جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی جنبش  وبلاگی حمایت از حاج خلیل موحدی خدمات وبلاگ نويسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

کروبی - منهاج؛«راه روشن»


منهاج؛«راه روشن»


اللهم انا نرغب الیک فی «دولة کریمة»؛تعز بها الاسلام و اهله،و تذل بها «النفاق» و اهله...

کروبی بالاخره سند رو کرد!
کروبی بالاخره سند رو کرد!

 

به دنبال شکست سنگین برنامه مهدی کروبی برای ایجاد اغتشاش در راهپیمایی 22 بهمن (موسوم به پروژه اسب تروا) پسر وی با ادعای تهدید خود به تجاوز جنسی در مسجد(!) سوژه جدیدی برای برون رفت سایت های مخالف نظام از سوزش بعد از حماسه 22 بهمن به دست داده است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ | موضوع: | نظرات ()

گزارش شب اول قبر شیخ(طنز)

پیرو مرگ سران فتنه، بعد از حضور حماسی مردم، مراسم شب اول قبر یکی از این مطرودین ملت، دیشب در قطعه منافقین بهشت زهرا در فضایی سوت و کور و آکنده از ترس و وحشت در یکی از تنگ ترین قبور برگزار شد. مشروح این مراسم در زیر می آید.

بقیه در ادامه مطلب-حتما بخون!از دست ندی ها!


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

شتر سیاست و شیخ اصلاحات!
شتر سیاست و شیخ اصلاحات

 

پدر:خدمت مردم ایران سلام عرض می‌کنم. من مهدی کروبی‌ام سابقه‌ام هم کاملاً مشخصه. دیروز دیدم این میرحسین با سایت خودش گفت‌وگو کرده. اولاً که باید بگم وقتی من داشتم مبارزه می کردم این پسره داشت توی کوچه تیله‌بازی می‌کرد، همین که ما می‌خواستیم به یه نون و بوقلمونی برسیم، این پسره اومد و گفت منم بازی.

خلاصه برای اینکه روشو کم کنم منم دادم این آقا عماد و آقا عطا یک چیزی بنویسن من براتون بخونم. پسرم حسین هم اینجا نشسته هر جاش سخت بود، اون می‌‌خونه! عرض کنم خدمت شما که سن و سال من دیگه بالا رفته و زبونم لال پس از 200 سال دیگه می‌‌خوام برم جهان فانی. دلم برا ننه جونم تنگ شده. داشتم عرض می‌کردم پس این حرف‌هایی که می‌‌زنم فکر نکنین دیشب خانم شام زیاد بهم داده. اصلاً من اگه دنبال مقامات پستی مثل ریاست جمهوری بودم الان ساکت می‌شدم و افسار شتر سیاست را به پشتش مینداختم.

پسر: بابا این جمله مال نهج‌البلاغه است، فردا سریع می‌نویسن کروبی ادعای امامت کرده و خودشو جا حضرتعلی (ع) گذاشته. تازه مگه الان زمان قدیمه که حاکم شتر داشته باشه.‌

پدر: من که نمی‌دونم اینها چیه این ذلیل مرده‌‌ها چی نوشتن.

اما چند کلمه‌ای هم خدمت مراجع و علما عرض می‌کنم. ای مراجع، ای علما، به داد اسلام برسید.

پسر: بابا وایسا این هم که جمله امامه در سال 43.

پدر: بچه یه دقیقه ساکت باش. این متنه سخته من بتونم بخونمش. خدمت مردم ایران عرض می‌کنم که من چند تا راهکار هم دارم. اولی‌اش اینه که باید «بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت»

پسر: بابا این جمله هم برام آشناست. آها! این جمله را غلامحسین الهام همین که سخنگوی دولت احمدی‌نژاد بود، گفته، بعداً میگن کروبی طرفدار دولته!

پدر: پسر حواسم رو پرت نکن. بذار این متنو بخونم.

یک کلمه هم به قشر تحصیلکرده بگم: آنچه امروز به نام جنبش اعتراض در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی نیست.
حسین! این جمله که خوندم معناش چی بود. چقدر سخت نوشتن.

پسر: بابا اتفاقاً این جمله خیلی قشنگه زیرآب این میرحسین ورپریده رو زده. اینها رو بلند بخون.

پدر: در آخر هم عرض می‌کنم من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز ...

پسر: بابا وایسا! این جمله تو وصیت‌نامه امامه، بهمون می‌خندند فردا می‌نویسند کروبی خواب دیده که جای امام(ره) نشسته.
پدر: من چه می‌دونم اینها چیه، خدا ذلیل کنه اینهارو چرا اینجوری نوشتن؟

ـ بابا تو چرا عقلتو دادی دست اونها، مهاجرانی از دست شش زنش فرار کرده رفته لندن، اون اگر بخواد مطلب بنویسه هی فکر اینه که کی زناش سر می‌رسن و یه کتک‌حسابی بهش می‌زنن.

جوان آنلاین

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ | موضوع: | نظرات ()

کروبی و موسوی در برنامه90(طنز)

-عادل فردوسی پور: بابرنامه نود دیگری در خدمت شما هستیم .امشب چند مهمان بسیار مهم داریم پس تا پایان برنامه با ما باشید .

خوب ابتدا بریم نظرسنجی برنامه رو ببینیم و بعد بریم  سراغ قرعه کشی  برندگان مسابقه نظر سنجی هفته قبل و سپس بحث کارشناسی این برنامه رو داریم بریم نظر سنجی رو ببینیم ...  

-فردوسی پور: بله شما میتونید تا پایان این برنامه نظراتتون رو ارسال کنید .خوب در خدمت آقای کروبی کارشناس محترم برنامه هستیم .ایشون مدرس فیلها ، اسب ها ،و گاوها هستند همچنین ایشون مسلط به زبان عربی هستند و کمی هم با زبان فارسی آشنایی دارند.

 آقای کروبی خوش آمدید .

-کروبی : بنده هم خدمت شما  و بینندگان محترمتون سلام عرض می کنم .

فردوسی پور :ما در نظر سنجی هفته قبل سی میلیون شرکت کننده داشتیم که حدود 400000 تای اون باطله بود آقای کروبی شما از بین آرای باطل از1تا 400000یک عدد رو انتخاب کنید .

کروبی : 150000

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱٤ | موضوع: | نظرات ()

کروبی در <ورزش از نگاه کوثری>(طنز)

جهانگیر:به نام خدا.ما از الان،امید جان ساعت چنده؟

گلمکانی:من امروز ساعت نبستم.

شیخ:به شما که عرض کنم؛الان ساعت...

جهانگیر:ما که هنوز شما رو به بیننده ها معرفی نکردیم.

شیخ:منو همه می شناسن، نیازی به معرفی ندارم.

جهانگیر:گفتم "امید" این مصیبت رو دعوت نکنیما؟!

گلمکانی:باحاله می خندیم.

شیخ:چی گفتین؟

 جهانگیر:هیچی،داشتم می گفتم از الان به مدت چند ساعت در خدمت شما هستیم و به همه رشته های ورزشی خواهیم پرداخت.یک بخشی داریم به نام نامه های مردمی که امید گلمکانی زحمت آنرا می کشد.این نامه ها به قدری زیاده که ما اگر بخوایم تا صبحم بخونیم تموم نمی شه.ایمیل برنامه هم هست.

شیخ:نوش جان،من میل ندارم.

جهانگیر:میل چی رو ندارین؟

گلمکانی:شیخ مزاح می کنه.

جهانگیر:بله،خدا این برنامه رو ختم به خیر کنه.ما امروز یک کارشناس هم به برنامه دعوت کردیم که تا آخر برنامه در خدمت ایشان هستیم.جناب شیخ که معرف حضور همه هستن.یک سلامی با بینندگان ما بکنید.

شیخ:به شما که عرض کنم؛داشتی یه چیز دیگه میگفتی! من کلا چقدر وقت دارم؟

جهانگیر:نگران وقت نباشید.

شیخ:این جوری که نمی شه.من می خوام زمان خودمو حساب کنم.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ | موضوع: | نظرات ()

شیخ بی سواد در برنامه90(طنز)
شیخ بی‌سواد در 90

 

علی‌اکبر بهشتی

فردوسی‌پور: خیلی‌خیلی خوشحالیم از اینکه در خدمت شما هستیم. امشب برنامه‌مون یه‌مقدار دیر شروع شد.

