کنترل جمعیت؛سیاستی صهیونیستی-استعماری

به بهانه سخنان اخیر دکتر احمدی نژاد

یهودشناخت: شجاعت احمدی نژاد ستودنی است. در دنیایی که اگر و اما کردن در مورد بود و نبود و کم و کیف "هولوکاست" به تابویی وحشتناک برای صاحب منصبان و سیاستمداران تبدیل شده بود، او با جسارت تمام این تابو را در هم شکست. پس از شکسته شدن این بت، مطالب مستند و تحقیقی زیادی که ادعای احمدی نژاد را تأیید می کرد در برخی رسانه ها منتشر شد.

اخیراً اما احمدی نژاد دست به شکستن بتی دیگر زد:  "کنترل جمعیت"
متأسفانه به نظر می آید این بار این تابو به قدری در اذهان نفوذ داشته است که کسی جرأت نکرد پشتوانه های علمی و تحقیقی شکستن آن را بیان کند و صاحب قلمانِ مقلد و جوزده ای که تحلیل هایِ رسمیِ آن طرف آبها را وحی منزل می دانند، میدان را برای تمسخر و تبلیغات منفی علیه احمدی نژاد باز دیدند.

مطلبی که در پی می آید قسمتی از مقاله ای است به قلم استاد شمس الدین رحمانی که در آذرماه ۱۳۷۴ در ماهنامه «نیستان» با عنوان «سیاستهای فرهنگی صهیونیستی در ایران» منتشر شده است. استاد شمس الدین رحمانی نویسنده کتابهای «جنایت جهانی»، «فرهنگ و زبان»، «نظام نوین جهانی»، «ماهیت سازمان ملل»، «تصویر آینده»، «لولای سه قاره»، «دایره چهارگوش»، «۵۵۵»، و مقالات متعددی هستند که موضوع مشترک همگی، روشنگری در مورد توطئه های یهود و صهیونیسم بین الملل است. ایشان در قسمتی از مقاله مذکور به نقد سیاست کنترل جمعیت پرداخته اند که می تواند تأییدی باشد بر سخنان جدید دکتر احمدی نژاد (پاورقیها از اینجانب است):
***

وقتی کشاورزی بر هم خورد و آدمها همه جمع شدند در درون و اطراف شهرها، خانه ها از شکل طبیعی و سنتی و قدیمی، با معماری باحفاظ اسلامی تبدیل می شود به آپارتمان بی حجاب و حرامزاده غربی و غربزده و اوج عالی و زیبایش به صورت برج و مراکز تجاری-مسکونی جلوه می کند. برای تأمین هزینه های این زندگی پرهزینه مصنوعی، باید دلال بازی و بورس بازی و پشت هم اندازی کرد. اما عاقبت این همه جمعیت در شهرها- و همه مصرف کننده، آن هم مصرف کننده های مسرف و رفاه طلب- باعث هزار مشکل و دردسرند. چاره چیست؟ کنترل جمعیت!

اما جالب است: یکی از الگوهای پیشرفت و ترقی برای ما ژاپن است! با مساحتی معادل یک سوم ایران و جمعیتی برابر تقریباً سه برابر ایران، یعنی تراکم جمعیت ۹ برابر. واقعاً جمعیت ما زیاد است که باید با کنترل جمعیت کمش کنیم؟(۱)

لابد می فرمایند ژاپن کجا؟ ما کجا؟ بسیار خوب. اندونزی چطور است؟ با مساحتی کمتر از ایران و با جمعیتی بیش از سه برابر.

چین چطور؟ با مساحت ۷/۵ برابر ایران و با جمعیتی ۲۰ برابر یعنی یک میلیارد و دویست میلیون نفر. در چین برای چهارصد میلیون دانش آموزشان چه می کنند که ما نمی توانیم؟(۲)

دردسرتان ندهم بعید است بتوان کشوری با تنوع آب و هوای ایران یافت و با این همه استعداد کشاورزی. سه منطقه دشت زابل، ترکمن صحرا و دشت مغان را انبار غله ایران می گفته اند. چطور ما امروز از کثرت جمعیت می ترسیم؟

می گویند مدرسه و آب خوردن و بقیه وسائل "رفاهی" را نمی توانیم تأمین کنیم. آیا این عدم توان بخاطر جمعیت است یا به دلیل ناتوانی در برنامه ریزی و مدیریت؟

اما اکنون بشنویم از ریشه اصلی ترس از ازدیاد جمعیت:
نشریه «رویدادها...»ی سپاه در شماره ۸۵ مورخ ۲۳/۷/۷۱ در صفحه ۳۳ می نویسد: :«ارنویچ من محقق آمریکایی در مقاله ای در واشنگتن تایمز می گوید در ایران میانه رو وجود ندارد و حکومت در پی رسیدن به مقام ابرقدرتی در منطقه است و نیز به دست آوردن سلاح اتمی.» وی می گوید:«در کنار این استراتژی، باید جمعیت رو به افزایش ۶۰ میلیونی ایران را در نظر داشت که طی ۲۵ سال آینده دو برابر خواهد شد و قدرت بی نهایت نظامی انسانی را به وجود خواهد آورد.»

این وحشت آمریکایی را مقایسه کنید با وحشت سردمداران تبلیغات ضدجمعیت در ایران(۳) و خصوصاً دقت کنید که این داخلیها همان «میانه رو»هایی هستند که امریکا دوست دارد در این مملکت به قدرت و دولت برسند.

وقتی ما میدان تبلیغات را به دست اینها داده ایم تا وحشت آمریکا از جمعیت مسلمان و انقلابی و آزاده ما را تبدیل کنند به وحشت خود ما از بچه هایمان به خاطر از دست رفتن رفاه و نداشتن مسکن و مدرسه؛ به راستی چقدر سیاستگزاری فرهنگی صهیونیستها را اجرا می کنیم؟

این عبارت را هم از نظم نوین جهانی بخوانید: «در گذشته اگرچه اتحادشوروی مشکلاتی را برای ژاپن و اروپا فراهم ساخته بود، لیکن امروز وظایف جدید بسیاری وجود دارد که تنها با همکاریهای نزدیک اعضای کمیسیون سه جانبه، به عنوان رهبری اقتصاد جهان، می تواند بطور موفقیت آمیزی به وظایف بالا جامه عمل بپوشاند. از جمله اهداف مزبور توجه به تبعات افزایش جمعیت کره خاکی است و ویرانی روزافزون محیط طبیعی که از اولویت بالایی برخوردار است.»(اطلاعات ضمیمه، دوشنبه ۲۷/۲/۷۲ شماره ۱۹۹۱۰ صفحه۸)

برای کمیسیون سه جانبه، به عنوان رهبر اقتصاد جهان(۴)، سه میلیارد جمعیت جهان اضافه است-و اخیراً به زبانهای مختلف این نکته را تصریح می کنند- که باید یک جوری از شرشان خلاص شد.(۵) همان سه میلیاردی که ما به آنها مستضعفان جهان می گوییم. همانها که در سراسر جهان امروز، امید و آرزویشان پیروزی اسلام و انقلاب اسلامی است. آن وقت ما به تبعیت از بانک جهانی، اولویت کمیسیون سه جانبه را داریم عملی می کنیم و خیلی هم شادمان و مسرور و مغروریم که در این راه موفق هم می شویم. در حالی که اغلب توجه نمی کنیم که کنترل جمعیت بدون آزادی جنسی و سقط جنین امکان ندارد و هیچ جایی هم موفق نشده است. درس دادن کنترل جمعیت در کلاس چهارم دبیرستانهای دخترانه واقعاً به چه چیزی کمک می کند؟

پاورقیهای وبلاگ یهودشناخت بر این مقاله:
ـــــــــــــــ
۱-به عنوان نمونه ای دیگر می توان به کشور فرانسه اشاره کرد که با وسعتی معادل استان خراسان (شمالی، مرکزی و جنوبی) جمعیتی معادل جمعیت ایران دارد.
۲- توجه به این آمار و ارقام از کتاب «چگونه نیمی دیگر می میرند»، نوشته سوزان جورج، ترجمه ازکیا حجاران می تواند جالب باشد: در بولیوی تراکم جمعیت، ۵ نفر در هر کیلومتر مربع و در هند ۱۷۲ نفر است ولی در هر دو قحطی وجود دارد. ولی در هلند با تراکم ۳۲۶ نفر در کیلومتر مربع قحطی و گرسنگی وجود ندارد. چین موقعیکه ۵۰۰ میلیون جمعیت داشت قحطی داشت ولی الآن با جمعیت ۲/۱ میلیارد قحطی ندارد.
۳- درست به همین دلیل و به عکس ایران، در فلسطین اشغالی صهیونیستها چنین سیاستهایی را پی می گیرند:«اساساً پذیرفته شده که هر عائله(یهودی) بایستی حداقل چهار بچه داشته باشد. میزان حق اولاد پرداختی به کارمندان زیاد است و بچه زیاد موجب کاهش انواع و اقسام مالیاتها می شود. حتی کارمندان بازنشسته ای که دارای فرزند بیشتری هستند، حقوق بازنشستگی بیشتری می گیرند.»(هارون، یحیی، مبانی فراماسونری، ترجمه جعفر سعیدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶، صفحه ۵۵) و این در شرایطی است که کل سرزمین فلسطین وسعتی به اندازه کوچکترین استان ایران نیز ندارد و در این وسعت کم، تنها ۶میلیون صهیونیست زندگی می کنند.
۴- کمیسیون سه جانبه، تشکیلاتی است پرنفوذ و وابسته به زرسالاران بین المللی که اعضای آن تئوریسینهای اقتصادی از سه قطب اقتصادی آمریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن هستند و برای تداوم و تقویت سلطه اقتصادی سرمایه داری جهانی، برنامه ریزی و سیاستگزاری می کنند. برای مطالعه بیشتر در این مورد می توانید به کتاب دو جلدی «سه جانبه گرایی» تألیف هالی اسکلار، ترجمه احمد دوست محمدی رجوع کنید. 
۵- به عنوان نمونه ای دیگر به نظر هنری کسینجر، استراتژیست پرنفوذ آمریکایی که یهودی و صهیونیست است اشاره می کنیم: « همان گونه که کسینجر در یادداشت محرمانه خود به پرزیدنت "فورد" در اکتبر  ۱۹۷۳ (که در بیست و ششم ژوئن ۱۹۹۰ در اختیار آرشیو ملی آمریکا قرار گرفت و قابل استفاده برای عموم شد) نوشت وی بر حسب نظریه "مالتوس" که پیش بینی کرده بود غذا برای جمعیت جهان کافی نخواهد بود، کاهش جمعیت جهان سوم را مسأله امنیت "اتازونی" (منظور امپراتوری آمریکا است) به شمار آورده است.» (گارودی، روژه، "گورکن ها، یک هشدار نوین به زندگان"، علی اکبر کسمایی، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۲، صفحه ۱۴۰ و ۱۴۱)

/ 0 نظر / 21 بازدید