واشنگتن پست درمورد 22بهمن چه میگوید؟

1- راهپیمایی عظیم امسال در واقع کارکرد یک رفراندوم را داشت هرچند از آن مهمتر بود چرا که شهروندان برای انداختن یک رای در صندوق معمولا به بیش از نیم ساعت وقت گذاری نیاز ندارند و حال آنکه مردم ایران در راهپیمایی ها به حداقل یک نیم روز وقت گذاری نیاز دارند. تظاهرات عظیم 22 بهمن یک همه پرسی واقعی در مورد رهبری نظام جمهوری اسلامی بود که البته با توجه به جایگاه قدسی و ملکوتی رهبری دینی باید گفت یک بیعت واقعی - و البته بسیار پرشور - بود که میزان محبوبیت و مقبولیت رهبر معظم انقلاب اسلامی را به شیوایی نشان داد. همه می دانند که این بار برخلاف سال های قبل صدا و سیما و سایر رسانه های رسمی کشور کوچکترین مانوری روی دعوت این گروه یا آن گروه سیاسی - با هر گرایش - و یا این شخص یا آن شخص سیاسی - با هر گرایش - نکرد و تظاهرات در واقع صرفا به دعوت رهبر معظم انقلاب اسلامی انجام شد.

کیفیت راهپیمایی هم به گونه ای بود که حضرت آیت الله خامنه ای - دامت برکاته - در کانون توجه راهپیمایان قرار داشت تنوع و گستردگی تصاویر ایشان و سربندهای اعلام حمایت از رهبری بر هر تصویر یا شعار دیگری غلبه داشت این بخصوص در شهری مثل تهران که گاهی - دردمندانه - شاهد هتک حریم رهبری در بیانیه های سران فتنه و یا در تجمعات آشوب طلبانه بود، متمرکزتر بود. مردم در واقع در 22 بهمن پاسخ 8 ماه هتاکی بعضی از معاندان داخلی و خارجی علیه رهبر معظم را دادند این هتاکی ها بدون تردید ریشه ای صهیونیستی - آمریکایی داشت حدود 50 میلیون ایرانی در بیستمین سال رهبری حضرت آیت الله خامنه ای با ایشان بیعت تازه کردند و این از نظر عدد و آداب فراتر و باشکوهتر از بیعت حدود 30 میلیون نفری مردم در خرداد 68 بود. دشمن اراده کرده بود که از اعتبار قطب مرکزی نظام دینی بکاهد ولی خدای متعال اراده دیگری داشت و صد البته اراده خدا غالب است.

2- سران فتنه طی هفته های منتهی به تظاهرات عظیم 22 بهمن با کمک گرفتن از بعضی واسطه های اصولگرانما تلاش وسیعی کردند تا وضعیت را عادی سازی کنند و علیرغم جنایاتی که مرتکب شده بودند بار دیگر بعنوان خودی نظام و مردم جلوه گر شوند بر این اساس چندین نامه خصوصی و چند بیانیه عمومی صادر کردند و بعضی از واسطه ها هم دوره افتادند که بله حالا که این ها از مطالبات! خود کاسته اند خوب است که رهبری و نظام هم آغوش بگشایند و جنایات این ها را نادیده بگیرند یعنی دوباره این ها مجال پیدا کنند که خون و آبروی مردم و نظام را بر زمین بریزند و دندان طمع دشمنان را علیه مردم تیز نمایند. سران داخلی فتنه گمان می کردند که نظام برای مشارکت گسترده مردم در تظاهرات یک بار دیگر به سراغ آن ها می آید و تصاویر آنان از صدا و سیما پخش می شود و این فرصتی را برای چانه زنی آنان فراهم می کند اما نظام به آنان اعتنا نکرد نه به درخواست های آزمندانه - و در عین حال مکر آلود - وقعی گذاشت و نه اجازه داد که بار دیگر در رسانه های رسمی کشور مطرح گردند. از این رو این جریان با نزدیک شدن به روز 22 بهمن بار دیگر به انتقاد تند علیه نظام روی آورد و بیانیه های شداد و غلاظ داد و گمان می کرد می تواند در مراسم سالگرد انقلاب در تهران رخنه کند و از طریق بلند کردن صداهای اعتراضی و آشوب طلبی نظام جمهوری اسلامی را وادار کند تا به آنان توجه کند و آن ها را به حساب آورد که این هم نشد، این بار این مردم بودند که سران فتنه را با صراحت و فریاد رسا از خود راندند و مهر باطل را بر پیشانی شان کوبیدند. آنان نه توانستند نظام را وادار به شنیدن کنند و نه توانستند مردم را دچار انحراف نمایند. جالب این است که حزب مشارکت یک روز پس از شکست سنگین سران فتنه از مردم در بیانیه رسمی نوشت: «از رهبران نظام می خواهیم وجود اعتراض و بحران در کشور را به رسمیت بشناسند» شبیه همین عبارت را واسطه های دیگری نیز بیان کردند در واقع درد بزرگ آنان این است که کشور درگیر بحران نیست و نظام نیز حاضر به پذیرش تحلیل های اذهان بحران زده نمی باشد. خط وجود بحران در کشور طی چند سال گذشته همواره توسط چهره های خاص سیاسی مطرح گردیده و از این عبارت جز دشمنان نظام استقبال نکرده اند.

