ریاکاریهای "کتاب قانون" برای سیاهنمایی جامعه ایرانی

سجاد صفارهرندی: همین ابتدای امر بگویم که غرض از نوشتن این مطلب دفاع از ممنوعیت نمایش فیلم کتاب قانون در مدیریت قبلی ارشاد نیست، که به نظرم این فیلم حتی ارزش توقیف شدن هم نداشت و این آن چیزی است که از فیلمی مثل سنتوری متمایزش می کند. چیزی که انگیزه برای نوشتن این مطلب را فراهم آورد، دفاع سادهدلانه بعضی از دوستان و بهویژه آدم سختگیر و غیرلیبرالی(!) مثل آقای علی مطهری از این فیلم بهعنوان یک فیلم دینی و قرآنی و "امر بهمعروف و نهی از منکری" است. توضیح خواهم داد که این دوستان، به زعم حقیر با معنای درونی و کلی فیلم ارتباط برقرار نکرده اند و "کتاب قانون" در کمال رندی و ریاکاری، با پوشش "چرا ما در زندگیمان به قرآن عمل نمی کنیم؟!" باطن سکولار و غیردینی خود را از چشم آنها مخفی کرده است. البته لابد دوستان تعجب می کنند که فیلمی که علی الظاهر در نقد ریاکاری ساخته شده است، به همین صفت، متصف می شود!
واقعیت این است که من حتی بر خلاف آقای دکتر حدادعادل مسأله را در زیادی بد نشان دادن ایرانیان و عمومیت بخشی به آن نمی دانم. اتفاقاً اگر دقت کنید، فیلم از 2 ایرانی چهره مثبتی ارائه کرده یا حداقل چهره منفی ترسیم نکرده است و به نظر من، این کلید فهم دقیق "کتاب قانون" است؛ یکی آن خانم دکتر شیک و آلامد است که خیلی دلسوزانه و طبیبانه به مسأله بیمارش رسیدگی می کند و دست کم ما در آن چند دقیقه ای که در محضر ایشان هستیم -بر خلاف بقال، قصاب، سبزی فروش و...- هیچ رذیلت و سیئه ای مشاهده نمی کنیم. و دوم، خواهر کوچک رحمان که من تا قبل از خواندن مصاحبه کارگردان فیلم با ضمیمه روزنامه اعتماد منطق خوب بودن او در میان چنین خانوادهی عوضی(!) ای را نفهمیده بودم: «کوکب آدم با اخلاق تری است، چون به نسل جوان تعلق دارد و "مدرن"تر است...» (نقل به مضمون) مشاهده می فرمایید که از نظر کتاب قانون، ما ایرانی خوب هم داریم! آنهایی که تر و تمیزتر و مدرنتر هستند! متهم "سنت" است و دین سنتی. این فیلم مشخصاً پارهی مذهبی و سنتی جامعه ایران -که البته اکثریت عظیم آن را تشکیل می دهد-، هدف گرفته است.
عجله نکنید!
ادامه مطلب را بخوانید!
ادامه مطلب |