هزاران داوطلب برای 200 روز روزه!

هزاران داوطلب برای دویست روز روزه 

یکبار با آقا مهدی  صحبت می کردیم، او به من گفت:حاج علی ، من نزدیک به دویست روز، روزه بدهکارم!  اول حرفش را باور نکردم.آقا مهدی و این    حرف ها ؟  اما او توضیح داد که: شش سال تمام چون دائما در ماموریت بودم  نشد که ده روز در یکجا بمانم ، روزه هایم همه مانده.

 و درست پنج روز بعد به شهادت رسید... مدتی بعد از این، موضوع را با شهید صادقی در میان گذاشتم و ایشان تمام بچه ها را  که چند هزار نفر می شدند،  جمع کرد و پس از اینکه خبر شهادت مهدی زین الدین را به آنها داد، گفت :

عزیزان آقا مهدی پیش از شهادت به یکی از دوستانش گفته اند که حدود دویست روزه قضا دارند، اگر کسی مایل است، دین او را ادا کند ، بسم الله... یکباره تمام میدان به خروش آمد و فریاد که: ما آماده ایم. در دلم گفتم: عجب معامله ای چند هزار روزه  در مقابل دویست روز؟

منبع: کتاب افلاکی خاکی   راوی: علی ایرانی

/ 0 نظر / 6 بازدید