3- یک نکته کلیدی دیگر اقتدار نظام جمهوری اسلامی بود. دشمنان خارجی و داخلی طی ماههای گذشته روی این عبارت که «کار از دست نظام خارج شده» تبلیغ زیادی می کردند تا از یک سو به مخالفین ترسوی نظام روحیه و جسارت بدهند و از سوی دیگر در سطح خارج از کشور وانمود کنند که شرایط فروپاشی نظام در داخل فراهم شده و لذا باید با صراحت و حجم بیشتر علیه آن وارد عمل شد. در این میان بسیاری از گروههای سیاسی در داخل و پاره ای از دولت های خارجی همه توشه و توان خود را در سبد معارضه با نظام گذاشتند ولی نتیجه همه این سرمایه گذاری ها این شد که دست آخر بگویند: «استقرار سنگین نیروهای امنیتی عمدتاً مانع استفاده تظاهرات کنندگان از فرصت 22 بهمن شد» در واقع این عبارت واشنگتن پست که به شکل های دیگر توسط محافل خارجی و داخلی تکرار گردید، اعتراف به اقتدار نظام و توانایی نیروهای حافظ آن در کنترل مخالفین است و این البته در حالی است که در همین صحنه نظام اقتدار مردمی خود را نیز در بالاترین سطح به رخ مخالفان خود کشیده است. روزنامه نیویورک تایمز در روزجمعه نوشت: «برخلاف مراسم روزعاشورا و... که توسط مخالفان تحت الشعاع قرار گرفت، مراسم سی ویکمین سالگرد انقلاب به رهبری و هواداران آن تعلق گرفت». این نکته ای است که به هر حال مخالفان را وامی دارد تا در مورد سیاست نفوذ انگلی به مراسم اصلی و یا سیاست آشوب در کف خیابان تجدیدنظر کنند که البته صدای آن از لابلای رسانه های آمریکایی و انگلیسی به گوش می رسد.

4- یک نکته دیگر در این ماجرا نقش کلیدی و راهبردی آمریکایی ها و انگلیسی ها در توطئه شکست خورده در روز 22 بهمن بود. روزنامه واشنگتن پست اعتراف کرد که ماهها روی بهم زدن مراسم روز 22 بهمن کار شده و قرار بود میوه چند ماه فعالیت در روز پنجشنبه چیده شود. سایت فارسی بی بی سی به مطلبی که بطور متفق القول در رسانه های مشهور آمریکایی درج شده بود اشاره کرد و نوشت که : «همه روزنامه های مهم آمریکایی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست و لس آنجلس تایمز از «برنامه ریزی گسترده قبلی» برای مانور معترضان در روز 22بهمن تهران خبر داده اند.» روزنامه لس آنجلس تایمز بعد از شکست در 22بهمن نوشت: « به برنامه تازه ای نیاز است»، روزنامه نیویورک تایمز نوشت: «فضای چندانی برای فعالیت مخالفان باقی نمانده است»، «معترضان در دریای هواداران نظام ناپدید شدند» و به نحو معناداری افزود: «سبزها کاملاً ناامید نشده اند»، تلویزیونی بی بی سی همان روز گفت: «خیابانهای اصلی محل برگزاری راهپیمایی در تصرف هواداران نظام است و مخالفان امکان حضور در این خیابانها را ندارند.» بر این اساس می توان گفت آمریکایی ها دقیقاً از پروژه خبر داشته اند. خبرهای این پروژه چگونه به دست آنان رسیده است آیا آنان خود طراحان اصلی ماجرا نبوده اند؟ و آیا یک وحدت آشکار میان امثال موسوی و خاتمی با محافل اطلاعاتی آمریکا دیده نمی شود؟ مرور عبارات این رسانه ها فقط بخشی از ماجرا را تبیین می کند ولی از همین مقدار می توان فهمید که معنای «چیدن میوه 8 ماه فعالیت در 22 بهمن» یعنی چه؟ این چه میوه ای است؟ آیا میان این میوه و مضامین مصاحبه میرحسین موسوی با سایت کلمه و بیانیه روز 23 بهمن حزب مشارکت مبنی بر اینکه باید وجود بحران در کشور به رسمیت شناخته شود، ارتباطی وجود ندارد؟

5- در تظاهرات 22 بهمن ریزش شدید آرای جریان فتنه کاملاً نمودار بود. تردیدی نیست که نزدیک به چند میلیون از جمعیت واجدشرایط رأیی که در تظاهرات 50 میلیونی 22 بهمن هم آمده بودند در انتخابات به میرحسین موسوی رأی داده بودند این ها بر حسب شعارها و تصاویری که در دست شان بود با یک حس و حال مضاعف شرکت داشتند آنان از یک سو فریاد شوق انگیز تجدید عهد و پیمان با رهبری را سر دادند و از سوی دیگر بغض فرو خفته خود را علیه کسانی که به نام پاسداری از رأی آنها به فتنه گری علیه نظام و رهبری مظلوم آن روی آوردند، خالی کرده و از امثال موسوی و خاتمی ابراز برائت کردند. بر این اساس بعضی از نزدیکان این جریان این را بزرگترین خسارت جریان فتنه دانسته اند. عباس عبدی عضو حزب مشارکت می نویسد: «منشأ کم و کمتر شدن مخالفان از 13 آبان شروع شد و بعد از عاشورا شدیدتر خود را نشان داد. تا جایی که کسی حاضر نیست مسئولیت وضعی که پیش آمده را بپذیرد حالا هر کسی - از اعضای جریان آشوب- خودش رهبر خودش است! من نمی فهمم این یعنی چه؟»

بر این اساس باید گفت تظاهرات عظیم 50 میلیونی روز 22 بهمن از یک سو استحکام نظام را به رخ جهانیان کشید و از سوی دیگر میرایی و رو به پایان بودن جریانی که ادعا می کرد آینده ایران را در دستان خود دارد را به اثبات رساند.
حسن ختام این مقال جمله ای از حضرت آیت الله خامنه ای است که در پیام تشکر خود خطاب به ملت بزرگ ایران فرمودند: «آیا حضور دهها میلیون انسان بصیر و پرانگیزه در جشن سی و یک سالگی انقلاب کافی نیست که معاندان و فریب خوردگان را که گاه ریاکارانه دم از مردم می زنند، به خود آورد» و افزودند: «این ملت... تصمیم خود را گرفته است... و هر مانعی را از سر راه بر خواهد داشت.»

/ 0 نظر / 12 بازدید