«یار دبستانی» متعلق به شهیدان است

جمشید جم نامی آشنا برای همه ایرانیانی است که با شنیدن ترانه «یار دبستانی من» روزهای به یاد ماندنی انقلاب در ذهن آنها مرور میشود. هر روز بعد از نماز صبح وقتی پیچ رادیو را باز میکنی صدای او را در برنامه «یک روز خوب» میشنوی و جمعهها هم وقتی میخواهی بعد از یک هفته کاری کمی استراحت کنی «تهران در شب» جمعه شبها را با صدای او میشنوی. جم این بار به روزنامه جوان آمد تا از این طریق درباره یار دبستانی من و اهداف والای آن با جوانان قدیم و جدید ایرانی صحبت کند:
--------------------------------------------------------------------------------
ریشه و اساس ترانه یار دبستانی من از کجا شکل گرفته است؟
من به همراه تعدادی از دوستان از 6-5 ماه قبل از انقلاب و از محرم 57 همانند دیگر آحاد جامعه در مبارزات حضور داشتیم و وعدهگاه ما همیشه از یک ماه قبل از آبان ماه دانشگاه تهران بود و هر روز در زمین چمن دانشگاه تهران که در حال حاضر مکان برگزاری نمازجمعه است جمع میشدیم و اقدام به سر دادن شعارهای مختلف در حمایت از امام و بر ضد سلطنت پهلوی میکردیم، روز 13 آبان که طبق روال گذشته این تجمعات ادامه پیدا کرده بود، حدود ساعت 11 صبح من احساس کردم جمعیت بسیار بیشتر از روزهای قبل وشعارها و جنب و جوشهای دانشجویان و دانشآموزان نسبت به روزهای گذشته بسیار بیشتر و متفاوت بود ودرمقابل هم گاردیها و نیروهای نظامی به طرف دانشجویان گاز اشکآور پرتاب میکردند و تمام فضای خیابانهای اطراف پر از دود و آتش شده بود.
در آن زمان دانشجویان پرجوش میآمدند و پرخروش میرفتند و معمولاً تجمعات درساعات 11صبح به اوج خود میرسید، مشاهده صحنههای شهادت دانشجویان و کشتار بیرحمانه مردم در آن روزها و چاپ عکس آنها در دو روزنامه آن زمان کیهان و اطلاعات برای من در خاستگاه ذهنیام میماند. تصاویر مبارزه جوانان، زنان و مردان علیه رژیم پهلوی برای من ملاکی شد که یار دبستانی من را اجرا کنم، شعر این اثر را منصور تهرانی، هنرمند ارزشمندی که به تعبیر من همه فن حریف بود سروده است، تهرانی هم آهنگساز و ترانهسرا بود و هم کارگردان و اتفاقاً ملودی این اثر را هم خودش ساخت. ایده آن هم از فیلمی که منصور قصد داشت در مورد سه یار دبستانی اصلی بسازد شکل گرفت. البته به دلیل اختناقها وفشارهای موجود معلوم نشد چه اتفاقی برای فیلم افتاد. ولی قبل از اینکه منصور این فیلم را بسازد من با پس زمینهای که از این سه شهید دبستانی در ذهن داشتم که به زعم من اولین حرکت ضداستعماری و ضداستکباری با حرکت آنها آغاز شد،همان دانشجویانی که در 16 آذر سال 1332 به خاطر اعتراضی که به ورود نیکسون معاون رئیسجمهورآمریکا کردند در دانشکده فنی کشته شدند و همینطور عقاید سرسختانهای که با دیدن فجایع رژیم پیدا کردم و بعد از توقیف شدن صدایم در دولت ازهاری بیشتر قوت گرفت، تصمیم گرفتم این ترانه را با کمک منصور اجراکنم.
سرانجام در اوایل سال 58 این ترانه را به نیت ادای دین به تمامی شهدا با ارکستر بزرگ اجرا کردیم. امروز که 30 سال از آن روزها گذشته هر وقت که در دانشگاهها و در بین دانشجویان حاضر میشوم همان صحنهها و رشادتها در زمان انقلاب برای من زنده میشود.
به خوبی به یاد دارم که این ترانه نوعی وحدت و همدلی را در بین مردم به وجود آورده بود و در طی سالهای گذشته به خاطرهها پیوسته است و امروزه جایگاه واقعی خودش را پیدا کرده است.
در هرجا که ظلمی و هجومی باشد یار دبستانی ظهور میکند و هرشخص و یا گروهی که خواست مهر مالکیت به این ترانه بزند نتوانست و در نهایت به مردم ایران رسید چرا که متعلق به همه ملت است. من از طریق همین مصاحبه اعلام میکنم که ترانه یار دبستانی من متعلق به همه دانشجویان، مردم و ملت شهیدپرور ایران است و هیچ گروه یا سازمان و یا حزبی حق مصادره یار دبستانی را برای خود ندارد.
به نظر شما انقلاب اسلامی در کشور ما چه تأثیراتی در موسیقی داشته است؟
این موضوع را باید از چند جهت مورد بررسی قرار داد. انقلاب در شکلگیری موسیقی بخصوص موسیقی ملی نقش اساسی داشته است و در واقع پس از انقلاب جایگاه کلام در موسیقی مشخص شد و محتوای موسیقی مورد توجه قرار گرفت. میتوان اینچنین نتیجه گرفت که فرهنگ ترانهسرایی پس از انقلاب به وجود آمده است. کلام موسیقی یعنی شعر، جایگاهی بس ارزشمند پیدا کرده است.
امابا این وجود بعد از 30 سال هنوز هم در بحث موسیقی مشکلات فراوانی داریم که این مشکلات با یک برنامهریزی حساب شده مرتفع خواهد شد.
در حال حاضر بعد از گذشت30 سال از انقلاب شاهد سوء استفاده بعضی از افراد و گروههای سیاسی از ترانه یار دبستانی هستیم، شما چه پیامی به این افراد و گروههای سیاسی دارید؟
من همیشه این جمله را گفتهام که هر کسی از ظن خود شد یار من، اما بعضی از افراد یار نیستند و متأسفانه سوءاستفادههای فراوانی از این کار میشود.
هرجایی که من حضور پیدا میکنم این ترانه برای آنهاست. من در طول سال در دانشگاهها، سازمانها و بسیج دانشجویی دانشگاهها حضور پیدا میکنم و این ترانه متعلق به این افراد است اما در برخی موارد بدون اطلاع من حزب یا گروهی این ترانه را به نفع خود و برای اهداف سیاسی به کار میبرد.
متأسفانه احزاب مختلف با رویکردهای متفاوت در داخل و خارج از کشور به صورت غیرمجاز ازاین ترانه سوءاستفاده میکنند.
به نظر من این اثر باید ثبت ملی برای کشور شود، که دیگر بیگانگان نتوانند از این کار به نفع خود استفاده کنند.
در نا آرامیهای بعد از انتخابات برخی ازگروهها و آشوبگران از ترانه یار دبستانی برای تحریک افکار عمومی استفاده میکردند، ارزیابی شما از این اقدام و واکنش شما نسبت به این افراد چیست؟
ادامه مطلب |