گزارش شب اول قبر شیخ(طنز)

نکیر: من اسمک؟

      -شیخ بی سواد.

نکیر: من لقبک نه، پرسیدم؛ من اسمک؟

      -به شما که عرض کنم؛ من چقدر وقت دارم؟

نکیر: دیگه هیچ وقتی نداری. گفتم؛ من اسمک؟

      -من عربی ام ضعیفه، اگه می شه فارسی بپرسین.

نکیر: من دینک؟

      -منم همینطور.

نکیر: من امامک؟

      -امامعلی رحمانف! به شما که عرض کنم؛ بازجوهای جمهوری اسلامی مهربون تر بودنا. چقدر از وقتم مونده؟

نکیر: من کتابک؟

      -ملتفت نشدم؛ شما چی؟!

نکیر: منکر! من میرم سراغ اون دوتای دیگه. این با تو.

   منکر: من اسمک؟

      -نوش جان، من "اسنک" دوست ندارم!

منکر: نکیر جان، اون دوتای دیگه با من. این یکی رو خودت سئوال جواب کنی، بهتره!

 نکیر: من حاضرم از صد تا مرده، سین جیم کنم؛ این یکی اما با خودت.

منکر: پرسیدم؛ من اسمک؟ ببین؛ اسم من منکره، اسم تو چیه؟

      -چه جالب. اسم شما منکره، اسم منم نوکره.

منکر: نوکر کی؟

      -نوکر شما.

منکر: اما تو پرونده تون اومده که شما نوکر اجانب بودید؟

      -حالا مشکلی نیست؛ به شما که عرض کنم؛ یه ذره من کوتاه میام، یه ذره هم شما کوتاه بیا، با میانجیگری اختلافات رو حل کنیم!

منکر: الان که فرستادمت جهنم، اختلافاتمون حل میشه.

      -من کلا هیچی وقت ندارم مثل اینکه!

منکر: بگو ببینم؛ من کتابک؟

      -به شما که عرض کنم؛ این که پرسیدی یعنی چی؟

منکر: یعنی به چه حقی قرآن را به رساله حقوق بشر اسرائیلی ها فروختی؟

       -این یکی رو "باقی" کرد تو پاچم! 

منکر: الکی برای چی تهمت تقلب زدی؟

      -اون دو تای دیگه کردن تو پاچم.

منکر: این پولا رو از کجا آورده بودی؟ اینو کی کرد تو پاچت؟

      -به شما که عرض کنم؛ اینو "شهرام" کرد تو پاچم. البته به شما که عرض کنم...

منکر: دیگه نمی خواد عرض کنی، وقتتونم دیگه تمومه. پاشو ببرمت جهنم.

      -آخ!

منکر: چی شد؟

      -به شما که عرض کنم؛ کله ام خورد به سنگ لحد!

/ 1 نظر / 14 بازدید
ایران دیسک

سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار جالب و پر محتوایی داری خوشحال میشم به من هم سر بزنی امیدارم موفق باشی