الان ساعت یک ربع به 11 است و فکر کنم تا حول و حوش بوق سگ در خدمت‌تان باشیم. در هفته گذشته اتفاقاتی عجیب و غریب افتاد که ما در این برنامه به همه آنها خواهیم پرداخت. ما امشب در خدمت شیخ از خدا بی‌خبر یا همان شیخ‌بی‌سواد(شین)هستیم. خیلی خوش‌ آمدید.

شین: به شما که عرض کنم، الان من چقدر وقت دارم؟

فردوسی‌پور: ما حالا حالا‌ها در خدمت شما هستیم. جناب شیخ ما اول برنده‌های هفته گذشته را انتخاب کنیم؛ از

یک تا 150000؟

شین: بشمارم؟

فردوسی‌پور: نه باید انتخاب کنید.

شین: چی‌رو انتخاب کنم؟

فردوسی‌پور: ‌برنده‌های مارو.

شین: برنده‌های شما کجان؟

فردوسی‌پور: هیچی‌بابا، یه شماره بگو.

شین: به شما که عرض کنم موبایلم رو که حفظ نیستم، شماره دفترم رو می‌دم!

فردوسی‌پور:‌ ببینین، یه شماره از یک تا 150000 بگین.

شین: من الان چقدر وقت دارم؟

فردوسی‌پور: از وقت خیالتان راحت باشه. یه شماره بگو از یک تا 150000. از یک تا 150000، 150000 عدد است،‌یکی را انتخاب کنید. خیلی راحت است.

شین:‌ چه‌جوری از بین 150000 تا عدد، یکی را انتخاب کنم؟ 150000 عدد است، یکی دو تا که نیست!!

فردوسی‌پور:‌کاری نداره که. یه عدد بگو از یک بزرگ‌تر، از 150000 کوچک‌تر!

شین: خود یک هم حسابه؟

فردوسی‌پور: آره حسابه.

شین: 150000 چی؟

فردوسی‌پور: اونم حسابه، تو رو خدا یه عدد بگو قال قضیه رو بکن. الان اتاق فرمان دارن بال بال می‌زنن!

شین: به شما که عرض کنم دقیقاً چقدر از وقتم مونده؟

فردوسی پور:‌ از یک تا 150000 لطفاً. از وقتم نگران نباش.

شین: بالاخره من باید بدونم چقدر وقت دارم. به شما که عرض کنم....

فردوسی‌پور: ما تا آخر برنامه در خدمت شما هستیم. جان من یه شماره بگو.

شین: از یک تا 150‌هزار، یا اینکه هر شماره‌ای دلم خواست؟!

فردوسی‌پور: اصلاً هر شماره‌ای که دلت خواست، فقط جان من یه شماره بگو. بابا الان نصف وقت برنامه گذشت، یه شماره نگفتی.

شین: به شما که عرض کنم، شماره‌ چی‌رو نگفتم؟

فردوسی‌پور: یه شماره از یک تا 150000.

شین: حالا چرا از یک تا 150000؟!

فردوسی‌پور: ما در برنامه‌مون هر هفته یه مسابقه SMS داریم و هفته بعدش برنده‌ها رو انتخاب می‌کنیم.

شین: اِ، چه خوب!

فردوسی پور: ببینید؛ هفته گذشته 1100000 نفر به برنامه‌مون SMS دادن. خب؟!

شین: خب!

فردوسی‌پور: حالا ما این شماره‌ها رو به چند دسته تقسیم کردیم و از میهمان برنامه می‌خواهیم میان هرکدام از این دسته‌ها یک عدد را به صورت رندوم انتخاب کنند.

شین: ‌هفته پیش چند نفر SMS دادن؟

فردوسی‌پور: 1100000.

شین: خب حالا من چه‌کار کنم.

فردوسی‌پور: یه شماره بگو.

شین: همان 1100000!

فردوسی‌پور: از یک تا 150‌هزار.

شین: مگه نگفتی 1100000 نفر SMS دادن؟

فردوسی‌پور: آره،‌ اما از یک تا 1100000 را ما تقسیم کردیم در چند دسته. دسته اول از یک تا 150000 است.

شین: دسته دوم از چند تا چند است؟

فردوسی‌پور: از 150000 تا 300000.

شین: 200785.

فردوسی‌پور: 200785 چی؟

شین: از 150000 تا 300000، یه عدد انتخاب کردیم دیگه.

فردوسی پور: نه، شما پرسیدی دسته دوم از چند تا چند است، من هم جواب دادم.

شین: اِ ! من خیال کردم پرسیدی از 150000 تا 300000 یه عدد انتخاب کنم.

فردوسی‌پور: مشتی، 2 ساعته از یک تا 150000 یه شماره انتخاب نکردی، اون‌وقت از 150000 تا 300000 یکی را انتخاب می‌کنی؟! اول از یک تا 150000 انتخاب کن.

شین: 25/1.

فردوسی‌پور:‌ اعشاری قبول نیست.

شین: 1 بر روی 25.

فردوسی‌پور: کسری هم قبول نیست.

شین: 1 به توان 25.

فردوسی‌پور:‌ توان، حساب نیست. اصلا یه شماره رند بگو.

شین: 09122000000

فردوسی‌پور: شماره موبایل نه، از یک تا 150000.

شین: 1 رادیکال 25.

فردوسی‌پور: 1 رادیکال 25، کوفت! 1 رادیکال 25،‌درد! 1 رادیکال 25، حناق! خون جیگرم کردی یه شماره بگی. پاشو برو بیرون بابا.

شین: ‌به شما که عرض کنم، من هنوز تا پایان برنامه وقت دارم؛ بیرون هم نمی‌رم! چه کار می‌خوای بکنی؟!‌

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/٧ | موضوع: | نظرات ()

شیخ سر تا پا فایده است!(طنز)
شیخ سرتا پا فایده است!

 

حسین قدیانی

اخیرا شیخ بی‌سواد آمادگی خود را اعلام کرده تا با نماینده‌ای از طرف نظام مناظره کند. در این‌باره باید به نکاتی اشاره کرد:

1- این مناظره بهتر است بعد از محرم و صفر پخش شود تا مردم راحت‌تر کرکر خنده کنند.

2- خوب است نظام، «آرای باطله» را به عنوان نماینده خود برای مناظره با کروبی انتخاب کند، اما آرای باطله چگونه می‌تواند شیخ را در مناظره شکست دهد؟ در زیر راهکار‌هایی ارائه می‌شود:

1/2- آرای باطله می‌تواند به شیخ بی‌سواد بگوید که اگر توانستی 2 خط از روی درس «کوکب‌خانم» کتاب سال اول ابتدایی بدون غلط بخوانی،
رئیس‌جمهور می‌شوی!

2/2- یکی از شگرد‌های شیخ این است که هرجا کم می‌‌آورد می‌رود سراغ حقوق بشر. آرای باطله می‌تواند از این کارشناس حقوق بشر بخواهد که فقط یکی از بند‌های این بیانیه را بخواند و درباره آن توضیح دهد؛ فقط یک بند.

3/2- آرای باطله از شیخ بخواهد نام یک نفر از اعضای ستادش را ببرد که به موسوی رأی نداده باشد!

4/2- نماینده نظام در این مناظره می‌تواند از شیخ اصلاحات یک امتحان دیکته از درس «حسنک کجایی» بگیرد و شیخ اگر از 20 نمره، بیشتر از 10گرفت، هر چی شیخ بگوید!

5/2- طرف مناظره شیخ از وی تقاضا کند که یک بیت از دیوان حافظ نه حالا بگو یک مصراع از اشعار «لسان‌الغیب» را از حفظ بخواند.

6/2- آرای باطله به شیخ بگوید، 6‌بار این جمله را پشت سر هم تکرار کند: «یا سند من لاسندله!»

3- البته نباید خدمات شیخ را نادیده گرفت. وی دارای برخی ویژگی‌های منحصر به فردی است مثل:

1/3- با صفا بودن؛ همه به این خصلت شیخ اذعان دارند و فارغ از اختلاف‌نظر‌های سیاسی، متفق‌القول شیخ را باصفاترین رجل سیاسی کشور از عهد بوق به این طرف می‌دانند.

2/3- مظلوم بودن؛ شیخ بی‌سواد بسیار مظلوم است و متأسفانه دیگر ویژگی‌های برجسته شیخ، جلوی بروز این مظلومیت را گرفته. مثلا افراد ستادش در مناظره با احمدی‌نژاد از قبل می‌دانستند که اگر شیخ قصه «خلیج عربی» را مطرح کند، احمدی‌نژاد جوابش را می‌دهد اما از سادگی وی سوءاستفاده کردند تا شیخ این موضوع را مطرح کند، از آن طرف هم احمدی‌نژاد جواب شیخ را بدهد و همه به شیخ بخندند و به جای شیخ به مهندس رأی بدهند.

4- شیخ اصلاحات در مناظره شگردی دارد که در نوع خودش بسیار جالب است؛ او برای منحرف کردن بحث از مجری دم به ساعت وقت باقیمانده خود را می‌پرسد و مدام می‌گوید: «الان من چقدر وقت دارم؟»،

«کلا چقدر وقت مانده»، «من تا الان چقدر صحبت کردم»، «ایشان چقدر صحبت کرده» و «وقت من چقدر است؟» جان شما، دیشب داشتم وسایل خانه را جمع و جور می‌کردم یک دفعه چشمم به سی‌دی مناظره شیخ با احمدی‌نژاد افتاد. سی‌دی را گذاشتم، لامصب این سی‌دی تا الان کجا بود؟ آخ‌که چقدر شیرین است این شیخ! آدم دوست دارد لپش را گاز بگیرد!

5- من همین‌جا از قوه‌قضائیه می‌خواهم با شیخ کاری نداشته باشد، همان سران دیگر فتنه را محاکمه کنند برای ما خوب است. ما بدون شیخ، چه‌جوری این ستون را پر کنیم؟! باحال نیست که هست، خوشمزه نیست که هست، نمک ندارد که دارد، انشای بیانیه‌هایش بهتر نشده که شده، درخواست مناظره نکرده که کرده، باصفا نیست که هست، به دل آدم نمی‌نشیند که می‌نشیند، شیرین‌کاری‌هایش خنده‌دار نیست که هست... حالا اپوزیسیون است، خب باشد! وانگهی؛ کجای دنیا، مخالفی به این تپلی دارد؟! جان من، شیخ، تپل‌ترین اپوزیسیون دنیاست؛ من که کلی باهاش حال می‌کنم؛ حیف نیست آدم به این گلی را محاکمه کنید؟! اصلا این شیخ چه ضرری برای نظام دارد؟!

سرتا پا فایده است! بیانیه می‌دهد، خب بدهد. علیه نظام دروغ می‌گوید، عیبی ندارد، بگوید. چطور این همه ما را می‌خنداند، این را کسی نمی‌بیند، اما حالا دوتا فحش داده، همه این را علم کرده‌اند. شیخ نفسی است که شکرانه‌اش مزید نعمت است. سایه‌ات شیخ! از سر ما کم مباد و ان‌شاء‌الله در مناظره با آرای باطله تو حرف بزنی و ما همین‌طور بخندیم.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱ | موضوع: | نظرات ()

افاضات شیخ بیسواد در جشن تولد ندا
افاضات شیخ بی‌سواد در جشن تولد نداخانم

 

سعید ده ونکی

29 دی یا 3 بهمن یا چه می‌دانم یک روز دیگر، ظاهرا سالروز تولد نداست و قرار است بعضی‌ها به‌همین مناسبت جشن تولد بگیرند که ما چند روز زودتر گزارش آن‌را تقدیم می‌کنیم.

به شما که عرض کنم، به نام خدا. البته در این شب عزیز که به‌خاطر جشن تولد نداخانم دور هم جمع شده‌ایم، باید بگیم، بخندیم و شادی کنیم، به قول معروف: «همگی دس، یکی‌مون رقص»، یا اینکه «همگی رقص، یکی‌مون دس» و خلاصه خوش باشیم اما به شما که عرض کنم، بد نیست چند کلمه هم درباره کشفی که تازگی کرده‌ام، براتون حرف بزنم. خیلی جالبه واقعا! راستش من هیچ‌وقت معنای اون آیه‌ای را که می‌گه: «خیال نکنین شهیدا مرده‌اند...»الخ نفهمیده بودم، اما از صدقه سر جنبش سبز تونستم اونو کشف کنم.
[اصرار حضار: دوتاشو بگو، توروخدا!]

خیلی خب! به شما که عرض کنم، یکیش همین دختره، اسمش چی بود؟ [حضار: نداخانم] نه بابا اون که ضایع شد.

نه این چیز رو می‌گم که میرحسین رفت تو ختمش، کلی هم گریه کرد. آخه می‌گن تازگی، یه گلاب مخصوصی به بازار اومده که جون می‌ده واسه مجالس ختم سبز. توش اسانس پیازه، لامصب همچین چشمارو می‌سوزونه که خود شِمرم باشه، اشکش درمی‌آد. خلاصه این دختره اسمش چی بود؟ آهان سپیده خانم، جل‌الخالق! اگه به چشم خودمون ندیده بودیم، باور نمی‌کردیم. فکرشو بکن، طرف کشته بشه، دفن بشه، براش ختم بگیرن، مهندس تو ختمش اون همه گریه بکنه [ منم اگه بودم، بیشتر از مهندس گریه می‌کردم با اون گلابای مخصوص اعلا، خب البته من عذر داشتم، فکر بد نکنین، ظهرش پیتزا سبزیجات خورده بودم، گلاب به روتون بیرون‌روی پیدا کردم، دم به ساعت باید می‌رفتم دس‌به‌آب، فلذا بنابراین نرفتم ختم]خلاصه داشتم می‌گفتم که این سپیده خانم، مصداق روشن اون آیه است که می‌گه: ولا تحسبن‌الذین قتلوا... امواتن، بلکه احیاناً عندبیتهم یرزقون که ترجمه آزادش این می‌شه: فکر کردین شهدای جنبش سبز ما مرده‌اند، فوتینا! اونا زنده‌ان، تو خونه‌شون دارن پیتزا پپرونی می‌خورن، نمونه‌اش همین سپیده‌خانم که بعد اون همه کشته شدن و دفن و ختم و گریه و زاری مهندس و چه و چه و چه، الان سُر و مُر و گنده پیش مامان‌جونش توی خونه داره چی می‌خوره؟[حضار: زرشک! ] نه بابا، گفتم که پیتزا پپرونی!

[یکی از حضار: قرائت سابق آیه‌ای که خواندید، «بل احیاء عندربهم یرزقون» است؛ آیا شما با توجه به بسط تجربه‌بندی که آقای دکتر سروش مطرح کرده‌اند، قرائت جدید را انشاء فرمودید؟]

به شما که عرض کنم البته من از این ترقی‌بازیای سروش و گوگوش و... خوشم نمیاد ولی این قرائتی که به شما که عرض کنم، عرض شد، مربوط به جلد دوم همون کتابه که اخیراً ضمیمه توضیح‌المسائل حجت‌الامسال هرمنوتیک با تقریظ حضرت شاذ‌الفقها! به چاپ رسیده (البته دور از چشم جامعه مدرسین).

به شما که عرض کنم، اینجا بود که من آیه استرجاع را خواستم بخوانم، اما هرچی زور زدم یادم نیومد که یکهو چشمم افتاد به بالای یه آگهی تسلیت خطاب به میرحسین راجع به خواهرزاده‌اش، اینجا بود که بی‌اختیار آیه استرجاع یادم اومد:

انا الله و انا ‌علیه الراجعون [همون نفر از حضار: جناب شیخ، این هم از همون جلد دوم بود دیگه؟!] خیلی حال کردم که شکر خدا هنوز حافظه‌ا‌‌م سر جاشه. یادم باشه این دفه موقع مناظره یا امتحان خبرگان اگه کسی از جامع‌ المقدمات، سوالای سخت‌سخت درآورد و ازم پرسید، جوابشو با همین آیه بِدَم. باز اگه ادامه داد، فورا جواب می‌دم: سمع‌الله لمن حمده ... فکر نکنن هالو گیر آوردن. همچین عربی واسه‌شون بلغور کنم که خیال کنن خود علی عبدالله صالح جلوشون نشسته! دیگه غلط بکنه کسی به من بگه: شیخ بی‌سواد، نمی‌دونم چی‌چی موساد و... .

خلاصه به شما که عرض کنم این 2 نمونه ثابت می‌کنه که شهدای ما زنده هستن.

حضار: شیخ بی‌سواد! تو که فقط یکی‌‌شو گفتی.

