گونه ای تنظیم شده است که اهداف اصلی و نهایی آن در پوششی ازلفاظی ها و ظاهرسازی های دهان پرکن، مخفی شده و در نگاه اول به چشم نمی آید و بعید نیست که این پنهان کاری به مسئولان مجمع نیز تحمیل شده و افرادی با زرنگی خاص- بخوانید با موذی گری و لفاظی های هزار لایه- اهداف نهایی طرح را از نگاه آنان مخفی کرده باشند!
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٢/۳ | موضوع: | نظرات ()

نامه سرگشاده به لاریجانی و هاشمی
نامه سرگشاده بسیج علم‌وصنعت به لاریجانی و هاشمی
قوه‌قضائیه بگوید سخنان رئیس‌جمهور درباره مفاسد آقازاده‌ها حق بود یا ناحق؟/ آقای هاشمی سرنوشت خود را به فرزندان‌تان گره نزنید

 

بسیج دانشجویی دانشگاه علم‌وصنعت ایران در نامه سرگشاده‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نکاتی را گوشزد کرد.

به گزارش رجانیوز، در این بیانیه آمده است:

جناب آیت الله آملی لاریجانی

با سلام و احترام

خبر ارجاع پرونده فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی موجی از امید را در دل دلسوزان کشور به وجود آورد ولی ذکر چند نکته ضروری به نظر می‌رسد.

توقع امت حزب‌الله آن بود که بعد از مطرح شدن مفاسد آقازاده‌ها توسط رئیس‌جمهور منتخب، حقیقت مطلب توسط قوه قضاییه مشخص شود که بالاخره رئیس‌جمهور به ناحق سخنی رانده است و یا… ولی قوه قضاییه سکوت کرد.

بعد از طرح ادعای کذب تقلب در انتخابات و پخش شدن صحبت همسر آقای هاشمی درمورد تشویق به اغتشاش در جامعه توقع بود قوه قضاییه واکنشی نشان دهد اما سکوت اختیار شد.

بعد از تجمعات غیر قانونی پس از انتخابات و پخش صدای خانم فائزه هاشمی که تلویحاًّ به رکن رکین نظام جسارت کرده بود، هر فرد ولایی را به واکنش وا می داشت اما طبق فرمایشات رهبری افراد غیرمسئول سکوت کرده و منتظر اقدام قوه قضاییه بودند ولی قوه قضاییه سکوت کرد.

روزها گذشت، 13 آبان مجدداً آقای یاسر هاشمی دیده شد ولی قوه قضاییه سکوت کرد.

خبر حضور خانم فائزه هاشمی درجمع حرمت شکنان روز عاشورا در سطح جامعه پخش شد، اما باز هم سکوت اختیار شد.

مردم در 9 دی مطالباتشان را بلند و یک صدا و با شکوه فریاد زدند. امام خامنه‌ای نیز در اولین سخنرانی پس از 9 دی فرمودند: "مسئولین کشور می بینند مردم در چه جهتی حرکت می‌کنند حجت بر همه تمام شده است حرکت عظیم روز چهارشنبه نهم دی ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه قضاییه می‌دانند که مردم در صحنه اند و چه می خواهند. دستگاه ها باید وظایف‌شان را انجام بدهند، هم وظایفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاش گر و ضد انقلاب و ضد امنیت هم وظایف‌شان در زمینه‌‌‌ى اداره‌‌‌‌‌‌ى کشور."

اما باز هم قوه قضاییه سکوت اختیار کرد، با این حال هنوز نمازتان قضا نشده است. تا وقت باقی است عیارتان را مشخص کنید.

جناب آیت‌الله آملی لاریجانی

بازی با افکار عمومی و مصلحت سنجی های خیالی بزرگترین ظلمی است که در نظام اسلامی می‌توان به عنوان یک مسئول به اسلام انجام داد. توقع مردم ان است که رسیدگیهایی که قرار است در مورد این دانه درشتها انجام شود واقعا زیر بنایی بوده و از سر رفع تکلیف نباشد. ماجراهای فساد سیاسی و اقتصادی این آقایان صرفا به همین چند ماه گذشته ختم نمی‌شود. ماجراهای مبادلات تجاری در کیش و کانادا نباید نادیده گرفته شود. گم شدن پرونده استات اویل همه را شوکه کرد. بسیج دانشجویی دانشگاه علموصنعت به عنوان دیدهبان تیزبین امت قهرمان ایران توقع دارد کار بررسی به این پرونده برای یک‌بار و همیشه، قاطعانه بررسی و یک‌سره شود. مقام معظم رهبری نیز در تبیین پیامدهای حماسه 9 دی میفرمایند "بر طبق قانون، بدون هیچ گونه تخطی از قانون باید مرّ قانون به صورت قاطع انجام گیرد."

جناب آیت‌الله آملی لاریجانی

اقدام ارجاع پرونده فرزندان آقای هاشمی به دادسرا جزء اولیه ترین مطالبات مردم از قوه قضاییه است. محاکمه سران فتنه رسالتی است که بر دوش شما سنگینی می‌کند. کسانی که با دروغ های خود موج بیداری اسلامی را، به عنوان بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب در منطقه، صدمه جدی زده و باورهای قشری از مردم را سست کرده و به دشمن چراغ سبز برای گستاخی نشان دادند، نباید با جو سازی ها و استفاده از امکانات رسانهای خود قانون را دور زده و همچنان آزادانه تنفس کنند. فرصت را غنیمت شمارید و به وظیفه شرعی و انسانی خود عمل کرده وبه وظایف خود در حکم مقام معظم رهبری خطاب به جناب عالی عمل کنید.

روی آخر این نوشته خطاب به آقای هاشمی است:

حمایت شما از ارجاع پرونده خانواده تان به دادسرا را، عده ای فرار رو به جلو و عده ای شروع یک سناریو برای سرپوش گذاشتن بر مفاسد فرزندانتان تعبیر کرده اند. آقای هاشمی که امام(ره) با تیز بینی به شما گوش زد کردند "دلیل زنده بودنتان زنده بودن انقلاب است." هنوز فرصت آن است مانند آیات محترم عظام طالقانی، گیلانی، جنتی و خزعلی سرنوشت خود را به سرنوشت فرزندان‎تان گره نزده و به صف انقلابیون برگردید.

برای همگان سوال است چطورهنوز به هتک حرمت‌های روز عاشورا واکنشی نشان نداده اید ولی اگر شخصی از وضعیت فرزندان‎تان سوالی بکند، فوری در صحنه آمده و جواب می دهید؟

برای همگان سوال است چه‌طور در مقابل صحبتهای آیت‌الله یزدی پاسخی نداده و او را تهدید می‌کنید که در صورت ادامه گفتن این صحبت‌ها ماجرایی را در مورد انتخاب رهبری مطرح می‌کنید که به زعم شما آبروی ایشان برود. آیا بهتر نیست به جای این‌گونه تهدیدها، مواضع خود را شفاف کرده و از چند پهلوگویی پرهیز کنید؟

برای همگان سؤال است چه‌طور در نماز جمعه دم از قانون می‌زنید ولی بلا فاصله می‌گویید اغتشاشگران دستگیر شده در حوادث بعد از انتخابات را آزاد کنید؟

برای همگان سوال است چه‌طور دم از ولایی بودن می زنید ولی با نامه سرگشاده قبل از انتخابات تلویحاً رهبری را تحت فشار قرار داده و تهدید می‌کنید؟

چگونه است که دم از وحدت حول محور رهبری می زنید ولی همچنان بر سخنان‌تان در نماز جمعه تاکید کرده و تلویحاً حکمیت را رمز خروج از بحران خود ساخته و خیالی می‌دانید؟

چگونه است که به عنوان رئیس خبرگان رهبری در برابر آماج تهمت و دشمنی نسبت به مقام معظم رهبری، سکوت کرده ولی نسبت به ردّ مرجعیت یکی از آقایان واکنش نشان داده و خشمگین و ناراحت می شوید؟

آیا همه اینها غیر از این است که قول و عمل شما با هم نمی خواند و شما بین دو گزینه خانواده و حق سردرگماید؟

آیا یک آیت‌الله انقلابی به خاطر دنیای فرزندانش آخرت خود را خراب می‌کند؟

ما همچنان امید داریم شما به یک جمع بندی رسیده و به جمع ملت برگردید.

" انّما اموالکم و اولادکم فتنة"

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ | موضوع: | نظرات ()

واقعا حق با کیه؟!
ماییم و ملاک‌های نوعی؛ چه کسی دروغ می‌گوید؟

 

عطاءالله بیگدلی

1-کسانی که با علم حقوق آشنایی دارند می‌دانند که در علم حقوق برای تشخیص امر حقوقی دو ملاک سترگ وجود دارد. معیارهای «شخصی» و معیارهای «نوعی». آنان‌ که به اراده‌های باطنی توجه بیشتری دارند، توجه مضاعفی بر ملاک‌های شخصی دارند (مانند حقوق آلمان) و قائلان به اراده‌های ظاهری، نظام نوعی را ترجیح می‌دهند. در فقه نیز غالباً ملاک‌ها نوعی است و این مسأله در فقه امامیه آشکارتر است. به عنوان مثال و برای توضیح بحث در ملاک‌های شخصی آن چه اهمیت دارد قصد واقعی شخص (یا طرفین معامله) است، در حالی که در ملاک‌های نوعی بیش از اصالت قصد درونی طرفین یا طرف، ملاک‌های عرفی و دلالت‌های نوعی اعمال و الفاظ اصالت می‌یابد. درملاک‌های نوعی؛ شخص، با فردی متعارف (Raisonnable person) سنجیده می‌شود و فرض می‌شود که یک «پدر خوب خانواده» در شرایط مشابه(Bon père de famille) چه می‌کرد. به عبارتی عمل هر فردی (حتی مجانین) با فردی متعارف در جامعه سنجیده می‌گردد و نه با نیت‌ها و عناصر معنوی درونی و روش‌های خودش.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ | موضوع: | نظرات ()

آقای هاشمی!بوی فتنه می آید؟!
شاید وقتش باشد حضرت آیت‌الله!

 

مهدی امامقلی


طی چند ماه اخیر آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ‌به دلیل مواضع و رفتار سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن، ‌‌انتقادات صریحی درباره مشی سیاسی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرده است. ‌‌در واکنش به این انتقادات، ‌‌آقای هاشمی رفسنجانی روز سه شنبه در جمع گروهی از دیدارکنندگان با خود، ‌‌تهدید کرد که مطالبی را علیه آقای یزدی مطرح خواهد نمود. ‌‌اگر چه از نظر ما ‌در حوادث بعد از انتخابات، ‌‌آیت‌الله یزدی در برابر جریان فتنه مواضعی راسخ و توام با بصیرت و زمان شناسی داشتند و از جمله فقهای شجاعی بودند که عمارگونه، ‌‌گرفتار غبار فتنه نشده، ‌‌راه را گم نکرده و بر خلاف برخی خواص، ‌‌با تمام توان از نظام و رهبری دفاع کردند ؛ ولی در این نوشتار قصد ورود و قضاوت درباره محتوای محاجه ایشان با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را نداریم. ‌‌اما در اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی در واکنش به اظهارات رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دو نکته وجود دارد که جای تأمل است: ‌‌

1- آقای هاشمی رفسنجانی در واکنش به اظهارات آیت‌الله یزدی گفته است: «با صحبت‌های دیروز ایشان ( آیت‌الله یزدی ) و اطلاعات رسیده، ‌‌این بار بوی توطئه به مشام می‌رسد!»

رسیدن بوی توطئه به مشام آقای هاشمی رفسنجانی طی روزهای اخیر در حالی است که ایشان در ابتدای شکل‌گیری فتنه سبز (بر مبنای دروغ بزرگ تقلب) نه تنها در برابر توطئه شکل گرفته علیه نظام و انقلاب موضع‌گیری نکردند بلکه تا مدت‌ها مواضع ایشان(از جمله خطبه‌های نماز جمعه 26 تیرماه) موید رفتار غیرقانونی سران فتنه بود.

‌‌برخی فرزندان و نزدیکان ایشان نیز بنا به شواهد و اسناد منتشر شده در رسانه‌ها، ‌‌در میدان اغتشاشات و آشوب‌ها حضور داشته و حتی بعضاً نقش سازماندهی را ایفا می‌کردند. ‌‌

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ | موضوع: | نظرات ()

آقای هاشمی!خمینی می آید

آقای هاشمی ، خمینی می آید

 

هاشمی را دوست دارم و یا صادقانه بگویم دوست میداشتم ، آن زمان که خطبه های او ، بخصوص خطبه های عدل او ، درام القرای جهان اسلام ، شیطان بزرگ را آزار می داد . من در پوست خود نمی گنجیدیم و او را دوست می داشتم ، خطبه های او جان داشت ، روح داشت ، خمینی داشت ، با خامنه ای نسبتی داشت . انگار" سر از کفن شهیدان بر آورده بود و با ما سخن می گفت "بر راهمان روشنی می بخشید و ما در اوج دلتنگی از او می آویختیم و شادمان از اینکه " جهان اسلام زنده است ، تا زمانی که هاشمی زنده است " ( امام خمینی ) از پای خطبه هایش که بر می خاستیم ، روحمان ، زمان را می فهمید و اسلام ناب محمدی را ، عدل علی را .
 از " قصر های قیصری " هیچ نشانی نبود ، " خانه های کسروی " هنوز جان نگرفته بود ، " مرکبان قارونی " چشم هیچ مسلمانی را آزار نمی داد ، " آوند های فرعونی " از خطبه های رفاه " به وجد نیامده بود . آن زمان هاشمی استوانه نظام بود و در نهایت دوست داشتنی.


و اما ،
 چند روز دیگر خمینی می آید.
راستی هاشمی چه خواهد کرد ،
آنگاه که خمینی پرسید ، آن زمان که ما نه بالی داشتیم و نه پری و در هیچ اقیانوسی تخمی نیفکنده بودیم ، من فریاد می زدم " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند " حال ، حال فعلی تو را چه شده است که : « وزیر اقتصاد تو ( نوربخش ) و رئیس کل بانک مرکزی ( عادلی ) در هتل ماریون نیویورک با عنوان « توسعه اقتصادی ایران » بر سر سفره 800 تن از سرمایه داران فراری می نشیند .»
( دوران سلام ، ص 120 ، کریم ارغنده پور ) و یا اگر گفت : « دعوت از سرمایه داران فراری همچون " لاجوردی ها " و " برخوردارها " دقیقا نقطه مقابل تفکر امام ( من ) است ، و چرا آن همه مستاصل به این نتیجه رسیدی که برای چاره اندیشی مشکلات کشور ، به سرمایه گذاری ، سرمایه داران فراری دل ببندی ... آیا نباید توقع داشته باشیم که نگویند همه ارزش های دوران انقلاب به ضد ارزش تبدیل شده است ؟ آیا ملاقات با سرمایه داران فراری ، ایران را به زمان شاه مبدل نمی ساخت ؟ ( سید احمد خمینی ، سلام 31/2/70 )
براستی هاشمی چه پاسخی خواهد داشت، لابد خواهد گفت : من همواره « پشتیبان ولایت فقیه » بوده ام و اگر خمینی آسیب ها را بر شمرد چی ؟ اصلا اگر سراغ " مهدی " را گرفت چی ؟! نخواهد گفت قرارمان این نبود که « مهدی » در خیابان های لندن ظهور کند !
خدا کند او نداند و کسی بر او نگوید که در خیابان های تهران جامه از تن فرزندان بسیجی تو در می آورند ( + ) وای اگر بفهمد ، میر حسین پشتیبان ولایت فقیه نیست و با آمریکا و انگلیس و اسرائیل هم دل و هم زبان شده است و بدتر ، نشان سبز علی را در خیابان های نیویورک بر گردن گوگوش می آویزد و یا کروبی از " کاه " های نظام  ، برای رسانه های آمریکا و انگلیس و اسرائیل " کوه " می سازد ، خمینی گردنشان را خورد خواهد کرد .
و آن وقت هاشمی چه خواهد کرد ؟ باز هم سکوت !
ضرب المثلی است که می گوید : « اگر به تعقیب دو خرگوش بروی ، آن وقت هیچ خرگوشی نخواهی داشت » و هاشمی نیز چندین سال است ، درست از آن زمان که دیگر چنگی به دل نمی زند و به قول" جیمزمور " خبرنگار بی بی سی در تهران که در حضور هاشمی به او گفت : « شما قلبی اصولگرا دارید و با ریه اصلاح طلب تنفس می کنید .». با این زیست دو گانه ، او چشمی به این دارد و چشمی به آن . و تمایل دارد در خیابان های « اعتدال و توسعه » بین اصلاح طلبان سبز و اصولگرایان سرخ پل بزند و هم زمان دو خرگوش را پی بگیرد . اما ...
   آقای هاشمی ، خمینی می آید . دوازده بهمن « ماه » می آید .

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/٧ | موضوع: | نظرات ()

سکوت تا کی؟!
هاشمی حاضر نشد حرمت شکنی عاشورا را محکوم کند

 

آقای هاشمی رفسنجانی اگرچه درباره راه قرآن، اسلام، ائمه(ع) و عشق و ارادت به آنان هم سخن گفت اما هیچ واکنشی به اقدام آشوبگران در هتک حرمت روز عاشورا نشان نداد.

به گزارش شبکه ایران، در شرایطی که اهانت حامیان مهندس موسوی به قرآن و حضرت ابا عبدالله الحسین(ره) و روز عاشورا، خشم و اعتراض مردم، دانشجویان و دانشگاهیان، مراجع تقلید و علما، نمایندگان مجلس، مسئولان و فعالان سیاسی را برانگیخته و سبب برپایی راهپیمایی های متعددی در سراسر کشور شده است، آقای هاشمی رفسنجانی هم چنان در قبال این هتک حرمت ها هیچ سخنی نگفته و سکوت کرده است.

سکوت هاشمی رفسنجانی در قبال هتک حرمت مقدسات، گرچه امروز با انتقاد برخی محافل دانشجویی، خبری و سیاسی مواجه شده اما پس از اظهارنظر عصر امروز او وارد مرحله تازه تری شده است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که مواضع با تاخیرش در جریان هتک حرمت امام راحل هم با انتقاداتی مواجه شد، امروز عصر در جمع کارکنان مجمع تشخیص مصلحت و جمعی از مردم، به سخنرانی پرداخت.

آقای هاشمی رفسنجانی اگرچه در این سخنرانی درباره راه قرآن، اسلام، ائمه(ع) و عشق و ارادت به آنان هم سخن گفت اما حاضر نشد هیچ واکنشی نسبت به اقدام آشوبگران در هتک حرمت روز عاشورا نشان ندهد.

سکوت او در قبال جسارت به مقدسات مسلمانان در حالی است که تاکنون علاوه بر بیانیه دهها تشکل دانشجویی، فرهنگی و سیاسی، میلیونها نفر از مردم استان‌های آذربایجان شرقی، اصفهان، ایلام، چهارمحال و بختیاری، خراسان رضوی، خراسان شمالی، سمنان، فارس، کرمانشاه، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، یزد و شهرستان‌های دماوند، رباط کریم و شهریار دست به تظاهرات گسترده در محکومیت هتک حرمت مقدسات زده اند و استان‌های آذربایجان غربی، اردبیل، بوشهر، خراسان جنوبی، خوزستان، زنجان، سیستان و بلوچستان، قزوین، قم، کردستان، کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، مرکزی، هرمزگان، همدان، مشهد و شهرستان‌های اسلامشهر، پاکدشت، ساوجبلاغ، شهرری و ورامین نیز روز آینده و همزمان با مردم تهران راهپیمایی اعتراضی برگزار خواهند کرد.

همچنین مراجع عظام تقلید همچون آیت الله نوری همدانی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله سبحانی، آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و 222 تن از نمایندگان مجلس با صدور بیانیه ها و مصاحبه هایی از هتک حرمت صورت گرفته در روز عاشورا توسط حامیان آقای موسوی اعلام انزجار کردند.

اما موضع تامل برانگیز آقای هاشمی رفسنجانی در برابر اقدام آشوبگران در شرایطی اتخاذ شده که به نوشته برخی خبرگزاری ها از جمله فارس، فائزه هاشمی رفسنجانی، فرزند او، در میان اغتشاشگران در روز عاشورا حضور یافته و به تحریک آنان پرداخته است.

بر همین اساس گفته شده است که این موضوع در مواضع رئیس مجمع تشخیص مصلحت تاثیرگذار بوده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٩ | موضوع: | نظرات ()

سخنی با آقای هاشمی
سخنی با آقای هاشمی رفسنجانی

 

جابر رامندی

«حکومت بسیج و سپاه دارد و این طرفی‌ها هم استاد، دانشجو، نخبه، کارگر و مدیر دارند و من نظرم این است که ما باید درگیری‌های خیابانی را با آزاد کردن رسانه‌ها به رسانه‌ها بکشانیم.»

آقای هاشمى!

این جملات بخشی از سخنان اخیر شما در جمع دانشجویان در مشهد است که با صراحتی تمام مواضع خود را در خصوص جایگاه و نقش بسیج بیان کرده‌اید و فرموده‌اید «حکومت بسیج و سپاه دارد» طبق بیان شما «بسیج» تنها بخشی از بدنه حکومت است و تعلقی به توده مردم و ملت ایران ندارد چرا که در ادامه از این جمله خود اینگونه نتیجه گرفته‌اید: "این طرفی‌ها هم (طرف مقابل حکومت) استاد، دانشجو، نخبه، کارگر و مدیر دارند".

آقای هاشمی، به این چینش هوشمندانه و زیرکانه شما باید آفرین گفت، چرا که در نهایت ظرافت و بدون اینکه لحن و ادبیات اپوزیسیون به خود بگیرید، مشروعیت و مقبولیت مردمی بسیج که به تعبیر امام راحل «شجره طیبه» است را زیر سئوال برده‌اید و بسیج را تنها دست‌پرورده حکومت و جدای از توده مردم دانسته‌اید و در کنه کلام خود حساب «اساتید، دانشجویان، نخبگان، کارگران و مدیران» را از بسیج جدا کرده‌اید و گویی که در بین اساتید، دانشجویان و توده مردم کشورمان، بسیج و تفکر بسیجی جایگاه و پایگاهی ندارد.

آقای هاشمی!

در جای دیگری از سخنان خود به سابقه آشنایی «60 ساله» خود با مقام معظم رهبری اشاره کرده‌اید و گفته‌اید «بنده الان 60 سال است که رهبری را می‌شناسم.»

پس حتما با این سابقه طولانی رفاقت با مقام معظم رهبری نظر ایشان را هم بسیار بهتر از ما در خصوص بسیج و جایگاه مردمی و ارزش آن می‌دانید، به جای زیاد دوری نرویم، به همین سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در چهارم آذرماه جاری برگردیم و بیانات ایشان را در خصوص بسیج مرور کنیم:

«وقتی با حقیقت معنا به بسیج نگاه شود، بسیج رمز پایداری و ماندگاری و عزت ملی است ... بعضی تصور کردند بسیج منحصر است در همین تعداد گردان‌های بسیجی یا سازمان های نظامی بسیجی، البته اینها جزو بهترین بسیجی ها هستند اما بسیج فقط این نیست، بسیج گسترده است در همه عرصه ها در بخش های مختلف، در دانشگاه یک جور، در کارگاه یک جور، در قشرهای مختلف مردم یک جور، در روستاها یک جور، در شهرها یک جور.... بسیج حضور دارد، یک حضور فراگیر، مقتدر و تمام نشدنی، بسیج نه به پول وابسته است نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است.»

آقای هاشمی!

سابقه آشنایی ما با مقام معظم رهبری مانند شما به «60 سال» نمی‌رسد اما با همین اندک آشنایی با ایشان به طور قطع می‌دانیم که نوع نگاه ایشان به بسیج و جایگاه عمیق آن در بین توده مردم، سنخیتی با نوع نگاه شما به بسیج و منتسب کردن آن به حکومت و در همان حال ادعای جدا بودن از مردم ندارد.

تنها یک نکته نغز دیگر رهبر انقلاب در بیانات خود فرموده‌اند: «دشمنان می‌دانند که حضور بسیجی، واقعیت بسیج در کشور و در میان ملت ایران چقدر اهمیت دارد لذا همت می‌گمارند بر اینکه این حقیقت مؤثر و کارآمد و نافذ را مورد تهاجم قرار دهند.»

رهبر حکیم انقلاب در این عبارات کسانی را که در پی صدمه زدن به پیکر بسیج و تهاجم به آن هستند را «دشمن» خطاب کرده اند، امیدواریم که ما دانسته یا ندانسته در صف دشمنان این انقلاب و مردم قرار نگیریم.

آقای هاشمی!

در بخش دیگری از سخنان اخیر خود با تأکید و تأیید مجدد سخنان خود در نماز جمعه پس از انتخابات که باعث شعله‌ور شدن مجدد آتش فتنه و اغتشاش در تهران شد، اظهار داشته‌اید: «من در آن نماز جمعه نگفتم که انتخابات درست است یا باطل، فقط گفتم تردید در جامعه حاکم است اما برخی آمدند و به من گفتند چرا گفتی تردید؟ در صورتی که آن روز میلیون‌ها نفر در خیابان ریخته بودند و قاطعانه می‌گفتند که در انتخابات تقلب شده است و انتخابات باطل است اما من قاطعانه نگفتم که تقلب شده است ولی گفتم تردید دارم و چطور می‌شود میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها بریزند و تردید نکرد.»

شما بر موضوع «تردید» در صحت انتخابات تأکید کرده‌اید و حضور مردم در خیابان‌ها را دلیل اثبات ادعای خود دانسته‌اید اما گفتنی‌هایی در این خصوص و «شاه بیت» و کلمه رمز آغاز فتنه و اغتشاشات پس از انتخابات یعنی «تقلب» وجود دارد.

سران جریان مخالف ماه‌ها قبل از برگزاری انتخابات با انتخاب استراتژی «القای تقلب» در صورت عدم پیروزی نامزد مورد نظر خود تدارک آتش افروزی پس از نتخابات را دیده بودند.

از قضا شما هم در برخی خطبه هایتان در سال 87 متاسفانه قطعه هایی از این پازل را تکمیل نمودید که با سخنان قاطع رهبر معظم انقلاب علیه کسانی که "با بی انصافی، صداقت نظام در برگزاری سی ساله انتخابات در نظام را زیر سوال می برند"، ‌از تکرار آن منصرف شدید.

با این حال، اتفاقا شما هم قبل از انتخابات در نامه خود خطاب به رهبری انقلاب شعله‌ور شدن این آتش را پیش‌بینی کرده بودید! و اطرافیان شما به صراحت هرچه تمام‌تر اعلام کردند در صورتی که هر نتیجه ای غیر از پیروزی نامزد مورد نظر آنها از انتخابات حاصل شود، قطعا در انتخابات «تقلب» شدها است.

دست بر قضا صریح‌ترین این تعابیر را از زبان بیت حضرتعالی و همسر مکرمه شما در روز رأی‌گیری و در پای صندوق رأی حسینه جماران شنیدم که «قطعا پیروز این انتخابات آقای موسوی است و اگر هر اسمی غیر از موسوی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود قطعا تقلب شده و...»

آقای هاشمی!

پس از اعلام مواضع بی‌پرده همسرتان هر چه منتظر ماندیم که شاید حضرتعالی موضعی خلاف این موضع اتخاذ کنید و یا لااقل از مواضع همسرتان در این خصوص اعلام برائت کنید، خبری جز سکوت معنادار شما نشنیدم!

آقای هاشمی! پس به ما حق بدهید که وقتی در تریبون نماز جمعه تهران سخن از «تردید» در صحت انتخابات کردید بلافاصله ذهنمان به سمت مواضع بیت ‌شما و سکوت تایید‌گونه شما متوجه شود.

اما در خصوص اصل ماجرای تردید گفتی‌ها بسیار است و تنها به اعترافات صریح و شفاف سران فتنه اخیر اشاره ‌می‌کنیم که تقریبا تمام این افراد که خود دستی به آتش داشتند و به همراه فرزند شما مهدی، از عوامل مشاور، تئوریک و یا اجرایی کمیته موسوم به «صیانت از آراء» بودند، در اعترافات خود موضوع تقلب را تنها دستمایه آتش‌افرزی و فتنه‌گری‌های پس از انتخابات عنوان کردند و اتفاقا پس از آزادی و در اوج هجمه رسانه‌ای خود برای القای این که این اعترافات تحت فشار بوده است، باز هم بر همان مواضع قبلی خود تاکید داشتند. تنها مروری بر اظهارات اخیر افرادی مانند ابطحی و عطریانفر پس از آزادی خود موید این موضوع است که تردیدی در صحت انتخابات نمی‌توان داشت و موضوع تقلب دروغی بیش نبوده است.

آقای هاشمی!

در بخش دیگری از سخنان خود با تفکیک روزنامه‌های کشور به «روزنامه‌های منتقد و روزنامه‌های حکومتی» ابراز داشته‌اید. «اطلاع‌رسانی امروز مانند سابق نیست، اگر حرف کوچکی در خیابان بزنید و یا اینکه یک کاری را در خیابان بکنید، فیلم آن را گرفته و به رسانه‌های خارجی ارسال می‌کنند و همینگونه است که مردم اخبارشان را از BBC می‌گیرند و بعد هم این مسائل را به نام اسلام امام تمام می‌کنند.»

آقای هاشمی، آیا منظور شما از این سخن که «اگر کاری در خیابان بکنید، فیلم آن را گرفته و به رسانه‌های خارجی ارسال می‌کنند» اشاره به صحنه سازی در موضوع قتل از پیش طراحی شده «ندا آقا‌سلطان» نیست؛ در حالی که خود بهتر می دانید قراین بسیاری را که از قتل او توسط برخی عوامل بیگانه و خصوصاً انگلیس حکایت دارند.

آنان با این صحنه سازی‌ها خوراک رسانه‌هایی مانند BBC و ... را تهیه کردند، اما تعجب ما از شماست که با این نوع بیان و تحلیل خود به‌صورت تلویحی مهر صحت به این دروغ بزرگ رسانه‌ای می‌زنید و این قتل را به درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نسبت می دهید که "به خاطر وجود جریان آزاد رسانه‌ای، سر از رسانه‌های غربی و ضد‌انقلاب درآورده است!"

آقای هاشمی، شما به راستی به حوادث پس از انتخابات و جریانی که به تمامه فتنه و جنگ احزابی بر علیه تمام ارکان انقلاب اسلامی ایران و ولایت فقیه بود، چگونه نگاه می‌کنید، آیا اطلاع ما از سوابق و زیرکی "حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی" می تواند به ما اجازه دهد تا باور کنیم که شما تمام این اغتشاشات و آشوب‌ها را تنها حرکتی «خودجوش» به خاطر وجود «تردید» در بین مردم در خصوص نتیجه انتخابات می‌دانید.

آقای هاشمی!

موضوع عملکرد فرزندانتان از جمله مهدی هاشمی که هنوز در خارج کشور به سر می‌برد، از دیگر موضوعات مورد اشاره شما در جمع دانشجویان بود که بار دیگر تمام قد از کرده فرزند خود در جریان حوادث پس از انتخابات حمایت کرده و گفته‌اید: «مهدی ما رفته خارج و خیالش از پرونده‌هایش راحت است، ... ، من مطمئنم که مهدی ‌در این انتخابات هیچ دخالتی نداشت و در هیچ یک از اغتشاشات و در هیچ نقطه‌ای نبوده است.»

آقای هاشمی!

آیا ما باید باورمان شود که این سفر در تنها در قالب یک «سفر کاری و برای سرکشی به شعبه‌های دانشگاه آزاد در خارج کشور» بوده است. از ما بپذیرید که قبول و هضم این مسئله برای ذهن ما غیر‌ممکن باشد و شما هم به راحتی می‌توانید انعکاس و میزان پذیرش این موضوع را در بین افکار عمومی جامعه رصد کنید.

آقای هاشمی!

سخن در خصوص مطالب مطرح شده در سخنرانی اخیر شما بسیار است اما در این بخش پایانی، تنها به این بخش از اظهارات شما در خصوص نقش «مردم» هم اشاره‌ای گذرا می‌کنیم، شما بیان فرموده‌اید «امام همیشه می‌گفت که مردم، مردم... مردم ما معتقد و مسلمانند و اگر ما را نمی‌خواهند که حکومت کنیم، ما می‌رویم.»

واقعا معیار و ملاک سنجش نظر مردم در خصوص افراد و جریانات کشور چه چیزی می‌تواند باشد‌؟ آیا راهکاری غیر از برگزاری آزاد و قانونمند «انتخابات» سراغ دارید؟ البته که پاسخ شما نیز چیزی جز «برگزاری انتخابات» نمی‌تواند باشد، حال با این اوصاف آیا تمکین و قبول رای 24 میلیونی رئیس جمهور منتخب مردم چیزی جز تمکین به خواست مردم می‌تواند باشد؟ پس چرا هنوز پس از گذشت 5 ماه از انتخابات و اعلام نتایج رسمی و قانونی انتخابات و انتخاب رئیس جمهور برآمده از رای مردم و مورد تایید مقام معظم رهبری، برخی صراحتا و تلویحا از پذیرش آن سرباز می‌زنند؟

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

هاشمی با سخنانش بنزین روی آتش ریخت
تمدن:هاشمی با سخنانش بنزین روی آتش ریخت

 

استاندار تهران،گفت: هاشمی با اظهارات خود از همه خواست در 16 آذر به صحنه بیایند که این سخنان همچون بنزین روی آتش ریختن است.

به گزارش ایرنا،مرتضی تمدن در همایش ائمه جمعه استان تهران با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه سیاست ما دفعی نیست و جذب حداکثری است، خاطر نشان کرد: عده ای اصرار دارند خود را از صحنه انقلاب حذف کنند اینان تلاش کردند پیراهن خونی را، پیراهن عثمان کنند و هر روز به نظام فشار بیاورند.

وی افزود: جریان فتنه تلاش داشت با بچه های انقلابی و نیروی انتظامی درگیر شود تا بتواند یک پیراهن خونی به دست آورد و آن را از طریق شبکه های ماهواره ای پخش کند اما هوشیاری مسئولین مانع از چنین امری شد.

استاندار تهران درباره سیاست نظام در برخورد با جریان فتنه، اظهار داشت: روش مسئولین نظام این است که حداکثر مدارا را داشته باشند تا امروز هم همین کار را کرده اند.اینها خیلی خوشحال می شوند که با آنان برخورد شود و دستگیر شوند اما مسئولین نظام داغ این قهرمانان جعلی را به دل آنان می گذارند.

تمدن در ادامه با تاکید بر نقش روحانیون و فرمانداران در آگاهی بخشی به مردم، پیرامون جریان فتنه، بیان کرد: روحانیون و فرمانداران باید به میان مردم بروند و این مسائل را روشن کنند.البته مردم خودشان فتنه انگیزان را پس زدند.

وی با تاکید بر قاطعیت نظام در برخورد با متهمان، گفت: جایی که برای مردم مزاحمت ایجاد شود به طور حتم مسئولین قضایی به وظیفه شان عمل خواهند کرد.زیرا مسئولین برقراری نظم حداکثری را سرلوحه خود قرار داده اند.
استاندار تهران با اشاره به اهمیت سنگر نماز جمعه در آگاهی بخشی خاطر نشان کرد: همان طور که تا الان سنگر نماز جمعه، سنگر آگاهی بخشی و حفاظت از نظام بوده است امروز هم روحانیون این امر را سرلوحه خود قرار داده اند،البته جبهه امروز، جنگ نرم و براندازی نرم است که باید برای خنثی کردن آن تلاش کرد.

تمدن در بخش دیگری از سخنان خود درخصوص شکست جریان فتنه در شهرستان ها بیان داشت: جریان فتنه تلاش داشت این موضوع را به شهرستان ها بکشد که خوشبختانه در آن جا ناکام ماند. زیرا تمام توان خود را در تهران گذاشت که البته مردم تهران به آنان تودهنی زدند.

وی با اشاره به عوامل محرک حوادث 16 آذر، تصریح کرد: موسوی غروب جمعه یعنی یک روز قبل از 16 آذر در بیانیه ای از همه خواست که در 16 آذر بیایند و به قول خود از اصل غافل گیری استفاده کرد هاشمی هم با سخنان خود بنزین روی آتش ریخت و از همه خواست که به صحنه بیایند که البته این موضوع مصداق "عدو سبب خیر شود، اگر خدا خواهد" شد.به طوری که حضور این ها باعث شد که موج جمعیت برای مقابله با آن ها به صحنه بیاید.

تمدن افزود: برخی می خواستند 16 آذر را به نفع خود مصادره کنند اما به لطف خدا این روز در مسیر اصلی خود یعنی استکبار ستیزی افتاد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٥ | موضوع: | نظرات ()

متاسفانه آقای هاشمی...
وزیر اطلاعات در جمع طلاب مدرسه فیضیه:
متاسفانه سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی در راستای بیانیه های سران فتنه بود/ آقازاده‌ها لطمه‌های جدی به نظام وارد کرده‌اند

 

حجت‌الاسلام حیدر مصلحی چهارشنبه شب در نشست «تحلیل و بررسی وضعیت امنیتی کشور» که در مدرسه فیضیه قم برگزار شد با اشاره به نام‌گذاری دهه چهارم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری به دهه عدالت و پیشرفت در سخنانی اظهار داشت: دسترسی به عدالت حقیقی لوازم خاص خود را می‌طلبد که طلاب و روحانیون با تسلط بر مباحث دینی می‌توانند به این مسائل پرداخته و جامعه را آماده رویارویی با آنها بسازند.

به گزارش رجانیوز، وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی باید در جهان الگو و تحول‌آفرین باشد خاطرنشان کرد: انسان امروزی از تعدی‌ها و ظلم‌های بسیار خسته شده و برای تحول مسائل مختلف به ایران اسلامی و انقلاب چشم دوخته است.

وزیر اطلاعات گفت: امروز برای ملت ما این پرسش مطرح است که چرا جمهوری اسلامی آنگونه که باید و شاید به عدالت حقیقی دست نیافته است.

وی افزود: همواره شعارهای انقلاب و خواسته‌های امام راحل (ره) در پیش چشمان مردم قرار دارد و امروز همگان خالصانه و یا ریاکارانه برای جلب نظرات و‌ آرای مردم به سراغ سخنان و آرمان‌های امام راحل (ره) می‌روند.
مصلحی ادامه داد: به دلیل انتظارات داخلی و بین‌المللی از انقلاب اسلامی و نیز ایجاد زیرساخت‌های لازم برای پیشرفت و عدالت در همه عرصه‌ها در کشور، رهبری دهه چهارم انقلاب را به این نام انتخاب کردند.

وزیر اطلاعات گفت: شرکت پرشور و گسترده مردم در انتخابات نشانه احساس مردم نسبت به جهت‌گیری درست نظام و حرکت به سمت اهداف انقلاب اسلامی و خواسته‌های مردم است.

* عدالت در سایه ولایت محقق می‌شود

وی خاطرنشان کرد: عدالت تنها در سایه امامت و ولایت قابل دسترسی است و مردم تنها با تکیه بر این اصل می‌توانند در راه رسیدن به عدالت تلاش کنند.
مصلحی گفت: عدالت ضامن امنیت و ثبات کشور است و آحاد جامعه باید برای دستیابی به پیشرفت و عدالت حرکت کرده و هیچ‌گاه از پای ننشینند.

وی افزود: امروز جهانیان برای دریافت معارف ناب اسلامی و انقلابی دست نیاز دراز کرده‌اند و عدالت از مهم‌ترین راه‌های تولید و توزیع این معارف تحول‌آفرین است.
وزیر اطلاعات گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی مجموعه نظام را با فرمایشات حکیمانه خود همواره در مسیر دستیابی به عدالت و پیشرفت حقیقی قرار می‌دهند.

* فتنه اخیر همچون کوه بزرگ یخی و شناور در آب‌های اقیانوس است

مصلحی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری خاطرنشان کرد: فتنه اخیر همچون کوه بزرگ یخی و شناور در آب‌های اقیانوس است که بخش عمده‌ای از آن در زیر آب و تنها بخش کوچکی در ظاهر نمایان است، ولی متأسفانه هنوز عده‌ای باور ندارند که این حوادث، فتنه‌ای از سوی دشمنان اسلام و انقلاب بود.

وی با بیان اینکه همواره کسانی که در برابر نهضت انبیاء الهی ایستادگی کردند مستکبران و همراهان آنها بودند، گفت: استکبار برای سنگ‌اندازی در انقلاب پیامبران همواره از خواص جامعه سوء‌استفاده کرده و مسیر انقلاب انبیا را منحرف ساخته است.

وزیر اطلاعات گفت: مگر رسول اکرم (ص) برای معرفی امیرالمؤمنین علی (ع) از چه گروه و دسته‌ای خوف داشته است و پس از واقعه غدیر چه کسانی مسیر اسلام و امامت را منحرف ساختند.
مصلحی خاطرنشان کرد: امروز انقلاب اسلامی نیز در چنین شرایطی قرار گرفته است و مردم باید نسبت به دسیسه‌ها و فتنه‌های دشمنان بسیار هوشیار و آگاه باشند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: انقلاب اسلامی و رهبری نظام در 30 سال گذشته دچار فتنه‌های بسیاری همچون فتنه بنی‌صدر، منافقین، منتظری و جنگ تحمیلی شده است که همگی قابل تأمل و بررسی است.
وی افزود: متأسفانه مستندسازی هنرمندانه‌ای نسبت به فتنه‌های پس از انقلاب انجام نگرفته که نسل جوان امروز با ابعاد مختلف آنها آشنا شود و بتواند مسایل مستحدثه امروزی را به راحتی درک کند.

وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: در فتنه‌های پس از انقلاب اسلامی، فتنه پس از انتخابات دارای ابعاد و پیچیدگی‌های خاصی است که باید بسیار به آنها توجه و دقت کرد.
مصلحی همچنین ادامه داد: همواره در فتنه‌های به وجود آمده در کشور برخی واهمه دارند که اگر اسم افرادی برده شود چه لطمه‌ای به انقلاب می‌خورد، اما می‌بینیم که بحمدالله نظام اسلامی و انقلاب در 30 سال گذشته مستحکم و پابرجاست و برخورد با افراد خاص هیچ آسیبی به کشور وارد نکرده است.

* آقازاده‌ها لطمه‌های جدی به نظام وارد کرده‌اند

وی با بیان اینکه لطمات جدی در فتنه‌ها عمدتا از سوی خواص جامعه و آقازاده‌ها به نظام اسلامی وارد آمده است، اظهار داشت: فتنه اخیر بی‌تردید نتیجه جنگ نرم دشمنان است ولی عده‌ای همچنان تصور می‌کنند که این یک دعوای انتخاباتی ساده است.

وزیر اطلاعات گفت: متأسفانه کسانی که انتظار می‌رود سینه‌چاک ولایت بوده و در صحنه‌های حساس انقلاب حاضر باشند، امروز شاهد هستیم میان مخالفان و نظام اسلامی واسطه‌گری می‌کنند و البته این از ویژگی‌های جنگ نرم دشمنان است.

وی افزود: در جنگ نرم دشمنان بسیاری از خواص چون شاخص و معیاری در دست ندارند دچار شک و تردیدهای بسیار می‌شوند.
مصلحی تصریح کرد: در جنگ نرم تمامیت نظام از درون به چالش و تهدید کشیده می‌شود و امروز می‌بینیم افرادی تأثیرگذار که باید از نظام و ولایت دفاع کنند در مقابل رهبری ایستاده‌اند.

وی با بیان اینکه دشمنان به دنبال اغنای حکومت توسط واسطه‌ها و کسانی است که در جامعه تأثیرگذار هستند، گفت: در نظرسنجی‌های انجام شده مقبولیت نظام و علاقه‌مندی مردم به حکومت اسلامی همانند نتیجه انتخابات بوده و این مهم مستکبران را دچار سردرگمی و حیرت کرده است.

 


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۱٩ | موضوع: | نظرات ()

آقای هاشمی کیست؟!

 آقای هاشمی کیست؟!

یک روز پس از اظهارات آقای زاکانی که در آن به بخش هایی از نقل قول های آقای هاشمی رفسجانی و آقای لاریجانی در حوادث پس از انتخابات اشاره شده بود ،‌ ریاست مجلس در مراسم اختتامیه دومین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد به صورت مستقیم به دفاع از آقای هاشمی رفسنجانی و به صورت غیر مستقیم به دفاع از خود پرداخت و با انتقاد از انتقاد کنندگان نسبت به آقای هاشمی گفت :

" این همه تحقیر و تهمت به آقای هاشمی رفسنجانی به چه انگیزه ای زده می‌شود. آقای هاشمی بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی است و امام(ره) درباره ایشان فرمودند "هاشمی زنده است بنابراین انقلاب زنده است". هاشمی همیشه یار امام و رهبری بوده است چنانچه که وی یک سال پیش در دانشگاه شریف گفت که عشق من رهبری است و به این مسئله افتخار می‌کنم."

در خصوص این بخش از سخنان آقای لاریجانی نکاتی به نظر می رسد که به آن اشاره می کنم :‌

1 . بر خلاف ادعای آقای لاریجانی ،‌ حضرت امام (ره) پس از ترور نافرجام آقای هاشمی رفسنجانی در پیامی که برای ایشان ارسال کردند (صحیفه امام : ج 7 ص 496) یادآور شدند که هاشمی زنده است چون نهضت زنده است و نفرمود نهضت زنده است تا هاشمی زنده است یا نفرمودند هاشمی زنده است بنابر این نهضت زنده است. پر واضح است که این جمله آقای لاریجانی به معنای آن است که از نظر امام راحل ، ‌زنده بودن نهضت بستگی به زنده بودن آقای هاشمی دارد در حالی که مقصود امام دقیقا بر خلاف این بوده است . قطعا آقای لاریجانی قصد تحریف سخن امام (ره) را نداشته اما نباید فراموش کنیم که همین تغییرات جزیی در بیانات امام است که معانی را متفاوت و موضعگیری ما را نیز مختلف می کند.از نظر امام (ره) این انقلاب است که همه ما را زنده نگه داشته و حتی ایشان برای خود نیز چنین شأنی را قائل نبود . بله حضرت امام فقط در خصوص یک جایگاه – و نه یک فرد -  چنین تعبیری را بکار برده اند و آن جایگاه ولایت فقیه است آنجا که فرمود : پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد . این سخن به معنای آن است که زنده بودن نهضت و انقلاب به برپا بودن خیمه ولایت فقیه است و نه زنده بودن این یا آن. اما سئوال این است که عملکرد آقای هاشمی در ایام قبل و بویژه بعد از انتخابات دهم در راستای جلوگیری از آسیب به ولایت فقیه بود ؟!

 2 .  این که آقای هاشمی بخشی از تاریخ انقلاب است شکی در آن نیست اما تاریخ انقلاب صفحات تلخ و شیرین را در دل خود جای داده و نمی توان فقط صفحات شیرینش را به خاطر داشت و صفحات تلخش را به فراموشی سپرد.  

هاشمی یعنی هاشمی قبل از انقلاب و دوران مبارزه ، هاشمی شورای انقلاب ،‌ هاشمی ریاست  مجلس شورای اسلامی ، هاشمی دوره جنگ تحمیلی ،‌ هاشمی دوره سازندگی در چهار سال اول ، هاشمی دوره سازندگی در چهار سال دوم ،‌ هاشمی و نحوه برخورد با تخلفات فرزندان ، هاشمی در دوره حاکمیت اصلاح طلبان و مجلس ششم ،‌ هاشمی در انتخابات نهم ریاست جمهوری ، هاشمی در دوره چهار ساله دولت نهم ، هاشمی در ماه های قبل از انتخابت دهم ، هاشمی به هنگام نگارش نامه بدون سلام و والسلام به رهبری و پس از آن به هنگام اغتشاشات و آخرین نماز جمعه اش تاکنون .

پر واضح است که نمی توان هاشمی را در تمام این مقاطع تاریخی یکسان دید. قطعا تمام صفحات این تاریخ انقلاب با انتقاد مواجه نیست ، بلکه عمده انتقادات ریشه ای به آقای هاشمی مربوط به دوره سازندگی و بویژه دور دوم این مسئولیت است و حتی اگر بتوان بر آن انتقادات هم چشم فرو بست قطعا عملکرد ایشان در روزهای قبل از انتخابات دهم و بویژه از لحظه نگارش نامه بدون سلام و والسلام ایشان به رهبری به این زودی ها فراموش نمی شود.

 با این حساب نمی دانم آیا واقعا می توان آقای هاشمی را یاور رهبری در حوادث پس از انتخابات دهم دانست یا این همان بخش تلخ از این شخصیت تاریخ انقلاب است که امیدواریم ایشان برای جبران آن اقدامی بکنند؟!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٩ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس