تحریم ایران=کاهش ارزش دلار(مهم)

یک سال از تلاش دولت اوباما برای برقراری رابطه با کشور های معترض می‌گذرد، ولی باید چنین قضاوت کرد که از برمه تا کره شمالی ،از ونزوئلا تا ایران اتفاقاً جدیدی افتاده است ."آیونگ سان سو" همچنان در بازداشت خانگی در رنگوم بسر می‌برد ،پیونگ یانگ در حال آزمایش موشک‌های خود است، کاراکاس در مقابل امپریالیست آمریکایی و انگلیسی ایستاده است و تهران نیز با بی اعتنایی به اولتیماتوم آمریکا برنامه هسته‌ای خود را همچنان ادامه می‌دهد و این در حالی است که تحریم‌ها نیز با شکست مواجه شده است.

سیاست های واشنگتن شکست خورده است و دوران موضوعیت داشتن ارتباط با کشورهای ابرقدرت گذشته است. برقرار کردن ارتباط، آنهم فقط با کشورهای ابرقدرت، مربوط به دهه 1980 و به خصوص کشور آمریکا بود زمانی که شوروی ، موثرترین دشمن امریکا از هم فروپاشیده بود، ولی اکنون دورانی شروع شده است که دیگر همچون گذشته، کشورها خواهان سیطره ارزش‌های آمریکایی بر کشورشان نیستند و ارزش‌های غربی جذابیتشان را از دست داده است.

با به قدرت رسیدن کشورهایی مانند چین ،روسیه، هند، برزیل و ترکیه در صحنه جهانی، معادله جدیدی در جهان پا گرفته است و تفکر آمریکا بشدت منزوی شده است.

امروز دیگر سیاست تهدید و تطمیع به تنهایی جواب نمی دهد. مردم از آمریکا توقع تعامل دارند نه برتری‌طلبی و تفوق‌جویی. بسیار بدیهی است که تغییر در رهبری از اوباما بجای جورج بوش از طرف جهانیان مورد استقبال قرار نگرفت. ایران روز به روز به سوریه نزدیک‌تر می‌شود ، رابطه ونزوئلا با کوبا هر روز گرم‌تر می‌شود. برزیل، ترکیه، روسیه و چین هیچ ترسی ندارند که بطور آشکار مخالفت خود با سیاست های برتری طلبانه آمریکا را اظهار کنند.

ایران بعنوان یک قدرت منطقه‌ای و درحال رشد هسته‌ای، با داشتن عمق استراتژیک و عوامل نفوذ در خاورمیانه یعنی حماس، جنبش جهاد اسلامی فلسطین ، حزب الله لبنان وشیعیان منطقه ای متمایل به دولت ایران، می‌تواند نظم مورد نظر ایالات متحده و متحدانش را برهم بزند و موازنه قوا را به سود خود تغییر دهد.

در حال حاضر قدرت‌های غربی در زمینه فروش تسلیحات نظامی با چالش مواجه شده‌اند و در این زمینه کشورهای رقیبی پیدا شده است. اما در شرایطی که همه کشورهای کوچک و بزرگ به فکر تعامل با دیگر کشورها هستند آمریکا بفکر دشمن سازی است.


اوباما فکر می‌کرد که دیپلماسی قدیمی فشار جواب می‌دهد، اما اکنون به نظر می‌رسد که امریکا نیاز دارد تا در تن صدای خود تجدید نظر کرده و دیدگاه‌های سیاسی خود راتغییر دهد. حال دیگر نظام دو قطبی شرق و غرب به پایان رسیده است و نظام‌های سیاسی مانند تهران و پیونگ یانگ و رنگوم پا به عرصه قدرت های جهانی نهاده‌اند، جایگاه آمریکا در جهان به شدت به مخاطره افتاده است و دیگر دوران تهدیدات نظامی در جهان به پایان رسیده است.

آمریکا باید به سرعت رفتار خود را عوض کند و روابطش را بر مبنای احترام متقابل و همکاری بسته شود. امروز دیگر داستان ایران، چین،‌روسیه، برزیل، کوبا و دیگر کشورهای جهان در میان است و سازمان های جهانی مانند شورای امنیت سازمان ملل، بانک جهانی و صندوق جهانی پول نمی پذیرند که تنها یک کشور برای همه تصمیم گیری کند. نشانه روشن این امر بی‌اهمیتی و بی توجهی به اعمال تحریم علیه ایران بود زیرا این امر دیگر جواب نمی دهد و اینگونه برخورد دیگر در عرف بین الملل پذیرفته نیست و جایگاهی ندارد.

مقابله با ایران هسته ای به طور خطرناکی به یکی از استراتژی های مهم سیاست امنیت ملی آمریکا و متحدانش تبدیل شده است. و اسرائیل که تمایلی برای راه حل" دودولتی" ندارد، می‌خواهد تمرکز و توجه جهانی را ازغزه دور کرده و به نقطه دیگری مانند"ایران" معطوف کند.

دیدار رئیس جمهور برزیل با احمدی نژاد و همکاری این دو کشور بطور آشکار و اعلام این امر که " ما حق نداریم که فکر کنیم که دیگران باید مثل ما فکر کنند ." نشان دهنده موج جدیدی در مناسبات بین الملل بوده است. این کلمات پاسخی شفاف و محکم به جهان غرب است و نشان از اتحاد کشورها علیه زورگویی است. چند هفته پیش اردوغان، نخست وزیر ترکیه از احمدی نژاد در ترکیه استقبال گرمی کرده و گفت که هسته‌ای شدن حق ایران است و برنامه هسته ای ایران یک برنامه "صلح آمیز" است.

با وجود اینکه غرب فشار زیادی به رئیس جمهور ترکیه و اردوغان آورد ولی نه تنها این فشارها و تهدید ها به هیچ وجه جواب نداد بلکه روز به روز روابط ترکیه و ایران نیز گرمتر شده است.
در حال حاضر حیات خلوت آمریکا در باریکه کناری آسیا به سرعت باعث چالش آمریکا شده است. ایران با داشتن برنامه هسته‌ای خود بزرگترین چالش امنیتی برای آمریکا محسوب می‌شود. امروز بیشترین مشکلات در مناطقی به چشم می خورد که آمریکا در آنها نفوذ دارد. در سودان با بیشترین میزان خودکشی و در زیمباوه نیز با مشکلات زیادی روبرو هستیم. یانگون (پایتخت پیشین کشور برمه که بزرگ‌ترین شهر میانمار است )در حال حاضر روابط خیلی خوبی با کره شمالی برقرار کرده است بطوری که با یکدیگر همکاری های هسته‌ای را نیز برقرار کرده‌اند.
امروز برمه به یکی از مهمترین کشورها و به نمادی تبدیل شده است که شاهد شکست استراتژی های آمریکاست. با بیش از دو دهه سیاست منزوی سازی این کشور از سوی آمریکا، هم اکنون یکی از مناطقی است که کمترین تاثیر را از سیاست های غربی پذیرفته است و تلاش دارد تا درهای خود را به سوی چین باز کرده است. این در حالی است که هیلاری کلینتون هم به شکست تحریم ها علیه برمه اذعان کرد.

با به قدرت رسیدن کشورهای جدید تعاملات دیپلماتیک و مدل های اقتصادی باید جایگزین شود . تحریم برمه توسط آمریکا این فرصت را به چین و هند داد و آنها توانستند با استفاده از این فرصت روابط خوبی با برمه برقرار کنند وآن را به خود نزدیک کنند به نحوی که اکنون باهم تعاملات استراتژیکی برقرار کرده اند. با فشار غرب علیه ایران بین ائتلاف غرب با روسیه وچین شکاف بزرگی ایجاد شد و این تحریم ایران باعث رشد بالای اقتصادی ایران شد تا جایی که نتیجه آن از رونق افتادن دلار آمریکا در مبادلات جهانی شده وایران توانست در تمام زمینه ها از جمله، انرژی، صنعت و ارتباطات به پیشرفت های بسیاری نائل شود. اگرهدف از تحریم ایران توقف برنامه هسته‌ای ایران بود برنامه هسته‌ای ایران که به شدت خود ادامه پیدا کرد و ایران قادر شد که توانایی های بومی خود راافزایش دهد.

آمریکا باید سیاست جدیدی را در قبال ایران شروع کرده و با کنارنهادن نقطه شروع، درتلاش برای تماس و مذاکره با ایران باشد. آمریکا باید فکر اینکه ممکن است چماق بزرگتر و هویج بزرگتر"تحریم های شدیدتر و تشویق های جذاب تر" حساب استراتژیک تهران را تغییر بدهد را کنار بگذارد. هدف ایالات متحده باید ایجاد یک محیط ژئواستراتژیک جدید در خلیج فارس باشد و در آن نقش مشروع ایران در معادلات و نظم منطقه را محترم بشمارد.

اکنون تازه دولت آمریکا به این نتیجه رسیده است که باید تحریم ها را هوشمندانه تر اعمال کند و این یعنی شکست دیگر و خودکفایی و پیشرفت بیشتر ایران.
آمریکا می خواست روسیه و چین را ترغیب کند که علیه ایران تحریم کنند ولی پکن و مسکو ترجیح می دهند که طرف ایران را داشته باشند تا کاخ سفید. مسکو و پکن خواهان افزایش روابط خود با تهران هستند و این امر باعث ایجاد منافع مشترک استراتژیک بین آنها شده که این موضوع سبب پهلو زدن به موازنه قدرت آمریکا در خلیج فارس شده است.
آمریکا باید سیاست های خود را عوض کرده و به فکر تغییر سیاست‌های خود باشد ،اول تحریم اقتصادی کشورها را کنار بگذارد، سعی کند تعاملات دانشجویی با آمریکا افزایش پیدا کند و محدودیت هایی که مسولان سیاسی کشورهای مختلف برای مسافرت با آن روبرو هستند را بردارد و مشکلات ویزا را برای مسافران کم کند و سعی در جلب توجه تعاملات با دیگر کشور های جهان بکند. تعاملات سیاسی خود را با دیگر رقبا و کشورهای دیگر افزایش دهد.
اوباما باید نگاه خود را نسبت به "کشورهای محور شرارت " نگاهی مثبت کند هرچه می تواند سیاست های خصمانه را کنار گذاشته و خود را از منزوی شدن بیشتر نجات دهد . دست از خصومت با احمدی نژاد ، هوگو چاوز، کیم جونگ و روبرت موگابه بردارد .

و این درحالی است که بیشتر کارشناسان بر این عقیده‌‌اند ، ایران از نقطه "بدون بازگشت" عبور کرده است بدون آنکه تعهدات قانونی خود تحت NPT (پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای) را نقض کند.

/ 0 نظر / 12 بازدید