شیخ بی‌سواد: چرا یکی؟

حضار: پس چند تا؟

شیخ بی‌سواد: دو تا!

حضار: چرا دو تا؟

شیخ بی‌سواد: پس چند تا؟

حضار: یکی!

خنگای خدا، خب روشنه دو تا دیگه، یکی ندا خانم، یکی هم سپیده خانم. حالا فهمیدین کی بی‌سواده؟! ‌من یا شما که فرق یک و دو رو نمی‌دونین؟

[حضار: آخه ندا خانم که زنده نیس، اون که راس‌راسی مرده.]

خب نفله‌ها، اگه مرده، پس شما امشب واسه کی جشن تولد گرفتین؟ مگه اون نباید خودش باشه تا بیاد شمعارو فوت کنه، تا صد سال زنده باشه

و ... الخ.

حالا بهتره دس از مسخره‌بازی بردارین و همگی رو به قبله دراز بکشین و با هم دعای معروف «هپی برث‌دی تو یو» رو برای شادی ارواح بابای خودتون و نداخانم تلاوت کنین...


پانوشت
افاضات شیخ بی‌سواد تا پاسی از شب همچنان ادامه داشت و اسباب ادخال سرور در دل کفار و منافقین را فراهم کرده بود که خبرنگار ما برای رساندن خبر این مراسم به روزنامه امروز، لاجرم جلسه را ترک کرد، لذا الباقی خزعبلات ایشان در صورت انعکاس در خبرگزاری‌ها و سایت‌ها، عینا درج خواهد شد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱ | موضوع: | نظرات ()

به جوک ها قسم،سوژه خنده ای!
به نام خداوند جان آفرین
خداوند سوته دلان حزین

خداوند اسلام و راه امام
هدایتگر جنبش ناتمام

خداوند خواب و خدای کما
خداوند تغییر حالات ما

خداوند قلب و خدای بصر
خدای بهشتی، خدای پدر

خدای عذاب و خدای بهشت
خداوند خرداد و اردیبهشت

خداوند هاجر خداوند سعی
خداوند موسی خداوند رعی

خدای حسین و خداوند میر
خدایا خودت فکّ کلّ اسیر

منم! شیخ تو، مخلصت، بنده ات
گنهکارم البته! شرمنده ات

فقیرم، و محتاج و درویش تو
خدایا شکایت کنم پیش تو

خدایا چرا شد سرانجام ما
رژیم ترور؟ دولت کودتا؟

***

ندا آمد ای شیخ موسی صفت
که خِضرت خَضَر گشته! بی معرفت!

به یاد آری آن روزگار قدیم
که گفتی که ما یک حزب می زنیم؟

شروعش هم از سال هشتاد و چار
پس از آن شکستت در آن کارزار

که گفتی که: «آرای من بیش بود
شدم زخمی از چشم زخم حسود

بباید همی حزب بنیان نهاد
که مردم به ملی کنند اعتماد»

همین حزب بود و همین نشریه
که سرمایه اش ظاهراً عاریه

- نگویم کنون من ز شهرام ها
نه ربطی به تو دارد و نه به ما -

بلی، تهمت ناروا می زدی
بس عنوان ز افسانه ها می زدی

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ | موضوع: | نظرات ()

بررسی پیشنهادات کروبی(طنز)
توبه کنید؛ تو رو خدا توبه کنید!

 

کامبیز تبسم

سحام نیوز: مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود

سلام! زود میروم سر اصل مطلب. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

1-اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم:
همه باید توبه کنند. حتی شما دوست عزیز! بیا و توبه کن. صدبار اگر توبه شکستی بازآ و توبه کن. توبه کنید که رای من را دزدیدید. توبه کنید که توی مترو همدیگر را هل می دهید. توبه کنید که وقتی از اتوبوس پیاده می شوید، بلیط نمی دهید. توبه کنید که از چراغ راهنمایی رد می شوید. توبه کنید که لا اله الا الله که هر حرفی را نمیشود زد ولی شما بهرحال توبه کنید. توبه کنید که اینقدر به فکر شکم هستید و آینده ی ایران را به یک ساندیس که آن هم معلوم نیست تاریخ انقضایش گذشته یا نه فروختید. حالا اگر رانی بود، شاید میشد حق را به شما داد ولی آخر ساندیس هم شد چیز؟! پس توبه کنید. کسانی هم که چیزی برای اعتراف و توبه ندارند، با اجازه من بروند هر کثافت کاری که دوست دارند بکنند، بعد بیایند و توبه کنند. فقط مهم این است که توبه کنید. بین خودمان بماند، فکر می کنید خودِ من برای چی اون مبالغ را از آقای شهرام جیم جزایری گرفتم؟ والا بخدا اگر بخاطر منافع مادی بود. فقط و فقط بخاطر یک همچنین روزی بود که اگر لازم شد توبه کنیم، من هم بهانه ای برای توبه داشته باشم.

2-انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود.
انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و انقلاب الان منحرف شده و این انحراف به نظر من از یک نخ سیگار شروع شده است! البته جالب است که من هم خودم جزو همین صاحبان قدرت بوده ام و هستم و اصلا به من چه که من هر حرفی می زنم زود مُهر «غضنفرسیاسی» روی من می زنید؟ خب اصلاً این جمله قبلی را نادیده بگیرید چون یک جورهایی تف سر بالاست! هرچند من حتی نمیدانم کنوانسیون بین المللی یعنی چه، ولی این بنده خدایی که دارد این متن را برایم می نویسد می گوید باید بنویسیم که باید به این کنوانسیون های بین المللی عمل کنیم. تا یادم نرفته بگویم که هرچه روزنامه از اول تاریخ اختراع چاپ تا امروز بوده، باید دوباره منتشر بشوند. چه آنهایی که توقیف شده اند چه آنهایی که صاحبانشان فوت کرده اند و بسته شده اند. اینقدر باید روزنامه چاپ بشود که من احساس کنم توی ایران آزادی مطبوعات داریم وگرنه ناراحت می شوم. چرا افراد را بصورت فله ای بازداشت و محاکمه می کنید؟ خب دانه دانه بازداشت و محاکمه بکنید. اینجوری کلاس بیشتری دارد. مگر اینجا میوه فروشی است که باید درهم برداشت و نه سوا کردنی؟ تا یادم نرفته بگویم که توبه کنید!

3-پرهیز از خشونت:
یادش بخیر. بچه که بودیم و با بچه های توی کوچه بازی می کردیم، بزرگترها همیشه می گفتند بچه های خوبی باشید. خب پس این چه رفتاری است که سران حکومت انجام می دهند؟ چرا بانک آتش میزنند؟ چرا به نمازگزاران سنگ پرتاب می کنند؟ چرا مسئولان حکومت به حضرت امام اهانت می کنند؟ راستی یادم باشد بعدا یک خاطره درباره خودم و امام برایتان تعریف کنم. چرا حکومت، سربازهای بدبخت بیچاره را کتک می زند؟ مردم خداجو و خداپرست وخداخواه و خدا دوست و خدایار و ... که توی روز عاشورا آمدند توی خیابان، کی خشونت به خرج دادند؟ کی بانک و ماشین و مغازه و ... آتش زدند؟ بله؟

4-ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر:
یک مثل معروفی هست که می گوید، پیدا کنید پرتقال فروش را!
من پیشنهاد میکنم مسئولین و دستگاههای امنیتی بهتر است بجای اینکه اوضاع را کنترل کنند و این مردم خداجو و خداپرست وخداخواه و خدا دوست و خدایار و ... را بازداشت کنند، اجازه بدهند اینها هرکاری که دوست دارند بکنند و آنها بروند دنبال ریشه ها و علتها بگردند. ما قول میدهیم که اینقدر کارهای عجیب و غریب انجام بدهیم که مسئولین و دستگاه های امنیتی هیچگاه خسته نشوند و همیشه سرگرم پیدا کردن ریشه ها باشند.
مگر خدا در قرآن نمیگوید "بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید" ؟ خب حالا برای مثال همین یک مورد را ریشه یابی کنید که چه ربطی داشت که من این آیه را که اصلاً هیچ ربطی ندارد را اینجا گفتم.

5-من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم.
من الان حدود چند ماهی میشود که دارم با نن جونم مناظره می کنم و در اردوی تیم ملی مناظره هستم و شرایط خوبی دارم و خدا را شکر و با دعای خیر مردم، انشاالله بعد از این مناظره، قصد دارم که بروم جام جهانی مناظره.

فعلاً همین پنج مورد را داشته باشید تا اگر باز هم چیزی به ذهنم رسید بگویم. توبه هم یادتان نرود.
مهدی کروبی

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

نامه ملانصر الدین به کروبی!(طنز)
نامه سرگشاده ملانصرالدین به شیخ بی‌سواد

 

حسین قدیانی

با عرض سلام خدمت شیخ. همان‌طور که می‌دانید اخیرا شما گوی سبقت را از من در زمینه فکاهی ربوده‌اید و مردم دیگر مرا فراموش کرده و فقط به شما می‌خندند و در این زمینه پله‌های ترقی ظاهرا برای حضرتعالی برقی بوده و بیم آن می‌رود که شما دست زاکانی را نیز از پشت ببندید و به ریش من و عبید قاه‌قاه بخندید.

جناب شیخ! در قزوین از شهر بیرون‌تان نکردند که کردند، شما را در دارالعباده تنها نگذاشتند که گذاشتند، محافظانت از تو عاصی نشده‌اند که شده‌اند، مردم برایت جوک نمی‌سازند که می‌سازند، دشمن از تو سوء استفاده نمی‌کند که می‌کند، به BBC خوراک نمی‌دهی که می‌دهی، هرجا که می‌روی مردم بیرونت نمی‌کنند که می‌کنند، برایت آرزوی مرگ ندارند که دارند، در یک بیانیه 2 صفحه‌ای کلی غلط نداری که داری، نوشته‌هایت سوتی ندارد که دارد، انشایت مزخرف نیست که هست، غلط غلوط نمی‌نویسی که می‌نویسی، ادعاهایت دروغ نیست که هست، شریعتمداری به تو شیخ از همه جا بی‌خبر نمی‌گوید که می‌گوید، شاعر رسالت به تو شیخ بی‌چراغ نگفت که گفت، مردم تو را بی‌سواد نمی‌دانند که می‌دانند، با صفا نیستی که هستی، سوادت مرا نکشته که کشته، ضریب هوشی‌ات پایین نیست که هست، مشاورت به تو رای داد که نداد، تو را ساده‌گیر نیاورد که آورد، برای زندان رفتن، خودت را به در و دیوار نکوبیدی که کوبیدی، سابقه‌ات به یغما نرفت که رفت، دست استکبار از آستین‌ات بیرون نیامده که آمده، پای دشمن از پاچه شلوارت آویزان نیست که هست، دم خروس از زیر عبایت بیرون نیامده که آمده، ادعای تجاوز نکردی که کردی، سندهایت به درد ننه‌جونت نمی‌خورد که می‌خورد، جمله‌بندی بیانیه‌هایت ایراد ندارد که دارد، در مناظره وقت باقیمانده را نمی‌پرسیدی که می‌پرسیدی، تقلب بهت نمی‌رساندند که می‌رساندند، همین حرکت بعدا تبدیل به کلیپ نشد که شد، یک جورهایی شوت نیستی که هستی،9 دی ملت حالت را نگرفت که گرفت، لعن علی عدوک یا حسین نگفت که گفت،آن سیل جمعیت را که دیدی نگرخیدی که گرخیدی، ساندیس بدنت کم نشده که شده، اعضای حزب اعتماد ملی از تو عبور نکردند که کردند، ندا را شهید نخواندی که خواندی، در کودتای مخملی شکست نخوردی که خوردی، کاراکتر لطیفه ملت نیستی که هستی، دم پیری معرکه نگرفتی که گرفتی، بعد از پروژه عبور از موسوی فکر رهبری سبزها به سرت نیفتاد که افتاد، نسبت به دیگر سران فتنه با حال‌تر نیستی که هستی، دوست و دشمن باهات حال نمی‌کنند که می‌کنند، کلا مشتی نیستی که هستی، بیانیه‌هایت را دیگران نمی‌نویسند که می‌نویسند، دست به قلم خودت بدنیست که هست، از روی نوشته هم اشتباه نمی‌خوانی که می‌خوانی، تپق نمی‌زنی که می‌زنی، دوست و دشمن را قاطی نکردی که کردی، حجاریان به تو غضنفر اصلاحات نگفت که گفت، خودت را به خواب نزدی که زدی، اسمت را که در گوگل سرچ می‌کنی گوگوش نمی‌آید که می‌آید، سروش ساده‌ گیرت نیاورده که آورده، به فکر دراویش گنابادی نیستی که هستی،«باقی»حقوق بشر را در پاچه‌ات نکرد که کرد، (آخه تو رو چه به حقوق بشر؟!) الان بیانیه حقوق بشر را از بر نیستی که هستی، حالا که همچین شده دنبال آشتی ملی نیستی که هستی، آشوبگران خداجو طرفدارت نیستند که هستند، این جماعت، مست نیستند که هستند، رذل نیستند که هستند، تو رذل را می‌دانی با کدام «ز» نوشته می‌شود که نمی‌دانی، از همان بچگی دیکته‌ات ضعیف نبود که بود، خانم معلمت از دستت عاصی نبود که بود، در امتحان اخیر مردود نشدی که شدی، آمریکا برایت کف نمی‌زند که می‌زند، از اینکه نفر اول جنبش نیستی ناراحت نیستی که هستی، شهرام را چند وقت است که نتیغیدی از این موضوع عصبانی نیستی که هستی،کلا عصبی مزاج نیستی که هستی، حرف‌های این و آن زود در تو اثر نمی‌گذارد که می‌گذارد، فرضا اگر توبه کنی توبه گرگ مرگ نیست که هست، ناراحت نشو در مثل مناقشه نیست که هست، منظور من از گرگ، دبلیوزپلنگ نبود که بود، تو به بزرگی خودت ما را نمی‌بخشی که می‌بخشی، ما هم با این اخلاقت حال نمی‌کنیم که می‌کنیم، دشمن هم با تو حال نمی‌کند که می‌کند، ما همه به تو ایمان نداریم که داریم، عاشق سوتی‌هایت نیستیم که هستیم، یک هفته بیانیه ندهی دل‌مان برای جمله بندی‌هایت تنگ نمی‌شود که می‌شود، در این بیانیه آخرت از ترس سوتی دادن، آیات و روایات را بی‌خیالی طی نکردی که کردی، با اینکه معمم هستی عربی‌ات ضعیف نیست که هست، مصداق بارز خواص بی‌بصیرت نیستی که هستی، اصلا در اینکه تو جزو خواص هستی میان علما اختلاف نیست که هست، بصیرت نزد تو کیلویی نیست که هست، با همه این حرف‌ها سرور نیستی که هستی، سالار نیستی که هستی، ما یک موی تو را به دیگر سران فتنه نمی‌دهیم که می‌دهیم، این یکی را مزاح نکردم که کردم،...تو سرمایه ما نیستی که هستی، ما برای تو زحمت نکشیدیم که کشیدیم، ساندیس نظام را به سوسیس غرب نفروختی که فروختی، سرت کلاه نرفت که رفت، الان سارکوزی طرفدارت نیست که هست، سارکوزی با اینکه زن دارد دنبال ناموس دیگران نیست که هست، آبروریزی نکرده که کرده، تو را ساده فرض نکرده که کرده، در حوادث بعد از انتخابات به دشمن گرا ندادی که دادی، ستون پنجم نبودی که بودی، به خیابان نمی‌آمدی که می‌آمدی، به جای تو بنده‌های خدا محافظانت کتک نخوردند که خوردند، الان از این قضیه شاکی نیستند که هستند، چوب لجاجت تورا نمی‌خورند که می‌خورند، با این همه هنوز از مردم دم نمی‌زنی که می‌زنی، رویت مثل سنگ پای قزوین نیست که هست، قزوین رفتنت اشتباه نبود که بود، محافظانت این را بهت نگفته بودند که گفته بودند، حرف‌شان را زمین نزدی که زدی، مرغت یک پا نداشت که داشت، اگر محافظانت نبودند سنگ‌ها زیر چشمت بادمجان نمی‌کاشت که می‌کاشت، رایت از آرای باطله کمتر نبود که بود، از 4 نفر پنجم نشدی که شدی، اگر 6 نفر نامزد می‌شدند هفتم نمی‌شدی که می‌شدی، ادعای تقلب را مطرح نکردی که کردی، تندروی نکردی که کردی، حالا میانه‌روهای خداجو ماستمالی نمی‌خواهند بکنند که می‌خواهند، فتنه بعدی حکمیت نیست که هست، حالی کردن حکمیت به تو کار آسانی است که خدا وکیلی نیست، کلا دوزاری بعضی‌ها کج نیست که هست، الان مصداق «نااهلان و نامحرمان» نیستند که هستند، طلحه هم قبلا آدم خوبی نبود که بود، ابوموسی مخش تاب نداشت که داشت، عمر و عاص سر کارش نمی‌گذاشت که گذاشت، من اینها را برای شیخ نباید بگویم که می‌گویم، مصداق بارز آب در هاون کوبیدن نیست که هست، این اگر توهین باشد من معذرت نمی‌خواهم که می‌خواهم، از کروبی حلالیت نمی‌طلبم که می‌طلبم، شیخ باید من را ببخشد که نمی‌بخشد، حالا یک چیزی هم بدهکار نشدیم که شدیم، البته 50 هزار تومان هر ماه باید کروبی به من می‌داد که نداد، چرا که رئیس‌جمهور شد که نشد، مردم به او رای دادند که ندادند، دشمنان به او طمع نبستند که بستند، اما از این قصه طرفی بستند که نبستند، الان فرقه سبز چند دسته‌اند؛یک عده از موسوی خسته‌اند و در حال عبور از وی نیستند که هستند اما یک عده دیگر هستند که هرچند آشوبگر و پستند اما دل به میانه‌روها نبسته‌اند که بسته‌اند؛ عده‌ای می‌گویند اینها با آنها یک دسته هستند و با هم بسته‌اند و سرنوشت‌شان به همدیگر گره خورده و دست‌شان در یک کاسه نیست که هست! و من البته کاری به این کارها ندارم فقط از شیخ می‌خواهم پایش را از کفش من بردارد. در شهر اگر کس است یک حرف بس است؛ البته چون طرف ما شیخ است یک مقدار بیشتر باید توضیح داد؛ من نامه‌ام را ختم می‌کنم با این شعار قشنگ:«مرگ بر دو آدم خالی بند، علی عبدالله صالح و میلیبند!» و این جمله قشنگ که هنگام بازی هفت سنگ شنیدم از یک جناب سرهنگ:«برداشته عقل شیخ پاره سنگ، به فرسخ می‌گوید فرسنگ!الکی نزن، نرود میخ آهنین بر سنگ!»

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

کروبی از املا،3گرفت!(طنز)
کروبی از 20 گرفت 3

 

حسین قدیانی

شیخ بی‌سواد در نامه‌ای که اخیرا نوشته، آمادگی خود را برای مناظره با نماینده نظام اعلام کرده! من جای نظام بودم «آرای باطله» را می‌فرستادم که با کروبی مناظره کند؛ شده حکایت طرف را به ده راه نمی‌دادند سراغ کدخدا را می‌گرفت! جالب اینکه نامه‌اش را از ترس غلط‌های املایی بدون بسم‌الله نوشته و برخلاف دفعات قبل هیچ اشاره‌ای هم به آیات و روایات نکرده و همین‌طور مستقیم رفته سر اصل مطلب.

(این یک غلط). البته خود به خدایی این بیانیه از نظر رعایت اصول نگارشی بهتر از نامه‌های قبلی شیخ است و شیخ اگر همین‌طور مرتب بیانیه بدهد روزی یک نویسنده بزرگ خواهد شد؛ الان مهم‌ترین اشکال شیخ در نگارش عدم استفاده درست از علائم سجاوندی است؛ روی علامت سوال و علامت تعجب هنوز کلی کار دارد. (این 2 غلط). یک‌جا در متن، آدمی زاد را سرهم نوشته که الان در رسم‌الخط جدید آدمی زاد را جدا می‌نویسند.(این 3 تا). بعد یک‌جا آیت‌الله بهشتی را نوشته آیت‌اله بهشتی.

کلا شیخ از همه جا بی‌خبر، الله را اله می‌نویسد و در بیانیه‌های قبلی هم این اشتباه را داشته؛ باید از روی الله 100 مرتبه بنویسد تا ملکه ذهنش شود. (این غلط چهارم). یک‌جا هم در پاراگراف اول نوشته:«گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است». در این جمله، «که» اضافه است و آهنگ جمله را خراب کرده (غلط پنجم) و در ثانی امام خمینی(ره) می‌گفت:«عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» اما شیخ در محضر خدا شهرام را تلکه کرد و در حالی که خدا ناظر بر کارهای وی بود تبدیل به سرمایه بزرگ اسرائیل شد. (شد 6 تا، تا الان شیخ از 20 شده 14). یک‌جا هم در پاراگراف چهارم، نوشته:«بزغاله و گوساله»، در حالی که درستش «بزغاله گوساله» است و میان بزغاله و گوساله نباید«و» گذاشت. (این هم از اشتباه هفتم). شیخ در این بیانیه از کلمه«پلمپ» استفاده کرده و 2 نمره منفی دیگر هم گرفته، اولا پلمپ نیست و پلمب است، ثانیا پلمب یک کلمه خارجی است که در فارسی می‌شود «بستن»، لذا مثلا به‌جای آنکه بگوییم روزنامه اعتماد ملی پلمب شد، بهتر است بگوییم روزنامه اعتماد ملی به دلیل نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی بسته شد. (7 تا،2 تا هم اینجا، سر جمع شد 9 تا). شیخ جایی از بیانیه خود نوشته:«عده‌ای نان خود را در تنور بحران می‌بینند» و این در حالی است که شاطرها نان را در تنور درست می‌کنند، نمی‌بینند.(یک غلط دیگر). بعد هم ما نانی به نام بحران نداریم؛ بربری داریم و سنگک و تافتون و... البته چون حالا نان یک عده در بحران است ما این را از شیخ غلط نمی‌گیریم... شیخ پشت بند این نوشته:

«...آری، عده‌ای بر این گمان‌اند که با بستن تمام روزنه‌های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح‌طلبان...»؛ خدا وکیلی می‌خورد این جمله را شیخ اصلاحات نوشته باشد؟! (در اینجا به دلیل تقلب، 5 نمره از شیخ کسر می‌شود. شیخ تا الان 15 غلط املایی و ویراستاری داشته). البته در این بیانیه آخر، برخلاف بیانیه‌های قبلی، کروبی علامت مفعول بی‌واسطه را عمدتا در جای مناسبی از جمله استفاده کرده و مثل دفعات گذشته قبل از فعل نیاورده که بیانگر رشد ایشان در نگارش است.(ما در اینجا 2 نمره مثبت به ایشان می‌دهیم).کروبی در جایی از نامه خود آورده:«از دیدگاه اینجانب(این جانب را سرهم نوشته، آن 2 نمره را پس می‌گیریم؛ کلا کروبی زیادی سر هم می‌نویسد) ریشه این اتفاقات و مظالم مردم نیز به انتخابات ریاست‌جمهوری 84 برمی‌گردد». در جمله بالا کلمه «نیز» زیادی است (تا الان 14 غلط) و باز صد رحمت به علی مطهری که ریشه قضایا را مناظره موسوی با احمدی‌نژاد می‌داند. شیخ بیانیه‌اش را با این جمله به پایان برده:«...و چه داوری بهتر از مردم». در این جمله به تنهایی چندین غلط وجود دارد؛ اگر مردم داورند که تو را از 4 نفر، پنجم نکردند که کردند. از قزوین بیرون نکردند که کردند. تو را سوژه جوک‌های‌شان نکردند که کردند. علیه تو شعار درست نکردند که کردند. جلوی اعتماد ملی تجمع نکردند که کردند. در نمایشگاه مطبوعات، یک چیزهایی نثارت نکردند که کردند. کارهای بامزه تو را برای یکدیگر بلوتوث نکردند که کردند. با وجود تو ملانصرالدین را فراموش نکردند که کردند. تو را در 9 دی بی‌سواد معرفی نکردند که کردند. گذشته از مردم، دوستان قدیمی‌ات مثل حمید روحانی و رحیمیان تو را رها نکردند که کردند. مواضع‌ات را دشمن‌پسند تلقی نکردند که کردند. برای متنبه شدنت نامه به سویت ارسال نکردند که کردند. سابقه‌ات را برایت ترسیم نکردند که کردند. نامه‌ات به منتظری را که زمان امام نوشته بودی دومرتبه برایت چاپ نکردند که کردند. برای هدایت تو دهان‌شان را مسواک نکردند که کردند.

وقت‌شان را برای تو بیهوده تلف نکردند که کردند. در گوشت یاسین تلاوت نکردند که کردند. بیگانگان اهداف شوم‌شان را روی تو بار نکردند که کردند. تو را برای خود یار غار معرفی نکردند که کردند. اغیار را به جای یار به تو قالب نکردند که کردند. دشمنان در تو طمع نکردند که کردند. تو را به نفع خود مصادره نکردند که کردند. البته دیگر سران فتنه را بیشتر از تو آدم حساب نکردند که کردند. با این کار تو را عصبانی نکردند که کردند. دلارهای آمریکا را به حساب سران فتنه واریز نکردند که کردند. آخرتت را تباه نکردند که کردند. پرونده‌ات را سیاه نکردند که کردند. دروغ‌های تو را حکایت پیراهن عثمان نکردند که کردند. از باصفا بودن تو سوء استفاده نکردند که کردند. فرمول‌های انقلاب نرم را به تو دیکته نکردند که کردند. روی نقاط ضعفت انگولک نکردند که کردند. حس زودباوری تو را تحریک نکردند که کردند. دم پیری تو را شرمنده انقلاب نکردند که کردند. لعن و نفرین ملت را حواله‌ات نکردند که کردند. آفرین سارکوزی را رهسپارت نکردند که کردند. با ضدانقلاب هم‌کاسه‌ات نکردند که کردند.

سر مردانت روسری نکردند که کردند. حفاظت از انقلاب را برایت سرسری نکردند که کردند. عاقبت شیخ ساده‌لوح را برایت نقش نکردند که کردند. حرف‌های «هخا» را برایت مشق نکردند که کردند. بر تن کاخ دمشق رنگ سبز نکردند که کردند. سکه فتنه را به نامت ضرب نکردند که کردند. برای آشوب تو را صدا نکردند که کردند. تو را از جبهه حق به سپاه باطل ملحق نکردند که کردند.

تو را با تنها یکی، دو درصد رای، محق نکردند که کردند. دوست و دشمن از دستت دق نکردند که کردند. در همین بیانیه اخیر حرف خود را در دهان تو فرو نکردند که کردند. ناخواسته بی‌سواد بودنت را عیان نکردند که کردند. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم را از بیانیه‌ات حذف نکردند که کردند. برای من در این ستون سوژه درست نکردند که کردند.

سوتی‌های تو را حق‌التحریر من نکردند که کردند. مرا تا ابد مدیون تو نکردند که کردند. به یمن همین اراجیف، مرا قراردادی نکردند که کردند. بیمه‌ام را رد نکردند که کردند. سایت‌های مختلف، بدون ذکر منبع، مطالبم را کار نکردند که کردند. حتی یک معذرت‌خواهی خشک و خالی را بی‌خیالی طی نکردند که کردند. وسط دعوای من و شیخ، نرخ تعیین نکردند که کردند. مرا از ادامه دادن منصرف نکردند که کردند... در ضمن شیخ از 20 عددی بهتر از 3 کسب نکردند که کردند. البته در قیاس با بیانیه‌های قبلی پیشرفت نکردند که کردند؛ من باز فکر می‌کنم جای امیدواری هست، ای شیخ! گوش‌ات با من هست؟
ای‌بسا شیطان که آدم روی هست/ پس به هر دستی نباید داد دست
بویژه سارکوزی که اغلب هست مست و اون یارو کی بود؟ مرتیکه پست، اسمش در خاطرم هست!

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

ای شیخ!بوی گند بلاهتت دنیا را برداشته است!

مدتها بود تصمیم گرفته بودم شخصی ننویسم. یعنی از آدمها اسم نیاورم. حتی اگر در لفافه چیزی گفتم از کسی نام نبرم. اما نمی گذارند. اصلاً! آرامش نمی‌ گذارند برای آدم. خودشان تنشان می‌خارد. یعنی نمیشود بعضی چیزها را ببینی و چیزی نگویی... مخصوصاً اگر این فرد شیخ ابلهی به نام شیخ مهدی کروبی باشد...

***

امروز هم باید آرام بمانیم؟ هنوز هم موسوی و نااهلان فرقه‌اش باید همینطور ازاد در خیابان ها راه بروند و به همه مقدسات ما پشت کنند...

***

بسیاری از معلوم الحال‌ها دیروز سوت و کف زدند. آتش زدند. بسیاری را کشته و مجروح کردند. همه این را فهمیدند و محکوم کردند. حتی خیلی‌ها که تا دیروز هوادار درجه یک همین آشوبگران بودند این امر را محکوم کردند. در این میان اما شیخ مهدی کروبی که شده عروسک خیمه شب بازی غرب دوباره آتش بیار معرکه شد. عزاداران حسینی که مورد هجوم آشوبگران قرار گرفت را «جماعتی وحشی» و آشوبگران را که هیچ نشانی از عزادار حسینی نداشتند را «عزاداران حسینی»!!! نامید! او وقاحت را بدانجا رساند که گفت:

«آنان که هویت و شناسنامه این انقلابند و در روزگار مبارزه در صف اول مبارزان بودند، بیاد دارند که در عاشورای 1342 تظاهراتی عظیم با شعارهایی تند علیه شاه صورت گرفت اما رژیم ستم شاهی حرمت عاشورا نگاه داشت و کشتار، سرکوب و دستگیری رهبران مبارزه و در راس آن امام را به روزهای بعد موکول کرد» .

چقدر یک مرد می‌تواند احمق باشد! یعنی من یکی که معتقدم این آدم اگر قبل از انقلاب هم در زندان بوده از آنها بوده که با یک سیلی همه چیز را لو می داده است!! الله اعلم! امیدوارم من اشتباه کرده باشم! الانش که بهتر از این نیست! برای آشنایی این مثلا روحانی انقلابی مدعی مبارزه با جنایاتی که رپیم پهلوی انجام داده است بد نیست نگاهی به این آمار بیاندازد.

-          حداقل میزان کشته‌های 15 خرداد را 32 نفر و حداکثر آن را خانم  لافو وورن تا 15000 هزار نفر اعلام کرده اند! (+)

-          بعضی آمار هم از 186 کشته خبر می‌دهند(+)

-          محض اطلاع ایشان بد نیست بدانند که علت قیام مردم دستگیزی امام خمینی بعد از عاشورای آن سال بوده است! یعنی اصولاً روز عاشورای آن سال فقط یک راهپیمایی آرام صورت گرفت و 15 خرداد که مردم از بازداشت امام خبر دار شده و به خشم آمدند کشتاری به راه انداختند که تا امروز هم کسی از میزان دقیقش خبر دار نشده اند. یعنی اصلا بحث موکول کردن کشتار نبوده است. بلکه بهانه ای به دستشان نیامد تا چنین کنند.

-          اطلاعات کاملی از کشتارهای رژیم شاه. مخصوصاً در روز 15 خرداد 1342.(+)(+)(+) (+)

نمردیم و دیدیدیم! شیخ مهدی. رو چیز خوبی است. شرم چیز خوبی است. بعضی چیزها دفاع کردن ندارد. چه آخوند باشی یا غیر آخوند. مسلمان باشی یا غیر مسلمان. مذهبی باشی یا غیر مذهبی. موافق باشی یا مخالف...

-          روزهای محرم دیدیم بسیاری غیرمسلمانهایی را که نه تنها حرمت این روزها را نگه می‌داشتند که در عزاداریها شرکت می‌کردند و حتی خرج هم می دادند!...آنها که عاشورا سوت و کف زدند از کفار هم بدترند...آیا این عده از خدا بی‌خبر این‌طور دفاع جانانه دارد؟!...

 -          کاش بعضی مثل این شیخ ساده لوح هیچ‌گاه از قِبَل این انقلاب به هیچ جا نمی‌رسیدند...

-          دخترک معصوم از دیروز در کماست. با پدر و مادرش رفته بود عزاداری امام حسین... آجر به سرش خورد...نمی‌دانم...شاید مزد دل پاکش را گرفته باشد! همیشه بهترین ها بدست شقی ترین ها کشته می‌شوند...یاعلی

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/۱٠/٩ | موضوع: | نظرات ()

اعتماد ملی،ادعای کروبی را رد کرد
اعتمادملی ادعای کروبی را رد کرد

 

حزب اعتماد ملی در بیانیه ای، با تایید هتک حرمت امام(ره)، ادعای دبیر کل خود را مبنی بر ساختگی بودن فیلم آن رد کرد.

به گزارش شبکه ایران در حالی که مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی چند روز پیش در نامه‌ای به رئیس صدا و سیما تصاویر مربوط به هتک حرمت ساحت امام راحل را انکار کرده و فیلم آن را مونتاژ شده دانسته، حزب اعتماد ملی با انتشار بیانیه ای، موضعی متفاوت گرفت و پس از تایید هتک حرمت امام، آن را زشت خواند.

حزب اعتماد ملی در این بیانیه اهانت به تمثال حضرت امام (ره) را "تاسف انگیز، زشت، شنیع و اهانت آمیز" توصیف کرده است.

گفتنی است، بی حرمتی به تمثال حضرت امام (ره) و پاره کردن تصاویر ایشان اقدامی بود که توسط برخی از حامیان میرحسین موسوی در روز 16 آذر انجام شد و تصاویر آن ابتدا در رسانه های ضد ایرانی از جمله "بی‌بی‌سی" و "العربیه" و سپس به صورت کوتاه از سوی رسانه ملی پخش شد.

اما در حالی که به دنبال پخش این تصاویر موجی از خشم و اعتراض کشور را فرا گرفت، مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی و از رهبران گروه سبز در نامه‌ای به ضرغامی که بعدها مشخص شد با تحریک و قلم سراج الدین موسوی مسئول دفتر حضرت امام(ره) در قم نوشته شده است، منکر هتک حرمت امام شد.

شیخ اصلاحات در این نامه به جای محکوم کردن اقدام طرفداران مهندس موسوی در پاره کردن عکس امام(ره)، تجمعات غیرقانونی گروه سبز را "اعتراضات واقعی و حقیقی مردم" نامیده بود و مدعی شده بود که برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن این تجمعات و باز کردن راه برای جریانات افراطی هستند!

وی حتی کروبی بدون اشاره به علت حمایت‌های نخست وزیر اسرائیل و سران کشورهای غربی از تجمعات حامیان اصلاحات، صدا و سیما را به "تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن" متهم کرده بود.

جالب آنکه کروبی پس از این اظهارات، روز گذشته موضعی متفاوتی گرفت و به سایت تغییر گفت که با مهندس موسوی برای برپایی یک راهپیمایی درباره هتک حرمت امام به توافق رسیده است.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/٢٤ | موضوع: | نظرات ()

ادعای کروبی در توجیه آتش‌زدن عکس امام(ره)
ادعای کروبی در توجیه آتش‌زدن عکس امام(ره)

 

شبکه ایران: مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی که در انتخابات ریاست جمهوری دهم موفق به کسب حدود 300 هزار رای شد، در نامه‌ای به رئیس رسانه ملی مدعی شده، فیلم‌هایی که از وقایع ۱۶ آذر از صدا و سیما پخش شده، مونتاژ بوده است.

کروبی در این نامه که در سایت منتسب به او منتشر شده، نوشته که "تصاویر مونتاژ شده‌ای از دانشجویان معترض نشان داده شد که این گونه استنباط می‌شد عکس‌های بنیانگذار انقلاب توسط این دانشجویان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است."

ادعای جدید شیخ اصلاحات در حالی است که فیلم پاره کردن و آتش زدن تصاویر امام خمینی(ره) توسط دانشجویان معترض، با استقبال و پوشش گسترده رسانه‌های انگلیسی، آمریکایی و سعودی از جمله "العربیه" همراه و بارها از این رسانه‌ها پخش شده است.

با این حال، دبیر کل حزب اعتماد ملی ترجیح داد که به جای محکوم کردن اقدام طرفداران مهندس موسوی در پاره کردن عکس امام، سردادن شعار علیه نظام و ابراز برائت از سران رژیم صهیونیستی و غربی، تجمعات غیرقانونی گروه سبز را "اعتراضات واقعی و حقیقی مردم" نامیده و بگوید که برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن این تجمعات و باز کردن راه برای جریانات افراطی هستند.

کروبی بدون اشاره به علت حمایت‌های دیروز نخست وزیر اسرائیل و سران کشورهای غربی از تجمعات حامیان اصلاحات، آنچه "برخی از مجموعه‌های خبری صدا و سیما" خواند را، به "تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن" متهم کرده است.

او که در اکثر اوقات یک تنه اقدام به موضع‌گیری و حضور در میان تجمع‌کنندگان خیابانی کرده است، خود و چندتن دیگر از همراهانش را پیرو و پاسدار خط امام(ره) می‌داند.

دبیرکل حزب اعتماد ملی حتی در جریان مناظرات انتخاباتی در پاسخ به این سوال که با چه مجوزی از شهرام جزایری، مفسد اقتصادی مشهور، 300 میلیون پول گرفته، گفت که "من از امام حکم دارم."

نفر چهارم انتخابات ریاست جمهوری دهم که پس از اعلام نتایج انتخابات اخیر رای اکثریت مردم را قبول نکرد، چندی پیش هم، مدعی شد که مدیر مسئول روزنامه کیهان به فرمایش امام(ره) مبنی بر اینکه "میزان رای ملت است" چوب حراج زده است.

این در حالی است که کروبی در جریان آشوب‌های پس از انتخابات، با طرح ادعاهای مختلفی از جمله "تقلب" و "آزار جنسی زندانیان" بارها جمهوری اسلامی را متهم کرده و میزان اعتقاد خود را به جمله "میزان رای ملت است" نشان داده است.

علاوه بر کروبی، محمد خاتمی و مهندی موسوی هم، که تاکنون هیچ موضعی در برابر آتش زدن عکس امام خمینی(ره) و شعارهای ساختارشکنانه حامیان خود اتخاذ نکرده‌اند، خود را پایبند به آرمان‌های امام(ره) و انقلاب و نظام اسلامی می‌دانند.

خاتمی اخیرا پس از استناد به سخنان امام(ره)، از آنچه "ستم به جمهوری اسلامی" نامید، حرف زد و گفت که به این خاطر غصه می‌‌‌خورد و رنج می‌برد.

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۱۸ | موضوع: | نظرات ()

کروبی و تکرار ادعایی که از بیان آن«عذر»خواسته بود!

کروبی و تکرار ادعایی که از بیان آن "عذر" خواسته بود

شبکه ایران: مهدی کروبی کاندیدای ‏72‏ ساله اصلاح طلبان در انتخابات اخیر که موفق شد از حدود 40 میلیون رای، نزدیک به سیصد هزار رای را به خود اختصاص دهد، در گفتگو با یک روزنامه فرانسوی ادعا کرد که به علت ادعاهای اخیر او درباره اوضاع زندانهای ایران، این وضع اکنون "خیلی بهتر" شده است.

ادعاهای کروبی در مورد "تجاوز به زندانیان"، پس از آنکه در تابستان امسال از سوی او مطرح شد با استقبال بی نظیر رسانه های خارجی و اپوزیسیون مواجه شد.

آنها در این راستا کروبی را به صفاتی چون "صریح" ، "رک گو"، "شخصیت برجسته" و "شجاع" توصیف و نظام جمهوری اسلامی را به نقض حقوق اولیه شهروندان خود متهم کردند.

گزارش نهایی پیگیری این ادعاها که پس از تشکیل کمیته سه نفره در قوه قضائیه و انجام تحقیقات در جلساتی با حضور کروبی منتشر شد، نشان داد که اطلاعات ارائه شده از سوی شیخ اصلاحات در این زمینه نادرست و متناقض بوده است.

این موضوع را حتی کروبی هم رد نکرد و اذعان داشت که آنچه او "مستند" می نامید و به کمیته مذکور ارائه کرد، از "صحت و دقت لازم" برخوردار نبوده اند.

با این حال کروبی در گفتگو با "لوموند" بدون اشاره به عذرخواهی رسمی قبلی خود از کمیته مذکور،‌ گفت که "درمورد سوء استفاده ها"، مدارک کافی را در اختیار قضات قرار داده است.

کروبی همچنین در این مصاحبه گفته است که در شرایط سیاسی امروز کشور، "میانه روهای دو طرف" بر لزوم "توافق ملی" اذعان دارند، اما "عوامل تندرو" مانع از گفتگو می شوند‏.‏

نويسنده: رها | تاريخ: ۱۳۸۸/٩/۱٦ | موضوع: | نظرات ()

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس